۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سالها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نهتنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاقتر شده بودم. امروز میخوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچکس نمیتونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.
این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد میکنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🙋♂️ من و اضافه وزن
برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم میکردم، ولی وقتی رژیم رو کنار میذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمیگشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاقتر میکرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.
در اون سالها به خاطر اضافه وزن، بیماریهای مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که میرفتم به بنبست میرسید. بعضیها رو میدیدم که لاغر میشن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجهی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.
جرقهای که همه چیز رو عوض کرد
از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجههای بزرگی در بخشهای دیگهی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچوقت فکر نمیکردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچکس چنین حرفی نمیزد. همه یا میگفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا میگفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد میدادن.
یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه میشه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخشهای دیگهی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمیکنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»
از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا میکردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالریشماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.
وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معدهات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدمها مثل گذشتهی خودم دارن در این مسیر زجر میکشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزشها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سالها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجههاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

🧠 بدن فرمانبر ذهنه
برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسانها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟
جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا میشه، اون بدن با همهی عضلهها و استخونها و قلب و مغزش، حتی نمیتونه یه پلک بزنه. یعنی همهی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.
همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمیداد، دستت هیچوقت خودش تکون نمیخورد.
خیلی سادهترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمیده. هر کاری که بدن انجام میده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.
❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیده؟
بیشتر آدمها فکر میکنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین میرن سراغ بدنشون. میگن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربیهاش رو با جراحی بردارم یا معدهاش رو کوچیک کنم.
یعنی تقریباً همهی روشهای لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچکدوم سراغ ذهن نمیرن. نتیجهاش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر میشن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمیگردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام میدن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا میره.
دلیلش اینه که همهی این روشها سراغ نتیجهی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمیگرده.
مثال کامپیوتر و چاپگر
برای اینکه این موضوع رو راحتتر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمهی پرینت رو زدی. برگهای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.
حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلطگیر روی «من چاقم» رو میپوشونی و با خودکار مینویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو میکنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگهی چاپشده دست میبرن.
ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ میشه و این بار حتی پررنگتر. یعنی از وزن قبلیت هم چاقتر میشی. من سالها همین اشتباه رو میکردم. هر بار میرفتم سراغ بدنم و میگفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمیشه.

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاقتر میشیم؟
مهمترین وظیفهی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو میفهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربیهای بدن یعنی ذخیرهی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمیشه.
حالا وقتی رژیم میگیری و غذات رو کم میکنی، ذهن نمیدونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر میکنه قحطی شده و غذا پیدا نمیشه. برای همین بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم میکنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.
به همین دلیل وقتی رژیم میگیری، بیحال و خسته و کمحوصله میشی و زود عصبانی میشی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته میشی و رژیم رو کنار میذاری، ذهن سریع شروع میکنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره میکنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.
این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیمهای پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمیگرفتم و با بدنم نمیجنگیدم، هیچوقت به ۱۳۵ کیلو نمیرسیدم.
خیلی سادهترش اینه که وقتی رژیم میگیری، داری با ذهنت میجنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون ارادهی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته میشه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچوقت خسته نمیشه.
🔑 کلید اصلی مسیر لاغری
حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی بهجای اینکه روی برگهی چاپشده لاک غلطگیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جملهی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوشاندامم».
وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلطگیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کمکم با نیاز بدنت هماهنگ میشه، ریزهخواریها و پرخوریهات کمتر میشه و وزنت آرومآروم پایین میاد. چون این بار برنامهی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمیگرده.
باورهای چاقکننده از کجا اومدن؟
حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشکها جملههایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل اینها:
- «آب هم میخورم چاق میشم.»
- «ژنتیکم چاقه و استخونبندیم درشته.»
- «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمیشم.»
- «سنم رفته بالا، دیگه نمیتونم لاغر بشم.»
- «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»
جملهای که خود من سالها به همه میگفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانوادهام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمیگرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه میکردم.
وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیلهای چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیلها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم و هیچوقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.
وقتی همهی حواسمون به چاقیه
دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد میشه، موقع لباس پوشیدن غصه میخوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو میخوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا میخوریم. همهی اینها یعنی توجه کردن به چاقی.
من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگتر میشه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر میکنیم و ازش میترسیم، داریم همون برنامهی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگتر میکنیم.
برای همینه که بعضیها هر چی دلشون میخواد میخورن و چاق نمیشن. چون اصلاً به چاقی فکر نمیکنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان میخوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق میشه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار میکنه.

📉 فرق این مسیر با رژیمهای قبلی من
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته میشدم و آخرش برمیگشتم سر خونهی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالریشماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.
یکی از قشنگترین تجربههام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچکس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم میگرفتم که چطور رفتار کنم.
۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کمکم و بیصدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همونطور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.
🤝 ما چاقها خیلی به هم شبیهیم
در این سالها نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدمهای چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جملههایی که در بچگی شنیدیم و ترسهامون از غذا خیلی شبیه همه.
من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم میتونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همونطور که سالها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

🟣 گام اول: آگاهی
حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جملههای مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.
بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جملههایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.
عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد. من هم منتظر خوندن نوشتههات در بخش نظرات هستم.
پیشنهاد میکنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادتهایی باعثش شد؟
- 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیمها، وزنت چه تغییری کرد؟
- 🔍 چه باورهایی دربارهی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جملهها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون میکنی؟
- 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکتهی تازهای پیدا میکنی.
یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسهی بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر دربارهی دلیلهای اصلی چاقی صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل میشه؟
چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی میبینه و بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده. وقتی رژیم تموم میشه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره میکنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر میبره.
۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟
از شناختن باورهای چاقکننده. اول باید بفهمی چه جملهها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدمبهقدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین میکنی.
۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟
نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالریشماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر میکنه.
۴. هر چند وقت یک بار جلسهی بعدی رو شروع کنم؟
پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشتههای بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد.
امتیاز 3.82 از 705 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











به نام خداوند هدایگر و مهربان .❤سلام خدمت همه ی هم سفر هایم و خدمت استاد خوبی ها .گام چهارم .چرا برای قرار گرفتن در مسیر لاغری باید از مسیر چاقی حرکت کنیم ؟ابتدا باید دلیل چاقی خود را شناسایی کنیم و چه عواملی باعث چاقی ما شده اند وبا شناسایی ان ها وراهکار مناسب عامل چاق کننده را پیدا کنیم در روش های لاغری با ذهن خبری از نخوردن ها و رژیم غذایی نیست و نکته شگفت انگیز این است که نیاز نیست به اندازه ای که سال ها چاق بودیم صبر کنیم و باور کنیم که لاغر شدن خیلی سریع تر از چاق شدن است وقعا میشود با تغییرذهن خود لاغر شویم و قدرت ذهن خود را باور کرده باشیم وفرمول های لاغری را جایگزین کنیم ودر روش های قبلی همیشه میخواستم نتیجه را تغییر بدهم و میخواستم چاقی رو تبدیل کنم به لاغری و این روش نمیتونست لاغری متداوم داشته باشع ومن میخوام رنج چاقی رو تبدیل کنم به لذت لاغری ومن میخوام روی صورت مسئله کار کنم لاغری باذهن سیستمی هست که عیب یابی میکنه وبه ما میگه چه چیزی در ذهن ما اشتباه برنامه ریزی شده و چه فرمول هایی با گوش دادن با فایل ها و انجام دادن تمیرینات هر قسمت و خواندن نوشته های دیگران به ما در جایگزین کردم فرمول ها خیلی کمک میکند و من و همراهانمان تا حالا از هر روشی استفادده کردیم برای لاغری با توصئه ی دیگران بوده وبه جایی نرسیدیم و من متوجه شدم لاغر شدن در صورتی میتواند دائمی باشد که علت چاقی رو برطرف کنم نه این که نتیجه رو تغییر بدم و چاقی در ذهن من هست ومن هر فشاری به جسم بیارم نتیجه نخواهم گرفت و فرمول های من تغییر نکرده و من رابه وضعیت قبلی برمیگردونن تمرین گام چهارم ؟ صورت مسئله این که چرا من چاق هستم وهر دلیلی برای چاقی من .؟؟؟من از دوران بلوغ شروع کردم به چاق شدم چون یادم میاد که بهم میگفتن در دوران بلوغ دختر ها چاق میشن و فرمول هادر من از همون دوران شروع به استارت کردن زد وراثت و ارثی بودن و ژنتیک مدام به من تاکیید میکردن مادر چاق برادران چاق پدر چاق عمو عمه و دختر عموها و پسر عموها همه چاق وومنم دیگه طبعی بود باور کنم چاقی ارثیه و جزو باورهام شود وورزش نکردن بیتحرکی ودر دوران عقد باور کرده بودم که بعد از عقد اکثر چاق میشن ومن هم سریع این فرمول رو من تاثیر خوش رو گذاشت و۴و۵کیلو اضافه کردم متابولیسم و سوخت ساز بدن اخه من نمیدونم با چه دلیلی این باورهارو قبول کردیم وسریع سریع تو مغزمون باورش کردیم و نهادینه شده و بعد ازدواج دوران بار داری که اصلا دیگه روزانه چاق شدن بود شنیده بودم که دوران بارداری خیلی خانوم ها چاق میشن و من هم باور کرده بودم که طبیعیه که چاق بشم واز هرچی به هر مقدارمیخوردم چون یه خانوم باردار باید همه چی بخوره در حد خفگی چون دونفر هستیم باور چاق کننده . در دوران شیر دهی اگر شیر ندی با همون اضافه وزن باقی میمونی اونم که طبق معمول برقرار بود وتشدید چاقی پررخوری فرمول چاقی ورزش نکردن اب بخورم چاق میشم کم تحرکی تند غذا خوردن وسریع خوردن و باعث میشه که معده هضم نکنه و چاق بشیم شب نون برنج غذا های سرخ کرده خوردن فست فود شادی با غذا خوردن غم با خوردن وتشدید چاقی و هزاران دلیل های دیگه و جالب ترر تیروید عامل چاقی و چه مشکلاتی با چاق شدن دارم مشکل من اول این که حس درونیم نسبت به خودم خوب نیست دوم اعتماد به نفس ندارم سوم خیلی جاها از خیلی چیز ها و علایقم صرفه نظرکردم برای چاقیم نمیتونم لباس مورد علاقم رو بپوشم چون چاقم و محدودیت دارم سبک نیستم بدنم به خودم راحت نیست سلامتی ندارم از خیلی از جشن ها ودورهمی ها فاصله میگیرم بخاطر اضافه وزنم من نمیتونم سبک باشم ازاد ورها باشم من از سن ۱۴سالگی شروع به چاق شدن کردن و همیشه میخواستم نتیجه رو تغییر بدم بازم برگشتم سر خونه اول و استاد مهربان الان برای بار سوم دیگاه هم رو نوشتم وپاک شد و دوباره شروع کردم به نوشتن چون متعهد بودم واشتیاق و استمرار دارم و اطمینان دارم به خودم و مسیر و خداوند هدایت گر با شور و اشتیاق تمومش کردم خدارو شکر که در مسیر متعهد هستم و حس درونی عالی دارم البته منفی باف میخواهد با عجله کردن من رو از مسیر منحرف کنه ولی من خیلی سر سخت تر از اون هستم و من لایق بهترین ها هستم پیش به سوی هدف
سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم من یک سالی میشه که با این سایت اشنا شدم به اتفاقی و دیگه خسته شده بودم از رژیم های طاقت فرسا و ورزش که و میدونم هیچ اتفاقی اتفاقی نبود و خداوند به درخواست های من پاسخ داده بود و من باسایت تناسب فکردی اشنا شدم فایل های رایگان رو که گوش میدادم احساس وحسم نصبت به خودم هر روز عالی وعالی تر میشد ولی من همه کار هارو وتمرینات رو انجام میدادم و در سایت تمرینات رو نمینوشتم ودر دفترم مینوشتم در این یک سال خیلی تغییرات رفتاری داشتم تا به الان ولی الان دوباره تصمیم گرفتم برای بار چندم دوره رو تکرار کنم وبا این تفاوت که تمرینات رو بنویسم من از نظر رفتاری و حس خوب داشتن به خودم عالی عملکرد داشتم ولی تغییری در جسم هنوز به وجود نیومد که اونم با گفته های استاد ترمز هارو پیدا کروم با استمرار و تمرین کردن من عاشق متناسب شدن هستم و ایمان دارم که شگفتی ساز میشوم 🥰🥰🥰🥰😍😍😍😍😍😍😍وبهترین راه ومطمئن ترین راه و کامل ترین راه تناسب همینه تمام با ایمان کامل دارم این حرف رو میزنم چه گفته های خوب ونابی که استاد میزنن چه تمرین های بکردی که میدن واقعا همه عالی وعالی هستن هر کدومش یک چراغ رو برامون روشن میکنه در مسیر متناسب بودن لذت بخش ترین مسیر هست خدایا سپاسگزارم ازت که منو در این مسیر زیبا و سبز هدایت کردی تو بهترین هستی استاد عزیز 🙋♂️🙋♂️🙋♂️🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹(داستان چاقی من چیست)؟:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ۱(داستان چاقی من از دوران راهنمایی سن بلوغ شروع شد که من شروع کردم به چاق شدن و روز به روز بیشترشد $$$) ۲(چه خاطراتی از چاق شدن دارم ):: ؟؟؟خطرات ها که زیادی هست اولینش این بود در دوره راهنمایی به هم کلاسی هایم حسادت زیاد میکردم که چرا لاغر وخوش اندام هستن ولی من چاق هستم بعدش این بود که مشکل خرید لباس داشتم سایز شما نیست چه حس بدی بهم دست میداد نا امید از عالم و ادم میشدم و از عالم ادم شکایت داشتم ،،ورزش مورد علاقم رو نمیتونستم انجام بدم به دنبال هیچ یک از رویاهم نرفتم رقص رو زیاد دوست داشتم نرفتم به خاطر اضافه وزنم در جشن عروسی با اعتماد به نفس پایین خودم رو عذاب میدم مدام در حاله مقایسه کردم خودم با دیگران بودم 😍😍😍😍حالا چرا من چاق هستم ؟؟؟؟؟ با باور های اشتباه و عادت های اشتباه وارد بازی چاقی شدم اولین باور این بود که دختر هادر سن بلوغ چاق میشوند چاقی ارثی و ژنتیکی است با داشتن خانواده چاق پرخوری در غذا ها عدم تحرک وورزش نکردن زیاد خوردن نا مناسب غذا خوردن تند خوردن زود دخوردن توجه نکردن به طمع غذا ها باور این که هر مواد غذایی وارد بدن میشود باعث چاقی میشود زیاد خوابیدن حله حوله خوردن خوردن فست فودچاق شدن اسان ولاغر شدن سخت است بعد از ازدواج چاق شون در دوران بارداری چاق شدن باور این که بعد از زایمان شیر ندادن وچاقی ماندگار بودن با ور این که ثانیه ای چاق شدن باور این و باور های مخرب زیاد که باعث تخریب من شد باور هایی که از طریق خانواده افردامختلف ومحیط به من القا شد و همش توهمی بیش نبود که ذهن من ان هارو باور کرد ومن رو به این نیجه رسوند از خدای بزرگ شاکر وسپاس گزارم که من در مسیر درست قرار داده واقعا حس خوب رو به من هدیه داد استاد عزیز از شما تشکر میکنم بابت دانش های خوب ونابی که در اختیار ما قرار میدی ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤من حتما یک شگفتی ساز خواهم شدایمان قوی دارم که مسیرو درست میرم پیش به سوی خواسته ها وهدف ها