0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 688 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
908 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آسیه رفیعی
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۵ ۱۹:۵۲
      مدت عضویت: 2541 روز
      امتیاز کاربر: 44929 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 2,650 کلمه

      💗 به نام خدای مهربان💗

      🌹سلام استاد عزیزم 🌹 سلام دوستان همراه و پرشور سرزمین زیبای تناسب اندام همیشگی🌹

      💜گام چهارم 💜 شروع مسیر لاغری 💜قسمت اول

      💖چرا چاق شدم 💖

      من متولد ۲۵ اسفند ۱۳۵۹ هستم و تا کلاس اول ابتدایی به شدت لاغر و متناسب و ریز نقش بودم طوری که مانتوی کلاس اولم اندازه هیچ کدوم از خواهرام نشد😍 در اون ایام منزل ما تو بمباران خراب شده بود و ما منزل پدربزرگم بودیم و خانه مان در حال ساخت بود و یک روز که از مدرسه آمده بودم به حدی گرسنه بودم و چون آنجا به صورت نسبتا مهمون بودیم😊 خجالت میکیشدم بگم گرسنه هستم و بخاطر همین دل درد خیلی شدیدی کردم اولش نمیدونستم این دلدرد شدید علتش گرسنگی بوده ولی وقتی غذا خوردم و فهمیدم این گرسنگی در اثر غذا نخوردن طولانی مدت بوده از گرسنه ماندن به شدت ترسیدم😅 و من اصلا حاضر به خوردن صبحانه نبودم و مادرم همیشه اصرار به خوردن صبحانه داشت ولی من فرار میکردم و تو مدرسه هم حاضر به خوردن هیچ خوراکی نبودم مخصوصا که مامانم تغذیه برام میزاشت دست نخورده برمیگردوندم و کلا دوست نداشتم جلوی دوستام خوراکی بخورم 😂 و بخاطر همین مدت زمان زیادی گرسنگی میکشیدم و به شدت خجالتی و کمرو بودم 😅

      بابام همیشه لقمه های خیلی بزرگی میخورد و برام جذاب بود 😂و منم دوست داشتم لقمه های بزرگ بخورم و دهانم پر بشه و این کار رو تقلید میکردم 🙄 و مامانم همیشه منو دعوا میکرد😡 و میگفت تو دختری باید لقمه هات کوچیک باشه منم بیشتر یواشکی این کار رو میکردم یا برام جذاب بود😅
      مردا تو بقالیا اکثرا میومدن و یه کیک درسته رو میکردن تو دهانشون و یک شیشه نوشابه رو کامل یه نفس میخوردن 😋🤕احساس میکردم خیلی قدرتمندن 💪🏻ولی هیچوقت نتونستم یه ذره بیشتر بخورم به خاطر گاز نوشابه و برام یه حسرت بود 🤣
      خونه ما زیرزمین داشت و همسایه بقلیمون خونشون هم کف بود سه تا خواهر شیطون بودیم😉 و چون طبقه هم کف میدویدیم و بپر🤸‍♀️ بپر 🏃‍♀️میکردیم صدا 🔊میرفت خونه همسایه شکایت کرد به بابام که خیلی صدا میاد از خونه تون بابام همش میگفت یواش راه برید🚶‍♀️ و بیشتر ما رو میشوندن و مشغول تماشای👀🙇‍♀️ تلوزیون📺 میکردن ما رو از همونوقت به تلوزیون📺 به شدت علاقه مند شدم و معمولا دراز میکشیدم🙇‍♀️ و تماشا میکردم کم کم تحرک ما به شدت کم و کمتر شد و کمی تپل شده بودم و اطرافیان مدام بهم میگفتن نخور و منو سرزنش میکردن که دیگه از در🚪 تو نمیایی و من برام خیلی عجیب بود چجوری از در به اون گندگی تو نیام و برا خودم تصویر سازی و تفکر🤔 میکردم با عقل بچگانه و مدام بهم میگفتن تنبل و بی عرضه و کلی عنوان مسخره کننده که دوستشون نداشتم صدا میشدم ولی خودم فکر نمیکردم چاق باشم تا اینکه کلاس اول راهنمایی بودم خونه عمم همه رفتن ترازو منم وزن کردم ۵۰ کیلو بودم بابابزرگمم💖 ۵۰ کیلو 💖بودم خیلی منو مسخره کردن و کلی بهم بد و بیراه گفتن که چاقم و منم به شدت خجالت کشیدم و باورم شد چاقیم حاد شده و یه بار روز عاشورا گم شدم تو دسته ها پیاده رفتم به سمت خونه مادربزرگم چون اونجا رو خوب بلد بودم از حرم حضرت معصومه به سمت بنیاد پیاده میرفتم مسافت خیلز طولانی بود وقتی پیدام کرد یه آقای موتور سوار منو رسوند خونمون فقط خیابونمون رو اسمش رو بلد بودم وقتی منو رسوند مامانم کف کوچه نشست به گریه وبعدش اون شب شام نذری داشتیم 🌹غذای امام حسین🌹 از ایستگاه صلواتی گرفته بودن و خیلی صمیمی بودیم و با هم دورهمی شام میخوردیم 😅من هنوز از ترس گریه میکردم و آقای همسایه خواست مثلا منو بخندونه یا نمیدونم چی درست یادم نمیاد چرا گفت 🤔 و پسر خودش که یک ماه از من کوچیک تر بود😂 و اونم درست مثل من چاق بود باباش گفت اگه امید پسرش جای من بود و گم شده بود سخت تنبیهش میکردم و بهش شام نمیدادم و کلی بهم چیز گفتن منم با این که خیلی گرسنه بودم اصلا از حرفش خوشم نیومد و لج کردم با خودم و شام نخوردم😅😂 این اولین باری بود که شام نخوردم به حدی نصف شب حالم بد بود که نصف شب از گرسنگی خوابم نمیبرد و به غلط کردن افتاده بودم 😂

      و من مدام شروع کردم دنبال رژیم های مختلف که کمی لاغر میشدم ولی بعدش خسته و نا امید میشدم یه روز عمم که خودشم با عرقیجات و گیاهی لاغر کرده بود گفت بهم از گرسنگی نترس و لذت ببر و من از همون روز دیگه به اراده آهنی💪🏻 معروف شدم و کلی رژیم های سخت و کم خوری گرفتم و از گرسنگی لذت میبردم و معده ام کاملا جمع شده بود و عادت کرده بود به نخوردنهای طولانی مدت و دیکه احساس گرسنگی نداشتم و حذف سه سم سفید خوشمزه معروف 🌹 (برنج و شکر و آرد )🌹 یکی از خطرناک ترین رژیم هام بود و به خوبی وزنمم کم شد ولی دکتری به بابام گفت اینا دخترن باید چربی داشته بدنشون برای زایمان و اینا نیاز دارن و بابام😡 اجازه نداد دیگه اونو ادامه بدم و وقتی رها کردم اون رژیم رو به سرعت نور به ۱۰۰ کیلو😢 رسیدم با وجود اینکه خودم کم میخوردم و فعالیتم شدید بود چون بابام مرتب از زرنگیهای مامانش تعریف میکرد منم الگو سازی میکردم و همه کارهای خونه رو به تنهایی انجام میدادم و همیشه هم بابام بهم میگفت گاو نه من شیرده😡 که یه عالمه کار میکنی ولی بعدش با پات میزنی همه رو میریزی 😂
      ولی من کارهای خونه داری رو خیلی دوست داشتم مخصوصا آشپزی با اینکه خودم نمیخوردم خیلیم دست پختم خوب بود چون بابام شکمو بود و طعم غذا براش خیلی مهم بود برای همین من کدبانوی فوق العاده ای شده بودم حتی منو یانگوم صدا میکردن فامیل 😂و وقتی به کارکردن میفتادم دیگه نمینشستم مامانم میگفت تو یدفعه زرنگ میشی و تمام کارها رو دلم میخاست خودم انجام بدم و از همون بچگی به تمام فوت و فن علاقه داشتم 😂 ولی از همون وقت دیگه درست وزنم پایین نمی اومد و نا امید بودم چون دکترا میگفتن فعالیت خونه داری حساب نیست و حتما باید ورزش سنگین باشه تا وزن بیاد پایین 😂 سواستفاده و تبلیغات از افسرگی چاقها

      و جراحی هم کرده بودم کمرم رو که کیست مو داشتم بخاطر پر مویی یه سال خوابیدم 🙇‍♀️و این وزن منو خیلی بالا برد منم شروع کردم با تلوزیون 📺ورزش کردن و پیاده روی🚶‍♀️🏃‍♀️ که پا دردهای من شروع شدن و مثل اینکه حرکات رو اشتباه میزدم و آرتروز گرفتم و ارتوپد بهم گفت وزنت زیاده و حتما باید تو آب 🏄‍♀️راه بری منم اصلاحاضر به رفتن استخر 🏊‍♀️نبودم هم از هیکلم خجالت میکشیدم هم هزینش زیاد بود خلاصه معجزه شد و رفتم باشگاه آمادگی جسمانی🏌️‍♀️ و با وزن ۱۰۶ کیلو شروع کردم و رژیم فوق العاده سخت خودم که هر چی میخوردم مینوشتم و به شدت از خوردن میترسیدم صبحانه و شام که حذف بود سالیان سال و نهارم در حد ۳ قاشق برنج و خورشت بود نهایت و در نهایت سختی در طی ۳ سال رژیم و باشگاه شدید به ۷۶ کیلو رسیدم و من چون نرمی استخوان داشتم کلا از ورزش معاف بودم حالا عاشق ورزش و باشگاه شده بودم و هیکلم 🏌️‍♀️عالی شده بود ولی پا پرانتزی بودم و با عوض شدن مربیم فلج شدم و آرتروزم شدیدتر شده بود و مجبور شدم پاهام رو عمل کنم و برای هر پایی که دکتر شکست و صاف کرد ۶ ماه درگیر بودم و یه سال خوابیدم🙇‍♀️ اوایل خیلی میترسیدم چاق بشم و نمیخوردم ولی بعد خواهرم میگفت خوب میشی و دوباره میری باشگاه و من چون مطمئن بودم اصولی کم کردم روزی که بعد از یه سال از جا بلند شدم فقط ۶ کیلو زیاد کرده بودم و ۸۰ کیلو شده بودم و بعد از فیزیوتراپی و دردهای شدیدم فهمیدم من دیگه اون آدم سابق نیستم و دکتر هم بهم گفته بود برای اینکه مفصلام آسیب نبینه باید پله ها رو دونه دونه برم بالا بعد از عملم مجبور شدم و راهی نداشتم و بعدشم قادر به باشگاه رفتن نیستم خیلی نا امید بودم چون من تصمیم داشتم مربی بدنسازی بشم و علاقه مند شده بودم و دیگه نمیشد 😍😂

      و باز انواع و اقسام رژیم ها رو امتحان کردم و از اونجایی که نقش ورزش برام خیلی پر رنگ بود و منم درد شدید داشتم و توانایی راه رفتن معمولی هم نداشتم و مدام فلج میشدم باز دکتر رفتم و فهمیدم من رماتیسم دارم آرتریت روماتوییدی که تمام مفصلام درگیر و دردناک بود که مامانم میگفت ارثیه از بچگی که بابام وقتی من کوچیک بودم و سربازی میرفته رماتیسم گرفته و سربازیش رو نیمه کاره رها کرده بود 😂 و منم که ذهنم آماده پذیرش هر نوع بیماری و من از بابام به ارث برده بودم باوری از بچگی در من مدام تصویر سازی شده بود 😅
      دکتر گفت فیزیوتراپی هم اصلا برای رماتیسم خوب نیس و تازه فهمیدم درد شدیدم بخاطر چیه و حتی با اصرار شدید اطرافیان قبول کردم برم استخر 🏊‍♀️که آخرین بار بدنم گرفت و به سختی از استخر اومدم بیرون و رژیمهای الکی خطرناک زیاد گرفتم که تلوزیون 📺هم اعلام کرد دچار سندروم یویویی وزن شدم و متابولیسمم رو کاملا داغون کردم و همیشه خدا بدنم یخ زده بود و انگار تو فریزر بودن دست و پاهام و باورم شده بود هیچ نوع سوخت و سازی ندارم و اکثرا بخاری رو بقل میکردم و کلیه هام رو میچسبوندم به بخاری که کلی هم عفونت کرده بود در همایشی که دکتر بیهوشی که کار تغذیه انجام میداد و رژیم درمانی میکرد وسط جمعیت منو نشون داد با لیست ۳ روزه ام که اون خانم فاجعه اشتباه میخوره و چاقه الکیه و بخاطر کم خوردنشه وزنش پایین نمیاد و لیست غذاییش یه مدت تاثیر داشت و من وزنم پایین اومد ولی به شدت دچار اسهال و استفراغ دو ماهه شدید شدم و با کلی آزمایش کسی نفهمید من چه مشکلی دارم و دکتر گوارش تشخیص کولیت داد و گفتن پرزهای روده ام رو از بین بردم و بالاخره خوب شدم و گفتن بخاطر سرکه سیب بوده و حذف کرد از لیستم که دیگه کاهش نداشتم و رو به افزایش گذاشت وزنم با این که دقیق رعایت میکردم و گفت رژیم پروتوئین بگیر که گفتم از پس هزینه اش بر نمیام😅 و باز خودم کم میخوردم ولی بی فایده و دوباره پیش یه دکتر تغذیه دیگه رفتم که رژیماش وحشتناک بود مثلا رژیم گوشت و گوجه یه ماهه داشت کلا تک بعدی بود و بعدها فهمیدم اونم متخصص تغذیه نبوده و مشاور بوده که یکی از بیماراش برای من تعریف کرد من تا رژیم این دکتر رو رها کردم به وزن ۱۵۰ رسیدم و من اونموقه ۱۰۸ کیلو بودم و این حرف رفت تو ناخودآگاه من و بعد از یه مدتی مجبور به رها کردن این رژیم شدم و کلا نا امید و افسرده بودم😅 و از هر چی رژیم بود خسته بودم زدم به سیم آخرکم کاری تیروییدم شدید شده بود یهو چشم باز کردم دیدم دقیقا همون ۱۵۰ کیلو شدم 😅و رفتم طب اسلامی و ریاضت گرفتم ۲ ماه که واقعا سخت بود و دکتر گفت ماهی ۱۰ کیلو نهایت ۲۰ کیلو تضمینی کم میکنی دقیقا هم همون شد چون اوایلش عالی وزنم پایین میومد وگفتم حتما بیشتر کم میکنم اما دقیق عدد و رقمی که دکتر بهم گفته بود رو نهایتا کم کردم ولی دیگه حاضر به انجام رژیمش نیستم و تهوع شدید میگیرم از خاکشیر و بعدشم یک ماهی روغن کنجد کل بدنم رو چرب میکردم و بادکش خورشیدی برای همه بدنم و فکر به اون ایام کاملا بوی اونا میاد تو دماغم 👃

      چندتا رژیم دیگه هم داد بی فایده و باز خودم چالشی گروهی با دوستام کالری شماری و پنج دو و اونواع و اقسام رژیمها رو تست میکردم حذف نهار و سویق و اینا رو هم امتحان کردم و اواخرش قبل از آشنایی با شما رژیم ۵ دو رو با گوش دادن💓 صوتی کتاب شفای زندگی 💓انجام دادم که بهتر از همه چی نتیجه داد و من همیشه اعتقادم به این بود خیلی کم تحرکم و کم کاری تیرویید شدید دارم و چاقیمون ارثیه چون خانوادگی چاق بودیم و نوع خوردنمون به شدت بده چون سرخ کردنی زیاد میخوریم😅 و مصرف روغنمون خیلی زیاده😂 و برنج و نون چاق میکنه 😂و همیشه هم بخاطر اسراف نشدن باید غذای تو بشقابم رو تا ته میخوردم 😂 و حسرت نخوردنام شدید بود 😂گاهی که از همه چی خسته نا امید بودم یهو ۴ بسته پفک میخوردم 😂و بعد عذاب وجدان شدید میگرفتم عاشق هله هوله و شیرینی جات بودم ولی بیشتر خودم رو محروم میکردم و افسردگی حاد داشتم😅

      دیگه گاهی کم میاوردم و عذابی که به خودم میدادم خیلی زیاد بود از خودم به شدت متنفر بودم حتی کلی متن و یادگاری از بچگیام داشتم که به خودم فحش و بد و بیراه داده بودم😡😠 هیچکس دوستم نداشت 🤕و خودمم بدتر از همه و اعتماد به نفس پایینم 🤧که همیشه احساس حقارت داشتم 😢و خشم و عصبانیت شدید و مورد تنبیه بدنی شدید میشدم حتی اگر غذایی رو دوست نداشتم مجبورم میکردن بخورم و بخاطرش کلی کتک میخوردم از بابام😡 همیشه میگفت تو دنبال چیزای خوشمزه ای 😋برا همینه چاقی باید چیزای بد مزه بخوری بخاطر همین گامبویی و خیلی عناوین وحشتناک بهم لقب میدادن و از زندگی کردن بیزار بودم حتی به خودکشی هم فکر میکردم چون بابام همیشه عصبی بود و منم بچه اول خانواده و کلا مورد خشم و غضب بابام 😐بودم و هر کاری بقیه میکردن گناهش به گردن من بودو میگفتن از تو یاد گرفتن😡 و واقعا من همیشه دنبال نتیجه بودم به جای اینکه به دلیل چاقی خودم پی ببرم مدام اضافه وزن رو میخاستم از بین ببرم درست مثل همون مشکل عیب و ایراد ماشین هر ننه قمری میگفت این رژیم خوبه تستش میکردم و پرونده شکست هام پر بارتر میشد و باور لاغر شدن سخت تر 😂 کارمم به جایی رسیده بود میگفتم هوا میخورم اب میخورم چاق میشم بابای منم دقیقا میگفت تو دلت خوشه و بی خیالی همش غصه اسلام رو میخوری 😳 و چاق میشی اینا مشکل و سختی نمیفهمن خوشی زیادز پروارشون کرده 😂 از بس غصه دار و افسرده بودم شبا متکام از اشک خیس بود تا خود صبح زیر پتو از سرزنشها گریه میکردم و روزا جلو همه مجبور به حفظ ظاهر بودم و خوش خنده ترین آدم و هر چی بیشتر بزرگ تر و چاق تر میشدم گاهی کسی مشغول به نصیحتم میشد اشکام قلمبه قلمبه میومد پایین 😂 و از بس دعوام میکردن که اشکت لب مشکت هست انقدر گریه نکن به صورتمم ماسک لبخند میچسبوندم 😂 ولی از درون داغون بودم و به یه تلنگر به هق هق گریه میفتادم و اکثرا آسی گریه او صدام میکردن 😂

      اما از سال ۹۶ که با شما آشنا شدم کلا تغییر کرده همه چی عادتهام باورام زندگیم و از لحاظ روحی عالی هستم😍 فایل ارزشمندی از شما نیس که دانلود نکرده باشم و ندیده باشم روحم کاملا تغییر کرده فقط جسمم تغییر نکرده که اونم بخاطر ننوشتن در سایت هست و جرات نوشتن نداشتم الان مطمئنم به زودی شگفتی ساز میشم با توکل به خدا و راهنماییهای استاد بزرگوارم و خوندن تک تک نظرات و دیدگاههای دوستان 😍شاد و متناسبم و میدونم فقط و فقط خودم با باورام مقصر و مسئول تمام بدبختیهای گذشته ام هستم 😄 خودم خرابش کردم خودمم مدیرکارخونه ام رو برای تحصیلات عالیه در دانشکده زیبای تناسب اندام ثبت نام کردم و با آموزشهای فوق العاده روح و جسم و همه وجودم در آرامش و خوشبختی تمام و کماله 😍😍😍 تنها ترین راه و بهترین راه و بهترین مسیر هدایت شدم 😍 آخر خط چاقی 😍 شروع ایستگاه لاغری 😍 زندگی من شده سراسر لذت و عشق و زیبایی 😍

      🌹🌹🌹بی نهایت از زحمات ارزشمند شما سپاسگزارم استاد گرانقدرم🌹🌹🌹

      🌹۵۰کیلویی حق منه و من لایقشم هستم 🌹
      🌹هر آنچه در مسیر چاقی از زندگیم از دست دادم به زودی بهم برمیگرده حتی بهتر از قبل 🌹
      🌹لاغر شدن با قدرت ذهن اسون ترین کار دنیاست 🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 73