0

ذهن چاق چیست؟ تفاوت‌های ذهن افراد چاق و متناسب (گام ۷۰)

ذهن چاق
اندازه متن

همه‌جای دنیا وقتی صحبت از چاقی می‌شه، سریع ذهن‌ها می‌ره سمت پرخوری 🍕 و کم‌تحرکی 🛋️ یا شاید یه ژنتیک “بدشانس”!

اما چیزی که خیلیا ازش غافلن، ذهن چاقه… ذهنیه که مثل یه عینک تار، دنیا و غذا رو جور دیگه‌ای می‌بینه 🤯

یعنی تحلیل‌ها، برداشت‌ها و تصمیم‌هایی که از درون این ذهن میاد، خودش عامل اصلی چاقی بدنه—نه بشقاب غذا! 🍽️

اگه ذهنت چاق باشه، حتی وقتی کم هم بخوری، رفتارات طوریه که انگار داری چاق‌تر می‌شی!

تاثیر فرمول های ذهن چاق

وقتی حرف از فرمول‌های ذهن می‌زنیم، یعنی همون باورها، تحلیل‌ها و برداشت‌هایی که فقط رفتار و جسم ما رو شکل نمی‌دن، بلکه مثل یه فیلتر قوی، نگاه ما به زندگی رو هم تغییر می‌دن 🎯🧠

فرمول های ذهن

دقیقاً مثل اینه که یه عینک با شیشه آبی بزنیم؛ اون‌وقت دیگه همه‌چی اطرافمون —حتی چیزهایی که سفید یا سبز هستن— با تون آبی دیده می‌شن 🎨👓

نه به‌خاطر اینکه واقعاً آبی‌ان، بلکه چون عینک ما اون رنگ رو بهشون داده.

حالا تصور کن ذهن ما هم یه جور عینک باشه؛ عینکی با شیشه‌های ساخته‌شده از ترس، قضاوت، تجربه‌های منفی و اطلاعات نادرست درباره بدن و غذا.

این همون فرمول‌های ذهنی هستن که واقعیت بیرونی رو تحریف می‌کنن و کاری می‌کنن که دنیا رو نه اون‌طور که هست، بلکه اون‌طور که ذهنمون باور داره، ببینیم. 🤯💭

مثلاً یه فرد متناسب ممکنه فقط در حال خوردن ناهار روزمره‌ش باشه، ولی ذهن ما اون رو به شکل یه آدم خوش‌شانس یا بی‌خیال تعبیر می‌کنه که “حتماً ژنتیک خوبی داره” یا “لابد هیچ‌وقت استرس وزنش رو نداشته”! 😑

در واقع، این فرمول‌های ذهنی هستن که باعث می‌شن ما آدم‌های متناسب رو به‌جای الگو، به چشم تهدید ببینیم، یا حتی حسادت کنیم و خودمون رو قربانی فرض کنیم.

خود من یادمه وقتی اضافه‌وزن داشتم، رفتار آدم‌های متناسب رو از پشت این عینک ذهن چاق تماشا می‌کردم. فکر می‌کردم اونا خیلی مغرورن، خودشونو می‌گیرن یا حتی آدم‌های سرد و بی‌احساسی هستن 😐💭

در حالی‌که حالا می‌دونم اون برداشت‌ها، بازتاب فرمول‌های ذهن من بودن نه واقعیت وجودی اون آدم‌ها!

این فرمول‌ها باعث می‌شن حتی نگاه ما به خدا و کائنات هم تغییر کنه!

یادم میاد بارها از خدا گلایه کردم:

“چرا من باید چاق باشم و بقیه نه؟! چرا من باید با این همه محدودیت زندگی کنم؟!”

اما حالا می‌فهمم که اون صداها از بیرون نمی‌اومدن، بلکه از فرمول‌های ذهنی می‌اومدن که درونم ریشه کرده بودن و همه چیزو تار می‌دیدن… حتی مهربونی خدا رو! 🌥️💔

وقتی زندگی رو از لنز ذهن چاق ببینی، دنیا تبدیل می‌شه به جایی پر از نابرابری، محدودیت، ناامیدی و حسرت.

اما وقتی شروع به پاک‌سازی این فرمول‌ها می‌کنی، کم‌کم تصویر شفاف‌تری از دنیا، غذا، آدم‌ها و خودت می‌بینی.

🌟 اون موقع‌ست که می‌فهمی چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ بلکه یه داستان نانوشته در ذهنته که حالا وقتشه بازنویسی‌ش کنی…

ذهن متناسب و ذهن چاق

تفاوت ذهن افراد چاق و متناسب

همه‌مون سیستم بدنی تقریباً یکسانی داریم؛ مغز، معده، سیستم عصبی، هورمون‌ها… پس چرا بعضیا راحت غذا رو کنترل می‌کنن ولی بعضی‌ها انگار همیشه درگیر خوردنن؟ 😖🍕

🧠 ذهن افراد چاق یه ذهن نگران، مضطرب و همیشه آماده برای خطره. هر غذایی که می‌بینه، ته‌ذهنش یاد خاطره‌ای از محرومیت، تنهایی یا شکست می‌افته.

در مقابل، ذهن متناسب هیچ درگیری عاطفی خاصی با غذا نداره. برای اون، غذا فقط غذاست، نه پناهگاه، نه پاداش، نه تنبیه!

مثلاً یه فرد متناسب وقتی تعارف غذا می‌شه، خیلی راحت می‌گه: «نه مرسی، میل ندارم» 😌

چون نه از رد کردن می‌ترسه، نه از قضاوت دیگران، نه از این‌که دیگه گیرش نیاد. چون ذهنش، با فرمول‌های متناسب و آزادانه طراحی شده.

اما ذهن چاق چی؟

همون تعارف ساده می‌تونه یه طوفان فکری راه بندازه:

«اگه نگیرم بی‌احترامی می‌شه»، «شاید دیگه نباشه»، «همه دارن می‌خورن»، «یه بار که اشکال نداره»…

خیلی از دوستانی که تو دوره‌ی «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردن، با وجود آموزش و تمرین، هنوز با این تضاد درگیرن.

چرا؟ چون هنوز دارن دنیا رو از دریچه‌ی همون فرمول‌های ذهن چاق قدیمی می‌بینن.

ذهنشون هنوز بهشون می‌گه:

«اون فرد متناسب حتماً عزت نفس بالایی داره که می‌تونه “نه” بگه… من هنوز به اون مرحله نرسیدم…»

در حالی‌که واقعیت اینه که قدرت نه گفتن، حاصل عزت نفس نیست، حاصل ذهن متناسبه!

و این ذهن، قابل ساخته شدن ـــ با تمرین، آگاهی و تکرار فرمول‌های جدیده.

💡 ذهن متناسب یاد گرفته به نیاز واقعی بدن گوش بده، نه به سر و صدای ذهن. یاد گرفته که غذا دشمن نیست، ولی هم‌زمان هم تنها راه خوشحالی نیست. یاد گرفته که لذت، از سادگی میاد، نه از پُرخوری.

اما ذهن چاق، هنوز توی حلقه‌های شرطی‌شده‌ی قدیمی‌اش اسیره؛ جایی که غذا همیشه نقش قهرمان، دشمن یا پاداش رو بازی می‌کنه. 🎭🍩

📌 پس اگه می‌خوای واقعاً از این چرخه بیرون بیای، لازمه نگاهت رو عوض کنی و این دقیقاً همون کاریه که ما توی دوره «ورود به سرزمین لاغرها» انجام می‌دیم:

بازنویسی فرمول‌های ذهن و ساختن ذهنی متناسب، آرام، آگاه و آزاد 🌱💖

ذهن چاق و ذهن لاغر

عملکرد ذهن چاق و ذهن متناسب 🧠✨🍽️

مهمه که بدونیم که این دو ذهن، متفاوت از هم زندگی می‌کنن و رفتارهای متفاوتی دارند.

افراد متناسب اصلاً تو بازی ذهن نیستن. ذهن متناسب مثل یه عینک شفافه که به طور طبیعی به نیاز بدنش گوش می‌ده.

وقتی گرسنه‌ست غذا می‌خوره و وقتی سیر شد، دست می‌کشه. نه از کم خوردن نگرانه، نه از زیاد خوردن ناراحت می‌شه. 🍏💚 برای اون‌ها خوردن کاملاً طبیعی و بدون فکر اضافه است، نه بازی ذهنی.

برعکس، ذهن چاق پر از فرمول‌ها و قوانین سخت‌گیرانه‌ایه که می‌گه: «اگر اینو بخوری چاق می‌شی»، «اگر کم خوردی عزت نفس داری» و هزار فکر و دغدغه دیگه… 🤯🍰

افراد متناسب به اندازه نیاز و میل بدنشون غذا می‌خورند و این باعث می‌شه عزت نفس واقعی و عمیقی داشته باشند؛ عزت نفسی که از احترام به خود و درک نیازهای بدن سرچشمه می‌گیره، نه از ترس یا محدودیت.

در مقابل، ذهن چاق همیشه دنبال کنترل کردن و نگرانی از خوردن هست، که این نگرانی روی رفتار و عزت نفس فرد تاثیر منفی می‌ذاره. 😔

همچنین افراد متناسب خودشون رو دوست دارند و به خودشون احترام می‌گذارند، این احترام در رفتار دیگران هم بازتاب پیدا می‌کنه.
در حالی که ذهن چاق، گاهی حتی به خودش ارزش نمی‌ده و همین احساس کم‌ارزشی به رفتارها و روابطش با دیگران سرایت می‌کنه. 🔄❤️

یکی از نکات مهم دیگه اینه که ذهن چاق، خوردن رو با احساسات منفی مثل ترس از چاق شدن، خجالت یا احساس گناه پیوند زده، در حالی که ذهن متناسب، خوردن رو حق طبیعی خودش می‌دونه و به بدنش احترام می‌ذاره.

رهایی از ذهن چاق؛ آغاز سفر به سرزمین لاغرها 🌈🧭

تا وقتی فرمول‌های ذهن ناخودآگاه رفتارهای ما رو کنترل می‌کنن، هیچ رژیم و برنامه غذایی پایداری نمی‌تونه ما رو نجات بده.
چون ریشه‌ی چاقی در «نگرش ما به خوردن، بدن و خودمون» پنهان شده؛ نه توی مقدار کالری و لیست غذاها! 😟🍟

برای همین، اگه می‌خوای واقعاً از ترس از چاق شدن، اضطراب از غذا خوردن، یا نگرانی درباره ظاهر و وزن خلاص بشی، لازمه فرمول‌های ذهنی رو از نو بسازی. 💡🧠

ما تو دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین کار رو می‌کنیم:

✅ شناسایی و اصلاح باورهای اشتباه درباره غذا و بدن

✅ ریشه‌یابی ترس‌ها و احساسات پنهان درباره چاقی

✅ تمرین تغییر نگرش با ابزارهای ذهنی قدرتمند

✅ ساختن ذهنی آرام، آگاه و متناسب 🌱💚

در این دوره، قدم‌به‌قدم یاد می‌گیری که چطور از جنگ با غذا، از تنفر نسبت به بدن، و از نگرانی همیشگی درباره وزن، آزاد بشی.

و به جای اون، به ذهنی تبدیل بشی که با لذت، آگاهی و احترام به خودش زندگی می‌کنه… ذهنی متناسب، ذهنی آرام، ذهنی آزاد! ✨🍀

🌟 اگر آماده‌ای که از ترس‌های پنهان و ذهن چاق عبور کنی، قدم اول همین‌جاست:

ورود به سرزمین لاغرها… جایی که لاغری از ذهن شروع می‌شه، نه از بشقاب! 🍽️🧠

✍️ تمرین آموزشی 📖

چرا این تمرین مهمه؟

برای تغییر واقعی در رفتار غذایی و رهایی از چرخه چاقی، باید از سطح آگاهی عبور کنیم و وارد لایه‌های عمیق ذهن بشیم؛ جایی که فرمول‌های ذهن در حال فرمان دادن به زندگی ما هستن. ✨
انجام تمرینات نوشتاری، ذهن ما رو از حالت منفعل به حالت آگاه می‌بره و کمک می‌کنه باورها و نگاه‌های اشتباه نسبت به غذا، بدن و خودمون رو شناسایی و بازنویسی کنیم.

سوالات تمرینی

  • نگرش شما درباره تأثیر ذهن بر افکار و رفتار افراد چاق چیست؟
  • نمونه‌هایی از افکار یا رفتارهای خود که نشانه داشتن ذهن چاق است را شرح دهید.
  • به نظر شما استفاده از روش‌های قبلی برای لاغر شدن، تأثیری بر تغییر محتوای ذهن چاق داشته یا نه؟ چرا؟
  • با توجه به توضیحات نوشتاری، چند تا از تفاوت‌های ذهن چاق و ذهن متناسب را نام ببرید.
  • با توجه به ویدیو، نظر شما درباره سوال مطرح‌شده در آن چیست؟ احساس و برداشت شخصی‌تان را توضیح دهید.

💬 نوبت شماست!

حالا که با فرمول‌های ذهن چاق و تفاوتش با ذهن متناسب بیشتر آشنا شدی، وقتشه قلم برداری و تمرین این بخش رو انجام بدی.
پاسخ سوالات بالا رو با صداقت و شرح کامل در بخش نظرات همین صفحه بنویس و اگر تمرینی برای خودت ساختی، اون رو هم با ما به اشتراک بذار.
نوشتن، اولین قدم برای بازسازی ذهن و عبور از باورهای چاق‌کننده‌ست. ما مشتاق خوندن نوشته‌های تو هستیم! 📝🌟

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.35 از 69 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=32716
45 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۰/۱۲/۱۰ ۱۶:۴۷
      مدت عضویت: 2045 روز
      امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,664 کلمه

      سلاااام و درود بر جهانم سلام بر عرش تا فرش 

      درود بر استاد جااان و دوستان متناسبم 

      ذهن چاق …

      فرمولهای ذهنی بر واکنشهای رفتاری و جسم و همچنان دید ما نسبت به دنیای پیرامونمون تأثیر می گزارند یعنی هرروز با صحنه هایی را به ما نشون می دهند که از قبل محتوای ذهنی نسبت به اون موضوع در مغز خود ذخیره کرده ایم .

      تا حالا عینک دودی زدین ؟!توی هوای ابری یا آفتابی شاید در تونل یا هوای بارونی یک پوشش و رنگ غلظتی روی دنیای ما ایجاد می کنه دقیقا فرمولهای ذهنی ما عینک روی نگرش و بینش ما هستند و این در حالیست که حقیقت ماجرا این چیزی نیست که ما میبینیم .یاد دختر ۴ساله ام افتادم یک روز صبح که بیدار شد گفت مامان من عینک دید در شب می خوام کلی خندیدیم و گفتم واسه چی ؟گفت می خوام شبح ها را ببینم !؟…از کارتون سگهای نگهبان یاد گرفته بود و جالبه چندروز بعد عینک شنا منو پیدا کرده بود ولی شب نمی زد به چشمش می گفت می ترسم !…

      همه افرادی که اضافه وزن دارند نسبت به فرمولهای ذهن خودشون و عقیدشون نسبت به چاقی و تمام رفتارهاش افراد و شرایط پیرامون زندگی خود را تجزیه و تحلیل می کنند و به همین خاطر عقیده انسانها درباره یک موضوع مشترک باهم متفاوت است .

      ولی وقتی در مسیر شناخت ذهن و خود آموزه های ذهنی را فرا می گیریم متوجه میشیم که همه انسانها از بابت جسم و توانمندی و سیستم عصبی شبیه به هم هستند ولی منشأ تفاوت عملکرد در رفتار اونها از محتویات ذهنیشون هست.

      موضوع تحقیق فردی متناسب است که در مهمانی بهش شیرینی تعارف می کنند و میگه من نمی خورم ولی چند لحظه بعد خودش محکم میگه من یکی می خورم !..و از نظر دوستمون ایشون با این انتخاب و کم خوردنش باعث شده یک عزت نفس عمومی ایجاد کنه به طوری که همه بیشتر بهش توجه کردند و تعارفش کردند در صورتیکه فردی چاق هم حضور داشته ولی به دلیلذهنیت اینکه این فرد پر خور و زیاده هست مایل نبودند بهش تعارف کنند !…

      خب من در لحظه اول گفتم حق انتخاب داشتن اونم با اقتدار و بدون ترس نوعی عزت نفس هست که از درون شکل گرفته و این نوع احترام به خود باعث فرکانسی به ذهن دیگران میشه که بهت احترام بیشتری می گذارند یعنی نه به خاطر مصرف به خاطر اقتدار و حق انتخاب !…

      در ذهن افراد چاق اینکه یک فرد متناسب میلی به خوردن شیرینی یا تست کردن غذاهای سفره و یا حتی پرخوری کردن نداشته باشه عجیب هست و چون ما زبان لاغری را بلد نیستیم نمی تونیم این نوع رفتار را درک کنیم و انگار از میوه ای برای ما صحبت کنند که ما اون را نچشیدیم و با حدسهای خودمون رنگ و مزه و بوی اون میوه شبیه سازی می کنیم که دور از واقعیته !…و به همین دلیل که شناختی از رفتار صحیح آنها نداریم غالبأ به افراد متناسب حسودی می کنیم فکر می کنیم اونها افراد خارق العاده ای هستند یا اینکه خیلی اراده قوی دارند خیلی وقتها می گوییم کلاس می زارند یا مغرورند یا جلوی دیگران اینطور رفتار می کنند!..در ذهن من یه چیز بود هیچ متناسب خودبه خودی نیست همه کنترل دارند!…یا سوخت و ساز بدنشون بالاست یا کارشون زیاده !.،،بیشتر وقتها هم از خدا شاکی می شدم چرا بی عدالتی ؟چرا منو چاق خلق کردی ؟حالا انصافا من تا۱۰سالگی هم متناسب بودم ولی دیگه یقه کیو می گرفتم !…

      آنچه در رفتار متناسبها مشاهده می کنیم (متناسبهایی با رفتار صحیح)همه ذهنی هست و خود به خودی نه اراده ای در کار هست و نه انتخابی دقیقا مثل تنفس کردن میمونه حالت پیش فرض و اورجینال ذهن 

      تا حالا شده که ما نتخاب کنیم کجا کمتر نفس بکشم و کجا بیشتر ؟ ما اصلا در مورد تنفس خود فکری نداریم هیچ برداشت و عقیده ای هم نداریم اکسیژن نیاز زنده ماندنمون هست و خودبه خودی نفس می کشیم به همین راحتی …

      ولی چون فرد چاق رفتار خودش را با متناسب مقایسه می کنه رفتاری که از خودش راضی نیست پرخوری و دردشکم و ریزه خواری حرص و ولع و …و بارها تصمیم گرفته ترکش کنه یا با تلاشهای بیرونی کنترلش کنه و نتونسته خودش را ضعیف و سرخورده می دونه این شکست از چاقی را در ذهنش داره بنابراین با قبول این موارد و تمام خودتخریبی هاش و سرزشنهاش خودشو لایق عزت نفس و اعتماد به نفس نمی دونه و بالعکس فکر می کنه فرد متناسب خیلی عزت نفس داره !…

      خیلی از افراد فکر می کنند عزت نفس یک سری رفتار بیرونی هست مثل نه گفتن به چیزی که دوست نداریم یا انتخاب چیزی که دوست داریم کاملا اینها درسته ولی با چه حس و حالی !؟خیلی وقتها میگیم نه ولی هزار بار خودمون را سرزنش می کنیم و احساس گناه داریم یعنی رفتارمون با ذهنمون در تضاده !..یعنی ذهن و رفتار همسو نشده و مشکل سازه نوعی فیلم بازی کردنه .

      عزت نفس از درون شکل می گیره و نگرش ما نسبت به خودمون و حل کردن مسائل درونیمون برای اینکه به یک احساس خوب و هماهنگی بین بخشهای وجودیمون (روح و ذهن و جسم )ایجاد کنیم باعث میشه خودبه خودی رفتاری منعکس کنیم که عزت نفس ما را نشون میده و همین نگاهمون به خودمون باعث نگاه محترمانه دیگران به ما میشه ✨

      بنابراین رفتار های لاغری یک فرد متناسب خودبه خودی هست و چیز عجیبی نیست در واقع اون فرد ازتمام رفتار غذایی خودش و حسش نسبت به جسمش احساس رضایت داره و ممکنه اون فرد در جنبه های دیگر زندگیش خودتخریبی داشته باشه و عزت نفس و اعتماد به نفسش پائین باشه .

      بنابراین استفاده از آموزه های ذهنی و محتوای لاغری به ذهن باعث آموزش و یادگیری زبان لاغری در ذهن ما میشه و به صورت خودکار تمایلات ما تغییر می کنه و به سمت ذهن متناسب میره و هر چقدر در این مسیر استمرار داشته باشیم و مهارت بیشتری بیاموزیم تناسب فکر و ذهن ما هم بیشتر میشه .

      موضوع دیگه در ذهن افراد چاق اینه که به اندازه نیاز خوردن را کم خوردن می دونند من خودم در ذهنم درکی این اندازه خوردن نداشتم چون همیشه پرخوری را تجربه کرده بودم وقتی هم که از رژیم غذایی استفاده می کردم همیشه گرسنه می موندم و سیر نمی شدم !…

      هیچ فرد متناسبی که رفتارش صحیح باشه کم نمی خوره !..اگر افراد متناسبی هستند اطرافمون که می شنویم می گویند کم می خورم چاق نشم یا زیاد خوردم شکم در آوردم یا از شنبه فلان می کنم در واقع کنترل بیرونی دارند و با تصمیم دارند روی خوردنشون کنترل می کنند این افراد ذهنشون در معرض چاقی قرار گرفته و در مرحله دوم هستند و دارند در مورد چاقی و ترس از چاق شدند صحبت می کنند و اطراف من اینطور آدمها زیاد بودند و به همین دلیل باور نمی شد به طور خودبه خوذی بدون دخالت کسی لاغر باشه درذهنم چاقی طبیعی تر بوده تا لاغری !..

      افراد متناسب از طریق ذهنشون تمایلات درونیشون تغییر می کنه و بعد رفتاری را انتخاب می کنند یهویی و راحت 😊ولی یک فرد چاق غذا تعارفش کنند می خوره !..غذا سر سفره زیاد بیاد میگه حیفه می خوره !..سوغاتی از شهری بیارند می خوره …! 

       نزری باشه می خوره !…و انتخاب هاش بر اساس پیرامونش هست .

      خب من در سفر هستم میهمانم و میزبان خانواده چاق خودم .و امروز یک کم رفتار متناسبها را در کردم من توراه از دیشب فقط یک بیسکوئیت سکه ای خوردم و کمی آب وقتی صبح زود رسیدم هم گرسنه ام نبود بعد از مدتی هم که صبحانه خوردم از سفره رنگاورنگ صبحانه و انواع مرباهای دستپخت مادرم من پنیرو گردو انتخاب کردم و اصلا میلی نداشتم به اونها نگاه کنم و کاملا به اندازه خوردم چقدر رفتارم تغیبر کرده بود آرام بودم و حرص و ولع نداشتم حتی به نظرم نسبت به حجم خونه کمتر مصرف کرده بودم اونم خودبه خودی قبلا ها از همه مدل مربا و …می چشیدم و ناخنک می زدم …من کاملا سیر بودم برای میان وعده شیرینی و شربت آوردن و دوچیز شیرین حالمو بد می کرد اصلا دلم نمی خواست و راحت گفتم من سیرم و میل ندارم جالب این بود که قبلا با خودم می گفتم زشته نخورم ناراحت می شن و …ولی اینبار چون با همون عزت نفس رفتار کردم دیگران هم چیزی نگفتند البته بگم حدود یک هفته است روی موضوع حق انتخاب کار می کنم و عالیه…انگار پذیزش کمی از موضوع حق انتخاب خودم باعث شده هم به حق انتخاب دیگران احترام بزارم و هم اینکه دیگران به حق انتخابم دارند احترام می گزارند..

      وقت ناهار گرسنه بودم و برای من سالاد و دوسیخ کباب گذاشتند و خودم یک اسلایس ته چین برداشتم با کمی برنج همه خیلی زودتر از اونکه تصور کنم سیر شدم سالاد و یک سیخ کباب و نصف از نصف لیوان نوشابه که خورده بودم ،موند !…و چندبار صدای درونی قوی ام گفت مجبور نیستی بخوری تو سیر شدی !..یه صدای ضعیفی هم بود غذات مونده زشته ولی گفتم چرا بخورم !..میگم بمونه برای بعد …گرسنم شد می خورم !…

      کمی به نوشتارم و مطالعه پرداختم و حدود دوساعت بعد گرسنه شدم و یک کیکی زنداداشم پخته بود که گفتم من اینو میخوام برای خودم بریدم نازک و خوردم و سیر شدم و با اینکه اون شیرینی چند مدل صبح روی میز آشپزخونه بود ولی من دوسش نداشتم !…

      از همه مهمتر من خیلی حسم خوبه خیلی از خودم راضی ام قبلا نمی تونستم حرف استاد را درک کنم چون نچشیدم بودم !…ولی این فایل امروز واسه من بود بازم واقعا ذهنم لاغر شده انقدر ان تناسب فکر روی راه رفتنم و صحبت کردنم و آرامش ذهنم و حتی آرام ظرف شستنم تأثیر داشته که من دیگه به منفی باف گوش نمی کنم میگه پس چرا لاغر نشدی !..

      خدا به سر شاهده من برای تعادل در جنبه های مختلف زندگیم باید چه می کردم زمان و هزینه و مسیرهای بیراهه …

      و یکدانه ام منو آورده در سرچشمه و من از عشق و لطف او ست که هرروز سیرابم 

      خدایا شکرت 

      خدایا عاااااشقتم ❤️

      سپاس استاد خوبم همواره دستانتون روزی رسان پر مهر  خداوند باشد .

      دوستان متناسب با عشق و اقتدار ادامه می دهیم💪💪

      مانا و شاد باشید 🍃🌸 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۰/۱۲/۱۱ ۰۶:۴۸
      مدت عضویت: 2045 روز
      امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 38 کلمه

      سلام و درود خداوند بر شما

      خداوند متعال را هزاران با شاکرم که از جریان حضورش توانستم احساس خوبم را با شما به اشتراک بگذارم و همراه این سایت باشم .

      همواره در مسیر عشق و آگاهی قدم بردارید 🍃🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا