0

فرمول‌های چاقی (قسمت هفتم)

فرمول های چاقی
اندازه متن

شب‌هایی بود که از ذوق صبحونه‌ی فردا خوابم نمی‌برد. از روز قبل کیک شکلاتی یا خامه عسلی خریده بودم و دلم می‌خواست زودتر صبح بشه که شروع کنم به خوردن. صبحونه که تموم می‌شد، نیم ساعت بعد به ناهار فکر می‌کردم. ساعت ۹ چایی و کیک، ساعت ۱۱ یه چیز دیگه، ساعت ۱ ناهار. یعنی بخش بزرگی از فکر من در طول روز درباره‌ی غذا بود. امروز می‌دونم این فکرها همون فرمول‌های چاقی بودن که هر روز در ذهنم تکرار می‌شدن.

این نوشته جلسه هفتم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه ششم (پرخوری عصبی) دیدیم که پرخوری یه عادت یادگرفته‌ست. در این جلسه می‌خوام درباره‌ی موضوعی صحبت کنم که هم در چاق‌تر شدن ما خیلی اثر داره و هم در لاغر شدن ما: توجه.

فرمول‌های چاقی

🧠 در لاغری با ذهن برنامه‌ی غذایی نداریم

تا امروز هر روشی که برای لاغری امتحان کردی، احتمالاً یه برنامه‌ی غذایی یا ورزشی یا دارویی بوده که جسمت رو تحت فشار می‌ذاشت. ولی در لاغری با ذهن ما هیچ‌وقت برنامه‌ی غذایی یا ورزشی نمی‌دیم. ما فقط برنامه‌ی ذهنی می‌دیم.

یعنی با تمرین‌ها و فایل‌های آموزشی، فرمول‌های جدیدی در ذهن ساخته می‌شه و مغز بر اساس اون‌ها فرمان‌های تازه صادر می‌کنه. بنابراین کسی که تا چند ماه پیش مدام به غذا فکر می‌کرد، کم‌کم می‌بینه که دستش کمتر سمت غذا می‌ره. این محدودیت نیست؛ فرمول‌های چاقی عوض شدن و رفتار خودبه‌خود تغییر کرده. فقط مثل وقتی که رژیم داشتی، اینجا هم تکرار و استمرار لازمه تا مغزت دستورهای جدید رو قبول کنه.

🔦 به هر چی توجه کنی، بزرگ‌تر می‌شه

حتماً شنیدی که «به هر چیزی توجه کنی، همون در زندگیت گسترش پیدا می‌کنه». این قانون درباره‌ی چاقی هم درسته. وقتی زندگی خودم رو با این قانون بررسی کردم، دیدم سال‌های خیلی زیادی به چاقی توجه کرده بودم.

بچه‌ها معمولاً به اضافه وزنشون اهمیتی نمی‌دن؛ بازی می‌کنن و شادن. ولی از یه سنی به بعد، نظر دوستان و فامیل برامون مهم می‌شه و از همون موقع به چاقیمون توجه می‌کنیم. این توجه از جنس بدشه؛ یعنی به خود چاقی فکر می‌کنیم، نه به راه رها شدن از اون. حتی وقتی رژیم می‌گیریم یا باشگاه می‌ریم، باز توجهمون به چیزیه که می‌خوایم از بین ببریم؛ یعنی چاقی.

🏀 زنگ ورزشی که تصمیم‌هام رو عوض کرد

کلاس اول راهنمایی، معلم ورزش گفت بین بسکتبال، بدمینتون و طناب‌کشی یکی رو انتخاب کنیم. من عاشق بازی با توپ بودم و بسکتبال رو انتخاب کردم. ولی نمی‌تونستم خودم رو از زمین بلند کنم و هیچ پرتابم تو سبد نمی‌رفت. بعد از پنج دقیقه هم به نفس‌نفس می‌افتادم. رفتم سراغ بدمینتون؛ اونجا هم نمی‌تونستم دنبال توپ برم. آخر سر رسیدم به طناب‌کشی و دیدم همه‌ی بچه‌های چاق کلاس اونجان. تنها جایی بود که بچه‌ها التماسمون می‌کردن «رضا، تو رو خدا بیا تو تیم ما». بعداً فهمیدم به خاطر وزنمه.

خیلی ساده‌ترش اینه که اضافه وزن داشت جای من تصمیم می‌گرفت. دایره‌ی انتخاب‌هام هر روز کوچیک‌تر می‌شد و من هر بار کاری رو انتخاب می‌کردم که احساس بدم کمتر بشه. یعنی از چاقی فرار می‌کردم و همین فرار، توجه من رو بیشتر به چاقی می‌کشوند.

🚫 چیزهایی که به خاطر چاقی از خودم گرفتم

من عاشق رنگ زرشکی بودم، ولی مادرم همیشه می‌گفت «رنگ تیره بپوش که لاغرتر نشونت بده». بنابراین رنگ‌های مورد علاقه‌م رو کنار گذاشتم. شنا رو هم خیلی دوست داشتم، ولی کم‌کم دیگه نرفتم چون خجالت می‌کشیدم با اون اندام برم تو آب. دوست‌هام رو هم از بین کسایی انتخاب می‌کردم که مثل خودم یا چاق‌تر از من بودن تا کنارشون احساس بدی نداشته باشم.

در مهمونی‌ها وقتی غذا می‌خوردم، فکر می‌کردم همه دارن نگاهم می‌کنن و می‌گن «این چقدر داره می‌خوره». سعی می‌کردم کمتر بخورم، ولی باز حالم خوب نبود. همه‌ی این‌ها یعنی توجه به چاقی. بنابراین یکی از مهم‌ترین فرمول‌های چاقی همین توجه دائمی به چاقیه.

⚡ چرا از یه جایی به بعد چاق شدن سریع‌تر می‌شه؟

فرض کن چاقی یه زوری داره و تو هم یه زوری داری. هر چی تو بیشتر احساس ضعف و ناتوانی کنی، فرصت بیشتری به چاقی می‌دی که بهت غلبه کنه. خیلی از اعضای سایت می‌گن «از یه جایی به بعد سرعت چاق شدنم بیشتر شد». دلیلش اینه که اون‌قدر خودشون رو محروم کردن، خجالت کشیدن و خودشون رو سرزنش کردن که حس ناتوانی در برابر چاقی در وجودشون شکل گرفت.

🖼️ چرا وزن کم‌شده دوباره برمی‌گرده؟

خیلی‌ها برام می‌نویسن «یه زمانی ۲۰ کیلو کم کردم، ولی همه‌ش برگشت». دلیلش اینه که حتی وقتی لاغر شده بودن، باز نگران چاق شدن بودن. یعنی جسمشون تغییر کرده بود، ولی تصویر چاق قبلی هنوز در ذهنشون بود.

من هم همین‌طور بودم. هر بار وزن کم می‌کردم، لباس‌هام گشاد می‌شد. مادرم خیاط بود. وقتی می‌گفتم «مامان این لباس رو برام تنگ کن»، می‌گفت «یه کم صبر کن ببینیم می‌مونی یا نه». حتی مادرم باور نداشت من در اون سایز بمونم. راستش خودم هم باور نداشتم.

ذهن ما کاملاً تصویریه و مغز تمام تلاشش رو می‌کنه که تو رو به همون تصویری برسونه که در ذهنت ساختی. بنابراین وقتی از رژیم و باشگاه خسته می‌شی و رهاشون می‌کنی، مغز آروم‌آروم همون دستورهای قبلی رو صادر می‌کنه و جسمت برمی‌گرده به همون تصویر چاق.

⏳ زمان رو از ذهنت بنداز بیرون

توجه به لاغری به سادگی توجه به چاقی نیست. چون شواهد چاقی همه‌جا هست؛ در آینه، در عکس‌ها و وقتی از پله بالا می‌ری. ولی لاغری هنوز نیست. بنابراین این کار زمان می‌بره.

خیلی‌ها می‌گن «من باید تا عید لاغر بشم» یا «تا عروسی برادرم». تعیین زمان تو رو شکست می‌ده. شرکت‌هایی که دمنوش و کمربند لاغری می‌فروشن دقیقاً از همین ضعف ما استفاده می‌کنن: «یه ماه مصرف کن، چند کیلو کم کن». بعد وقتی نتیجه نمی‌گیریم، به جای محصول به خودمون شک می‌کنیم. مگه وقتی چاق شدی برای خودت زمان تعیین کرده بودی؟ لاغری هم مثل چاقی باید زندگی بشه. اگه یک سال یا سه سال طول کشید، چه اشکالی داره؟

🌱 سه قدم برای توجه به لاغری

برای لاغر شدن لازم نیست کار جدیدی انجام بدیم. فقط لازمه کارهای اشتباهی که الان انجام می‌دیم رو متوقف کنیم. وقتی کارهای نادرست رو انجام ندی، خودبه‌خود درست‌ها انجام می‌شن.

قدم اول: دیگه درباره‌ی چاقیت حرف نزن

خودم سال‌ها سعی می‌کردم به همه ثابت کنم که «به خدا من چیزی نمی‌خورم. چاقیم ارثیه». چرا باید برای همه توضیح بدی؟ همین توضیح دادن یعنی توجه به چاقی. وقتی درباره‌ش حرف نزنی، بخشی از این توجه خودبه‌خود از بین می‌ره.

قدم دوم: خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر

خیلی‌ها جلوی آینه طوری می‌ایستن که فقط صورتشون دیده بشه و عکس نمی‌گیرن. این یعنی فرار از خود. فکر کن به همسرت بگی «از دیدنت حالم به هم می‌خوره». رابطه‌تون بهتر می‌شه یا بدتر؟ جسمت هم همین‌طوره. وقتی ازش متنفری، انتظار نداشته باش ذهنت برای بهتر شدنش تلاش کنه.

پذیرفتن خودت آسون نیست. خودم خیلی طول کشید تا بتونم جلوی آینه بایستم و اذیت نشم. ولی هیچ غذایی به زور وارد دهنت نشده؛ تک‌تک لقمه‌ها رو خودت برداشتی. پس جسمت رو بپذیر و باهاش حرف بزن: «می‌دونم این کار رو من باهات کردم. ولی می‌خوام فکرم و رفتارم رو تغییر بدم. تو هم کمکم کن».

قدم سوم: درباره‌ی لاغر شدن بنویس

یه جمله‌ای دارم که دوست دارم به یادگار داشته باشی: «همون قدر که دست به غذا بودن تو رو چاق می‌کنه، دست به قلم بودن تو رو لاغر می‌کنه». وقتی درباره‌ی لاغری می‌نویسی، تمام توجهت به لاغریه. من موفقیت‌هام رو مدیون متناسب شدنم هستم؛ همین که امروز می‌تونم جلوی دوربین بشینم، به خاطر اعتماد به نفسیه که بعد از متناسب شدن به دست آوردم.

فرض کن چند سال گذشته و کاملاً متناسبی. بنویس این تناسب چه اثری در سلامتیت، روابطت، کارت و اعتماد به نفست گذاشته. نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون؛ ذهن تو اصل رو از بدل تشخیص نمی‌ده و تجربه‌ی اون‌ها رو مثل خاطره‌ی خودت حساب می‌کنه. اگه صدایی در ذهنت گفت «حالا بعداً می‌نویسی»، بدون این همون مقاومت ذهنه. پس همین امروز بنویس.

اگه می‌خوای این مسیر رو قدم‌به‌قدم و با تمرین‌های کامل بری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.

✨ تمرین این جلسه: توجهت رو از چاقی بردار ✨

جواب‌هات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس و نوشته‌های بقیه رو هم بخون.


📌 مرحله اول: فهرست توجه به چاقی

یه فهرست بنویس از کارهایی که به خاطر اضافه وزن انجام ندادی. لازم نیست زیاد توضیح بدی؛ فقط بنویس تا خودت ببینی چقدر به چاقی توجه کردی:

  • 👗 چه لباس‌ها و رنگ‌هایی رو نپوشیدی؟
  • 🏊 چه کارها و تفریح‌هایی رو کنار گذاشتی؟
  • 👨‍👩‍👧 چاقی چه اثری روی رابطه‌ت با همسر و اطرافیانت گذاشته؟
  • 💼 در شغل یا درس، کجا به خاطر وزنت خودت رو عقب کشیدی؟

📌 مرحله دوم: سه قدم رو شروع کن

  • 🤐 بنویس قبلاً چطور درباره‌ی چاقیت حرف می‌زدی و از امروز با خودت عهد کن دیگه درباره‌ش حرف نزنی.
  • 🤗 بنویس چه احساسی به جسمت داری. بعد چند کار کوچیک برای آشتی با جسمت بنویس؛ مثل پوشیدن رنگی که دوست داری، عکس گرفتن در مهمونی یا لبخند زدن به خودت در آینه.
  • ✍️ داستان متناسب شدنت رو بنویس: فرض کن چند سال گذشته و متناسبی. این تناسب چه اثری در سلامتی، روابط، کار و اعتماد به نفست گذاشته؟

منتظر خوندن نوشته‌هات هستم! 💬

در جلسه بعد (قسمت هشتم: اصلاح تصویر ذهنی چاق) می‌بینیم تصویری که از خودمون در ذهن داریم، چطور روی جسممون اثر می‌ذاره و چطور می‌شه عوضش کرد.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن

خانم مریم از تهران

خانم مژگان از تهران

۱. فرمول‌های چاقی یعنی چی؟

یعنی برنامه‌هایی که سال‌ها در ذهن ما تکرار شدن و مغز بر اساس اون‌ها فرمان خوردن و رفتارهای چاق‌کننده رو صادر می‌کنه. یکی از مهم‌ترین‌هاش، توجه دائمی به خود چاقیه.

۲. توجه به چاقی چطور ما رو چاق‌تر می‌کنه؟

وقتی به خاطر چاقی خودت رو از لباس، تفریح و رابطه محروم می‌کنی و خودت رو سرزنش می‌کنی، احساس ناتوانی بیشتری پیدا می‌کنی و تصویر چاق‌تری از خودت در ذهنت می‌سازی. مغز هم تو رو به سمت همون تصویر می‌بره.

۳. چرا وزنی که کم کردم دوباره برگشت؟

چون جسمت تغییر کرده بود ولی تصویر ذهنیت هنوز چاق بود و نگران چاق شدن بودی. وقتی روش قبلی رو رها کردی، مغز دوباره دستورهای قدیمی رو صادر کرد.

۴. از کجا شروع کنم که به لاغری توجه کنم؟

سه قدم: درباره‌ی چاقیت با کسی حرف نزن، خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر، و درباره‌ی مزیت‌های لاغر شدن بنویس. برای لاغری هم زمان تعیین نکن.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.92 از 247 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11459
282 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار رها
      ۱۴۰۴/۱۲/۲۷ ۲۱:۱۶
      مدت عضویت: 881 روز
      امتیاز کاربر: 11202 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,120 کلمه

      سلام و درود خدمت استاد عطار روشن

      و هم مسیران تناسب فکری

      چطور قبلاً درباره چاقی صحبت می‌کردید؟

      از زمانیکه خودم را شناختم و این باور در ذهن ناخوداگاهم نشست که بیماریم برطرف شده  دیگه نمی 

      توانم لاغر بشوم و محکوم به چاقی و اصافه وزن هستم

      احساس بدی به اندامم داشتم

      همیشه احساس می کردم متناسب نیستم

      پس خوش تیپ و زیبا نیستم 

      یادمه اولین بار که 

      صحبت از چاقی شد ،میگفتم

      کاش بیمار بودم و لاغر میموندم

      و اضافه وزن نداشتم و 

      هر وقت صحبت از اضافه وزنم می شد 

      احساس گناه و شرم می کردم 

      که چی بگم

      وقتی ۱۵ سالم بود برای سفارش دوخت لباس  ،خیاطم بهم گفت حیفه از الان چاق بشی 

      دلم میخواست آب بشم برم زمین

      یا وقتیکه در همان سن 

      مربی باشگاه به من  گفت  چرا از الان شکم داری 

      احساس بدی کردم احساس کردم خیلی گنده و بدفرم هستم

      در صورتیکه بعد چند سال عکسهای اون سنم را در مدرسه و تولد دوستان و جشنها میدیدم

      تعجب می کردم که اون آدمها چی می گفتن من که  چاق نبودم 

      و حتی بنظرم متناسب بودم

      حتی یکی از دوستانم که لاغر استخونی بود

      بعد ۲۵ سال دیدم نشناختمش چون  مثل اونروزها لاغر نبود 

      به من گفت اون زمان تو دلش  حسرت اندامم را می خورده

      که از نظرشیه پر رو استخونم‌ گوشت داشتم و مثلش لاغر استخونی نبودم

      وقتیکه عقد کردم استرس دوران بعد عقد و چالشها 

       پرخوری و احساس گرسنگی دائم دوباره سر و کلش پیدا شد و دچار اضافه وزن شدم

      مهمانی دعوت شده بودم

      یکی از فامیل بهم گفت از الان وزنت بالا رفته بعد از بچه دار شدن حاج خانوم میشیا

      خیلی خجالت کشیدم و احساس بد و چاقی گردم 

      یا دومین فرزندم بدنیا اومد

      رفتم بیمارستان که هدیه ای به یکی از دوستانم که پرستار بود بدم

      فورا گفت

      چرا اینجوری شدی یکم لاغر کن

      جایی هم من صحیت از چاقی و گله و شکایت نمی کردم

      یکنفر پیدا می شد

      که به من یاداور بشه وزنت بالا رفته و احساس بد و بی ارزشی به من بده

      • این حرف‌ها چه احساسی در شما ایجاد می‌کرد؟

      احساس یک آدم بدهیکل با اندام نافرم و زشت و نازیبا 

      احساس ناکافی بودن

      بی کفایتی

      احساس داغون شدن

      احساس بی ارزشی

      احساس یک آدم باصفت زشت زیاده خور و شکمو و تنبل 

      احساس دوست نداشتنی بودن 

      از این لحظه متعهد می شوم در مورد چاقی و اضافه وزن و حسرت لاغری با کسی صحبت نکنم 

      مرحله دوم: پذیرش عاشقانه خودت

      • چه احساسی نسبت به بدن فعلی‌تان دارید؟

      وقتی خودم را در آینه میبینم از اینکه تناسبم را از دست دادم و هنوز به تناسب نرسیدم ناراحت میشم

      وقتی به خودم میام که ناشکری نکنم 

      و شکرگزار  میشم

      و از اینکه ناسپاسی کردم توبه می کنم و خودمو در آغوش میگیرم

      و خدا را شکر می کنم که زنده هستم

      و امیدوار که میتوانم به تناسب برسم فقط باید از لحظه ی حال لذت ببرم و در مسیر لاغری با ذهن استمرار داشته باشم و با تمرین و تکرار آموزشها  بدون اینکه زمان تعیین بکنم در مسیر لاغری با ذهن ثابت قدم باشم

       و به خودم عشق میدم و تحسین می کنم که امید دارم و دست از تلاش برنداشتم 

      • آیا نسبت به گذشته احساس بدتری پیدا کرده‌اید؟

       زمانیکه با رژیم و ورزش متناسب شده بودم

      هم احساس خوب نداشتم و از تناسبم لذت نمی بردم و احساس می کردم هنوز به اون لاغری نرسیدم  و  ترس از دست دادن تناسب و دچار اضافه وزن شدن داشتم

      به خودم میگم

      اونموقع هم که متناسب بودی احساس خوبی نداشتی

      پس چه فرقی برات می کرده

      پس یک جای کارم ایراد داشته

      که از راه درست به لاغری و تناسب نرسیده بودم

      و هنوز مسعلم و چاقیم  از ریشه حل نشده بود 

      و   ذهن چاقم اصلاح نشده بود 

      و با یاداوری این موضوع 

      مسعولیت اضافه وزنم را می پذیرم و تمام تلاشم را می کنم که ذهن چاقم  را اصلاح کنم 

      سپس متعهد شوید:

      از این لحظه متعهد می شوم که 

      • شرایط فعلی خودم را با عشق و مهربانی می پذیرم‌ و با جسمم آشتی می‌کنم.
      • و راهکارهایی برای ایجاد رابطه صلح‌آمیز با خودم تعیین می‌کنم و عمل می‌کنم.

      مثلاً:

      پوشیدن لباس‌های رنگ روشن دلخواه

      و

      عکس گرفتن با اشتیاق در مهمانی‌ها

      و

      لبخند زدن به تصویر خود در آینه آسانسور یا روشویی

      و

      حرف زدن مثبت و انگیزشی با خودم

      که ذهن چاقم را اصلاح کنم

      و تمرکزش را بر لاغری و تناسب بزاره

      مرحله سوم: پیشگویی آینده لاغر!

      بنویس:

      • لاغری چه مزیت‌هایی برایت دارد؟

      لاغری و تناسب اولین مزیتش اینه که

       احساس سبکی می کنم

      احساس خوب تناسب 

      احساس ارزشمندی 

      احساس زیبایی و خوش اندامی

      احساس خوب  و راحتی انتخاب لباس مورد علاقم

      احساس خوب راحتی خرید هر مدل و هر رنگ لباس بدون نگرانی  از انتخاب اشتباه و پشیمانی از انتخابم

      • چه تاثیری بر سلامتی روحی و جسمی‌ات خواهد داشت؟

      چون تناسب از طریق تغییر و اصلاح ذهن چاق به لاغری بدست آمده

      ترس از دست دادن تناسب ندارم

      ترس اینکه برای داشتن  تناسب در اثر سختی دادن و گرفتن رژیم و ورزشهای سخت ندارم

      بلکه با اصلاح ذهن و دستور لاغری از ذهن بدون فشار و سختی 

      به تناسب دست پیدا کردم

      و گنج درون پیدا کردم‌

      و فشار ازروان و جسمم برداشته میشود 

      • در روابطت چه تغییری ایجاد می‌شود؟

      وقتی حال دلم خوب باشه احساس زیبایی و تناسب داشته باشم صد در صد در رابطم موثره و احساس شرم و گناه ندارم

      و آزاد و رها زندگی می کنم

      و فشار و نگرانی از چاق بودن و دنبال رژیم و ورزش سخت نبودن ندارم

      و بیشتر از زندگیم لذت می برم و شاد و خوشحال زندگی می کنم

      و اطرافیانم هم از این شادی بهره می برند 

      به گذشته که نگاه می کنم

      در اثر رژیم و محدودیت و  نگرانی از ازدست دادن تناسب فشار روی ا عصابم  بود

      و به راحتی از کوره در می رفتم

      و حال دلم خوب نبود 

      از زندگی لذت نمی بردم

      و فرزندم هم عصبی و بی قرار شده بود 

      ولی وقتی حال دل خوب باشه در بهتر شدن روابط موثر و  صبوری و گذشت

       بیشتر میشه

      • اعتماد به نفست چطور بالاتر می‌رود؟
      • صد در صد وقتی احساس سبکی و تناسب داشته باشم
      • احساس ارزشمندی می کنم
      • و عزت نفسم بالا میره و در اعتماد به نفسم هم تاثیر مثبت داره
      • و خودباوریم قویتر میشه که توانایی رسیدن به تناسب را دارم
      • پس من توانا هستم و با استمرار و صبر به نتیجه خوب می رسم
      • در کسب‌وکار و شغلت چه تحولاتی رخ می‌دهد؟

      وقتی احساس ارزشمندی می کنم و عزت نفسم بالا رفته

      و ذهنم از بند و ترس رها شده و انرژی ذهنم هدر نمیره  و انرژی ذهنم در کسب و کارم بیشتر میشه

      و نتایج مثبتی بدست میارم

      و تمرکز بیشتر روی کار می گذارم

      • چه تاثیر مثبتی بر امید و شادی زندگیت دارد؟

      وقتی احساس خوب  سبکی و تناسب دارم و ذهنم از بند ترس از چاقی و رژیم و ورزش سخت رها شده و  امید و شادی جاش را میگیره 

      و چون درگیر راههای اشتباه و وقتگیر  برای متناسب شدن نشدم  که    نتیجه ای جز سرخوردگی و احساس شکست و ناتوانی نداشت

      به امید و شادی دست میابم 

      و 

      امیدوار و شادی وجودم را میگیرد که بدون ورزش سخت و رژیم و محدودیت  به تناسب رسیدم

      و 

      هر مدل و هر رنگ لباسی که دوست داشته باشم می پوشم

      ترس از قضاوت و حرفهای اطرافیان ندارم

      و با احساس سبکی زندگی می کنم

      و فشار وزن از روی پا و کمرم برداشته شده

      و سبک و سرحال شدم 

      و از تناسبم لذت می برم و وجودم لبریز از  امید و شادی می شود 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رها یاری
      ۱۴۰۳/۰۳/۱۴ ۲۳:۰۶
      مدت عضویت: 881 روز
      امتیاز کاربر: 11202 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 334 کلمه

      سلام  

      هر چقدر توجه به چاقی و  احساس ضعف و ناتوانی به حضور چاقی بکنم و احساس بد و منزوی شدن باعث بیشتر شدن اضافه وزن می شود  

      و تاثیر چاقی در زندگیمون و احساس بدمون و آسیب و لطمه در اثر اضافه وزن و چقدر توجه کردیم لیست تهیه کرده تا رفعش کنیم

      و ترس از چاقی باعث تصویر چاقتر از چاقی در ذهنمان ایجاد می کنیم 

      و خیلی اهمیت داره و در مسیر چاقی هدایت می شویم 

      چطور به لاغری توجه بکنیم؟

      و یادبگیریم چطور به لاغری توجه بکنیم

      می خواهیم تصمیم بگیریم به چیزی توجه کنیم که در وجود ما نیست 

      کار به این سادگی نیست

      و ایجاد فرمول برای رسیدن به لاغری 

      یواش یواش تغییر صورت میگیرد 

      زمان را برای لاغر شدن بزارید کنار چون باعث شکست می شود 

      من میخوام یک روشی انتتاب بکنم و همیشه ادامه بزنم بدون تعیین زمان

      لاعر شدن یه پروسه ی زمانبره

      و باید لاغری رو زندگی کنیم

      و تمرین و استمرار داره

      اولین تصمیم برای لاغری اینه که نباید در مورد چاقی حرف بزنیم و توجهمون را از چاقی برداریم

      و نادرستها را انجام ندهیم خود به خود  درستها انجام میشه

      نیاز نیست کار اصافه ای کرد 

      مثلا کمر بند لاغری و کرم لاغری و ….

      دومین تصمیم سرزنش کردن ممنوعه

      و در آینه خودت را دیدی از خودت فرار نکنی و خودت را بپذیری 

      و مسعولیت جسم خودت را برعهده بگیر و با عشق بپذیر و در آغوش بگیر 

      و به خودت انگیزه بده که درستش می کنی و بین خودت و جسمت فاصله ننداز

      سومین تصمیم بنویس که لاغر شدن چه کمکی بهت می کنه و چه مزیتی براتون به ارمغان میاره

      و دست به قلم شدن تاثیرگذاره در شرایط جسمی 

      احساست را خوب کن

      هر جا مقاومت ذهن نمیزاره بدون که این نوشتنه خیلی مهمه و کمک می کنه

      متناسب شدن باعث میشه احساس سبکی و حال خوب داشته باشم راحت لباس بخرم و نگران چاق نشون دادنم نباشم

      راحت حرکت می کنم و حرکت برام سخت نمیشه

      و خودم سرزنش نمی کنم و با عشق خودمو می پذیرم و با تمرین و تکرار درست می کنم

      و از دیدن خودم در آینه و عکس گرفتن فرار نمی کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم