0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سال‌ها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نه‌تنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاق‌تر شده بودم. امروز می‌خوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچ‌کس نمی‌تونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.

این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد می‌کنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.

🙋‍♂️ من و اضافه وزن

برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم می‌کردم، ولی وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمی‌گشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاق‌تر می‌کرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.

در اون سال‌ها به خاطر اضافه وزن، بیماری‌های مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که می‌رفتم به بن‌بست می‌رسید. بعضی‌ها رو می‌دیدم که لاغر می‌شن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجه‌ی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.

جرقه‌ای که همه چیز رو عوض کرد

از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجه‌های بزرگی در بخش‌های دیگه‌ی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچ‌کس چنین حرفی نمی‌زد. همه یا می‌گفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا می‌گفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد می‌دادن.

یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه می‌شه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخش‌های دیگه‌ی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمی‌کنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»

از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا می‌کردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالری‌شماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.

وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معده‌ات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدم‌ها مثل گذشته‌ی خودم دارن در این مسیر زجر می‌کشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزش‌ها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سال‌ها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجه‌هاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

مسیر لاغری

🧠 بدن فرمانبر ذهنه

برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسان‌ها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟

جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا می‌شه، اون بدن با همه‌ی عضله‌ها و استخون‌ها و قلب و مغزش، حتی نمی‌تونه یه پلک بزنه. یعنی همه‌ی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.

همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمی‌داد، دستت هیچ‌وقت خودش تکون نمی‌خورد.

خیلی ساده‌ترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمی‌ده. هر کاری که بدن انجام می‌ده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌ده؟

بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین می‌رن سراغ بدنشون. می‌گن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربی‌هاش رو با جراحی بردارم یا معده‌اش رو کوچیک کنم.

یعنی تقریباً همه‌ی روش‌های لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچ‌کدوم سراغ ذهن نمی‌رن. نتیجه‌اش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر می‌شن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمی‌گردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام می‌دن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا می‌ره.

دلیلش اینه که همه‌ی این روش‌ها سراغ نتیجه‌ی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمی‌گرده.

مثال کامپیوتر و چاپگر

برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمه‌ی پرینت رو زدی. برگه‌ای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.

حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلط‌گیر روی «من چاقم» رو می‌پوشونی و با خودکار می‌نویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو می‌کنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگه‌ی چاپ‌شده دست می‌برن.

ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ می‌شه و این بار حتی پررنگ‌تر. یعنی از وزن قبلیت هم چاق‌تر می‌شی. من سال‌ها همین اشتباه رو می‌کردم. هر بار می‌رفتم سراغ بدنم و می‌گفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمی‌شه.

چرا لاغر نمی‌شم؟

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاق‌تر می‌شیم؟

مهم‌ترین وظیفه‌ی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو می‌فهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربی‌های بدن یعنی ذخیره‌ی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمی‌شه.

حالا وقتی رژیم می‌گیری و غذات رو کم می‌کنی، ذهن نمی‌دونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر می‌کنه قحطی شده و غذا پیدا نمی‌شه. برای همین بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم می‌کنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.

به همین دلیل وقتی رژیم می‌گیری، بی‌حال و خسته و کم‌حوصله می‌شی و زود عصبانی می‌شی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته می‌شی و رژیم رو کنار می‌ذاری، ذهن سریع شروع می‌کنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.

این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیم‌های پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمی‌گرفتم و با بدنم نمی‌جنگیدم، هیچ‌وقت به ۱۳۵ کیلو نمی‌رسیدم.

خیلی ساده‌ترش اینه که وقتی رژیم می‌گیری، داری با ذهنت می‌جنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون اراده‌ی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته می‌شه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچ‌وقت خسته نمی‌شه.

🔑 کلید اصلی مسیر لاغری

حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی به‌جای اینکه روی برگه‌ی چاپ‌شده لاک غلط‌گیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جمله‌ی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوش‌اندامم».

وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلط‌گیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کم‌کم با نیاز بدنت هماهنگ می‌شه، ریزه‌خواری‌ها و پرخوری‌هات کمتر می‌شه و وزنت آروم‌آروم پایین میاد. چون این بار برنامه‌ی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمی‌گرده.

باورهای چاق‌کننده از کجا اومدن؟

حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشک‌ها جمله‌هایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل این‌ها:

  • «آب هم می‌خورم چاق می‌شم.»
  • «ژنتیکم چاقه و استخون‌بندیم درشته.»
  • «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمی‌شم.»
  • «سنم رفته بالا، دیگه نمی‌تونم لاغر بشم.»
  • «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»

جمله‌ای که خود من سال‌ها به همه می‌گفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانواده‌ام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمی‌گرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه می‌کردم.

وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیل‌های چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیل‌ها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم و هیچ‌وقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.

وقتی همه‌ی حواسمون به چاقیه

دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد می‌شه، موقع لباس پوشیدن غصه می‌خوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو می‌خوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا می‌خوریم. همه‌ی این‌ها یعنی توجه کردن به چاقی.

من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگ‌تر می‌شه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنیم و ازش می‌ترسیم، داریم همون برنامه‌ی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگ‌تر می‌کنیم.

برای همینه که بعضی‌ها هر چی دلشون می‌خواد می‌خورن و چاق نمی‌شن. چون اصلاً به چاقی فکر نمی‌کنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان می‌خوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق می‌شه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار می‌کنه.

لاغری با ذهن

📉 فرق این مسیر با رژیم‌های قبلی من

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته می‌شدم و آخرش برمی‌گشتم سر خونه‌ی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.

یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌هام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچ‌کس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم می‌گرفتم که چطور رفتار کنم.

۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همون‌طور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.

🤝 ما چاق‌ها خیلی به هم شبیهیم

در این سال‌ها نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدم‌های چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جمله‌هایی که در بچگی شنیدیم و ترس‌هامون از غذا خیلی شبیه همه.

من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم می‌تونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

لاغری ذهنی

🟣 گام اول: آگاهی

حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جمله‌های مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.

بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جمله‌هایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.

عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد. من هم منتظر خوندن نوشته‌هات در بخش نظرات هستم.


پیشنهاد می‌کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادت‌هایی باعثش شد؟
  • 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیم‌ها، وزنت چه تغییری کرد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره‌ی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جمله‌ها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون می‌کنی؟
  • 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکته‌ی تازه‌ای پیدا می‌کنی.

یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه‌ی بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر درباره‌ی دلیل‌های اصلی چاقی صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل می‌شه؟

چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی می‌بینه و بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده. وقتی رژیم تموم می‌شه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر می‌بره.

۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟

از شناختن باورهای چاق‌کننده. اول باید بفهمی چه جمله‌ها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدم‌به‌قدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین می‌کنی.

۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟

نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالری‌شماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر می‌کنه.

۴. هر چند وقت یک بار جلسه‌ی بعدی رو شروع کنم؟

پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشته‌های بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 705 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11407
917 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار پریسا رهام
      ۱۴۰۴/۰۲/۰۲ ۲۰:۰۲
      مدت عضویت: 933 روز
      امتیاز کاربر: 1880 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 230 کلمه

      شروع مجدد لاغری با ذهن 

      چرا من چاق هستم 

      من در کودکی خیلی متناسب بودم وزنم قدم اندامم همه خیلی خوب بود بخوام برگردم ب گذشته چند سال پیش یادمه اون موقع ها از آدما چاق بدم می آمد از دیدن شکم بزرگ و بازو های افتاد صورت های پری که داشتن حرف های که بقیه راجب اون ها میزدن .خیلی وقت ها برا خود نمایی هم که شده بود بعد شام ورزش میکردم تحرک خیلی زیادی داشتم ولی خب از چاق شدن هم بدم می آمد بزرگ تر که شدم تحرکم کمتر شد و حرف های که راجب چاقی می‌شنیدم زیاد ازدواج کنی چاق میشی باشگاه ول کنی چاق میشی یکم اضافه بخوری چاق میشی بارداری چاق میشی شیر ندی چاق میشی و کلا می‌شنیدم و اهمیت نمیدادم ولی باورشون کرده بودم تا رسید ازدواج کردم باشگاه ول کردم بارداری و تجربه کردم و چون میدونستم اینا منو چاق میکنن یواش یواش شروع کردم به چاق شدن در این مسیر تنها باوری که داشتم این بود مت از پهلو چاق نمیشم و واقعا هم نمی‌شدم چاقی و نفرت از اون ریشه در کودکی من داره و در ناخداگاه من ذخیر شد تا در زمان و مکان مناسبی خودشو نشون بده  و من به دلیل نداشتن آگاهی کافی از اون شکست خوردم ولی دیگه بسه این شرایط من دوباره به اصل خودم تناسب قبلی خودم خواهم رسید لاغری حق ابدی من است

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پریسا رهام
      ۱۴۰۳/۱۱/۲۶ ۲۱:۰۰
      مدت عضویت: 933 روز
      امتیاز کاربر: 1880 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 354 کلمه

      سلام مجدد بعد گوش دادن 6 فايل تصمیم گرفتم دوباره برگردم و این 6 فابل ارزشمند و دوباره مرور کنم من هیچ عجله ای برای رسیدن به لاغری ندارم چون هربار با عجله خواستیم بهش برسیم با همون سرعت هم دوباره وزن کم کردیم.

      دلایل چاقی من :

      پرخوری 

      ازدواج 

      کم تحرکی 

      ول کردن باشگاه 

      در تاریخ 1401 اینا دلایل چاقی من بودن حس میکردم وجود اینا در زندگی من باعث ایجاد چاقی در من شده است به خاطر لطفی که خدای مهربانم به من داشت بدون این که تلاش زیادی برای لاغر شدن از روش های اشتباه بکنم با استاد عطاروشن عزیز آشنا شدم و باشوق و اشتیاق فراوان شروع کردم به گوش دادن فابل ها هدف من اون تایم کاهش ده کیلو وزن بود و من به لطف شما و اراده خودم از وزن 79 به وزن 69 رسیدم 😍💪

      همه چی خیلی خوب و عالی بود تا رسید به دوران بارداری خب بارداری و اضافه وزنش دیگه 😮‍💨

      اما با هرگله که از اضافه وزنم داشتم حرف همه افراد این بود بابا بچه شیر می‌خوره لاغر میشی یا بزرگ میشه شلوغ میکنه لاغر میشی .خب برا من برعکس شد 😅نه دخترم شلوغ بود نه شیر می‌خورد. پس چاق شدن در من یک امر طبیعی بود من باور داشتم با شیر خوردن شلوغ کردن دخترم چاق میشم ولی خب نشد و من بعد زایمان در وزن 85 گیر کردم چون برای چاق بودن خودم دلیل داشتم ولی هیچ دلیلی برای لاغر شدن نبود🥲

      چاقی سختی های فراوانی داره از یه جایی بهت ضربه میزنه و ترو ناتوان جلوه می‌ده میاد اعتماد به نفستو ازت میگیره و ترو گوشه گیر میکنه باعث میشه از خودت بی زار بشی هر بار سراغ لباس جدیدی میری با حسرت نگاه میکنی چون سایز تو نیستن یا لباسی که خیلی دوست داشتی به دلیل چاق شدنت دیگه اندازت نیست با هر تکون خوردنت آویزون بودن بازو شکم همه اینا احساس منفی در وجود ما ایجاد میکنه🥲

      اما زمان این حس های پوخ و تو خالی گذشته من قوی تر از هر زمانی با انگیزه فراوان قدم در مسیر لاغری گذاشتم و خودمو از بند چاقی رها میکنم حق من یک زندگی عالی با یک جسم متناسب است😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 989339651032
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۵ ۲۳:۲۴
      مدت عضویت: 933 روز
      امتیاز کاربر: 1880 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 462 کلمه

      به نام خدایی که مرا لاغر آفرید 

      من در گذشته یک فرد متناسب و لاغر بودم از کودکی با این که پر خوری نداشتم مامانم همیشه منو یه آدم شکمو میدونست و هر موقع راجب ب گرسنگی خودم میگفتم جوابم میشد تو که همیشه گرسنه هستی .یا از تمام زنان فامیل یک دور شنیده بودم که ازدواج برابر چاقی نمونه های دیده بودم البته برعکسش و هم زیاد دیدم فردی که ازدواج کرده و هیچ تغییری نکرده همون وزنی که قبلا بود مونده جتی این نمونه بیشتر از افرادی که چاق شدن بود.شنیده هایم باعث ایجاد ترس در من شده بود چون من از همان کودکی ترس از چاقی داشتم و برای خود نمایی هم که شده بود بعد غذا شروع به ورزش کردن میکردم . ترس که داشتم سبب شد با یه عالمه اصرار شروع به باشگاه رفتن کردم و از یکی شنیدم از فلانی و پسرش قبلا ورزش میکردن باشگاه میرفتن بع. ول کردن و چاق شدن از اونجا که فامیل نزدیک من هم بود یه ترس بزرگ تر در من ایجاد شد که باشگاه و ول کنی بدبخت شدی از اونجا که شهریه باشگاه و فشار که روی جسمم وارد می‌شد و کند بودنم سبب شد بیخیال باشگاه بشم و ته ته ذهنم ترس اینو داشتم که منم شکل اونا چاق میشم و همین دلایل باعث شدن من به سمت پرخوری برم چرا چون من قبول کرده بودم که اره من باید چاق بشم من باشگاه و ول کردم ازدواج کردم اصلا تحرکی هم ندارم پس من لایق چاقی هستم .

      بعد اصلاح این فرمول ها به دلیل بارداری دو تا فرمول چاقی جدیدی در من فعال شدن عععع بارداری تبریک میگم تو قراره چاق بشیییی .و تشویق بهداشت و خانواد که بخور بچه جون بگیره و فلان حالا شیر میدی درست میشه آیا درست شد اصلا چون دخترم شیرخشکی  شد و  من هی میگفتم والا تازگی‌ها خیلی بیشتر احساس گرسنگی میکنم قبلا که دخترم شیر می‌خورد این مدلی نبودم به حدی رسیده بود من شبا که بیدار میشدم بخاطر دخترم شروع میکردم به خوردن غذای که شب اضافه تر پخته بودم تا نصف شب بتونم از اون استفاده بکنم .

      این داستان چاقی من بود و یک چیز راجب آموزش لاغری با ذهن واقعا بهترین راحت ترین آسان ترین و اصولی ترین راه برای رسیدن به لاغری است برای رسیدن به لاغری باید در این مسیر استمرار داشته باشیم و مداوم فایل گوش کنی بنویسی تا ذهن ناخودآگاه ما بتونه این مطالب رو به خوبی هضم کنه و زمانی که به لاغری رسیدی فرمول جدیدی برا خودت درست نکن من به لاغری رسیده بودم ولی با ایجاد دو دتا فرمول چاقی که شامل بارداری و شیرخشکی بودن دخترم در من ایجاد شده بود باعث شد من دوباره در مسیر چاقی شروع به حرکت بکنم و از مسیر اصلی خودم دور بشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 989339651032
      ۱۴۰۳/۰۲/۳۰ ۰۰:۲۹
      مدت عضویت: 933 روز
      امتیاز کاربر: 1880 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 504 کلمه

      سلام خدمت همه دوستان 

      ما از کودکی تا زمانی که زنده هستیم حرف های زیادی میشنویم و کافیه اون حرف چندین بار تکرار بشه یا از زبان یک فرد مورد اعتماد بشنویم نمونه هم ببینیم که دیگه تمومه. گاهی به صورت کاملا اگاهانه و گاهی بدون این که خودم هم بدونیم در ذهن ما ثبت میشه .و در زمان مناسب خودشو نشون میده برای مثال ‌‌‌‌‌‌

      من در کودکی خیلی شنیده بودم که دختر وقتی ازدواج میکنه چاق میشه عوض میشه اون موقع سن ازدواج من نبود و فقط این حرف و چندین بار از زن های فامیل شنیده بودم و بدون این که بخوام در ذهن من هک شد و وقتی نامزد کردم و چند بار شنیدم که تغییر کردم جرقه چاقی در من شکل گرفت و برای این که من مانع از این اتفاق بشم با وزن ۵۵ باشگاه ثبت نام کردم تا چاق نشم .

      بعد یه مدت باشگاه و ول کردم ول مردن هماهنا دو برابر شدن اشتها من هم همانا و چون نامزد بودم همش در حال رستوران رفتن خوردن فستفود و تنقلات بودیم هر چی من چاق میشدم همسرم که پا به پا من میخورد لاغر تر میشد به زور جیسینگ یکم چاق میشد همین که ول میکرد باز لاغر تر میشد دقیقا عین من اما برعکسش چرا چون در من باوری شگل گرفته بود که ازدواج برابر چاقی ولی در اون باوری شکل گرفته بود که من چاق نمیشم من  چرا انقدر زود لاعر میشم هنوز هم به همین شکله و نمیتونه چاق بشه.

      رفته رفته پر خوری ،ریزه خواری ،کم تحرکی در حدی بودم که جسبیده بودم به تخت و دستشویی و غذا خوردن نبود از جام بلند نمیشدم .

      ازدواج کردیم و من علاقه خاصی به یاد گیری غذا دارم دلم میخواد سفره ام رنگی رنگی باشه نمیدونم دقیق از چند کیلو شدم ۷۹ چون قصد داشتیم بچه دار بشیم شروع کردم به وزن کم کردن و شدم ۶۹ خودم خیلی راضی بودم ولی همون اطرافیانی که صورت چاق من مسخره میکردن حالا شروع به مسخره کردن دماغم کرده بودن که وای صورتت لاغر شده دماغت زده بیرون صورت چاق بهتر بود😑🤐

      خلاصه بعد ۹ ماه بارداری از وزن ۶۹ رسیدم به ۹۲ در تی این ۹ ماه هر وقت از اضافه وزنم گله میکردم همه میگفتن شیر میدی لاغر میشی تی دو ماه چون به دخترم شیر میدادم شدم ۸۵ ولی بعد دوماه و قطع شیر دادن شیر خشک شدم ۸۸ ولی رویایی من همون ۶۹ قبل بارداریه و تلاش میکنم تا دوباره برسم به اون چیزی که دوسش دارم و لایقش هستم 💪🏻

      چاقی بزرگ ترین ضربه که به ادم میزنه گرفتن اعتماد به نفس ادمه کاری باهات میکنه که خودتو نخوای از خودت بدت بیاد در حالی که تو بارزشی قوی تر از هر چیزی که فکرشو بخوای بکنی هستی چاقی هم اینو میدونه برا همین اول اعتماد به نفس ترو میگیرع .

      بعد اختیارتو .حق انتخابتو .سلیقه تو .روحتو .شادی  و سلامتی که داری ..

      ولی من به مرور تمام چیز های که از دست دادمو برمیگردونم من لایق بهترین هام .

      به امید روزی که ۶۹ کیلو شدنمو جشن بگیرم😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم