«چطور میتوانم انگیزه برای کاهش وزن پیدا کنم؟» 🤔
این یکی از سوالات پر تکراری است که خیلیها از خود میپرسند، به خصوص کسانی که دلتنگ رسیدن به وزن ایدهآلشون هستند ولی حس میکنن انگیزه برای شروع رو ندارند. 💭
یادمه سالها وقتی اضافه وزن داشتم، همیشه فکر میکردم که برای کاهش وزن به انگیزه نیاز دارم، ولی این انگیزه همیشه از من دور بود.
🚶♀️ چیزی که برام عجیب بود این بود که بدون انگیزه هر روز چاقتر میشدم، اما وقتی نوبت به لاغر شدن میرسید، فکر میکردم باید یه انگیزه خیلی بزرگ داشته باشم تا بتونم شروع کنم. 😓
حالا که به گذشته نگاه میکنم، متوجه شدم که انگیزه برای کاهش وزن بیشتر از اینکه یک نیروی خارقالعاده باشه، به اراده و تصمیمات روزانه نیاز داره. 💪
انگیزه، مثل یک چراغ کوچیکه که باید هر روز روشنش کنی تا بتونی قدمهای کوچیک اما ثابت برداری. 🔥

دنبال انگیزه برای کاهش وزن 🎯
سی و پنج سال از عمرم با چاقی گذشت. توی این سالها هر روشی رو برای لاغری امتحان کردم: رژیمهای سخت، ورزشهای سنگین، دمنوشهای عجیب! ولی وقتی نتیجه نمیگرفتم یا وزنم برمیگشت، دیگه انگیزه برای لاغری نداشتم 😞
هر بار که میخواستم دوباره شروع کنم، یه چیزی کم بود… انگیزه!
اگه تو هم الان با ناامیدی داری تو گوگل میزنی:
- انگیزه برای کاهش وزن
- متن انگیزشی برای لاغری
- عکس برای انگیزه کاهش وزن
- انگیزه ندارم لاغر شم، چیکار کنم؟ 😩
- کتاب انگیزشی برای کاهش وزن 📚
بدون که منم اون روزها اینا رو سرچ میکردم… دنبال یه جرقه، یه تلنگر، یه دلیل برای شروع دوباره.
خیلی وقتا خودم رو قانع میکردم که «اگه با یکی دیگه شروع کنم، بهتر پیش میرم».
یا مثلاً با دوستانم گروهی رژیم میگرفتیم، ولی کافی بود یکی ول کنه، بقیه هم پشت سرش میرفتن! و همیشه یه بهونه آماده داشتیم: «تقصیر فلانی بود که زد زیرش!» 😅
انگیزه واقعی برای کاهش وزن از درون ما میجوشه. از اون نقطهای که میگی «دیگه بسه! باید یه کاری کنم برای خودم، برای بدنم».
جالبه بدونی خیلی وقتا خودِ چاقتر شدن میشه قویترین انگیزه برای کاهش وزن! 😬
اون لحظهای که دیگه لباسهات اندازهت نیست، بالا رفتن از پله برات سخت میشه، یا عکست رو که میبینی دلت میلرزه… همون لحظهست که میفهمی:
🧠 “وقتشه خودمو نجات بدم…”

استمرار در مسیر لاغر شدن ✨
📍 رسیدن به وزن دلخواه درست مثل سفر کردنه.
🔁 بارها شده افراد چاق با کلی امید و انگیزه برای لاغری شروع کردن،
اما چون نتونستن اون انگیزه رو نگه دارن و استمرار داشته باشن، خیلی زود برگشتن سر خونه اول. یا بدتر از اون، ناامید شدن از خودشون و گفتن:
«من نمیتونم لاغر شم… انگار این بدن همینه که هست!» 😩
اما بذار یه رازی رو بهت بگم…
🎯 انگیزه برای کاهش وزن چیزیه که باید از درونت بیاد. نه از ترازو، نه از لباس، نه از حرف مردم.
اگه انگیزهت از عشقی باشه که به خودت داری، اگه بدونی که داری برای سلامت و آرامش ذهن و جسمت تلاش میکنی، اون موقع حتی اگه سختی باشه، باز ادامه میدی.
🚀 باید استمرار داشته باشی، حتی وقتی انگیزه برای کاهش وزن پایین میاد.

🚗✈️ روشهای مختلف سفر لاغری
میخوای از چاقی حرکت کنی به سمت لاغری؟ خب مثل اینه که بخوای از یه شهر بری یه شهر دیگه…
اما سوال اصلی اینه:
🔹 میخوای با چی سفر کنی؟
🔹 با اتوبوس؟ با ماشین شخصی؟ یا یه پرواز راحت با هواپیمای فرست کلاس؟ 😎
همه ما یه راهی رو برای لاغر شدن امتحان کردیم.
📌 یکی با رژیم گرفتن 📌 یکی با ورزش 📌 یکی با قرص و دارو 📌 یکی با عملهای جراحی
📌 و یه عده هم با لاغری با ذهن…
اما چیزی که بین همهی این روشها مشترکه اینه که باید انگیزه برای کاهش وزن رو حفظ کنیم تا این سفر ناتمام نمونه! 💪
🍽️ رژیم گرفتن
اگه تا حالا با رژیم گرفتن سفر لاغریتو شروع کردی، احتمالاً میدونی که اولش شاید خوب پیش بره، اما بعدش… انگار بنزین ماشین تموم میشه!
چون خیلی وقتا انگیزه برای کاهش وزن توی این مسیر دوام نمیاره. و وقتی انگیزه میره، چی میمونه؟ یه عالمه وسوسه و حس شکست.
این مشکل مربوط به تو نیست، مربوط به روشییه که به انگیزهٔ درونی تو توجه نمیکنه. لاغری با ذهن میتونه فرق بزرگی بسازه ✨
🏋🏻♀️ ورزش کردن و روشهای فیزیکی
باشگاه رفتن، عرق ریختن، دویدن… همهاش عالیه، اما بازم یه سوال مهم: آیا انگیزه برای کاهش وزن رو داری که هر روز ادامه بدی؟
بدن وقتی شروع به تغییر میکنه که ذهن آماده باشه. اگه فقط جسمتو ببری باشگاه ولی ذهنت هنوز «چاق فکر» کنه، نتیجه موقتیه…
✨🧠 لاغری با ذهن
این یکی فرق داره… چون همه چی از درونت شروع میشه. اول از همه روی باورها و موانع ذهنی کار میکنی.
وقتی از درون تغییر میکنی، انگیزه برای کاهش وزن مثل یه شعلهٔ همیشگی تو وجودت روشن میمونه 🔥
هر روش لاغری یه سبک سفره…
🚍 رژیم، شبیه اتوبوسه. ارزونه، اما کند و گاهی خستهکننده.
🚗 ورزش مثل سفر با ماشینه، بسته به رانندگیت ممکنه عالی یا فرسایشی بشه.
✈️ ولی لاغری با ذهن؟ یه پرواز فرست کلاسه که هم لذتبخشه، هم سریعتر میبرتت مقصد…
فقط باید بدونی:
هر راهی موانع خودش رو داره، اما اگه از قبل بدونی ممکنه کجاها چالش پیش بیاد و چطوری انگیزه برای کاهش وزن رو حفظ کنی، هیچچیزی جلو راهت نمیایسته! 🚦
🌟 جمعبندی: مسیرت رو درست انتخاب کن!
اگه تا اینجای متن رو خوندی، یعنی یه چیزی درونت داره صدا میزنه… یعنی تو هم مثل خیلی از آدمهایی که خسته شدن از شکستهای پیدرپی، دنبال یه راه متفاوتی. یه راهی که انگیزه برای کاهش وزن رو در تو شعله ور کنه.
وقتی از درون تغییر میکنی، وقتی یاد میگیری چطور ذهنت رو دوباره برنامهریزی کنی، اون وقت لاغری تبدیل میشه به یه سفر شیرین، آسون و پر از لذت.
دیگه نیازی نیست به زور خودت رو کنترل کنی. دیگه لازم نیست با وسوسهها بجنگی.
چون ذهنی که با تو همراهه، همیشه مثل یه موتور قوی، انگیزه رو روشن نگه میداره 🚀
📍 دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقا برای همین منظور طراحی و ارائه شده. این دوره فقط یه «کلاس لاغری» نیست.
این یه سفره، یه پروازه به دنیایی که تا حالا تجربه نکردی. ✈️🌈
تو توی این سفر یاد میگیری:
✅ چطور ذهنت رو دوباره برنامهریزی کنی تا همیشه انگیزه داشته باشی.
✅ چطور بدون رژیم سخت یا ورزش اجباری، آرامآرام عادتهای سالم و پایدار بسازی.
✅ چطور جلوی وسوسهها رو بگیری، بدون اینکه احساس محرومیت یا شکست کنی.
✅ و از همه مهمتر، چطور توی مسیر لاغری، «حال خوب» رو همراه خودت داشته باشی.
نه قرصی هست، نه محدودیتی، نه عذابی… فقط تویی و ذهنت که تبدیل به قویترین همراهت میشه.
تصور کن… 🖼️
هر روز با انگیزه از خواب بیدار میشی، با لبخند لباس مورد علاقهت رو میپوشی، جلوی آینه میایستی و به جای ناامیدی، پر از عشق به خودت میشی. ❤️
این فقط یک رؤیا نیست، این مقصد سفر به سرزمین لاغرهاست.
🧠 این یه سفر ذهنیه… 🧭 اما مقصدش واقعیترین چیزیه که میتونی تجربه کنی: زندگی توی بدنی که عاشقشی.
پس الان وقت تصمیمه!
یا میتونی همونجا بمونی، توی «شهر چاقها» با همون چرخهی همیشگی شکست و ناامیدی… یا میتونی دستتو دراز کنی و بگی: «من آمادهم برای پرواز به سرزمین لاغرها!» 🌈✌️
انتخاب با توئه…
ولی یادت باشه: هیچوقت برای شروع یه سفر جدید دیر نیست ✨
✍️ تمرین آموزشی 📖
🎯 انگیزه برای کاهش وزن یکی از ارکان اصلی در مسیر موفقیت در لاغری با ذهن است. هر قدمی که در جهت یادگیری ذهنی برمیدارید، به حفظ و تقویت انگیزه شما کمک میکند.
🔥 زمانی که با اشتیاق تمرینات خود را در بخش نظرات مینویسید، نه تنها انگیزه برای کاهش وزن را در خود افزایش میدهید بلکه با ایجاد ارتباط با هممسیرها، در یک جریان انگیزشی قوی قرار میگیرید.
🌈 سرزمین لاغرها بهترین جایگزین برای گروههای انگیزشی پرهزینه و مقطعی است. اینجا شما به منبعی از انگیزه پایدار برای کاهش وزن متصل میشوید و آن را از درون خودتان میسازید.
✨ برای انجام تمرین امروز، ابتدا متن آموزشی را با دقت بخوانید و سپس ویدیوی مربوطه را تماشا کنید. بعد از آن با توجه به سوالات زیر، دیدگاه خود را به صورت شرح انشایی در بخش نظرات بنویسید:
- دیدگاه شما درباره انگیزه لاغر شدن چیست؟
- در گذشته چرا روشهای دیگر لاغری را ادامه ندادید؟
- آیا فکر میکردید برای انگیزه گرفتن به فرد یا گروهی نیاز دارید؟
- چرا انگیزههایی که از دیگران دریافت میکنیم، پایدار نیستند؟
- بهترین نوع انگیزه برای کاهش وزن چیست و چطور آن را بسازیم؟
📺 در ۱۶ دقیقه ابتدایی ویدیو، درباره روند لاغری توضیحات مهمی داده شده است. بعد از تماشای آن، روند لاغری با ذهن را از نگاه خودتان شرح دهید. این تمرین به شما کمک میکند تا انگیزه برای کاهش وزن را در ذهنتان نهادینه کنید.
💡 برداشت خود را درباره عجله نکردن برای لاغری و نحوه مواجهه با اشتباهات در مسیر کاهش وزن شرح دهید.
در پایان، یک تمرین ساده و کاربردی از مطالب ویدیوی آموزشی بسازید و در بخش نظرات بنویسید تا به صورت فعالانه روی انگیزه خود کار کرده باشید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 80 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام بر همگی
همانطور که برای یادگیری هر زبانی باید استمرار داشته باشیم برای یادگیری زبان لاغری هم بایستی استمرار داشته باشیم ودر این مسیر کم کم حرص و ولع که نسبت به موادغذایی داشتیم کاملا از بین میره و کم کم اختیار خوردن به دست خودمون میشه و دراین مسیر احساس ترس از خوردن و عذاب وجدان از پرخوری که ما رو اذیت میکرد خبری نیست . وهر چه بیشتر یاد بگیریم و تو این مسیر استمرار داشته باشیم کم کم در جسم ما هم خودشو نشون میده و لاغر شدن رو تجربه میکنیم .
لاغری هنر هست مثل هنر رانندگی .
مگه ما بار اول با یه بار پشت فرمون نشستن راننده شدیم یا علاوه بر آموزشهای چند ماهه و تمرین کردن کم کم مهارت لازم رو پیدا کردیم و هنوز که هنوز باز یه موضوعاتی پیش میاد که باز تجربه ما بیشتر میشه . ما با استمرار دراین کار موفق شدیم راننده بشیم .
لاغری هم یه هنر هست با آموزش دیدن و با تکرار و استمرار دراین راه هنر این کار رو هم به دست میاریم.
مگه ما موقعی که رانندگی تمرین میکردیم و خطا میکردیم آیا ماشین رو فوش میدادیم که چرا خاموش شدی .
پس چرا موقع لاغری با ذهن مرتب جسممون رو تو فشارمیزاریم که زود باش لاغرشو و مرتب خودمون را وزن میکنیم .
وقتی چندبار پشت فرمون بشینیم کم کم ترسمون کم میشه و مهارت مون بیشتر . مهارت لاغری با ذهن هم همینطور کم کم ترس از خوردن کم میشه و مهارت لازم رو به دست میاریم.
ما در هرکاری زمان میداریم و آموزش میبینیم و مدام تکرار میکنیم منتها چون لاغری با ذهن رو روشی یک شبه میدونیم و انتظار داریم با چند تا فایل سریع خودمون رو وزن کنیم و کلی وزن کنیم .
ما وقتی وارد این دوره شدیم میخواستیم و اشتیاق هم داشتیم و تمرینات رو هم انجام میدادیم ولی چون لاغری رو یک هنر ساده میدونیم یا هنر نمیدونیم و فکر میکنیم سریع بایستی نتیجه بگیریم .
ما خودمان زبان چاقی رو یاد گرفتیم پس برای زبان لاغری هم بایستی وقت بزاریم و دوباره با تکرار و اشتیاق یاد بگیریم.
نشان های دریافت شده
سلام
مامانم امروز بهم گفتش برو آزمایش تیروید بده ببین برای چی اینقدر لاغر شدی؟
من بهش گفتم به خاطر کارکردن روی خودم هست واربین بردن اعتقادات قدیمی اشتباه .
البته یکیشو قبلا چون خیلی اصرار داشت که استادت چی میگه وچی جوری لاغر میشین منم بهش گفتم ودرمورد باور اشتباه کم تحرکی باعث چاق شدن میشه گفتم .
البته اون موقع هنوز کمی وزنم ریخته بود گفتم و اونهم اون موقع خوشحال شد .
ولی بازم میبینه ولی باور نمیکنه . چون میبینه نه ورزش ونه تحرک ونه رژیم دارم . وبنده خدا حق هم داره چون اون از مطالب ذهنی چیزی نمیدونه .
از بس این چند روزه میگه با خودم میگم نکنه واقعا بیمار شده باشم .😁
ولی خوب من همینو میخاستم متناسب شدن . و یادم میاد استاد هم دریکی ازفایلهاشون گفتند که خانوادش هم وقتی اون کلی از وزنش اومد پایین بهش میگفتن که بیمارشدی؟
من روی ذهنم باهمه نجواهای ذهنی در مسیر آموزشم منحرف نشدم وادامه دادم . اصلا اگه یک روز فایل گوش ندم انگار چیزی رو گم کردم .
همین امروز بود که از استاد گله کردم که چرا سایت رو درست نمیکنه چون دیروز بازم رفتم فایل گوش بدم میگه اتصال سرور قطعه. چون عصرها تایم رو گذاشتم برای لاغری با ذهن 🙃.
هنر متناسب شدن برای ما چاقها مثل هر هنر دیگه ای احتیاج به آموزش مستمر داره ومثل هر هنر دیگه ای درمسیر آموزش آزمون وخطا داره وباید با تکرار وتمرین مهارت لازم رو یاد بگیرم .
من خودم یه سری اشتباهاتی که دارم رو میام برای خودم تجزیه وتحلیل میکنم که ببینم علتش چیه که مثلا هر موقع پرخوری میکنم روی یک سری غذاهای خاصه مثل سیب زمینی سرخ شده ولی برای خورشت و... اشتباه پرخوری ندارم وقتی خوب زوم میکنم میبینم به به من از کودکی همش به مادرم میگفتم فقط خورشتت سرخ کردنی باشه واز قیمه و مرغ و … زیاد خوشم نمیاد .
و مرتب وقتی مامانم یه موقع هایی میگفت ناهار چی درست کنم من هنوز نظرمو نمیگفتم مامانم خودش میدونست که من عاشق سرخ کردنی هستم .
وچون این غذا رو من در ذهنم بیشتر بها میدادم ناخودآگاه موقع خوردن این غذا بیشتر میخوردم وفکر میکردم اشتباه پرخوری بوده است ولی برای چندین بار که روی همین یک غذا پرخوری میکردم دیگه متوجه شدم دلیل این رفتارم چیه؟ دیگه چند روزه همش به خودم میگم تمامی غذاها ارزش غذاییشون یکی هست و همه برای تامین انرژی بدن هست .
وغذایی به ویژگی خونساز . استخوان ساز و… نداریم .
چون یادم میاد از کودکی بهمون گفته شد شیر واسه استخوان بندی خوبه و این رو میلیون ها بارشنیدم و من این رو باور کردم وهرموقع شیر میخوردم یک سری تغییرات دربدنم اتفاق افتاد که الان دستهای پهن وپاهای پهن و.. دارم .
ولی الانا میلیونها بار به خودم میگم شیر هم مثل سایر موادغذایی هست وبرای سلامتی خوبه همین .
وچون سلولها هرچندوقت نمیدونم بعضی ها میگن هفتگی . بعضی ها هم میگن ماهانه خودشان رو بازسازی میکنن آنقدر این جمله که شیر و گوشت وجگر و… همه ارزششون یکی هست وبرای سلامتی مفید هست . رو برای خودم تکرار میکنم .
واونها رو دیگه در ذهنم خاص برای یه قسمت بدن نمیکنم و کم کم به این روند پیش میرم بعدش میام تغییراتشو رصد میکنم ببینم کی جواب میده .
هرچی هست که درجسممون میبینیم همه از افکار وباورهای ما سرچشمه میگیره . واگه هوشمندانه افکارمون رو تغییر بدهیم بدنمون هم تغییر میکنه .
نشان های دریافت شده
به نام خدا
الان که بعد گوش دادن فایل رفتم داخل حیاط خونه . یکدفعه متوجه شدم دمپایی مادرم پام هست و تازه برام بزرگ هم هست .
یهو استپ کردم و تعجب کردم . و دمپایی رو از پام درآوردم وسایز پشتش رو خوندم ۳۸ بود .
آخه کفش و دمپایی مادرم هیج وقت سایز پام نبود و همش برام کوچیک بود و مادرم همش بهمون میگفت نمیدونم سایز پاتون به کی رفته اینقدر بزرگ هست .
چون کفش ما یه کوچولو روش پوسته کنه میاندازیمش دور . ومادرم همش میگفت حیف که سایز پای من نمیشه. حیفه اینهمه وسایلتون رو که نو هست ویه کم ازبغل پوسته شده دورمیاندازین و گناه داره واسراف میشه .
ومن دیگه سری های آخر میبخشیدمش به دیگران .
والان یکدفعه متوجه شدم دمپایی اش برام بزرگ هست . 🙄🙄 .
واین نتیجه چیه جز استمرار من در این مسیر . چقدر حس خوبی هست که خودم خلق کردم . خلق متناسب شدن .
یه بار یادم میاد یکی از دوستام بینی اش رو جراحی کرد و همش دستش جلوی بینی اش بود خصوصا موقع خندیدن .
وبعدش یکی از همکارام بهش گفت اینو چون خودت خرج کر دی برات اهمیت داره چرا از اونهمه عضوی که خدا بهت داده اینجوری مراقبت نمیکنی وبرات عزیز نیست ؟
الان خودم دچار اون حس دوستم شدم .
منم یه روز متناسب بودم قدرش رو ندونستم و دروازه ذهنم رو باز گذاشتم و هیچ کنترلی روش نداشتم وچاق شدم .
نعمتی که خدا بهم داده بود اونم فابریکی اش رو .
الان که خودم تو این مسیر بودم و به مرحله متناسب شدن رسیدم الانا تمام حواسم هست که آسیب نبینه . نکنه طول روز حواسم نباشه و ورودی اشتباه بدم ( حالا جنس چینی رو مراقبت میکنم ) چون بالاخره اون فرمولهای قبلی چاقی هست . والان دارم قیمت این متناسب شدن رو درک میکنم و واقعن قیمتی نمیشه روش گذاشت .
و وواقعن پیش خدا خجالت میکشم اینهمه نعمت داده ولی من چی جوری شکر میکنم وقدرش رو میدونم .
خدایا تو را شکر میکنم به خاطر هر چی که درزندگیم دارم وبابت تمامی نعماتی که بهم دادی چه اونهایی که متوجه اش هستم و چه اونهایی که متوجه اش نیستم .
و شکر بابت هدایت به این مسیر خارق العاده .
تشکر فراوان از استاد عالیقدر بابت انتشار این آگاهیهای ناب که باعث شد بیشتر قدرت خدا رو درک کنیم .
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز ودوستان همراه
من خودم باراول که آموزشها رو شروع کردم فقط دوسه تا علت رو دلیل چاقی خودم میدونستم اما الان تونستم بالای۱۰ مورد رو شناسایی کردم و هربار که ذهنم روکنکاش میکردم وبا دوره پیش میرفتم و علف های هرز چاقی رو پیدامیکردم انتظارم از متناسب شدن بیشتر وبیشتر میشد و اتفاقا تغییرات رو هم درجسمم بعد مدتی میدیدم و برام مشهودتر میشد که مسیر درسته ونتایج طبق انتظارم داره خودشو نشون میده ..و هروقت تغییراتی در موضوعات زندگیم بیشتر میشد یه مدتی تغییرات رو درجسمم میدیدم و خوب فکر میکردم که الان که به این خواستم رسیدم وحالم بهترشد چرا ترس از چاق ترشدن پیدا کردم چه ربطی بین وضعیت حال روحیم وتناسب اندام وحود داره وچند روزی فکر میکردم و یهو مغزم سوت میکشید من اون ویروس چاقی رو پیدامیکردم و باخوشحالی تمام برای خودم منطق سازی میکردم که بابا تصورت اشتباهه .
کی گفته هرکی تو زندگیش حالش خوبتر باشع وآرامشش بیشتر جسم چاق داره و کم کم ترس از چاقی غیب میشد و آرامش جایگزین میشد و بعد مدتی که ادامه میدادم تغییرات رو درجسمم میدیدم .
یه موضوعی یه مدت فکر منو مشغول کرده و اینکه یکی از نزدیکان من کاملا متناسب هست و رفتارهایش رو موقع غذا خوردن بررسی میکنم خیلی آرام غذا میخوره و همون یه کم غذا رو آنقدر ارام میخوره انگار ولع خوردن نداره و آخر ازهمه غدای اون تموم میشه .
فقط یک رفتاری داره اینه که به هیچ وجه موقع غذاخوردن از نوشیدنی حتی آب استفاده نمیکنه و وقتی دلیلش رو میپرسیم میگه یه مدت بعد اتمام غدامیخورم حین خوردن غذا برای بدن ضرر داره .
نمیدونم این رفتار فرد متناسب هست یا که ایشون وخانواده ایشون که کلا متناسب هستند این رفتار رودارند؟
در متناسب های دیگه مثل برادرم هم این رفتار رو دیدم واونهم همین ویژگی رو داره ومیگه وسط غذا خوردن نباید ماست یا آب بخوریم .
اما من همچین رفتاری رو ندارم وگاها پیش میاد وسط غذا آب هم میخورم .
وقتی داشتم فایل رو گوش میدادم ذهنم شیفت شد به چندسال پیش که خواهربزرگترم دبیرستان بود و اون یه مدتی بود که داشت چاق میشد و زیاد غذا میخورد وقتی از مدرسه میومد خونه به مادرم میگفت دوستام بهم میگن بشکه نفت . از بس مدرسه آب زیاد میخورم و اونها میگن از بس آب میخوری اینطوری شدی .
ومادرم میگفت چون تو مدرسه گرسنه ات میشه معدت اذیت میشه و حالت خفگی پیدا میکنی و آب زیاد میخوری .
ومرتب این مکالمات بینشون تکرار میشد .
ومنم برام باورپذیرشد که خوردن آب باعث چاقی میشه و زمانی که تابستانها زیاد آب میخوردم باخودم میگفتم امروز بادکنک شدم از بس آب خوردم و واقعا حس میکردم این حالت رو .
یا هندونه روکه میخوردم این حالت بود .
شاید به خاطر این باور باشه که من همش هرجا میشستم میگفتم من گرما ترس هستم ولی سرماترس نیستم و به همین خاطر ذهنم اهرم رنج ساخت وتابستون زیاد آب میخورم .
چون خواهر کوچکترم چاقه اما خیلی کمترآب میخوره وهمش دوغ یا بستنی میخوره .
خوب مشخصه آب خوردن باعث چاقی نیست چون بدن برای ادامه حیات خودش به آب احتیاج داره اما زیاد آب خوردن رو فکرکنم به خاطر باور غلط من هست که من گرما ترس هستم و به گرما در ذهنم قدرت دادم .
تازه این منطقه ما که شمال کشوره هوا اونقدر هم گرم نیست پس اونهایی که درجنوب هستند مگه از گرما مردن .
که گرما ترس داشته باشه .
پس با کارکردن روی این کد مخرب به سمت متناسب شدن هرچه بیشتر حرکت میکنم .
فایل امروز هم مثل همیشه خیلی درس داشت برام . استاد ازتون ممنونم مثل همیشه. که این آگاهیهای ناب رو منتشرمیکنید وکمک میکنید تا به خودشناسی بیشتری برسیم .و از زندگی کردن لذت بیشتری ببریم .