وقتی از کاهش وزن حرف میزنیم، خیلیها یاد رژیمهای سخت 🍽️، ورزشهای سنگین 🏋️♂️ یا داروهای رنگارنگ 💊 میافتن.
اما آیا تا حالا فکر کردین کاهش وزن با تمرکز ذهنی 🎯 میتونه یکی از مؤثرترین، ماندگارترین و لذتبخشترین روشها برای کاهش وزن باشه؟
🐎 یک خاطره ساده، نقطه شروع یک تحول بزرگ
از بچگی عاشق تماشای مسابقات اسبسواری بودم 🏇.
هر وقت از تلویزیون پخش میشد، با دقت و هیجان مینشستم پای صفحه و لحظهبهلحظه مسابقه رو دنبال میکردم. عجیب بود چون نه اسبی از نزدیک دیده بودم، نه حتی تا امروز که ۴۱ سالمه، سوار اسب شدهام!
اما یه چیز توی اون مسابقات همیشه توجهم رو جلب میکرد… کنار چشم اسبها یک تکه پارچه یا صفحهی سیاه بسته میشد.

یه بار از پدرم پرسیدم که چرا این کار رو میکنن؟ 👨👦 پدرم گفت:
«اینکار رو میکنن که حواس اسب پرت نشه، فقط روبهرو رو ببینه و با تمرکز توی مسیر مسابقه بتازه.»
اون جمله ساده، یه جرقه شد توی ذهنم… جرقهای که تا سالها مثل یه تابلوی خاموش توی ذهنم بود، اما بعدها فهمیدم کلید یکی از مهمترین موفقیتهای زندگیم توی همون جمله بوده.
🎯 از اسبهای مسابقه تا مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی
سالها بعد، وقتی توی مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی قدم گذاشتم، یاد اون صحنه افتادم.
ذهنم مثل همون اسب مسابقه بود؛ قوی، پرانرژی، اما بهشدت حواسپرت!
هر بار تصمیم میگرفتم لاغر شم، یه تبلیغ جدید، یه رژیم زودبازده، یه قرص رنگارنگ 🌀، یا نظر بقیه منو از مسیر اصلی منحرف میکرد.
اما یک روز، وقتی دوباره به اون تصویر بچگی برگشتم، تصویر اسب مسابقهای اومد جلو چشمم که چشمبند زده بود 🐴👁🗨️ و فقط مسیر روبهروش رو میدید.
ناگهان یه تصویر ذهنی قوی ساختم:
🧘♀️ خودم رو تصور کردم با چشمبندی ذهنی که جلوی وسوسههای بیرونی رو گرفته، با تمرکز کامل روی مسیر ذهنیِ خودم، و با حس قدرتی که از ادامه دادن میگیرم…
اون لحظه، یکی از قویترین تصمیمهای زندگیم رو گرفتم:
من هم باید تمرکز ذهنیم رو مثل چشمبند اسبها تنظیم کنم.
فقط مسیر خودم، فقط لاغری ذهنی، بدون حواسپرتی، بدون انحراف.
از اون به بعد، هر وقت وسوسه میشدم که یه راه میانبر رو امتحان کنم، هر وقت صدای ذهن قدیمیم میاومد که «این راه خیلی طول میکشه…»،
خودم رو توی ذهنم میدیدم با چشمبند ذهنی 🎭، محکم، متمرکز، در حال حرکت توی مسیر تناسب… و باور کن! همین تصویرسازیهای ساده اما تکراری، منو در مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی نگه داشت.
حتی وقتایی که خسته میشدم، ناامید میشدم یا فکر میکردم چرا نتیجه نمیگیرم… بازم به تصویر ذهنی خودم برمیگشتم:
یه آدم با چشمانی بسته به وسوسهها و باز به روی هدف 🎯

🧠 وقتی ذهن تصمیم میگیره، اتفاق میافته!
تجسم کردن برای من اولش مثل یه بازی بود. یهجور تفریح روحی. اما کمکم فهمیدم قدرتش خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر میکردم 💥
فقط یه مشکل داشتم… نمیدونستم دقیقاً باید چی رو تجسم کنم 🤷♂️ فقط میدونستم از شرایط فعلیم راضی نیستم. نه درآمدم، نه حالم، نه زندگیم…
پس به جای فکر کردن به آرزوهای خیلی دور و بزرگ، گفتم بذار از یه نسخه بهتر از همین الان شروع کنم 👣
تصویر میساختم از اینکه:
- بدهیهام رو پرداخت کردم 💳
- رفتم با همسر و بچههام رستوران 🍽️
- بدون نگرانی دارم سفارش میدم، میخندم، از غذا لذت میبرم 😋
یا مثلاً ماشینم رو تجسم میکردم 🚗
ماشینی که دیگه خراب نمیشه، بوی نو میده، کولرش خنکه و وقتی پشت فرمونم حس غرور و آرامش دارم 😎
😮 اما وقتی نوبت به لاغری میرسید…
راستش تو تجسم کردن هیچ مشکلی نداشتم. هر چیزی رو میتونستم با جزئیات تو ذهنم بسازم!
مثلاً خودم رو بدون عینک تصور میکردم و همهجا رو بدون تاری میدیدم 👀 اما وقتی نوبت به تصور کردن «بدن لاغر خودم» میرسید، انگار یه دیوار نامرئی جلو ذهنم سبز میشد 🚧
برای تحقق کاهش وزن با تمرکز ذهنی نه میتونستم تصویر خودم رو با اندام متناسب ببینم، نه حتی حسش کنم!
انگار ذهنم یه جورایی میگفت:
«تو لاغر؟ نه بابا… مگه تا حالا تونستی؟!»
و دقیقاً همونجا بود که یه حقیقت تلخ رو فهمیدم:
🧠 یه باور پنهان و قدیمی تو ذهنم لونه کرده که اجازه نمیده کاهش وزن با تمرکز ذهنی توی من جواب بده، چون اصلاً نمیذاره خودم رو در اون حالت تصور کنم!
و این خیلی مهمه… چون وقتی حتی نتونی یه تصویر ذهنی از خودت در حالت لاغری بسازی، چطور میخوای بهش برسی؟
چطور میخوای باورش کنی؟ چطور قراره ذهنت برای رسیدن بهش باهات همکاری کنه؟ 🤷♀️
🔄 دور باطلِ تلاشهای بینتیجه
همین ناتوانی در تصویرسازی باعث شده بود سالها تو مسیر لاغری فقط دور خودم بچرخم… یه بار رژیم میگرفتم، یه بار باشگاه میرفتم، یه بار داروی گیاهی… اما همش موقتی بود ⏳
چرا؟ چون ذهنم هنوز منو چاق میدید!
تا وقتی تصویر ذهنی من از خودم تغییر نکنه، هیچ روش بیرونی جواب نمیده.
🌱 اونجا بود که فهمیدم تنها راه نجات، برگشتن به درون خودمه…
یعنی با کار کردن روی ذهن، با ساختن یه تصویر جدید از «منِ لاغر»، مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی رو شروع کنم.

🔁 تجسم، ادامه دادن، و ناگهان… واقعیت!
با وجود این مشکل، ولی تمرینهام رو ادامه دادم. هر روز صبح و شب، چند دقیقه وقت میذاشتم برای تجسم کردن.
نمیدونی چه حس عجیبی داشت… انگار در حالی که شرایط واقعی هنوز تغییری نکرده بود، «احساس درونم» بهتر شده بود. 🌈
و کمکم، معجزهها شروع شد…
بدهیها تسویه شد، اقساط تموم شد، ماشین نو خریدم، رفتم سفر، حس کردم زندگی برگشته سر جای خودش 💫
و دقیقاً همون موقع بود که یه فکر جدید سراغم اومد:
اگه قدرت ذهن من تونسته شرایط مالیم رو اینقدر تغییر بده… چرا برای لاغری ازش استفاده نکنم؟
مگه کاهش وزن با تمرکز ذهنی غیرممکنه؟
📜 تصمیم جسورانهای که مسیر رو عوض کرد
برگ کاغذ برداشتم و نوشتم:
✍️ «میخوام با قدرت ذهنم لاغر بشم.» می خوام کاهش وزن با تمرکز ذهنی رو تجربه کنم.
راستش هیچ برنامهای نداشتم. هیچ رژیم یا ورزشی بلد نبودم. هیچ تجربه موفقی هم پشت سرم نبود.
فقط یه حس قوی داشتم که بهم میگفت:
همینجوری که قبلاً هم نمیدونستی چطور قراره بدهیهات رو بدی، ولی دادی،
حالا هم نمیدونی چطور لاغر میشی… ولی میتونی لاغر بشی! 💪
🌱 مسیر لاغری ذهنی، فقط لاغری نیست…
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو امتحان کنم، انتظار داشتم فقط وزنم کم شه، لباسهام گشادتر شن، و عدد ترازو پایین بیاد…
ولی چیزی که تجربه کردم، خیلی فراتر از اینا بود! ✨ بدنم کمکم شروع کرد به واکنش نشون دادن؛
✅ انرژیم بیشتر شد
✅ خوابم عمیقتر شد
✅ حتی یه تغییر کوچیک تو آینه باعث میشد یه عالمه شوق و امید بگیرم 😍
اما اصل ماجرا تازه از اینجا شروع شد…
چون توی مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی، فقط ظاهر آدم تغییر نمیکنه، نگاهت به خودت عوض میشه، رابطهت با غذا متحول میشه.
و مهمتر از همه:
یه نسخهی تازه از خودت رو پیدا میکنی که شاید سالها گمشده بوده… 🎯
من همهی این تغییرات رو مدیون «کار کردن روی ذهنم» هستم.
من در مسیر تجربه لاغری با ذهن یاد گرفتم:
✅ چطور تصویر ذهنی خودم رو اصلاح کنم
✅ چطور افکار چاقکنندهمو شناسایی و پاک کنم
✅ و چطور یه ذهن آگاه، قوی و متمرکز برای لاغری بسازم
لاغری با ذهن یه مهارته، و دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً بهت یاد میده چطور این مهارت رو توی وجودت فعال کنی.
نه با رژیم و اجبار، نه با عذابوجدان… بلکه با عشق، آگاهی و احترام به خودت ❤️
🌟 هر قدم، یه نسخه بهتر از تو
اگه فکر میکنی مسیر لاغری فقط به یه بدن خوشفرم ختم میشه، باید بدونی خیلی چیزهای بزرگتر سر راهته!
🔹 یاد میگیری خودتو دوست داشته باشی
🔹 از غذا لذت ببری بدون احساس گناه
🔹 و هر روز یه قدم به اون آدمی که همیشه آرزوشو داشتی، نزدیکتر بشی 🦋
پس اگه واقعاً دنبال یه روش ماندگار برای لاغر شدن هستی، یه روش که از درونت شروع بشه و به بیرونت برسه،
دورهی «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین جاییه که میتونی قدم بذاری و کاهش وزن با تمرکز ذهنی رو تجربه کنی 💫
✍️ تمرین آموزشی 📖💡 برای کاهش وزن با تمرکز ذهنی
تمرینات ذهنی بخش اصلی و کلیدی مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی هستند.
فقط با تمرین مداوم است که باورهای عمیق ذهنی تغییر میکنند و تصویر ذهنی جدید از خودتان شکل میگیرد.
این تمرینها به شما کمک میکنند تا تمرکز خود را افزایش داده، احساسات منفی را کاهش دهید و به آرامش درونی برسید تا روند لاغری ذهنی به صورت طبیعی و ماندگار پیش برود.
❓ سوالاتی برای کاهش وزن با تمرکز ذهنی
- آیا میتوانم خودم را در حالتی که لاغر و سالم هستم تصور کنم؟
- چه باورهایی مانع پیشرفت ذهنی من برای کاهش وزن شدهاند؟
- چگونه میتوانم تمرینات ذهنی را به یک عادت روزانه تبدیل کنم؟
- در مسیر کاهش وزن ذهنی، چه وسوسهها و چالشهایی ممکن است برایم پیش بیاید؟
💬 دعوت به مشارکت
حالا نوبت شماست!
تجربیات، سوالات و نظرات خود را درباره تمرینات کاهش وزن با تمرکز ذهنی در بخش نظرات بنویسید.
اینجا فضایی امن و دوستانه برای تبادل انرژی مثبت و یادگیری بیشتر است.
منتظر شنیدن صدای شما هستیم! 🧡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.33 از 76 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام اقای عطار روشن
من امروز ۵ / ۱ /۱۴۰۲ رو با خرید دره ورد به سرزمین لاغریی کارد این سر زمین میشم واین فایل با انژی بیشتری میبینم عجیله من تو همین مسیر ۱۰۰ گام بعضی گامها اون درمن ییتغییرات داشته روز گطذشته تمام فکرم درگیر بود که باید ثبت نام کنم ودیگه معطل نکنم نگو همچینی فایلی امرمننتظر من بوده اون تمام شدن چاقی د رنسل اینده من شاید بااین کار یی یادگاری بزرگ برای بچه هان ونوهای بزارمودراینده از یی فروی که ابنکارروانجام دادتا نسل بعدی دیگه این مشکل با خودش نگشه یاد کنن
با مدن توسایت دیگه گوسم هبچی از تبلیغات اصلا نپشنوه وچشم هیچ بهش بها ن
میده چونمیدونم همه یی گول خوری عظیم من دیگه گول هبچ یک ازابنهار رونمیخورم دیگه حسم خراب نمیکنم من تازه میخوام از مرز رعد شده وارد سرزمین لاغریزبشم دیگه جایبرایگول خودرن نمیزارم
من با باو این مسیر باعث شدم که حتی دختر کوجکیم که فرد باهوش ونکته سنج هست وسخت گیری دارد تو برنامه لاغریی برای خودش همه جیزی رو نمیخوره خیلی به فکر سلامتش هست به فکر وارداره پس تویی این مسیر دیگه شک جایز نیست عمل کردن مبخواد برای من دیگه شکی وجود نداره سال دیگه توهمچین زمانی به نتیجه بهتر ازامروزم فکر خوام کرد انشالله
یی داستانی تو تروی هست میکه یی نفر میره مهمانی کوفته براش درست میکنن تو خودرنش عجله میکنه میپره تو گلوش حالش بعد میشه فردا صاحب خونه دلمه درست میکنه مهمان با دیدن دلمه میکه غذایی دیروزه خودشو پارچه پیچیده من خفه کنه حکایت این رژیمای مختلف ودرهای کریمی وهر چیز دیگه نیت فقط گول زدنده ماه گذشته تول امام حسین تو مولیدی که بودم که یی از اقوام بهم پشنهاد داد که من زرد چوبه بخورم تا لاغر بشم وخودشو نشون دادکه شکمش جمع شده با گفتنش توی سرم یی علامت سوال پیدا شد وای این داره اشتباه میکنه تازه به من هم داره اموزش میده تاکید که انجام بده من نتیجه گرفتم بی معطلی گفتم نمتونم بخورم چون ممخواستم مسیر لاغریی با ذهنو برای اون توضیح بدم همزمان بر بود وهم اون امکان نداشت قبول کنه فقط
معده مشکل دارم اذیت میکنه چون ازخونریزی معده قبلا خبر داشت این تنها راه خلاصی بود شاید وحتما اکه تومسیر نبود پشناهدشون بدون هیچ چون وچرا قبول کرده وانجام هم میدادم
ادنیکه نور رو پیدا کنه دیگه دنبال جراغ وشمع نیست وفتی برق خونه قطع میشه ما به ناچارحتی باشمع تاریکی شبتحمل میکنیمبا امد برق و وصل شدن برق خونه که روسن میشه
دیگه خیلیباید ادم بی منطقی باشیم که با شمع سر کنیم مثل حالا که ما تومسیرهستیم ولی بازم داریم پی روش بی نتیجه باشیم مخوام بزک شگم مثل سنم کار بزرگ کنم امروز به خودم افرین میگم که همت کر م تا حالا تو ۱۰۰ گام بودم کلیچیز یادرفتم با دست پروادرسرزمین لاغری میشم بهتر نتیحه میگیرم با دست پر ترباافراد جوانتری رویرو میشم شاید اگه اینجایادگیری نداشتم برام کمی سخت بود ولی دلم قرص که حتمااونجاهم موقتر عمل خواهم کرد به امید نتیجه بهت اینجاهمخوام بود تااخر۱۰۰ گام تمام کمال انجام میدم جای کم کاری نیست
من تعهددادم باید انجام بدم سال دیگه و۵ سال دیگه حای برای حسرت وپشمانی نخوام داست به خودم خواهم گفت افرین شحاعت کردی وادر شدی تو واقعا کار خوب درست زمان خوب هستم
اگه ادم بخواد کارشو میت نه انجام بدم من چندینستلپیش که مشکل نداستم وحالم خول بود دخترم صبح میبردم کلاس قران صبح اول خورشت غذامیزاشتم خونه رو تمیز میکردم بچع دیگم به مدرسه میفرستادم بعد دخترم با خودمنبزدم موقع برکشت بعضی ازخانها از اینکه چی برن خونه درست کنن من فقز برنج میمدم ابکشی میکردم سر ساعت ۱۲تا ۱ ناهرم حاضر همسرم میمد ناهر مخوردبعد برگشت به سر کار
دوستان قران تعجب میکردن کی کارتووقت کردی بکنی که به همه کارتب رسی خواستن توانستن هست
افراد موفق رو سراغ دارم روانشناش هستش تو زمینه خانداری موفق هست و هم توروانشناسی چون زمانبندی کار رو خوب بلد هست کم کاری نمیکنه اول صبح زود ساعت۷ صبح غذاش کامل حاضر هست بعد از صبحانه بابچه ها سرکار میره بچه نهار ازغذایی که مادر درست کرده استفاده میکنن
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن و همه دوستان هم مسیر
تجسم سازی با ذهن برای دریافت لاغری
اویل که دوره ورد به سرز مین لاغرها شروع کردم جون باور کردم هدایت شدم و دارم از سمت خالقم حمایت میشم بلد نبود تجسم سازی کنم جون باور کردم شوق ذوق خیلی بالایی داشتم وزن کم شد تعریف از بیرون هی به من داده میشد
حسم بهتر شوق ذوق هم داشت درست به پیش می رفت وقتی دوره خدا هرکز دیر نمی کنید هم زمان انجام دادم اترژی زیادی براش خرج کردم انکار ازدورن تهی شدم خالی شدم انرژی های نادرست تخیله شد ومن ذوق شوقم به شدت کاهش پیدا کرد وترس های حدید به سمت من هجوم اورد ذوق شوق که تصور داشتم تا اخر عمر با این مسیر همراه من خواهد موند باعث شد این ترس بسیار قویی خودش تثنشون بده ازلیزخودرن تو مسیر که شنیده بودم باعث شد عده ای از،مسیر بیرون برن ونتوانن ادامه بدن پیدا کرده بود تمام تلاش این بود که مباد لیز بخورم کار خودش کرد ونگرانی کنارش به من هجوم اورد
به شکر خدایی عزیزم ایده خرید دور به من داده شد تو تصور این بود حتما بهش نیاز دارم اگه تهیه نکنم کارم به پیش،نمی ریه و دوتا دوره پاک سازی ذهن و دوره پیش رفته تهیه کردم
متوجه شدم من مرورهای و صحبت ذهنی زیادی دارم که باعث این مانع برای من شد اون مرحله ارزش خودمعبور دادم
تا رسیدم به تصویر سازی تو ذهن به شکل کامل درست یی دوره تو بخش رایگان به اسم ورد به ذهن ناخداکاه تو همون سال داشتیم که مراحل این تجسم سازی رو امورزش داد
این تمرین شروع کردم ی، بخش یی سوالش که تعریف بیرون باید داشته باشم به شکل واقعی طبیعی نداشتم هیج کس از من تعریف کنه که لاغر شدم نداشتم تعریف خودم ذهنم اصلا قبول نمی کرد تمام سعی گزاشتم این بخش،به شکلی برای خودم انجام بدم متوجه شدم این تمرین به کار من نمی اید کلا کنارش گزاشتم از وابستگی این تمرین جدا کردم و رفتم به بخش ازاد رها تجسم کردن طیق برنامه و روشم و کمک گرفتن از خدای عزیزم واین رها کردن وتمرین سازی تجسم طیق خودم شکل تحسمکلا فرق کرد وارام ارام شکل واقعی تر گرفتم باهش رفتم تورویا جاهی رفتم که حسم باهش خوب میشد و همه جیز دست به دست هم داد وتجسم درستری واقعی تری هم درحال حاضر دارم بارها وفتی ارزش،خارح میشم تمایل دارم بازم برکشت کنم چون توش کلی حس خوش ایند دارم حالاتی هستم که ارزش،لذت می برم باهش،با جسم لاغر سالم که داره راه میرره توحرکت هست مکانی میریم که تمایل دارم اونحا باشم ذهنم با تجسم خوب ابن بخش،پوشس خوب داده تجسم مال خودم شده شاید اون تمرین به فرد دیگه حواب بده ولی به شکل واقعی برای من مانع شد که کلی زمان ازمن گرفت وفتی میرسیدم به این سوال که چه کسی ازلاغری من تعریف کرده ذهنم فوری می کفت دارایی دورغ میکی کسی ازتو تعزیف نکرده این بخش قادر نبود برطرف کنم و حسم خراب میشد وازوقتی این تنرین مال خودم کرد تقاوتش برام واضح شد تواین تجسمکه دازم انحام میدم تو خود تمزین این تعریف جون منتظرش ،نیستم خودش داره این بخش خود به خود پوشس درست داده شده من بعضی از تمرینهای ذهنم برای خودم کرد که ارزش،بهتر نتیحه بگیرم پس تو نکاهم من بعضی تمرینها به همه تو یی قالب جواب نمیده یی تغییر مخصوص اپن فرد باید باشه که اپن فرد ارزش،اون لذت واقعی باشه وفتی لذت کاذب باشه ذهن من قبولش نمی کنه و اجازه استفاده برای،من نمیده میسه یی مانع که باید کلی براش زمان بزازم پس من به تازگی هرتمرین که لذت توش نیست کلا انجام نمیدم تعداد تمرنها کاهش پیدا کرده ولی لذت و شیرنی همین تمرینها کم باعث شده حسم خوبی داشته باشم ووزنم داره کاهش ،پیدا میکنه ارام ارام داره وزنم کاهش پیدا میکنه و حال دلم خوب هست
ایده تازه برام امده که تجسم عالتری هم بازم داشته باشم و حس تجسم تو خط ترمال باشه و تجسم هم تو خط نرمال باقی باشه وظیفه این بخش با من هست من تجسم قالبش خودی کردم همین حال داره یی تحسم زیبا میاید چقدر درست کامل انجام شد که توش کلی دوق شوق بود خرید بود تعریف بود تاره لباس توویترین که رنکش ابی رنک بود خریدم تو بویتیک پوشدن موفع خرید یی فرد که کمی وزنش زیادبود تعریف کرد وگفت خوش به حالتون که چقدر راحت لباس می خرید تو اتاق پرو پوشیدم قدش انذازه دل خواهم تو ذهنم کوتاه کردم کفش براش،ازهمون بوتیک خریدم کیفش هم رنکش تهیه کردم تواینه که خودم با کلی تغیبر سایز لباس شیک دیدم لذت بردم ذهنم یی خنکی عالی ازاین تحسم حس کرد وامد بیقه دید کاهم دارم مینپیسم این بخش ارام ارام شکل گرفت که ذهنم برام بسازه یادش کرفتم مدل خودم دارم انجام میدم
اویل یی عکس بیرونی بود که از من فاصله داشت من اون میدیدم درست مثل یی فیلم فکرمی کرد این تجسم درست هست
ولی به شکر خدایی عزیزم حالا باهش زندگی می کنم خودم دارم با تمام ابعادش حسی درک می کنم باهش حرکت داره حس دارم و نیاز این بخش کامل شد ازمن جدا نیست مال مال خودم هست ارزش لذت می برم یی،بخش از کارم که بهش حس دارم شده ابن بخش پوشس درست داده شده هر زمان که افکارم ارام هست بعضی زمان مقدار زماتش از دست در میریه و بعضی زمان کنترل زمان دست خودم هست ولی هرجی هست بخش هست حس،خنگی سرم بداز انجامش دوستش دارم یه عکس سلفی ازش بگیرم بزازم تو البوم ذهنم که داشته باشم این یه تمرین شیرین هست که از دوره پیشرفته دارم این تمرین لذت بخش هست برای من خودش آیند که این کار انجام بده
در ساحل ارامش الهی ساکن باشیم امین