تصور کنید در اولین صبح بهاری، مقابل آینه ایستادهاید؛ نسیم خنکی از پنجره به اتاق میوزد و شما به جای حسرتهای همیشگی، لبخندی عمیق بر لب دارید.
در این تصویرسازی، شما دیگر آن لباسهای گشاد و تیره را به تن ندارید، بلکه با بدنی سبک و ذهنی آرام، آمادهاید تا برنامه لاغری در سال جدید را نه به عنوان یک اجبار، بلکه به عنوان یک تولد دوباره تجربه کنید.
سالها با نوشتن اهداف تکراری در دفترچهتان گذشت، اما امسال قرار است این تصویر ذهنی به واقعیت تبدیل شود.
بیایید از همین لحظه، سنگینیِ خاطرات شکستهای قبلی را زمین بگذارید و با تمرکز بر قدرت ذهن، مسیری را آغاز کنید که در آن، تناسب اندام تنها یکی از میوههای درختِ آگاهی شما در سال جدید خواهد بود.
چرا امسال با سالهای قبل فرق میکند؟
بسیاری از ما وقتی به دنبال یک برنامه لاغری در سال جدید هستیم، مستقیم به سراغ لیست غذاهای ممنوعه، رژیمهای سخت و ثبتنام در باشگاههای ورزشی میرویم.
تصور میکنیم با فشار آوردن به جسم، میتوانیم سالها انباشتگی چربی را جبران کنیم.
اما بیایید با خودمان صادق باشیم؛ چند بار این مسیر تکراری را رفتهاید و در نیمه راه، درست زمانی که انرژیتان تمام شده، خسته و ناامید به نقطه اول (یا حتی وزنی سنگینتر از قبل) برگشتهاید؟

حقیقت این است که مشکل از اراده شما نیست؛ بلکه مشکل در نقشه راهی است که انتخاب کردهاید.
در وبسایت «تناسب فکری»، ما با تجربهای عمیق یاد گرفتهایم که چاقی ابتدا در لایههای پنهان ذهن ساخته میشود و سپس به شکل اضافه وزن در جسم ظاهر میگردد.
برنامه لاغری در سال جدید نباید برای شما تکرارِ یک جنگ فرسایشی با قاشق و چنگال باشد؛ چرا که در جنگ با خود، هر کسی برنده شود، شما بازنده هستید.
امسال زمان آن رسیده که به جای گرسنگی کشیدن، به دنبال یک صلح درونی با ذهنتان باشید.
وقتی ذهن شما با خواسته جسمتان هماهنگ شود، دیگر نیازی به تقلا نیست؛ چربیها داوطلبانه شروع به ترک بدن شما میکنند، چون دیگر دلیلی برای ماندن در ذهنتان ندارند.
چاقی؛ زنجیری بر دست و پای رویاها
وقتی با اضافه وزن دست و پنجه نرم میکنیم، ماجرا فقط سنگین شدن عقربههای ترازو یا بالا رفتن عدد سایز لباس نیست؛ بلکه انگار نوری که باید در قلب زندگیمان بتابد، پشت ابرهای تیره و متراکم چاقی پنهان شده است.
چاقی به مرور زمان تبدیل به دیواری بلند میشود که بین ما و آرزوهایمان فاصله میاندازد. چاقی باعث میشود:
- از آینه و دوربین فرار کنیم: آینه که باید بازتابدهنده زیبایی و قدرت ما باشد، به دشمنی تبدیل میشود که هر روز شکستمان را به رخمان میکشد. حتی در میهمانیها از ثبت عکسهای یادگاری فرار میکنیم، چون نمیخواهیم تصویر واقعیمان را باور کنیم.
- فرصتهای طلایی را از دست بدهیم: بسیاری از ما موقعیتهای شغلی، روابط عاطفی و تعاملات اجتماعی سازنده را نه به خاطر کمبود تخصص یا مهارت، بلکه صرفاً به خاطر عدم اعتمادبهنفس ناشی از فیزیک بدنمان از دست میدهیم. ما خودمان را لایقِ «بهترینها» نمیبینیم.
- اشتیاق به زندگی را در خود کور کنیم: ذوق خرید لباس نو، پیادهروی در طبیعت یا حتی یک میهمانی ساده جای خود را به انزوا میدهد. وقتی مجبور باشیم همیشه لباسهای گشاد، تیره و بیحالت بپوشیم تا برآمدگیهای بدنمان را پنهان کنیم، کمکم رنگ زندگی هم در چشممان خاکستری میشود.
- حس کنیم فرمان زندگی از دستمان خارج شده است: و از همه دردناکتر، این باورِ سمی است که فکر میکنیم قدرت تغییر نداریم. حس میکنیم بدنی که باید تحت فرمان ما باشد، حالا خودش برای ما تصمیم میگیرد که چه بخوریم و چقدر چاق شویم.
در واقع، هدف اصلی از برنامه لاغری در سال جدید، فقط سبک کردن جسم نیست؛ بلکه پاره کردن این زنجیرهاست تا آن نوری که پشت ابرهای اضافه وزن پنهان شده، دوباره بر تمام ابعاد زندگی شما بتابد و احساس قدرت و تسلط بر خویشتن را به شما بازگرداند.

رمزگشایی از «تولد آگاهانه»
در سال ۱۳۹۳، زمانی که من هم مثل شما در تب و تاب نوشتن اهداف سال نو بودم، یک جرقه بزرگ در ذهنم زده شد. من سالها بود که برای لاغر شدن تلاش میکردم، اما هر بار چاقتر میشدم. آن روز فهمیدم که من تمام تلاشم را برای تغییر «دنیای بیرون» میکردم، در حالی که ریشه چاقی در دنیای درون من بود.
برنامه لاغری در سال جدید من از آن سال تغییر کرد. من دیگر به دنبال رژیمهای سخت نرفتم. من شروع کردم به واکاوی ذهن ناخودآگاهم. متوجه شدم که ذهن من، چاقی را به عنوان یک سپر دفاعی یا یک عادت امن انتخاب کرده است. وقتی این آگاهی حاصل شد، معجزه رخ داد.
اولین نشانههای تغییر: وقتی احساس سبک میشود
جالب است بدانید در مسیر لاغری با ذهن، شما قبل از اینکه سایز کم کنید، احساس سبکی میکنید. انگار وزنه سنگینی از روی دوش روحتان برداشته شده است.
- تغییر تصاویر ذهنی: دیگر خودتان را یک آدم چاق و ناتوان نمیبینید.
- تغییر گفتگوهای درونی: به جای سرزنش خود، با بدنتان دوست میشوید.
- تغییر اشتها: وقتی ذهن آرام میشود، نیاز به «پرخوری عصبی» به شدت کاهش مییابد.
مکملهای کلیدی برای موفقیت در برنامه لاغری سال جدید
برای اینکه برنامه لاغری در سال جدید شما صرفاً یک یادداشت روی کاغذ باقی نماند و به یک نتیجه ملموس تبدیل شود، باید از چند ابزار قدرتمند یا همان مکملهای ذهنی استفاده کنید.
این مکملها، سوختِ مسیر شما در وبسایت «تناسب فکری» هستند:
- اولویتبندی ذهنی و تمرکز لیزری: لاغر شدن نباید هدف دهم یا یازدهم شما در کنار خرید ماشین و تغییر دکوراسیون باشد. اگر میخواهید برنامه لاغری در سال جدید به واقعیت تبدیل شود، باید آن را در صدر لیست اولویتهای زندگیتان قرار دهید. وقتی تناسب اندام به اولویت اول تبدیل شود، ذهن ناخودآگاه شما تمام منابع انرژی و خلاقیتش را برای حل این چالش آزاد میکند.
- پیروزیِ استمرار بر شدت لحظهای: یکی از بزرگترین سموم در هر برنامه لاغری در سال جدید، جوگیر شدن و انجام فعالیتهای سنگین و کوتاهمدت است. به جای اینکه یک هفته با شدت تمام ورزش کنید و رژیمهای طاقتفرسا بگیرید و سپس از خستگی رها کنید، یاد بگیرید که هر روز فقط چند دقیقه را به تمرینات ذهنی و گوش دادن به آگاهیهای تناسب فکری اختصاص دهید. استمرار در تمرینات نرم ذهنی، کوه چربیهای کهنه را ذوب میکند.
- شفقت با خود؛ پذیرش و بخشش: چربیهای بدن شما، واکنشی به استرسها و زخمهای درونی هستند. خودتان را به خاطر تمام سالهای چاقی و تمام دفعاتی که شکست خوردید، صمیمانه ببخشید. در برنامه لاغری در سال جدید، ابتدا با بدن خود صلح کنید؛ وقتی بدنتان حس کند که توسط شما دوست داشته میشود، دیگر نیازی به ذخیره کردن چربی برای محافظت از خود نخواهد داشت.

چرا تمرکز بر ذهن، تنها راه ماندگار است؟
رژیمهای غذایی معمولاً با لایه «خودآگاه» ما سر و کار دارند، اما ۹۵ درصد رفتارهای تغذیهای ما توسط ناخودآگاه مدیریت میشود. به همین دلیل است که وقتی ارادهمان ضعیف میشود، دوباره به سمت پرخوری میرویم.
در برنامه لاغری در سال جدید که ما در تناسب فکری ارائه میدهیم، هدف ما برنامهریزی مجدد ناخودآگاه است. وقتی ذهن شما بپذیرد که لاغری امن و لذتبخش است، بدن شما به طور خودکار شروع به سوزاندن چربیهای اضافی میکند.
نقشه برنامه لاغری در سال جدید (معرفی دورههای تخصصی)
دوست عزیز من، اگر آمادهای که امسال را به سال «تولد آگاهانه» خودت تبدیل کنی، ما در سایت تناسب فکری، چهار گام اساسی و تخصصی را برای تو طراحی کردهایم. این دورهها مکمل یکدیگرند و تو را از یک فرد خسته از چاقی، به یک فرد متناسب و قدرتمند تبدیل میکنند:
۱. دوره ورود به سرزمین لاغرها (گام اول)
این دوره برای کسانی است که میخواهند اولین قدم را محکم بردارند. اگر هنوز شک دارید که آیا با ذهن میتوان لاغر شد، این دوره همان جایی است که باورهای شما را دگرگون میکند و شما را با الفبای برنامه لاغری در سال جدید آشنا میسازد.
۲. دوره پاکسازی چاقی ذهن (گام دوم)
چاقی قبل از اینکه روی شکم و پهلوها باشد، در افکار ماست. در این دوره، ما تمام گرههای ذهنی، ترسها و باورهای محدودکنندهای که سالها مانع لاغری شما شدهاند را شناسایی و پاکسازی میکنیم. این دوره، ریشههای چاقی را در ذهن میخشکاند.
۳. دوره پیشرفته لاغری با ذهن (گام سوم)
این دوره مخصوص افرادی است که میخواهند به واسطه شرکت در برنامه لاغری در سال جدید به استادِ ذهن خود تبدیل شوند. در مرحله پیشرفته، روی تثبیت وزن و هماهنگی کامل ذهن و جسم کار میکنیم تا تناسب اندام همیشگی شود.
۴. دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز
آیا شما هم دچار ریزهخواری یا پرخوری عصبی هستید؟ در این دوره از برنامه لاغری در سال جدید، ما مستقیماً روی سیمکشیهای مغز کار میکنیم. یاد میگیرید که چگونه میل کاذب به غذا را از بین ببرید و اشتهای خود را به صورت کاملاً طبیعی و از درون مدیریت کنید.
جمعبندی: تصمیم با شماست!
امروز میتوانید مثل تمام سالهای قبل، فقط یک آرزو برای لاغر شدن داشته باشید، یا اینکه با انتخاب یک برنامه لاغری در سال جدید که مبتنی بر آگاهی و شناخت ذهن است، واقعاً تغییر کنید.
من، رضا عطارروشن، در این مسیر با هم باورهای کهنه رو خراب میکنیم و عمارت زیبای تناسب رو میسازیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.37 از 100 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

گام 38
اردیبهشت ماه سال 1399 ، سال تولد آگاهانه من بود ، دمن از اواعل سال 98 برای لاغر کردن خودم هرکاری میکردم و اتفاقا هر سال هم تصمیم جدیدی میگرفتم که دیگه امسال باید همه چیز بر وقف مراد من باشه اماا متاسفانه نمیشد !
و حتی اهدافمم نوشته بودم و به در کمدم جسبونده بودم .خب من هرچه تصمیم میگرفتم که یگه از این روز و یا از این هفته و… شرایط زندگیم و تغییر بدم اما نمیشد و بازهم خراب میشد و من دیگه خیلیی ناراحت شده بودم و میگفتم خدایاا چطورر برای بقیه میشه برای من نمیشه ؟ مگه من بنده ی بدیم که تو داری باهام اینطوری میکنی و تو هم کم منو اذیت نکردی و … ینیی یادمه دقیقااا جوریی گریه کرده بودم که فکر کنم خدا دلش برام سوخت به هر حال بعد از اون روز چیزهایی در مسیرم قرار گرفتن که منو به سمت مسیری هدایت میکردن که به خواستم ختم میشد و من هم با کمال میل اونارو دنبال میکردم که دقیقااا هم یک ندایی منو آگاه کرد که ببین من خیلیی آدمه منفی نگری هستم ( کل خانواده من اینگونه بودند و به همین دلیل من هم از اونا فقط ناله کردن و نمیشه و نمیتونم و…و یاد گرفته بودم )، ولی دنیا و جهان برای همه یکیه ، اگه افکار انسان قراره زندگیشو بسازن ، پس تو بیا افکارتو تغییر بده تو بیا مثبت ببین ، مثبت تلقین کن و بیا خودت و تغییر بده ! و نتیجه سه روز مثبت نگری و تغییر افکار و تلقین های مثبت به خودم سبب تولد آگاهانه در من شد و من از اون روز فقط شاهد آرامش و پیشرفت و شادی تا به امروز در زندگیم شدم .
پس ما نباید برای رسیدن به موفقیت شرایط پیرامونم و تغییر بدیم ، چون هیچوقت همچین اتفاقی نخواهد افتاد .! بلکه باید درونمون رو تغییر بدیم ، خودمون و تغییر بدیم!
خود من بعد از تولد آگاهانه ام امید بیشتری در رسیدن به خواسته هام داشتم و دیگه مطمعن بودم هیچ چیزی تو این جهان نشد نداره ، بلکه سقف ذهنی ما اون و برامون نا ممکن میکنه !
خلاصه من هدفام و داشتم ولیی تنها چیری که بیشتر رو مغز من بود ونمیزاشت من برای رسیدن به بقیه هدفام تمرکز کافی رو داشته باشم ؛ موضوع چاقی من بود !
نه حتی اون بیماری که داشتم !! بیماری من اصلا برای من اهمیت نداشت و بیشتر توجه خانوادم و هدف قرار داده بود ولی برای خودمم چیزی که منو بیشتر از بیماری درگیر کرده بود موضوع اضافه وزن من بود !
به هر حال منم بازم نمیدونستم باید برای لاغر شدن چه کاری انجام بدم ؟ و بازهم بعد از تولد آگاهانم از مسیر نادرست برای لاغر شدن استفاده کردم و نتیجه اش شده بود 17 کیلو کاهش وزن تو 4 ماه ولیی تو 3 هفته همه ی وزنی که کم کرده بودم برگشت و اونجا به سمت مسیر درست هدایت شدم . در واقع دید من به شکست اینطوریه که قراره مسیر درست و راحتش پیدا بشه که منو به موفقیت برسونه !
اول که تصمیم من فقط لاغر شدن بود ولیی تو این چند مدت من به مسیذر های دیگه هم هدایت شدم !
اضافه وزن من باعث شده بود که من آرامش نداشته باشم چون تاثیر اضافه وزن بیشتر روی ذهن و مغزم بود تا بدنم !!
هیچ اعتماد به نفسی نداشتم و همچینین خودم رو در رسیدن به باقی هدف هام و زندگی که همیشه تصورشو میکردم ، ناتوان میدیم
و همچنین باعث شده بود که انتظار هیج موفقیت و تغییری رو در زندگی نداشته باشم .
راستی روز سه شنبه که با دوستم بعد از کاری رفتیم کافه و دوستم پاستا سفارش داد و منم چون گرسنم نبود نتونستم بخورم و چون خیلی اسرار کرده بود یک قاشق خوردم و ولی دیدم واقعاا نمیتونم ، میلمم نمیکشه !! بهش گفتم که واقعا نمیتونم بخورمم نوش جونت تو بخور و دوستمم اصرار نکرد . اون شب من خیلییی از عملکردم راضی بودم و واقعا به خودم افتخار کردم جون میدونستم اگه این مسیر نبودم واکنش بدنم منو از خوردن اون پاستا منع نمیکرد !
ولی امروز صبح صیحانه گرسنم نبود یعنی اون واکنش جسمی و نداشتم و صبحانه خوردم و دو تا از رفتارهای نادرست دیگه خودم رو هم شناسایی کردم .
مثلا خونه مادربزرگم که میرم ، من از همون بچگیی عادت کرده بودم یعنی از 5 سالگی که میرفتم خونه مادربزرگم اولین کاری که میکردم میرفتم سراغ یخچالشون تا ببینم چه چیز خوشمزه ای پیدا میشه تا بخورم ! کل اعضای خانواده ما اینطورین و من مطمعنم که این رفتار و ازشون یاد گرفتم!
ولی ی حس بدی بهم دست داد که هردفعه میرم خونشون برم اول سراغ یخچالشون !! خیلیی بد حتی الانم که دارم مینویسم حالم بد میشه از این کاری که انجام میدم !!!
درسته من نوه شون هستم ولیی این رفتارم واقعا بده و من از الان با خودم تصمیم میگیرم که هروقت دوباره رفتم خونشون همچین رفتاری و از خودم نشون ندم !
رفتار زشت بعدیم : غذاهای مورد علاقم ودوست دارم زیاد بخورم با اینکهه سیر هستم ، مثلااا سالاد ماکارونی یکی از غذاهای مورد علاقمه که وقتی تو خونه ما درست میشه تا 2 شب میمونه ولیی من تمام لحظه ها فکرم پیششه و هر وقت که میرم سمت یخجال باید ازش بخورم ، یک قاشق یا…
یا وقتیی که من هوس عدس پلو کرده بودم و مادرم درست کرد من خوردم و سیر شدم ولی دقیقا اینطوری بود که مغزم اینطوری صحبت میکرد که این غذارو هوس کرده بودی و خوشمزه هم هست و دوست داری ولی کم خوردی پس بخورش با اینکه من از نظر جسمی سیر شده بودم ولی ذهنم نه ، اولش خودمو کنترل کردم که بسه و.. ولی بعد دیدم نمیتونم چون تمام فکر و ذهنمم این بود که برم بخورم یا نخورم و منم دیگه نذاشتم درگیری بشه برای خودم یزره دیگه ریختم و گفتم هرچقدر که راضیت میکنه بخور و خوردم و ذهنم اروم گرفت و دیگهه هیچ سختی نبود و آرام شد و منم در کمال آرامش بقیه کارام و انجام دادم .
فعلا رفتار های نادرستی که شناساییشون کردم ، این ها بودن
استاد میخوام اینو هم بگم که من شلوار لیم که کاملا فیت بود برام الان یزره جا باز کرده و من کاملا مطمعنم که کاهش سایز و وزن من هم اتفاق افتاده ، خدارو هزاران مرتبه شکرر
منتظر روزی باشید که خبر بدم شلوار لیم اونقدر برام گشاد شده بود که دیگه چون نمیتونستم ازش استفاده کنم دادمش به پدرم یا برادرم !
طبیعیه که بخاطر مسایل چاقی دچار احساس بد و ناتوانی در لاغر شدن بشیم ولیی اصلا طبیعی نیست برای کسی که الویت لاغر شدن داره ، در احساس بد چاقی گرفتار بشه !
اگر رویای لاغر شدن داریم باید یادگیری لاغری در ذهن ما اهمیت بالایی داشته باشه ، باید یادگیری لاغرشدن الویت زندگیمون باشه تا در هر شرایطی مراحل یادگیری رو دنبال کنیم .
باید همیشه توجه و تمرکزمون رو لاغری باشه با استفاده از آموزش های لاغری . با ایجاد تمرکز و تصویر سازی و.. لاغری ایجاد نمیشه فقط با استفاده منظم و مستمر از آموزش های لاغری با ذهن اتفاق میفته.
مسیر لاغری با ذهن بسیار آسان و راحته و فاصله ما تا لاغر شدن فقط یک تصمیم قاطع و مقداری استمرار در مسیر لاغری با ذهن است .
پس حرکت کنیم و صبور باشیم ! تا نتیجه شگفت انگیز و در خودمون ببینیم .
و وقتی نتایج و ببینیم اشتیاق و انگیزه در ما خودبخود افزایش پیدا میکنه و دیگه نمیتونیم این مسیر و رها کنیم .
من هم هرسال تصمیماتی میگرفتم و هر سال که بزرگتر هم میشدم ، تصمیمات من هم بزرگتر میشد که فلان خواسته مو داشته باشم .
من قبل از تولد آگاهانه خودم خیلی اشخاصی و میشناختم و همچنین میدیدم که با استفاده از قدرت ذهنشون به موفقیت هایی رسیده بودند ولی من چون چند بار اقدام کرده بودم و شامل حال من نمیشد ، باوری بهش نداشتم .
خیلی از ما واقعا عاشق لاغر شدن بودیم و میدونستیم که چه مزایایی داره ، اما بخاطر افکار و باورهایی که داشتیم نمیتونستیم بهش دست پیدا کنیم .
من هم خیلی خسته شده بودم ، از بس فشار نخوری و ورزش و رژیم های سخت و تحمل کرده بودم ، حتی من هم مدتیی به سمت میوه خواری و گیاه خواری رفته بودم ، میرفتم بازار برای خودم ی عالمه میوه میخریدم و بعد تو یخچال میزاشتم و نمیتونستیم همشون و بخورم و داشتن کم کم خراب میشدن و منم برای اینکه خراب نشه مجبور بودم همه رو بخورم و بعد عذاب وجدان و.. یعنیی داشتم خودمو شکنجه میدادم !
واقعا الان آرامش دارمم .خدایاشکرت .
من هم تصورم این بود که هرچی بیشتر عرق کنم بهتره و نتیجه بهتری میگیرم و….
دقیقا هرچی بگی و نگی و منم انجام داده بودم . درسته نتیجه هم میگرفتم 1 ماه 2ماه ولی بعد که دوباره ولش میکردم ، همون آش همون کاسه.چون تو زندگی واقعی که آدم نمیتونه فقط تخم مرغ و آب گوجه بخوره یا هر روز رژیم باشه و باشگاه بره و…اصلا امکان پذیر نیست ، بخاطر همین آدم شکست میخوره
کسی که میخواد موفق بشه ، باید اول موضوع اضافه وزنشو برطرف کنه ، باید مشکل شخصیشو برطرف کنه،
دقیقا من وقتی به این مسیر هدایت شدم و دارم تمام توجه و تلاشم رو برای رسیدن به تناسب اندام و میزارم ، به مسیر کسب درامد هم هدایت شدم بدون اینکه خودمم هیچ تلاشی بکنم
همین که جسم ما با ذهنمون هماهنگ بشه ، تغییرات گسترده ای در تمام جنبه های زندگیمون رخ میده !
وقتی ذهن برنامه ریزی مجدد بشه و روی افکار و باورها تاثیر بزاره ، در تمام جنبه های زندگی تغییر ایجاد میشه و ما دیگه نمیتونیم تایین کنم که فقط فلان چیز تغییر کنه
وقتی چاقی برطرف بشه مجموعه ای از مشکلات برطرف میشه و همه ی مشکلاتی که وابسته به چاقی هم بودند برطرف میشن ، روابط و اعتماد بنفس و … همه تحت تاثیر قرار میگیرند ، چون احساس توانمندی و ارزشمندی در فرد به وجود میاره و وقتی فرد در خودش احساس ارزشمندی بکنه ، تغییرات بسیار گسترده است
سال 1400 برای من سال تناسب اندام و سلامتی هستش .
در واقع من الان 1سال و 5 ماه دارم و من هم الان 1 سال و خورده ای که دارم واقعا زندگی میکنم و شادی و نشاط و دوستای خوب و…دارم تجربه میکنم .
پس برای موفقیت باید ابتدا مشکل شخصی برطرف بشه !
چون ما هرچیزی داشته باشیم اگه اعتماد بنفس نداشته باشیم ، نمیتونیم خودمونو بروز بدیم .
پس موفقیت فقط مربوط به احساس توانمندی و خودباوری و … ، که فردی که از کودکی اضافه وزن داشته باشه ، هیچکدوم از اینهارا نخواهد داشت .
پس در کنار متناسب شدن ما خیلیی چیزهای دیگر و تجربه میکنیم و موفقیت در همه جنبه های زندگیمون گسترش پیدا میکنه .
فقط یزره اوایلش سر بالایی سخته ، بعد که افتادیم تو سرپایینی یووووووو
با عشق و استمرار در این مسیر باشید که نتایج برای همه همون چیزیه که میخوایم
شاد باشید که شادی اصل ماجراس و در مسیر تغییر کردن اشتیاق ما برای بیشتر تغییر کردن بیشتر میشه و همیشه خواست خداوند سعادت و خوشیختی و شادی انسان ها بوده است .
شاد و و پیروز و متناسب باشید .