۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سالها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نهتنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاقتر شده بودم. امروز میخوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچکس نمیتونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.
این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد میکنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🙋♂️ من و اضافه وزن
برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم میکردم، ولی وقتی رژیم رو کنار میذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمیگشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاقتر میکرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.
در اون سالها به خاطر اضافه وزن، بیماریهای مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که میرفتم به بنبست میرسید. بعضیها رو میدیدم که لاغر میشن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجهی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.
جرقهای که همه چیز رو عوض کرد
از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجههای بزرگی در بخشهای دیگهی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچوقت فکر نمیکردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچکس چنین حرفی نمیزد. همه یا میگفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا میگفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد میدادن.
یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه میشه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخشهای دیگهی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمیکنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»
از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا میکردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالریشماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.
وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معدهات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدمها مثل گذشتهی خودم دارن در این مسیر زجر میکشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزشها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سالها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجههاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

🧠 بدن فرمانبر ذهنه
برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسانها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟
جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا میشه، اون بدن با همهی عضلهها و استخونها و قلب و مغزش، حتی نمیتونه یه پلک بزنه. یعنی همهی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.
همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمیداد، دستت هیچوقت خودش تکون نمیخورد.
خیلی سادهترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمیده. هر کاری که بدن انجام میده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.
❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیده؟
بیشتر آدمها فکر میکنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین میرن سراغ بدنشون. میگن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربیهاش رو با جراحی بردارم یا معدهاش رو کوچیک کنم.
یعنی تقریباً همهی روشهای لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچکدوم سراغ ذهن نمیرن. نتیجهاش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر میشن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمیگردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام میدن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا میره.
دلیلش اینه که همهی این روشها سراغ نتیجهی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمیگرده.
مثال کامپیوتر و چاپگر
برای اینکه این موضوع رو راحتتر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمهی پرینت رو زدی. برگهای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.
حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلطگیر روی «من چاقم» رو میپوشونی و با خودکار مینویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو میکنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگهی چاپشده دست میبرن.
ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ میشه و این بار حتی پررنگتر. یعنی از وزن قبلیت هم چاقتر میشی. من سالها همین اشتباه رو میکردم. هر بار میرفتم سراغ بدنم و میگفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمیشه.

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاقتر میشیم؟
مهمترین وظیفهی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو میفهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربیهای بدن یعنی ذخیرهی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمیشه.
حالا وقتی رژیم میگیری و غذات رو کم میکنی، ذهن نمیدونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر میکنه قحطی شده و غذا پیدا نمیشه. برای همین بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم میکنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.
به همین دلیل وقتی رژیم میگیری، بیحال و خسته و کمحوصله میشی و زود عصبانی میشی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته میشی و رژیم رو کنار میذاری، ذهن سریع شروع میکنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره میکنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.
این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیمهای پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمیگرفتم و با بدنم نمیجنگیدم، هیچوقت به ۱۳۵ کیلو نمیرسیدم.
خیلی سادهترش اینه که وقتی رژیم میگیری، داری با ذهنت میجنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون ارادهی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته میشه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچوقت خسته نمیشه.
🔑 کلید اصلی مسیر لاغری
حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی بهجای اینکه روی برگهی چاپشده لاک غلطگیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جملهی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوشاندامم».
وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلطگیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کمکم با نیاز بدنت هماهنگ میشه، ریزهخواریها و پرخوریهات کمتر میشه و وزنت آرومآروم پایین میاد. چون این بار برنامهی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمیگرده.
باورهای چاقکننده از کجا اومدن؟
حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشکها جملههایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل اینها:
- «آب هم میخورم چاق میشم.»
- «ژنتیکم چاقه و استخونبندیم درشته.»
- «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمیشم.»
- «سنم رفته بالا، دیگه نمیتونم لاغر بشم.»
- «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»
جملهای که خود من سالها به همه میگفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانوادهام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمیگرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه میکردم.
وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیلهای چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیلها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم و هیچوقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.
وقتی همهی حواسمون به چاقیه
دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد میشه، موقع لباس پوشیدن غصه میخوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو میخوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا میخوریم. همهی اینها یعنی توجه کردن به چاقی.
من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگتر میشه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر میکنیم و ازش میترسیم، داریم همون برنامهی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگتر میکنیم.
برای همینه که بعضیها هر چی دلشون میخواد میخورن و چاق نمیشن. چون اصلاً به چاقی فکر نمیکنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان میخوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق میشه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار میکنه.

📉 فرق این مسیر با رژیمهای قبلی من
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته میشدم و آخرش برمیگشتم سر خونهی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالریشماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.
یکی از قشنگترین تجربههام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچکس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم میگرفتم که چطور رفتار کنم.
۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کمکم و بیصدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همونطور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.
🤝 ما چاقها خیلی به هم شبیهیم
در این سالها نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدمهای چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جملههایی که در بچگی شنیدیم و ترسهامون از غذا خیلی شبیه همه.
من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم میتونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همونطور که سالها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

🟣 گام اول: آگاهی
حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جملههای مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.
بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جملههایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.
عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد. من هم منتظر خوندن نوشتههات در بخش نظرات هستم.
پیشنهاد میکنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادتهایی باعثش شد؟
- 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیمها، وزنت چه تغییری کرد؟
- 🔍 چه باورهایی دربارهی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جملهها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون میکنی؟
- 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکتهی تازهای پیدا میکنی.
یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسهی بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر دربارهی دلیلهای اصلی چاقی صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل میشه؟
چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی میبینه و بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده. وقتی رژیم تموم میشه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره میکنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر میبره.
۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟
از شناختن باورهای چاقکننده. اول باید بفهمی چه جملهها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدمبهقدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین میکنی.
۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟
نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالریشماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر میکنه.
۴. هر چند وقت یک بار جلسهی بعدی رو شروع کنم؟
پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشتههای بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد.
امتیاز 3.82 از 705 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
به نام الله
سلام مجدد به تمام عزیزان🌿
میخوام انشای چاقی خودم رو بنویسم امیدوارم که ان شاله گام اولم رو محکم برداشته باشم🌱
خب خب خب
من دلایل زیادی برای چاقی داشتم
برای اینکه این مسیر رو یک بار دیگه قبلاً رفتم خیلیهاشون حذف شدن و اگر هنوزم به عنوان دلیل بهشون نگاه میکنم به نظرم دیگه اونقدر قدرت ندارند
ولی حالا چون که این مسیر رو از صفر شروع کردم میخوام تمام دلایل صفر تا صد رو اینجا به خودم بدم
خب من احساس میکنم که چاقی جدی من از همون زمان کرونا شروع شد که تا الان فکر میکنم
۵سال گذشته
اما من توی این ۵ سال دائماً در حال کم و زیاد شدن وزن بودم
بیشتر این سالها رو توی وزن ۴۵ و ۴۸ گذروندم
و بعدش که خیلی جدی تلاش کردم و آخرین تلاش من بود وزنم رو به ۴۰ رسوندم که بعدش از اون زده شدم و دیگه حالم خیلی خیلی بد بود که یک روز که داشتم توی اینترنت میگشتم تا یک روش آسونتری پیدا کنم تا از اون روش من درآوردی فرار کنم دیدم که نوشته لاغری با قدرت ذهن و من برای اولین بار در سال فکر میکنم ۱۴۰۲ با این واژه آشنا شدم و خیلی خوشم اومد اما خوب اضطراب داشتم یلی حساس شده بودم به خاطر اینکه خیلی به خودم سخت میگرفتم تا حتی یک گرم به وزنم اضافه نشه و یادم میاد که همیشه بعد از مدرسه سریعا مرکز بهداشت میرفتم تا وزنم رو هر روز بگیرم که مبادا به وزنم اضافه شده باشه
اگر از سختیهایی که به خودم میگرفتم براتون بگم طمئنم خیلی تعجب میکنید که یه دختر بچه چطور میتونه اینقدر به خودش سخت بگیره
اگه بخوام از بعد از لاغر شدنم بگم که میخواستم وزنمو ثابت نگه دارم من هر روز کر میکنم حدود ۱۳۰۰ یا شایدم بیشتر ولی فکر میکنم از هزار تا کمتر نبود دراز نشست میرفتم😓
یادمه بعضی شبها از شدت درد تمام بدن از خواب میپریدم و یادمه که هر وقت صبح روز بعد فرا میرسید احساس بدی داشتم چون میدونستم که دوباره قراره چقدر به خودم زجر بدم🥺
قشنگ صحنهها اومد جلوی چشمم که وقتی چشمم رو باز کردم نزدیک بود گریم بگیره که خدایا دوباره باید کلی زجر بکشم
این واقعاً هدایت خدا بود که منو نجات بده از اون کارای مسخره
من قبل از اینکه خودم رو به وزن شعر برسونم یادمه که تمام روز رو پیادهروی میکردم و نه صبحانه و نه ناهار و نه شام میخوردم
یعنی اوایل که شروع کردم مثلاً دو تا سیب و خرما میخوردم
اما هرچی که جلوتر رفتم سختگیرتر شدم و یادمه که بعضی وقتا شاید روزم رو کلاً با چند تا دونه خرما یا شایدم یه دونه خرما میگذراندم
الان که داره یادم میاد میبینم که من چقدر به خودم ظلم کردم به خودم رو زجر میدادم
نمیفهمیدم که بابا مشکل این جسم نیست مشکل مغزته که داره اشتباه فرمان میده مشکل اون افکار اشتباهیه که داخل مغز حس کردی که با این همه سختی بازم انتظارش مطابق میل تو نباشه
من هدایت شدم به این مسیر
مگه میشه آخه همینجوری یهویی با این مسیر آشنا بشم این چیزی نیست جز هدایت الله بزرگم که دید دارم خودم رو نابود میکنم و گفت این واقعاً میخواد برسه پس هدایتش میکنم🥺❤
یاد اون حرف افتادم که خیلی قشنگ بود و دلنشین
اگر هر دری را پیوسته بکوبی بالاخره به روی تو باز خواهد شد و اگر خواستهای داشته باشی. برایش تلاش کنی بالاخره به آن خواهی رسید…
من عاشقانه میخواستم و سیر اشتباه میرفتم و با این حالی که هدایت شدم دوباره هم قدردانی نکردم🥺
اما حالا اینجا هستم تا تلاش کنم و به خودم بگم دختر دیگه وقت بچه بازی و گول زدن خودت تموم شده این بار قراره برسی به خواستت و باید براش تلاش کنی!!
اصلاً اونی که شجاعه و میره توی دل ترسش میشه با خواستههاش رسیده توی کارتونای بچگیمونم دیدیم و شاهد این موضوع بودیم
پس حالا یا میمیری یا به خواستهات میرسی
دختر یادته که قدر به خاطر چاقت مسخرت میکردن؟! چقدر تو سرت میزدن توی همه جمعها تو مترسک بودی و هرچی دلشون میخواست بارت میکردن یادته توی ماشین مینشستی
و اون لاغره بهت میگفت که تو چقدر جا میگیری
تو با این چاقی خیلی مشکل داری و اینجا جاشه و باید بالاخره اونو از ریشه وجودت در بیاری و برای همیشه بندازیش بیرون
درسته توی بچگی خیلی چیزا رو میشنیدی و فکر میکردی چاقی خوبه
فکر میکردی که اونی تپله بقیه بیشتر دوستش دارن و خوشگلتره
برای همین افکاری که توی ذهنت تکرار میشد منتظر چاقی شدی و خوردنت بیشتر شد
حتی توی خیالهات خودت رو چاق میدیدی
اما حالا که چاق شدی فهمیدی که چه اشتباهی کردی
دختر همه اونها توی ذهنت بود لانم میخوایم از همون روش خیلی راحتتر از اون چیزی که فکر میکنی و خیلی سریعتر از اون چیزی که توی خیالاته به رویات برسی ،به خواستهات برسی، به اصلت برسی
تو میتونی اگه باور داشته باشی🌿
یاعلی بگو و بلند شو
یاعلی مدد🌱
نشان های دریافت شده
به نام الله
سلام خدمت تمام هم مسیریهای گلم و استاد عزیز
خدا رو بسیار سپاسگزارم که به من فرصتی دوباره داد تا بین شما دوستان عزیزم باشم و یک قدم دیگر به سوی زیبایی و نور بردارم🥰
چند تا نکته در این گام گفته شد که حیف میدونم اگه اونها دوباره مرور نشن و دوست دارم که اینجا بیام و بنویسمشون
پس برای رفع چاقی و لاغر شدن باید ابتدا دلایل چاقی را شناسایی کنیم.
لاغر شدن به مراتب سریع تر از چاق شدن است
اما در این سریع بودن منطقی بودن را نیز مدنظر داشته باشید
باور کنید لاغر شدن سریع از چاق شدن است.
با هر سرعتی در مسیر لاغری حرکت کنید، بارها و بارها سریع از زمانی که چاق شده اید، لاغر شدن را تجربه خواهید کرد.
پس با اشتیاق و احساس خوب قدم اول را بردارید.
و چند تا نکته بود که توی فایل صوتی دریافت کردم و دوست داشتم که اونها رو هم اینجا مرور کنم
ما کلاً توی بحث لاغری با ذهن دو تا مبحث رو مورد بررسی قرار میدیم:
همه ماها بارها اومدیم نتیجه رو تغییر بدیم و دیدیم که نتیجه حاصل نمیشه هیچ ،حتی اگه اون روش رو رها کنیم خیلی با سرعت از وزن قبلیمون هم بیشتر چاق میشیم🥺
این برای اینه که ما همیشه میخواستیم بیایم نتیجه رو تغییر بدیم و دنبال چطور لاغر شدن بودیم و هیچ وقت از خودمون نپرسیدیم که اصلاً چرا چاق هستیم
یا شایدم بارها توی ذهنمون از خودمون پرسیدیم ولی به خاطر اینکه اطلاعات نادرستی به ما داده شده بود جوابهای زیادی داشتیم که به این سوال بدیم
مثل ژنتیک کم تحرکی خوردن و هر چیز دیگهای
اما حالا اینجا هستیم که جواب درست رو بدیم و بیایم اون رو تغییر بدیم که دیگه چاق نباشیم
اگر میخوایم لاغر بشیم باید فعلاً دست از سر نتیجه برداریم و بچسبیم به اون صورت مسئله❗
اگر میخواهید یک درخت تنومند از لاغری در خودتان به وجود بیاورید باید بذر لاغری را در ذهن خود بکارید و درخت چاقی را در ذهن خود از ریشه درآورید❗
به این ترتیب قطعاً لاغر خواهید شد
پس بیایم یه بار برای همیشه لاغر بشیم
برای این کار لازمه که لاغری رو از ذهن خودمون شروع کنیم
یاعلی مدد
نشان های دریافت شده
به نام الله بزرگم
سلام و عرض ادب
قرار شد که از چاقی خودم یک انشا بنویسم
درسته خیلی حال آدم بد میشه که یاد اون همه عوامل بیفته که چاقی رو به دنبال داشته اما خب اگه ما اون عوامل رو روی برگه بنویسیم و تمام اونها رو از ذهن خودمون استخراج کنیم میتونیم فضای خالی برای فرمولهای لاغری ایجاد کنیم پس با هر سختی که هست این کار رو انجام میدم یا علی
خوب راستش من فکر میکنم که چون من از بچگی خیلی به خوراکیهای مختلف علاقه داشتم از یه سنی به بعد اون خوراکیها دیگه خودشون رو روی بدن من نمایان کردن و فکر میکنم که از سن ۱۰ ۱۱ سالگی بود که دیگه پیش دوستام مسخره میشدم و من و فرد چاق میدیدن و خیلی جاها مسخره میشدم
و خب من دلیل چاقی خودم را همین خوراکیها میدونستم و فکر میکردم که کم تحرکم در صورتی که واقعاًتحرک دارم اصلاً هر کاری حتی فکر کردن هم کالری میسوزونه و اتفاقاً مغر ما یکی از پر استفادهترین اندامی هست که از کالریهای ما استفاده میکنه و اونها رو میسوزونه
اما خب من به طور کلی دلایل چاقیم شامل خوردن خوراکیهای مختلف و غذاهای مختلف بود از یه جایی به بعد که احساس میکردم لاغری برام سخته و میخواستم رژیم بگیرم چهره خانوادم میومد جلو چشمم که واقعاً توشون چاق هست اما هیچ وقت تو ذهنم این عامل رو ژنتیکی نمیدونستم اما چون لاغر نمیشدم میخواستم دلایل مختلف بیارم این شد که دیگه هم ژنتیک اومد هم کم تحرکی اومد هم نمیدونم مواد که قندشون زیاد هست اومد جلوی چشمام و فهمیدم که ی اینکه لاغر نمیشدم دلیلهای مختلفی میآوردم دلایلی که شاید بیشترشون حتی منطقی نبود
و حالا جالب اینجاست که پیش پدر مادرم خودم یک فرد چاق به حساب نمیاومدم تا اون روزی که خالم گفت این دختر داره شکم میاره
و خوب این حرفو وقتی از خالم شنیدم دیگه واقعاً حالم بد شده بود چون هم از دوستام میشنیدم هم حالا دیگه از خانوادم و شروع کردم به رژیمهای مختلف و کارهای مختلف مثل پیادهروی
و من الان که فکر میکنم هر خاطرهای که از چاقی دارم حال من رو بد میکنه جز یه خاطره اونم خاطره آخرین چاق بودن منه که باعث شد با این سایت آشنا بشم من میتونم بگم که قبل از آشنایی با این سایت من یلی کارهای وحشتناک برای لاغری انجام داده بودم و برای اینکه ترس داشتم که دوباره چاق نشم داشتم در اینترنت میگشتم که یهو با این سایت آشنا شدم
مشکلاتی که چاقی برای من به وجود آورد یکی اینکه حال بد بود و این حال بد از همشون بدتر بود اینکه همش درگیر باشی تو ذهنت که این چیزو بخوری استرس داشته باشی که چاق بشی افسردگی بگیری همش تحقیر بشی جلوی دیگران
من هرچی از مشکلاتی که چاقی برام به وجود آورد بگم کم گفتم
چاق فرصت درست زندگی کردن از من گرفت و من اینجام تا این فرصتو از اون پس بگیرم
دیگه نمیخوام از راه اشتباه به چاقی باج بدم باعث بشم هر کاری که دلش میخواد با من بکنه
از همین الان میخوام دور برگردونو برگردم و توی مسیر لاغری بیفتم و توی این کارم متعهد هستم من میخوام دوباره زندگی کنم و دوباره فرصت زندگی رو داشته باشم فرصت لذت بردن
و میدونم توی این راه خدا کمکم میکنه چون تلاشم رو میبینه خودش راهو برام هموار میکنه
ممنون استاد بابت این موضوعی که به ما دادید تا با خودمون روراست بشیم که واقعاً چرا چاق هستیم
یا حق مدد