۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سالها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نهتنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاقتر شده بودم. امروز میخوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچکس نمیتونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.
این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد میکنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🙋♂️ من و اضافه وزن
برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم میکردم، ولی وقتی رژیم رو کنار میذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمیگشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاقتر میکرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.
در اون سالها به خاطر اضافه وزن، بیماریهای مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که میرفتم به بنبست میرسید. بعضیها رو میدیدم که لاغر میشن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجهی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.
جرقهای که همه چیز رو عوض کرد
از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجههای بزرگی در بخشهای دیگهی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچوقت فکر نمیکردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچکس چنین حرفی نمیزد. همه یا میگفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا میگفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد میدادن.
یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه میشه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخشهای دیگهی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمیکنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»
از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا میکردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالریشماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.
وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معدهات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدمها مثل گذشتهی خودم دارن در این مسیر زجر میکشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزشها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سالها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجههاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

🧠 بدن فرمانبر ذهنه
برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسانها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟
جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا میشه، اون بدن با همهی عضلهها و استخونها و قلب و مغزش، حتی نمیتونه یه پلک بزنه. یعنی همهی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.
همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمیداد، دستت هیچوقت خودش تکون نمیخورد.
خیلی سادهترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمیده. هر کاری که بدن انجام میده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.
❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیده؟
بیشتر آدمها فکر میکنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین میرن سراغ بدنشون. میگن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربیهاش رو با جراحی بردارم یا معدهاش رو کوچیک کنم.
یعنی تقریباً همهی روشهای لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچکدوم سراغ ذهن نمیرن. نتیجهاش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر میشن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمیگردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام میدن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا میره.
دلیلش اینه که همهی این روشها سراغ نتیجهی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمیگرده.
مثال کامپیوتر و چاپگر
برای اینکه این موضوع رو راحتتر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمهی پرینت رو زدی. برگهای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.
حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلطگیر روی «من چاقم» رو میپوشونی و با خودکار مینویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو میکنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگهی چاپشده دست میبرن.
ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ میشه و این بار حتی پررنگتر. یعنی از وزن قبلیت هم چاقتر میشی. من سالها همین اشتباه رو میکردم. هر بار میرفتم سراغ بدنم و میگفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمیشه.

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاقتر میشیم؟
مهمترین وظیفهی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو میفهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربیهای بدن یعنی ذخیرهی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمیشه.
حالا وقتی رژیم میگیری و غذات رو کم میکنی، ذهن نمیدونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر میکنه قحطی شده و غذا پیدا نمیشه. برای همین بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم میکنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.
به همین دلیل وقتی رژیم میگیری، بیحال و خسته و کمحوصله میشی و زود عصبانی میشی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته میشی و رژیم رو کنار میذاری، ذهن سریع شروع میکنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره میکنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.
این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیمهای پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمیگرفتم و با بدنم نمیجنگیدم، هیچوقت به ۱۳۵ کیلو نمیرسیدم.
خیلی سادهترش اینه که وقتی رژیم میگیری، داری با ذهنت میجنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون ارادهی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته میشه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچوقت خسته نمیشه.
🔑 کلید اصلی مسیر لاغری
حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی بهجای اینکه روی برگهی چاپشده لاک غلطگیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جملهی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوشاندامم».
وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلطگیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کمکم با نیاز بدنت هماهنگ میشه، ریزهخواریها و پرخوریهات کمتر میشه و وزنت آرومآروم پایین میاد. چون این بار برنامهی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمیگرده.
باورهای چاقکننده از کجا اومدن؟
حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشکها جملههایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل اینها:
- «آب هم میخورم چاق میشم.»
- «ژنتیکم چاقه و استخونبندیم درشته.»
- «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمیشم.»
- «سنم رفته بالا، دیگه نمیتونم لاغر بشم.»
- «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»
جملهای که خود من سالها به همه میگفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانوادهام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمیگرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه میکردم.
وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیلهای چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیلها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم و هیچوقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.
وقتی همهی حواسمون به چاقیه
دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد میشه، موقع لباس پوشیدن غصه میخوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو میخوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا میخوریم. همهی اینها یعنی توجه کردن به چاقی.
من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگتر میشه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر میکنیم و ازش میترسیم، داریم همون برنامهی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگتر میکنیم.
برای همینه که بعضیها هر چی دلشون میخواد میخورن و چاق نمیشن. چون اصلاً به چاقی فکر نمیکنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان میخوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق میشه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار میکنه.

📉 فرق این مسیر با رژیمهای قبلی من
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته میشدم و آخرش برمیگشتم سر خونهی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالریشماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.
یکی از قشنگترین تجربههام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچکس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم میگرفتم که چطور رفتار کنم.
۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کمکم و بیصدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همونطور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.
🤝 ما چاقها خیلی به هم شبیهیم
در این سالها نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدمهای چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جملههایی که در بچگی شنیدیم و ترسهامون از غذا خیلی شبیه همه.
من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم میتونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همونطور که سالها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

🟣 گام اول: آگاهی
حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جملههای مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.
بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جملههایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.
عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد. من هم منتظر خوندن نوشتههات در بخش نظرات هستم.
پیشنهاد میکنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادتهایی باعثش شد؟
- 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیمها، وزنت چه تغییری کرد؟
- 🔍 چه باورهایی دربارهی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جملهها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون میکنی؟
- 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکتهی تازهای پیدا میکنی.
یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسهی بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر دربارهی دلیلهای اصلی چاقی صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل میشه؟
چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی میبینه و بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده. وقتی رژیم تموم میشه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره میکنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر میبره.
۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟
از شناختن باورهای چاقکننده. اول باید بفهمی چه جملهها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدمبهقدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین میکنی.
۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟
نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالریشماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر میکنه.
۴. هر چند وقت یک بار جلسهی بعدی رو شروع کنم؟
پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشتههای بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد.
امتیاز 3.82 از 705 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
سلام گام چهارم در مسیر لاغری من ماهمیشه دانبال نتیجه بودیم. وکاری به اصل مشکل نداشتیم که چرا چاق شدیم فقطمیخواستیمنتیجهتغییر بدیم و مشکل در ذهن ما بود ولی ما میومدیم جسممان رو تخت فشارقرار. میدادیم واسه همین همیشه شکست میخوردیم ولی در روش ذهنی ما دانبال علت چاقی هستیم که چرا چاق شدیم وریشه یابی میکنیم که سرچشمه چاقی از کجاست که چرا چاق شدیم چرا بعضی انسان ها چاق هستند بعضیها متناسب تفاوتاین روش دربقیه روش ها برای لاغری این است که دانبال علت چاقی است نه تغییرنتیجه ووقتی علت چاقی معلوم بشه خیلی راحت برطرف میشه نتیجه ماندگار میده وبههمینعلتنتیجهماندگارمیدهوبههمینعلتنتیجهماندگارمیده مشکل از ریشه اساس حل میشه. رو شذهنی ریشهیابیمیکنهومشکلچاقیرواز اساس. ریشهیابیمیکنهواسههمینبا اارامش. لذتاحساسخوبمتناسبمیشیبدون.فشارمحدودیت پس باید دانبال علت چاقی باشیم و. فکر کنیم که چرا چاق شدیم از چه زمانی چاق شدیم دلایل چاقی ما چی بوده و بررسی کنیم علل چاقی رودر. خودمان وبنویسیم قبلا وارد شدن در این مسیر علت ها زیادی داشتم برای چاقی خودم که الان با مدرک دلیل بهم ثابت شده که همه اونها اشتباه بوده و علت چاقی من ذهنم بوده که آموزش چاقی بهش دادم فرمول ها چاقی ثبت کردم در ذهنم و هرروزم انجام میدادم رفتارها اشتباهم روواین دلیل چاقی من بوده فقط ذهنم که بهش آموزش چاقی دادم من چاق کرده. نکته طلایی 👇. خداوندبههمهانسانهایکنعمتبزرگومعجزهگردادهبهاسمذهن. ذهنیکنیروقدرتمنداستکه قابلیت اموزشداردهرچیزیبهشاموزش بدی درزندگیتمبینی ذهنتمامتلاششمیکنههرچیزی کهیاد گرفتیدرزندگیتنمایانکنه. هرچیزیروکهباورکنیرخمیدهدرزندگیت. ماباحرفهاییکهشنیدیمازبچگیباورهایی درذهنمانایجادکردیمدرموردهمهچیو. والانمدرهرشرایطیکههستیمبخاطر. باورهایی که داشتیم درموردکار،ازدواج، ثروت،سلامتی،تناسباندام،وهرچیزی. کهالانداریمبخاطرافکاروباورهاخودمانه ازویژگیهاذهنایناستکهتواناییوقابلیت آموزش دوبارهدارد. مهمنیستتوچهسنیهستیوچقدر. اضافهوزنداریچهکارهاییانجامدادی. شکستخوردیمطمعنباشبااینروش شگفتیسازمیشیفقطکافیهبااطمینانو ارامشقدمبرداریادامهبدیحتیاگهشکداریادامهبدهخودتشگفتزدهمیشی. وتمامجنبههازندگیتتغییرمیکنه. ازویژگیهاروشذهنی. هیچرژیمینیست. هیچمحدویتینیست. هیچبرنامهورزشینیست. هیچ اجبارفشارینیست. هیچ ترازو وزن گرفتنی نیست. ارامش،احساسعالی،اعتمادبنفسعالی، اشتیباخودتدوستداشتخوخودخاشتیباخودتدوستداشتن خودت احساسقدرتازادی،
ازویژگیهااینروشاست منقبلاتمامدلایلمبیرونیبودمث زیادخوردن،برنجگوشتچربیخوردن فستفودنوشابهخوردن،ورزشنکردن باشگاهنرفتن،تحرکنداشتن،. بافیلمسریالغذاخوردن،ابنخوردن، ارثیبودنچاقی، ناتوانبودندرلاغرشدن،لیاقتلاغرشدن نداشتن،احساس ضعف ناتوانی. ⬆️اینها دلایل چاقی منبودهقبلا. ولیبامدرکدلیلتماماینمواردردمیکنم منباورهااشتباهیدرذهنمثبتکردمو. عملکردمرفتارکردموچاقیبهوجوداوردم الانمبااموزشصحیحبهذهنمویادگیری عملکردنمتناسبمیشم استادتغییرباشیدنهقربانیتقدیر شماتواناییتغییرکردنداریدچون. هدایت شده خداوندیدبهاینمسیر شمالیاقتشگفتیسازشدندارید شادپیروز موفق باشید تا گام بعدی. 🤩😍🤩😍🤩😍🤩😍🤩😍🤩😍
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و دوستان هم مسیر من
ما افراد چاق همیشه دانبال روش هایی واسه خلاص شدن از شرچاقی ورسیدن به لاغری بودیم ودانبال تغییر نتیجه بودیم واسه همینم همیشه شکست میخوردیم چون چاقی ذهنی است و ما بدون اینکه فرمول های ذهنی مون تغییر بدیم با فشار به جسم میخواستیم لاغر بشیم و موفقم نمیشدیم نتیجه میداد ولی ماندگار نبود چون ذهن طبق فرمول های که درش ذخیره شده میرفت جلو و هربار که شکست میخوردیم خودمون ناتوان وضعیف میدیدیم جلو چاقی سخت بود برامون لاغر شدن و همین باور موجب شکست ما وچاقی بیشتر میشد
ولی در روش لاغری با ذهن ما میایم اول اصل مشکل عیب یابی میکنیم و به اصل مشکل میپردازیم جای تغییر نتیجه وموفق میشیم چون مشکل از سرچشمه حل میکنیم فرمول ها اشتباه که در ذهنمون ذخیره شده وجلوی لاغر شدن مارو گرفته شناسایی میکنیم و با فرمول ها صحیح که در ذهنمون ثبت میکنیم با استمرار تکرار به لاغری همیشگی میرسیم
لاغر شدن در صورتی میتونه دائمی باشه که اصل مشکل پیدا کرده و به حل اون بپردازیم وبطرف کنیم و هیچ راهی وجود نداره برای رسیدن به لاغری برای همیشه جز روش لاغری با ذهن تنها این روش است که مارو به هدفمون میرسونه بدون هیچ رژیمی ورزشی باشگاهی قرصی عملی دمنوشی فشاری به جسمون به هدفمون که همون لاغری برای همیشه است میرسونه فقط با تغییر فرمول ها ذهنی مون ما برای همیشه متناسب میشیم
چاقی من از کجا شکل گرفت و چه عواملی موجب چاقی من شد :
من موقع تولدم تپل بودم ولی بعد که بزرگتر شدم لاغر بودم و سنی هم نداشتم دبستان بودم که متوجه حرفها بقیه میشدم که میگفتن وای زن فلانی چه هیکلی است تپل است قشنگه و من از اون زمان قشنگی در چاق شدن میدیدم و دوره راهنمایی بودم که زن داییم بهم به شوخی یا هرچیز دیگه میگفت استخونی میگفت از بس لاغر است مهره ها کمرش میشه شمرد از این حرفها و یادم مامانم اون زمان میگفت ضعیفیش بخاطر کم خون بودنشه وباید غذا زیاد بخوره چون بعداً که ازدواج کنه به مشکل میخوره واسه کم خونی وگذشت تا اینکه من وارد دبیرستان شدم ویادم بخاطر اون حرفها کم خونی و باورمم این بود قشنگی زن در چاقی اونه که از بچگی در ذهنم نقش بسته بود خوردن دوست داشتم تا اینکه دوم دبیرستان رسید دخترا من مسخره میکردن واسه پهلو داشتن و اسم هایی هم بهم میگفتن کلا به اون اسم صدام میزدن ولی من برام مهم نبود تا تو دانشگاه یکم اندامم برام مهم شد ولی چون چادر میپوشیدم و توجه هم نمیکردم برام مهم نبود دانبال لاغری رفتن تا دانشگام تموم شد و فکرم آزاد شد و بفکر خودم افتادم و زیادم چاق نبودم شاید پنج کیلو اضافه وزن داشتم ولی صد ها برابر روم تأثیر بد میذاشت و میگفتم دختری که لاغر است قشنگ تره زیبا است و پسرها دختر لاغر انتخاب میکنن واسه همسر ولی من چون چاقم کسی نمیخادم و کلی از خودم خجالت میکشیدم وسرکوفت میزدم خودم و هرکسی هم میومد به خاستگاریم بخاطر باورها منفی درباره خودم که تو چاقی تو فقیری تو بابات کارگره بهم میخورد و بعدمیگفتن تو طلسم شدی فلانی سرتون درد نیارم که چقدر مشکلاتم سر همین طلسم بودن کشیدم که الان فهمیدم همش بخاطر باورها اشتباه خودم بوده وهنوزم با من هستن این باورها تخریب کننده اینم عواملی که من اون مقصر چاقی خودم میدونم1-برنج خوردن با نان سفید 2-شیرینی خامه خوردن3-فست فود خوردن 4-نوشابه 5-کم اب خوردن 6-فعالیت کم کم تحرکی 7-باشگاه نرفتن 8-پیاده روی نکردن صبح ها زود یا تو گرما و نه دویدن9-دراز نشست نرفتن وبرام سخت بود انجام دادنش 10-
طناب نزدن11-قرص لاغری نخوردن12-نرقصیدن 13-کوهنوردی نکردن از کوه برم بالا که خسته بشم عرق کنم لاغر شم 14-زیاد خوردن در حالت سیری هم با فیلم برنامه غذا میوه شیرینی خوردن چه سیر بودم چه گشنه وقتی غذا میخواستم بخورم باید حتما با فیلم میخوردم 15ظهرها خوابیدن با شکم پر16- حسرت لاغری خوردن اعتماد بنفس پایین بی ایمانی به خودم خودم کم دیدن خودم دوست نداشتن خودم سرکوفت زدن خودم بدبخت تنها دیدن و احساس خیلی بد داشتن به خودم 17-عجله داشتن واسه لاغری واسه اینکه من کسی انتخاب کنه و دهن بقیه رو بستن 18-شبها برنج خوردن غذا های سنگین خوردن 19باور نداشتن به خودم و همیشه دانبال این بودم بقیه چی میگن من انجام بدم ولی ته دلم باور نداشتم لاغر بشم 20-ارثی بودن من رفتم روی بابام وخانواده پدریم 21-تند تند خوردن نجویدن غذا 22-و باور اینکه قشنگی زن در چاق بودنش است هیکلی میشه تعریفش میکنن که این باور از کودکی همراه من بوده 23-همیشه به چاقیم توجه کردن در هر صورت و اگه یفرد چاق میدیدم خوشحال میشدم میگفتم خداروشکر مث این نشدم با ذوق نگاش کردن با دوستام بازی نمیکردم دبیرستان تو مدرسه چون من چاقم ومسخره میشم و باعث شکست بقیه میشم خب به هرچی توجه کنی باعث بیشتر شدن اون چیز میشه با تشکر از اینکه وقت با ارزشتون گذاشتید واین مطالب خوندید
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزم و دوستان شگفتی سازم من برای بار دوم است که دارم دوره میکنم لاغری با ذهن رو همون جور که قبلا گفتم من چیز زیادی از کودکیم یاد نمیاد جز یه حرفهایی که زن تپل قشنگتره جذاب تره …ومنم قشنگی هیکلی تو چاقی بیشتر میدیدم و از همون دوران راهنمایی ..دلم میخاست مورد توجه دیگران باشم و جذاب باشم ازم تعریف کنن و گذشت تا اینکه تو دبیرستان احساس میکردم چاقم و بخاطر چاقیم خیلی کارها نمیکردم مث بازی کردن تو مدرسه مث زنگ ورزش ازش فراری بودم تنها یه گوشه مینشستم و میگفتم اگه من شرکت کنم دوستام بخاطر من میبازن یا کسی من نمیخاد یارش باشم و خودم محدود محدوتر میکردم ولی تو فکرش نبودم که کاری کنم تا اینکه رسید به دانشگاه و تموم شد دیگه توجهه دیگران برام مهم شد ومنم شروع کردم کارهای مختلفی انجام دادن برای
لاغری وهمیشه میومدم با محدود کردن خودم سرزنش خودم ورزش ها سخت انجام دادن دمنوش های تلخ بی مزه خوردن میخاستم مانع چاقیم بشم وشکست میخوردم در صورتی که همچی ذهنی است ومن نمیدونستم میخاستم با فشار به جسمم نتیجه تغییر بدم و همیشه دانبال تغییر نتیجه بودم نه علت چاقی و بخاطر همینم شکست میخوردم و از خودم چاقیم متنفر بودم و کلی احساس بد داشتم و همه مشکلات زندگیم مقصر چاقی میدونستم و چاقی بخاطر مواد غذایی مخصوصا شیرینجات چربی ها برنج نان سفید و کم تحرکی ارثی بودن طبیعی است من چاق بشم چون رژیم نمیگیرم چون کنترل خودم ندارم چون ورزش نمیکنم کم میخابم واطلاعاتی که راجب مواد غذایی تو اینترنت ها میخوندم جامعه والدین دوستان کلا همه رو مقصر میدونستم من واسه همه اینها دلیل آوردم که اینها باعث چاقی من نمیشد ردشون کردم حالا میخوام باز موانعی که باعث لاغر نشدن من شده و خودم اینها عوامل چاقی خودم میدونم بنویسم من وزنم تغییری نکرده نسبت به دوماه پیش واین خودش یعنی تغییر چون من اگه همون روش ها قبلا انجام میدادم حتما چندکیلو اضاف میکردم و الان که تغییر نکردم یعنی دارم کارم درست انجام میدم جلو بیشتر شدن چاقیمو گرفتم و الان باید با استمرار تلاش وانجام تمرینات این تغییرات در جسمم مشاهده کنم حتما عواملی هستند که نذاشتن من لاغر بشم باید این عوامل موانع شناسایی کنم وبنویسم:
🙈یک همراه فیلم تماشا تلویزیون غذا خوردن درصورت پری هم باز مصرف میکنم وعادتم شده
🙊دو موقع غذا خوردن فکرم ذهنم به جای دیگه مشغول بودن و حواسم به خوردنم نیست وتا آخر غذا تموم بشه یا بشقابم تموم بشه میخورم و وقتی تمام شد بلند میشم
😐سه اگه چند روز فایل گوش ندم احساس میکنم چاق شدم و دارم اشتباه راه میرم وکلا دلسرد ناراحت میشم وباعث میشه بیشتر به چاقی توجه کنم و بگم آره دیگه من این کارو امروز نتونستم کنم باز چاق میشم
🙈چهار وقتی تمرین ها انجام میدم اگه استاد تهید ش نکنه و مدال بهم نده احساس بدی بهم دست میده و احساس میکنم بد دارم تمرین ها انجام میدم باید خیلی تلاش کنم و یجوری به خودم سخت میگیرم که اگه احساسسم بد بود باید حتما در روز یبار فایل گوش بدم و از کارهام بزنم و وقت بیشتری بزارم واسه گوش دادن انجام تمرینات و یجوری انگار مجبورم و میخام رفع تکلیف کنم واینم عامل چاقی خودم میدونم
😱پنجم اعتماد بنفس پایین خودکم بینی لایق ندونستن خودم و باور اینکه نمیتونم خیلی راحت لاغر بشم حتما باید زمان زیادی بگذره تا به نتیجه برسم و هر روز باید حتما فایل گوش بدم واینم عامل چاقیم میدونم
🙈شیشم زیاد خودم تو آینه نگاه میکنم و هر روز منتظر تغییرم و یه فایل گوش میدم منتظرم فرداش جسمم تغییر کنه
😐هفتم ناراحتی افسردگی احساس بد راجب حرفهایی که میشنوم راجب خودم مشکلات دیگران تحلیل کردن حرفها دیگران زود از کوره در رفتن اعصبانیت و تأثیر حرفها دیگران روی خودم که موجب احساس خیلی بد میشه کلا آرامشم بهم میزنه وتوجهم از هدفم برمیداره و موجب احساس ضعیف بودن ناتوانایی بهم دست میده واینم عامل چاقیم میدونم
🙈هشتم موقع لباس پوشیدن ترس از پوشیدن فلان لباس مثلا میخام پیاده روی کنم یا برم شهر فوری میگم شلوار پارچه ای بپوشم که چاقم اذیت نشم اگه لی بپوشم اذیت میشم بخاطر چاقیم و این خیلی برام در طول روز اتفاق میفته
🙊نهم منتظرم همیشه دیگران بگن بهم چقدر تغییر کردی چکار کردی این همه لاغر شدی وتشویقم کنن و دوستدارم دیگران بهم بگن لاغر شدی و مورد توجهشون قرار بگیرم و بعضی وقتها که خودم ازشون میپرسم آیا من لاغر شدم مورد تمسخر پوزخند دیگران یا نهه دیگران قرار میگیرم خیلی ناراحت میشم ومیگم شما اشتباه میکنید سر لج ولی تهه دلم دو دل میشم
🙈دهم وقتی دورم شلوغ میشه مهمون برامون میاد یا دوستم میاد غذا مورد علاقش درست میکنم وکنترلم از دست میدم زیاد میخورم وزیاده روی میکنم وکلا توجهم جای دیگه است
😕یازدهم بیشتر توجهم روی مسایل ومشکلات دیگران هست وتحلیل حرفها دیگران روی خودم و رفتارشون وفکر کردن و کلا بیشتر توجهم روی این چیزها و از هدفم دور شدن
😕دوازدهم دیگران مهمتر از خودم دیدن وعجله برای لاغر شدن برای جلب توجهه دیگران نیاز به لاغری وباور در ناتوانی خودم در لاغر شدن
من همه اینهارو عوامل چاقی خودم میدونم و در دوره قبلا هم گفتم کم تحرکی ورزش نکردن خاب کم مصرف شیرینجات فست فود نان سفید برنج ارثی بودن که اینها بازم واسه اینکه خودم دورش کنم وباورم قوی تر کنم که اینها هیچ دخالتی در چاقی من نداره اینجا مینویسم تا مرورش کرده باشم و باورم قوی کرده باشم که عوامل بیرونی هیچ نقشی در چاقی من نداره وهمچی ذهنی است و باید فرمول اشتباه شناسایی کرد وتشخیص داد و جاش فرمول ها صحیح باور ها صحیح بیاریم تا در مسیر لاغر شدن موفق شیم وباید اول از همه بپذیرم که همچی ذهنی است
با تشکر از استادخوبیها شاد پیروز باشید
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامی تمرین فایل اول دقیقا نمیدونم از چه زمانی چاق شدم تو دبیرستان یادمه بخاطر پهلو داشتن دوستام به مسخره شوخی اسم هایی روم میذاشتن ولی برام مهم نبود اونجوری تو فکرش نمی رفتم که بخوام کاری انجام بدم ولی از بچگی از آدمها چاق یه حس بدی داشتم وازشون خوشم نمیومد وادمها لاغر خیلی تو دلم تحسین میکردم وازشون خوشم میومد هرچی موقعیت خوب بود برای اونها میدونستم از خونه پول ماشین همسر ایده آل رو لایق آدمها لاغر میدونستم وبخاطر پهلو داشتن خودم چاق میدونستم واز خودم خوشم نمیومد و همیشه خودم چاق میدونستم ومیگفتم آره چون چاقم زشتم کسی دوسم نداره من لایق هیچی نیستم خاک تو سرم هزار تا حرف منفی دیگه به خودم میزدم بعد دانشگاه که بیکار شدم هی بیشتر به خودم توجه کردم و این گفتگو منفی ذهنی هم بیشتر شد واسه رفع بیکاری و اینکه بخوام خودم به بقیه ثابت کنم که بگن فلانی چقد قشنگ شده خوش هیکل شده ….تصمیم گرفتم لاغر بشم فقط میخاستم این چاقیم از بین بره هرچه زودتر رفتم باشگاه دوماهی بعدش خسته شدم و چون پولم نداشتم رهاش کردم وتاثیری هم نمیدیدم احساس میکردم چاق ترم شدم چون هروقت باشگاه میرفتم خودم وزن میکردم وهمش دانبال این بودم که یه راهی پیدا کنم که زود خلاص کنم خودمو تو اینترنت همش دانبال معجون های لاغری ورزش مخصوص شکم پهلو دمنوش لاغری چه زمانی پیاده روی خیلی تاثیر داره تو لاغری طناب زدن دراز نشست برنامه هایی که مخصوص لاغری بودن دانلود میکردم خلاصه من همه فکرم زندگیم شده بود لاغر شدن بعدش میرفتم عطاری و بهشون میگفتم یه چیز که خیلی قوی باشه واسه لاغری میخام و یا اونهایی تو اینترنت خونده بودم میومدم میگرفتم یا هرکسی بهم میگفت فلان کار کن یا فلانی اون کار کرده لاغر شده تو هم بکن من انجام میدادم مث ربات خلاصه هرکاری میکردم که لاغر بشم و توچشم همه باشم رفته رفته لاغر که نمیشدم هیچ چاق ترم میشدم یدف هایی که رژیمی ورزشی چیزی انجام میدادم بعد یه هفته بعدش یا ده روز میپرسیدم از دوستم یا مامانم آیا من لاغر شدم و اونها میگفتن هیچ تغییری نکردی یا یکم انگار بهتر شدی ولی وقتی خودم وزن میکردم یا همون بودم یا چاقترم شده بودم خیلی عجله داشتم واسه لاغر شدن من خیلی دل نازکم و وقتی یکی ناراحتم میکردم که گریم در میومد اون روش رها میکردم و کلی حرف بد به خودم میزدم تاکلی بعدش دوباره میگفتم نه من باید لاغر بشم وباز تصمیم میگرفتم میرفتم دانبال روش دیگه ای باز اگه کسی ناراحتم میکرد رها میکردم همچی خلاصه یادمه کل زندگی من بعد دانشگام شده بود لاغر شدن همه کار کردم جز قرص لاغری و عمل جراحی همه کار کردم که لاغر بشم نشد 😖حالا عوامل یا بهانه هایی که برای چاق شدنم دارم. ۱_ تنفر از چاقی 2_ترس از چاق شدن 3_اراده ضعیف وخودم لایق ندونستن 4_اعتماد به نفس پایین 5_ حسرت لاغر شدن 6_پرخوری زیاد 7_کم آب خوردن 8_مصرف شیرینی زیاد چربی زیاد 9_ورزش نکردن 10_دیرموقع شام خوردن 11_شبها غذاهای سنگین خوردن مث برنج سالاد سسی گوشت نوشابه12_هنگام تماشا تلویزیون با فیلم غذا خوردن اگه غذامم خورده بودم حتی ده دقیقه جلوتر باز میومدم شیرینی میوه تخمکی خلاصه هرچی بود میاوردم. میخوردم باش برام لذت داشت 13_نرقصدن چون خونده بودم رقص خیلی لاغر میکنه 14_نان سفید خوردن با برنج یا مصرف نان سفید چون اینم شنیده بودم 15_مصرف نوشابه 16مصرف سالاد سسی17_ مصرف فست فود سوسیس همبر کالباس 18_مصرف ماکارونی سالادی 19_کم تحرکی بیکاری خوردن خابیدن20_ارثی بودن یعنی روی بابام رفتم اینجوریم وباید قبول کنم سرنوشت من همینه 21_تند تند غذا خوردن 22_بعد غذا مخصوصا ناهار خوابیدن با شکم پر 23_شبها دیر خابیدن 24_لاغر شدن رو یک رویا میدونستم و تو دلم میگفتم من هیچوقت لاغر نمیشم واین سرنوشت منه وکلی حسرت میخوردم ناراحت میشدم و جز آرزو بود برام که یعنی یه روزی میرسه من لاغر بشم اونی دلم میخاد بشم. ببخشید خیلی طولانی شد خلاصه خاستم همچی بنویسم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان گلم هرچی مینویسم نمیاد میگه قبلا هم چنین دیدگاهی گفتی با اینکه بار اولم میفرستم لطفا مرا راهنمایی کنید
نشان های دریافت شده
سلام خسته نباشید استاد عزیزم ممنونم وخداروشکر میکنم که با این سایت آشنا شدم و قسمت های رایگان داره که میتونم ازش استفاده کنم و به تناسب اندام ولاغری که شده جز آرزوهام برسم منم مث بقیه دوستان خیلی تلاش کردم ولی نتیجه ای که شگفت زدم کنه نگرفتم و سرهمین موضوع چاقی خیلی خودم ضعیف میدونستم وفک میکردم آدمها لاغر از من خیلی بهترن وکلا اعتماد به نفسم از دستت داده بودم و همیشه دانبال یه چیزی بودم زود من لاغر کنه وچون آدم عجولی هستم یه هفته تا یکماه تلاش میکردم وقتی نتیجه نمیدیم راهاش میکردم من بیشترین چیزی که فک کنم چاقم کرد ترس بود همیشه میترسیدم چاق شم وبعدش چون میخوندم نان برنج خیلی چاق میکنه منم میگفتم حتما مال اینه یا چون بابام چاقه من رفتم روی بابام و ارثی است یا چون ورزش نمیکنم چاق شدم یا چون زیاد شیرینی میخورم وهمه اینها عوامل چاقی خودم میدونستم