0

عوارض لاغری در ذهن افراد چاق

عوارض لاغری
اندازه متن

در دوران چاقی، هر وقت با یه رژیم چند کیلو کم می‌کردم، دو تا حس متضاد هم‌زمان سراغم میومد. از یه طرف یه حس امنیت عجیب داشتم، انگار کاملاً متناسب شده بودم؛ و از طرف دیگه یه ترس دائمی ته دلم بود. بعدها فهمیدم هر دوی این حس‌ها فرمول‌هایی بودن که از قبل در ذهنم نوشته شده بودن و هیچ ربطی به وضعیت واقعی بدنم نداشتن.

خیلی از ما کنار ترس از برگشتن وزن، یه ترس دیگه هم داریم که کمتر بهش فکر می‌کنیم: ترس از خود لاغری. یعنی ذهن ما یه فهرست از عوارض لاغری برای خودش ساخته که هیچ‌وقت به زبون نیاوردیم.

شاید در نگاه اول به نظرت خنده‌دار یا غیرمنطقی بیاد. مگه می‌شه آدمی که از اضافه‌وزن خسته شده، از لاغر شدن ترس داشته باشه!؟ ولی جوابش آره‌ست.

خیلی از ما عاشق لاغری هستیم، ولی واقعاً مشتاقش نیستیم. یعنی دوستش داریم، ولی وقتی بهش نزدیک می‌شیم، یه چیزی در ذهن‌مون ترمز می‌کشه و دقیقاً همین ترس پنهان، یکی از بزرگ‌ترین موانع ذهنی در مسیر رسیدن به تناسبه.

در این جلسه می‌خوام درباره‌ی همین عوارض لاغری حرف بزنم؛ نه عوارض جسمی، بلکه تصویرهای ترسناکی که ذهن ما از لاغری ساخته. می‌گم این ترس‌ها از کجا اومدن، چطور جلوی لاغر شدن ما رو می‌گیرن و در مسیر لاغری با ذهن چطور می‌شه ازشون عبور کرد. آخر مقاله هم یه تمرین ذهنی برات گذاشتم.

اشتیاق پنهان برای چاق شدن و ریشه‌ی عوارض لاغری در ذهن

🎈 اشتیاق پنهان برای چاق شدن

اول بذار با یه مثال بگم اشتیاق در ذهن ما یعنی چی. وقتی یه بچه با ذوق منتظر تولدشه، مدام از مهمونی و کادوها حرف می‌زنه؛ ذهنش پر از انتظار و تمرکز و یه جور نگرانیه که نکنه به چیزی که می‌خواد نرسه. این یعنی اشتیاق. حالا بیا برگردیم به بچگی خودمون و ببینیم ذهن ما چطور به سمت چاق شدن مشتاق شد.

خیلی از ما از بچگی جمله‌هایی درباره‌ی خوبی‌های «تپل بودن» شنیدیم: «تپل یعنی خوشگل و تو دل برو»، «تپل‌تر که بشی خوشگل‌تری». مهمون‌ها که میومدن خونه‌مون، لپ‌مون رو می‌کشیدن و با خنده می‌گفتن «وای این تپلی چه نازه!». ذهن یه بچه این حرف‌ها رو بدون فیلتر و بدون تحلیل قبول می‌کنه. برای همین کم‌کم در ذهن ما چاقی با دوست‌داشتنی بودن، محبت گرفتن، دیده شدن و تأیید شدن گره خورد.

من خودم یادمه سر سفره مادرم همیشه اصرار می‌کرد که بیشتر بخورم. اصراری که از سر دلسوزی بود، ولی کم‌کم یه پیام رو در ذهن من جا انداخت: خوب خوردن یعنی خوب بودن. برای همین من هیچ‌وقت مرز سیر شدن رو درک نکرده بودم؛ همیشه میل داشتم. احتمالاً تو هم تجربه‌های مشابهی داری.

با چنین تصویر گرم و نرمی از تپل بودن، طبیعیه که ذهن ما به سمت چاق شدن کشیده بشه. مشکل اینه که حتی وقتی بزرگ می‌شیم و تصمیم می‌گیریم لاغر بشیم، یه گوشه از ذهن ناخودآگاه‌مون هنوز داره می‌گه «ولی تپل بودن بهتره؛ یادت نیست چقدر دوستت داشتن؟».
این یعنی لاغر نشدن ما نه به خاطر تنبلیه، نه به خاطر نداشتن اراده و نه به خاطر ندونستن اینکه چی بخوریم؛ به خاطر اشتیاق پنهانیه که از بچگی برای چاق موندن در ذهن‌مون ساخته شده.

