0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سال‌ها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نه‌تنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاق‌تر شده بودم. امروز می‌خوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچ‌کس نمی‌تونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.

این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد می‌کنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.

🙋‍♂️ من و اضافه وزن

برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم می‌کردم، ولی وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمی‌گشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاق‌تر می‌کرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.

در اون سال‌ها به خاطر اضافه وزن، بیماری‌های مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که می‌رفتم به بن‌بست می‌رسید. بعضی‌ها رو می‌دیدم که لاغر می‌شن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجه‌ی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.

جرقه‌ای که همه چیز رو عوض کرد

از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجه‌های بزرگی در بخش‌های دیگه‌ی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچ‌کس چنین حرفی نمی‌زد. همه یا می‌گفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا می‌گفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد می‌دادن.

یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه می‌شه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخش‌های دیگه‌ی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمی‌کنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»

از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا می‌کردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالری‌شماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.

وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معده‌ات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدم‌ها مثل گذشته‌ی خودم دارن در این مسیر زجر می‌کشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزش‌ها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سال‌ها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجه‌هاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

مسیر لاغری

🧠 بدن فرمانبر ذهنه

برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسان‌ها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟

جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا می‌شه، اون بدن با همه‌ی عضله‌ها و استخون‌ها و قلب و مغزش، حتی نمی‌تونه یه پلک بزنه. یعنی همه‌ی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.

همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمی‌داد، دستت هیچ‌وقت خودش تکون نمی‌خورد.

خیلی ساده‌ترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمی‌ده. هر کاری که بدن انجام می‌ده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌ده؟

بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین می‌رن سراغ بدنشون. می‌گن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربی‌هاش رو با جراحی بردارم یا معده‌اش رو کوچیک کنم.

یعنی تقریباً همه‌ی روش‌های لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچ‌کدوم سراغ ذهن نمی‌رن. نتیجه‌اش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر می‌شن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمی‌گردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام می‌دن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا می‌ره.

دلیلش اینه که همه‌ی این روش‌ها سراغ نتیجه‌ی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمی‌گرده.

مثال کامپیوتر و چاپگر

برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمه‌ی پرینت رو زدی. برگه‌ای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.

حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلط‌گیر روی «من چاقم» رو می‌پوشونی و با خودکار می‌نویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو می‌کنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگه‌ی چاپ‌شده دست می‌برن.

ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ می‌شه و این بار حتی پررنگ‌تر. یعنی از وزن قبلیت هم چاق‌تر می‌شی. من سال‌ها همین اشتباه رو می‌کردم. هر بار می‌رفتم سراغ بدنم و می‌گفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمی‌شه.

چرا لاغر نمی‌شم؟

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاق‌تر می‌شیم؟

مهم‌ترین وظیفه‌ی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو می‌فهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربی‌های بدن یعنی ذخیره‌ی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمی‌شه.

حالا وقتی رژیم می‌گیری و غذات رو کم می‌کنی، ذهن نمی‌دونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر می‌کنه قحطی شده و غذا پیدا نمی‌شه. برای همین بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم می‌کنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.

به همین دلیل وقتی رژیم می‌گیری، بی‌حال و خسته و کم‌حوصله می‌شی و زود عصبانی می‌شی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته می‌شی و رژیم رو کنار می‌ذاری، ذهن سریع شروع می‌کنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.

این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیم‌های پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمی‌گرفتم و با بدنم نمی‌جنگیدم، هیچ‌وقت به ۱۳۵ کیلو نمی‌رسیدم.

خیلی ساده‌ترش اینه که وقتی رژیم می‌گیری، داری با ذهنت می‌جنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون اراده‌ی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته می‌شه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچ‌وقت خسته نمی‌شه.

🔑 کلید اصلی مسیر لاغری

حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی به‌جای اینکه روی برگه‌ی چاپ‌شده لاک غلط‌گیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جمله‌ی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوش‌اندامم».

وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلط‌گیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کم‌کم با نیاز بدنت هماهنگ می‌شه، ریزه‌خواری‌ها و پرخوری‌هات کمتر می‌شه و وزنت آروم‌آروم پایین میاد. چون این بار برنامه‌ی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمی‌گرده.

باورهای چاق‌کننده از کجا اومدن؟

حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشک‌ها جمله‌هایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل این‌ها:

  • «آب هم می‌خورم چاق می‌شم.»
  • «ژنتیکم چاقه و استخون‌بندیم درشته.»
  • «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمی‌شم.»
  • «سنم رفته بالا، دیگه نمی‌تونم لاغر بشم.»
  • «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»

جمله‌ای که خود من سال‌ها به همه می‌گفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانواده‌ام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمی‌گرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه می‌کردم.

وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیل‌های چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیل‌ها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم و هیچ‌وقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.

وقتی همه‌ی حواسمون به چاقیه

دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد می‌شه، موقع لباس پوشیدن غصه می‌خوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو می‌خوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا می‌خوریم. همه‌ی این‌ها یعنی توجه کردن به چاقی.

من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگ‌تر می‌شه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنیم و ازش می‌ترسیم، داریم همون برنامه‌ی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگ‌تر می‌کنیم.

برای همینه که بعضی‌ها هر چی دلشون می‌خواد می‌خورن و چاق نمی‌شن. چون اصلاً به چاقی فکر نمی‌کنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان می‌خوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق می‌شه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار می‌کنه.

لاغری با ذهن

📉 فرق این مسیر با رژیم‌های قبلی من

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته می‌شدم و آخرش برمی‌گشتم سر خونه‌ی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.

یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌هام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچ‌کس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم می‌گرفتم که چطور رفتار کنم.

۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همون‌طور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.

🤝 ما چاق‌ها خیلی به هم شبیهیم

در این سال‌ها نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدم‌های چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جمله‌هایی که در بچگی شنیدیم و ترس‌هامون از غذا خیلی شبیه همه.

من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم می‌تونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

لاغری ذهنی

🟣 گام اول: آگاهی

حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جمله‌های مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.

بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جمله‌هایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.

عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد. من هم منتظر خوندن نوشته‌هات در بخش نظرات هستم.


پیشنهاد می‌کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادت‌هایی باعثش شد؟
  • 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیم‌ها، وزنت چه تغییری کرد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره‌ی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جمله‌ها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون می‌کنی؟
  • 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکته‌ی تازه‌ای پیدا می‌کنی.

یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه‌ی بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر درباره‌ی دلیل‌های اصلی چاقی صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل می‌شه؟

چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی می‌بینه و بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده. وقتی رژیم تموم می‌شه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر می‌بره.

۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟

از شناختن باورهای چاق‌کننده. اول باید بفهمی چه جمله‌ها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدم‌به‌قدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین می‌کنی.

۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟

نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالری‌شماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر می‌کنه.

۴. هر چند وقت یک بار جلسه‌ی بعدی رو شروع کنم؟

پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشته‌های بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 705 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11407
917 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نفس فیاض
      ۱۴۰۰/۰۳/۲۵ ۱۱:۱۰
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 516 کلمه

      سلام به استاد عزیز و همه ی دوستان جویای تناسب و عشق و آگاهی و ارامش.💝

      بسیار عالی استاد عزیز….لذت میبرم از فایلهای شما…مخصوصا این دوازده جلسه ی رایگان لاغری با ذهن که اگه واقعا درست گوش داده بشه و به عمل در زندگیمون تبدیل بشه حتما جواب میده…

      همونطور که باورهای چاق کننده در ذهن اکثر ما باعث چاقی و جسم نادلخواه میشه، ایجاد باورها و رفتارهای درست حتما نتیجه ی تناسب و جسم دلخواه رو به ما میده.

      ✨همه ی ما باید برای همیشه این اصل رو در ذهنمون حک کنیم که منشأ تمام اتفاقات و تجربیات ما در زندگیمون ذهن ماست.

      این ذهن ماست که باید کنترل بشه و خداوند متعال هم بارها در قرآن کریم به تقوا که همون سلف کنترل یا کنترل نفس هست اشاره کرده است.

      اگه ما ذهنمون رو کنترل کنیم و با ورودی های درست آگاهانه بهش جهت بدیم در تمام جهات زندگی میتونیم به خواسته هامون برسیم.

      تناسب ذهن = تناسب جسم و تناسب در تمام ابعاد زندگی و در نتیجه همون خلق زندگی زیبا و عالی برای خودمون در این دنیا و خلق زندگی زیبا در اون دنیا.

      چرا که اگه ما خودمون رو ناتوان بدونیم در خلق زندگیمون و ضعیف و غمگین این دنیا رو ترک کنیم، قدرت خودمون و خدا رو نشناختیم و درک نکردیم و به خودمون ظلم کردیم و حتما در پیشگاه خداوند باید جوابگو عملکردها و باورهای اشتباهمون باشیم.

      من قبل از آشنایی با شما دلایل زیادی رو باعث چاقی خودم میدونستم.تقریبا دو سال هست با شمام و تناسب خوبی رسیدم اما هنوز جای کار دارم…

      چون هر بار که این دوره رو دوباره شروع میکنم متوجه باورهای مخفی در ذهنم میشم که با اینکه به زبون میگم اینا رو من دیگه قبول ندارم اما از عملکردها و احساسات خودم میفهمم که هنوز به باور در ذهنم تبدیل نشده…باید ادامه بدم و ادامه بدم…تا کی؟!

      تا همیشه…

      چرا؟!

      چون چیزی که برای من مهمه لذت این مسیر هست که همراه با طی کردن این راه، آگاهی های من و درک من از ذهنم و وجودم بیشتر میشه.

      پس کار و زندگیت چی میشه؟!

      کار و زندگی من با گوش دادن این آگاهی ها بهتر میشه.👌👌👌

      این همه زمانی که در طی روز نادرست تلف میشه با گوش دادن این آگاهی ها به صورت مفید استفاده میشن و در عین حال به ما یاد میشه که چطور در کنترل ورودی هامون بهتر و بهتر عمل کنیم و در نتیجه زندگی مون رو به شکل بهتری مدیریت کنیم و شکل بدیم.

      همه ی ما صبح تا شب تلاش میکنم که به هدفهامون برسیم از جسم زیبا تا ثروت و عشق و لذت…

      این مسیر همه ی این چیزا رو با هم داره در عین حال که سرشار از آگاهی هم هست پس چرا ادامه ش ندیم.😊

      استاد عزیز من به لطف خداوند و کمک شما به این درک رسیدم هدف من از زندگی کردن در این دنیا چی بوده و چطور باید زندگی کنم.💖

      من مطمئنم ادامه دادن این مسیر آگاهی به من کمک می‌کنه که خودم رو در ابعاد مختلف زندگیم همچنان رشد بدم.💪

      ✨در واقع فهمیدم که شناخت خودم و رسیدن به خودشناسی اصل و کلید موفقیت هر انسانی هست.

      ممنونم که هستید استاد و به ما اصل وجودیمان رو یادآوری میکنید.🙏💝 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نفس فیاض
      ۱۳۹۹/۰۸/۲۶ ۱۹:۴۴
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 779 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان متناسبم.

      خوشحالم و خدا رو شکر میکنم که اتفاقاتی در زندگیم افتاد که قانون رو بهتر بفهمم و درک کنم و بیام و جلسات لاغری با ذهن رو مجدد شروع کنم.

      راستش من بعد از طی کردن 12 جلسه ی لاغری با ذهن در حدود 10 ماه پیش مقدار قابل توجهی از وزنم رو کم کردم و به احساس عالی رسیده بودم.

      من در اون زمان معجزات رو به چشمم می‌دیدم…
      همه وقتی منو می‌دیدند میگفتند چقدر تغییر کردم و من واقعا حال و هوای دلم وصف نشدنی بود…

      زمان می‌گذشت و من کم کم اون استمرار در کار کردن روی جلسات رو کم کردم…

      یعنی اینطور باور داشتم که وقتی این 12 جلسه رو کار کردم، دیگه نیازی نیست مثل سابق روی ذهنم کار کنم…و خوشحال از اینکه قانون رو فهمیدم، در صورتی که غافل شده بودم از قدرت ذهنم…

      یک روز در میون یکی از فایلهای استاد رو گوش میکردم و خوشحال بودم که در زمینه ی لاغری با ذهن دارم روی ذهنم کار میکنم و میگفتم همین کافیه و قدرت ذهنم و فرمول‌های نامناسبی که باعث اضافه وزن در من میشد و هنوز در ذهنم بودند رو دست کم گرفته بودم…و تمرکزم رو برده بودم روی کسب ثروت.

      راستش من بعد از اینکه به قدرت ذهنم پی بردم تصمیم گرفتم از این قدرت در جهت کسب ثروت استفاده کنم و هر روز در این زمینه دارم به نتایج خوبی هم میرسم اما متاسفانه تمرکزم از روی لاغری با ذهن تقریبا نصف شد…و این اشتباه من بود…

      روزها می‌گذشت و من بیشتر هواسم به کسب و کارم بود…

      تا اینکه متوجه شدم وزن من استپ شده… اضافه نشده بود ولی استپ شده بود و هدف من این بود که بیشتر از این وزنم کم بشه…

      از کجا فهمیدم وزنم استپ شده؟!

      یه روز تو فیلمی خودم رو دیدم…تصورم از خودم تصویری خیلی متناسب تر بود…
      و من از دیدم خودم اول تعحب کردم و بعد حسم بد شد…بعدش رفتم جلوی آینه و خودم رو برانداز کردم و دوباره حسم بد شد و این حس بد یعنی یک جای کار میلنگه…

      بعد نشستم فکر کردم و با خودم رفتارهای خودم رو در چند وقت اخیر بررسی کردم دیدم که خدایا من دارم مسیر متناسب شدن رو دوباره برعکس میرم…
      رفتارهای من داشت بهم مسیر اشتباه رو نشون میداد…
      چطور؟!

      از اونجایی که وقتی یه خانم متناسبتر از خودم می‌دیدم احساسم بد میشد…

      از اونجا که وقتی فیلمی از خودم دیدم دوباره حسم خوب نبود…

      از اونجایی که دیگه کسی بهم نمی‌گفت که بهتر از قبل شدی…

      از اونجایی که احساسم به جسمم دیگه عالی نبود..

      اولش خیلی حالم گرفته شد اما دوباره خوب فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که چون من مثل سابق روی ذهنم در زمینه ی لاغری کار نکردم فرصتی برای باورهای نامناسب و نجواهای ذهنم ایجاد کردم که دوباره به روند قبلشون برگردند…و کارشون رو دوباره شروع کنند…
      باورهای نامناسب ذهنم مثل علفهای هرزی داشت فرصت بدست آوردن یک محصول عالی رو از من می‌گرفتو هر روز داشت منو از مسیر متناسب شدن دور میکرد…

      نکته ی دیگه ای که پی بردم در رفتارم این بود که من در مدت این 10 ماه گهگاهی ورزش میکردم…
      با اینکه میگفتم که من باور دارم که بدون ورزش هم متناسب میشم اما ته ذهنم این بود که این ورزش خیلی در روند کاهش وزنم تاثیر داره…چرا که داشتم صفحات ورزشی و فیتنس رو هم دنبال میکردم و من وقتی به این رفتارم فکر کردم فهمیدم اینکارم یعنی هنوز باور ندارم لاغری با ذهن بدون ورزش منو کاملا متناسب می‌کنه و می‌تونه بدون ورزش منو در همون وزن ایده الم منو نگه می‌داره…

      پس نشستم دوباره تصمیم گرفتم…با خودم گفتم من که دارم در زمینه ی کسب ثروت متمرکز روی ذهنم کار میکنم.از این به بعد مثل سابق روی ذهنم در زمینه ی لاغری با ذهن هم با برنامه ریزی درستی کار میکنم و به این شکل به وضعیت تناسب پایدار میرسم و با این هدف هر روز به خودم یادآوری کنم که مسیر آگاهی انتهایی نداره…

      هرچند که قانون در همه ی مسیرهای صحیح روابط و ثروت و تناسب به یک شکله اما نیازه که در این دو هدف مهم زندگیم ذهنم رو بمباران کنم.

      و من عاشق متناسب شدن و متناسب ماندن هستم و به قول استاد جزء عاشقان لاغری هستم و من به خودم قول میدم که عاشقانه در این مسیر زیبا حرکت کنم تا زنده ام…

      و مطمئنم من از همین دوره ی رایگان نتایج عالی خواهم گرفت مثل سری قبل که کار کردم اما اینبار با دفعه ی قبل فرق میکنه…اینبار من درکم از قانون خیلی بیشتر شده و من مستمر در این مسیر خواهم ماند…

      انشاالله دوره ی لاغری با ذهن استاد رو هم تهیه خواهم کرد و لذت اون آگاهیهای ناب رو هم خواهم چشید…

      دوباره میام و می‌نویسم چرا که نوشتن خیلی حالم رو عالیییی می‌کنه…

      خدایا شکررررت…

      شاد و‌ پایدار و متناسب باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نفس فیاض
      ۱۳۹۸/۰۷/۳۰ ۲۳:۴۹
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 332 کلمه

      سلام آقای عطار روشن مهربان و خنده رو ??☺️ چیزی که اولین برداشت من از شما با دیدن اولین فایل شما در کانال استاد عباسمنش بود. بنده شما رو از سایت آقای عباسمنش پیدا کردم…و از آشنایی با شما خوشبختم.
      داستان زندگی شما برای من بسیار انگیزاننده بود و جالب….????
      و اما برویم سراغ علت حضور من در این سایت.دلیل اولم شناخت بیشتر قوانین کائنات از طریق دنبال کردن سخنان شماست چون دریافتم شما انسان خود ساخته و قوی ای هستین که به قوانین مسلط هستین و میتونین راهنمای من در مسیر شناخت قوانین باشید.دوم حل مشکل اضافه وزنی هست که بعد از ازدواج سراغ من آمد.من قبل از ازدواج در سن 24 سالگی 55 کیلو بودم اما دوست داشتم ظریف‌تر باشم با اینکه نرمال بودم.برای همین دو سال مداوم باشگاه رفتم که البته دلیلش فقط وزن کم کردن نبود،دلیل اصلیم سلامتی و نشاط بود اما در کنارش دوست داشتم وزنم کمتر بشه… خلاصه بعد سه سال مستمر باشگاه رفتن با اینکه چربی اضافه ای نداشتم به 49 کیلو رسیدم که البته دچار کمردرد شدم چون خیلی لاغر شده بودم…که ازدواجم در همین مرحله ی زندگیم اتفاق افتاد.
      کم کم باشگاه رفتن رو رها کردم…یه روز میرفتم سه روز نمیرفتم…?? و طی دو سال دوران عقد 10 کیلو اضافه شدم.???تلاش کردم که دوباره به وزن قبلیم برسم اما نشد و وزنم ثابت مونده بود…
      یه مدت وزنم ثابت بود اما بعد بارداری وزنم به 68 کیلو رسید.الان میخوام وزنم به همون پنجاه کیلو برسه.یعنی 18 کیلو کم کنم….
      اینکه چرا چاق شدم رو میدونم.ازدواج چون باور داشتم ازدواج باعث چاقی میشه.خوردن غذای بیشتر کنار همسرم که همیشه دوست داشت تنها غذا نخوره.زایمان… باورم این بود با زایمان دچار اضافه وزن میشم و کم تحرکی.باور اینکه اگه ورزش رو ول کنم چاق میشم.اقای عطار روشن عزیز یا بهتره بگم استاد امیدوارم بتونم با تغییر فرمول‌های اشتباه ذهنم هم به لاغری و هم به تغییر هر چه بیشتر و بهتر در تمام جوانب زندگیم دست پیدا کنم. شاد و پیروز باشید در پناه خداوند یکتا. ? ? ?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم