۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سالها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نهتنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاقتر شده بودم. امروز میخوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچکس نمیتونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.
این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد میکنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🙋♂️ من و اضافه وزن
برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم میکردم، ولی وقتی رژیم رو کنار میذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمیگشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاقتر میکرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.
در اون سالها به خاطر اضافه وزن، بیماریهای مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که میرفتم به بنبست میرسید. بعضیها رو میدیدم که لاغر میشن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجهی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.
جرقهای که همه چیز رو عوض کرد
از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجههای بزرگی در بخشهای دیگهی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچوقت فکر نمیکردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچکس چنین حرفی نمیزد. همه یا میگفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا میگفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد میدادن.
یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه میشه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخشهای دیگهی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمیکنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»
از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا میکردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالریشماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.
وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معدهات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدمها مثل گذشتهی خودم دارن در این مسیر زجر میکشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزشها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سالها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجههاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

🧠 بدن فرمانبر ذهنه
برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسانها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟
جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا میشه، اون بدن با همهی عضلهها و استخونها و قلب و مغزش، حتی نمیتونه یه پلک بزنه. یعنی همهی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.
همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمیداد، دستت هیچوقت خودش تکون نمیخورد.
خیلی سادهترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمیده. هر کاری که بدن انجام میده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.
❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیده؟
بیشتر آدمها فکر میکنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین میرن سراغ بدنشون. میگن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربیهاش رو با جراحی بردارم یا معدهاش رو کوچیک کنم.
یعنی تقریباً همهی روشهای لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچکدوم سراغ ذهن نمیرن. نتیجهاش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر میشن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمیگردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام میدن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا میره.
دلیلش اینه که همهی این روشها سراغ نتیجهی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمیگرده.
مثال کامپیوتر و چاپگر
برای اینکه این موضوع رو راحتتر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمهی پرینت رو زدی. برگهای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.
حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلطگیر روی «من چاقم» رو میپوشونی و با خودکار مینویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو میکنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگهی چاپشده دست میبرن.
ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ میشه و این بار حتی پررنگتر. یعنی از وزن قبلیت هم چاقتر میشی. من سالها همین اشتباه رو میکردم. هر بار میرفتم سراغ بدنم و میگفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمیشه.

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاقتر میشیم؟
مهمترین وظیفهی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو میفهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربیهای بدن یعنی ذخیرهی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمیشه.
حالا وقتی رژیم میگیری و غذات رو کم میکنی، ذهن نمیدونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر میکنه قحطی شده و غذا پیدا نمیشه. برای همین بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم میکنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.
به همین دلیل وقتی رژیم میگیری، بیحال و خسته و کمحوصله میشی و زود عصبانی میشی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته میشی و رژیم رو کنار میذاری، ذهن سریع شروع میکنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره میکنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.
این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیمهای پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمیگرفتم و با بدنم نمیجنگیدم، هیچوقت به ۱۳۵ کیلو نمیرسیدم.
خیلی سادهترش اینه که وقتی رژیم میگیری، داری با ذهنت میجنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون ارادهی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته میشه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچوقت خسته نمیشه.
🔑 کلید اصلی مسیر لاغری
حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی بهجای اینکه روی برگهی چاپشده لاک غلطگیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جملهی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوشاندامم».
وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلطگیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کمکم با نیاز بدنت هماهنگ میشه، ریزهخواریها و پرخوریهات کمتر میشه و وزنت آرومآروم پایین میاد. چون این بار برنامهی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمیگرده.
باورهای چاقکننده از کجا اومدن؟
حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشکها جملههایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل اینها:
- «آب هم میخورم چاق میشم.»
- «ژنتیکم چاقه و استخونبندیم درشته.»
- «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمیشم.»
- «سنم رفته بالا، دیگه نمیتونم لاغر بشم.»
- «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»
جملهای که خود من سالها به همه میگفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانوادهام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمیگرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه میکردم.
وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیلهای چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیلها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم و هیچوقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.
وقتی همهی حواسمون به چاقیه
دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد میشه، موقع لباس پوشیدن غصه میخوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو میخوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا میخوریم. همهی اینها یعنی توجه کردن به چاقی.
من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگتر میشه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر میکنیم و ازش میترسیم، داریم همون برنامهی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگتر میکنیم.
برای همینه که بعضیها هر چی دلشون میخواد میخورن و چاق نمیشن. چون اصلاً به چاقی فکر نمیکنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان میخوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق میشه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار میکنه.

📉 فرق این مسیر با رژیمهای قبلی من
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته میشدم و آخرش برمیگشتم سر خونهی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالریشماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.
یکی از قشنگترین تجربههام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچکس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم میگرفتم که چطور رفتار کنم.
۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کمکم و بیصدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همونطور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.
🤝 ما چاقها خیلی به هم شبیهیم
در این سالها نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدمهای چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جملههایی که در بچگی شنیدیم و ترسهامون از غذا خیلی شبیه همه.
من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم میتونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همونطور که سالها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

🟣 گام اول: آگاهی
حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جملههای مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.
بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جملههایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.
عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد. من هم منتظر خوندن نوشتههات در بخش نظرات هستم.
پیشنهاد میکنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادتهایی باعثش شد؟
- 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیمها، وزنت چه تغییری کرد؟
- 🔍 چه باورهایی دربارهی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جملهها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون میکنی؟
- 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکتهی تازهای پیدا میکنی.
یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسهی بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر دربارهی دلیلهای اصلی چاقی صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل میشه؟
چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی میبینه و بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده. وقتی رژیم تموم میشه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره میکنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر میبره.
۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟
از شناختن باورهای چاقکننده. اول باید بفهمی چه جملهها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدمبهقدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین میکنی.
۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟
نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالریشماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر میکنه.
۴. هر چند وقت یک بار جلسهی بعدی رو شروع کنم؟
پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشتههای بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد.
امتیاز 3.82 از 705 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
به نام خدا
باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان متناسبم
شما چرا چاق هستید؟
من از زمان نوجوانی یادمه تو خانواده همه صدام میزدند تپلو هم تپلو صورتم مثل هلو
خیلی از این اصطلاح بدم می اومد نمیدونستم باید چیکار کنم فقط عصبی میشدم و حالم بد میشد چون از چاقی بیزار بودم و به مرور که بزرگتر میشدم
چاقی منم بیشتر میشد و همیشه تو فکر رزیم بودم که یه کاری کنم که بتونم وزنم و کم کنم
بعد از غذا همیشه دل درد داشتم نمی دونستم که مال پر خوریه فکر میکردم معدم درد میکنه
پس دلیل چاق شدن من متنفر بودن از خودم بود و خودم و دوست نداشتم
و حس بد از خودم داشتم
و پرخوری های بیش از اندازه
و اینکه من قبول کرده بودم که ژنتیکم چاقیه دیگه کاریش نمیشه کرد پذیرفتن خودم که من خودم اینجوری هستم
خب بهم هم میگفتن تو خودت اندامت اینجوریه و چاقی هم بهت میاد اگه لاغر بشی هم پوستت سیاه و زشت میشه
اصلا لاغری بهت نمیاد
تکرار مداوم این حرفا باعث شد که من باور کنم که ژنتیکم اینجوریه به مادرم رفتم و دیگه قبول کردم که راهی نیس جز اینکه قبول کنم همینی هستم که هستم
به همین دلیل من چاق شدم و چاق موندم به همین سادگی به همین راحتی
شما ار چه سنی چاق شدید؟
من از دوران راهنمایی دقیق یادم نیس کلاس دوم سوم راهنمایی بودم که چاقی من استارت خورد
از اون موقع باورهای اشتباه وارد ذهنم شد
و بدن من شروع به چاق شدن کرد
و ترس و استرس های من بیشتر و همیشه خجالت میکشیدم از خودم که چرا من اینجوری آفریده شدم چرا بعصی ها خوش اندامن
چرا من باید ناراحت باشم و زجر بکشم همیشه حسرت آدم های لاغر رو میخوردم که چرا اونا متناسبن
خوش به حالشون هست
من جی شد که اینجوری شدم
همیشه از خداوند گله مند بودم که خدا منو اینجوری خلق کرده مقصر خداست منو دوست نداره
هیج لذتی نمیبردم
از خودم چون از خودم بدم می اومد از اندامم
اون قدر هم چاق نبودم ولی
حالت تپلی و پر بودم ولی من دوست نداشتم اون اندامم رو
و اینجوری شد که چاقی من به مسیرش ادامه داد تا زمانی که خداوند منو وارد این مسیر کرد بیا بنده ی من ببین چه بر سر خودت اوردی
جواب تمام سوالاتت رو در این دوره ها بگیر
ببین من دوستت دارم من عاشقتم منم ناراحتم که تو چاق شدی اذیت میشی
من نمیخاستم اینجوری بشی خودت رفتی سمت باورهای اشتباه خودت باور کردی
حالا هدایت شدی به این سایت تا به تمام خواسته هات برسی
خاطرات شما از چاقی چیه؟
من تنها چیزی که یادم میاد اینه که هیچ وقت لذت نبردم از زندگیم
یادمه همیشه تو جمع ها خجالت میکشیدم از خودم هیچ وقت لباسی که دوست داشتم بپوشم و نپوشیدم
همیشه با ترس غذا میخوردم استرس داشتم عذاب وجدان بعد از غذا داشتم
خودم و دوست نداشتم
میرفتم جلوی آینه خجالت میکشیدم خاطری خوبی ندارم
چون حسم بد بوده به خودم و خودم و دوست نداشتم پس نتیجه میگیریم دوران سختی رو میگذروندم
حس بد
تنفر
نپذیرفتن خود
قبل از جاق شدن هم میشنیدم که میگفتن زن باید چاق باشه مردها زن های چاق رو دوست دارن
چاقی افتخاره
ببین طایفه ی فلانی چه جوری چاق هستن چقدر جوون و زیبا هستن
و تمام زیبایی شون به جاقیشونه
هر چی جاق تر باشی قوی تر هستی بهتر میتونی کار کنی آدم های لاغر مردنی هستن
جون ندارن کار کنن از بچه نگه داری کنن بچه داری کنن
ریزه میزه هستن
ولی آدم های جاق خیلی زیبا هستن آدم هر چه چاق تر باشه قشنگ تره قوی تره انرزیش بیشتره
و سالم تره
مشکلاتی که چاقی در زندگی شما به وجود آورده رو شرح بدهید؟
چاقی مشکلات زیادی برای من به وجود آورده
همین که همیشه استرس غذا خوردن داشتم و با ترس غذا میخوردم کلی مشکل بوده که روی روحیه من تاثیر میزاشته و اعصاب منو داغون پس نتیجه میگیریم اعصاب من ضعیف تر شده
باعث شده بود که خداوند رو دوست نداشته باشم
و این خیلی مشکل بزرگی بود که خدارو در این همه سال نشناخته بودم
و تنها خداوند برای کسانی بود که متناسب بودن و دنیا به کامشون
ما رو که نمیخاست و منو چاق آفریده بود و دلیل چاقیم هم خداوند بود که میخاس من اینجوری باشم و کاریش نمیشه کرد
و این یک شرک بزرگی بوده
و سوم اینکه دوران نوجوانیم زندگی نکردم و همش تو فکر چاقی بودم و از خودم متنفر
و همش تو فکر غذا بودم که چه بخورم و چه نخورم
کی بخورم کی نخورم
و تمام وقت من صرف این کارها شد و زندگی لذت بخشانه ای نداشتم
چهارم اینکه
مادرم مقصر میدونستم که جرا چاقه منم به اون رفتم
شخصیت مادرم هم زیر سوال میبردم
که چرا مادرم اینجوریه
و از مادرم هم عصبی بودم که چرا جاق شده
و دلیل چاق شدن مادرم هم بخاطر این بود که بجه زیاد آورده بودن و شکم هاشون بزرگ مونده بود و
بعد از زایمان دیگه از بین نرفته بود
چاقی عزت نفس منو تخریب کرد از بین برد
به همبن دلیل چاقی خیلی خسارت بهم زده
منو عصبی کرده بود خودم دوست نداشتم شرک میگفتم خدا رو دوست نداشتم همیشه بعد از غذا دل درد داشتم
سردردهای مکرر که دلیلش خوردن های زیادی بود
که معده درد گرفته بودم معده درد عصبی
و معده درد عصبی به تمام نقاط بدنم تاثیر میزاشت و منو بیحال و کسل میکرد
و نفس هم بند می آورد نفس کشیدن برام سخت بود
که همه ی این مشکلات برمیگرده به چاقی
سپاس و درود به استاد عزیزم بابت فایل های عالی و آگاهی هایتون
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام به دوستان و استاد عزیزم
چرا من چاق شدم ؟
چاقی من خیلی دلیل داره که همه این دلیل ها هم از اطرافیانم بر من تحمیل شده سالهای سال از درد چاقی رنج میبرم و خودم حقیر و بدبخت میدونم
یادمه کوچیک که بودم همه منو توپولو صدا میکردن و برام شعر توپولو میخوندن (توپولو هم توپولو صورتم مثل هلو )این میخوندن برام خیلی عصبی میشدم از همون موقع هم از چاقی متنفر بودم من چاقیم رو اون زمان یادم نیس که کوچیک بودم فقط یادمه این شعرو میخوندن و تنفری که داشتم هم یادمه که خیلی بدم می اومد
یعنی من ۱۳/۱۴سالکی به بعد چاق شدم
از اطرافیانم بارها شنیده بودم ادم تو سن بلوغ خود به خودرشد میکنه و چاق میشه ودوره ی چاق شدنه و همین جور هم شد
نان های خوشمزه محله مون رو عامل چاقی میدونستم و چون خیلی خوشمزه بود همه دور هم می نشستیم و از دور همی هم لذت میبردیم و میخوردیم
دور همی هم خودش یک عامل دیگه هس که باعث میشه ادم و چاق کنه
و همچینین شنیده بودم که ادم بعد ازدواج چاق میشه یعنی من بعد از عروسیم حدود۳/۴کیلو اصافه کردم بدون اینکه خوردنم تغییر کنه خود به خود این اصافه وزنه بر جسمم تحمیل شد که بهم میگفتن این طبیعیه. بعد از ازدواج ادم چاق میشه همه همین جورن
باور اینکه چاقی خیلی زیباس و مردها از زن های چاق خیلی خوششون میاد رو در ما به وجود اورده بودن و همین مانع هم خودش یک مانع خیلی بزرگی بوده
زمانی که تلاش میکردیم که متناسب بشیم هزاران مانع وجود داشته
مگه یکی دوتا مانع سر راهمون قرار داشته
هزاران ادم که بر سراهمون سبز میشدن هر کدام خودشون یک مانعی رو میزاشتن جلوی روت
و ما هم ساده و بی اگاه از همه جا
این مانع ها رو قبول میکردیم و برمیگشتیم به. بدبختی هامون اادامه میدادیم
و یه باور دیگه این یود که ادم در بارداری چاق میشه
چون باید دوبرابر غذا بخوره چون دیگه خودش تنها نیس
چاق میشن ودلیلش هم این بود که چون دو نفرن باید خیلی بیشتر غذا بخورن
چاقی بعد از زایمان طبیعیه دیگه شکم اصلا ااب نمیشه و برای همیشه این چربی ها می مونه و هر بار که باردار بشی باید وزن بیشتری رو تحمل کنی چون خدا اینجور میخاد خواست خودشه
چون مادرم هم شکمش بخاطر بچه اوردنشه
من به مامانم رفتم اما بعضی های شانس دارن شکمشون بعد از زایمان اب میشه
خوردن فست فوذها باعث چاقی من شده
ارثی بودن چاقی توی خانواده ما چون مامانم و خواهرام و خاله هام و دایی هام همه چاقن من هم به اونا رفتم
استخون بندیم درشته و نمی تونم لاغر شم چون فایده نداره از استخون بندیمه
ادم باید چاق باشه لاغری مریضیه
ادم میخاد بچه بیاره باید جون داشته باشه این لاغرها چی هستن مردنی هستن
ادم های چاق خیلی زیبا هستن باعث افتخارن
با دست غذا خوردن باعث چاقی میشه
شیرینی و تنقلات باعث میشه که ادم چاق بشه
میوه اشکال نداره هر جه بخوری مثل ابه زیاد بخورین به چاقی کاری نداره
ادم های که اارثی هستن اب هم که بخورن چاق میشن
قبلا یادمه اب هم میگفتن باعث جاقی میشه😭
هر کی هر جی هست هست دیگه فایده نداره لاغر بشو نیس ژنتیکش اینجوره
مراسم های عروسی و تولد باعث میشه ادم بیشتر بخوره و بیشتر چاق بشه
حالا هر جشنی باشه
ادم وقتی میره بیرون نمیشه دست خالی بره
بیرون رفتن هم باید از خوردن الذت برد باید کلی تنقلات چای کیک ……..ببری و بخوری و لذت ببری
تحرک نداشتن باعث چاقی میشه
من چون مدرسه بودم و تحرکی نداشتم و تمام کارها رو مادرم و خواهرم انجام میدادن به همین دلیل چاقم
خوراک های چرب باعث چاقی میشه
با ماشین اینور و انور رفتن ادم چاق میشه تحرک که نیس
پیاده روی نکردن ادم و چاق میکنه
تو خونه نشستن باعث چاقی میشه و من چون خانه دار هستم چاقم
قبلا زمان های خیلی دور مردم خیلی زحمت داشتن جارو میزدن
کارهای سنگین داشتن الان کارها خیلی راحت شده و همین زندکی راحتی باعث چاقی من شده و قبول کرده بودم این زندکی رو چون واقعا نسبت به قبل خیلی راحت شده
ادم وقتی جاق شد دیگه لاغر نمیشه خیلی سخته لاغر شدنش خوابیدن زیاد باعث چاقی میشه ادم هر چه بخابه چاق تر میشه
خیلی باورهای اشتباه در ذهن من جای گرفته که همه رو قبول کرده بودم و همه ی این باورها در جسم من خودش و نمایان کرده و باعث شده که من سالیان سال از چاقی رنج ببرم و لذت نبرم از زندکی
و تا زمانی که این همه باور سخت و محکم در من وجود داشته چطور انتظار لاغری رو داشتم
چطور میخاستم با ورزش کردن و پیاده روی کردن لاغر بشم مگه میشه ذهن من خراب بوده
خدا رو شکر در این دوره ها هستم
و باورهای مخرب رو شناسایی میکنم و ان ها رو از بین میبرم و از انجایی که من چند ساله در این دوره ها هستم و از بودن در این دوره ها لذت میبرم و متناسب هم شدم و الان باردار هستم و در این بارداری سومم تناسبم حفظ شده و مانند اون دوتا بچه هام نیستم که ذهنم خراب بود
استاد ممنونم بابت این اگاهی ها و این دوره هاتون بسیار بسیار عالی هستن و از همه دوره هاتون نتیجه گرفتم 🙏🏻👌🏻👏🏻🌹
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام خدمت دوستان عزیزم و استاد گرامی و بزرگوار من دوره ی ورود به سرزمین لاغرها رو بعد از ۸ماه تموم کردم وخدا رو شکر نتیجه ی خیلی خوبی گرفتم در این ۸ماه انگار دوباره تولد شده بودم شروع زندگی جدیدی بود برام عاشق خودم شدم برای خودم ارزش قایل بودم اعتماد به نفس بالایی در من به وجود اومده احساس ارامش و شادی دارم استمرار زیادی برای ادامه مسیر دارم از انجایی که دوستان زیادی در این دوره از دوره رایگان صحبت میکردن مشتاق شدم این دوره ها هم سپری کنم و بعد به سراغ تکرار دوره ورود به سرزمین لاغرها کنم و دور بودن از این فایل ها خیلی برام سخت و عذاب اور هستش ومن اگه روزی این فایل ها رو گوش نکنم انگار یه جیزی و گم کردم و فکرهاو باورهای اشتباهی که از قبل در ذهنمونه به سراغمون میاد و منی که میتونم با گوش دادن به این فایل ها حال خودم و خوب کنم چرا نخوام در این دوره ها باشم 😍🙏🏻 این دوره ها دلیل حال خوب من هستن 🙏🏻👌🏻من به این دوره ها باور دارم عاشق این دوره ها هستم
۱-چرا من چاق هستم ؟دلیل چاقی من چیست؟
من از دوره ی راهنمایی به بعد چاق شدم و همیشه یادمه بهم میگفتن تپلو، من و خواهرم ،یکسال فاصله سنی داریم و من از اون یک سال کوچیک ترم همیشه تو مدرسه و اقوام و اشنایان به ما میگفتن تو استخون بندیت بزرگتره بهت نمیاد تو کوچیک تر باشی انگار تو بزرگتری و من هم باور کرده بودم که من ژنتیکی استخون بندیم بزرگتره ——-
زمانی که چاقتر شدم همه بهم میگفتن تو خیلی چاقی بهت میاد با چاقی قشنگتری اگه لاغر بشی صورتت زشت میشه و سیاه در همین وضع بمون که خیلی قشنگی ،زیبایی من ،برابر بود با چاقی —-
همیشه غذای های محلی منطقه مون رو دلیل چاقی میدونستم میگفتم خوشمزه هس و نمیشه ازش گذشت و دور هم که باشیم زیاد میخوردیم و بس که خوشمزه هس نمیشه ازش گذشت ——
از اقوام و اشنایان میشنیدم که مردها عاشق زن های چاق هستن و این باور در من قوی تر میشد که چااقی رو عامل زیبای برای مردان میدانستم ——–
و همچینین کسانی که چاق تر هستن قوی تر هستن و ادم های لاغر ضعیف و لاغر مردنی هستند و همیشه فکر میکردم من چون چاق هستم قوی هستم ———-
هنگامی که ازدواج کرده بودم شنیده بودم که ازدواج ادم و چاق میکنه و من درست یک ماه بعد از ازدواجم چند کیلو اضافه وزن پیدا کردم بدون اینکه خوردن من تغییری کنه و میگفتم طبیعیه ادم بعد از ازدواج چاق بشه ——–
چاقی رو ارثی میدونستم و میگفتم چون خانواده ی مادریم جاق هستن پس ما هم به اونا رفتیم من و خواهرام چاق بودیم ولی بابام و برادرهام لاغر بودن و باورم شده بود که ما دخترها به مادرمون رفتیم و برادرها هم به بابام ———–
زمانی که باردار شدم باورم این بود که در باردار شدن طبیعیه ادم جاق بشه باید دو برابر غذا بخوری چون یه نفر دیگه هم احتیاج به غذا داره یادمه بارداری اولم می اومدم سیب سرخ کردنی با روغنش با نون میخوردم میگفتم اشکال نداره و چون طبیعیه ادم چاق بشه و من با خیال راحت روغن میخوردم 😤او هر بار میرفتم دکتر میگفت چیکار میکنی وزنت زیاد میره بالا در سه ماهه دوم رعایت کردم ولی بازم ماهانه وزنم زیاد میشد و اضافه وزن در بارداری پیدا کردم بعد از زایمان هم تا حدودی از وزنم کم کردم شنیده بودم که هر کی بچه بیاره طبیعیه شکمش بزرگ باشه و کوچیک کردنش سخته و دیگه هیچ وقت چربی شکم اب نمیشه و من باورم شده بود که دیگه هیچ وقت این شکمه کوچیک نمیشه و در این دوره ورود به سرزمین لاغرها اولین جایی از بدنم که تغییر کرد شکمم بود 😃🙏🏻
——–
بی تحرکی رو عامل چاقی میدونستم و هر بار که تحرکی نداشتم میدونستم چاق میشم و من همیشه فعالیت های زیادی انجام میدادم که باعث میشد کمردرد بکیرم ولی اصلا لاغر نمیشدم
——–
عرق کردن ادم و لاغر میکنه من همیشه میرفتم تو گرما فعالیت انجام میدادم و چیزهای سنگین بلند میکردم که عرق کنم و لاغر بشم ولی فایده نداشت خودم و مریض میکردم ولی لاغر نمیشدم
——–
طرز غذا خوردنمون رو عامل چاقی میدونستیم من با دست غذا میخوردم و شنیده بودم ادم با دست بیشتر غذا میخوره و چاقتر میشه ———
شیرینی و روغن رو عامل چاقی میدونستم و هر بار که شیرینی میخوردم با ترس و اضطراب بود و همیشه از خوراک های سرخ کردنی به دور میشدم و ترس داشتم که خوردنشون باعث چاقی بیشتر میشه ——-
فست فودها عامل چاقیم بودن و همیشه بعد از خوردنش عذاب وجدان داشتم ——–
پیاده روی نکردن و ورزش نکردن باعث چاقی میشه ادم بخوره و پیاده روی نکنه چاق میشه و من نمی تونستم پیاده روی کنم و چاقی رو شاخم بود که چاق بشم 😀———-
روش لاغری از طریق ذهن بهترین و ماندگارترین روش لاغری هستش و من با پشتکاری محکم این دوره رو دنبال میکنم و و این دوره کاملترین دوره لاغری در جهان هستش 🙏🏻استاد گرامی و بزرگوار نهایت سپاس و قدردانی دارم ازتون و ان شاالله که همیشه در پناه الله موفق و پیروز و سربلند باشین و لبتون خندون 👏🏻👏🏻👏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🌹🌹🌹