همین اشتیاق، لاغری رو در ذهن ما به چیزهای ناخوشایند وصل کرده: به بی‌محبتی، به بی‌توجهی و به دیده نشدن. پس اگه تا امروز بارها رژیم گرفتی و آخرش به همون وزن قبلی یا حتی بیشتر برگشتی، شاید وقتشه بری سراغ همین اشتیاق پنهان و ببینیش. ذهن ما تا وقتی کسی براش روشن نکنه که «تو حتی وقتی لاغری هم دوست‌داشتنی هستی»، باز هم با اشتیاق به سمت چاقی می‌ره.

🎯 عوارض لاغری؛ ترسی پنهان در ذهن ناخودآگاه

درباره‌ی لاغری هم از بچگی ذهن ما پر شده از جمله‌هایی مثل «لاغری خوب نیست، ضعیف می‌شی»، «اون‌قدر لاغر شده که انگار مریضه» یا «بچه‌های تپل کمتر مریض می‌شن». هیچ‌کدوم از این جمله‌ها رو کسی با قصد بد نگفته، ولی ذهن ما با شنیدن‌شون یه نقشه‌ی خطرناک از لاغری کشیده؛ نقشه‌ای که توش لاغری یعنی ضعف، بیماری، زشتی و ترحم دیگران.

عوارض لاغری؛ ترس پنهان ذهن از لاغر شدن

ذهن ما فقط با منطق شکل نمی‌گیره؛ بیشتر با حس‌ها و تجربه‌هایی که بارها تکرار شدن ساخته می‌شه. من این حرف‌هایی که بارها و بارها شنیدیم رو «فرمول ذهنی» تعریف کردم. این فرمول‌ها از راه شنیدن وارد ذهن می‌شن و از راه تکرار تثبیت می‌شن. وقتی بارها شنیدی که لاغری یعنی ضعف، ذهن ناخودآگاهت یه دیوار دفاعی می‌سازه با این پیام: «نرو سمت لاغری، اونجا امن نیست.» همین دیوار همون چیزیه که من اسمش رو گذاشتم عوارض لاغری ذهنی.

این ترس طوری کار می‌کنه که تا یه حدی لاغر شدن رو قبول می‌کنه. یعنی وقتی چند کیلو کم می‌کنی، ذهنت می‌گه «خوبه، تا اینجاش اشکالی نداره». ولی همین که از یه نقطه‌ی خاص رد می‌شی، یه صدای درونی شروع می‌کنه: «داری زیادی لاغر می‌شی؛ اگه ادامه بدی زشت می‌شی، مریض می‌شی، دیگه کسی بهت توجه نمی‌کنه». و تو بدون اینکه بدونی چرا، یه‌دفعه برنامه‌ات رو رها می‌کنی؛ اشتها برمی‌گرده، میل به خوردن زیاد می‌شه و می‌بینی دوباره برگشتی سر خونه‌ی اول.

بعدها که برای درک بیشتر لاغری با ذهن مطالعه می‌کردم، به پژوهشی رسیدم که نشون می‌داد آدم‌ها ممکنه نه‌تنها از چاق شدن، بلکه از لاغر شدن هم بترسن. ترسی که خودشون هم نمی‌فهمن از کجاست و می‌تونه از فشار اطرافیان، نگرانی درباره‌ی ظاهر یا نگرانی‌های مربوط به سلامتی بیاد. شاید تو هم ته دلت بترسی که با لاغر شدن دیگه مثل قبل دیده نشی، کسی تحسینت نکنه یا محبت اطرافیانت کم بشه.

ذهن ما همیشه سعی می‌کنه ما رو از چیزی که براش «خطرناک» تعریف شده دور کنه، حتی اگه اون چیز آرزوی اصلی ما باشه. برای همین اگه می‌خوای لاغر بشی و لاغر بمونی، اول باید این ترس رو بشناسی. وقتی ذهنت ببینه که می‌تونی لاغر باشی و هم‌زمان سالم، دوست‌داشتنی و در امنیت بمونی، دیگه دلیلی برای ترمز کشیدن نداره و ذهن و بدن کم‌کم با هم هماهنگ می‌شن.

🧊 وقتی شکست‌های قبلی ترس رو بیشتر می‌کنن

خیلی از ما بارها دست به کار شدیم؛ رژیم گرفتیم، پیاده‌روی رفتیم، در باشگاه عرق ریختیم، دمنوش خوردیم و حتی دستگاه‌هایی که قول لاغری بدون زحمت می‌دادن رو امتحان کردیم. ولی نتیجه چی شد؟ یا عدد ترازو تکون نخورد، یا اگه تکون خورد، دوباره برگشت سر جاش. من خودم بارها این چرخه رو تجربه کردم؛ هر رژیم پنج تا ده کیلو کم می‌کرد و بعد بیشتر از اون برمی‌گشت.

ترس از شکست و عوارض لاغری ذهنی

نتیجه‌ی این شکست‌های پشت سر هم، یه جمله‌ی کوتاه ولی خیلی مخربه که کم‌کم در ذهن شکل می‌گیره: «من نمی‌تونم لاغر بشم.» من سال‌ها این جمله رو به خودم و دیگران می‌گفتم: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله فقط یه حرف نیست؛ هر بار که تکرارش کنی، ترس از شکست بعدی رو قوی‌تر می‌کنه.

این ترس خیلی وقت‌ها صدا نداره، ولی اثرش رو می‌ذاره. وقتی تصمیم می‌گیری یه برنامه‌ی جدید شروع کنی و ته دلت می‌لرزه، وقتی با خودت می‌گی «اینم مثل قبلی‌هاست، فایده نداره»، یا وقتی اشتیاق اول راه یهو خاموش می‌شه، همه‌ی این‌ها نشونه‌های همین ترسن. ذهنی که بارها شکست خورده، شرطی شده که «تلاش یعنی بی‌نتیجه» و هر بار که می‌خوای از نو شروع کنی، یه جمله‌ی آشنا رو جلوت می‌ذاره: «اگه باز هم نشد چی؟» همین یه جمله کافیه تا اشتیاقت سرد بشه.

لاغر شدن یه مهارته، نه یه معجزه

اولین چیزی که باید بدونی اینه که لاغر شدن یه مهارته؛ مثل رانندگی، مثل نوشتن، مثل یاد گرفتن گیتار. اولش سخته، دست‌پاچه می‌شی و اشتباه می‌کنی، ولی با شناختن مسیر درست و تمرین ذهنی مداوم یادش می‌گیری. جالبه بدونی که چاق شدن هم یه مهارت بود؛ ما سال‌ها با رفتارها، فکرها و عادت‌هایی که داشتیم چاقی رو یاد گرفتیم. پس چرا حالا نتونیم مهارت لاغری رو یاد بگیریم؟

اوایل مسیر لاغری با ذهن، ذهن من مدام مسخره‌ام می‌کرد و می‌گفت «تو لاغر بشو نیستی». من هم بهش جواب می‌دادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد می‌گیرم و وقتی به اندازه‌ی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر می‌ذاره.» این جمله باعث شد ترس از شکست کم‌کم جاش رو به حوصله بده؛ چون دیگه هر روز منتظر نتیجه‌ی بزرگ نبودم، فقط داشتم یاد می‌گرفتم.

ذهنی که از شکست می‌ترسه، مسیر رو نصفه می‌ره و ذهنی که با گذشته‌ی خودش آشتی نکرده، نمی‌تونه آینده رو بسازه. باید با این ترس روبه‌رو بشی، ببینیش و به خودت بگی: «اینکه قبلاً موفق نشدم، دلیل نمی‌شه که هیچ‌وقت موفق نشم.» این ترس وقتی از بین می‌ره که به‌جای زور و جنگ و حذف غذا، شروع کنی به شناختن ذهن خودت و اصلاح برنامه‌های قدیمی‌ای که سال‌ها تو رو چاق نگه داشتن.

🩺 ترس از ضعیف شدن و مریض شدن

چند بار شنیدی که کسی بگه «خیلی لاغر شده، نکنه مریضه؟» یا «بچه لاغره، باید بیشتر بخوره تا قوی بشه»؟ این جمله‌ها به نظر بی‌ضرر میان، ولی به مرور ذهن ما رو شرطی می‌کنن. طوری که لاغری در ذهن ما با ضعف، مریضی، کم‌خوری و بی‌حالی یکی می‌شه.

حالا بیا یه کم بیشتر فکر کنیم. آیا این واقعیت داره؟ به آدم‌های متناسب اطرافت فکر کن؛ اون‌هایی که سال‌هاست بدن متناسبی دارن. آیا این آدم‌ها ضعیفن؟ مریضن؟ معلومه که نه. خیلی‌هاشون از ما پرانرژی‌ترن، راحت‌تر جابه‌جا می‌شن و کارهاشون رو با حوصله‌ی بیشتری انجام می‌دن. پس چرا در ذهن ما لاغری همیشه با ضعف گره خورده؟ چون این تصویرها از بچگی با تکرار وارد ذهن ما شدن، نه از دیدن واقعیت.

من خودم در دوران چاقی، در ورزش مدرسه نمی‌تونستم توی بسکتبال بپرم و بعد از پنج دقیقه نفس کم میاوردم. یعنی در واقعیت، این چاقی بود که منو ضعیف کرده بود، نه لاغری؛ ولی ذهن من سال‌ها برعکسش رو باور داشت. اگه تو هم هنوز در ذهنت لاغری رو با ضعف و مریضی یکی می‌دونی، وقتشه این تصویر رو اصلاح کنی. البته اگه مشکل پزشکی خاصی داری، این مسیر رو کنار پزشکت برو.

🕵️ عوارض لاغری دقیقاً چیه و چرا خطرناکه؟

عوارض لاغری ذهنی همیشه داد نمی‌زنه که «من اینجام». این ترس زیرک‌تر از اینه و خودش رو در رفتارهای روزمره‌ی ما قایم می‌کنه. مثلاً وقتی هیچ اشتیاقی برای شروع مسیر لاغری نداری، وقتی دائم نگرانی که «اگه لاغر بشم چی می‌شه؟»، وقتی می‌ترسی دیده نشی یا کنار گذاشته بشی، یا حتی وقتی نگرانی که با لاغر شدن، آدم دیگه‌ای بشی و سبک زندگیت عوض بشه.

عوارض لاغری ذهنی و ترمز پنهان ذهن

ذهن ما یه ویژگی عجیب داره: به جای آشنا عادت کرده، حتی اگه اون جای آشنا چاقی باشه. تا بخوای یه تغییر بزرگ ایجاد کنی، ذهنت دکمه‌ی هشدار رو می‌زنه و شروع می‌کنه به ساختن فکرهای ترسناک: «اگه لاغر بشی نکنه دیگه جذاب نباشی؟»، «الان همه بهت توجه می‌کنن چون تپلی؛ لاغر بشی نادیده‌ات می‌گیرن»، یا «نکنه لاغر بشی و دیگه نتونی غذاهایی که دوست داری رو بخوری و همیشه در حسرت باشی؟».

درست همین‌جاست که عوارض لاغری مثل یه ترمز پنهان جلوی حرکتت رو می‌گیره. شاید ندونی چرا مدام عقب می‌افتی، چرا شروع نمی‌کنی یا چرا هر بار نصفه رها می‌کنی؛ ولی ته دلت یه صدای آروم هست که می‌گه «لاغر شدن خطر داره، نرو سراغش». این صدای ذهنیه که سال‌ها با حرف‌هایی مثل «لاغرها زود مریض می‌شن»، «آدم‌های چاق بامزه‌ترن» یا «لاغری یعنی محدودیت و رنج» پر شده.

نتیجه اینکه در ذهن ناخودآگاه تو، لاغری به یه تهدید تبدیل شده، نه یه هدف خوشایند. ولی وقتی این عوارض لاغری رو بشناسی و بفهمی که فقط داستان‌هایی هستن که ذهنت از روی حرف‌های دیگران ساخته، می‌تونی پشت سرشون بذاری. لاغر شدن، اگه از مسیر ذهنی و درستش باشه، نه‌تنها خطری نداره، بلکه تو رو به سبکی، انرژی و رضایت از خودت می‌رسونه.

🔓 چطور از عوارض لاغری عبور کنیم؟

اول باید بدونی که عوارض لاغری فقط یه حس ساده نیست؛ یه الگوی فکریه که سال‌ها در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کرده. برای همین فقط با منطق و چند جمله‌ی مثبت از بین نمی‌ره؛ باید بری سراغ ریشه‌هاش، یعنی باورها و تصویرهایی که بی‌صدا دارن مسیر زندگیت رو کنترل می‌کنن. این پنج قدم کمکت می‌کنن:

