🧠✨ سال ۱۳۹۳ بود، یه روز معمولی، اما توی ذهن من یه جرقه افتاد.
داشتم کتابی درباره موفقیت و قانون جذب میخوندم که نویسندهاش با افتخار از تجربهی شخصی خودش نوشته بود. همونجا، توی دلم یه آرزو کاشتم:
اینکه یه روزی منم انقدر تغییر کنم که بتونم از خودم مثال بزنم، یه الگوی واقعی برای لاغری با ذهن باشم 🌱
📚 هر بار که مطلبی درباره موفقیت با ذهن میخوندم، یه تصویر واضح توی ذهنم شکل میگرفت:
من، با لبخند رضایت، در حال گفتن داستان موفقیتم به کسی که مثل قبلِ خودم ناامید و سردرگمه…
اون روزها، راستش حتی تصورشم برام دور از ذهن بود 😞
اما الان، با تمام وجودم باور دارم که بهترین روش لاغری ذهنی، همین مسیریه که من طی کردم؛ مسیری که از تغییر فکرها شروع شد، نه از حذف غذاها! 🚫🍰
امروز با افتخار میتونم بگم:
✅ بدون رژیم
✅ بدون ورزشهای طاقتفرسا
✅ فقط با تغییر نگرش و باورهایی که ریشهی چاقی بودن
تونستم قدمبهقدم با استفاده از آموزش های بهترین روش لاغری ذهنی خودمو از اسارت اضافه وزن نجات بدم.
و حالا خوشحالم که میتونم از خودم مثال بزنم، برای تویی که دنبال یه راه واقعی برای تغییر هستی 💛

✨ روند لاغر شدن من با بهترین روش لاغری ذهنی
امروز که دارم این متن رو برای فایل آموزشی مسیر لاغریام مینویسم، فقط درباره یه تجربهی شخصی حرف نمیزنم…
دارم یه تصویر زنده و واقعی از خودم در دوران چاقی رو به نمایش میذارم؛ همون تصویری که حالا شده سند افتخار و موفقیتم 📸💪
شاید سالها پیش وقتی کتابهای موفقیت رو میخوندم و میدیدم آدمها چطور از خودشون مثال میزنن، ته دلم میخواستم منم یه روزی بتونم همین کار رو بکنم.
ولی راستش هیچوقت فکر نمیکردم این روز انقدر واقعی و شیرین سر برسه… 🎯
📚 تو این سالها، مستندهای زیادی از آدمهای موفق دیدم، زندگینامههاشون رو خوندم.
اما یه چیز همیشه برام عجیب بود:
کم پیش میاد که کسی خودش بلند شه، از راهی که رفته حرف بزنه و بگه چطوری موفق شده. بیشتر وقتها یه گزارشگر میاد و از سختیها و چالشها سوال میپرسه، نه از روش واقعی موفق شدن…
ولی توی مسیر من یه چیز متفاوت اتفاق افتاد:
✨ من با «بهترین روش لاغری ذهنی» لاغر شدم و نکته جالبش اینه که تو این مسیر هیچ وقت احساس شکست نکردم!
نه اینکه نخوام درباره سختیها حرف بزنم؛ بلکه واقعاً سختیای نبود که بخواد به چشم بیاد.
اون چالشهایی که داشتم، در مقایسه با ۳۵ سال زندگی با چاقی، احساس شرم، محدودیت، و خودسرزنشی، هیچ بودن… یه نفس راحت در مقایسه با اون همه فشار 😌🕊
تو این مسیر ذهنی، هر روزم یه قدم به رهایی نزدیکتر بود. نه محدودیت غذایی داشتم، نه رژیم، نه تمرینات سنگین.
فقط با تغییر افکار و باورهایی که سالها ذهنمو زندانی کرده بودن، آزاد شدم… و سبک شدم… هم توی بدن، هم توی روح ✨
و حالا میتونم با اطمینان بگم:
اگه دنبال بهترین روش لاغری ذهنی هستی، این همون راهیه که نه تنها نتیجه میده، بلکه در مسیرش، طعم واقعی آرامش، عزتنفس و آزادی رو میچشی 🌿❤️

🧠 آموزش زبان لاغری؛ بهترین روش لاغری ذهنی
از وقتی که با تمام وجودم وارد مسیر آموزش لاغری با ذهن شدم، یه هدف همیشه در قلبم بوده:
اینکه هیچکسی که به این مسیر قدم میذاره، طعم تلخ شکست رو تجربه نکنه 🍀
🌀 شاید بعضیها در مسیر، یه جاهایی لیز بخورن یا حتی برای مدتی دست از ادامه دادن بردارن… اما جادوی این مسیر اینه که:
برمیگردن!
دوباره و دوباره، مثل کسی که یادش میافته خونهاش کجاست 🏡 و با عشق و اطمینان بیشتری به راه ادامه میدن…
از نگاه من، این لیز خوردنها اصلاً شکست نیست. در واقع، یه جور تلنگره برای قویتر شدن ایمانمون به اینکه
✨ بهترین روش لاغری ذهنی همونیه که از درون ما شروع میشه، نه از روی ترازو!
📖 توی دل نوشتههای ساکنین سرزمین لاغرها بارها خوندم که چطور بعد از یه دوری کوتاه، با دل پرامید برگشتن، و اینبار نه فقط برای لاغری بدن، بلکه برای آرامش ذهن و شادی روحشون قدم برداشتن 🌷
یکی از شگفتیهای مسیری که من تجربهاش کردم و حالا آموزش میدم اینه که:
کسی که حتی یه جلسه از آموزشهای لاغری با ذهن رو ببینه، دیگه نمیتونه به روشهای پرزحمت و موقتِ جامعه برگرده.
انگار یه پنجره تازه توی ذهنش باز شده و دیگه نمیشه اون رو بست 🪟✨
🔁 اگرم وسوسه شه که بره سراغ یه رژیم یا برنامه غذایی، خیلی زود دلش میفهمه که اشتباه رفته… و با اشتیاق بیشتری به این مسیر ذهنی و درونی برمیگرده 🙏🧘♀️
مسیر لاغری من در مسیر بهترین روش لاغری ذهنی، فقط یه داستان موفقیت نیست؛ 📽 یه مستند زندهست، پر از صداها و قدمهایی که از دل چاقی به سمت آزادی رفتن…
با همهی احساساتش، با لحظههای کشف، با باورهایی که کمکم تغییر کردن… و حالا، با اطمینان کامل میتونم بگم:
✅ هرکسی که با اشتیاق وارد این مسیر بشه ✅ و تلاش کنه که واقعاً یاد بگیره، نه فقط اجرا کنه
چه بخواد، چه نه، لاغر میشه و مهمتر از اون: لاغر میمونه 🌟
💖 بهترین روش لاغری ذهنی، فقط یه برنامه لاغری نیست؛ یه راهه برای رهایی از تمام اون چیزهایی که سالها ذهن و قلبمون رو سنگین کرده بودن…
رهایی از چاقی، فقط بهانهست برای آزاد شدن از رنج، غم، کمبود عزت نفس و احساس شکست… و من، هر روز خدا رو شکر میکنم که توی همین دنیای مادی، فرصت پیدا کردم هم جسم و هم نگاهم رو به زندگی تغییر بدم 🙏
و خوشحالتر از اون، اینکه حالا میتونم بهترین روش لاغری ذهنی رو با شما که آمادهی تغییر هستی، به اشتراک بذارم ❤️
📬 و چیزی که همیشه قلبم رو گرم میکنه، خوندن نوشتههای ساکنین سرزمین لاغرهاست…
نوشتههایی که نهتنها دربارهی لاغری، بلکه دربارهی آزادی و عشق به خود هستن.
برای من، اینها زیباترین متون دنیا هستن ✨



چگونه علم از «لاغری با ذهن» پشتیبانی میکند؟
تا حالا شنیدی گفته: «هر کاری که ذهن قبولش کنه، بدن هم همراه میشه»؟ میخوام یه آزمایش علمی معتبر برات معرفی کنم که عین جملهست:
🧪 تحقیق متاآنالیز درباره ذهنآگاهی و بهترین روش لاغری ذهنی
در یک بررسی جامع (متاآنالیز) روی بیش از ۱۸ مطالعه مختلف و حدود ۱,۱۶۰ نفر شرکتکننده، نتیجه زیر بهدست اومده:
- میانگین کاهش وزن حدود ۳ تا ۳.۵ کیلوگرم در مدت پیگیری
- اثر متوسط اما قابل توجه روی کنترل رفتارهای غذایی ناسالم (بیش از ۰.۷ اندازه اثر Hedge’s g)
- ترکیب مراقبه ذهنآگاهی با تمرینات ساده (مثل رصد تنفس یا تمرکز روی احساس سیری) در طول زمان باعث ثبات کاهش وزن هم میشه
افزون بر این، بررسیای دیگر نشان داد ذهنآگاهی باعث کاهش قابلتوجهی در شاخص توده بدنی (BMI)، دور کمر و میزان چربی بدن میگرده، و اثرات این کاهش تا چند ماه بعد هم دوام داره .
✅ پس یعنی چی برای تو؟
- بهترین روش لاغری ذهنی باید بتونه بدون حذف غذا یا ورزش سنگین، باعث لاغری شما بشه.
- کنترل رفتار و احساس گرسنگی، یکی از اصلیترین دلایل ماندگاری نتیجهست.
- این روش با پایه علمی، حمایتی قوی پشتشه…
✨ تطبیق علمی با تجربه من
وقتی من حرف از «بهترین روش لاغری ذهنی» میزنم، این فقط ادعا نیست؛ این تجربهی ذهنی من هست که با یافتههای علمی مهم پشتیبانی میشه.
همونطور که تجربهی من نشون داد:
- بدون رژیم غلیظ یا ورزش سنگین،
- فقط با تغییر افکار، باورها و رفتارهای ذهنی،
- تونستم مسیر لاغری رو طی کنم؛
همزمان، علم میگه: ذهنآگاهی و توجه به اعلانهای بدن (مانند گرسنگی و سیری) واقعاً روی وزن، BMI و رفتار غذایی تاثیر داره.
پس این مسیر نه فقط داستان شخصی منه، بلکه بهواقع یکی از موثرترین، علمیترین و پایدارترین روشهای لاغریست 🌿
✍️ تمرین آموزشی ویژه: بهترین روش لاغری ذهنی 💡
همه ما تجربه استفاده از رژیمها و برنامههای ورزشی را داشتهایم. اما واقعاً چند نفر با این روشها به نتیجهای ماندگار رسیدهاند؟ 🧐
خیلی وقتها علیرغم اجرای کامل برنامه، باز هم سرزنش میشدیم که چرا وزن کم نکردیم! اینجاست که متوجه میشیم شاید مسیر رو اشتباه رفتیم…
اگر به دنبال بهترین روش لاغری ذهنی هستی؛ روشی که بدون رژیم، بدون فشار، بدون ترس از قضاوت، تو رو به لاغری پایدار برسونه، این تمرین برای توست. ✨
لطفاً ابتدا محتوای نوشتاری و ویدیوی آموزشی این جلسه رو با دقت ببین و بعد با حوصله به سوالهای زیر پاسخ بده. 💬
- چرا با اینکه رژیم و ورزش رو کامل اجرا میکردی، باز هم به شکل دلخواه لاغر نشدی؟
- از نظر تو ذهن چه نقشی در موفق نشدن روشهای قبلی لاغری داشته؟
- چرا خیلیها با اینکه کم غذا میخورن اما لاغر نمیشن؟ ذهن در این ماجرا چه نقشی داره؟
- تجربه یا برداشتت از این جمله چیه؟ «نمیدونم با اینکه کم میخورم چرا لاغر نمیشم، ولی میدونم اگه بیشتر بخورم چاقتر میشم!»
- با توجه به محتوای این جلسه، برداشت تو از بهترین روش لاغری ذهنی چیه؟
- بر اساس ویدیوی آموزشی، تمرینی که از این جلسه برای خودت طراحی کردی رو در بخش دیدگاهها بنویس 📝
🗨️ منتظر شنیدن صدای تو هستیم!
حتماً پاسخهات رو به صورت انشایی در بخش دیدگاههای همین جلسه بنویس و تجربهات رو با ما و سایر اعضای سرزمین لاغرها به اشتراک بذار 💖
شاید نوشته تو، الهامبخش فردی باشه که همین حالا دنبال امید و راه نجاته 🌈
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.63 از 62 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خدا
سلام✋
🔵چرا با اینکه برنامه های رژیمی و ورزشی را با دقت اجرا می کردید اما به شکل دلخواه لاغر نشدید؟
◀چون ذهنیت و باوری که داشتیم اشتباه بود.نمی توان با افکار اشتباه همراه با رفتار درست (رژیم گرفتن) به تناسب اندام رسید.
🔵نقش قدرت ذهن در لاغر نشدن و نتیجه نگرفتن از سایر روش های لاغری را شرح دهید.
◀وقتی ما نگرش و باورهای نادرست و اشتباه داشتیم باتحت فشار قرار دادن جسممون با انجام دادن رفتارهای بظاهر درست سعی در لاغر شدن داشتیم و چون قدرت ذهن بیشتر است تمام تلاشهای ما درنهایت به چاقی ختم میشد.
🔵با توجه به اینکه خیلی از افراد چاق به خاطر سالها رژیم گرفتن به شکل خودبخودی میزان خوردن خیلی کمی دارند چرا لاغر نمی شوند؟
◀چون دارای ذهنی چاق هستن و انتظارشون از خودشون چاقیه .ذهنیتی که حتی اگه آب هم بخورند چاق میشوند. با داشتن چنین افکار و ذهنیتی چطور می تونن لاغر بشن.
🔵تجربه یا نگرش خود درباره عبارت (نمی دانم با اینکه مقدار کمی غذا می خورم چرا لاغر نمی شم اما می دانم اگر بیشتر غذا بخورم حتما چاق تر خواهم شد) را شرح دهید؟
◀این جمله یعنی داشتن افکار چاقی و استمرار داشتن این فکر یعنی داشتن باور چاقی و درپی این باور انتظار چاقی بوجود میاد و ما انتظار هرچیزی رو داشته باشیم فرمول اون رو توی ذهنمون قویتر میکنیم و درنهایت این فرمول به صورت حکم و دستور به مغز صادر میشه و تبدیل میشه به واقعیت زندگی ما.
🔵با توجه به محتوای نوشتاری و ویدیوی آموزشی درک و برداشت خود از این جلسه را شرح دهید؟
🔵از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
◀قدرت ذهن رو نباید دست کم بگیریم .
ذهن ما به حدی قدرتمند است که درصورتی هم که ما افکار صحیح ولی رفتار اشتباه داشته باشیم تاثیر رفتار اشتباه رو بر جسم خنثی میکنه.
✨افکار صحیح+رفتار صحیح=تناسب✨
ممنون از شما استاد گرامی 🌺
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت استاد بزرگوار،ممنون از شما بابت گذاشتن این فایل.بسیار آموزنده و زیبا بود.درسته ما باید هم افکار درست داشته باشیم هم رفتار درست،واقعا این خیلی مهمه و شخصیت انسان را میسازه.
. تمرین:
چرا با اینکه برنامه های رژیمی و ورزشی را با دقت اجرا می کردید اما به شکل دلخواه لاغر نشدید؟
چونکه در برنامه های رژیمی تمام تمرکز روی رفتار ما بود نه روی افکار ما،به چیزی وصل بودیم بیرون از خودمون. برنامه های رژیمی ترس در ما ایجاد میکردنند و از هرچی بترسی سرت میاد.
اخ اخ اخ،داغ یه عشق(درد) قدیمی را اومدی تازه کردی(با این سوال خخخخ) دوباره اخ اخ اخ فقط میتونم بگم اخ اخ اخ،یکبار دهات دور هم نشسته بودیم با طایفه همسرم که شام هم استامبولی داشتیم،من یکم ته دیگشو خوردم خودشو نخوردم.یکی گفت غذات همینه گفتم اره ایشونم چاق بود خیلی زیاد،گفت واقعا نمیدونم ما چاقا با اینکه غذامون کمه ولی چاقیم. گفتم اره من که آب بخورم چاق میشم و این حرفها.ایشونم تایید میکرد.داماد متناسبمون همیشه دوبرابر یا یه برابر من غذا میخوره بهش میگم میدونی چیه من اگه اندازه تو غذا بخورم تا اخر هفته میترکم مثل بادکنک باید تکیه هامو از زمین جمع کنید و هزاران تجربه دیگه. استاد عزیز با توجه به اموزه های شما فکر میکنم اینها همه توجیهات الکی ذهن هست.
دوباره اخخخخ اخ اخ اخ
بهتره که همیشه رفتار مناسب و افکار مناسب را با هم داشته باشیم.بهتره زیاد درگیر خوردن نباشیم هر زمان گرسنه شدیم بخوریم به نظرم وعده صبحانه ناهار شام معنا نداره و هرگاه گرسنه بودم میخورم هرگاه گرسنه نبودم نمیخورم.
نشان های دریافت شده
سلام ما باافکارچاق شدیم نه رفتار وقتی غذایی رومیخوریم اونقدربهش فکرمیکنیم وبهش پروبال میدیم همون تبدیل میشه به چاقی وقتی افکاردرست بشه روندلاغری خودبخودصورت میگیره وماروبه هدف نزدیک میکنه غذاها قدرت ندارن ومادرروش ذهنی یادگرفتیم نقطه سیری وگرسنگی روتشخیص بدیم پرخوری نکنیم اگرم یکباراتفاق افتادخودمونوببخشیم وبه مسیر باارامش ادامه بدیم درطی مسیرنبایدبلعزیم دنبال روافکارمنفی نباشیم چون مسیرلاغری باذهن یک مسیرکاملا ارام همراه با حس وحال خوب هست
نشان های دریافت شده
سلامی گرم خدمت استاد عطار روشن گرامی و بقیه اعضاء
افکار صحیح ،توانایی اینو داره که رفتار غلط رو خنثی کنه
نکته بسیار مهمی در این فایل بیان شد توانایی افکار رو توضیح داد
پانصد گرم غذای اضافه انقدر قدرت نداره که بخواد سه کیلو فرد رو چاق کنه ولی اون فرد انقدر به اون افکار قدرت داده ، که افکار تونستن بر جسم فرد تاثیر بزارن
خود من هم همیشه از این رفتار داشتم بعضی خوراکی ها کلا خط قرمزم بود و اصلا هیچ توجیهی نداشتم برای خوردنش انگار میخواستم سیانور بخورم…
مثل سس مایونز که اصلا انقدر خطر ناک میدونستمش که هر بار الویه درست میکردم شاید یه قاشق هم نمیخوردم ازش .
رهایی از اضافه وزن، بهانه ای برای رهایی از هر موضوعی است که در ذهن و قلب ما سنگینی می کند.
من متوجه شدم، با متناسب شدنم يك سدي در زندگي من ميشكنه كه پشتش تمام خواسته هاي ديگرم هست …مصداق همين جمله استاد هست و سنگيني نرسيدن هاي ديگرم هم از بين ميره با كاهش وزنم …به نظرم اين امتحان من در زندگي ام هست و اگر از اين امتحان كه سرتاسر وسوسه شيطان بوده بيرون بيام پاداش هاي بزرگي از جهان هستي خواهم گرفت…
شيطان هميشه به من وعده نتونستن داده …
هميشه وعده فقر و كمبود داده و هي گفته هميشه كه عروسي نيست پس تا ميتوني بخور…هميشه كه تولد نيست پس تا ميتوني بخور
هميشه توي گوشم گفته فلاني كه انقدر لاغره لياقت بهترين ها رو داره تو كه لاغر نيستي يعني حتي عرضه نداشتي خودتو لاغر كني پس لياقت هيچي رو نداري در زندگي
من زياد از اين حرفا از شيطان شنيدم…اون داره كارشو انجام ميده منم بايد كار درست خودم رو انجام بدم …اون قسم خورده كه من رو گمراه كنه و از مسير سپاسگذاري دور كنه ، من هم كه لقب خليفه الله رو گرفتم بايد شبيه انسان واقعي عمل كنم نه شبيه انساني كه در مسير شيطان داره قدم ميزاره…
من برنامه هاي رژيمي و ورزشي زيادي رو اجرا كردم ولي چون فقط داشتم در سطح اعمالم دستكاري ميكردم تغييري كه پايدار باشه نمي گرفتم…الان متوجه شدم كه براي لاغري هميشگي بايد هم در سطح اعمال و هم در سطح افكار تغييرات ايجاد بشه…
و البته كه تغييرات در سطح افكار به مراتب مهم تر هست، از سطح اعمال…. با توجه به مثالي كه استاد در اين فايل زدن از دو فردي كه لاغر بود در مهماني و فردي چاق بودن خانواده گي…
نكته بسيار با اهميتيه كه در تمام بخش هاي زندگي ميشه ازش استفاده كرد اونجاهايي كه من افكار مناسبي درباره خواسته اي داشتم به راحتي بهش رسيدم با كمترين تلاش و اونجاهايي كه افكار مناسب نداشتم، تلاش خيلي زيادي هم كردم ولي نتيجه اونجوري كه خواستم محقق نشده و نمونه عينيش رو دارم در زندگيم.
ذهن ما يه جورايي همه كاره زندگي و جسم ماست …ذهن ما مركز اطلاعاتي هست كه ما بهش ميديم و اون اطلاعات هر چقدر تكرار بشن ، ميشن باورهاي ما و خانه ميكنن در ذهن ما …ذهن ما اون باورها رو كه مثل برنامه كامپيوتري هست ميده به مغز ما ، و مغز ما هم اونا رو اجرا ميكنه…حالا درباره اينكه جسم ما چقدر قدرت داره تا جلوي لاغر شدن ما رو بگيره ميتونم بگم صد درصد اين قدرت رو داره …نشونه اش هم همين كه الان هستم …من در تمام زندگيم اطلاعاتي رو وارد ذهنم كردم كه دال بر اينه كه من ناتوانم در لاغر شدن به دلايل مختلف و انقدر اين اطلاعات رو تكرار كردم و هي نمونه هاي عيني پيدا كردم كه حرفم درسته و اون نمونه ها رو نشون ذهنم دادم و ذهنم هم اونها رو به شكل باورهاي من درآورده و داده به مغز من و مغز من هم داره با اجرا كردن اونها روي جسمم تاثير ميزاره…
حالا براي اينكه اين روند برعكس بشه بايد از همون مسير برگردم
يعني چي ؟
يعني شروع كنم توانايي هام رو در زندگي به ياد بيارم و به ذهنم نشون بدم تا ذهنم ببينه كه مني كه يه زماني از ناتواني هام فقط حرف ميزدم الان توانايي هام رو دارم نشونش ميدم…و يواش يواش كه اين كار ادامه پيدا كنه ذهنم اين موضوع رو به شكل باور من درمياره و ميفرسته به مغزم و مغزم هم در زندگي من نمودار ميكنه…
{الان كه اضافه وزن دارم نميتونم از توانايي هام براي لاغري براي ذهنم مثال بيارم پس بهتره دلايلي پيدا كنم و نشون ذهنم بدم كه مربوط ميشه به موفقيت هاي ديگرم هست…اينطوري يواش يواش خودم هم باورم ميشه كه من توانايي دارم…}
من بايد اين موضوع رو براي خودم با دليل و مدرك غير منطقي كنم كه “مواد غذايي چاق كننده هستن” …چيزي كه قبلا فكر ميكردم ….دلايلي رو پيدا كنم كه مواد غذايي چاق كننده نيستن و اصلا مواد غذايي نه چاق كننده هستن نه لاغر كننده…
مثلا فك كنم چقدر تا حالا برنج خوردم ، يه حساب سرانگشتي بكنم…مثلا ۵۰۰ كيلو تا حالا برنج خوردم…و بعد به خودم بگم اگر واقعا برنج چاق كننده بود و هزار تا چيز ديگه …پس من با اين ۵۰۰ كيلو برنج بايد منفجر ميشدم كه..!!!
و مثال هايي شبيه اين …انقدر اين كار رو بكنم تا باورهاي قبلي بشكنه و جاش رو باورهاي جديد پر كنه
يا باور كنم كه جسم من هوشمنده و خودش تعيين ميكنه چه مقدار مواد غذايي رو جذب كنه و بقيه اش رو دفع ميكنه تموم ميشه ميره…
اون افراد چاق چونكه ذهن هاي چاقي دارن لاغر نميشن…اونا فك ميكنن اگر دو قاشق بيشتر برنج و خورشت بخورن چاق ميشن و اينو انقدر گفتن كه ذهنشون به شكل باور در اورده اين تكرار رو، و اون باورها رو ميده به مغز و مغز هم به شكل جسم نشون ميده .ذهن چاق هميشه دنبال اينه كه چي بخورم لاغر بشم…چي لاغر كننده ست…ذهن چاق در مواقع ناراحتي فرمان خوردن ميده …ذهن چاق در مواقع شادي فرمان خوردن ميده …ذهن چاق توي سفر به فكر اينه كه توي ماشين رو پر از خوراكي كنه…ذهن چاق بعد از پرخوري شيريني ميخوره كه هضم بشه …ذهن چاق از خونه ميا بيرون بره بازار ، قبلا يه عالمه خوراكي ميزاره توي كيفش…اگر بتونيم وسط بازار بريم كيف خانم هاي چاق رو بگرديم يه عالمه خوراكي توي كيفشون پيدا ميكنيم …ولي اگر بريم كيف افراد لاغر رو بگرديم نه تنها هيچي پيدا نمي كنيم حتي شايد بشنويم كه اون افراد لاغر بگن خيلي گرسنمه ولي گفتم كارام تموم شه بعدا برم غذا بخورم…يا ميگن عه ه ه ه اصلا يادم رفته از صب هيچي نخوردم…
بدن ما شبيه باورهاي ماست…زندگي ما شبيه باورهامونه…
من هم از اين جمله استفاده كرده ام و يادمه همين پارسال واقعا مستاصل شده بودم…كه چرا من انقدر كمتر از همسرم ميخورم ولي چاقم …به همسرم ميگفتم من اگر اندازه تو بستني و شيريني جات بخورم منفجر ميشم …و اصلا برام قابل قبول نبود كه چطور يكي مثل همسرم انقدر راحت شيريني جات ميخوره و من يه قاشق شكر يا يه قاشق مربا رو با هزار ترس و لرز ميخوردم…كه البته الان ترس هام خيلي كمتر شده ولي كاملا به هشدارهاي بدنم آگاهم كه چه چيزي برام خوبه چه چيزي برام خوب نيست…بدنم باهام حرف ميزنه وقتي چيزي رو براش خوب نيست ميخورم…اينجا توي فروشگاههاي بزرگ مواد غذايي يا غذاهاي آماده رو براي تست ميزارن و من هميشه ازشون تست ميكردم و فرقي هم برام نداشت …اما الان فقط اونايي كه ميلم بكشه تست ميكنم يه وقتايي هم ميشه از جلوي ميز تست ها ميگذرم و نگاهشونم نميكنم چون بدنم ميلي نداره …
به نظرم موضوع تغيير در افكار موضوع مهم و حتي حياتي هست براي هر بخشي از زندگي …چه براي كسي كه ميخواد لاغر بشه چه براي كسي كه ميخواد به ثروت برسه چه براي كسي كه ميخواد ازدواج خوبي داشته و هزاران مورد ديگه
و حياتي تر اينه كه افكاري رو در ذهنمون بزاريم كه كلي باشن و بتونه بخش هاي زيادي از زندگيمون رو در بربگيره…مثلا اين فكر كه خداوند هيچوقت دير نميكنه و هميشه همه جا دست من رو ميگيره خيلي كلي هست و تمام بخش هاي زندگي ما رو در بر ميگره تا اينكه بگم من ميخوام لاغر بشم و خداوند كمكم ميكنه تا به اين هدفم برسم…
من ميگم خداوند خالق منه و من رو بهتر از هميشه ميخواد ببينه و اون در تمام شرايط حامي و پشتيبان منه…هميشه بهترينها رو براي من فراهم ميكنه و من نياز نيست به فكر ذخيره كردن چيزي باشم.
حالا كه فهميدم موضوع افكار انقدر در هر مساله اي مهم هستن پس بايد با وسواس بيشتري چيزهايي كه براي ديدن انتخاب ميكنم رو ، انتخاب كنم….بايد وسواس بيشتري داشته باشم كه در جاهايي كه از چاقي لاغري و تاثير مواد غذايي ميگن ظاهر نشم…چون ماشين من داره در باند مخالف چاقي ميره و هر جا دوباره اخباري شبيه گذشته بشنوه از مسير منحرف ميشه…من بايد فرمان ماشينم دستم باشه و فقط به اون مسيري كه دوست دارم نگاه كنم…من چيكار دارم بقيه چي ميخورن چيكار ميكنن..من بايد حواسم به خودم باشه كه چي ميخورم و با چه باوري ميخورم..من بايد بي حواس غذا نخورم اين بي حواس غذا نخوردن بخش زيادي از مسيره…كه ميتونم توش نقطه سيري ام رو پيدا كنم…يكي از چيزهايي كه در مسير گذشته بوده اين بوده كه جلوي تلوزيون غذا ميخوردم ، ديس برنج و خورشت هم جلوم بوده و حواسم از نقطه سيريم پرت بوده و يا انقدر دور چين داشته غذام كه هي از طريق چشم تحريك ميشدم…ولي الان كه در باند تناسب اندام هستم از خودم سوال ميكنم واقعا كدوم يكي از اون دور چين ها رو بيشتر دوست دارم و فقط همون كه خيلي دوسش دارم رو ميارم…جالبه بعضي وقتا اصلا هيچ دور چيني هم دوست ندارم …
ولي قبلا اينطوري نبودم و چند تا دور چين مي آوردم سر ميز…اين مطالب بخشي از اون اطلاعاتي هستن كه قبلا به مغزم دادم و چاقش كردم و الان بايد با آموزش هاي صحيح به ذهنم تناسب در خوردن رو ياد بدم تا اون هم به مغزم فرمان بده اين تناسب رو ، و به مرور در جسمم اين تناسب خودش رو نشون ميده .
.
ممنونم براي اين فايل
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
خیلی عالی بود و کلی خندیدم خیلی دوست داشتم یه عکس دیگه از استاد ببینم چون این عکس که همه جای سایت هست خیلی افتضاح نیست و اینکه اصلا بهشون نمیخوره ۱۳۷ کیلو باشن ولی خوب این عکس چون هم قدیمی بود خیلی با مزه بود و من خیلی خندیدم البته جنبه ی شوخی داره و اصلا بحث اینکه خدای نکرده بخوام مسخره کنم نیست
من همیشه ماه آذر شروع میکردم به رژیم و تا عید به وزن دلخواهم یا سایز دلخواهم میرسیدم و خیلی خوشحال عید رو میگذروندم ولی خوب عید چون همیشه میرفتم مسافرت و واقعا رعایت میکردم حتی در شهرستان شوهرم میرفتم پیاده روی یک ساعت ولی وقتی برمیگشتم ۳ الی ۴ کیلو اضافه میشدم و ناامید که بابا این چه زندگیه و دوباره همه چیز رو رها میکردم باز تا سال بعد و واقعا دیگه همه هم میدونستن که من عیدا لاغر میشم اصلا این خودش شده بود یه باور که من تابستون نمیتونم لاغر بشم حتی ببینید این باور اینقدر قویه من دوره رو تو زمستون تهیه کردم خلاصه افکار خیلی مهمه ولی خوب من هم خودم به شخصه دوست دارم لاغر با رفتارهای درست باشم مثل شوهرم و خانوادشون که رفتارهای فوق العاده درست دارند
خیلی عالی بود خدایا شکرت ۲۲۰
نشان های دریافت شده
سلام زمان رژیم جوری برنج برمیداشتم از۱۰قاشق خیلی بیشتربود وبعدش ناراحت وعذاب وجدان میگرفتم کل روزحالم بدبود که من لاعرنمیشم واراده لاعری ندارم روزازادرو اصلا رعایت نمیکردم درکل رژیم خوب نبود همیشه بایدگرسنه بودم وبیشترضربه میزدبه بدن ومامیتونیم بایادگیری لاغری بادهن مثل یک فردمتناسب غذابخوریم وبه بدن سختی ندیم همچی بخوریم ولی زیاده روی نکنیم وبه چاقی فکرنکنیم تاجسم شروع کنه به لاعرشدن افکارخیلی نقش داره توروندلاغری
نشان های دریافت شده
بنام خدا سلام استاد گرامی ودوستان هم مسیرم گام ۴۱روند لاغر شدن من من خیلی خوشحالم که دراین مسیر شگفت انگیزه قرار دارم وما سالها که چاق بودیم وازهر روش که استفاده میکردیم یه وزن کم کنیم که لاغر شویم افکار ورفتار ما اشتباه بوده چون ما توجه به چاقی داشتیم واون چاقی در افکار رفتارمون بود افراد متناسبی رو دیدم که بیشتر از نیاز بدنشون غذا میخورند ولی متناسبندوتفاوت ما باآنها درفرمول ذهنمون هست افکار آنها صحیح ورفتار آنها درمقابل مواد غذایی اشتباه است چون باور اون ها اینکه همیشه مناسبند وماهم در مقابل غذاها همیشه واکنش نشون میدادیم وبه اونها قدرت چاق میدادیم در عوض اینطور نبود چون غذاها مرا چاق نمیکنند این ما هستیم که با رفتار افکار اشتباه این فرمول ایجاد کرده ایم وباید این ها رو اصلاح کنیم باتوجه کردن واحساس خوب ایجاد کردن غذاها و براساس نیاز بدنمون بخوریم واینکه ماباهر بار غذا خوردن توجهمو ن روی چاقی برداریم ومانند افراد متناسب عمل کنیم نه مثل افراد متناسبی که رفتار آنها اشتباه است دربرابر غذاها واینکه هر افکار باوری داشته باشیم اون در زندگیم میبینیم وباید دراین مسیری که هستیم بااحساس عالی پیش بریم وهر آنچه گفته میشه عملی کنیم وبرافکار رفتار مون مسلط باشیم واگر اونها تغییر کنند ماهم متناسب میشویم.
نشان های دریافت شده
گام ۴۱: روند لاغر شدن من
سلام و درود به اکسیر عشق و محبت استاد روشن عزیز و دوستان خوبم
استاد بیا بگو با ما چه کرده ای که اینهمه اتفاقات در درون من افتاده و من چطوری اینطوری شدم
یهویی چی شد که حتی انجام کارهای خونه هم برام لذت بخش شد وقت گذروندن با پسرم و تمیز کردن اتاقش هم برام با عشق شد دست از غر زدن برداشتم
تو با این دل من چه کردی استاد روشن عزیز
تغییر باورهای من به همسرم و پسرم هم سرایت کرده ورفتار اونا هم داره تغییر میکنه جالبه واقعا
اینهمه سال سعی میکردم همسرم رو بزور تغییر بدم رو خودم کار کردم اونم خود به خود تغییر کرد معجزه وار و چقدرم با من مهربونتر شده این روزا جل الخالق
من ۶۲ روز پیش از خدا خواستم لذت بخش ترین و آسانترین راه تناسب رو بهم نشون بده از بس از روشهای قبلی خسته شده بودم یهو خدا با یه سرچ ساده تو گوگل اینجا هدایت کرد گفت بیا تو این بهشت اینی که تو میخوای فقط تو بهشت لاغری با ذهن میسر میشه بنده ی خوشگل من
به این مسیر آسان و شگفتی ساز که واقعا خود بهشته
و حالا من احساس فوق العاده ای دارم از خودم راضی ام از عملکردم راضی ام به سرعت دارم به سمت تناسب پیش میرم با ماشین شاسی بلندم یه دور کوچیک سمت چپ جاده زدم و پر گاز دارم با رفیقام میرم و جیغ و هورا میکشم برای هم بوق هم میزنیم
چقدر احساس سبکی افکار دارم بخدا که سرم سبک شده به قول استاد انگار افکار چاقی وزن دارند چند کیلو وزن از کله من برداشتی استاد من چرا اینقدر سرمست شدم
فقط دنبال لاغری ام رفتار افراد متناسب رو تو مهمونی ها گوشه چشمی یواشکی زیر نظر میگیرم لعنتیای جذاب رو چه قری هم میدن موقع راه رفتن چه سر بالا راه میرن بپا یوقت نیفتی رفیق
و چقدر این کار لذت بخشه چون آگاهی لاغری دریافت میکنم و رو رفتار منم تاثیر مثبت گذاشته و خنده م میگیره
قبلا من عادت به پرخوری داشتم و معده ی طفلک من فقط دهن نداشت بگه بابا بسه خفه م کردی از بس میخوری بعضی وقتا اونقدر میخوردم غذا میومد تو دهنم و من چرا فکر میکردم معده م ته نداره
ولی این روزا با خوردن زیاد واقعا حالم بد میشه دوست دارم تا آخر عمرم به اندازه بخورم استاد من دیگه تا آخر عمرم هم با عصا یه سر به سایتت میزنم
من در این فایل یاد گرفتم چاق شدن ما در گیرو دار عوامل بیرونی خیلی نیست بلکه از درون خودمان و ذهنمانه
چقدر قبلا ناشکر و گله مند از خدا بودم هی میگفتم خدا چرا منو اینطوری آفریدی که هر چی ام برای لاغری تلاش میکنم نتیجه ماندگاری نمیگیرم پر از خشم نسبت به نوع ژنتیک بدنم و جهان هستی و نوع خلقتم و تربیت پدرومادرم داشتم اصلا میگفتم چرا منو تو پیری بدنیا آوردید
من تو این فایل فهمیدم نباید اصلا تو نخ چاقی باشم تو نخ لاغری باید باشم
متناسبها رو دیدی اصلا تو این دنیای چاقی نیستند اصلا بهش فکر نمیکنند جذاب های ….
الان منم خداییش غذام کم شده ولی نه بخاطر رژیم و اینا فهمیدم همین مقدار نیاز بدنمه
واقعا دقت کردید به اندازه خوردن چقدر لذت بخش تر از پرخوریه یه جور حس باکلاسی و شیکی داره یاد اکبر آقای خودمون میفتم مثل پادشاه ها غذا میخورم
وقتی گرسنه ام غذا میخورم و اینجوری لذت بیشتری هم از غذا میبرم و سبکم از سر سفره پا میشم بدون عذاب وجدان سنگینی و ناراحتی
اینجا بهشته منه چون اینجا هیچ محدودیتی برای من ایجاد نکرده هیچ ورزشی نداره و یه حس رهایی و آزادی و در قفس نبودن دارم حس پرواز، نمیدونم چطوری احساسمو بگم
هنوزم نمیدونم یهویی اون مژگان شکمو با اون افکار بخور بخور چطوری تغییر کرده و الان از هر چیزی میلم بکشه اندازه نیازم میخورم و چقدر این حس آزادی دلنشین و لذت بخشه
ببین ایستگاه ۷۵ منتظر منه و من چقدر شوق رسیدن به اون ایستگاه رو دارم بیام اونروز تو گروه با صدای بلند فریاد بزنم بچه ها من بالاخره با عشق به ایستگاه آخر رسیدم من بالاخره تونستم باور کنید برای اولین بار وویس میفرستم تو گروه و جیغ و هورا و هیجان من رو با صدای بلند میشنوید اصلا خودم براتون آذری میرقصم
این روزا حال دلم خیلی خوبه با لذت تو خونه دوچرخه میزنم فایل گوش میدم سالادمو میخورم
نقطه سیری م رو قشنگ پیدا کردم و راحت به اندازه نیازم میخورم اینجوری بگم بهتون زندگی من زمین تا آسمان فرق کرده خدا خیرش بده استاد روشن رو دعاش میکنم واقعا بهشت رو همین دنیا داره زندگی میکنه دیگه
بواسطه ی آگاهی های هر روزی که از هر گام استاد نصیبم شده الان اگه بخوام هم دیگه نمیتونم به مسیرهای قبلی برگردم و با رژیم و ورزش بخوام لاغر کنم راحت شدم
سالها با ترس غذا میخوردم و چاق تر هم میشدم حالا چی
حالا عاشقانه خودمو دوست دارم به خودم عشق میدم به خودم میبالم خودمو لایق بهترینها میدونم از خدا بهترینها رو برای خودم و دیگران میخوام و این شکر گذاری ورد زبون من شده از لحظه ی بیداری تا شب و چقدر حال منو عالی تر میکنه شکر کردن بابت کوچکترین چیزهایی که دارم میبینم و میشنوم
من یاد گرفتم اگه لیزم خوردم بلند شم خودمو بتکونم و با امید بیشتری به مسیرم ادامه بدم و به خودم زمان بدم تا با تفکر بفهمم ریشه مشکل لیز خوردن گه گداری من کجاست
ایستگاه ۷۵ منتظر منه بچه ها نباید زیاد منتظرش بزارم
همه تون رو دوست دارم و امیدوارم نوشته های از دل من بهتون انگیزه و حال خوب بده
مژگان ۱۵ آبان ۱۴۰۳
نشان های دریافت شده
سلام من لاغر نشدم چون از کنترل شدن توسط وزنه بیزاربودم ااز خوردن طبق برنامه غدایی که توسط کسی دیگه ای نوشته شده باشه وبه من اجبار بشه فراری بودم واز ورزش که هرروز به قول استاد تا شب بهانه ای می آوردم که نرم ونمی رفتم وای چه دوران سختی بود چقدر سختی کشیدم بیفایده ومقطعی لاغر میشدم ومطمئن بودم دوباره چاق می شوم چون انتطار چاقی داشتم چاق می شدم وسرخورده می شدم ودنبال راه جدید بودم هنوز هم ذهنم مملو از فرمولهای چاقی هست ودراین راه لیز خورده ام چون عاشق نبودم ودست داشتم لاغر شوم ولی باخود تعهد کرده ام عاشق باشم ودراین را استمرار داشته باشم استاد شماحقایقی را بیان می کنید که بر دل می نشیند سپاس ازشما
نشان های دریافت شده
باسلام
وقتتون بخیر
فایل خیلی اگاهی بخش و عالی و مث همیشه حقیقی بود یعنسی مطلب زندگی چندینو چندیاله ما بود و همه تجربه اون رو داشتیم(زبان مشترک چاقی).
دررابطه بااین مسئبه هم چون من و همه خانوادم در این مسیر هستیم چالش های متفاوتی رو زیرنظر میگیریم و در مهمانی ها ب چیزهای مشترکی دقت میکنیم ک یعنی زبان مشترک متناسب ها .
و خب برداشت های متفاوتی داربم ک نتیجه مشترک میشه .
و ما از سال۴۰۰ در حال پیداکردن افراد متناسب بودیم و میتونیم بگیم درکل خاندانمون یک یا دونفر حقیقی رو پیدا کردیم و این حجم از افراد متناسبی ک اطرافمون هستن هیچ کدوم رفتار درستی ندارن و رفتارها اشتباهست و من اصلا رفتارشون رودوست ندارم و فکر میکنم دردوران پرخوری هم هرگز مث اونها نبودم و ی سری افراد دیگر هم هستند که نه افکارمتناسبی دارند و ن رفتار متناسبی ولی متناسب هستند که اصلا هم حقیقی نیستند و دائما محافظه کارند .
و در اخر ماهنوز شگفتی ساز نشدیم ولی رفتار و افکارمون متناسب شده و نزدیک مقصدیم
ولی ما هنوز یک متناسب واقعی پیدانکردیم😅🤍