مغز ما یه جورایی مثل یه فرمانده پنهانیه 🎩🧠 که همیشه داره بیوقفه دستور میده! این فرمانها تبدیل میشن به رفتارهایی که خیلی وقتها اصلاً حواسمون بهشون نیست. همین رفتارهای به ظاهر کوچیک، همون عادتهایی هستن که سالهاست ما رو بیصدا به سمت چاق شدن هدایت کردن 😯🍩
اما خبر خوب اینه که توی این مقاله قراره با هم بریم سراغ کشف فرمول های چاقی! 📜💥
ببینیم دقیقاً این فرمولها چی هستن و چطور میتونیم با تغییرشون، یه مسیر جدید برای بدن و ذهنمون بسازیم. مسیری که ما رو به سمت حال خوب، سبک شدن و زندگی سالمتر هدایت میکنه 🌈🚶♀️✨
چاقی چیست؟ 🤔
تصور کن یه روزی بود که اصلاً خودتو نمیشناختی… نه تصویر روشنی از خودت داشتی، نه میدونستی اون عادتهای کوچیکی که هر روز تکرار میکنی، قراره یه روز تبدیل بشن به فرمولهای پنهانی چاقی 😮🍟

شاید الآن که این مقاله رو میخونی، دلت از دست چاقی حسابی گرفته باشه.
شاید خستهای از اون همه تلاش بینتیجه… از دست فرمول های ذهنی چاقکنندهای که یواشیواش توی ذهنت جا خوش کردن و بیخبر تو رو کشوندن به اینجایی که الان هستی 😓
اما یه خبر خوب دارم برات:
❌ نه رژیم میخوای، ❌ نه دارو، ❌ نه ورزشهای سنگین
✅ فقط باید با ذهنت آشنا بشی، ✅ فرمول های چاقی رو بشناسی، ✅ و کمکم تغییرشون بدی…
🌟 این مسیر تغییر، کاملاً در دستان توئه! آمادهای برای یه سفر شگفتانگیز ذهنی؟ 🚀
تنها مسیر واقعی لاغری کجاست؟ 🌈
✅ تنها راهی که واقعاً جواب میده، «لاغری با ذهن»ـه.
این روش یعنی یاد بگیری چطوری اون فرمول های چاقی رو از ذهنت پاک کنی و به جاشون فرمولهای لاغری بسازی؛ بدون جنگیدن با خودت، بدون اجبار، بدون محرومیت 🙌
فرمول های چاقی چطور کار میکنن؟ 🧠📊
یکی از جذابترین بخشهای این روش اینه که ما دقیقاً میفهمیم چی توی ذهنمون داره باعث چاقی میشه.
فرمول های چاقی همون برنامههای ناخودآگاهیان که سالهاست ذهنمون بهصورت خودکار اجراشون میکنه. برنامههایی مثل:
- باید همیشه بشقابت رو تموم کنی 🍽️
- اگه غذا نخورم، حالم بد میشه 😵
- دسر بعد از غذا لازمه! 🍰
ولی ما قراره اینجا چی کار کنیم؟ 💡
۱. این فرمولهای پنهونی رو شناسایی کنیم 🔍
۲. بعدش با تمرین و آگاهی، جای اونا فرمولهای لاغری ذهنی رو بذاریم 🌱
نتیجه نهایی؟ 🎉
راه لاغری از همون ذهنی میگذره که سالها با فرمولهای چاقکننده ما رو توی اضافه وزن نگه داشته!
این بار فقط قراره مسیر آشنا رو با یه مقصد جدید طی کنیم: تناسب اندام پایدار 🏖️🌟

چرا چاقی سریع تر از لاغری است
بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند، بر این باورند که روند چاقتر شدن آنها سریعتر از لاغری است. اما حقیقت این است که توجه به چاقی نقش اصلی را در این احساس بازی میکند.
هرچه بیشتر به چاقی توجه کنیم، در واقع فرمول های چاقی ذهنیمان را تایید کردهایم. این تمرکز نه تنها باعث تقویت فرمولهای ذهنی مرتبط با چاقی میشود، بلکه احساس ضعف و ناتوانی در برابر چاقتر شدن را در ما به شدت افزایش میدهد. 😞
برای رهایی از این شرایط و تغییر روند به سمت لاغری، باید تصمیمات و رفتارهای خود را تغییر دهیم. به این معنی که باید طوری زندگی کنیم که انگار در حال حاضر در تناسب اندام رویایی خود هستیم. 🏋️♀️✨
این تغییرات به مرور زمان باعث میشود که فرمول های چاقی ذهنیمان کمرنگتر شوند.
این تغییرات از ذهن آغاز میشوند و به تدریج به رفتارهای روزمره ما منتقل میشوند. با این کار، شخصیت ما از فردی که خود را چاق میبیند به فردی تبدیل میشود که در ذهن و رفتار، متناسب است. 💪
این فرآیند منجر به ایجاد تصاویر ذهنی جدیدی میشود. از آنجایی که ذهن ما تصویری است، این ذهن شروع به ایجاد تغییرات در جسم ما میکند تا آن را با تصاویر جدید و متناسبتر از قبل، منطبق کند. 🧠✨
فرمول های چاقی که روزگاری ما را درگیر کرده بودند، حالا در حال تغییر و جایگزینی با فرمولهای لاغری جدید هستند! 🌟

🕰️ نقش زمان در چاقی
یکی از چیزهایی که خیلی وقتها یواشیواش باعث میشه بیشتر از قبل حواسمون به چاقی جمع بشه، تعیین زمان برای لاغریه! ⏳
فکرشو بکن… یه روزی با خودت عهد میبندی که مثلاً تا عید یا فلان تاریخ خاص باید حتماً لاغر بشی. حالا هر چی از اون تاریخ میگذره و خبری از لاغر شدن نیست، ناامیدی بیشتر میشه…
و چی میشه؟ 🤯
بجای اینکه تمرکزت بره سمت لاغری، ذهنت مدام درگیر چاقی میشه. 😞
ولی چرا این اتفاق میافته؟!
جواب توی همون فرمول های چاقی پنهونه! 🧠
ذهن ما با برنامهریزیهای ناخودآگاهی که سالها براش تکرار کردیم، عادت کرده بیشتر به چاقی فکر کنه تا لاغری. هر بار که زمان میذاری و بهش نمیرسی، ذهن دوباره یادآوری میکنه: «دیدی نشد؟ تو همیشه چاق میمونی!»
این افکار ناامیدکننده، درست مثل یه دام ذهنی هستن که ما رو وارد چرخهی تکرار و شکست میکنن 🔁
چرا تعیین زمان، باعث شکست میشه؟ 🚫
یکی از دلایل اصلی که باعث میشه خیلی از آدمها توی مسیر لاغری جا بزنن، همین تمرکز زیاد روی زمانه.
چون ذهن، به جای اینکه درگیر تغییر فرمولها بشه، درگیر تقویم و تاریخ میشه! 📆
هر روزی که از اون زمان تعیینشده میگذره، احساس شکست، اضطراب و سنگینی بیشتری میاد سراغمون…
اما نگران نباش! 😊
توی دورهی لاغری با قدرت ذهن، دقیقاً به این موضوع پرداخته شده و بهت آموزش داده میشه چطور این استرس زمانی رو بذاری کنار و سبکتر ادامه بدی. 🌿🧘♀️
یه پیشنهاد مهم برای تو 🎥💡
حتماً فایل تصویری این جلسه رو چند بار با دقت ببین 🎬 و خوب به حرفها فکر کن…
🔎 آیا تو هم این رفتارها و افکار رو توی خودت میبینی؟
اگه بله، بدون که تغییرشون شدنیه 💪 کافیه تمرکزت رو بذاری روی درک بهتر فرمول های چاقی و قدمبهقدم به سمت ساختن فرمولهای جدید و متناسب پیش بری.
✨ این مسیر، همون چیزیه که تو رو به سمت تصویر ذهنی جدیدت هدایت میکنه.
تصویری که توش خوشحالتر، سالمتر و رها از فشارهای ذهنی هستی! همهچی از ذهن شروع میشه… و تو آمادهای برای این شروع تازه! 💫🌱

تغییر مسیر با لاغری ذهنی 🌱
حالا که میدانیم توجه به چاقی چه تأثیراتی دارد، گام بعدی این است که یاد بگیریم چطور توجه خود را به سمت تناسب اندام و لاغری ذهنی معطوف کنیم.
برای این کار، نیاز داریم به طور مداوم در فکر خود تمرکز کنیم تا فرمول های چاقی جای خود را به فرمولهای لاغری بدهند.
این تغییر مسیر، با تمرینهای ذهنی، تصویرسازی مثبت و تغییر افکار منفی درباره چاقی در دوره ورود به سرزمین لاغرها به تدریج رخ میدهد و باعث میشود که ذهن ما به جای تقویت چاقی، به سمت تناسب اندام هدایت شود. 💪
این رویکرد نه تنها راهی برای رهایی از چاقی است، بلکه به شما این امکان را میدهد که در زندگی روزمرهتان آزادی بیشتری داشته باشید، بدون اینکه ذهن شما به دام فرمول های چاقی بیافتد. 🌟
✍️ تمرین آموزشی 📖
✨ تمرین ویژه: شکستن فرمول های چاقی ✨
📌 مرحله اول: قطع عادت صحبت درباره چاقی
یکی از فرمول های چاقی، صحبت مداوم درباره چاقی است. این کار مثل ریختن بنزین روی آتش اضافهوزن عمل میکند! 😱
حالتهای مختلف این عادت مخرب شامل:
- 📣 گله و شکایت از چاقی
- 😅 شوخی و مسخره کردن خود یا دیگران به خاطر اضافه وزن
- 🙄 حرف زدن درباره لاغر نشدن
- 🥲 حسرت لاغر بودن را خوردن
✍🏻 حالا زمانشه! به صورت انشایی بنویسید:
- چطور قبلاً درباره چاقی صحبت میکردید؟
- این حرفها چه احساسی در شما ایجاد میکرد؟
💖 در پایان این بخش، یک تعهدنامه محکم بنویسید: از این لحظه به بعد هیچ حرفی درباره چاقی نمیزنم!
📌 مرحله دوم: پذیرش عاشقانه خودت
یکی از اصلیترین فرمول های چاقی، نفرت از بدن فعلی است. 🥺
وقتی با جسم خودت قهر باشی، ناخودآگاه چاقتر میشوی. راهش چیه؟ آشتی کردن با خودت! 🤗
✍🏻 بنویسید:
- چه احساسی نسبت به بدن فعلیتان دارید؟
- آیا نسبت به گذشته احساس بدتری پیدا کردهاید؟
✍🏻 سپس متعهد شوید:
- شرایط فعلی خودم را با عشق و مهربانی میپذیرم. 💗
- با جسمم آشتی میکنم. 🤝
- راهکارهایی برای ایجاد رابطه صلحآمیز با خودم تعیین میکنم و عمل میکنم. ✅
مثلاً:
- 👗 پوشیدن لباسهای رنگ روشن دلخواه
- 📸 عکس گرفتن با اشتیاق در مهمانیها
- 🪞 لبخند زدن به تصویر خود در آینه آسانسور یا روشویی
- 💬 حرف زدن مثبت و انگیزشی با خودم
🌟 توصیه: هر روز تمرین لبخند در آینه رو انجام بده تا رابطهت با خودت معجزهآسا تغییر کنه.
📌 مرحله سوم: پیشگویی آینده لاغر! 🔮
یکی از قویترین فرمول های چاقی، تمرکز بر اضافه وزن است. اما تو میخواهی فرمولهای لاغری را فعال کنی! 🌟
✍🏻 بنویس:
- لاغری چه مزیتهایی برایت دارد؟ 🎯
- چه تاثیری بر سلامتی روحی و جسمیات خواهد داشت؟ 🧘♀️
- در روابطت چه تغییری ایجاد میشود؟ 👨👩👧👦
- اعتماد به نفست چطور بالاتر میرود؟ 💪
- در کسبوکار و شغلت چه تحولاتی رخ میدهد؟ 💼
- چه تاثیر مثبتی بر امید و شادی زندگیت دارد؟ 🌈
✨ هر چه دقیقتر و با جزئیات بیشتر بنویسی، ذهن ناخودآگاهت پرقدرتتر برای تحقق آینده لاغرت آماده میشود.
یادت نره! گزارش تمریناتت رو در بخش نظرات با ما به اشتراک بذار! 💬
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
امتیاز 3.94 از 245 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
سلام روزتون بخیر
با چندبارگوش دادن به این فایل متوجه شدم که توی این سال ها چقدر اشتباه داشتم هرجا می نشستم همیشه درمورد اضافه وزنم حرف می زدم اگرچه به ظاهر اضافه وزنم خیلی زیاد نبود ولی من از همین مقدارم ناراضی بودم وهروقت خودمو توی آینه می دیدم خودمو دوست نداشتم وفقط توجهم به اضافه وزنم بود که خدا روشکر با این فایل همین جا قول میدم که دیگه درموردچاقی حرفی نزدم وهرچی توجه دارم به سمت لاغری باشه
درموردکارهایی که به خاطر اضافه وزن نکردم اینکه توی جشن ها هیچ شوق وذوقی نداشتم، حوصله دورهمی دوستانه را نداشتم، لباس های مورد علاقه مو نمی پوشیدم من عاشق رنگ بنفش و ارغوانی هستم اما همیشه لباس تیره می پوشیدم(حتی توی جشن ها) الان دلم میخوادتو اولین فرصت از رنگ مورد علاقه ام یه لباس زیبا بخرم وبپوشم
من احساس خیلی خوبی دارم و تقریبا توی این سه هفته متوجه شدم که خیلی از عادت های اشتباه قبل رو دیگه انجام نمیدم وهمین بهم حس خوبی میده
بعداز متناسب شدن به نظرم زیباترین اتفاق ها برام می افته اول اینکه اعتماد بنفس بهتری پیدا می کنم ، روزهای شادتری رادر کنار بچه هام می گذرونم و اینکه از شر این زانو درد راحت میشم و لباس های مورد علاقه مو می پوشم و به ورزش مورد علاقه ام می پردازم و از رفتن به باشگاه ورزشی لذت می برم چون دیگه از دیدن خودم توی لباس ورزشی احساس بدی ندارم
سپاسگزارم برای این راه روشن و حال خوبی که برای ما به ارمغان آوردید
جلسه هفتم
سلام استاد عزیز
من هم به شدت درگیر این بودم که فردا چی بخورم،تمام ذهنم درگیر غذاهای مختلف بود،چی بپزم چربترش کنم که دیگه بعدا نخورم
توی یخچال هرچی بود بفکرش بودم که خودم زودتر بخورمش کسی نخوره تمومشه و من از دستش بدم و درکل خیلی مشغول این موضوعات بودم که شکرخدا الان در جلسه هفتم می تونم با اطمینان بگم از این حس و تفکر آزار دهنده رها شدم
چاقی همیشه و همیشه مورد توجه من بوده و حتی خودمو چاقتر از قبل هم تصور میکردم و هیچوقت نمیونستم بگم در آینده وزنم چقدره،همیشه فکر افزایشش رو میکردم و لباس های گشاد و راحت انتخابم بوده
توی دوران مدرسه بدمینتون بازی میکردم و از دوندگی و هر ورزش دیگه ای فراری بودم چون به نفس نفس می افتادم و خجالت می کشیدم پیش بقیه
همیشه با افراد چاق ارتباط بهتری داشتم چون حس آرامش داشتم که تنها نیستم و اونا هم مثل من هستن فارغ از رده سنی،فقط اینکه اضافه وزن داشتن خوب بود
همیشه دلم می خواست و هنوزم میخواد که توی پارک ها راحت تاب سواری کنم و نترسم از اینکه برم جلو و ببینم توی تاب جا نمیشم یا اگه شدم تاب تحمل وزنمو داره یا نه
یه خاطره بد و شرم آور دارم از پارک وکیل آباد مشهد،شاید 15سال پیش با یه اتوبوس از دوستان رفته بودیم اونجا و من خواستم سوار رنجر بشم،اما وقتی نشستم روی صندلی دیدم محافظ آهنی که میاد روی شونه ها و تا شکم پایین میاد، واسه من رو هوا وامیسته و اندازه بالاتنم نمیشه، نمیتونم حس بد و خجالتی که زمان پیاده شدن از دستگاه داشتم رو بنویسم انقدر زشت بود پیش 50نفر آدم که برت گردونن و بگن شما نمیتونی برو پایین،و رد شدن از کنار صف بلندی که توی نوبت بودن برا سوار شدن، الان که اینارو مینویسم حس بد اون لحظه تمام فضای اطرافمو احاطه کرده،بماند که شد خاطره ای برای دوستان و هنوزم بعد اینهمه سال گاهی به یادشون میاد و تعریف میکنن بیخبر از اینکه چه حس نفرت انگیزی دارم از یادآوریش
خودم رو از استخر محروم کردم سالیان ساله و با گوش دادن این جلسه متوجه شدم که دلیل اصلیش خجالت از جسمم بوده نه کثیف بودن استخرها، اکثر مهمونی ها یا دوره ها شرکت نکردم و حالا میفهمم چاقیم باعثش بوده نه لذت بردن از تنهایی…
همیشه برای لاغریم زمان تعیین کردم و تا تا تا تا تا همیشه بوده همیشه، برای اولین باره که همش به خودم میگم مهم نیست و دیگه تا تا تا نداریم، مهم اینه تو روش درست رو در پیش گرفتی و هر زمان که این موفقیت میسر بشه تو لذتش رو میبری
من هیچوقت دوست نداشتم در مورد چاقیم حرف بزنم اما بی بروبرگرد هرجا رفتم حرف چاقی لاغری زدن و منم همیشه در صدر بودم، اما هربار که حرف زدن یه بهونه ای آوردم که شونه خالی کنم یا بحث رو عوض کنن و خارجشن ازش چون انقدر که شنیدم این مسئله شکنجس شکنجه مطلق
تموم زندگی من پر از خراش هاییه که چاقوی چاقی به اول روحم وارد کرده
بخاطر از بازی ها و تفریح ها محروم شدم
از مهمونی ها و خیلی جشن ها محروم بودم
توی هر ماشینی نشستم شکنجه شدم که شما سنگین تری اینور بشین اونور بشین
هر فروشگاهی رفتم سایزم چیزی نبود و هر سوپرمارکتی رفتم دست انداختم هرماده غذایی رو بردارم مردم نگاه های جورواجور انداختن بهم
مدرسه پسرم رفتم و یکی از دانش آموزا به پسرم گفت مامانت چقد چاقه… و چقدر آرزوی مرک داشتم اون لحظات
هر فیلم و عکسی که خودم توش بودم دلم نخواست هیچوقت ببینم که از دیدم جسمم شرمسار نشم، و همیشه سعی کردم من دوربین به دست باشم که مجبور نشم توی لنز دوربین باشم
هیچوقت دوست نداشتم خودمو توی آینه نگاه کنم و هربار نگاه کردم سرزنش بوده و سرزنش
تصویرسازی آینده:
الان چندساله از تولد متناسب شدنم میگذره و من نگاه زیباتری به زندگی دارم، با خاطر آسوده وارد مغازه ها میشم و با لبخند کیسه لباسهامو حمل میکنم و راضیم از از خریدهام
با خانواده رفتیم پارک و من نشستم روی تاب و با هر جلو و عقب رفتن زنجیرش خنده هام بیشتر میشه
برای اولین بار با خانواده ی همکارهای همسرم ملاقات کردم و خرسندم از اینکه منو متناسب میبینن
توی دورهمی ها شرکت میکنم و وقت خوردن یا حرف چاقی، من حس خوبی دارم از تناسبم
بعد از حدود 16،17سال دوباره رفتم کتابخونه عمومی شهر و نشستم ساعتها کتاب های محمد دولت آبادی رو میخونم و از سکوت کتابخونه لذت میبرم
جشنهای اقوام هست و با اعتماد به نفس بین میزها میرم و با همه خوش و بش میکنم و دیگه نگران نیستم اطرافیان در مورد جسمم چه حرفایی میزنن
از کمردردهای وقت خواب خبری نیست و مث یه پر قو سبک و رها هستم
خدایا شکرت برای حال خوبم
نشان های دریافت شده
سلام استاد. من از وقتی با فامیل های شما اینا شدم چیزی حدود 15_10 کیلو کم کردم. من قدم 163 و وکنم 55 هست. اما خب میخوام دو کیلو دیگه کم کنم.
مشکلی که الان برای من پیش اومده اینه که نمیدونم به چه اندازه مصرف غذا درسته. مثلا یکبار در هفته هله هوله خوردنی یک بار در ماه غذا بیرونی خوردن یا.. نمیدونم باید چطوری بخورم. اگه میشه لطف میکنید جوابمو بدید. ممنونم از زحماتتون.
نشان های دریافت شده
با سلامبه دوستانم و استاد عزیز
در ارتباط با تمرین اول : من همیشه غذا که میخوردم نگرام بودم،که این غذا چربی داره یا فلان داره باعث چاقی میشه، خیلی وقت ها بعد یک مدت که کسی میدیذم بهش میگفتم لاغر نشدم ، یا چاق شدم؟؟؟…… توی لباس پوشیدنم سعی می کردم جوری لباس بپوشم که کسی بهم نگه چاقی….. چند وقته اخیر تصیم گرفته بودم دیگه خریدم نکنم تا به سایز خودم برگردم چون سایزم ۳۸ بود و الان هر چی می رفتم بخرم می گفتن نه ۳۸ نیستی ۴۰، ۴۲ می خواستم دق کنم این رو بهم می گفتن……. والی الان تصمیم میگیرم که کاری نداشته باشم به این حرف ها من همین جوری هم هنوز خوشتیپم و دوباره خوشتیپ ترم میشم. حتی بهتر از قبلم میشم……
تمرین دوم: حس سرزنش کردنم با شروع دوره خود به خود خیلی بهتر شده و لی الان باز هم سعی می کنم بهتر بشم…. چون من با همین حس بد الکی خودم چاق کردم ولی الان خیلی حسم عالیه حتی حس لاغری هم دارم حس می کنم لاغر شدم….. و یک کار دیگه هم که انجام میدم توی باشگاه که میرم هر کی می بینم که اندامش اونجوری که می خوام کلی توی ذهنم تحسینش می کنمممم و میگمممم همینه منمممم اینو می خوامممممم…. خدا روشکر می کنم برای این اندام…..
وودر گام سوممممم وقتی به اندام دلخواهو برسممممممن می توانمممممممممم به راحتی هر مدل لباسی که عشقم میکشه بپوشمممممم بدون نگرانیییییییی اعتماد به نفسم کلی بالا میره باورمممممم کی کنم که منم هم می توانممممممممممم…… حسمممممم به خودم کلی بهترررررررمیشخههههههه بیشتر عاشق خودم میشمممممممم….. کلی انگیره میدم بخ بقیه که بتواننن از از این مسیر به ارزشون برسننن……. کلی ارادم قوی تر میشه……. و قدرت ذهنم بیشتر باور می کنمممممنممن
سلام به استاد عزیز و همه دوستان خوبم
تمرین این جلسه
1- چه کارهایی رو به خاطر اضافه وزن انجام ندادم ؟
اول در مورد زنگ ورزش که شما هم گفتین دربارش منم این مشکل و داشتم یعنی همیشه یه بهونه ای میاوردم و دعا میکردم قبول کنه من ورزش نکنم
و با تحقیق نمره شو بگیرم …این داستان حتی تا دانشگاه هم ادامه داشت ..
بعضی از لباس هایی که میخواستم و نتونستم بپوشم …
همیشه وقتی باشگاه یا استخر میرفتم سعی میکردم اندامم و جمع و جور کنم تا معلوم نباشه
ولی همه اینا خیلی اذیتم نمیکرد چون همونطور که گفتم اضافه وزن زیادی نداشتم و یعنی تپل بودم ولی چاق نبودم.
2- صحبت نکردن در مورد چاقی : دیگه از این به بعد تمام سعی مو میکنم حرفی با کسی حتی با خودمم تو ذهنم نزنم
3-در مورد پذیرش جسم : من زیاد با این مورد مشکل نداشتم درسته بعضی اوقات ناراحت بودم بابتش ولی خیلی حاد نبود واز این
به بعد با این اگاهی ها خیلی بیشتر باهاش رفیق میشم تا با هم به اون نقطه طلایی برسیم .
و
4- داستان متناسب شدن من :
اول از همه خودم خیلی بیشتر از قبل خودمو دوست دارم و با خودم حال میکنم و وقتی تو اینه خودمو نگاه میکنم لذت میبرم .
اعتماد به نفسم خیلی رفته بالا و لذت میبرم . دیگه در مورد اینده هیچ استرسی ندارم و حالم فوق العاده س.
با خیال راحت میرم دنبال لباس برای مراسم ها و مهمونی ها و منی که همیشه خوشتیپ بودم خیلی خیلی بیشتر خوشتیپو خوش استایل شدم
و هر لباسی رو که بخوام راحت میخرم و لذت میبرم . خانواده و فامیل وقتی من و میبینن لذت میبرن و خیلی بیشتر از قبل تعریف میکنن و همش ازم میپرسن چطور انقد اندامت عالی شده ؟
منم بهشون میگم به راحت ترین شکل ممکن بدون سختی و رنج و با لذت . وقتی میرم لباس بخرم وقتی اون لباس تموم شد فروشنده میگه برای شما باید از تن مانکن بیارم و من لبخند میزنم و لذت میبرم .
وقتی صورت خیلی خوشگل و متناسب خودم تو اینه نگاه میکنم لذت میبرم …وقتی اندام عالی و قشنگ مو تو اینه میبینم لذت میبرم و خداروشکر میکنم برای هدایت به این راه سعادت .
وقتی برای مجلسی که هر سال میگیریم امسال با این اندام خوشگلم اونجا بودم همه نگاه میکردن و لذت میبردن و سوال میکردن که چطور انقد خوش اندام شدی؟
حس سبکی و چابکی دارم و هر ورزشی و میتونم انجام بدم . وزرش مورد علاقمو که بدمینتون و همیشه لذت میبردم از بازی کردنش و خیلی عالی بازی میکردم
الان خیلی راحت تر و بهتر بازی میکنم و لذت میبرم .
به خدا نزدیک تر شدم چون حالم خیلی بهتر شده و سپاسگزارتر شدم .
وقتی از خودم عکس میگیرم و نگاه میکنم خیلی بیشتر از قبل لذت میبرم. از لحظه به لحظه زندگیم لذت میبرم و حالم عالیه .
خدااااااا جوووووووونم شکررررررررت
و دیشب این فکر تو ذهنم اومد که رسیدن به تناسب اندامم خیلی کار مقدسیه چون وقتی من متناسب شدم خانوادم و دوست و اشنایی که با این مشکل دست و پنجه نرم میکنه ایمان میاره
که این روش درسترین روش رسیدن به تناسب اندام فکری و جسمیه و اونا هم به این راه هدایت میشن و به سعادت میرسن و خوشبختی رو خیلی بیشتر تجربه میکنن و یه موج انرژی مثبت
و حال خوب تو جهان پخش میشه
و ادامه پیدا میکنه و وقتی به این خواسته برسیم میفهمیم که راه رسیدن به همه خواسته ها از طریق ذهنه و رسیدن بهشون برامون خیلی راحت میشه .
خدایا شکرت و استاد از شما هم ممنونم به خاطر این روش عالی .
نشان های دریافت شده
باسلام فراوان خدمت استاد عزیز ودوستان
امروز پس از مدت یک ماه و۲۰روز فایل هفتم رو گوش کردم استادم ببخشید که اینهمه دیر اومدم چونکه تواین مدت درکوهستان مشغول کاربنایی بودیم وخانه وآب انبار درست میکردیم.بخاطر بارندگی کارتعطیل شد واومدیم پایین
خب بریم سر تمرین این جلسه : ۱.استاد من درمورد چاقی بادوستام خیلی حرف میزنم همیشه دارم بهشون میگم مگه من چقد ازشما چاقترم میگم اگه چاقم بیایید باهم کشتی بگیریم ببینم کی زورش بیشتره ولی استاد در درونم ازچاقی متنفرم بااینجورصحبتا میخوام چاق بودنم رو توجیه کنم که طبق دستور شما خیلی کار اشتباهی هست وازامروز قول میدم باهیچ کس درموردش حرف نزنم
۲.استاد من اشتباهی همیشه جسمم رو تحقیر میکردم که میگفتم بااین هیکل زشت آبرویم روبردی ولی قدرشو نمیدونستم که اینهمه سال داره منوبارنج وعذاب تحمل میکنه وهمین الان از جسم عزیزم معذرت خواهی میکنم مسئولش خودمم که اینجوری درسختی انداختمش.بیچاره شکمم که همیشه دارم بادستام کشش میارم وبهش میگم من کوله وسایلام روبار کنم یا توکه اینجوری مثل کوله پشتی آویزون هستی وخیلی بی خاصیتی.همش تقصیرخودمه که جسمم به این حال وروز افتاده وقول میدم که جسمم مثل تخته راست بشه که هیچ بار اضافی رو نخواد اینجوری تحمل کنه
۳.استاد وقتی لاغر بشم با شوق وذوق بین همه مردم رفت وآمدمیکنم بهترین لباس های خوشگل میپوشم وخوشبخت ترین مرد میشم وهرچه بگم استاد تمومی نداره
ببخشید که خیلی نوشتم. ممنون ومتشکرم
نشان های دریافت شده
سلام استاد باید با خودتون صحبت کنم ممنون از مطالب خوبیان
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد و دوستان
راستش من قبل از اشنایی با شما و سایتتون بخاطر اینکه چاقم بسیار کم غذا میخوردم و هیچ نوع شیرینی و شکلات و چیزهای شیرین کلا حذف کرده بودم و همیشه هم میترسیدم چاقتر بشم که دقیقا هم همین اتفاق افتاده بوده و هر روز چاق و چاقتر میشدم تا اینکه با این کانال اشنا شدم باورش سخته ولی از زمانیکه با این سایت اشنا شدم غذام بیشتر شده احساس عذاب وجدان ندارم نسبت به خوردنم من قبل از اشنای با سایت با وجود خوردن کم عذا احساس عداب وجدانم داشتم که نباید بخورم و الان وزنم ثابت شده یک روزهای چند گرم و بالا و پایین تغییر میکنم ولی وزنم ثابت شده ایا روش من درست عمل کرده که الان اثبات وزن گرفتم و کم کم لاغر میشم؟ من به همه دستورات شما دارم عمل میکنم
نشان های دریافت شده
salam
video ro negah kardam v goosh jan sepordam daghighan bachegi khodam joloy nazaram oomad
tip farsi nadaram bebakhshid
vali mikham begam kheely erade man ziad shode ghablesh migoftam khob eshkali nadare hala in ye shirin ro ba ghahve mikhoram
vali hala rahat migam na to khodeto bavar kardi
to formoolay zehneto dari avaz mikoni stop
mikham laghar sham ke salamatimo bedast biaram
laghari v tanasob andam yani shademani
v behtar zendegi kardan
mamnoon az shoma hezaran bar
سلام استاد من جلسه هفتم هستم و فکر میکنم که دارم لاغر میشم . اصلا سبک تر شدم. خورنمم هم تغییر کرده و زرنگ تر شدم. من از جسمم معذرت میخوام که به این شکل درش آوردم و قراره با کمک ذهنم به تناسب برسیم.
وقتی که ذهن و جسمم تو مسیر درست قرار گرفتیم میتونم اعتمادبنفسیو که نداشتم داشته باشم. لباسهایی که دلم میخواد. دیگه از سایزم ناراحت نیستم. حس جوونی و سرزنده بودن