  1. باورهای پنهان رو پیدا کن. از خودت بپرس چه فکری در ذهنته که لاغری رو خطرناک یا ترسناک نشون می‌ده. می‌ترسی جذابیتت کم بشه؟ می‌ترسی دیده نشی؟ یا ناخودآگاه فکر می‌کنی لاغرها مریضن؟ این باورها تا وقتی دیده نشن، تو رو کنترل می‌کنن.
  2. تصویر ذهنی‌ات از لاغری رو عوض کن. ذهنی که پر از تصویرهای منفی از لاغریه، هیچ‌وقت اشتیاق شروع پیدا نمی‌کنه. هر روز چند دقیقه خودت رو در بدنی سبک و متناسب تصور کن که راحت لباس می‌پوشه، راحت جابه‌جا می‌شه و همچنان دوست‌داشتنیه.
  3. به گذشته‌ات نگاه کن، ولی نه برای سرزنش. اگه رژیم‌ها و ورزش‌ها جواب ندادن، اشکال از تو نبوده؛ روش اشتباه بوده. با ذهن چاق، حتی بهترین رژیم‌ها هم شکست می‌خورن.
  4. بدون که تناسب حالت طبیعی بدنه. وقتی ذهنت رو از این ترس‌ها پاک کنی و واکنش‌هات کم‌کم شبیه آدم‌های متناسب بشه، بدن هم خودش به سمت تناسب می‌ره.
  5. راهی رو انتخاب کن که از ریشه تغییرت بده. لاغری با ذهن برخلاف رژیم‌ها با بدن نمی‌جنگه و اشتیاق رو سرکوب نمی‌کنه؛ باورها و فکرها و حس‌ها رو اصلاح می‌کنه.

اگه واقعاً می‌خوای از عوارض لاغری و بقیه‌ی موانع ذهنی پنهان رها بشی، دوره‌ی پاکسازی چاقی ذهن دقیقاً برای همین طراحی شده. در این دوره یاد می‌گیری باورهای اشتباه درباره‌ی لاغری رو پیدا کنی و کنار بذاری، ترس‌های پنهانی مثل ترس از ضعیف شدن رو ببینی و از بین ببری، و دوباره با بدنت آشتی کنی. این یه دوره‌ی رژیمی نیست؛ یه مسیر برای شناختن ذهن خودته که می‌تونه ترس رو به اشتیاق تبدیل کنه.

📝 تمرین: کشف اشتیاق پنهان و ترس‌های بی‌صدا

حالا که با عوارض لاغری آشنا شدی، بیا یه کم عمیق‌تر به خودمون نگاه کنیم. یه دفترچه بردار و به این سؤال‌ها با صداقت جواب بده:

  1. تا حالا حس کردی ته دلت از لاغر شدن می‌ترسی؟ اگه آره، دقیقاً از چی؛ از دیده نشدن، از مریض به نظر رسیدن یا از کم شدن توجه دیگران؟
  2. یادت میاد در بچگی چطور برای «تپل بودن» تشویق می‌شدی؟ چه جمله‌هایی رو بیشتر می‌شنیدی و از کی؟
  3. جمله‌ی «من نمی‌تونم لاغر بشم» چند بار بعد از یه رژیم ناموفق به ذهنت اومده؟ این جمله رو بنویس و کنارش بنویس اولین بار کی گفتیش.
  4. برای هر ترسی که نوشتی، یه نمونه‌ی واقعی از آدم‌های متناسب اطرافت پیدا کن که خلافش رو نشون می‌ده؛ مثلاً کسی که لاغره و هم سالمه و هم دوست‌داشتنی.
  5. آخر برگه بنویس: «من دارم لاغر شدن رو یاد می‌گیرم.» این جمله رو چند روز هر بار که ترس سراغت اومد، در ذهنت تکرار کن.

📝 برام بنویس

تو هم مثل من وقتی چند کیلو کم کردی، یه ترس عجیب ته دلت حس کردی؟ فکر می‌کنی ذهن تو از کدوم عوارض لاغری بیشتر می‌ترسه؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.


اگه تمرین رو انجام دادی، جمله‌هایی که از بچگی درباره‌ی تپل بودن یا لاغری شنیدی رو هم بنویس. شاید خوندن تجربه‌ی تو به یه نفر دیگه کمک کنه ترس پنهان خودش رو پیدا کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

عوارض لاغری ذهنی یعنی چی؟

یعنی تصویرهای ترسناکی که ذهن ما از لاغری ساخته؛ مثل «لاغری یعنی ضعف و مریضی» یا «لاغر بشم دیگه دیده نمی‌شم». این ترس‌ها بیشتر از حرف‌هایی میان که از بچگی شنیدیم، نه از واقعیت.

چرا وقتی چند کیلو کم می‌کنم، برنامه‌ام رو رها می‌کنم؟

چون ذهن ناخودآگاه تا یه حدی لاغر شدن رو قبول می‌کنه، ولی وقتی از اون نقطه رد می‌شی، ترس‌هاش فعال می‌شه و با برگشتن اشتها و میل به خوردن، تو رو به حالت آشنای قبل برمی‌گردونه.

آیا لاغری باعث ضعیف شدن می‌شه؟

به آدم‌های متناسب اطرافت نگاه کن؛ بیشترشون نه ضعیفن نه مریض. این باور از جمله‌های تکراری بچگی میاد. اگه مشکل پزشکی خاصی داری، مسیرت رو کنار پزشکت برو.

چطور از ترس لاغر شدن عبور کنم؟

اول ترس‌هات رو پیدا کن و بنویس، بعد برای هر کدوم یه نمونه‌ی واقعی خلافش پیدا کن و تصویر ذهنی‌ات از لاغری رو کم‌کم عوض کن. لاغر شدن یه مهارته و با تمرین ذهنی یاد گرفته می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.55 از 42 رای

https://tanasobefekri.net/?p=24112
35 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار azita
      ۱۳۹۹/۱۰/۱۳ ۰۹:۳۷
      مدت عضویت: 2593 روز
      امتیاز کاربر: 8223 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 424 کلمه

      صبحم را با این نوشته و مقاله ی زیبا و پراز نکته استاد آغاز کردم پس به شکرانه‌ی این همه اطلاعات و آگاهی هایی که به دستم رسیدمی خوام از ترس های لاغریم بنویسم. استادعزیز من هم سال ها اسیر ترس های لاغری بودم. یادمه یه سال پشت کنکور که درس می خوندم مرتب بهم می گفتن تو چشات ضعیفه باید غذا زیاد بخوری که ضعیف تر نشه اگرچه اون موقع اسیر این باور نشدم اما همیشه ترس داشتم که اگه به میزان کم بخورم چشمام ضعیف تر میشن وچیزی نمی بینم. وقتی ازدواج کردم هرجایی که می رفتم همه بهم می گفتن یه مقدار بیشتر بخور که تپل تر بشی و تو لباسات قشنگ تر بشی. مردا زن زیاد لاغر دوست ندارند تازه اگه باردار بشی بچه ت لاغر مردنی به دنیا میاد ترس از به دنیا آوردن یه بچه لاغر و اینکه از چشم همسرم نیفتم باعث شدکه من پرخوری کنم و چاق بشم.وقتی زایمان کردم فقط خودم چاق شدم و بچه همون وزن معمول ۳کیلو را داشت. این دفعه شروع به رژیم گرفتن کردم و هر کی منو می دید می گفت شیرت کم میشه و بچه رشد خوبی نمی کنه بازم ترس از این کار باعث شد که بی خیال لاغری بشم و رهاش کردم بعد از اون رفتم سراغ ورزش خوبم وزن کم کردم اما هر کی منو می دید می گفت تپلی به صورتت بیشتر میاد الان پوستت سیاه شده انگار خیلی خسته و داغونی. ترس از سیاه و چروک شدن پوستم باز هم مانع من برای لاغری شدو در طول این سال ها همیشه ترس هایی همراهم بود تا این که زانو دردی گرفتم که از پله ها نمی توانستم به خوبی بالا و پایین برم وقتی به دکتر مراجعه کردم بهم گفت کمی وزنتو کاهش بده و به سلامتی بدنت بیشتر برس این برام یه شروع خوب بود وقتی با لاغری ذهنی آشنا شدم کم کم ترس هامو کنار گذاشتم دربین دوستام دنبال اونایی بودم که لاغر و سالم هستن و اصلا هم پوستشون چروک و پیر نشده. در اینترنت خانم های متناسب را می دیدم که هر لباسی دلشون میخواد می پوشن و خیلی هم شاد وسرحالند. افراد لاغر سایت را نگاه می کردم و به نظرم خیلی پوستشون شاداب تر از عکس های چاقیشون میومد و این‌که خود استاد نمونه واضح و آشکاری که هر روز به نظرم شاداب تر و سرزنده تر میشن
      استاد عزیز برای شما سلامتی و تندرستی آرزومی کنم و خوشحالم که درمسیر درست و همراه شما هستم و قدم در این راه گذاشتم و همیشه ادامه خواهم داد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۳۹۹/۱۰/۱۳ ۰۱:۳۰
      مدت عضویت: 2610 روز
      امتیاز کاربر: 50447 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی
      چه مقاله ارزشمندی بسیار ممنونم برای وقتی که می گذارید و برای کمک کردن به ما چنین نکات طلایی را به ما آموزش میدهید خیلی لذت بردم و به آگاهی هایم اضافه شد 🙏🙏
      باید به این موضوع دقیقا فکر کرد و برای یافتن موانع جستجو کرد در حال حاضر چیزی به فکرم برای ترس از لاغری نمی رسد اما حتما در باره اش فکر میکنم و این راه کارهای با ارزشی که آموزش داده شد را به اجرا می گذارم
      من پیشنهاد میکنم به دوستانی که این باور و یا ترس را دارند که لاغر شدن باعث میشود که پوستشان افتاده و یا صورتشان زشت میشود به آلبوم شگفتی سازان در سایت مراجعه کنند و صورت این دوستان را با زمان چاق بودنشان مقایسه کنند تا متوجه شوند که نه تنها صورتشان زشت نمی شود بلکه زیباتر هم میشود 👏👏👏
      باید بگویم در عکسهای بعضی از خانمها زمان لاغری شان مثل این است که عکس دخترشان هست اینقدر صورتشان زیبا و جوان میشود 😊😊😊
      باز هم تشکر میکنم برای این مقاله عالی و آموزنده 🙏🙏👏👏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mv.abtahi
      ۱۳۹۹/۱۰/۱۳ ۰۱:۰۱
      مدت عضویت: 2534 روز
      امتیاز کاربر: 250 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 483 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان
      سلام
      اونقدر این مقاله عالی و تمام وکامله که من نمیدونم چی بگم واقعا
      دقیقا از زبان ترس های من صحبت کردین و قوت قلب دادین
      یکی از دوستای چاقی که داشتم با تغییر یک باور لاغر شد
      یه بار خیلی پرخوری میکرده و یکی بهش میگه درست و به اندازه بخور نترس نمیمیری
      اونم دیگه درست رفتار میکنه و بهم گفت باورت میشه من فکر می کردم اگه چاق نباشم و بیش از نیازم نخورم میمیرم؟
      اون مشکل عمده اش با تغییر یک فرمول خییلی خیلی حل شد
      و از سال های قبل این خانم رو متناسب دیدم
      ولی من مجموعه کامل و جامع و با اشتیاق زیادی از فرمول های چاق کننده رو نسبت به دوستم دارم
      شاید باورتون نشه ولی یکی از مزاییایی که یادمه در مورد چاقی شنیدم این بود که آدمای چاق اگه زمین بخورن کمتر در خطر آسیب هستند نسبت به آدمای لاغر
      ولی اینو نگفته بودند که به قوله شما پیش فرض انسان بودن در یک تعادل و تناسب جسمیه و اگه خدا میخواست با چاقی از ما محافظت کنه خب همه ی انسان هارو در شرایط چاق قرار میداد
      عبارت اول مقاله عااااااااااااالی و برای من راهگشا بود
      اینکه اشتیاق به معنای انتظار داشتن از خوده
      من همیشه میخواستم چاق نشم ولی یادم نبوده که خب حالاکه میخوام چاق نشم مشتاق چی هستم ؟
      من اشتیاق به لاغری رو هر بار فراموش میکنم
      با اینکه در این دوره و سایت به صورت مرتب فعال هستم ولی فراموش می کنم که مشتاق لاغری و زیبایی هستم
      الان میدونم وقتی رفتار درست رو انجام میدم باید هدف و انتظارمو در نظر بگیرم که برای یه قدم نزدیک شدن به هدفم ذوق کنم و امیدوار تر بشم
      ترس از لاغر نشدن هم دقیقا یکی از بزرگترین ترس های منم هست
      دقیقا به خاطر یک عالمه تجربه ی لاغری های ناتما م و ناکام و روش های غلط
      ضعیف شدن هنگام لاغری یکی از بزرگترین و ترسناک ترین باور من برای لاغری هست که به لطف این آموزش ها و باورهای متناسب کننده داره درست میشه و من تا آخر عمر باید روش کار کنم
      یادمه یکی از خواهرام دقیقا در زمان قبل از کنکورش خیلی چاق شد
      چون مامانم بهش میگفت باید انرژِ بگیره
      حالا چاق بشه اشکالی نداره
      عوضش اعصابش خورد نمیشه درست درسشو میخونه و بعد دوباره لاغر میشه و خواهر من دیگه لاغر نشد
      همیشه انسان های ضعیف و بیمار و فقیر لاغر نشان داده شدند
      ولی آخه چه ربطی داره
      من بودم که شنیدم هر کسی هر چیز بی ربط و غیر علمی رو ربط داده به لاغری یا چاقی من زود باور کردم
      خدا ببخشه منو که از این قدرت فکر یه زمانی اصلا استفاده نکردم و سرمو اندااختم زیر هر چی هرگی گفت گفتم خب درسته دیگه
      مامانم گفته دیگه
      مامان بزرگم گفته دیگه
      الی آخر
      چقدر ممنونم چقدر خوب شد امشب با اینکه خسته بودم ولی سایتو چک کردم و آموزش دیدم و قبل خواب با دوره کردن یه سری فرمول های درست می خوابم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hedyeazari12345678@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۰/۱۳ ۰۰:۲۴
      مدت عضویت: 2140 روز
      امتیاز کاربر: 403 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 194 کلمه

      با سلام بنده مدت يك ماه هست كه از فايل هاي رايگان شما استفاده ميكنم و در اين مدت هر روزه فايلاي شما رو به ترتيب گوش ميدهم و و تمرين هاي مربوط به اون رو انجام ميدم

      تعهد نامه تهيه كردم و هر روز اون رو با صداي بلند براي خودم تكرار ميكنم

      در مودر اين مقاله كه گذاشتيد من باور هاي محدود كننده ندارم بيشتر باور هاي من مربوط به غذاست و اينكه غذا باعث چاقي و اضافه وزن من و وًهمه ميشه

      مدتي است رو عبارت ميل ندارم دارم كار ميكنم و طي روز اون رو چندين بار به كار ميبرم

      من فرمول هايي رو در ذهنم دارم جايگيزين فرمول هاي قديمي ميكنم ولي يك سوال برام پيش اومده من بر عكس همه دوستان كه تو نظرات گذاشتن يه مدتي كه تكرار عبارت تاكييدي براي غذا رو انجام ميدم
      تمام حواسم به غذا شده و بيشتر غذا ميخورم ايراد كار من چي بوده

      ايا اين همون ضمير ناخودأگاه من هست كه ميخاد مقاوت كنه و ميخاد من بيشتر غذا بخورم تا فرمول عوض نشه ؟؟؟؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6781 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 49 کلمه

        سلام دوست عزیز
        در مورد مواد غذایی نیاز به عبارت تاکیدی ندارید
        در هیچ فایل آموزشی درباره عبارت تاکیدی برای کنترل خوردن یا برخورد با مواد غذایی صحبتی نشده است
        عبارت میل ندارم یک انتخاب است
        یک عملکرد است
        به هیچ وجه عبارت تاکیدی نیست
        نیاز به تکرار عبارت تاکیدی درباره مواد غذایی ندارید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار hedyeazari12345678@gmail.com
          ۱۳۹۹/۱۰/۱۴ ۰۲:۴۳
          مدت عضویت: 2140 روز
          امتیاز کاربر: 403 سطح ۱: کاربر مبتدی
          محتوای دیدگاه: 148 کلمه

          بنده چند تا عبارت برا خودم درست كردم و تكرار ميكنم
          مثلا
          من در مسير جذب اندامي مناسب هستم
          من در مسير سوزاندن چربي هاي اضافه بدنم هستم

          من در مسير كاهش وزنم هستم

          من رشته هاي وابستگي بين خودم و چاقي را براي هميشه قطع ميكنم
          من در مسير جذب اندام زيبا هستم

          من در مسير رسيدن به وزن ٦٠كيلو هستم و ازش لذت ميبرم

          من فقط به اندازه نيازم غذا ميخورم

          و …

          اينارو روزانه تكرار ميكنم به نظرتون ادامه بدم

          تو يك فايلي گفته بوديد كه عبارت تاكييدي گفتن فايده نداره استمرار مهمه

          منظورتون از استمرار چي هست

          شما خودتون عبارت لاغر شدن اسان ترين كار دنياس رو فرموديد تكرار كنيم

          چه فرقي بين عبارت تاكيدي كه شما گفتيد با بقيه هست
          با تشكر از سايت عالي و خوبتون

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 6781 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 47 کلمه

            دوست عزیز
            عبارت لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست وقتی تاثیر داره که باعث بشه فرد اشتیاق و انگیزه پیدا کنه و مطالب آموزشی رو دنبال کنه
            و سپس به آنچه گفته می شه عمل کنه
            والا تکرار فقط و فقط این عبارت هیچ تاثیری در فرد ایجاد نمی کند

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار hedyeazari12345678@gmail.com
          ۱۳۹۹/۱۰/۱۴ ۰۱:۵۹
          مدت عضویت: 2140 روز
          امتیاز کاربر: 403 سطح ۱: کاربر مبتدی
          محتوای دیدگاه: 7 کلمه

          ممنون بابت اينكه پاسخ بنده رو داديد

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید