0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سال‌ها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نه‌تنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاق‌تر شده بودم. امروز می‌خوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچ‌کس نمی‌تونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.

این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد می‌کنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.

🙋‍♂️ من و اضافه وزن

برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم می‌کردم، ولی وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمی‌گشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاق‌تر می‌کرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.

در اون سال‌ها به خاطر اضافه وزن، بیماری‌های مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که می‌رفتم به بن‌بست می‌رسید. بعضی‌ها رو می‌دیدم که لاغر می‌شن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجه‌ی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.

جرقه‌ای که همه چیز رو عوض کرد

از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجه‌های بزرگی در بخش‌های دیگه‌ی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچ‌کس چنین حرفی نمی‌زد. همه یا می‌گفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا می‌گفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد می‌دادن.

یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه می‌شه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخش‌های دیگه‌ی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمی‌کنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»

از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا می‌کردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالری‌شماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.

وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معده‌ات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدم‌ها مثل گذشته‌ی خودم دارن در این مسیر زجر می‌کشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزش‌ها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سال‌ها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجه‌هاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

مسیر لاغری

🧠 بدن فرمانبر ذهنه

برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسان‌ها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟

جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا می‌شه، اون بدن با همه‌ی عضله‌ها و استخون‌ها و قلب و مغزش، حتی نمی‌تونه یه پلک بزنه. یعنی همه‌ی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.

همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمی‌داد، دستت هیچ‌وقت خودش تکون نمی‌خورد.

خیلی ساده‌ترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمی‌ده. هر کاری که بدن انجام می‌ده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌ده؟

بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین می‌رن سراغ بدنشون. می‌گن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربی‌هاش رو با جراحی بردارم یا معده‌اش رو کوچیک کنم.

یعنی تقریباً همه‌ی روش‌های لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچ‌کدوم سراغ ذهن نمی‌رن. نتیجه‌اش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر می‌شن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمی‌گردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام می‌دن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا می‌ره.

دلیلش اینه که همه‌ی این روش‌ها سراغ نتیجه‌ی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمی‌گرده.

مثال کامپیوتر و چاپگر

برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمه‌ی پرینت رو زدی. برگه‌ای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.

حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلط‌گیر روی «من چاقم» رو می‌پوشونی و با خودکار می‌نویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو می‌کنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگه‌ی چاپ‌شده دست می‌برن.

ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ می‌شه و این بار حتی پررنگ‌تر. یعنی از وزن قبلیت هم چاق‌تر می‌شی. من سال‌ها همین اشتباه رو می‌کردم. هر بار می‌رفتم سراغ بدنم و می‌گفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمی‌شه.

چرا لاغر نمی‌شم؟

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاق‌تر می‌شیم؟

مهم‌ترین وظیفه‌ی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو می‌فهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربی‌های بدن یعنی ذخیره‌ی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمی‌شه.

حالا وقتی رژیم می‌گیری و غذات رو کم می‌کنی، ذهن نمی‌دونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر می‌کنه قحطی شده و غذا پیدا نمی‌شه. برای همین بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم می‌کنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.

به همین دلیل وقتی رژیم می‌گیری، بی‌حال و خسته و کم‌حوصله می‌شی و زود عصبانی می‌شی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته می‌شی و رژیم رو کنار می‌ذاری، ذهن سریع شروع می‌کنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.

این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیم‌های پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمی‌گرفتم و با بدنم نمی‌جنگیدم، هیچ‌وقت به ۱۳۵ کیلو نمی‌رسیدم.

خیلی ساده‌ترش اینه که وقتی رژیم می‌گیری، داری با ذهنت می‌جنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون اراده‌ی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته می‌شه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچ‌وقت خسته نمی‌شه.

🔑 کلید اصلی مسیر لاغری

حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی به‌جای اینکه روی برگه‌ی چاپ‌شده لاک غلط‌گیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جمله‌ی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوش‌اندامم».

وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلط‌گیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کم‌کم با نیاز بدنت هماهنگ می‌شه، ریزه‌خواری‌ها و پرخوری‌هات کمتر می‌شه و وزنت آروم‌آروم پایین میاد. چون این بار برنامه‌ی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمی‌گرده.

باورهای چاق‌کننده از کجا اومدن؟

حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشک‌ها جمله‌هایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل این‌ها:

  • «آب هم می‌خورم چاق می‌شم.»
  • «ژنتیکم چاقه و استخون‌بندیم درشته.»
  • «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمی‌شم.»
  • «سنم رفته بالا، دیگه نمی‌تونم لاغر بشم.»
  • «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»

جمله‌ای که خود من سال‌ها به همه می‌گفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانواده‌ام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمی‌گرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه می‌کردم.

وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیل‌های چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیل‌ها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم و هیچ‌وقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.

وقتی همه‌ی حواسمون به چاقیه

دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد می‌شه، موقع لباس پوشیدن غصه می‌خوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو می‌خوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا می‌خوریم. همه‌ی این‌ها یعنی توجه کردن به چاقی.

من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگ‌تر می‌شه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنیم و ازش می‌ترسیم، داریم همون برنامه‌ی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگ‌تر می‌کنیم.

برای همینه که بعضی‌ها هر چی دلشون می‌خواد می‌خورن و چاق نمی‌شن. چون اصلاً به چاقی فکر نمی‌کنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان می‌خوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق می‌شه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار می‌کنه.

لاغری با ذهن

📉 فرق این مسیر با رژیم‌های قبلی من

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته می‌شدم و آخرش برمی‌گشتم سر خونه‌ی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.

یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌هام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچ‌کس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم می‌گرفتم که چطور رفتار کنم.

۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همون‌طور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.

🤝 ما چاق‌ها خیلی به هم شبیهیم

در این سال‌ها نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدم‌های چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جمله‌هایی که در بچگی شنیدیم و ترس‌هامون از غذا خیلی شبیه همه.

من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم می‌تونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

لاغری ذهنی

🟣 گام اول: آگاهی

حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جمله‌های مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.

بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جمله‌هایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.

عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد. من هم منتظر خوندن نوشته‌هات در بخش نظرات هستم.


پیشنهاد می‌کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادت‌هایی باعثش شد؟
  • 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیم‌ها، وزنت چه تغییری کرد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره‌ی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جمله‌ها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون می‌کنی؟
  • 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکته‌ی تازه‌ای پیدا می‌کنی.

یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه‌ی بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر درباره‌ی دلیل‌های اصلی چاقی صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل می‌شه؟

چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی می‌بینه و بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده. وقتی رژیم تموم می‌شه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر می‌بره.

۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟

از شناختن باورهای چاق‌کننده. اول باید بفهمی چه جمله‌ها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدم‌به‌قدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین می‌کنی.

۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟

نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالری‌شماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر می‌کنه.

۴. هر چند وقت یک بار جلسه‌ی بعدی رو شروع کنم؟

پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشته‌های بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 705 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11407
917 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۳/۰۶/۰۱ ۰۱:۲۴
      مدت عضویت: 1342 روز
      امتیاز کاربر: 13200 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 957 کلمه

      به نام خداي هدايتگرم

      سلامي گرم به استاد عطار روشن

      نكته بسيار مهم اين فايل براي من اين بودش كه :

      در تمام زمان هايي كه رژيم ميگرفتم براي لاغري ، نتيجه اي كه ميگرفتم برابر نبود با تلاشي كه من ميكردم براي لاغري

      ميبينم دوستان لاغرم تلاش فيزيكي زيادي نمي كنن براي متناسب موندنشون ولي نتايج بزرگي ميگيرن هميشه

      نتايجي كه روياي منه

      افراد متناسبي كه من ميشناسم همگي تلاش ذهني دارن براي متناسب موندنشون

      اتفاقا چند روز پيش اون دوستم كه رول مودل من بود در لاغري،

       خونه ما مهمون بودم و دو سه روزي با هم بوديم 

      دوباره نسبت به خوردنش حساس شدم و ديدم اصلا به خوردن فكر نمي كنه 

      در عوض

      به تيپش خيلي اهميت ميده

      كلا همه اش تو فكر اينه چي بپوشه 

      چقدر برقصه

      برعكس آدم هايي با اضافه وزن ، كه اصلا به چي بپوشن فكر نمي كنن و هر چي اندازشون باشه ميپوشن 

      و براي رقص كه اصلا پيش قدم نميشن

      اتفاقا اين دوستم ايندفعه با خواهرش مهمان ما بودن و خواهرشم مثل دوستم لاغر بود 

      من دفعه اولم بود خواهرش رو ميديدم

      و ديدم خواهر دوستم هم مثل دوستم رفتار ميكنه و تيپش خيلي براش مهمه و خيلي بيشتر از دوستم مي رقصه

      يه بار سر ميز ازش شنيدم كه گفت خيلي مهمه كه آروم غذا بخوريم 

      آروم غذا خوردن كمك ميكنه وزن اضافه نكنيم 

      ياد يكي از فايل هاي اين سايت افتادم كه آرام غذا خوردن رو الگوي رفتاي افراد لاغر معرفي كرده

      توي اين چند روز هم ، همه اش ديدم كه غذا توي بشقابش زياد مي آمد و ميريخت دور

      دوستم، شوهرش و خواهر دوستم ، سه روزي كه مهمان ما بودن نشد يه بار سه پرس غذا سفارش بدن يا سه تا بستني بگيرن

      يا يك بستني ميگرفتن و سه نفري مي خوردن

      يا دو تا غذا ميگرفتن سه نفري ميخوردن و بعدش زياد مي آمد

      وقتايي كه درگير رقص يا گردش بوديم به تنها چيزي كه فكر نمي كردن خوردن بود

      اما

      يك نكته طلايي دريافتم در اين سه روز:

      خواهر دوستم چون دانشجو بود و بايد برميگشت به شهر خودش، گفت ميخوام خريد كنم براي خونم چون كلاسام شروع ميشه ديگه وقت خريد ندارم 

      گفتم چي ميخواهي بخري؟

      فك ميكني اولين چيزي كه گفت چي بود؟

      برنج

      بله اولين چيزي كه ازش شنيدم گفت ميخواد بخره برنج بود

      از كي شنيدم؟

      از كسي كه بسيار لاغر بود 

      چيزي كه من هميشه شنيده بودم برنج يكي از عوامل چاقيه

      اينها همون علم لاغري هستن كه بايد يادش بگيريم

      ****************************************

      يه چيز جالب ديگه بگم

      فركانس خيلي مهمه اصلا شوخيش نگيريم

      من كه اين سه روز اينا رو ديده بودم يه دونه بستني ميخرن سه نفري ميخورن

      رفتيم با هم بستني فروشي

      ايندفعه چند تا ديگه از دوستامون هم به ما ملحق شده بودن

      يه ربعي طول كشيد تا هر كي طعمي كه دوست داره رو اول تست كنه و بعدش به فروشنده سفارش بده 

      من آخرين نفر بودم كه بايد بستنيمو سفارش ميدادم

      فكر ميكني من چي سفارش دادم ؟

      هيچي !!!

      من هيچي سفارش ندادم و ذهنم گفت تو كه چند تا طعم رو تست كردي خوشمزه نبودن چرا ميخواهي الكي يه چيزي سفارش بدي 

      و من هيچي سفارش ندادم

      و به همسرم گفتم تو هر چي ميخواهي سفارش بده من هيچي نميخوام

      همسرم گفت مطمئني ؟

      گفتم آره

      گفت ميخواهي يه چيزي سفارش بده نخواستي من بقيه شو ميخورم

      گفتم نه نميخوام

      اصلا خوشمزه نبودن 

      مجبور نيستم كه سفارش بدم

      و اصلا هم خجالت نكشيدم از اينكه چند تا طعم رو تست كردم و سفارش ندادم

      —————————————————

      موضوع اول صورت مساله: چرا ما چاق هستيم و ديگران لاغر هستن

      موضوع دوم راه حل مساله: چگونه لاغر بشيم ؟

      انتخاب غلط  اينه كه دنبال چطور لاغر شدن باشيم

      اين انتخاب ما رو به نتيجه نميرسونه

      ————————————————

      اضافه وزن من تقريبا از سن 20 سالگي شروع شد 

      اون موقع دو سه كيلو اضافه داشتم و يادمه از همون وقت دنبال باشگاه رفتن و رژيم گرفتن بودم

      يادمه خودم خيلي فكر ميكردم چاقم

      بعضي ها هم بهم ميگفتن بكم تپلي

      فرم دست و پاي من بادكنكي هست و اگر سه كيلو هم اضافه داشته باشم 

      دست و پام بادكنكي ميشه و مياد توي چشم

      از همون اول اينطوري بود كه همون دو سه كيلو به چشم همه آمده بود و بهم ميگفتن تپلي

      اي كاش ياد بگيريم آگاهانه دهنمون رو ببنديم اگر چيزي غير عادي از كسي ديديم

      اگر اطرافيان من هم اين علم رو داشتن و به من نميخنديدن و بگن چقدر دست و پات بامزه و تپليه 

      شايد اصلا اين باور كه من تپل هستم وارد مغزم نميشد 

      و آروم آروم وزنم هي زياد شد 

      يادمه تا سن 25 به وزن 80 رسيدم 

      رفتم دكتر گفت تيروييد داري قرص بهم داد شروع كردم به رژيم و ورزش لاغر شدم

      ولي ديگه هميشه دچار اضافه وزن بودم

      خيلي رژيم هاي مختلفي گرفتم هر بار هم خوب وزن كم ميكردم

      چون همونطور كه گفتم تپليم توي دست و پاهام بود و سريع انگار باد دست و پاهام ميخوابيد و من لاغر ميشدم

      همون فرمولي كه استاد عطار روشن ميگه

      اصلا مگه ما چقدر غذا ميخوريم كه بخواهيم انقدر چاق بشيم 

      اين حجم از چاقي ما اگر بر اساس غذا باشه كه ما بايد 400 كيلو باشم

      بدن ما هوشمنده و هر چقدر لازم داشته باشه از غذاها ميگيره بقيه شو دفع ميكنه

      اين چيزي كه ما به عنوان چاقي داريم در بدن خودمون ميبينيم، اون باورهاي غلط هست 

      كه چون كله ما نميتونه بزرگ بشه از اين حجم باور هاي غلط

      لاجرم به شكل چاقي اون باورهاي غلط رو ميفرسته توي بخش هاي مختلف بدن ما

       تا به ما بگه ، فلاني به خودت بيا 

      چقدر داري آشغال به خورد من ميدي

      از بدن عزيزم معذرت ميخوام كه نتونستم صداي سرم رو بشنوم با همون آلارم هاي اوليه كه داشت ميگفت :استاپ!!!!

      انقدر فكراي آشغال نريز توي من

      و الان بدنم بايد بار اين “”كر\”\”\” بودن من رو به دوش بكشه

      از خداي درونم ياري ميخوام 

      از هوش برترم ياري ميخوام

      گوش هاي من رو شنوا كنه اونجا كه بايد حرفي رو نشنيده بگيرم ، 

      نشنيده بگيرم اون حرف رو 

      و به جاش سنگيني اون حرف شنيده شده رو نخوام با خوردن عصبي جبران كنم

      از هوش برترم كمك ميخوام كمكم كنه

      اون توانايي در ابراز داشتن اعتماد به نفسم رو بهم بده 

      تا نخوام كمبود اعتماد به نفسم رو با خوردن جبران كنم و حرفهاي نگفتم رو با خوردن قورت بدم

      آمين

      ********************************

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۲/۰۱/۱۸ ۱۰:۴۳
      مدت عضویت: 1342 روز
      امتیاز کاربر: 13200 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 563 کلمه

      سلام استاد عطار روشن عزيز

      اين دومين كامنت من روي اين فايل هست چون معتقدم خيلي ميتونه كمك كنه در بخش هاي مختلف زندگيم 

      انقدر اين فايل رو از ابتداي روش كارتون كامل توضيح داديد هر كسي بخواد توي هر زمينه اي تغيير ايجاد كنه توي زندگيش، ميتونه با همين فرمولي كه شما ميگيد هر بخشي رو ميخواد تغيير بده در زندگيش

      منم روش هاي زيادي رو تست كردم براي لاغري

      و جالبه كه لاغري من اصلا توي ذهن بقيه نمي موند و هميشه همه اطرافيان من رو به عنوان يك فرد تپلي ميشناسن

      هر بار كه يك رژيمي رو ميگرفتم با خودم ميگفتم ايندفعه ديگه كاري ميكنم براي هميشه لاغر بمونم و به همه ثابت ميكنم كه من تونستم 

      ولي هر بار دريغ از بار قبل

      من با اين جمله تون موافقم كه ” لاغري راحت تر از چاق شدن هست

      همه ما حتما اين جمله رو شنيديم كه افراد چاق ميگن “ من خيلي زود لاغر ميشم ”

      خود من جز اون افرادي هستم كه فقط كافيه يك هفته شروع كنم به رژيم ، يعني توي يك هفته كاملا مشخص ميشه كه من وزنم كم شده 

      و وقتي اين خاطراتم رو به ياد ميارم ، توي دلم انگار قند آب ميكنن از خوشحالي كه اينجايي كه اومدم مدينه فاضله منه 

      چون من از قبل  اين باور رو دارم كه لاغري راحته 

      اين سختي كه توي ذهنمه براي تنوع خوراكي هايي هست كه من استفاده ميكنم 

      كه همونطور كه شما توي فايل هاي ديگه گفتيد ، ما بايد هر جا يك فرد متناسب ميبينيم به رفتارش توجه كنيم كه چطور غذا ميخوره …يا با خوراكي ها چطور برخورد ميكنه 

      مثلا ما از افراد متناسب زياد ميشنويم “ميل ندارم”

      ما از افراد متناسب زياد ميشنويم كه “وقتي سيرم هيچي از گلوم پايين نميره”

      اينا چيزايي هست كه من با اضافه وزنم بايد بيشتر بهش توجه كنم 

      به جاي اينكه هي فك كنم به اينكه وااااي يعني قراره نخورم تا لاغر بشم 

      همين اول كه وارد سايت ميشيم ممكنه فكر كنيم واااي اينم احتمالا وسطاش ميخواد بگه فلان چيزو نخور 

      ولي من توي اين 40 روز فهميدم ، نبايد به اينكه چه چيزهايي بايد بخورم يا نه توجه كنم 

      در عوض من بايد توجه كنم خوراكي رو كي بخورم

      اونطور كه من از افراد متناسب دارم ياد ميگيرم اينه كه اونا فقط زماني كه گرسنه هستن ميخورن 

      اونم زماني كه خيلي گرسنه باشن 

      يادمه يه بار با دوست متناسبم رفته بوديم مسافرت و شب كه توي هتل بوديم گفت احساس گرسنگي دارم …گفتم ميخواي بريم چيزي بگيريم …گفت نه …و به من گفت درمان اين گرسنگي فقط خوابه 

      منو ميگي ….شاخام در اومده بود

      گفتم من اگر جاي تو بودم اصلا نميتونستم بخوابم با شكم گرسنه 

       من الان كه توي  اين وب سايت هستم بايد بيشتر بهش توجه كنم و اين رفتار دوستم رو تمرين كنم 

      نتيجه حاصل قدم هاي كوچك هست

      من كه الان اينهمه ذهنم خلاص شده از ترس خوراكي ها بايد صب تا شب خدا رو شكر كنم 

      اين ترس با ما چه كرد 

      اين ترس رو كه سرشو بريدم ديگه بقيه اش راحت تره و فقط تمرين ميخواد 

      من معتقدم اون كسي كه شد بيل گيتس، ترساشو صد بار كشته 

      و هزاران هزار افراد موفق در جهان كه هر روز ترساشونو دارن ميكشن

      و من اين آگاهي رو دارم كه اگر از اين سايت دست بكشم باز حرفاي اطرافيان و جو جامعه من رو خواهد گرفت و دوباره امكامن داره ترس ها بيان سراغم 

      و كشتن ترس از خوراكي ها يكي از همون مشكللاتي هست كه براي ماشين من پيش اومده  بود…

      سيستم كامپيوتري بدن من اينطوري برنامه نويسي شده بود كه 

      استاد بسيار سپاسگذارم ازتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۵ ۲۲:۵۲
      مدت عضویت: 1342 روز
      امتیاز کاربر: 13200 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 631 کلمه

      سلام به آقاي عطار روشن عزيز و بقيه اعضا سايت

      من امروز به سايت شما پيوستم . و بسيار هم اميدوارم به نتايج

      فايل آموزشي اول را ديدم و از آنجايي كه هيچ مقاومتي درباره كاركرد ذهن ندارم كاملا با حرفهاي شما موافقم.

      اگر بخوام به بچگيم برگردم من بسيار لاغر بودم تا تقريبا 13 سالگي. بعدش يواش يواش از اون حالت لاغر مردني در اومدم..ميگم لاغر مردني يعني انقدر لاغر كه حتي پوستم تيره بود از لاغري .

      الان اگر من رو ببينيد پوستي كامل روشن دارم .كه اصلا اگر عكس بچه گي من رو ببينيد باورتون نميشه اون بچه من بودم

      سرتون رو درد نميارم اگر بخوام به سوال اين فايل جواب بدم ، بايد بگم زمزمه هاي ذهني خودم به خودم هست كه من رو بيشتر چاق كرده است. من در تمام اين سالها كه چاق بودم شايد بيست سال هست كه من چاق هستم ، همه اش خودم به خودم گفتم چقدر چاقي . يا ، تا رفتم يه لباس بخرم به خودم گفتم اين كه به تو نمياد اين به لاغرا مياد … هر وقت يه مهماني بوده به خودم گفتم وااااي الان چي بايد بپوشم من كه چاقم هيچي به من نمي آد… خلاصه خودم را با نجواهاي ذهني بمب باران كردم….. از طرفي بي نهايت هم همه اش در آرزوي لاغر شدن هستم …  نكته بعدي كه چرا چاق هستم اينه كه من بي نهايت از خوردن لذت ميبرم خودم دستپخت بي نظيري دارم و واقعا مثل يك هنرمند در آشپزخونه در كمترين زمان بهترين چيزها را آماده ميكنم چه غذتا باشه چه دسر باشه …

      …پارسال آخرين تلاشم براي لاغر شدن بود …با رژيم لاغري كيتو وزن خوبي كم كردم بسيار پر انرژي بودم . هيچ بيماري خاصي هم در آزمايش خونم نشون داده نميشد تا اينكه ، ريزش مو آمد سراغم و من دوباره اون رژيم را با اينكه خيلي دوستش داشتم چون بسيار پر انرژي بودم باهاش و وزنم خيلي پايين آمده بود باهاش رو رها كردم….

      الان كه فكر ميكنم ريشه هاي كمبود اعتماد به نفس بايد در من حل شود كه با محصولي ديگر در حال حل اين مشكل هستم به اميد خدا

      چرا ميگم كمبود اعتماد به نفس ، چون اين باور كمبود اعتماد به نفس هست كه هر بار از يه جايي سر در مياره … اينكه يك عمر با من هست و هميشه بصورت پايه ثابت چاقي با من بوده …اينكه تا لاغر شدم با ريزش مو اومد خودشو نشون داد و باز اعتماد به نفسم رو ريزش موهام كم كرد و اون رژيم رو هم رها كردم

      من قبل از شروع اين روش ، احساس ميكنم از آنجايي كه اين روش روي ذهن كار ميكنه من نتايج خوبي خواهم گرفت

      و بسيار دوست دارم ببينم آيا از تمام جنبه ها روي باورهاي مخرب فكري كار ميكنه يا فقط روي باور پرخوري و كم خوري كار ميكنه (منظورم تمام جنبه هاي باورهاي مخرب ، باورهاي مخربي كه باعث چاقي ميشود….مثل من كه توضيح دادم نجواهاي ذهن خودم هست كه در چاقي من تاثير گذار هست)

      الان كه موضوع را اينجا نوشتم كمي آرام تر شدم …من ميدانم كه بايد اين صداهاي مغزم رو تغييير بدم به سمت اينكه من آدم خوش اندامي هستم ..من هر چي بخورم چاق نميشم يا هر چيزي مخالف اون چيزهايي كه در ذهنم داره كار ميكنه 

      راسي يادم رفت بگم امروز 24 فوريه برابر با جمعه 5 اسفند به وقت ايران است من امروز صبح خودم رو وزن كردم 78.700 كيلو گرم بودم و بسيار ناراحت شدم…قدم 160 سانتيمتر است ….ولي اميدوارم و تلاش ميكنم تا يك ماه آينده كمي كمترش كنم….در ضمن من زانوهاي ضعيفي دارم و نميتونم زياد پياده روي كنم در صورتي كه عاشق پياده روي و كوه نوردي هستم و اميدوارم وزنم كه پايين تر آمد بتوانم بيشتر كوه نوردي و پياد روي كنم 

      پيشاپيش از شما آقاي عطار روشن  و بقيه دوستاني كه متن من را ميخوانند بسيار سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم