0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سال‌ها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نه‌تنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاق‌تر شده بودم. امروز می‌خوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچ‌کس نمی‌تونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.

این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد می‌کنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.

🙋‍♂️ من و اضافه وزن

برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم می‌کردم، ولی وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمی‌گشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاق‌تر می‌کرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.

در اون سال‌ها به خاطر اضافه وزن، بیماری‌های مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که می‌رفتم به بن‌بست می‌رسید. بعضی‌ها رو می‌دیدم که لاغر می‌شن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجه‌ی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.

جرقه‌ای که همه چیز رو عوض کرد

از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجه‌های بزرگی در بخش‌های دیگه‌ی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچ‌کس چنین حرفی نمی‌زد. همه یا می‌گفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا می‌گفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد می‌دادن.

یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه می‌شه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخش‌های دیگه‌ی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمی‌کنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»

از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا می‌کردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالری‌شماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.

وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معده‌ات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدم‌ها مثل گذشته‌ی خودم دارن در این مسیر زجر می‌کشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزش‌ها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سال‌ها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجه‌هاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

مسیر لاغری

🧠 بدن فرمانبر ذهنه

برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسان‌ها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟

جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا می‌شه، اون بدن با همه‌ی عضله‌ها و استخون‌ها و قلب و مغزش، حتی نمی‌تونه یه پلک بزنه. یعنی همه‌ی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.

همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمی‌داد، دستت هیچ‌وقت خودش تکون نمی‌خورد.

خیلی ساده‌ترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمی‌ده. هر کاری که بدن انجام می‌ده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌ده؟

بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین می‌رن سراغ بدنشون. می‌گن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربی‌هاش رو با جراحی بردارم یا معده‌اش رو کوچیک کنم.

یعنی تقریباً همه‌ی روش‌های لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچ‌کدوم سراغ ذهن نمی‌رن. نتیجه‌اش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر می‌شن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمی‌گردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام می‌دن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا می‌ره.

دلیلش اینه که همه‌ی این روش‌ها سراغ نتیجه‌ی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمی‌گرده.

مثال کامپیوتر و چاپگر

برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمه‌ی پرینت رو زدی. برگه‌ای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.

حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلط‌گیر روی «من چاقم» رو می‌پوشونی و با خودکار می‌نویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو می‌کنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگه‌ی چاپ‌شده دست می‌برن.

ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ می‌شه و این بار حتی پررنگ‌تر. یعنی از وزن قبلیت هم چاق‌تر می‌شی. من سال‌ها همین اشتباه رو می‌کردم. هر بار می‌رفتم سراغ بدنم و می‌گفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمی‌شه.

چرا لاغر نمی‌شم؟

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاق‌تر می‌شیم؟

مهم‌ترین وظیفه‌ی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو می‌فهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربی‌های بدن یعنی ذخیره‌ی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمی‌شه.

حالا وقتی رژیم می‌گیری و غذات رو کم می‌کنی، ذهن نمی‌دونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر می‌کنه قحطی شده و غذا پیدا نمی‌شه. برای همین بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم می‌کنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.

به همین دلیل وقتی رژیم می‌گیری، بی‌حال و خسته و کم‌حوصله می‌شی و زود عصبانی می‌شی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته می‌شی و رژیم رو کنار می‌ذاری، ذهن سریع شروع می‌کنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.

این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیم‌های پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمی‌گرفتم و با بدنم نمی‌جنگیدم، هیچ‌وقت به ۱۳۵ کیلو نمی‌رسیدم.

خیلی ساده‌ترش اینه که وقتی رژیم می‌گیری، داری با ذهنت می‌جنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون اراده‌ی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته می‌شه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچ‌وقت خسته نمی‌شه.

🔑 کلید اصلی مسیر لاغری

حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی به‌جای اینکه روی برگه‌ی چاپ‌شده لاک غلط‌گیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جمله‌ی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوش‌اندامم».

وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلط‌گیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کم‌کم با نیاز بدنت هماهنگ می‌شه، ریزه‌خواری‌ها و پرخوری‌هات کمتر می‌شه و وزنت آروم‌آروم پایین میاد. چون این بار برنامه‌ی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمی‌گرده.

باورهای چاق‌کننده از کجا اومدن؟

حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشک‌ها جمله‌هایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل این‌ها:

  • «آب هم می‌خورم چاق می‌شم.»
  • «ژنتیکم چاقه و استخون‌بندیم درشته.»
  • «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمی‌شم.»
  • «سنم رفته بالا، دیگه نمی‌تونم لاغر بشم.»
  • «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»

جمله‌ای که خود من سال‌ها به همه می‌گفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانواده‌ام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمی‌گرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه می‌کردم.

وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیل‌های چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیل‌ها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم و هیچ‌وقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.

وقتی همه‌ی حواسمون به چاقیه

دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد می‌شه، موقع لباس پوشیدن غصه می‌خوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو می‌خوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا می‌خوریم. همه‌ی این‌ها یعنی توجه کردن به چاقی.

من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگ‌تر می‌شه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنیم و ازش می‌ترسیم، داریم همون برنامه‌ی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگ‌تر می‌کنیم.

برای همینه که بعضی‌ها هر چی دلشون می‌خواد می‌خورن و چاق نمی‌شن. چون اصلاً به چاقی فکر نمی‌کنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان می‌خوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق می‌شه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار می‌کنه.

لاغری با ذهن

📉 فرق این مسیر با رژیم‌های قبلی من

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته می‌شدم و آخرش برمی‌گشتم سر خونه‌ی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.

یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌هام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچ‌کس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم می‌گرفتم که چطور رفتار کنم.

۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همون‌طور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.

🤝 ما چاق‌ها خیلی به هم شبیهیم

در این سال‌ها نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدم‌های چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جمله‌هایی که در بچگی شنیدیم و ترس‌هامون از غذا خیلی شبیه همه.

من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم می‌تونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

لاغری ذهنی

🟣 گام اول: آگاهی

حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جمله‌های مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.

بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جمله‌هایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.

عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد. من هم منتظر خوندن نوشته‌هات در بخش نظرات هستم.


پیشنهاد می‌کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادت‌هایی باعثش شد؟
  • 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیم‌ها، وزنت چه تغییری کرد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره‌ی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جمله‌ها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون می‌کنی؟
  • 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکته‌ی تازه‌ای پیدا می‌کنی.

یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه‌ی بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر درباره‌ی دلیل‌های اصلی چاقی صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل می‌شه؟

چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی می‌بینه و بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده. وقتی رژیم تموم می‌شه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر می‌بره.

۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟

از شناختن باورهای چاق‌کننده. اول باید بفهمی چه جمله‌ها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدم‌به‌قدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین می‌کنی.

۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟

نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالری‌شماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر می‌کنه.

۴. هر چند وقت یک بار جلسه‌ی بعدی رو شروع کنم؟

پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشته‌های بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 705 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11407
917 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۴ ۱۸:۳۰
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 21568 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,103 کلمه

      من چرا چاق شدم 

      وقتی که متولد شدم به گفته مادرم از بس لاغر بودم امیدی به زنده موندن من نداشتند اطرافیان مادرم میگفتند این بچه نمیونه بیخود براش زحمت نکش اما به خواست خدا من زنده موندم وبزرگ شدم تا سن ۱۳ سالگی بسیار متناسب و خوش هیکل بودم حتی میتونم بگم لاغر بودم  هیچ گاه به یاد ندارم که برای بیشتر خوردن وقوی تر شدن از سمت والدین ام اصراری به من شده باشه حتی به خواهر وبرادرانم مثلا من اصلا خورشت آلو و ابگوشت دوست نداشتم  وسر سفره اگر ابن دو نوع غذا بود نمیرفتم  و مادرم هیچ وقت غذای خاصی برای من درست نمیکرد چون که آن غذا را نمیخوردم یادمه یک بار پدرم دلش سوخت که من نهار نمیخورم دو تومن داد گفت  برو برای خودت ساندویچ بگیر  اما مادرم مخالفت کرد گفت نه  اگر میخواد همین را بخوره اگر نه صبر کنه تا شام   بنابراین در خانواده من غذا  به اصرار داده نمیشد  هم پدرم متناسب بود هم مادرم   ولی به مرور زمان آنها هم کمی چاق شدند  در سن ۱۳  سالگی دچار بیماری روماتیسم شدم و بیماری پیشرفت کرد تا این که قلبم هم کمی آسیب دید بشدت لاغرتر شدم بادمه به وزن ۳۶ کیلو رسیدم اینجا بود که مادرم ترسید و فکر کرد دارم میمیرم  اما این بیماری بود که منو لاغر تر کرده بود  و لی خوب او هم مادر بود و نگران من   تجویز دکتر   روزی ۱۰ عدد کورتون بود  دکتر گفت مجبوری این قرص ها را بخوری  هم پف میکنی هم چاق میشی وچاره ایی نیست چون ممکنه آنقدر به قلبت صدمه بزنه  که دچار مشکل بشی بنابراین چاقی بهتر ازونه  ومن ناچارا این قرص ها را مصرف کردم و اشتهای من هم از آن زما ن بیشتر شد حالا تقویت ها ی مادر به کنار  دیگر هرچی میخواستم آماده میکرد  وهرچه میگفتم انجام میداد واز چاق شدن من خوشحال  بود  این پروسه ادامه داشت تا من به وزن ۶۰ کیلو رسیدم یک دختر ۱۳ ساله با ۱۵۰ سانت قد آن زمان قدم همینقدر بود با وزن ۶۰ کیلو گرم  دیگر لباسهای خودم اندازه ام نمیشد و مجبور بودم لباسهای مادرم رابپوشم  کلی غصه میخوردم  وگریه میکردم چون اصلا چاقی را دوست نداشتم  اما چاره ایی هم برای درمان بیماری من  جز این قرص ها نبود الان که در تمام دوره های استاد عزیزم شرکت کرده ام  متوجه شدم که همان حرف دکتر چون آدمی است که بهش اعتماد داریم  باعث این فرمول چاقی در ذهن من شد  اگر خود دکتر به من نمیگفت که عوارض این دارو  چاقی است شاید هیچ گاه من چاق نمیشدم و روند طبیعی بدنم را طی میکردم  اما متاسفانه بعد از حرف دکتر  این باور در من ایجاد شد که چاق شدن روند طبیعیه این دارو میباشد  ومن هروز چاقتر شدم  در سن ۱۷ سالگی روی به ورزش های شنا و والیبال و بسکتبال آوردم  حتی دو میدانی هم شرکت کردم چون عاشق تحرک و ورزش بودم   خوشبختانه یکی از همسایگان ما خانم رادبخت  کارشناس ورزش بودند و آن زمان در استادیوم آزادی که آن موقع آریامهر نامیده میشد فعالیت داشتند به واسطه ایشون  تمام تابستانهای من پر شد از ورزش های گوناگون  وخودبخود با قد کشیدنم متناسب هم شدم    تا ۱۸ سالگی دیگر  کاملا متناسب بودم  اما از گوشه کنار مشنیدم که هر کسی ازدواج کنه چاق میشه  گاهی به خود منم میگفتند ازدواج کنی دیگه این  هیکل نداری  یا اگر بچه دار بشی دیگه خوش فرم نمیشی   که باز هم  این حرفها بطور ناخود آگاه در  ذهن من به شکل فرمول در آمد  و وقتی در آن شرایط قرار گرفتم چاق شدم  اما هر بار بارژیم  سعی کردم وزن اضافه را کم  کنم بادمه سر فرزند دوم ام شیر مادر مبخورد بقدری رژیم سخت گرفتم که دندانهایم لق شد  و دکتر بشدت با من دعوا کرد  وگفت چرا این کار را میکنی  وسریع با کلی ویتامین  و آمپول به دادم رسید وگرنه دندون هایم را از دست میدادم  خلاصه بعد از این باورهای چاقی برای رهایی از  چاقی روی به ورزش آوردم وچنان پبشرفتی در امر ورزش کردم  که مجال صحبت آن اینجا نیست  که توانستم یکی از مربیان ومدرسان موفق باشم و باشگاه ورزشی بانوان را در سال ۶۷ تاسیس کنم البته ۳ سال هم در خانه کلاس داشتم وبا ۱۲۰ شاگرد از خانه برای باشگاه تازه تاسبس رفتم  و ۳ سال آن زمان مبارزه کردم تا بتوانم مجوز باشگاه  برای بانوان را بدست بیاورم   و۳۵ سال در امر ورزش فعالیت  کردم تا  سالی که در ورزش وتحرک  بودم چاق نمیشدم چون باور من این بود که متناسب ماندن راهی جز ورزش و رژیم ندارد اگر زمانی من نتوانم ورزش کنم و رژیم غذایی خود را حفظ نکنم بشدت چاق میشوم  و همین هم شد من ورزش  ورژیم را در سال ۹۶ بخاطر یک سری مسائل گذاشتم کنار ودر عرض یک سال ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم   اما بعد از آن دیگر نه حال ورزش داشتم نه رژیم های گوناگون   تا این که با استاد در ایتوپ آشنا شدم  وقتی برای اولین بار این فایل را دیدم   شگفت زده شدم  دیدم چقدر حرفهای استاد درست است با این که با باورهای من مغایرت داشت اما چنان حرفشان به دل مبنشست که ترجیح دادم تعصب ام را بزارم کنار و حر ف نو بشننوم   تا ۶ ماه فایل های رایگان را مرتب گوش کردم وبعد از آن ثبت نام کردم البته دوستان عزیزم من در حال حاضر در سه دوره ورود به سرزمین لاغری و پاکسازی ذهن و دوره پیشرفته  هستم  یک چیزی که به عنوان تجربه شخصی خودم مبخواهم بگویم این است که من برای لاغری شرکت کردم اما اینقدر این دوره ها پر محتوا وعالی است که بعد از مدتی دیگر به لاغری اهمیتی نمیدهید  چون درک میکنید که لاغر شدن آسانترین کار دنباست  تجربه هایی در رندگی خود بدست میآورید  که خیلی مهمتر وبالاتر از لاغری است  البته من نسبت به شروع دوره خیلی لاغرتر شدم ولی نمیدانم چند کیلو است چون تعهد دادم که روی وزنه نروم  فقط از لباسهایم متوجه میشوم لاغر شدم بدون هیچ گرسنگی کشیدن بدون حتی یک قدم پیاده روی  ساده حتی ورزش که من عاشقش بودم  وقتی بادم میاید چه وزنه های سنگینی را میزدم وچقدر رنج برای لاغر ماندن را متحمل میشدم  ولی الان به راحتی با آرامش خیال به سمت لاغر شدن و متناسب شدن پیش میروم امیدوارم هر رکز تعداد زیادی از دوستان همراه  به دوره ها اضافه سوند تا  شهد شیرین لاغری آسان با ذهن را بنوشند 

      همین جا بازهم از استاد عزیزم تشکر وسپاسگذاری میکنم چون میدانم برای تهیه فایل ها  واین که میخواهند با تمام وجود آنچه را که خودشان درک کردند به ما آموزش دهند 

      سپاسگذارم استاد عزیزم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۶ ۱۹:۵۹
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 21568 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 378 کلمه

      جلسه اول رایگان ‌لاغری با ذهن

      این جلسه اول برای من پر از خاطره شده چون بعد از سه سال اضافه وزن و۲۰ کیلو چاقی وخسته از ورزش ورژیم بطور اتفاقی با درخواستی که از خداوند داشتم تا بهترین وراحت ترین راه را پیدا کنم بدست آوردم جلسه اول لاغری با ذهن دروازه ای ورود به دنیای لاغری با ذهن برای من بوده واز خدا بابت این نعمت سپاسگذارم استاد عزیز بارها گفتم اینقدر حرفهای شما در این جلسه به دلم نشست که دیگر این راه را نه تنها رها نکردم بلکه با ورود به سرزمین لاغرها آن را ادامه دادم امیدوارم دوستان عزیزم که هنوز شرکت نکردند به زودی وارد این سرزمین شگفت انگیز بشوند تا دنیای آنها هم مثل من تقییر کند
      دوسوالی که مطرح کردید سوال اول چرا ما چاق ایم وعلت چاقی ما چیست وچرا بعضی ها لاغرند
      سوال دوم چطور لاغر شویم
      با شروع دوره پاسخ سوال اول برای من روشن شد ما همیشه به جسم خودمون فشار میاوردیم چون فکر میکردیم چاقی در جسم ماست با انواع رژیم ها ورزش ها ماساژها دمنوش ها وقرص های لاغری ویا حتی جراحی های خطرناک برای مدتی لاغر میشدیم ولی به محض رها کردن آن روش دوباره به حالت قبل ویا حتی بدتر از قبل چاق میشدیم پس در نتیجه چاقی هیچ ربطی به جسم ما نداره چرا ؟ چون اگر ربط داشت باید با آن روشها لاغر میماندیم چاقی در افکار ماست ونتیجه چاقی افکار در جسم ما پدیدار میشود برای لاغر شدن ولاغر ماندن پایدار باید فرمولهایی که از کودکی از والدین واطرافیان ورسانه ها ودیگر موارد وارد ذهن ما شده وبااین فرمولهای اشتباه چاق شدیم این فرمولها را با آموزش لاغری با ذهن تبدیل به فرمولهای صحیح کنیم تا با افکار درستی که در مغز ایجاد میشود دستور درست برای لاغر شدن جسم صادر گردد واین مسعله هیچ راهی ندارد به جز آموزش صحیح لاغری با ذهن از ااستاد عزیزم سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم