برای خیلی از ما که سالها چاق بودیم، لاغر شدن یه آرزوی قشنگه که توی ذهنمون با سختی، محدودیت و ارادهی آهنین گره خورده. من هم سالها همینطور فکر میکردم. ولی وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، چیزی رو تجربه کردم که هیچوقت با رژیم تجربه نکرده بودم: لذت لاغر شدن؛ اون هم خیلی قبل از اینکه جسمم تغییر کنه.
مغز ما طوری کار میکنه که هر کاری رو بیشتر دوست داشته باشیم، اشتیاق بیشتری برای ادامه دادنش داریم. پس اگه لذت لاغر شدن رو توی ذهنت بیشتر کنی، حرکت در مسیر لاغری با ذهن هم برات آسونتر میشه. توی این مقاله داستان خودم رو تعریف میکنم؛ از رنج رژیمهای تکراری تا لذتی که از ذهن شروع شد. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:
💫 از رنج تکرار تا لذت لاغر شدن
اگه پای حرف هر کسی که با اضافهوزن زندگی کرده بشینی، احتمالاً یه کوه از خاطرههای تلخ برات تعریف میکنه. من هم یکی از همونها بودم. نزدیک ۳۵ سال چاق بودم. از دوران راهنمایی، وقتی معلم ورزش پیشنهاد داد رژیم بگیرم تا بتونم مثل بقیهی بچهها بازی کنم، اسم رژیم و ورزشهای سخت با زندگیم گره خورد. ولی هیچکدوم از این مسیرهای تکراری، من رو به لذت لاغر شدن نرسوند.
رژیم رو از حدود ۸۵ کیلو شروع کردم. هر رژیم پنج تا ده کیلو کمم میکرد و بعد وزنم بیشتر از قبل برمیگشت، تا جایی که حدود ۳۳ سالگی به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شکستهای پشتسرهم باعث شده بود فکر کنم لاغری یه رؤیای دور و رنجآوره. بدتر از اون، سرزنشها و نصیحتهای دیگران بود. ذهن خودم هم همیشه یه جمله رو تکرار میکرد: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.»
توی رژیمها هیچ لذتی وجود نداشت؛ همهاش محدودیت و ترس بود. حتی وقتی چند کیلو کم میکردم، یه حس دروغین داشتم که انگار کاملاً لاغر شدم و همزمان یه ترس دائمی که نکنه برگرده. مادرم که خیاط بود، وقتی بعد از رژیم لباسهام گشاد میشد و ازش میخواستم تنگشون کنه، میگفت: «صبر کن ببینیم میمونی یا نه.» یعنی حتی لحظههای موفقیت هم طعم تلخی داشتن.
📣 اشتباهی که هر بار تکرار میکردم
امروز که به عقب نگاه میکنم، میبینم خودم هم بیتقصیر نبودم. هر بار با هیجان به همه اعلام میکردم: «از شنبه رژیم میگیرم!» یا «از فردا ورزش رو شروع میکنم!» رژیمهام همیشه از شنبه شروع میشد و چون بارها اعلام کرده بودم و بعد کنار گذاشته بودم، کمکم حتی حرف زدن دربارهی تغییر هم برام مسخره شدن به همراه داشت.
اگه آگاهی امروزم رو داشتم، هیچوقت تصمیمم رو فریاد نمیزدم. ولی انگار باید همهی اون مسیرها رو میرفتم تا بالاخره یه نور توی ذهنم روشن بشه. سال ۱۳۹۳ با قانون جذب آشنا شدم و ظرف یه سال تغییرهای بزرگی توی وضع مالی، رابطهها و کارم دیدم. همون موقع فهمیدم کلید گمشدهی من دویدن روی تردمیل یا گرسنگی کشیدن نیست؛ قدرت ذهنه.

🤫 قدرت سکوت؛ اولین قدم برای لذت لاغر شدن
وقتی تصمیم گرفتم این بار مسیر متفاوتی رو برم، یه عهد بزرگ با خودم بستم: سکوت. سالها تجربهی تلخ اعلام کردن و شنیدن واکنشهای منفی رو داشتم. این بار میدونستم که برای چشیدن لذت لاغر شدن، باید این شعله رو در تنهایی روشن نگه دارم.
خوب میدونستم اگه به کسی میگفتم میخوام با قدرت ذهن لاغر بشم، به برچسب «بیاراده» احتمالاً یه برچسب تازه هم اضافه میشد! همون روزهای اول، غیرمستقیم با یکی از دوستهای صمیمیم دربارهی این ایده حرف زدم. با خنده گفت: «ما با این همه زور زدن جسمی لاغر نشدیم، حالا مونده با ذهنمون زور بزنیم!»
همین یه جمله کافی بود تا حواسم جمع بشه. فهمیدم باید این گنج رو پنهان نگه دارم. حتی به همسرم هم چیزی نگفتم. به جای توضیح دادن به دیگران، تمام تمرکزم رو گذاشتم روی مطالعه و یادگیری.
در گذشته هر قدمی که برای رژیم یا ورزش برمیداشتم، با موجی از نظر و نصیحت اطرافیان روبهرو میشد. ولی این بار، در پناه این سکوت آگاهانه، یه آرامش و توانمندی عجیب توی وجودم جوونه زد. هر چی بیشتر یاد میگرفتم، اعتمادبهنفسم بیشتر میشد. داشتم یه ساختمون درونی میساختم، بدون اینکه بذارم قضاوت دیگران به دیوارهاش آسیبی بزنه.
🗝️ از «باید» به «دوست دارم»
یکی از اولین چیزهایی که توی اون روزها یاد گرفتم، عوض کردن کلمهی «باید» بود. «باید لاغر بشم» برای من همیشه معنای جنگیدن داشت؛ و هیچ جنگی لذتبخش نیست. یاد گرفتم جاش بگم «دوست دارم سبکی رو تجربه کنم». همین تغییر کوچیک، لاغری رو از یه وظیفهی سخت به یه خواستهی دوستداشتنی تبدیل کرد.
قدم مهم دیگه این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. از اون روز غذاها، متابولیسم و ژنتیک از فهرست مقصرهای من خط خوردن. این پذیرش اول ترسناک بود، ولی بعد خیلی آزادکننده شد؛ چون اگه من مسئولم، پس تغییر هم دست خودمه.

🧠 وقتی لذت لاغر شدن از ذهن شروع میشه
با گذشت روزها، یه اتفاق عجیب افتاد. برای اولین بار در زندگیم، حتی قبل از اینکه جسمم تغییری کنه، داشتم لذت لاغر شدن رو حس میکردم. شاید بپرسی مگه میشه بدون تغییر سایز لذت برد؟ آره! همین که امید توی دلم سبز شده بود و حس میکردم من هم میتونم، برام با خود لاغری برابری میکرد.
قبلاً فکر میکردم فقط وقتی به اندام دلخواهم برسم، اجازه دارم خوشحال باشم. ولی این بار چون کسی من رو زیر ذرهبین نگرفته بود و مجبور نبودم به کسی جواب پس بدم، یه آرامش عمیق داشتم. فهمیدم لذت لاغر شدن در واقع همین رهایی از قضاوتها و رسیدن به آشتی درونیه؛ آشتی با خودم و با غذایی که میخوردم.
ماهها گذشت و من هنوز همون آدم چاق قبلی بودم، ولی یه فرق بزرگ ایجاد شده بود: ذهنم دیگه با چاقی درگیر نبود. اوایل، ذهنم بارها مسخرهام میکرد و میگفت «تو لاغر بشو نیستی». جوابش رو اینطوری میدادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم و وقتی به اندازهی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر میذاره.» من زودتر از جسمم، توی ذهنم لاغر شده بودم.
🍃 لغزشهایی که دیگه لذت رو نمیگرفتن
این به این معنی نبود که دیگه هیچوقت زیادهروی نمیکردم. هنوز هم گاهی بعد از تموم کردن یه کار، همون صدای قدیمی دعوتم میکرد چیزی بخورم؛ صدایی که از نوجوونی همراهم بود. گاهی بهش گوش میدادم و گاهی نه.
فرقش این بود که قبلاً بعد از هر پرخوری حس شکست داشتم و قول میدادم «فردا به جبران امروز هیچی نمیخورم»؛ قولی که فردا فراموش میشد و ذهن چاقم میگفت: «تو که خراب کردی، اونم بخور.» حالا دیگه به خودم عصبانی نمیشدم. قبول میکردم انتخاب خودم بوده و روی بهتر کردن واکنشهام کار میکردم. لغزش دیگه لذت مسیر رو ازم نمیگرفت.

🌟 وقتی رؤیا به واقعیت تبدیل شد
حدود پونزده ماه در سکوت روی ذهنم کار کردم؛ بدون اینکه ترازویی توی خونه داشته باشم یا مدام خودم رو توی آینه چک کنم. و بالاخره زمان چیدن میوه رسید. اولین بار که دکمههای پیراهن همیشگیم رو بستم و دیدم پارچهای که روزی روی بدنم کشیده میشد حالا با فاصله ایستاده، یه لرزش شوق توی دلم نشست. این اولین طعم ملموس لذت لاغر شدن بود.
اون روزها مغازه داشتم. منی که با چند قدم به نفسنفس میافتادم، حالا راحتتر کار میکردم و دیگه خبری از اون خستگیهای کلافهکننده نبود. این حس سبکی، برام یه زندگی تازه بود.
🔎 قدرت نشونههای کوچیک
یاد گرفته بودم ذهن مثل آهنرباست؛ به هر چی توجه کنی، بیشتر همون رو میبینی. پس به جای غصه خوردن برای سایزهای باقیمونده، روی نشونههای کوچیک تمرکز کردم:
- بالا رفتن از پلهها بدون توقف.
- دکمههایی که راحت بسته میشدن.
- و از همه مهمتر، لبخند رضایتی که بعد از سالها دوباره به صورتم برگشته بود.
ذوق و شوقی که در من بیدار شده بود، اونقدر قوی بود که حتی اگه لباسهام هم تغییر نمیکردن، باز هم حس میکردم برندهام. همین لذت، بزرگترین سوخت من برای ادامه دادن بود.
🤐 واکنشی که سکوت رو شکست
جالبترین بخش داستان این بود: اطرافیانم که هر روز من رو میدیدن، به خاطر همون سکوت، هنوز متوجه تغییر نشده بودن. ولی مشتریهایی که بعد از چند هفته به مغازه میومدن، با تعجب نگاهم میکردن. شنیدن جملهی «آقای عطارروشن، چقدر تغییر کردید!» از زبون یه غریبه، مثل سوخت جت برای انگیزهی من بود.
کمکم خانواده و دوستها هم متوجه شدن. نه رژیمی از من دیده بودن و نه ورزش سختی؛ براشون سؤال بود این تغییر چطور اتفاق افتاده. بعضیها حتی میپرسیدن عمل معده کردم یا نه. من فقط لبخند میزدم، چون میدونستم این نتیجهی ماهها ادامه دادن در ذهنمه. با همین روش حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم.

💫 لذت لاغر شدن رو در ذهنت بیشتر کن
از همون روزهایی که شروع کردم به آموزش دادن لاغری با ذهن، تمام تلاشم این بود که هر چیزی که لذت لاغر شدن رو در ذهن خودم بیشتر کرده بود، با بقیه هم در میون بذارم. کسی که سالها از چاقی و رژیمهای تکراری خسته شده، قبل از هر چیز به امید و لذت نیاز داره؛ چیزی که توی روشهای دیگه کمتر بهش توجه میشه.
ذهن ما بین تصویری که با احساس ساخته شده و تجربهی واقعی، فرق زیادی نمیذاره. برای همین، هر چی لذت لاغر شدن رو در ذهن بیشتر تجربه کنی، اشتیاقت برای ادامه دادن هم بیشتر میشه. موفقیت در هر کاری، ارتباط مستقیمی با لذت بردن از مسیر داره؛ لاغری هم از این قاعده جدا نیست.
میتونی با این کارها لذت لاغر شدن رو در ذهنت تقویت کنی:
- استفاده از ابزار حالمو بهتر کن برای ساختن حس خوب.
- خوندن نوشتهها و محتوای رایگان سایت که آگاهی تازه به ذهنت میده.
- دیدن و شنیدن آموزشهایی که نگرشت رو تغییر میدن.
- نوشتن درک و تجربهات در بخش دیدگاهها، که آگاهی رو در ذهنت تثبیت میکنه.
- دیدن نتیجههای شگفتیسازان برای اینکه ذهنت باور کنه این مسیر ممکنه.
🤝 لذت با هم بودن
یکی از گرههای ذهنی آدمهای چاق اینه که فکر میکنن با بقیه فرق دارن. خوندن تجربههای دیگران حس با هم بودن میسازه و همین حس، لذت مسیر رو چند برابر میکنه. بخش همفکری سایت و گروه «دورهمی لاغری با ذهن» در بله برای همین ساخته شدن؛ جاهایی که میتونی تجربهات رو بنویسی، از تجربهی بقیه یاد بگیری و حس کنی توی این مسیر همراه داری.
اگه میخوای این مسیر رو قدمبهقدم و با تمرینهای منظم جلو ببری، دورهی ورود به سرزمین لاغرها رو برای همین ساختم.
🏁 جمعبندی
لذت لاغر شدن لازم نیست منتظر عدد ترازو بمونه. برای من این لذت خیلی قبل از تغییر جسمم شروع شد؛ از امیدی که توی دلم سبز شد، از سکوتی که ذهنم رو از قضاوت دیگران محافظت کرد و از آشتی با خودم و غذا. وقتی مسیر لذتبخش باشه، ادامه دادن آسون میشه؛ و ادامه دادن، رمز اصلی رسیدنه.
✍️ تمرین: لذتهای کوچیک امروز
همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه. یه برگه بردار و اینها رو بنویس:
- سه لذتی که فکر میکنی بعد از لاغر شدن تجربه میکنی رو بنویس.
- کنار هر کدوم بنویس یه نسخهی کوچیکش رو همین امروز چطور میتونی حس کنی.
- یه «باید» دربارهی لاغری رو به «دوست دارم … رو تجربه کنم» تبدیل کن.
- بنویس به چه کسانی دربارهی تصمیم لاغریت گفتی و واکنششون چه حسی بهت داد.
- این هفته هر شب یه نشونهی کوچیک از تغییر، حتی ذهنی، رو یادداشت کن.
📝 برام بنویس
تا حالا لذت لاغر شدن رو قبل از تغییر جسمت تجربه کردی؟ تصمیم لاغریت رو با دیگران در میون میذاری یا در سکوت جلو میری؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، یکی از لذتهای کوچیکی که امروز حس کردی رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
لذت لاغر شدن یعنی چی؟
یعنی مسیر لاغری رو با امید، آرامش و اشتیاق طی کنی، نه با رنج و محدودیت. این لذت میتونه خیلی قبل از تغییر جسم، از ذهن شروع بشه.
چرا لذت بردن از مسیر لاغری مهمه؟
چون ذهن کاری رو که دوست داره، ادامه میده. وقتی لاغری فقط رنج باشه، دیر یا زود رها میشه؛ ولی وقتی لذتبخش باشه، ادامه دادن آسون میشه.
بهتره تصمیم لاغریم رو به بقیه بگم؟
تجربهی من این بود که سکوت کمک کرد ذهنم از قضاوتها و نصیحتها محفوظ بمونه و با آرامش جلو برم. هر بار که تصمیمم رو اعلام کرده بودم، فشار و قضاوت بیشتر شده بود.
چطور لذت لاغر شدن رو در ذهنم بیشتر کنم؟
روی نشونههای کوچیک تمرکز کن، «باید» رو به «دوست دارم» تبدیل کن، لغزشها رو بدون سرزنش ببین و با خوندن تجربهی دیگران حس همراهی بساز.
امتیاز 4.22 از 77 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام لذت بردن ازلاغری اونم به روش ذهنی چقدرحس خوبی درمابوجودمیاره من خودم تاحدودی سایزکم کردم وخیلی خوشحالم انگاربه یک حس خوبی رسیدم کسی نمیگه چاقی وباعث اذیتم نمیشه دراین روش کسی متوجه نمیشه اگررژیم بودسریع همه متوجه میشدن وقتی شروع کردم به گوش دادن فایل ها ونوشتن انگاریک جرقه درمن ایجادشد ومن باداشتن اون همه افکارچاقی وترس ازموادغذایی چقدرتغییرکردم من یادگرفتم چاقی همش ازافکاره نه خوردن ،باید روافکاروباورکاربشه نگرش ازچاقی به لاغری تغییرکنه ودراین راه بایدصبوربود دهن روازافکارمنفی خالی کرد ومن میگفتم لاغرشدن سخته باید سختی کشید افرادی که متناسب شدن خیلی سختی کشیدن ولی انروزمیگم نه سختی نداره باید روش درست رویادگرفت واجراکرد چقدرتوایینه خودنونونگاه کردیم وسرزنش کردیم ولی انروزباحس خوب نگاه میکنیم ترازوروحدف کردیم ملاک لاعری حس وحال وخوب هست نه عددترازو نه ورزش سخت وپیاده روی نخوردن ،حذف شیرینی وفست فود همه موادغذایی مصرف میشه درحدنیاز واین روش هیچ لطمه ایی به کاروزندگی نمیزنه هیچ بی حس وحالی نداره برخلاف رژیم همش سختی وبی حالی بود دراین روش ذهن ناخوداگاه یادگرفته چجوری رفتارکنه دیگه نمیگیم اشتهام زیاده ویامن ترغیب میشم بخوردن ایناوجودخارجی نداره درواقع یجورکشش ذهنی هست من بودم دوست داشتم بتورم من وابسته عادتهابودم نه عادت وابسته من ،معده من یخجال نیست همچیو دخیره کنه چقدراشتباه میکردیم چقدرازرمصان وعیدنوروزمیترسیدیم الان بالذت وبدون ترس گذروندیم وهیچ چاق هم نشدیم همش بخاطر داشتن دهن متناسب هست
نشان های دریافت شده
سلام سالها چاق بودم ازهرروش رژیمی استفاده میکردم باشگاه میرفتم وپیاده روی میرفتم حتی مجردی درکناورزش ورزیم دستگاه روناحیه وشکم وپهلو وسونا استفاده میکردم چقدربی حس وحال میشدم یا نگاه میکردم به روش دوستان گاهی ازروش اونااستفاده میکردم ولی بازموفق نمیشدم ورهامیکردم من فکرمیکردم من اراده ندارم ولی نمیدونستم دهن ناخوداگاه منه باشرایط جدید زندگی همون رژیم سازگاری نداره من چاقی روتوبشقاب میدیدم ولی اشتباه بوده برالاغری ازچایی سبزوشکلات تلخ استفاده میکردم اینم یجورنگرش اشتباه بودچقدرجلوایینه میرفتم وهی خودمونگاه میکردم میگفتم چرااین شکم اب نمیشه چقدرعددترازوماروازارمیداد سایزوزن بدتر ازخوردن هاترس داشتم ازخوردن هرنوع موادغذایی روچاق کننده میدونستم چقدرافکارمنفی رودنبال میکردم یاازخوردن یانخوردن خیلی ازموادغذایی خوشحال میشدم همین خودنگرش چاقی بود میگفتن بایدتحرک داشته باشی تالاغربشی زودبیدارشدن کالری شماری ولی وقتی ازخداخواستم راهی روبهم نشون بده همین سایت تناسب فکری هست یادگرفتم ذهن قدرتمنددارم نیازنیست طبق عوامل بیرون به جسمم فشاربیارم مثل ورزش ورژیم ازخوردن هاترس ندارم دیگه چون یادگرفتم غذاها قدرت چاقی نداره جلوایینه اگررفتم خداروشکرکنم یه دعا براستادبکنم یه خدابیامرزی به امواتش بدم که ماروازاون زندگی ازاردهنده مثل فرشته نجات داده ومن واردیک دنیایی شدم ارامش دارم وکسی این روش رومن دارم انجام میدم متوجه نمیشه کسی میپرسه چیکارکردی لاغری شدی من یه لبخندمیزنم ومیگم کاری نکردم دوست دارم لاغری رویادبگیرم واجرامیکنم اموزش ها افکارم تغییرکرده وحس وحالم خوب شده واون نگرانی ازچاق شدن ندارم چون به مغزم اگاهی دادم واون لاغری رویادگرفته وقتی ذهن وجسم باهم هماهنگ بشه جسم شروع میکنه به لاغری
نشان های دریافت شده
سلام من خسته شده بودم ازچاقی ودنبال راهی بودم که راحت بتونم وزن کم کنم بدون رنج وسختی ومیگفتم راهی هست که راحت باشه تابطوراتفاقی بایک خانم اشناشدم تواینستا ودیدم توپیجشون یک مطلب ازاستادوازایشون پرسیدم چی هست گفتن لاغری باذهن ومن هم گفتم این روش امتحان میکنم واردسایت شدم ثبت نام کردم ازفایل هاشون دارم استفاده میکنم وجزگروه تلگرامی هستم ومطالب ها بسیارعالی وخیلی کمک کرده بمن تا افکارم تغییرکنه فرمول اشتباه مغزم پاک بشه وترسی نداشته باشم ازغذاها وبه چاقی فکرنکنم درموردش حرفی نزنم دوستانی میبینن ازم میپرسن چیکارکردی اینقدرلاغرشدی منم طبق گفته استادیه لبخندمیزنم میگم کاری نکردم چون بگم لاغری باذهن طرف قبول نمیکنه تازه میخنده
سلام استاد
من واقعا از این لاغری خود لذت می برم چون من در هرروشی که می خواستم لاغر بشوم همه به من میگفتن تو لاغر بشو نیستی چون از کودکی چاق بودم و جالبه وقتی هم که کمی لاغر می شدم همیشه ایه یاس می خواندند که تو دوباره چاق میشوی ویا زشت شدی بسه دیگه لاغر نشو جالبه من دراین روش نصف اضافه وزنم را کاهش دادم و هر کس من را دیده بسیار تعجب کرده که چطور من بدون رژیم لاغر شدم و اصلا کسی حرفی از نا زیبایی به من نزده همه گفتند چقدر صورتت زیبا شده . چقدر جوان تر و جمع جور تر شدی . از پشت اصلا مشخص نمیشه که شمایی . در عکس ها گروهی لاغری من را متوجه شدند درحالی که قبلا اصلا مشخص نبود و این نشانه های بسیار خوبی برای من است که از طرف خداوند هدایت شدم و اشتیاق من را برای بدون دراین مسیر زیادتر میکند در حالی که من اصلا در مورد لاغری با ذهن با هیچ کس صحبت نکردم و اصلا در مورد این سایت به دیگران توضیح ندادم چون می دانستم من را تشویق نمی کنند و با خواندن ایه یاس من را از این مسیر به این خوبی منصرف می کنند و احساس و انگیزه من را برای ادامه دادن تحت الشعاع قرار می دادند برای همین به نزدیکترین افراد خانواده هم نمی گویم که چقدر دراین سایت هستم و چیکار می کنم چون با توضیح ندادن بیشتر می توانم روی کارهایم تمرکز داشته باشم و نظرات دیگران اصلا برایم مهم نیست چون ملاک من احساس خوب من خواهد بود و ممنون از استاد که درایت فایل امکانات سایت را توضیح دادند . از شما استاد عزیز ممنون و سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام زهرای عزیزم
چقدر از خوندن نوشته شما لذت بردم و با شما حس همزادپنداری داشتم از اینکه نوشتید به هیچ کسی در مورد این سایت نگفتید تا تمرکزتون روی خودتون و هدفتون بیشتر باشه لذت بردم منم همینطورم. بهتون تبریک میگم بابت احساس خوبی که دارید و کاهش وزنی که تجربه کردید🙏🏻🌹
سلام سحر خانم عزیز
ممنون از شمابابت پاسخ به نظر من .بسیار خوشحال شدم که از نوشته ی من لذت بردید . دقیقا برای انجام هر کاری توضیح به دیگران ندهیم و روی مسیر خود متمرکز باشیم موفق می شویم چون از فرکانس افکار منفی دیگران در امان هستیم و احساس ما هر روز شادتر از روز قبل خواهد بود و با بودن در این مسیر و گرفتن نتایج عالی در ظاهر و جسم ما کم کم دیگران متوجه تغییرات در ما خواهند شد و جالبه وقتی هم سوال میکنند که چطور لاغر شدی به قول استاد نمی توانی برایشان توضیح بدهیم که دقیقا چطور و چگونه لاغر شدیم، چون لاغری با ذهن در هر فردی متفاوت است و فقط این را می دانیم در این مسیر بدون سختی و فشار و بودن در مسیر و عجله نکردن خود به خود لاغر شدیم و احساس سبکی و شادی داریم .انشاالله شما هم در این مسیر موفق و جزء شگفت انگیزان شوید
نشان های دریافت شده
با سلام
مطلب بسیار مفید و عالی بود سپاس از استاد عزیز
دقیقا من الان در آن مرحله ای هستم که کسایی که کمتر من و میبینن همشون میگن چقدر لاغر تر شدی و از اصطلاح جمع و جور تر شدی استفاده میکنن و مطمئنم که به زودی به لطف خداوند منان در این مسیر شگفت انگیز به وزن ایده آل خودم میرسم و همان طور که از مسیر لاغر شدن درحال لذت بردن هستم از خود لاغری و احساس رهایی که کم و بیش احساس میکنم لذت می برم.
نشان های دریافت شده
سلام برخدایی که من روبه این سمت هدایت کرد و در ادامه حمایتم کرد که باشم درک درست ازقرار دادن تو این مسیر رو به شکل خوبی درک کنم که چرا در این مکان هستم وچی میخواهم وبه چی میرسم هدفم از زندگی امروز و اینده چیست چرا دارم روی ذهنم کار میکنم وهزارن چراهای دیگه که در طی مسیر بهشون رسیدم میزسم با بودن به جواب کل سوالهای ذهنی عمر به شکر خدا میرسم
سلام براستاد وهمه کسانی که تشنه درک خودش اربودن دردنیا هستن ودلشون میخواهد بدونن که هدف از بودنش دردنیا دردیدگاه پرورگار چی بود وچی رو هدف قرا دادن که بهش برسن موضوع افکارنیست موضوع اون هدف هست که افکار رو میسازه اگه آگاهی درستی اول دریافت گرده باشیم توکل زمان حیات خودمون
من طی این مدت باره به خودم گفتم که افسوس وصد افسوس که روزهای اول باید تواین مسیر می بودم ولی امروز اون افسوس رو به انگیزه وعشق به ادامه دادن خلاصه کردم دریافتمکه اگه اون نقطه تیره زندگیم نبودکه اول فبول کنم که هست و بعد درپی راه علاج وبرطرف کردنش باشم درنهایت شد هدیهای خداوند کادوپیچ شده این مسیر که ازطرف خداوندبه من رسید وفتی کادو به دستم رسید با بودن به خودم جرات دادم کادو رو باز کنم عطرش روحس کنم ازش تو زندگیم استفاده کنم که ارزش کادو خداوندبونم بیشتر درک بفهم که کجا قرارگرفتم قدردان باشم
واین مسیر پرازعشق به من آگاهی داد خودم رو با تمام ابعاد وجودی خودم پیدا کنم واین پیدا کردن به شکل شهدی هست که به تمام سلولهای جسم وروح میریزه آنقدر درشادی این پیدا کردن غرق میشم که ساعتهای زیادی درافکارمثبت وجودی خود غرق هستم آنقدر این غرق شدن شیرن دل چسب گواراست که خودم اون فقط هم لمس و هم درک میکنم با نوشتن هم نمیتوان اون توضیف کنم کلمات دربرابر تو ذهنمکم میارن انکار کلمه برایت توصیف ندارم که به دیگران بگمکه چه درمن تحولی ایجادکرده
امروزکه دارم این دیگاه رو تواین بخش مینویسم بقدری دریافتی خوبی ازمسیر توذهنمته نشین شده که به خودم جرات دادم اروزیی۴۰ ساله خودم رو به حقیت تبدیل کنماون یادگیری زبان انگلیس هست این حسرت تا این چندماه به شکل نشدن امکان نداشتن بود هرزمان که بهش فکر کردم آخرش گفتم نمشه من توان یادگیری رو ندارم ولی طی این ۳ ماه گذشته که به خودم جرات اقدام دادم ودارم به شکل عالی یادگیری دارم انکاروارد یی دنیا دیگه شدم توشهر آروزهای خودم پر واز دارم این یادگیری توچشم مننشدنی بود اون تغییر دادم تو ذهنم چون دریافتم که منمیتوانم من توانی یادگیری دارمپس حالا که توانی رو دارم چرا انجام ندم
ا
ون بخاطر این مسیر بود چون در یافتمکه لاغریی که به شکل کوه جلوی من ایستاده بود رو پس زدمقدرتش رو تودیدمن به شکل عالی ازدست داد بارو مبشه من دیگه ازچاقی بسیارقویتر هستم اون دیگه توان مقابله با من نداره دیگه هیچ قدرتی دربرابر افکار رفتار عمل کرده تغییر یافته من نداره اون هیچ توان مقابله با افکار و جوانهای دریافتیم این مسیر رو نمی توان داشته باشه لذتی که ازاین مسیر به منهرروز میرسه آنقدر شور شوق اشتیاق من رو زیاد کرده که میگممن رسیدم به هدفم با اینکه هنوز وزن زیادی رو باید ازدست بدم ولی تو دیدم من همین حال همین امروز به هدفم رسیدممنتظر سالها های اینده نیستم که تو جسم اون به شکل لاغری تجربه کنم همین امروز بهش رسیدم من دریافتم که تو همون روزکه چشم بازمیکنم زندگی کنم به شکل خوب درست به درک خوب هرروز ازدریافت آگاهی خوب وتحلیل اون توذهنم وبه کارگیری همون آگاهی تو زندگی خودم باهش زندگی کنم نه فقط یادبگیرم بزرام توپوشه خاطرات خاک روش بگیره ارزش این مسیر به زندگی کردن باهش خودش نشون میده نه فقط یادگیری تنها
اینکار همون دفترهای هست که من پر کردم از هنر اشپزی وکلی هنرهای دیکه که بعضی روبه شکل عالی ازش استفاده گردم ولی بقیه رو به تعداد انکشتنان دست ارشون استفاده تکردم شاید اصلا استفاده نکردم برای این مسیر به هیچ شکل این کار رو تکرار نکردم همه رو تو زندگیم به کارگرفتم که شد این حسهای عالی خودم
چون همین امروز زندگی من هست که آینده من رورقم میزنه پس چون درست با اگاهی دریافتی درست همسو هست نتیجه همدرآینده به شکل عالی هست اگه چه هنوز. اضافه وزن هست ولی اون دیگه رعد شدنی هست موندنی نیست با ید کوله بارش رو بنده بره جای تو ذهن افکار فکر وعمل کردم من نداره چون من تو هر کودم کلی تغییر ایجاد کردم وآینده خودم رو با این تغییرات میسازم چون دارم تو بخش ترمیم کارمیکنم اون ترمیم توذهن تورفتاروتوعمل کردم هست این نتیجه یادگیری دریافت آگاهی خوب در این زمانی هست که من تواین مسیر هدایت شدم
آینده هرکس در امروز خودش خلاصه میشه هرکاری امروز انجام بشه جوابش تو اینده بهش میرسه این تجربه سالهای عمر خودم هست که با دلیل مدرک توذهنم بهش رسیدم
خدا پشت. وپنا. هتون. یا حق. حق. نگه دارتون
سلام خدای مهربونم
خدایا یاریم کن در این مسیر درست مصمم تر و با لذت بیشتر و اشتیاق بیشتر حرکت کنم و گام بردارم
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
ایا من نیاز دارم که وقتی در مسیرم به کسی حرفی بزنم ؟
وقتی به کسی نگیم دیگه اونا از ما هی نمی پرسن چی شد پس چرا لاغر نشدی ؟
من از وقتی اومدم در دوره به هیچ کس نگفتم حالا پسر و همسر م از تمریناتم فهمیدن ولی نمیدونن دقیق چکار میکنم ولی نتیجه منو که دیدن شوهر م به خواهر م میگفت بیا از روش طاهره استفاده کن هم تغییر جسمی و هم تغییر رفتاری پیدا کرده و گذاشتم نتیجه جسمی و روحی من رو خودشون ببینن و من باور دارم که این روش منو به بهترین خودم میرسونه
این روش در من اشتیاقی ایجاد میکنه که اگر امکان تکرار رو استاد نزاشته بودن و فقط میشد یک بار ازش استفاده کنی برای من انگار یک عزیز رو از دست میدم این حسو در من ایجاد میکرد
من در این مسیر اگر به سوالی رسیدم همیشه در فایلهای بعدی به جوابم میرسیدم
همیشه در این سایت یک چیز جدید برای دیدن و اشتیاق بیشتر وجود داره
من بیشتر اوقات وقت کم میارم چون دوست دارم از تمام این امکانات و اطلاعات استفاده کنم و نمیتونم روزی بیشتر از 2فایل گوش کنم
من در این سایت به احساس ارامش و امنیت رسیدم من در این سرزمین هر چی بنویسم بدون ترس از قضاوت شدن میزارم و اشتیاقم هر روز بیشتر میشه و این ذوق و شوقو دوست دارم و همیشه بودن در این سایت رو دوست دارم
من درروشهای قبلی لذت نمیبردم و فقط عذاب بود و سرکوفت خودم و حال بدم که نتیجه ای جز چاقی بیشتر و بیشتر نداشت
من نمیدونستم که بدنم به کارهایی که با عذاب و سختی باشه جواب نمیده و مقاومت میکنه و همش با سختی و حسر ت ادمهای متناسب روزه میگر فتم و همش با خودم و خدایم به خاطر این سرنوشت و این چاقی ارثی درگیر بودم
به لطف خدا به این مسیر راه پیدا کردم از روز اولی که وارد دوره های رایگان شدم دیگه اون عذاب نبود دیگه اون حسرت نبود و جاشو به ارزوی خوشبختی برای ادم های متناسب و خوشحالی از این که منم به زودی به این اندام میرسم تبدیل شد
حال بدم و تنفر از خودم به حال خوب و دوست داشتن خودم به طوری که جلوی اینه خودمو بغل میکنم ولپ خودم رو میکشم و با خودم عشق میکنم تبدیل شد
ترس از غذا تبدیل به لذت بردن از هر نوع غذایی به اندازه نیازم تبدیل شد
کلا یک زندگی جدید با اندام جدید و روحیه جدید و حال جدید رو دریافت کردم
سال 1401واقعا خداوند به دعای تحویل سالم جواب داد و سالی باتغییر احوالم رو بهم هدیه داد البته از برج 1400/5که وارد دوره های رایگان شدم دچار این تحول شدم
من از دیدن خودم و رفتارهای جدیدم و بودنم در این سایت عشق میکنم
من عاشق تناسبم
من عاشق این دوره هستم و ادامه میدم و کم نمیارم وتکرار میکنم و وارد دوره های دیگه میشم
خداوندا این عشق و اشتیاق رو در من شعله ور تر کن
در پناه خدا باشید
سلام و درود .
چقدر نکته ی خوبی در این نوشته بود .
لذت بردن لاغری با ذهن .
خیلی ممنون از شما که همیشه به هر طریقی با عشقی که به این مسیر دارید این مسیر رو برای ما لذتبخش تر کردید .
همین خوندن این آگاهیها چقدر لذتبخشه در این مسیر .
دقیقا نوشتن و خوندن مطالب چقدز لذتبخشه
به سادگی لاغر شدن چقدر لذتبخشه
اینکه ذهن درگیر چاقی نباشه و در مورد چاقی با کسی صحبت نکنه چقدر لذتبخشه .
اینکه انسان در این مسیر خدای خودشو پیدا می کنه و درکش می کنه چقدر لذتبخشه
اینکه انسان به عزت نفس درونی میرسه چقدر لذتبخشه .
اینکه از ذهنش در سایر روشهای زندگی استفاده می کنه و از همه لذت میبره چقدر لذتبخشه .
اینکه میبینیم خب امروز نوشتم چه مدالی گرفت همین لذتبخشه
اینکه میدونم غذامو یه طوری بخورم که بعدش حس منفی پیدا نکنم چقدر لذتبخشه
اینکه ناخوداگاه کارات راست و ریست میشه چقدر لذتبخشه
اینکه با همه میگی و میخندی چقدر لذتبخشه
اینکه موقع انجام کارها سبک و فرزی چقدر لذتبخشه .
از شما ممنونم که شبانه روز در تلاش هستید تا این لذتها رو به ما هم انتقال بدید .
راستی در مورد معنی تلاش دیدگاهم تغییر کرده
تلاش کردن همیشه در ذهن ما یعنی سختی کشیدن برای رسیدن به هدف .
این معنی که در ذهن جا گرفته بسیار غلطه . چون راه موفقیت رو سخت می کنه برای همین اکثرا افراد شکست خورده هستند .
تلاش کردن یعنی لذت بردن در مسیر .
تلاش کردن یعنی عشق کردن در مسیر .
من دیگه معمولا از واژه ی تلاش کردن و زحمت کشیدن استفاده نمی کنم .
میگم عشق می کنم . یا به کسی دیگه نمیگم زحمت کشیدید میگم لطف کردید
من در مسیر لاغری عشق کردم و لاغر شدم لذت بردم و لاغر شدم و جالبش اینه لاغری در این مسیر هرگز متوقف نمیشه و هر روز پرانگیزه و شاد هستیم .
چون ذهن برای لذت بردن مواردی رو به ما ارائه میده .
ممنون از این مطلب عالی شما .
من سایت تناسب فکری رو خیلی دوست دارم .
چون همیشه پویا و زنده است .
مرده نیست .
و این یعنی عشق و اشتیاق و حس زنده بودن لاغری .
لاغری در این سایت نمیمیره .
و همیشه این حس به ماها انتقال داده میشه که لاغری رو هر روز زندگی کنیم .
هر روز طوری زندگی کنیم که حس لاغری داشته باشیم .
خیلی از خوندن این نوشته لذت بردم .
از نوشتن دیدگاه خودم هر چند کوتاه بود اما لذت بردم .
کلا منم خیلی از سایت شما به خاطر پویا بودنش لذت میبرم و هر روز دوست دارم مطلبی بخونم .
گرچه گاهی فرصتم سمت کارهای دیگه است اما ذهنم مطالب رو مرور می کنه و انجام میدم نکاتی که میفرمایید رو .
خدارو شکر بابت حضور شما استاد عزیز .
خدا شما رو برای ما حفظ کنه .
مثل همیشه عالی
در تکمیل صحبتهای شما برای ذهن خودم پس دلیل بسیاری از عدم موفقیتهای ما در همین نکته است ما خیلی از کارها رو مثل رژیم سخت و طاقت فرسا میکنیم مثلا طرف با میل خودش یک دوره یا کلاس رو ثبت نام کرده ولی جوری با نفرت ازش میاد بیرون که از خودش هم سیر میشه مگه ما همیشع با عشق رژیمهارو شروع نمیکردیم اینکه فکر میکنیم باید تلاش کنیم باید سختی بکشیم مگه جسم ما چه قدر جون داره حتی بعضیها تو یک کار هنری مثل نقاشی که همیشه ارزوش رو داشتن ثبت نام میکنند ولی نمیتونن ادامه بدن چون عشق نمیکنند خسته میشن خودشون خسته میکنند بلکه علت استمرار ما در این دوره همین لذت بردن از دوره است که میتونیم برای تمام مراحل زندگیمون پوشش بدیم مثلا همین کلاس زبان من اگر باهاش عشق نکنم به پرونده های بسته زندگیم تبدیل میشه همین ماه رمضان برای خیلی ها جز تشنگی و گرسنگی چیزی نیست و کم کم روزه گرفتن رو ترک میکنند ولی من همیشه باهاش عشق میکردم برام پر از خاطره بود تو خونه پدریم سحر ها همه تو یک اتاق نشیمن بزرگ سحری میخوردیم که زمستونها خیلی سرد بود و توش بخاری نفتی میزاشتیم و از دو طرف پنجره های قدی داشت و خیلی وقتها هم برف و بارون میومد عزیز جون چه سحریهایی درست میکرد چه رنگ و بویی داشت یا تابستونها یادم جعبه های نوشابه رو بابام تو حوض میزاشت خنک شه و هندونه رو مینداخت روی اب و چه افطاریهای با شکوهی که نمیدادیم و نمیرفتیم
کلا لذت بردن از هر پروسه ای باعث استمرار در ان میشود مثل غذا خوردن ماهمیشه رو به فزونی بود
همین چند وقت پیش بود که به پسرم گفتم مامان جان جوری درس بخون که وقتی درست تموم شد و خواستی اون کتاب بندازیش بره ببوسیش و بزاریش کنار یعنی انقدر باهاش عشق کرده باشی که دلت نیاد ازش جدا شی یادمه تو مدرسه بعضی از بیشتر بچه درسنخونها بعد امتحان کتابهاشون رو پاره میکردن و دوباره باید میومدن شهریور امتحان بدن نمیدون لز کجا کتاب تهیه میکردن خیلی این کارشون برام عجیب بود خوب من کلا با دری خوندن عشق میکردم دلم نمیومد کتابم رو پاره کنم
فکر میکنم ارتعاش لذت ما از مسیر تناسب نوعی انرژی مثبت در اطرافمون مستقر میکنه که به جذب انساهایی با این فرکانس میپردازد از وقتی در مسیرم با انسانهای مثبت تری در معاشرت شده ام و دیگر اینکه دیگران بیشتر پزیرای شما هستن چون این فرکانس به اونها حس خوبی میدهد
سلام و درود . کاملا درست میفرمایید و با جملاتتون موافقم .
اصلا اگه مسیر لاغری با ذهن رو میتونیم ادامه بدیم به خاطر لذتهاشه وگرنه اگه سخت بود که ادامه نمیدادیم رها میکردیم .
کار ما فقط کشف فرمولهای لاغریه که واکنش بدنمون رو لاغر کنه
تغییر گفتگوهای ذهنی لذتبخش در مسیر لاغری .
فرمولی که لذت داشته باشه قابل استمراره ولی فرمولی که توش حتی یه درصد رنج ببینی ذهن اون رو رها می کنه .
اما اینجا یه سوال پیش میاد چرا با وجود اینکه چاقی برامون سخته ذهن رهاش نمی کنه ؟
ذهن اون مقدار چاقی که رنجمون میداد رو رها کرده . قسمتی که رها نمی کنه به خاطر لذتشه .
حالا مگه چاقی لذت داره ؟
بله چاق شدن برای فردی که خیلی لاغره لذت داره تا اون رو به تناسب برسونه .
باز اگه از تناسب عبور کنه چاقی رنج آور میشه .
حالا ما اون نقطه تناسبه رو باید پیدا کنیم بعضیها میگن نمیدونم قد و یک مترشو بردارید میشه تعادل .
ولی این از نظر من تعادل نیست .
تعادل رو خود بدن تشخیص میده . تعادل جاییه که بدن در اون احساس لذت از اندام داشته باشه .
نه حس چاقی داشته باشه نه حس لاغری زیاد .
حس تناسب داشته باشه .
خب حالا اگه ما حس تناسب رو همیشه داشته باشیم بدن ما خودشو با این حس هماهنگ می کنه .
حالا چطور حس تناسب داشته باشیم
با انتخاب افکاری که بهمون حس تناسب میده . چون هر چیزی غیر از فکر از بین میره .
فکر تا آخر عمرمون با ما هست .
و ما میتونیم تغییرش بدیم . چون گفتگوست . و گفتگو قابل تغییره .
منطق یا همون گفتگو قابل تغییره .
منطق چاقی رو میشه به منطق لاغری تبدیل کرد .
همونجور که شما در این متنتون کاملا منطق لاغری رو به کار بردید و واقعا از جملات بی نظیری استفاده کردید ممنون از شما .
نشان های دریافت شده
سلام دوست گرامی خیلی خوشحالم ک احساس،خوبی، دارید،خوشا ب سعادتتون،چقد خوبه ک حال خوب واحساس عالی دارید واقعا صمیمانه بهتون تبریک میگم انشاله همیشه این حس خوب و عالی براتون بمونه انشاله هیچ موانع و ناراحتی نداشته باشید واگر هم مشکلی پیش بیاد با همین حس خوب اون رو برطرف کنید،مطمعنم ک شما موفق میشید.
انشالله ک شادی،سرور خوشبختی و آرامش در لحظه لحظه زندگیتون جاری باشه،از خداوند می خواهم در همه مراحل زندگیتون همواره پیروز و موفق باشید.
سلام و عرض ادب .
ممنون از انرژی مثبت شما .
امیدوارم که شما هم در همه ی شرایط زندگی حال خوب و عالی همراهتون باشه و قطعا هست .
نشان های دریافت شده
سلام آقا پسر پرتلاش ازدیدن توسایت به قدر خوشحال شدم انکار یگی ازاعضای خانوده چندوقت هست ارزش اطلاع نداشتم ازموفقیت که دیکه نگو بسیار برات خوشحال شدمآفرین آقا پسر مهربان بازم میگم آفرین چقدرتغییرات عالی بود برات این وحال حس خیلی بیشتری رو از خداوند درخواست دارم تو لایق ابن موفقیت بودی این تناسب حق افکارعالیت بودجون درک درستی ازمسر ازهمون روزاول تو قسمت رایگان توذهن فعالت بود برات آروزهای بهترین رو دارم
خداوند پشت وپنا هت باشه یاحق حق نگه داشته
سلام .
ممنونم از انرژی مثبت شما بانو .
نظر لطفتونه . شما هم خیلی خوب می نویسید و همیشه حضور فعالی داشتید . مطمئنم همه در این راه نتیجه میگیرن . چون انرژی تناسب اندام همیشگیه و مرتب داره میاد .
خداوند از طریق چرخ گردونش همواره داره همه نعمت ها و از جمله تناسب اندام رو برامون میاره .
فقط کافیه صبر کنیم و نظاره کنیم تا بهمون برسه .
هی بی تابی و بیقراری نکنیم . هی نگیم چرا نمیشه چرا نمیشه ؟ چرا دیر میاد ؟
فقط بگیم در راهه داره میاد . رسیده و در هر نفس با منه .
واقعیت هم همینه .
ما در هر نفس داریم متناسب میشیم در هر نفس لاغری همراه ماست .
انرژی نو میاد داخل بدن و انرژیهای کهنه رو بیرون میده .
وقتی همواره انرژی نو دریافت کنیم بدن هم دیگه به چربیها نیازی نداره و آروم آروم میفرستشون بره .
بدن از کمبود انرژی مجبور به ذخیره شد . وقتی دیگه خودمون رو با افکار محدود کننده برای دریافت انرژی محدود نکنیم بدن دیگه انرژی رو ذخیره نمی کنه . چون میدونه هر وقت بخواد هست .
انرژی همواره در ما جاریست و به قدر نیاز مارو پر می کنه .
وقتی به فراوانی انرژی متصل بشیم ؛ میبینیم انرژی از منابع مختلف داره به سمت ما میاد .
ما منابع زیادی برای پر کردن نیازهامون داریم که البته یکیش غذاست .
انرژی در همه چیز هست و فقط کافیه ذهنمون رو با اندیشه های فروانی پر کنیم .
خدا رو شکر که همه ی ما رو به این مسیر هدایت کرد تا انرژی درونیمون رو استخراج کنیم و به تناسب اندام همیشگی دست پیدا کنیم .
خدارو شکر .
سلام هم مسیر موفق
از خوندن دیدگاهت لذت بردم و حالم خوب شد
از دیدن عکست و تغییر خیلی عالی که داشتی خیلی لذت بردم و بهت تبریک میگم
خیلی عالیه مبارک باشه
من هم باشما خیلی ذوق کردم
در پناه خدا باشید
سلام ممنون از شما .
باعث افتخار بنده است حضور در کنار اساتیدی چون شما
درس پس میدم بانو .
ممنون از اینکه برام خوشحال شدید .
قطعا که هم مسیر هستیم و خدارو از این بابت شاکرم که منو هم مسیر با افرادی سرشار از انرژی مثبتی چون شما بزرگوار کرد .