در جلسه قبل (قسمت ششم: پرخوری عصبی چیست) دیدیم پرخوری عصبی یه عادته، نه یه اختلال غیرقابل تغییر. حالا در این جلسه هفتم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن، سراغ فرمولهای پنهان چاقی توی ذهن میریم.
مغز ما یه جورایی مثل یه فرمانده پنهانیه 🎩🧠 که همیشه داره بیوقفه دستور میده! این فرمانها تبدیل میشن به رفتارهایی که خیلی وقتها اصلاً حواسمون بهشون نیست. همین رفتارهای به ظاهر کوچیک، همون عادتهایی هستن که سالهاست ما رو بیصدا به سمت چاق شدن هدایت کردن 😯🍩
اما خبر خوب اینه که توی این مقاله قراره با هم بریم سراغ کشف فرمول های چاقی! 📜💥
ببینیم دقیقاً این فرمولها چی هستن و چطور میتونیم با تغییرشون، یه مسیر جدید برای بدن و ذهنمون بسازیم. مسیری که ما رو به سمت حال خوب، سبک شدن و زندگی سالمتر هدایت میکنه 🌈🚶♀️✨
در این جلسه میآموزیم:
چاقی چیست؟ 🤔
تصور کن یه روزی بود که اصلاً خودتو نمیشناختی… نه تصویر روشنی از خودت داشتی، نه میدونستی اون عادتهای کوچیکی که هر روز تکرار میکنی، قراره یه روز تبدیل بشن به فرمولهای پنهانی چاقی 😮🍟

شاید الآن که این مقاله رو میخونی، دلت از دست چاقی حسابی گرفته باشه.
شاید خستهای از اون همه تلاش بینتیجه… از دست فرمول های ذهنی چاقکنندهای که یواشیواش توی ذهنت جا خوش کردن و بیخبر تو رو کشوندن به اینجایی که الان هستی 😓
اما یه خبر خوب دارم برات:
❌ نه رژیم میخوای، ❌ نه دارو، ❌ نه ورزشهای سنگین
✅ فقط باید با ذهنت آشنا بشی، ✅ فرمول های چاقی رو بشناسی، ✅ و کمکم تغییرشون بدی…
🌟 این مسیر تغییر، کاملاً در دستان توئه! آمادهای برای یه سفر شگفتانگیز ذهنی؟ 🚀
تنها مسیر واقعی لاغری کجاست؟ 🌈
✅ تنها راهی که واقعاً جواب میده، «لاغری با ذهن»ـه.
این روش یعنی یاد بگیری چطوری اون فرمول های چاقی رو از ذهنت پاک کنی و به جاشون فرمولهای لاغری بسازی؛ بدون جنگیدن با خودت، بدون اجبار، بدون محرومیت 🙌
فرمول های چاقی چطور کار میکنن؟ 🧠📊
یکی از جذابترین بخشهای این روش اینه که ما دقیقاً میفهمیم چی توی ذهنمون داره باعث چاقی میشه.
فرمول های چاقی همون برنامههای ناخودآگاهیان که سالهاست ذهنمون بهصورت خودکار اجراشون میکنه. برنامههایی مثل:
- باید همیشه بشقابت رو تموم کنی 🍽️
- اگه غذا نخورم، حالم بد میشه 😵
- دسر بعد از غذا لازمه! 🍰
ولی ما قراره اینجا چی کار کنیم؟ 💡
۱. این فرمولهای پنهونی رو شناسایی کنیم 🔍
۲. بعدش با تمرین و آگاهی، جای اونا فرمولهای لاغری ذهنی رو بذاریم 🌱
نتیجه نهایی؟ 🎉
راه لاغری از همون ذهنی میگذره که سالها با فرمولهای چاقکننده ما رو توی اضافه وزن نگه داشته!
این بار فقط قراره مسیر آشنا رو با یه مقصد جدید طی کنیم: تناسب اندام پایدار 🏖️🌟

چرا چاقی سریع تر از لاغری است
بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند، بر این باورند که روند چاقتر شدن آنها سریعتر از لاغری است. اما حقیقت این است که توجه به چاقی نقش اصلی را در این احساس بازی میکند.
هرچه بیشتر به چاقی توجه کنیم، در واقع فرمول های چاقی ذهنیمان را تایید کردهایم. این تمرکز نه تنها باعث تقویت فرمولهای ذهنی مرتبط با چاقی میشود، بلکه احساس ضعف و ناتوانی در برابر چاقتر شدن را در ما به شدت افزایش میدهد. 😞
برای رهایی از این شرایط و تغییر روند به سمت لاغری، باید تصمیمات و رفتارهای خود را تغییر دهیم. به این معنی که باید طوری زندگی کنیم که انگار در حال حاضر در تناسب اندام رویایی خود هستیم. 🏋️♀️✨
این تغییرات به مرور زمان باعث میشود که فرمول های چاقی ذهنیمان کمرنگتر شوند.
این تغییرات از ذهن آغاز میشوند و به تدریج به رفتارهای روزمره ما منتقل میشوند. با این کار، شخصیت ما از فردی که خود را چاق میبیند به فردی تبدیل میشود که در ذهن و رفتار، متناسب است. 💪
این فرآیند منجر به ایجاد تصاویر ذهنی جدیدی میشود. از آنجایی که ذهن ما تصویری است، این ذهن شروع به ایجاد تغییرات در جسم ما میکند تا آن را با تصاویر جدید و متناسبتر از قبل، منطبق کند. 🧠✨
فرمول های چاقی که روزگاری ما را درگیر کرده بودند، حالا در حال تغییر و جایگزینی با فرمولهای لاغری جدید هستند! 🌟

🕰️ نقش زمان در چاقی
یکی از چیزهایی که خیلی وقتها یواشیواش باعث میشه بیشتر از قبل حواسمون به چاقی جمع بشه، تعیین زمان برای لاغریه! ⏳
فکرشو بکن… یه روزی با خودت عهد میبندی که مثلاً تا عید یا فلان تاریخ خاص باید حتماً لاغر بشی. حالا هر چی از اون تاریخ میگذره و خبری از لاغر شدن نیست، ناامیدی بیشتر میشه…
و چی میشه؟ 🤯
بجای اینکه تمرکزت بره سمت لاغری، ذهنت مدام درگیر چاقی میشه. 😞
ولی چرا این اتفاق میافته؟!
جواب توی همون فرمول های چاقی پنهونه! 🧠
ذهن ما با برنامهریزیهای ناخودآگاهی که سالها براش تکرار کردیم، عادت کرده بیشتر به چاقی فکر کنه تا لاغری. هر بار که زمان میذاری و بهش نمیرسی، ذهن دوباره یادآوری میکنه: «دیدی نشد؟ تو همیشه چاق میمونی!»
این افکار ناامیدکننده، درست مثل یه دام ذهنی هستن که ما رو وارد چرخهی تکرار و شکست میکنن 🔁
چرا تعیین زمان، باعث شکست میشه؟ 🚫
یکی از دلایل اصلی که باعث میشه خیلی از آدمها توی مسیر لاغری جا بزنن، همین تمرکز زیاد روی زمانه.
چون ذهن، به جای اینکه درگیر تغییر فرمولها بشه، درگیر تقویم و تاریخ میشه! 📆
هر روزی که از اون زمان تعیینشده میگذره، احساس شکست، اضطراب و سنگینی بیشتری میاد سراغمون…
اما نگران نباش! 😊
توی دورهی لاغری با قدرت ذهن، دقیقاً به این موضوع پرداخته شده و بهت آموزش داده میشه چطور این استرس زمانی رو بذاری کنار و سبکتر ادامه بدی. 🌿🧘♀️
یه پیشنهاد مهم برای تو 🎥💡
حتماً فایل تصویری این جلسه رو چند بار با دقت ببین 🎬 و خوب به حرفها فکر کن…
🔎 آیا تو هم این رفتارها و افکار رو توی خودت میبینی؟
اگه بله، بدون که تغییرشون شدنیه 💪 کافیه تمرکزت رو بذاری روی درک بهتر فرمول های چاقی و قدمبهقدم به سمت ساختن فرمولهای جدید و متناسب پیش بری.
✨ این مسیر، همون چیزیه که تو رو به سمت تصویر ذهنی جدیدت هدایت میکنه.
تصویری که توش خوشحالتر، سالمتر و رها از فشارهای ذهنی هستی! همهچی از ذهن شروع میشه… و تو آمادهای برای این شروع تازه! 💫🌱

تغییر مسیر با لاغری ذهنی 🌱
حالا که میدانیم توجه به چاقی چه تأثیراتی دارد، گام بعدی این است که یاد بگیریم چطور توجه خود را به سمت تناسب اندام و لاغری ذهنی معطوف کنیم.
برای این کار، نیاز داریم به طور مداوم در فکر خود تمرکز کنیم تا فرمول های چاقی جای خود را به فرمولهای لاغری بدهند.
این تغییر مسیر، با تمرینهای ذهنی، تصویرسازی مثبت و تغییر افکار منفی درباره چاقی در دوره ورود به سرزمین لاغرها به تدریج رخ میدهد و باعث میشود که ذهن ما به جای تقویت چاقی، به سمت تناسب اندام هدایت شود. 💪
این رویکرد نه تنها راهی برای رهایی از چاقی است، بلکه به شما این امکان را میدهد که در زندگی روزمرهتان آزادی بیشتری داشته باشید، بدون اینکه ذهن شما به دام فرمول های چاقی بیافتد. 🌟
✍️ تمرین آموزشی 📖
✨ تمرین ویژه: شکستن فرمول های چاقی ✨
📌 مرحله اول: قطع عادت صحبت درباره چاقی
یکی از فرمول های چاقی، صحبت مداوم درباره چاقی است. این کار مثل ریختن بنزین روی آتش اضافهوزن عمل میکند! 😱
حالتهای مختلف این عادت مخرب شامل:
- 📣 گله و شکایت از چاقی
- 😅 شوخی و مسخره کردن خود یا دیگران به خاطر اضافه وزن
- 🙄 حرف زدن درباره لاغر نشدن
- 🥲 حسرت لاغر بودن را خوردن
✍🏻 حالا زمانشه! به صورت انشایی بنویسید:
- چطور قبلاً درباره چاقی صحبت میکردید؟
- این حرفها چه احساسی در شما ایجاد میکرد؟
💖 در پایان این بخش، یک تعهدنامه محکم بنویسید: از این لحظه به بعد هیچ حرفی درباره چاقی نمیزنم!
📌 مرحله دوم: پذیرش عاشقانه خودت
یکی از اصلیترین فرمول های چاقی، نفرت از بدن فعلی است. 🥺
وقتی با جسم خودت قهر باشی، ناخودآگاه چاقتر میشوی. راهش چیه؟ آشتی کردن با خودت! 🤗
✍🏻 بنویسید:
- چه احساسی نسبت به بدن فعلیتان دارید؟
- آیا نسبت به گذشته احساس بدتری پیدا کردهاید؟
✍🏻 سپس متعهد شوید:
- شرایط فعلی خودم را با عشق و مهربانی میپذیرم. 💗
- با جسمم آشتی میکنم. 🤝
- راهکارهایی برای ایجاد رابطه صلحآمیز با خودم تعیین میکنم و عمل میکنم. ✅
مثلاً:
- 👗 پوشیدن لباسهای رنگ روشن دلخواه
- 📸 عکس گرفتن با اشتیاق در مهمانیها
- 🪞 لبخند زدن به تصویر خود در آینه آسانسور یا روشویی
- 💬 حرف زدن مثبت و انگیزشی با خودم
🌟 توصیه: هر روز تمرین لبخند در آینه رو انجام بده تا رابطهت با خودت معجزهآسا تغییر کنه.
📌 مرحله سوم: پیشگویی آینده لاغر! 🔮
یکی از قویترین فرمول های چاقی، تمرکز بر اضافه وزن است. اما تو میخواهی فرمولهای لاغری را فعال کنی! 🌟
✍🏻 بنویس:
- لاغری چه مزیتهایی برایت دارد؟ 🎯
- چه تاثیری بر سلامتی روحی و جسمیات خواهد داشت؟ 🧘♀️
- در روابطت چه تغییری ایجاد میشود؟ 👨👩👧👦
- اعتماد به نفست چطور بالاتر میرود؟ 💪
- در کسبوکار و شغلت چه تحولاتی رخ میدهد؟ 💼
- چه تاثیر مثبتی بر امید و شادی زندگیت دارد؟ 🌈
✨ هر چه دقیقتر و با جزئیات بیشتر بنویسی، ذهن ناخودآگاهت پرقدرتتر برای تحقق آینده لاغرت آماده میشود.
یادت نره! گزارش تمریناتت رو در بخش نظرات با ما به اشتراک بذار! 💬
در جلسه بعد (قسمت هشتم: تصویر ذهنی چاق) میبینیم چطور تصویری که از خودمون توی ذهن داریم، مستقیم روی جسممون اثر میذاره.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
امتیاز 3.92 از 246 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام،🤩👣💐.
;گام 62در مسیر لاغری من
ما از زمانی که نظر دیگران برام مهم شد با چاقی خودم مبارزه میکردم با روش ها گوناگون از رژیم بگیر دمنوش بخور ورزش پیاده روی باشگاه ورزش ها سخت خلاصه حتی چند ساعت بخوابم که چاق نشم همه چی من روی چاقی تنظیم شده بود و کلا چاقی زندگی من فرا گرفته بود هرکاری میکردم که لاغر بشم ولی ماندگار نبود در حد چند کیلو لاغر میشدم اما به محضی که ول میکردم اون روش رو باز وزنم برمیگشت واز خودم بیزار بودم حالم بد بود همیشه از دیدن خودم متنفر بودم و عکس گرفتن که نگو دلم مرگم میخاست ولی عکس تو جمع نهه و این ها همش میشه توجه به چاقی نخواسته داشتم توجه میکردم به چاقی و همیشه دانبال روش ها مختلف واسه لاغر شدن بودم و مهم ذهن است من چاقی در ذهنم بود ولی داشتم جسمم محدودتر میکردم و تصویر چاقترین از خودم در ذهنم ایجاد میکردم
وذهن ما کاملا تصویری است و مغز ما براساس تصویر ذهنی که از خودمان در ذهن مان ایجاد کردیم فرمان میده
;باید ما به لاغری توجه کنیم تا لاغر بشیم خب اینجا یکم کار سخت میشه مخصوصا واسه افرادی که همیشه چاق بودن از کودکی مث خود من حالا با نوشتن یکبار فایل گوش دادن نمیشه گفت ما توجه میکنیم به لاغری زمان مبیرهولی شدنیه خب اول باید زمان بزاریم کنار واسه خودمان زمان تعیین نکنیم تا فلان زمان تا عقد داداشم تا دو ماه دیگه تا اینکه دوره تموم بشه منم متناسب هستم زمان کلا خط بزنیم و زمان تعیین کردن کلا اشتباه است و ممنوع کنیم خب حالا باید چکار کنیم کار خاصی نمیخاد کنی کارهایی که قبلا انجام میدادیم الان دیگه انجام ندیم از این تاریخ به بعد خود به خود لاغر میشیم جسم ما توانایی لاغر شدن داره فقط خودمان با رفتار اشتباه جلوش گرفتیم با توجه به چاقی وقتی این کارها نکنیم خود به خود لاغر میشم برای توجه به لاغری
اولین قدم درباره چاقی خودمان دیگه حرف نزنیم هیچگونه حرفی نزنیم نمیخواد به دیگران توضیح بدید بگی من این کار میکنم اون کار میکنم لاغر نمیشم چاق میشم باید چه کنم فلانی چکار کرده بزاریم کنار پس صبحت کردن ممنوع در مورد چاقی
دومین قدم سرزنش کردن خودمان ممنوع کاری که من همیشه میکردم در روش ها قبلی رو راست باشیم با خودمان بگیم خودمان با آموزش دیدن چاقی زندگی کردن چاقی
ترس از چاق شدن رفتارها اشتباه خودمان چاق کردیم حالا مسئولیت جسمان رو میپذیریم ما این کار کردیم خودمان هم درستش میکنیم با روش صحیح با عشق خودمان نگاه کنیم از دیدن خودمان ناراحت نشیم از خودمان عکس بگیریم با خودمان آشتی کنیم با جسمان و سرزنش نکنیم خودمان رو
گام سوم درباره مزایا لاغری بنویسیم هرچقدر میتونیم بنویسم چه مزایایی برای ما داشته لاغر شدن.
خب من الان میخوام از اشتباه خودم بگم من تو همین مسیر خیلی خوب پیش میرفتم هر روز تمرینم مرتب انجام میدادم و احساس لاغری میکردم یکماه خورده گذشت دیدم یکی از دوستان وزن کرده نوشته منم خیلی کنجکاو شدم ببینم من چقدر لاغر شدم رفتم وزن کردم چند کیلو کم کرده بودم خیلی خوشحال شدم و همش دلم خوش بود هی بیشتر تحریک میشدم که برو باز وزن کن بعد مدتی باز رفتم دیدم نیم اضافه کردم ناراحت نشدم ولی دیگه اون شوقم نداشتم و همش توجه میکردم به اندامم و جسم بد بود تا اینکه نزدیک عید شد همش استرس داشتم عید بشه خونمون شلوغ میشه و منم نمیتونم ادامه بدم حالا چکار کنم خیلی نگران بودم عیدم شد دقیقا روز دوم عید من دیگه نتونستم ادامه بدم چون واقعا وقتشم نداشتم و یه جور بی خیال شدم ولی همش اعصابم خرد بود که الان که ادامه نمیدم دارم چاق میشم و هر روز که میگذشت توجه من به چاقی بیشتر میشد از امروز که باز شروع کردم به ادامه دادن که خیلی نگران بودم از استاد پرسیدم من چکار کنم گفتن عادی است پیش میاد لیز خوردی ادامه بده خیالم یکم راحت شد و از امروز شروع کردم به ادامه دادن والان فهمیدم خیلی بدم نشده چون من داشتم بازم مسیر اشتباه طی میکردم چون این دوره مث رژیم میدونستم و ترس در من بوده که اگه دوره ول کنم چاق میشم و الان خیلی خوشحالم که فهمیدم اشتباه کردم و از این به بعد میخوام واقعا یاد بگیرم عمل کنم بهش میخام لاغری بشه جز از زندگیم وساده کنم لاغر شدن رو الانم خداروشکر میکنم که باز شروع کردم الان خیلی حالم خوبه خیالم خیلی راحت شده ومن ترس چاق شدن در خودم دیدم ودیدم هنوز این ترس دارم توجه میکنم به چاقی هنوز که الان بهش پی بردم پس خوشحالم و ادامه میدم با شوق اشتیاق
;توجه به چاقی خیلی مشکلات واسه من به وجود آورد اعتماد بنفسم صفر کرد هیچوقت لباس مورد علاقم نمیپوشیدم همیشه موقع خرید فقط فکرم این بود اندازم باشه کاری به رنگش جنسش نداشتم همیشه محدود بودم در تفریح در خوردن در خرید کردن احساس بد داشتم دلم نمیخواست توجمع حاضر شم نوعروس از رقصیدن خجالت میکشیدم از عکس گرفتن متنفر بودم کلا زندگی نمیکردم مث یک زندانی بودم کلی از خواستگارهام واسه همین که من چاقم زشتم طرز تفکر در مورد خودم از دست دادم دلم نمیخواست برم جایی کار کنم بخاطر چاقیم و زندگیم باخته بودم روی چاقی.;
من فرخنده متناسب هستم وزنم 60کیلو شده خیلی خیلی حالم خوبه انرژیم خیلی زیاد شده اعتماد بنفسم عالی شده همش دلم میخاد توجمع شرکت کنم همش دوس دارم از اندامم عکس بگیرم برقصم تو عروسی ها مانتوقرمزمبرام گشاد شده راحت دکمه های بسته میشه خیلی راحت میتونم شلوار لی بپوشم برم شهر پیاده روی مهمونی قدش برام گشاد شده کمرم خیلی باریک شده شکم پهلوم صاف شده پاهام کشیده شده لباس اسپورت مانتو کوتاه میپوشم خیلی بهم میاد همه ازم میپرسن چیکار کردی که لاغر شدی کیف میکنم از رفتار خودم که دیگه اصلا حرص وله ندارم واسه خوردن مانتو شلوار هرمدلی دلم بخواد گیرم میاد عاشق خودم شدم افتخار میکنم به خودم خیلی حالم خوبه قابل توصیف نیست احساسم عالی شده به خودم افتخار میکنم که عالی شدم نه فقط لاغر شدن بلکه در تمام جنبه ها زندگیم تاثیر گذاشته و همه چی عالی شده و احساس قدرت زیادی میکنم و الگو خانوادم دوستانم شدم و خیلی راحت به هدف های دیگم میرسم ،😍🤩😊
نشان های دریافت شده
سلام به استاد مهربونی ها و دوستان گلم همین جور که استاد گفتن ما جای راه حل درست میومدیم به چاقی توجه میکردیم استاد گفتن به هرچی توجه کنی برات اتفاق میفته منم دقیقا همین کارها میکردم و کلا این توجه من به چاقی باعث شد که اصل زندگی فراموش کنم وهمه زندگیم شده بود چاقی دقیقا یادم از وقتی دیگران برام مهم شدن من توجه ام به چاقی شروع شد و خیلی عجله داشتم برای لاغری چون میگفتم تا لاغر نشم به هیجا نمیرسم وهیچکس من دوست نداره و الان میگم چاقی باعث چه مشکلاتی در زندگی من شد من از وقتی که نظر دیگران برام مهم شد از چاقیم متنفر شدم و هرکاری میکردم که فقط یه شب تموم بشه این چاقی من روز به روز منزوی تر میشدم تنها تر میشدم گوشه گیر شده بودم چون اصلا خجالت میکشیدم توجمع شرکت کنم چه مهمونی بود چه عروسی بود چه جمع دوستان بود از خودم خجالت میکشیدم ووقتی کنار کسی قرار میگرفتم توجمع که اون لاغرتر از من بود احساس بدی بهم دست میداد همش فکرم این بود الان راجب من چی فکر میکنه اعتماد بنفسم خیلی پایین بود اصلا دیگه خودم دوست نداشتم خودم بی ارزش میدونستم همش حس حال بد ناراحتی سرکوفت زدن خودم واسه همین روز به روز احساس تنهایی بیشتری میکردم وقتی برام خواستگار میومد اصلا قبل اینکه من طرف بخوام ببینم یا راجبش تحقیق کنم اصلا ببینم چطوریه چه شخصیتی داره فوری ذهنم شروع میکرد تو با این هیکل زشتی چاقی پسر تورو ببینه اصلا نمیخادت تو باید لاغر بشی تا ازدواج بتونی کنی اینجوری زشتی لباس تنت چاقیت بیشتر نشون میده کلا حالم از خودم بد میشد واینقدر ذهنم من تحقیر میکرد که احساس بی ارزشی میکردم و باورم شده بود واسه همین هم هرکه میومد میرفت چون من از قبل تو ذهنم تجسم کرده بودم وباورم قوی شده بود و ضربهای روحی خیلی بهم زد شاید الان شمایی که این مطالب بخونی در حد یک یا دو دقیقه بخونی ولی این حرفت هف یا هشت ساله که هرکس میومد به همین طریق میرفت من تو لباس خریدن خیلی اذیت میشدم وهیچوقت باب میل خودم نبود رنگ شاد نبود همیشه باید میگفتم فلان مانتو رو میخام که به تنم نچسپه و اندازم بشه همین تو عروسی ها از رقصیدن فرار میکردم چیزی که دلم میخاست ولی واسه چاقیم دورش خط زده بودم کلا من خیلی از فعالیت هارو بخاطر چاق بودنم ممنوع کردم واسه خودم آرامش نداشتم امید نداشتم که بتونم عوض بشم دوست رفیق زیاد نداشتم کلا یدونه داشتم واسه چاقیم دلم نمیخواست با کسی در ارتباط باشم واسه همین روحم خیلی عذاب دادم همیشه حس بد داشتم وناامید از همچی که این تقدیر منه در هرمکانی باهر شرایطی بودم به چاقیم توجه میکردم نمیتونستم با دیگران عکس بگیرم چون میگفتم من زشتم چون چاقم واز خودم بدم میومد حتی تو آینه هم از خودم حالم بهم میخورد واینها باعث حال بد بیشتر میشد وروحم خیلی عذاب میدید 😢وبخش دوم تمرین دیگه راجب چاقیم با کسی حرف نمیزنم خودم تحقیر نمیکنم تو آینه تو عکس با عشق خودم نگاه میکنم و دیگه این اندام دوستدارم خداوند به ما قدرت ذهن داده و باذهن میشه به همجا رسید پس دیگه ناراحت نیستم چون میدونم دست خودمه همچی خودم فرمانروا زندگیم هستم وخودم این شرایط به وجود آوردم وخودمم تغییرش میدم و این جسمم با هر شرایطی که دارم میپذیرم و برای زندگی جدیدم که تنها با وجودم خودم وذهنم ساخته میشه همه تلاشم میکنم ومطمعنم منم مث بقیه که شگفت زده شدن منم میشم وجز شگفتی سازان هستم وبخش آخر تمرین 😍که میرسه به مزیت های لاغری جونم براتون بگه نگو لاغری بگو تولدی دوباره بگو زندگی جدید اعتمادبنفسم زیاد شده امیدم زیاد شده خودم دوستدارم خیلی شور اشتیاق انرژیم خیلی رفته بالا هر نوع لباس با هررنگی دلم بخواد میپوشم هرنوع غذا وهرچقد دلم بخواد میخورم بدون اینکه نگام پیش دیگران باشه ببینم چی میگن راجبم با خیال راحت با لذت کامل میخورم زندگیم دگرگون شده هرجوری دلم بخواد میرقصم تو عروسی ها جشن ها خیلی آرامش دارم خیلی شادم خوشحالم کلا قابل توصیف نیست یه زندگی ایدهآل دارم با حس حال عالی و دیگه یاد گرفتم رویاهام چطور یکی یکی برای خودم به واقعیت تبدیل کنم من فرمول بلدم فقط میخواد یکی یکی خواسته هات تو دلت بخوای و خطشون نزنی رویات و کلا یه زندگی رویایی دارم بدون هیچ حسرتی بدون هیچ نگرانی بدون هیچ ترسی من دیگه یاد گرفتم زندگی کردن رو و رسیدن به خواسته هامو خیلی انرژیم زیاده و من میشم یه الگو برای همه دوستانی که با لاغری با ذهن رایگان میخوان به رویاشون که لاغری است برسن وقتی من رسیدم شما ها هم میرسید فقط کافیه باور کنید شما لیاقت لاغری دارید وبراش تلاش کنید آنوقت که یکی یکی از ارزوهاتون تو زندگیتون محقق میشه خیلی ساده است اما توجه میخاد تلاش میخاد استمرار میخواد من رسیدم شما هم میرسید باور کنید شما انتخاب شدید برای زندگی جدید برای لذت بردن خوشبخت شدن شاد شدن آره خود شما همین خودت که داری این مطالب میخونی لیاقت بهترین زندگی رو داری فقط باید بخوای خداوند بهت قدرت این داده ذهن بهت داده که به هرچی بخوای بتونی برسی خودت باور کن تو لیاقتت بهترین هاست خالق زندگی خودت باش از این نعمت استفاده کن به نفع خودت آره با شما هستم شما برگزیده خداوند هستید شما لیاقت زندگی پر از اتفاق ها خوب دارید مطمعن باش 😍😘😍❤️❤️❤️❤️❤️❤️
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی ودوستان تمرین فایل هفتم شروع میکنم 1-لیستی از مواردی بنویسید که چاقی بهتون ضربه زده :. ۱_از زمانی که حرف دیگران برام مهم شد در مورد خودم به چاقیم توجه کردم و ازش خجالت میکشیدم وخودم سرزنش تحقیر میکردم و همیشه احساسم بد بوده ۲_تمام وقتم وپولم خرج اینکه از شر چاقی راحت شم میکردم دانبال دمنوش باشگاه پیاده روی ورزش های سخت رژیم توسایت دانبال معجون لاغری قرص لاغری هرکه هرچی میگفت انجام میدادم خیلی به بدنم و خودم ضربه زدم چون هم بدنم در سختی قرار میدادم هم حس خودم بد میکردم و همه فکرم شده بود لاغری وتوهیچ اموری موفق نبودم و اصلا بهشون فک نمیکردم و بسیاری از موفقیت هام از دست دادم چون میگفتم تا چاقم هیچ کس من دوس ندارم ویه جوری از خودم بدم میومد3-همیشه موقع خریدن لباس به فروشنده میگفتم فقط یه چیزی بیار که به تن نچسپه چون نمیخاستم چاقیمو ضایع باشه وخجالت بکشم بیشتر وقتها خیلی ناراحت میشدم که فروشنده میگفت سا سایزت نیست و دوستم که بام بود احساس بدی بهم دست میداد که جلوش ضایع شدم من هیچوقت لباسی که خودم دلم میخواست نمیپوشیدم بلکه لباسی که اندازم میشد یا دیگران میگفتن لاغر نشونت میده میپوشیدم هیچ لذتی برام نداشت واختیاری از خودم نداشتم که چیزی که دلم میخواد بپوشم حتی موقع خریدن کفش دمپایی تابستونه هم سرزنش میشدم و مامانم بهم میگفت این چیه خریدی وزنت سنگین فردا خراب میشه بدرد نمیخوره این واسه آدم لاغر است وکلا حسم بد میشد و بیشتر ازخودم بدم میومد 4_همیشه موقع رفتن به مهمونی همه تلاشم میکردم لاغر خودم نشون بدم و خجالت میکشیدم پیش همسن سال ها خودم بشینم بخاطر چاقیم سعی میکردم کم بخورم اصلا دل خوشی نداشتم همه توجهم به چاقیم بود و احساسم بد بود اگه یکی بهم میگفت فرخنده تو چهه چاق شدی دیگه تا یه هفته بعدش یا یکماه بعدش تو ذهنم بود ناراحت بودم احساسم بد ولی اگه بهم میگفتن لاغر شدی هم اونجا تا موقع خواب احساسم خوب بود بعد فراموش میکردم ولی حرف منفی همش تو ذهنم بود وحالم بد میکرد 5_از هیچ غذایی لذت نمیبردم چون بهم هزاران بار گفته بودن کم بخوری لاغر میشی واسه همین همیشه تمام توجهم به این بود کم خوردن یا زیاد اگه زیاد خورده بودم خودم سرزنش میکردم احساس بد پشیمونی میکردم ومامانم سرزنشم میکرد فوری چاقیمو به رخم میکشید وزندگیم زهرم میشد 6_اعتماد بنفسم کامل از دست دادم باورم این شده بود تمام خوشبختی موفقیت روابط خوب کار خوب مال آدمها لاغر است ومن چاقم بدرد نخور هستم زشتم کسی دوسم نداره وکلی احساس بد ومنفی راجب خودم داشتم این خیلی ضربه سختی بود که بهم زد و باعث شد من تو هیچ کاری شرکت نکنم وهیچ موفقیتی هم نداشته باشم تو هیچ موردی7_امیدم کامل از دست داده بودم وفک میکردم محال لاغر شدن وتوهیچ چیزی امید نداشتم و حتی موقعی خاستگار برام میومد از پیش میگفتم این من ببینه خوشش نمیاد من چاقم بدبختم کار ندارم زشتم وکلی احساس بد واخرش همین جور میشد و ول میشد اینم ضربه ای بود که همیشه بهم زده ونتونستم به خودم اعتماد کنم و روحیه ام ببرم بالا 8_هیچوقت نتونستم تو هیچ عروسی جشنی برقصم چون همش فکرم این بود اگه برقصم چاقم زشت میشه مسخرم میکنن و از رقصیدن میترسیدم همیشه خودم قایم میکردم یا خودم مشغول به چیزی میکردم که کسی بهم نگه برقص و خیلی هم دلم میخواست رقص یاد بگیرم ولی میگفتم الان چاقم نمیشه لاغر شدم یاد میگیرم و کلا احساسم بد بود که چقدر من بی عرضه ام 9_خیلی عصبی شده بودم پرخاشگر منزوی گوشه گیر تنها شده بودم و بیشتر وقتها با خدا دعوا میکردم کفر میگفتم ناشکری میکردم خدا مقصر میدونستم 10_احساس ناامیدی ضعف بی اعتمادی به خودم دانبال کاری نرفتن سرزنش کردن خودم دعوا با خانوادم سر این بخور اون بپوش فلان واحساس کمبود توجه وکلی بهم ضربه زد وزندگی گذشتم کلا باختم 2_دیگه در مورد چاقیم با دیگران صبحت نمیکنم نمیگم عه ببینید من لاغر شدم یا توضیح بدم من از این روش دارم استفاده میکنم کلا صبحت کردن ممنوع درمورد چاقی 3_واز بدنم معذرت میخوام و مخصوصا از خودم که دشمن اصلی خودم افکارم بوده باور های غلطم بوده و هرچی ضربه خوردم سر همین بوده و زندگیم باختم تقصیر خودم بوده وخودم میپذیرم تو همین شرایطی که هستم وخودم دیگه سرزنش نمیکنم 4_چه مزایایی داره لاغری برای من : *خوشحالی زیاد که قابل توصیف نیست *اعتماد بنفس کامل که باعث میشه تو هرکاری دیگه به خودم اعتماد کنم و هرکاری برای موفقیتم انجام بدم وتو روابطم خودم دوست داشته باشم و به خودم افتخا ر کنم و خودم بالا بدونم و خودم خرد کوچیک نکنم *زندگیم پر بشه از لذت شادی احساس خوب *دیگه موقع خرید کردن هرچیزی دلم بخواد بخرم بدون توجه به سایزش یا رنگش و آزاد باشم *الگو دیگران بشم مخصوصا آدمها چاق *موقع خوردن با لذت کامل از هر نوع غذایی که دوست دارم بخورم بدون احساس بد سرزنش پشیمونی وخیلیم لذت بخش است *احساس بد ضعف ناتوانی کمبود سرزنش بیچارگی بدبختی بی روحیه دیگه در من نیست و کلی انرژی دارم واحساس خوب *به خودم توانایم افتخار میکنم و احساس شور شوق زیاد دارم وتمام زندگیم تغییر میکنه همونجوری استاد گفتن احساس خوب برابر اتفاقات خوب است ومن خوشبخترین آدم میشم *انگار تازه متولد شدم و زندگیم از نو میسازم با تکیه به خودم وتوانایی هام *روحیه بالا انرژی بالا احساس خوب عالی لذت بردن از خودم وتصمیمی که گرفتم و به عمل ثابتش کردم *آرامش زیاد موقع خرید جشن عروسی گشتن خوردن تفریح ورزش *دیگه عصبی پرخاشگر ناامید نیستم *رقصیدن تو عروسی ها جشن ها و خودم دیگه قایم نکردن و سرزنش کردن *کلی احساس حال خوب بهم دست میده من که مطمعنم هرچی قبلا موفقعیتهام از دست دادم جبران میکنم روابط عالی بینظیر سلامتی کامل قشنگی خوشبختی انرژی زیاد حس حال خوب آرامش که قابل توصیف نیست همین الآنم که مینویسم کلی ذوق کردم ولبخند رو لبم است با تشکر از استاد عزیز ودوستانی که وقت میزارن میخونن