۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سالها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نهتنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاقتر شده بودم. امروز میخوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچکس نمیتونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.
این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد میکنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🙋♂️ من و اضافه وزن
برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم میکردم، ولی وقتی رژیم رو کنار میذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمیگشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاقتر میکرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.
در اون سالها به خاطر اضافه وزن، بیماریهای مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که میرفتم به بنبست میرسید. بعضیها رو میدیدم که لاغر میشن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجهی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.
جرقهای که همه چیز رو عوض کرد
از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجههای بزرگی در بخشهای دیگهی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچوقت فکر نمیکردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچکس چنین حرفی نمیزد. همه یا میگفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا میگفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد میدادن.
یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه میشه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخشهای دیگهی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمیکنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»
از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا میکردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالریشماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.
وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معدهات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدمها مثل گذشتهی خودم دارن در این مسیر زجر میکشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزشها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سالها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجههاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

🧠 بدن فرمانبر ذهنه
برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسانها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟
جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا میشه، اون بدن با همهی عضلهها و استخونها و قلب و مغزش، حتی نمیتونه یه پلک بزنه. یعنی همهی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.
همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمیداد، دستت هیچوقت خودش تکون نمیخورد.
خیلی سادهترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمیده. هر کاری که بدن انجام میده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.
❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیده؟
بیشتر آدمها فکر میکنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین میرن سراغ بدنشون. میگن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربیهاش رو با جراحی بردارم یا معدهاش رو کوچیک کنم.
یعنی تقریباً همهی روشهای لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچکدوم سراغ ذهن نمیرن. نتیجهاش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر میشن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمیگردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام میدن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا میره.
دلیلش اینه که همهی این روشها سراغ نتیجهی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمیگرده.
مثال کامپیوتر و چاپگر
برای اینکه این موضوع رو راحتتر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمهی پرینت رو زدی. برگهای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.
حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلطگیر روی «من چاقم» رو میپوشونی و با خودکار مینویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو میکنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگهی چاپشده دست میبرن.
ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ میشه و این بار حتی پررنگتر. یعنی از وزن قبلیت هم چاقتر میشی. من سالها همین اشتباه رو میکردم. هر بار میرفتم سراغ بدنم و میگفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمیشه.

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاقتر میشیم؟
مهمترین وظیفهی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو میفهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربیهای بدن یعنی ذخیرهی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمیشه.
حالا وقتی رژیم میگیری و غذات رو کم میکنی، ذهن نمیدونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر میکنه قحطی شده و غذا پیدا نمیشه. برای همین بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم میکنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.
به همین دلیل وقتی رژیم میگیری، بیحال و خسته و کمحوصله میشی و زود عصبانی میشی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته میشی و رژیم رو کنار میذاری، ذهن سریع شروع میکنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره میکنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.
این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیمهای پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمیگرفتم و با بدنم نمیجنگیدم، هیچوقت به ۱۳۵ کیلو نمیرسیدم.
خیلی سادهترش اینه که وقتی رژیم میگیری، داری با ذهنت میجنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون ارادهی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته میشه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچوقت خسته نمیشه.
🔑 کلید اصلی مسیر لاغری
حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی بهجای اینکه روی برگهی چاپشده لاک غلطگیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جملهی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوشاندامم».
وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلطگیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کمکم با نیاز بدنت هماهنگ میشه، ریزهخواریها و پرخوریهات کمتر میشه و وزنت آرومآروم پایین میاد. چون این بار برنامهی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمیگرده.
باورهای چاقکننده از کجا اومدن؟
حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشکها جملههایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل اینها:
- «آب هم میخورم چاق میشم.»
- «ژنتیکم چاقه و استخونبندیم درشته.»
- «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمیشم.»
- «سنم رفته بالا، دیگه نمیتونم لاغر بشم.»
- «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»
جملهای که خود من سالها به همه میگفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانوادهام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمیگرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه میکردم.
وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیلهای چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیلها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم و هیچوقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.
وقتی همهی حواسمون به چاقیه
دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد میشه، موقع لباس پوشیدن غصه میخوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو میخوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا میخوریم. همهی اینها یعنی توجه کردن به چاقی.
من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگتر میشه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر میکنیم و ازش میترسیم، داریم همون برنامهی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگتر میکنیم.
برای همینه که بعضیها هر چی دلشون میخواد میخورن و چاق نمیشن. چون اصلاً به چاقی فکر نمیکنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان میخوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق میشه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار میکنه.

📉 فرق این مسیر با رژیمهای قبلی من
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته میشدم و آخرش برمیگشتم سر خونهی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالریشماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.
یکی از قشنگترین تجربههام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچکس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم میگرفتم که چطور رفتار کنم.
۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کمکم و بیصدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همونطور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.
🤝 ما چاقها خیلی به هم شبیهیم
در این سالها نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدمهای چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جملههایی که در بچگی شنیدیم و ترسهامون از غذا خیلی شبیه همه.
من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم میتونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همونطور که سالها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

🟣 گام اول: آگاهی
حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جملههای مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.
بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جملههایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.
عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد. من هم منتظر خوندن نوشتههات در بخش نظرات هستم.
پیشنهاد میکنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادتهایی باعثش شد؟
- 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیمها، وزنت چه تغییری کرد؟
- 🔍 چه باورهایی دربارهی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جملهها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون میکنی؟
- 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکتهی تازهای پیدا میکنی.
یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسهی بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر دربارهی دلیلهای اصلی چاقی صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل میشه؟
چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی میبینه و بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده. وقتی رژیم تموم میشه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره میکنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر میبره.
۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟
از شناختن باورهای چاقکننده. اول باید بفهمی چه جملهها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدمبهقدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین میکنی.
۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟
نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالریشماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر میکنه.
۴. هر چند وقت یک بار جلسهی بعدی رو شروع کنم؟
پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشتههای بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد.
امتیاز 3.82 از 706 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











سلام
من می خواهم برای یکبار دیگر این دوره رایگان را ادامه بدهم چون من قبلا این دوره را گذراندم و از آن نتایج بسیار عالی را گرفتم و الان وقتی دیدم دوره بروز رسانی شده بسیار خوشحال شدم و تصمیم گرفتم یکبار دیگر این دوره ۱۲ گام را ادامه بدهم چون با هر بار تکرار یک لایه از ذهن ناخودآگاه را تعییرمی دهیم
چطور من چاق شدم ؟
من از وقتی یادم میاد چاق بودم مادرم میگه با وزن ۵ کیلو بدنیا آمدم و همیشه در عکسها خود را چاقتر از هم سن و سالها ی خودم می دیدم و باور اینکه من ارثی چاقم چون عمه و عموها چاق بودند در ذهن ناخودآگاه من به صورت یک باور بسیار قوی شکل گرفته بود و چاقتر شدن بیشتر به صورت یک عادت در من بود که من هر سال چاقتر می شوم و این یک امر عادی است من در دوران راهنمایی برای ورزش بار فیکس مجبور به رعایت رژیم شدم و کم کم انواع رژیمها را انجام دادم و چون مسیر درست نبود هرگز لاغر نشدم و مثل یو یو وزن کم و یا زیاد می کردم و اعتماد به نفس خود را برای لاغر شدن کم کم از دست می دادم و فکر می کردم اراده ندارم چون خیلی ها می گفتند تنها راه لاغر شدن کمتر خوردن و ورزش کردن است که من هر بار تا جایی ادامه می دادم ووقتی سختی آن از سودش بیشتر می شد آن را رها می کردم
باورهای قوری در ذهن من برای چاقی بیشتر
من ارثی چاقم مشاهده اعضا خانواده و اقوام نزدیک
من با خوردن شیرینی و برنج و نان چاق می شوم
من آب هم بخورم چاق می شوم
من با بیماری تیروئید چاقتر می شوم و این عادی است
من با ازدواج کردن چاق می شوم
من با باردار شدن چاق می شوم
من با کم تحرکی و شغل کارمندی چاق می شوم
من با پا گذاشتن به سن ۴۰ سال و کم تحرکی چاقتر می شوم
من با استرس و عصبی شدن بیشتر غدا می خورم
من اراده برای لاغری ندارم
بدن من استپ کرده و لاغر نمیشه
من اگر کمی لاغر شوم دوباره چاق می شوم
شکم بزرگ من باعث چاقی من شده
چربی در بدن من به سختی آب میشه
من اگر لاغر بشوم خیلی زشت می شوم و پیرتر به نظر می آیم
من نباید چیزهای چربی دار بخورم چون چاقتر می شوم
من باید همیشه ورزش کنم اگر می خواهم چاق نشوم
من باید برای لاغری عرق بریزم وگرنه لاغر نمی شوم
چاق شدن در من بسیارآسان و لاغر شدن بسیار سخت و طاقت فرسا است
ماشین سواری باعث چاقی در من شده است چون تحرک ندارم و پیاده روی نمی کنم
شام خوردن باعث چاقی در من شده و چاقتر می شوم
خیلی از مواقع گرسنه نیستم ولی بر حسب عادت می خورم
من مثل افراد لاغر اراده ندارم که بگم میل ندارم و همین خوردن باعث چاقی من شده
پر خوری زیاد باعث چاقی در من شده
و در نهایت متوجه شدم من با آموزش نادرست و باورهای اشتباه زیادی چاق شدم که باید دراولین مرحله باورهای خود را تغییر بدهم تا مسیر الگوهای ذهنی در من تغییر کند و این را با مشاهده افراد متناسب می توان تعییر داد
مثل چاقی در من ارثی است
در خانواده پدری ۷ فرزند وجود دارد و همهی آنها چاق نیستند پس باور چاقی ارثی است در ذهن من درست نیست
چون باید دیگر خواهر و برادرهایم هم چاق باشند
خیلی از افراد لاغر هستند که تیروئید دارند . باردار شدند . ازدواج کردند و تعداد زیادی زایمان کردند و هنوز متناسبند
پس این نشان میده فقط ما با ایمان و باور فرمولهای چاقی در ذهن چاق شدیم واصلا ربطی به محیط / شرایط زندگی / نوع غذا/ مقدار غذا / و…. ندارد چون خیلی از افراد دراین شرایط بودند و متناسب هستند چون فرمولهای ذهنی آنها تغییر نکرده است و پیش فرض ذهن آنها درست کارمیکنه
خدایا شکرت که من به مسیر درست هدایت شدم تا بتوانم با تغییر الگوهای ذهنی به راحتی و آسانی لاغر شوم چون لاغر شدن با ذهن آسانترین کار دنیاست
من در طی ۲ سال در این مسیر و با تغییر الگوهای ذهنی ۲۰ کیلو از اضافه وزنم را کم کردم و این نشان میده که سرعت ترمیم در ذهن و بدن ما بالا است چون من در طی ۴۸ سال کم کم ۴۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم و اصلا نمی فهمیدم چطور چاق شدم وخداراشکر الان متوجه شدم از داشتن احساس بد و باورهای اشتباه من چاق شدم و باید این مسیر را بر گردم و با احساس خوب و تغییر باور دوباره لاغر و متناسب شوم و به تناسب اندام دائمی برسم .
سلام استاد
گوش دادن دوباره این فایل باعث شور و شوق در من شد. من وقتی دانستم این فایلها بروز رسانی شده بسیار خوشحال شدم من وقتی برای اولین بار این فایل را گوش دادم باورم نمی شد که کسی پیدا شود که دقیقا حرفهای دل ما را بزند چون افکار ذهن چاق در تمام دنیا یکی است و ووقتی متوجه شدم که میشه بدون رژیم و سختی لاغر شد بسیار خوشحال شدم و گفتم چقدر خوبه اگر از این روش جلو برم و بتوانم لاغر شوم و به آرزوی دیرینه خودم برسم
تمرینات
چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
من از وقتی یادم می آید چاق بودم و بارها با انواع رژیم وزن کم کردم و دوباره با تقویت فرمولهای چاقی ، چاق شدم و چطور چاق شدم را اصلا به خاطر ندارم چون من از کودکی چاق بودم . از ابتدای کودکی شروع شده بود چون در عکسهای کودکی مشهود است . من سبکی برای چاق شدن نداشتم ولی فرمولهای اشتباه که ما طایفه ارثی چاقیم . حتما فکر و نگرش نادرستی برای چاق شدن بوده چون من خودم را قربانی چاقی می دانستم و با این نگرش اصلا هنگام خوردن فقط به لذت توجه می کردم نه به پیام سیری
چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن
من قبلا باورهای اشتباه زیادی داشتم ولی الان با آگاهیها متوجه شدم که غذا بدون فکر چاقی ما را چاق نمیکنه و نخوردن و گرسنگی کشیدن با افکار چاقی مارا چاقتر می کند و تنها مانعی که می تواند مانع لاغر شدن در بدن ما شود همین افکار چاقی است که وقتی غذا بخوریم بعد خود را سرزنش کنیم و با همین افکار ذهن خود را به سمت چاقی بیشتر سوق می دهیم
من می خواهم یکبار دیگر۱۲ گام و ۱۰۰ گام را که بروز رسانی شده را مطالعه کنم و تمرینات آن را انجام بدهم انشاالله چون احساس بسیار خوبی هنگام انجام دادن این فایلها داشتم خیلی از باورهای اشتباه قدیمی در ذهن من اصلاح شد و چقدر از نظر ذهنی به آرامش رسیدم و نصف وزن خودم را در طی یکسال از دست دادم . گاهی مواقع شیطان می خواهد من را به شک و تردید بیندازد که دوباره داری چاق میشوی ولی من با ایمان و اعتماد این مسیر را ادامه می دهم چون می دانم استمرار در این مسیر یعنی رسیدن به تناسب اندام .
خدایا از تو ممنونم که من را به این مسیر هدایت کردی که بتوانم در تمام جنبه های زندگی پیشرفت کنم
سلام استاد
خدایا شکرت که توانستم یکبار 12 گام را گوش بدهم و الان دوره تکرار دوره را شروع کردم در تاریخ 1402/07/15
استاد من تصمیم گرفتم که یکبار دیگر این مسیر را دوره کنم چون هربار با گوش دادن به این فایلها به نکات ریزی دست پیدا میکنم که قبلا این برداشت را نداشتم
چرا شما چاق هستید ؟ من از وقتی به دنیا امدم هم چاق بودم با وزن 5کیلو و فکر میکنم از همان ابتدای کودکی این درذهن من بوده است که ما خانوادگی و ارثی چاق هستیم و خدا را شکر از وقتی با این سایت آشنا شدم و با گوش دادن به این فایلها متوجه شدم که باور اشتباه که من ارثی چاق هستم باعث شده است که من 46 سال چاق باشم و انشاالله با تغییر این باورها من متناسب خواهم شد .
ازچه سنی چاقی شما شروع شد؟ من از وقتی خودم را شناختم نسبت به همسن و سالهای خودم چاق تر بودم و این را از تصاویر کودکی من هم مشهود است
خاطرات شما از چاقی چیست ؟ من خاطرات خوبی ندارم از چاقی خودم ، چون همیشه نسبت به هم سن سالهای خودم کم تحرک تر بودم و گاهی مورد تمسخر بودم ولی من بعد از زایمان زیاد چاق شدم و سعی کردم با انواع رژیمها خودم را لاغر کنم که نشد
مشکلاتی که چاقی برای شما فراهم کرده را بنویسید ؟ نفس نفس زدن هنگام حرکت – عرق زیاد کردن – عدم انتخاب رنگ لباس روشن – انتخاب چند مدل لباس و رنگهای تیره – عدم انتخاب ورزشهای مورد علاقه – کمردرد – دیسک کمر- دردزانو- درد گردن – عدم انتخاب داوطلبانه درکارهای مورد علاقه- انواع بیماریها مثل دیابت -چربی – تیروئید و…
سلام ، استاد در مورد اینکه من چرا چاق هستم
۱من با وزن ۵ کیلو به دنیا امدم
۲ من ژنتیکی چاق هستم و عمه ها و عموها را می دیدم
۳ افراد چاق در قدیم نشان از ثروت و مال اندوزی داشت و لاغرها یعنی فقیرند
۴ افراد چاق را بیشتر احترام می گذاشتند
۵ افراد چاق قوی تر بودند و بین افراد حساب ویژه ای روی انها باز میشد
۶ در مجالس به افراد چاق احترام ویژه می گذاشتند و در صدر مجلس بود
۷ در مسافرتها نباید در آغوش کسی باشی و صندلی جداگانه داشتیم
۸ در هنگام خواب یا غیبت سهم غذای ما بیشتر و کنار گذاشته میشد
۹ در هنگام گرسنگی نظرات افراد چاق خیلی مهم بود
۱۰ در زمان قدیم دخترهای لاغر مورد پسند نبودند و چاقها خواستگاران بیشتری داشتند 😄😄😄