🧠✨ سال ۱۳۹۳ بود، یه روز معمولی، اما توی ذهن من یه جرقه افتاد.
داشتم کتابی درباره موفقیت و قانون جذب میخوندم که نویسندهاش با افتخار از تجربهی شخصی خودش نوشته بود. همونجا، توی دلم یه آرزو کاشتم:
اینکه یه روزی منم انقدر تغییر کنم که بتونم از خودم مثال بزنم، یه الگوی واقعی برای لاغری با ذهن باشم 🌱
📚 هر بار که مطلبی درباره موفقیت با ذهن میخوندم، یه تصویر واضح توی ذهنم شکل میگرفت:
من، با لبخند رضایت، در حال گفتن داستان موفقیتم به کسی که مثل قبلِ خودم ناامید و سردرگمه…
اون روزها، راستش حتی تصورشم برام دور از ذهن بود 😞
اما الان، با تمام وجودم باور دارم که بهترین روش لاغری ذهنی، همین مسیریه که من طی کردم؛ مسیری که از تغییر فکرها شروع شد، نه از حذف غذاها! 🚫🍰
امروز با افتخار میتونم بگم:
✅ بدون رژیم
✅ بدون ورزشهای طاقتفرسا
✅ فقط با تغییر نگرش و باورهایی که ریشهی چاقی بودن
تونستم قدمبهقدم با استفاده از آموزش های بهترین روش لاغری ذهنی خودمو از اسارت اضافه وزن نجات بدم.
و حالا خوشحالم که میتونم از خودم مثال بزنم، برای تویی که دنبال یه راه واقعی برای تغییر هستی 💛

✨ روند لاغر شدن من با بهترین روش لاغری ذهنی
امروز که دارم این متن رو برای فایل آموزشی مسیر لاغریام مینویسم، فقط درباره یه تجربهی شخصی حرف نمیزنم…
دارم یه تصویر زنده و واقعی از خودم در دوران چاقی رو به نمایش میذارم؛ همون تصویری که حالا شده سند افتخار و موفقیتم 📸💪
شاید سالها پیش وقتی کتابهای موفقیت رو میخوندم و میدیدم آدمها چطور از خودشون مثال میزنن، ته دلم میخواستم منم یه روزی بتونم همین کار رو بکنم.
ولی راستش هیچوقت فکر نمیکردم این روز انقدر واقعی و شیرین سر برسه… 🎯
📚 تو این سالها، مستندهای زیادی از آدمهای موفق دیدم، زندگینامههاشون رو خوندم.
اما یه چیز همیشه برام عجیب بود:
کم پیش میاد که کسی خودش بلند شه، از راهی که رفته حرف بزنه و بگه چطوری موفق شده. بیشتر وقتها یه گزارشگر میاد و از سختیها و چالشها سوال میپرسه، نه از روش واقعی موفق شدن…
ولی توی مسیر من یه چیز متفاوت اتفاق افتاد:
✨ من با «بهترین روش لاغری ذهنی» لاغر شدم و نکته جالبش اینه که تو این مسیر هیچ وقت احساس شکست نکردم!
نه اینکه نخوام درباره سختیها حرف بزنم؛ بلکه واقعاً سختیای نبود که بخواد به چشم بیاد.
اون چالشهایی که داشتم، در مقایسه با ۳۵ سال زندگی با چاقی، احساس شرم، محدودیت، و خودسرزنشی، هیچ بودن… یه نفس راحت در مقایسه با اون همه فشار 😌🕊
تو این مسیر ذهنی، هر روزم یه قدم به رهایی نزدیکتر بود. نه محدودیت غذایی داشتم، نه رژیم، نه تمرینات سنگین.
فقط با تغییر افکار و باورهایی که سالها ذهنمو زندانی کرده بودن، آزاد شدم… و سبک شدم… هم توی بدن، هم توی روح ✨
و حالا میتونم با اطمینان بگم:
اگه دنبال بهترین روش لاغری ذهنی هستی، این همون راهیه که نه تنها نتیجه میده، بلکه در مسیرش، طعم واقعی آرامش، عزتنفس و آزادی رو میچشی 🌿❤️

🧠 آموزش زبان لاغری؛ بهترین روش لاغری ذهنی
از وقتی که با تمام وجودم وارد مسیر آموزش لاغری با ذهن شدم، یه هدف همیشه در قلبم بوده:
اینکه هیچکسی که به این مسیر قدم میذاره، طعم تلخ شکست رو تجربه نکنه 🍀
🌀 شاید بعضیها در مسیر، یه جاهایی لیز بخورن یا حتی برای مدتی دست از ادامه دادن بردارن… اما جادوی این مسیر اینه که:
برمیگردن!
دوباره و دوباره، مثل کسی که یادش میافته خونهاش کجاست 🏡 و با عشق و اطمینان بیشتری به راه ادامه میدن…
از نگاه من، این لیز خوردنها اصلاً شکست نیست. در واقع، یه جور تلنگره برای قویتر شدن ایمانمون به اینکه
✨ بهترین روش لاغری ذهنی همونیه که از درون ما شروع میشه، نه از روی ترازو!
📖 توی دل نوشتههای ساکنین سرزمین لاغرها بارها خوندم که چطور بعد از یه دوری کوتاه، با دل پرامید برگشتن، و اینبار نه فقط برای لاغری بدن، بلکه برای آرامش ذهن و شادی روحشون قدم برداشتن 🌷
یکی از شگفتیهای مسیری که من تجربهاش کردم و حالا آموزش میدم اینه که:
کسی که حتی یه جلسه از آموزشهای لاغری با ذهن رو ببینه، دیگه نمیتونه به روشهای پرزحمت و موقتِ جامعه برگرده.
انگار یه پنجره تازه توی ذهنش باز شده و دیگه نمیشه اون رو بست 🪟✨
🔁 اگرم وسوسه شه که بره سراغ یه رژیم یا برنامه غذایی، خیلی زود دلش میفهمه که اشتباه رفته… و با اشتیاق بیشتری به این مسیر ذهنی و درونی برمیگرده 🙏🧘♀️
مسیر لاغری من در مسیر بهترین روش لاغری ذهنی، فقط یه داستان موفقیت نیست؛ 📽 یه مستند زندهست، پر از صداها و قدمهایی که از دل چاقی به سمت آزادی رفتن…
با همهی احساساتش، با لحظههای کشف، با باورهایی که کمکم تغییر کردن… و حالا، با اطمینان کامل میتونم بگم:
✅ هرکسی که با اشتیاق وارد این مسیر بشه ✅ و تلاش کنه که واقعاً یاد بگیره، نه فقط اجرا کنه
چه بخواد، چه نه، لاغر میشه و مهمتر از اون: لاغر میمونه 🌟
💖 بهترین روش لاغری ذهنی، فقط یه برنامه لاغری نیست؛ یه راهه برای رهایی از تمام اون چیزهایی که سالها ذهن و قلبمون رو سنگین کرده بودن…
رهایی از چاقی، فقط بهانهست برای آزاد شدن از رنج، غم، کمبود عزت نفس و احساس شکست… و من، هر روز خدا رو شکر میکنم که توی همین دنیای مادی، فرصت پیدا کردم هم جسم و هم نگاهم رو به زندگی تغییر بدم 🙏
و خوشحالتر از اون، اینکه حالا میتونم بهترین روش لاغری ذهنی رو با شما که آمادهی تغییر هستی، به اشتراک بذارم ❤️
📬 و چیزی که همیشه قلبم رو گرم میکنه، خوندن نوشتههای ساکنین سرزمین لاغرهاست…
نوشتههایی که نهتنها دربارهی لاغری، بلکه دربارهی آزادی و عشق به خود هستن.
برای من، اینها زیباترین متون دنیا هستن ✨



چگونه علم از «لاغری با ذهن» پشتیبانی میکند؟
تا حالا شنیدی گفته: «هر کاری که ذهن قبولش کنه، بدن هم همراه میشه»؟ میخوام یه آزمایش علمی معتبر برات معرفی کنم که عین جملهست:
🧪 تحقیق متاآنالیز درباره ذهنآگاهی و بهترین روش لاغری ذهنی
در یک بررسی جامع (متاآنالیز) روی بیش از ۱۸ مطالعه مختلف و حدود ۱,۱۶۰ نفر شرکتکننده، نتیجه زیر بهدست اومده:
- میانگین کاهش وزن حدود ۳ تا ۳.۵ کیلوگرم در مدت پیگیری
- اثر متوسط اما قابل توجه روی کنترل رفتارهای غذایی ناسالم (بیش از ۰.۷ اندازه اثر Hedge’s g)
- ترکیب مراقبه ذهنآگاهی با تمرینات ساده (مثل رصد تنفس یا تمرکز روی احساس سیری) در طول زمان باعث ثبات کاهش وزن هم میشه
افزون بر این، بررسیای دیگر نشان داد ذهنآگاهی باعث کاهش قابلتوجهی در شاخص توده بدنی (BMI)، دور کمر و میزان چربی بدن میگرده، و اثرات این کاهش تا چند ماه بعد هم دوام داره .
✅ پس یعنی چی برای تو؟
- بهترین روش لاغری ذهنی باید بتونه بدون حذف غذا یا ورزش سنگین، باعث لاغری شما بشه.
- کنترل رفتار و احساس گرسنگی، یکی از اصلیترین دلایل ماندگاری نتیجهست.
- این روش با پایه علمی، حمایتی قوی پشتشه…
✨ تطبیق علمی با تجربه من
وقتی من حرف از «بهترین روش لاغری ذهنی» میزنم، این فقط ادعا نیست؛ این تجربهی ذهنی من هست که با یافتههای علمی مهم پشتیبانی میشه.
همونطور که تجربهی من نشون داد:
- بدون رژیم غلیظ یا ورزش سنگین،
- فقط با تغییر افکار، باورها و رفتارهای ذهنی،
- تونستم مسیر لاغری رو طی کنم؛
همزمان، علم میگه: ذهنآگاهی و توجه به اعلانهای بدن (مانند گرسنگی و سیری) واقعاً روی وزن، BMI و رفتار غذایی تاثیر داره.
پس این مسیر نه فقط داستان شخصی منه، بلکه بهواقع یکی از موثرترین، علمیترین و پایدارترین روشهای لاغریست 🌿
✍️ تمرین آموزشی ویژه: بهترین روش لاغری ذهنی 💡
همه ما تجربه استفاده از رژیمها و برنامههای ورزشی را داشتهایم. اما واقعاً چند نفر با این روشها به نتیجهای ماندگار رسیدهاند؟ 🧐
خیلی وقتها علیرغم اجرای کامل برنامه، باز هم سرزنش میشدیم که چرا وزن کم نکردیم! اینجاست که متوجه میشیم شاید مسیر رو اشتباه رفتیم…
اگر به دنبال بهترین روش لاغری ذهنی هستی؛ روشی که بدون رژیم، بدون فشار، بدون ترس از قضاوت، تو رو به لاغری پایدار برسونه، این تمرین برای توست. ✨
لطفاً ابتدا محتوای نوشتاری و ویدیوی آموزشی این جلسه رو با دقت ببین و بعد با حوصله به سوالهای زیر پاسخ بده. 💬
- چرا با اینکه رژیم و ورزش رو کامل اجرا میکردی، باز هم به شکل دلخواه لاغر نشدی؟
- از نظر تو ذهن چه نقشی در موفق نشدن روشهای قبلی لاغری داشته؟
- چرا خیلیها با اینکه کم غذا میخورن اما لاغر نمیشن؟ ذهن در این ماجرا چه نقشی داره؟
- تجربه یا برداشتت از این جمله چیه؟ «نمیدونم با اینکه کم میخورم چرا لاغر نمیشم، ولی میدونم اگه بیشتر بخورم چاقتر میشم!»
- با توجه به محتوای این جلسه، برداشت تو از بهترین روش لاغری ذهنی چیه؟
- بر اساس ویدیوی آموزشی، تمرینی که از این جلسه برای خودت طراحی کردی رو در بخش دیدگاهها بنویس 📝
🗨️ منتظر شنیدن صدای تو هستیم!
حتماً پاسخهات رو به صورت انشایی در بخش دیدگاههای همین جلسه بنویس و تجربهات رو با ما و سایر اعضای سرزمین لاغرها به اشتراک بذار 💖
شاید نوشته تو، الهامبخش فردی باشه که همین حالا دنبال امید و راه نجاته 🌈
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.63 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام استاد و هم مسیران گرامی
تشکر زیاد بابت این فایل عالی که برای اشخاصی مثل من که ترس از خوردن داریم واقعا کاربردی هست به طور مثال دیشب که من میخواستم افطار کنم و روزه بیسحری هم گرفته بودم تا یه کمی غذا خوردم به خودم میگفتم وای بسه نخور ولی خوب هنوز گرسنه بودم بعد به خودم گفتم ببین قدرت افکار یادت بیاد ودوتا مثال عالی استاد غذاها قدرت چاق کنندگی ندارند افکار تو را چاق میکنن خلاصه با خودم کلی حرف زدم و به اندازه نیازم هم خوردم و اصلا احساس سنگینی نداشتم و تا احساس سیری کردم تونستم از غذا دست بکشم و یه موضوع جالبتر اینکه به نظر من افکار خودشون وزن دارن مثلا افکار درست وزن منفی و افکار اشتباه وزن مثبت دارن من هر وقت به این باور میرسم که میتونم لاغر بشم غذا ترس نداره و یه احساس خوبی بهم دست میده حتما طی اون روز یکی بهم میگه لاغر شدی خودمم احساس سبکی دارم ولی وقتی عذاب وجدان از خوردن واحساس چاقی دارم احساس میکنم اونقدر چاق شدم که لپام جلوی دیدمو گرفته و اینو تازه کشف کردم که من خودم بیشتر از اونی که هستم چاق تصور میکردم من یه روزی ۶۳ کیلو یا حتی ۶۰ کیلو بودم و به شدت احساس میکردم چاقم در حالی که همه میگفتن تو چاق نیستی و الان که ۷۰ کیلو هستم آرزوم اینکه ۶۰ کیلو بشم و جالبتر اینکه کمتر احساس چاقی نسبت به اون موقع دارم و بدنمو بیشتر دوست دارم الان دخترم در شرایط خودمه و من فقط سعی میکنم باورهای درست براش بسازم وخیلی حواسم هست چی بهش میگم و از قدرت افکار براش گفتم و این فایل عالی رو میخوام بدم گوش کنه
بازم ازتون ممنونم استاد به خاطر این دوره بینظیر
سلام و درود
خوشحالم احساس بهتری داری😊
به نکته خوبی اشاره کردید که افکار وزن دارند
دقیقا همینطوره
مهمترین مساله اینه که وقتی از خودمون راضی باشیم به سمت تناسب اندام حرکت می کنیم
چطور می تونیم از خودمون راضی باشیم؟
کافیه چند روز آگاهی لاغری با ذهن دریافت کنی و یه جورایی خودبخود روی واکنش های ذهنی و رفتاری ات تاثیر می ذاره و احساس رضایت از عملکرد پیدا میکنی
مثل همین تجربه شما که از عملکرد خودت در خوردن راضی بودی و احساس خوبی داشتی
این رضایت از خود داشتن منجر به تناسب اندام میشه
مهم اینه که مسیر دریافت آگاهی ادامه پیدا کنه.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
با سلام
من خیلی آدم دینداری نیستم اما یادمه دین ما همیشه پرخوری و شکم پرستی رو مذمت کرده و تأثیرات منفی این کار که چطور ما رو از انسانیت و خدا دور می کنه گفته شده .
اینکه لاغر نشی و با یه ذره بیشتر خوردن چاق بشی هم خودش یه نوع فرمول ذهنی هست،که طرف امیدی به لاغر شدن ندارد و کم خوردن رو بخاطر جلوگیری از چاقتر نشدن بکار میبره نه به هدف لاغری.
چرا با اینکه برنامه های رژیمی و ورزشی را با دقت اجرا می کردید اما به شکل دلخواه لاغر نشدید؟
چون هیچ نگرشی در مورد قدرت ذهن نسبت به لاغری نداشتم.
برنامه های رژیمی و ورزش برای سلامتی بد نیست خیلی هم خوبه اما تا ذهن آماده نباشه هیچ تاثیری در لاغری نمیذاره یا باعث لاغری شرطی میشه ،یعنی اگه رژیم باشه طرف لاغرها اگه نباشه چاقه!
حتی اگه از رژیم و ورزش برای درمان مریضی ها استفاده کنیم تا وقتی ذهن ما اصلاح نشه و تصور کنیم این مریضی در ما همیشگیه و همش بگیم من ورزش می کنم ،رژیم میگیرم اما فقط برا دل خودم وگرنه دکتر فلان حرف رو زده و ازین جور چیزا، تا زمانی که طرز فکر ما این باشه و ذهن رو دستکاری نکنیم مریضی ما خوب نمیشه و ما همیشه باید ورزش و رژیم رو داشته باشم چون ذهن شرطی شده.
من نسبت به قبل خیلی رفتارها تغییر کرده و کمتر میخورم بنی به محض رسیدن به احساس سیری مغزم هشدار میده و میل به خوردن بعضی چیزا رو دیگه ندارم .
خوشبختانه رفتار قابل مشاهده هست و تغییرات رو به وضوح می بینم اما در مورد ذهن هنوز نمیدونم چقدر تغییر کردم . کاش برای تغییر ذهن هم یه معیار سنجشی داشتیم .
دوست ندارم تغییرات فقط در رفتار باشه و بشم آدم چاقی که کم میخوره و تغییری در تناسبش ایجاد نمیشه.
استاد مثال بزنم :
۱ ذهن حاکم بزرگ میاد نگاه میکنه به
۲ حال بچش قلب ایا زبان لاغریشو خوب یاد گرفته و الان حسش خوب ؟بعد طبق اون دستورشو صادر میکنه به
۳ مغز که وزیرش هست،
مغز تصمیم را بررسی و توسط افکارش تولید بعد توسط میل و رغبت انتقال میده به
۴ستاد اجرایی رفتارو عمل
حالا این سازمان اگر در همانگی کامل بین حکم حاکم بزرگ و
ستاد اجرایی عمل کنه همیشه پیروز،
و یادمون باش حاکم میاد نگاه به احساس بچه اش همان قلب میکنه اول بعد دستور میده به دیگر مراتب.
استاد وقتی میترسیدم وقتی انتظار چاقی داشتم وقتی با عالمو ادم جنگ داشتم کیفیت زندگیم داشت از بین میرفت عصبی افسرده و خود خور شده بودم و مهمانی دیگه نمی کنم میگفتم دارن در مورد من حرف میزنم حساس و وسواس فکری داشتم پیدا میکردم با اینکه من ۱۹سال دارم ورزش میکنم اصلا رشته من فیزیولوژی ورزشی بود اما داغوووون بودم از ذهن و رفتار،
و مدام نگرشم از روی ترسو اضطراب و جنگ با خودم و همه چیز و با چاقی و همش منفی و تنفر و زشت بینی ترس بود فکرم ،حالا من با این حال بد اگر کوه هم جا ب جا میکردم که به خدا کردم من جواب نگرفتم و واقعا حالا فهمیدم آنقدر فعال بودنم چرا لاغرم نمیکرد !!! الان میفهمم چرا با هر رژیم فکر میکردم دوباره رفتم تو قفس کوچکتر از خودم حتی دوباره ولع هوایی که فکرشم نمیکردم بدتر میومدن که بیا مارو بخور صد برابر هم میخوردم من با رژیم ا حساس خفگی انگار گلومو میگرفتم خفم کنند و چقدر بدم نیومد یک نفر دیگه منو کنترل کنه خیلی بدم میومد تازه برای بیشتر زور داشت چون رشتم این هست ،
و ورزش وااای دیگه بردگان افریقا از من بیشتر استراحت داشتن من از صبح ساعت ۷ تا ۷ شب خونه نبودم یک تنه فعالیت و تمرین و پیاده روی خداییش میومدم تازه کارهامو انجام میدادم دلم برا خودم بدنم عمرم اندام هام انگشت پاهام ناله میکردم وچه بلایی با سختگیری میوردم انگار دشمن من بود این بدن طفلی رو چکار میکردم متاسفم خدایا مرا ببخش .
و بعد یا همزمان بعد از آنکه حکم توسط حاکم بزرگ بعد از بررسی نتایج حس قلبی صادر شد و حس واقعی قلب را دیدن و فهمیدن و حکم را صادر کردن به ،
به وزیر اعظم همان مغز و بعد به
دستگاه ستاد اجرایی و اقدام عملی همان تولید و تبدیل افکار به میل و بعد به
رفتار و حرکات جسم فیزیکی و بعد
به آرامی با خوشحالی با ماندگاری تا آخر عمر خوش و خرم
قلبو دهنو و مغرور و رفتار در کنار هم زندگی میکنند
به نام خداوند مهربان همیشه حاضر و عاشق پیشرفت ما،
و درود و رحمت خدا و برکت سلامت عزت ثروت سعادت لذت و شادی نور هدایت آگاهی و عمر طولانی و روا شدن همه خواسته های شما استاد ارجمند و گرامی هر لحظه انشاالله در زندگیتان جاری،
استاد یه حمله رو اول بگم به دلم نشسته:
۱(فکرت لاغر بشه تو چه بخوای چه نخواهی لاغر میشی) به به !!!چه جمله و حرف درست و حقی چه قدرت بزرگی در ما هست به به !!!
۲هر چقدرم انتخاب کنی که نخوری ولی ترس و انتظار چاقی در ذهنت چاقت باش لاغر نمیشی ،
۳ اگر ما نیایم با آرامش به آموزه های ذهنمون با شجاعت و صلح رفتار لاغری را اضافه نکنیم و تغییر ندیم رفتارمون را به آرامی و در اقدام روزمره خود هیچ عملی نداشته باشیم ا البته باز در همانگی با دستور ذهن باید انجام بشه همه چی و
د ر واقع بعد از این مراحل استمرار نداشته باشیم و در صلح و شجاعت و لذت با مواد غذایی و عادتهامون و تغییرات لذت بخششون نباشیم که و کلا یعنی هماهنگی بین ذهن ورفتار ایجاد نکنیم لاغری خبری نیست ،
مثل دفعه های قبل:
حالاهی بریم نخوریم کم بخوریم ورزش کنیم اصلا مسافرت زهر مار بشه بهمون مدام تو درگیری جنگ خوردم نخوردم و رژیمو محدودیت بگیریم هیچ اتفاقی نمیفته به در بسته کوبیدیم فقط و اینکه هیچوقت برای من باز نشد این در بسته،
دیگه چقدر ورزش و فعالیت و استرس کشیدم و عذاب من فقط باید جسم موردم میومد بیرون از باشگاه یا حین پیاده روی انگشت پا برام نمونده بود آنقدر راه میرفتم توی روزهای متوالی شش هفت ساعت پشت سر هم راه رفتن از صبح تا شب و باشگاه ر فتن الکی نیست.
اما الان چنان اطمینان حقی به قلبم مهر زده شده اون در که هیچی همه درهای آرزوهام به روی من باز شدن
چون محدودیت ترس رفت
چون آگاهی اومد
یادگیری اومد
تغییر اومد یادگیری صبوری پله به پله آرام آرام اومد
عجله رفت محدودیت زمانی رفت
تا آخر عمرم وقت دارم و من متناسب می مونم و خواهم ماند
چون راه درست اومد قدم برداشتم و میخواهم بمانم در این راه درست
چون لذت از مسیر اومد
چون زیبایی و صلح در همه مواد غذایی و عادتهای براماومد
در یک کلمه عشق اگاهی تعهد و اقدام عملی اومد برام
خوشبختم کرد این آرامش و آزادی و قدرتمندی که درون خودم خیالم راحت شد
شانس دیگه برام معنا ندارن کنترل شادی از بیرون در ذهنم و وابستگی به چیزی یا کسی یا مواد غذایی و رژیمیو ورزشی برام معنا ندارن زنجیرها از پام باز شدن .
دارم پرواز میکنم بدون رژیم بدون ورزش سخت به نیت مدام لاغری بدون اعصاب خورد محدودیت زندانی بودن و دعوا و جنگ مدام در درونم دیگه همه محو و پاک شدن خدایا شششکککرت.
استاد ممنونتون هستیم واقعا هر چقدر بگیم کم،
به نام خداوند روزی دهنده ام
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات روند لاغر شدن من
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام 41 : روند لاغر شدن من
وای استاد چقدر ازتون ممنونم بابت این فایل چقدر من به شنیدن آگاهی های این فایل نیاز داشتم. چقدر بهم چسبید انگار اینجای مسیر به این فایل نیاز داشتم که مسیرم کاملاً برام روشن بشه و انرژیم بره روی 1000 برای ادامه مسیر . حس میکردم داره انرژیم میوفته ولی به ادامه دادن مسیرم متعهد بودم ، این فایل مثل یه نوشابه انرژی زا بود برای من ، قشنگ مسئله لاغری با ذهن رو برای من حلاجی کردین . من در این مدتی که در این مسیر بودم همش یه صدای ضعیفی با یه سوال ذهنمو مشغول میکرد که خوردن این وسط چی میشه؟ یعنی من باید خوردنم به چه شکلی باشه تا متناسب بشم ؟ با اینکه دیگه میلی به خوردن زیاد و رسیدن به فشار شکمی نداشتم ولی باز فک میکردم که این اون تغییری که باید در من ایجاد بشه نیست و داستان به این راحتیا نیست که من فقط با نرسیدن به حالت فشار شکم لاغر بشم واز طرف دیگه باور نمیکردم که این نتیجه تغییر افکارم باشه و همش حس میکردم که خودم دارم مثل رژیم گرفتن غذامو کم میکنم و دارم خودمو گول میزنم ، و این میومد تو ذهنم که نکنه خوردن به چاقی ربط داره و بعدش سوال بعدی ذهنم رو به بازی میگرفت پس اونایی که لاغرن و هرچی با هر مقداری میخورن چی ؟ با اینکه به این نتیجه رسیده بودم که خوردن مهم نیست ولی میترسیدم نکنه درست متوجه نشدم و دارم اشتباه میکنم خلاصه که انواع و اقسام سوال ذهن منو پر کرده بودن. ولی امید داشتم که هرچه در این مسیر جلوتر برم این موضوع هم برام واضح میشه، انگار میخواستم اینو از دهن شما بشنوم که برام توضیح بدین که چرا اینجوریه که با دیدن این فایل و مثال های واضح شما کاملاً متوجه شدم که قضیه از چه قراره . قضیه اینه که ما دو دسته افراد متناسب داریم افراد متناسب با افکار و رفتار درست و افراد متناسب با افکار درست و رفتار نادرست که با این دسته بندی متوجه شدم که افکار خیلی قوی تر از رفتار ما هستند و اگر ما افکار درستی داشته باشیم بر رفتار نادرست ما غلبه میکنه و اونو خنثی میکنه . و چقدر خوبه که سایت تناسب فکری قراره از ما فرد متناسب با افکار و رفتار درست بسازه . در این مدتی که در سایت تناسب فکری هستم ترسم از خوردن و مواد غذایی داره کم و کمتر میشه این نشان دهنده تغییر در افکار منه و از فشار شکمی متنفر شدم از اون حالتی که بعد از پرخوری بهم دست میده بدم میاد و سعی میکنم در بیشتر موارد نزارم که به اون حالت برسم شاید گاهی اوقات از دستم در بره و حالت بعدش دوباره بهم اثبات میکنه که چقدر از این حالت متنفرم و دوست ندارم اونو تجربه کنم و این نشان دهنده تغییر رفتار در منه که اونو مدیون موندن در سایت تناسب فکری میدونم که میدونم خودم دارم آگاهانه بدون اینکه اجباری وجود داشته باشه رفتار درست رو انجام میدم و به اندازه میخورم . و اینکه اینم متوجه شدم همین کارایی که من میکنم کافیه اینکه فایلامو گوش میدم تمرینات شو انجام میدم و با انجام دادن این کارا حالم بهتر شده وصداهای آزارده دهنده ذهنم ضعیف شده یا شاید این درستش باشه که بگم من میتونم جواب درست و حسابی بهشون بدم و ساکت شون کنم اینکه که دیگه دوس ندارم فشار شکمی داشته باشم این یعنی من جای خوبی هستم حداقل برای این مدت بودن در سایت که حتما با بودن بیشتر در این سایت به جاهای بهتر از این هم خواهم رسید . این فایلا از اون فایلاس که دوس دارم بارها گوشش بدم چون واقعا حس خوبی بهم میده و بهم ثابت میکنه که لاغر شدن چقدر آسونه و اون چیزی که من ازش ساختم اصلاً نیست بیخود نبود استاد که شما بارها توی فایلاهاتون میگفتین لاغر شدن خیلی آسونه مجدداً استاد واقعا ازتون ممنونم
به نام خداوند صبورم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
نقش قدرت ذهن در لاغر شدن
خوب طی سالیان طولانی که با روشهای رژیمی و ورزشهای طاقت فرسا مشغول رسیدن به عشق دیرینم لاغری بودم را میخواهم کمی بررسی کنم
من رژیم خام گیاه خواری گرفتم و با اینکه بسیار بسیار کم آن هم فقط سبزیجات خام ،مصرف میکردم و هر روز صبح زود باشگاه میرفتم و بیشتر از سه ساعت در باشگاه ورزشهای هوازی و بدنسازی انجام میدادم و عصرها هم در خانه روزی یک ساعت با تردمیل پیاده روی و دویدن انجام میدادم و این پروسه یک سالی به همین منوال ادامه داشت ؛
یعنی ورودی غذاها و خوراکی ها کم و خروجی ورزشی زیاد
اما من با تمام این تلاشها روی وزن ۷۸ کیلو مونده بودم و چسبندگی وزنی ام و رنج بیشمار من برای رسیدن به عدد وزنی مجردیم که ۶۳ کیلو بود و انتظار از این همه فشار جسمی بالاخره من و تسلیم کرد و این فرمول زندگی و رها کردم بماند که چقدر سختی کشیدم و هر کس منو میدید میگفت شبیه معتادها شدی و صورتت داغون شده به قولی اومده بودم ابروش و بردارم زده بودم چشمام کور کرده بودم خوب دیگه اگر نخوردن باعث لاغریه و یا ورزش باعث لاغریه پس چرا من اونقدری کاهش وزن یا سایز نداشتم ؟
مورد بعدی رژیم انگور گرفتم و هر روز طبق اندازه فقط و فقط انگور میخوردم و هر روز دوساعت پیاده روی و دویدن با تردمیل و نیم تا یک ساعت حلقه هولاهوپ کار میکردم با این روش هم مقداری کاهش وزن داشتم اما دوباره چسبندگی وزنی و سخت بودن رژیم باعث شد بعد انجام کامل دوره رژیم دیگه تکرارش نکنم و رهاش کردم
مورد دیگه من هر روز از ساعت ۶ صبح تا ۲ ظهر سرکار همش سرپا بودم بدون خوردن هیچ چیزی بجز آب فقط آب میخوردم اونم زیاد لیتر لیتر آب میخوردم ،بعد ساعت ۴عصر سه قاشق سوپ رژیمی تند و دوباره فقط آب میخوردم و ساعت ۶ تا ۷ پیاده روی با تردمیل انجام میدادم و کل خوراک من همین چند قاشق و آب بود .
چهارماه این رژیم من در آوردی و ادامه دادم به شدت بیمار شدم اما هنوز صد گرم هم وزن کم نکرده بودم
سر ماه چهارم که خیلی حالم بد شد و با آمبولانس من و از مدرسه به بیمارستان رسوندن به یکباره متوجه شدم هر دو کلیه هام نیاز به جراحی پیدا کردن و در عرض یک هفته کاهش وزن از ۹۸ به ۷۸ کیلو پیدا کردم طوری بود که وقتی برگشتم مدرسه همه همکارام شوک شده بودن از بس تو این مدت یک هفته من لاغر شده بودم توی بیمارستان هر گونه خوردن برام کامل ممنوع بود حتی آب و نهایت اجازه داشتم در حد رفع عطش گلو تر کنم کلا روزهای وحشتناکی و گذروندم یادمه اینقدر عادت کرده بودم که به جای غذا آب بخورم به پرستارها میگفتم من اگه غذا نخورم خیالیم نیست فقط آب و ازم نگیرید و اونا میگفتن علت اصلی مشکل کلیه هات همین مصرف بی رویه آبه چون من تا گرسنه میشدم توی این چهارماه لیتر لیتر آب میخوردم ؛
و واقعا معنای آبم میخورم چاق میشم و درک کردم
خوب اینا سه مورد از روشهای سخت و واقعا طاقت فرسای رژیمی من بود از انواع رژیمها تو کارنامه خودم دارم ولی الان باید بررسی کنم ببینم علت این شکستها چی بوده ؟
خوب مشخصه ترس از خوردن و چاق تر شدن بود
واقعا اگر خوردنم از یه اندازه چشمی که طبق رژیمها توی ذهنم ثبت شده بود بیشتر میشد دیگه برام فرق نداشت چند قاشق اضافه است هر ذره اون خوراکی برام تبدیل میشد به چند کیلو اضافه وزن و دقیقا هم اتفاق می افتاد یعنی ایمان داشتم من هر چی رژیم و ورزش بگیرم کافیه نهایت یک هفته رژیم و ورزش و رها کنم یه پنج کیلویی از قبلم هم چاقتر میشم و این دیگه برام تبدیل به واقعیت شده بود
درباره چسبندگی یا استپ وزنی هم ایمان پیدا کرده بودم وزن من دیگه خودمو بکشم نهایت بشه ۷۸ کیلو و دیگه پایینتر نمیاد حتی یکبار وزنم شد ۷۵ کیلو و چون این باور و داشتم بعد دیدن عدد ۷۵ روی ترازو چشمام داشت از تعجب از حدقه در میومد و دو روز بعد و بعد تر هر چقدر وزن کردم هرگز اون عدد و ندیدم
یه ترس دیگه این بود که اگه ورزش نکنم چاق و زشت میشم و هر روز به زور ورزش میکردم بدون لذت و اگه یه روز مریض بودم یا به هر دلیلی ورزش نمیکردم مدام میگفتم نگا چقدر چاق شدم ورزش نکردم یه روز ،
و واقعا هم چاق میشدم چون باور کرده بودم اعداد متر اینو قشنگ نشون میداد و من از ورزش کردن و تحمل اون همه رنج حالم بهم میخورد از چند ساعت قبل تایم ورزش ماتم میگرفتم اما چه میشد کرد ورزش نکردن مساوی بود با چاقتر شدن
نمیگم ورزش لاغرم میکرد میگم باور داشتم جلوی چاقی ام و میگیره و به بدنم فرم میده چون طی سالها نتیجه آنچنان بارزی از ورزش تو کارنامه ام نداشتم ،جهت کاهش وزن ،چون همیشه با رژیم همراه بود و وقتهایی که رژیم نداشتم و فقط ورزش میکردم کاهش وزنی نداشتم و این دیگه برام فرمول شده بود که ورزش فقط جلوی چاقتر شدنم و میگیره
دیگه طی این سالها برام واضح شده بود که هر چقدر هم کم بخورم و سخت ورزش کنم بازم لاغر نمیشم اما کافیه چند روز به دل خودم غذا بخورم و اون ورزشهای کوفتی و انجام ندم فورا چاق و زشت میشدم
حالا دیگه به رژیم و ورزش بسنده نمیکردم و فکر میکردم بدن من و متابولیسم ایراد داره انواع دارو و دمنوش و کرم و صابون و کمربند و..…….استفاده میکردم تا شاید کمی فقط کمی لاغرتر بشم و برای خودم قابل قبولتر بشم و نظر دیگران برام بسیار مهم بود که حتما اگر قراره برم جایی حتما از چاقیم کم کرده باشم و خودکشی به معنای واقعی میکردم تا اون مهمانی یا مسافرت و رد کنم و چاقیم و دیگران نبینند گاهی موفق میشدم چند کیلویی کم کنم و گاهی نه
تا اینکه به لطف پروردگارم هدایت شدم به سایت تناسب فکری ،وقتی استاد گفتن حالا یه چند وقت رژیم نگیرید و ورزش نکنید نمیمیرید که
داشتم شاخ در میآوردم
چطور؟
من یک هفته رژیم و ورزش نکنم میشم ۲۰۰ کیلو
چجوری؟
ولی گفتم بی خیال من که همه بلایی سر خودم آوردم اینم روش ببینم چی میشه ؟!!!!!!
یادمه تازه یه قرص لاغری گرون خریده بودم اما بازش نکردم ،ورزش و کنار گذاشتم ،رژیم و کنار گذاشتم
شروع کردم سفت و سخت یادگیری مطالب و هر روز احساسم بهتر از قبل میشد اینو دوستان میتونن از کامنتهای قبلم متوجه بشن و هر روز تغییری و هر روز پیشرفتی و معجزه ای در من رخ داد به اسم تناسب فکری که به دنبال اون تناسب جسمی هم در حال اتفاقه
توی این مدت حضورم گاهی پرخوری کردم گاهی طوفان شد گاهی نا امید شدم اما ادامه دادم و پا پس نکشیدم چون
من عاشق لاغری و تناسب اندامم هستم
من عاشق تناسب فکرم هستم
من عاشق تغییر مثبت زندگیم هستم
من عاشق بهتر شدنم
از تکرار اشتباه متنفرم
از رکود متنفرم
از درجا زدن متنفرم
خداوند منو برای پیشرفت خلق کرده
من اومدم به این جهان تا رسالتی رو انجام بدم و اثری از من به شکل عالی بجا بمونه نمیدونم چه اثری ولی دارم تلاش میکنم یاد بگیرم و اجرا کنم و با تمام وجودم به ریسمان الهی چنگ زدم و از خداوند یاری برای ارتقا انسانیت و زندگیم و خواستم و بی صبرانه منتظر ظهور یک حیرت انگیز شگفتی ساز هستم
استاد بزرگوار سپاس بی پایان من از شما و دعاهای خیرم بدرقه راه شماست
الهی به امید تو
سلام و عرض ادب به همگی جواب سوال یک چونکه چطور میشه با ذهنی چاق جسمی لاغر داشت من هر چقدر رژیم بگیرم ورزش کنم هم دوباره برمیگردم به وزن قبلی و این یعنی اینکه ما این چاقی را از ریشه حل نکرده ایم و برای ریشه یابی باید از همان مسیر چاقی برگردیم به مسیر لاغری چونکه ما ورزش نکردیم رژیم نکرفتیم ک چاق بشیم پس راه حل موجود کاملا غلط و این دو هیچ کدام راه حل نیستندجواب سوال دوم کاملا مشخص که ذهن در لاغری نقش مهمی رو ایفا میکنه چون این بدن از ذهن که دستور میگیره پس تا ذهن درست نشه ما در همین محدوده چاقی میمونیم و این یعنی بیخود درجا زدن البته که تغییر ذهن کار هرکسی نیست ولی یادمون نره که لیز خوردن نباید مارو نا امید کنه بلکه باید با زمان دادن و تفکر کردن متوجه بشیم مشکل ما از کجاست جواب سوال سوم چونکه تا ذهن لاغر نشه جسم لاغر نمیشه مشکل اونا ذهنی ن تعداد قاشق های غذاییجواب سوال چهارم خب نظرم در این عبارت اینکه کاملا به شکل دیکته شده ای به ذهن گفته شده غذای بیشتر مساوی با چاقی بیشتر زمانی بود که من با دو قاشق اضافه تر یا یک بشقاب سیب زمینی کل سیستمم بهم میریخت میگفتم دیدی رعایت نکردی حالا میخوای چاق شی دیکه خب نظرم راجب ویدیو استاد عزیزم اینه که قبل از اینکه فایل رو گوش بدم برا من سوال بود ک من دو تا مورد لاغر در اطرافم هست یکی به اندازه نیازش مثلا پنج قاشق میخوره و سیره نمونه بعدی بشقاب بشقاب برنج میخوره و توجهی به احساس سیری نداره به اندازه مورد اول میگفتم چرا این دوتا متفاوت عمل میکنن ولی هر دو لاغر هستند تا اینکه این فایل استادگف ک هر دو یک وجه مشترک دارند هر دو از لحاظ ذهنی لاغری هستند فقط عملکردشون متفاوت ، ک خیلی مهم نیست حالا همیشه تو ذهنم میومد ک فرذ لاغری ک خیلی پرخوری میکنه حتما بدنش اونارو جذب نمیکنه و همه دفع میکنه یا نه تند تند دفع میکنه چیزی برای چاق شدن نمیمونه که الان متوجه شدم نه مسئله اصلی ذهن لاغر اوناس چون اونا اصلااا تو نخ چاقی نیستن هیچوقت کدر مورد مثال بعدی استادم من گفتم ک بعد رژیمم غذام تقریبا همون قدر موند همیشه خواهر زادم ک متناسب میگف هنوزم میگه که تو اندازه ی بچه غذا میخوری چرا انقد کم میخوری قبلا به روش رژیمی میخوردم ولی بعدا گفتم همین قدر نیاز بدنمه و عادت کردم میدونم دستو پا شکسته کامنت میزارم بخاطر حواس پرتم ولی هر موقع کامنت میزارم و رو ذهن لاغریم کار میکنم احساس میکنم دارم لاغرتر میشم و این جای امیدواری داره ک باید ادامه بدم
و اینکه واقعا به اندازه خوردن لذت بخش ، نکته جالبش اینه ک وقتی گرسنه ای و غذا میخوری لذت بیشتری میبری از غذا و سبکم از سر سفره بلند میشی بدون هیچ عذاب وجدانی سنگینی و ناراحتی
به امید خدا ایشالا منم میرم تو دسته متناسب ها
البته که در مسیرش هستم از همون راه دور میزنم همون جاده رو ، و نم نم میرسم به ایستگاه وزن ۵۶ کیلو
سلام استاد در قسمت نظرات یادم رفت به تمرینات جواب بدهم