اغلب اوقات فکر میکنیم که از خدا دور شدهایم، شاید به خاطر کارهایی که کردهایم 😔، یا شاید هم به خاطر دغدغههای روزمره زندگی 😩.
اما واقعیت چیز دیگری است.
اگر به دنبال نزدیکی خدا به انسان هستید، باید بدانید که این فاصله فقط یک تصور ذهنی است. ✨ خداوند در قرآن وعده داده که همیشه به ما نزدیک است، حتی نزدیکتر از رگ گردنمان!
پس وقت آن رسیده که این باور غلط را رها کنیم و این نزدیکی بینظیر را با تمام وجودمان حس کنیم. ❤️ بیایید با هم به این حقیقت الهی پی ببریم. 🤝
خداوند به ما نزدیک است
اغلب ما فکر میکنیم خدا اون بالا، خیلی دور از ما نشسته و ما این پایین، تنها و دست خالی هستیم. 😔 اما اگه به آیه ۱۸۶ سوره بقره نگاه کنیم، میبینیم که خدا یه چیز دیگه میگه:

و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را اجابت مىكنم، پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.
اینجا خدا نگفته «من بخشندهام» یا «من روزیدهندهام»، بلکه گفته «من نزدیکم»! 🤩 یعنی کلید اصلی درک خدا، همین نزدیکیه. این یک نکته خیلی مهم و کلیدیه که همه صفات دیگه رو هم شامل میشه. این آیه، یک انقلاب فکری درباره نزدیکی خدا به انسان به وجود میاره.
فکرش رو بکنید: اگه خدا فقط خودش رو بخشنده معرفی میکرد، شاید بعضیها میگفتند «خب من که خیلی گناه کردم، حتماً دیگه منو نمیبخشه.» 😞 یا اگه فقط میگفت «من رزاقم»، باز هم شاید کسی با خودش فکر میکرد «من که بنده خوبی نبودم، پس حتماً رزق و روزی منو قطع کرده.» 😔
اما وقتی خدا میگه “نزدیکم”، یعنی هیچ فاصلهای بین ما نیست. 💖
یعنی مهم نیست چقدر از خودت ناامید شدی، اونجا هست، نزدیک تو. این نزدیکی خدا به انسان، ریشه همه باورهای مثبته.
این عبارت نه تنها شامل بخشش و رزق الهی میشه، بلکه به این معناست که خدا همیشه در دسترس است.
به همین دلیل، باید این باور رو در قلبمون جا بدیم و بدونیم که این فاصله فقط یک تصور اشتباهه و بس. ❤️✨
نزدیکی خدا به انسان مهمترین باوریه که برای داشتن یک رابطه سالم و عمیق با خدا به اون نیاز داریم.

خداوند تغییر نمی کند
یکی از مهمترین حقایقی که باید درک کنیم این است که خداوند تغییر نمیکند. ⚡️
وقتی خدا در قرآن وعده داده که «من نزدیکم»، این وعده برای همیشه پابرجاست.
خدا مثل انسانها نیست که امروز وعدهای بدهد و فردا آن را فراموش کند یا زیرش بزند. این حقیقت به ما آرامش و اطمینان خاطر میدهد. 😌
صفت تغییرناپذیری، هسته اصلی وعدههای الهی است. پس هر زمان که احساس دوری کردید، به یاد بیاورید که این نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت ابدی و ثابت است.
پس اگر فکر میکنید به خاطر اشتباهات یا گناهانتان، از خدا دور شدهاید یا او شما را رها کرده، باید بدانید که این فقط یک تصور ذهنی است. ما بهعنوان مخلوق نمیتوانیم ارادهی خدا را تغییر دهیم. 🙏
یعنی وقتی خدا اراده کرده که به ما نزدیک باشد، ما نمیتوانیم با کارهایمان این اراده را نفی کنیم. این ایده که “ما از خدا دور شدهایم” در واقع یک فریب شیطانی است، چرا که انسان قادر نیست از وعدهی خدای خود تخلف کند.
وقتی خداوند قول داده که به تو نزدیک است، چگونه میتوانی از او دور شوی؟!
این تصور با ماهیت خداوند و وعدههای او در تضاد است و مانع درک حقیقت نزدیکی خدا به انسان میشود.
درک این حقیقت، اولین قدم برای رهایی از این باورهای اشتباه و در آغوش کشیدن آرامش است. نزدیکی خدا به انسان یک موهبت دائمی است که هیچگاه از ما گرفته نمیشود.
نزدیکی خدا به انسان، یک حقیقت است، نه یک نظریه
هر نظری که دربارهٔ رابطهات با خدا داری، تنها یک برداشت شخصی است و در واقع هیچ تأثیری بر ماهیت رابطهی واقعی خدا با تو ندارد.
اینکه فکر میکنی او از تو دور شده یا تو را رها کرده، فقط نتیجهی افکار خودت یا تلقینهای دیگران است.
خداوند این باورها را ندارد؛ او به تو نزدیک است و نزدیکی خدا به انسان به هیچ دلیلی تغییر نخواهد کرد. 💖
برای اینکه یک رابطه واقعی و عمیق با خدا داشته باشی، باید ابتدا این فاصله ذهنی را از بین ببری. ✨
قدم اول این است که خودت را ببخشی و با تمام وجودت باور کنی که خداوند همانقدر به تو نزدیک است که در قرآن وعده داده است.
این پذیرش درونی، اولین قدم برای اصلاح نگرش و تجربه یک رابطه متفاوت و لذتبخش با خداست.
با حذف این فاصلهی خیالی، مسیر برای تجربهی واقعی نزدیکی خدا به انسان هموار میشود و درهای آرامش به روی زندگی شما باز خواهد شد.

توبه؛ کلید رهایی و نزدیکی به خدا
برای اینکه بتوانیم آن نزدیکی خدا به انسان را تجربه کنیم، باید اول از همه، گذشته را رها کنیم. 🕊️
گذشتهای که پر از حسرت و پشیمانی است و به ما احساس بد میدهد، مانع از حرکت ما به سمت جلو میشود و یک دیوار نامرئی بین ما و خدا میکشد.
بهترین و مؤثرترین راه برای پاک کردن این گذشته و رها شدن از بار آن، توبه است.
این راهی است که خداوند خودش برای ما قرار داده تا بتوانیم به پاکی اولیه خود بازگردیم و از شر گناهان و افکار منفی رها شویم.
در قرآن، بارها از عبارت توبه استفاده شده و انسانها به توبه دعوت شدهاند. نکته شگفتانگیز و بسیار دلگرمکننده اینجاست که هر بار پس از دستور به توبه، بلافاصله وعده بخشش و عفو الهی بدون هیچ قید و شرطی داده شده است. ✨
مثالهایی از قرآن برای بخشش بعد از توبه
- سوره نساء، آیه ۱۷:توبه نزد خدا، تنها برای کسانی است که از روی نادانی کار بدی انجام میدهند، سپس به زودی توبه میکنند. خداوند توبه این افراد را میپذیرد و خداوند دانا و حکیم است.
در این آیه، بلافاصله پس از اشاره به توبه، وعده پذیرش آن بیان شده است.
- سوره هود، آیه ۳:و از پروردگار خود آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید (و توبه کنید) تا شما را تا مدّت معینی، (از مواهب زندگی) به خوبی بهرهمند سازد و به هر کس که شایسته نیکی است، از فضل خود عطا کند.
- در این آیه هم توبه و استغفار مستقیماً به بهرهمندی از زندگی خوب و دریافت فضل الهی مرتبط شده است.
- سوره فرقان، آیه ۷۰:مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس خداوند بدیهای آنان را به نیکیها تبدیل میکند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.
این آیه یکی از قویترین مثالها است که نه تنها وعده بخشش میدهد، بلکه میگوید خداوند گناهان را به حسنات تبدیل میکند، که نشاندهنده عظمت و مهربانی بینظیر اوست.
این آیات به وضوح نشان میدهند که توبه دروازهای مستقیم به سوی بخشش الهی است و نزدیکی خدا به انسان نامحدود و در دسترس است.
تنها شرطی که خداوند برای بخشش قرار داده، این است که فرد گناهکار واقعاً نیت کند که دیگر آن خطا را تکرار نکند.
همین نیت خالصانه و قلبی، کافی است تا درهای رحمت الهی به رویتان باز شود و شما را از بند گذشته آزاد کند.
پس، برای تمام افکار و احساسات منفی که باعث شدهاند فکر کنید از خدا دور شدهاید، توبه کنید. 🤲
از خداوند برای تمام خطاهایی که مرتکب شدهاید طلب بخشش کنید و سپس با تمام وجودتان، خود را نزدیک او احساس کنید.
با این کار، نه تنها گذشته را رها میکنید، بلکه نگرش و احساس شما نسبت به خداوند کاملاً دگرگون خواهد شد.
اینجاست که طعم واقعی ایمان و لذت یک رابطه نزدیک و عمیق با خدا را تجربه خواهید کرد. ❤️
استفاده از توبه، یک ابزار قدرتمند برای رسیدن به این آرامش درونی است و به شما کمک میکند تا باور کنید نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت همیشگی است، نه چیزی که به اعمال شما وابسته باشد.
با رها کردن گذشته، آیندهای سرشار از نور و آرامش را در آغوش میکشید. این تغییر درونی، پلی است که شما را از دنیای تاریک ناامیدی به دنیای روشن امید و اتصال به خالق میرساند.
تجربه نزدیکی خدا به انسان، بزرگترین نعمت در زندگی است.
نتیجهگیری: از باور دوری به حقیقت نزدیکی
در نهایت، میتوانیم با اطمینان بگوییم که نزدیکی خدا به انسان نه یک نظریه، بلکه یک حقیقت تغییرناپذیر است. این باور که از خدا دور شدهایم، تنها یک مانع ذهنی است که خودمان و جامعه برایمان ایجاد کردهایم.
با پذیرش این حقیقت، دیگر نیازی نیست خود را به خاطر گذشته سرزنش کنیم یا از رحمت الهی ناامید شویم.
درک این موضوع به ما قدرت میبخشد تا با آرامش بیشتری به زندگی ادامه دهیم و هر لحظه حضور خداوند را در کنار خود احساس کنیم.
باور به نزدیکی خدا به انسان به ما این امکان را میدهد که گذشته را با توبه رها کنیم و با تمام وجود، خود را در آغوش پرمهر خداوند احساس کنیم.
توبه به ما فرصت میدهد تا از بند گناه و حسرت آزاد شویم و یک شروع تازه داشته باشیم.
این تغییر نگرش، زندگی ما را دگرگون میکند و به ما اجازه میدهد طعم واقعی آرامش و ایمان را بچشیم.
این آرامش ناشی از دانستن این حقیقت است که مهم نیست چقدر اشتباه کردهایم، او همیشه نزدیک ماست و منتظر بازگشت ماست.
پس بیایید از همین لحظه، دیوار فاصله را در ذهن خود خراب کنیم و از لذت بینظیر نزدیکی به خالق هستی بهرهمند شویم. ❤️
این حقیقت، کلید رهایی ما از رنج و ناامیدی است و ما را به سوی یک زندگی پر از نور و امید هدایت میکند.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.17 از 196 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و دوستان خوبم
من همیشه حس دوربودن از خدا رو داشتم،فکر می کردم بنده خوبی نیستم، بخاطر اینکه درست عبادت نمی کنم، اشتباهات و گناهان زیادی دارم و…
و هربار که توبه می کردم باورم این بود که خداوند توبه منو قبول نمی کنه چون این اشتباه من خیلی بزرگ بوده پس چطور انتطار داری خدا تو روببخشه.
و این حس پشیمانی باعث می شد که همیشه خودم رو سرزنش کنم و باعث می شد که من دوباره اشتباه کنم چون پیش خودم می گفتم، خدا که منو نمی بخشه.
ولی یه روزی خسته شدم و گفتم خدایا دوس دارم زندگیم بهتر بشه، بهترین بنده ات رو سر راهم قرار بده و این شد که با استاد عزیزم اشنا شدم.
من به استادم ایمان دارم و باور دارم راه درست زندگی کردن رو بهم نشون میده.
من از امروز ۹۷/۵/۵ تصمیم گرفتم برای همه اشتباهاتم و همه گناهانم و همه خطاهایم خودم رو ببخشم و از خدای مهربانم طلب عفو و بخشش دارم و ایمان دارم خدای مهربانم بلافاصله درخواست منو تایید می کنه و من از حالا بنده پاک و محبوب و مورد علاقه و دوست داشتنی خداوندم هستم.
خدایا شکرت که به این باور درست از تو دست پیدا کردم. و همه این اگاهیها رو مدیون استاد عزیزم هستم.
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان
با سلام به شما استاد عزیز
با تشکر از شما استاد عزیز. هر روز که فایلهای شما روگوش میکنم اشتیاقم برای گوش دادن فایل بعدی بیشتر و بیشتر میشه. دارم از هر لحاظ عوض میشم نگاهم به همه چیز عوض شوده. خیلی خوشحالم. از خودم خیلی راضیم. و تمام فکرهای منفی که توی سرم بود رو دارم از سرم بیرون میکنم. خلاصه خیلی تغییرات زیادی توی خودم میبینم. و اینها همه تاثیرات حرفهای شما استاد عزیز هست. خیلی خوشحالم که شما هستین و هر دفعه حرفهای جدیدی از شما یاد میگیرم. میدونم که خیلی دعا پشت سرتون هست منم از صمیم قلبم برای شما آرزوی سعادتمندی دارم. باز هم از شما سپاس فراوان دارم.بی صبرانه منتظر فایل بعدی شما هستم
نشان های دریافت شده
سلام مخصوص و ویژه به استاد عزیزم وهمه دوستان همراهم
صبحگاه از خواب بیدار شدم وچشم دوباره بر این جهان باز کردم هنوز در رختخواب بودم که گوشی ام را بر داشتم دیدم دعوتنامه ایی از طرف استاد عزیزم به دستم رسید فایل جلسه سوم زندگی با طعم خدا آنرا دریافت کردم اما نگاه نکردم وگذاشتم کنار تا بعد از ظهر ساعت شش فایل رو باز کردم وبا دقت به حرفهای استاد گوش دادم فهمیدم امشب من مهمان خدا هستم یک چیزی بهم گفت بلند شو برو یک دوش بگیر ویک لباس زیبا بپوش که امشب دعوتی وقراره بری مهمانی. اولش اهمیت ندادم ودوباره تکرار کرد که بار سوم به من گفت مگه بهت نمیگم بلند شو برو دیگه امشب مهانی .رفتم زیر دوش گفتم ای آب روان وجودم را جسمم را وروحم را پاک وپاکیزه کن که قراره من امشب برم مهمانی .
در مهمانی حاضر شدم ودیدم انسانهای زیادی در این مهمانی هستند .اما وقتی وارد شدم مرا به یک اتاق دیگر که مخصوص مهمانهای ویژه خداوند بودندراهنماییم کردند .وقتی وارد این اتاق شدم با خودم یا الله من مهمان ویژه خداوندم با یک احساس آرامش ویک احساس عجیب وارد شدم وافراد اندکی را دیدم که در این اتاق حضور دارند نمی دانستم قراره چه اتفاقی بیفتد ولی هر چی بود احساس غرور وبزرگی وشادی کردم وگفتم من چقدر نزدیک خداوندم هستم که امشب اینجاحضور دارم .
زمانی که در محضر خداوند حاضر شدیم به ما گفته شد فصل اول زندگیتان به پایان رسیده است ودفتری را که تاکنون به شما داده بودم به پایان رسیده وآنرا تحویل دهید از شما می خواهیم فصل دوم زندگیتان را آغاز کنید واین دفتر سفید وخالی است که به شما داده میشود آنرا تکمیل کنید. هنوز دفتر فصل اول زندگیم در دستم بود دیدم فقط یک صفحه از آن مانده از اول تا آخر آنرا سریع ورق زدم وآنرا گذرا نگاه کردم وقلم را برداشتم واینگونه بر صفحه آخر نوشتم:
«ای خدای مهربان ودوست داشتنی من
ای خدایی که عاشق من هستی وعشقت سراسر وجودم را فرا گرفته ، چگونه توانسته بودم تاکنون دوری تو را تحمل کنم وتو اینگونه مرا به بعنوان مهمان ویژه دعوتم میکردی ومن تورا اجابت نمیکردم اکنون که در محضر تو حاضر شده ام از امروز واز همین لحظه تصمیم گرفتم برای تمام اشتباهاتم برای همه ی گناهان وخطاهایم خودم را ببخشم وتمام کوله بارم اینجا ترک واز تو خدای عزیز ودوست داشتنی ام که لطف ورحمت تو همیشه شامل حال من بوده وهست طلب عفو وبخشش میکنم وایمان دارم که تو خداوند عز وجل ومهربانم بلافاصله درخواست مرا تایید میکنی ».
مه گنج رئیسی
مورخه ۹۷/۵/۵
وهر آنچه که تا امروز همراهم بود و در دست داشتم آنها را در فصل اول گذاشتم ودفترم را بستم وتحویل دادم ودفتر جدید خود را تحویل گرفتم و درصفحه اول دفترم اینگونه نوشتم :
«با نام و یاد خداوند عظیم و بلند مرتبه ام فصل دوم زندگیم را با تو آغاز میکنم من از این لحظه بنده پاک ومحبوب ودوست داشتنی ومورد علاقه ای خداوندم هستم من بنده خاص خداوند که امشب در اتاق مهمانهای ویژه خدایم حاضرم بودم از خدایم روح تازه ایی رادریافت کردم ودر برابر خدایم پیمان بستم که تنها اورا بپرستم وتنها از او یاری بجویم چون من مخلوق منحصر به فرد خداوند متعال هستم وبرای تحقق بخشیدن به هدفی متعال پا به کره ی خاکی گذاشتم .من امروز از جانب خداوند برکت داده شده وتوسط نعمت های الهی احاطه شده ام واز امروز واز همین لحظه در وجود خدا یکی شده ام زیرا من روح خداوندم خداوند از روح خود در من بار دیگر دمید وقدرتهای باعظمت خود را در وجود من نهاد من تصویری از خداوند متعال هستم واز این پس با خدای خودم قدم برمیدارم ومی دانم که خداوند مرا هرگز از آغوشش دور نخواهد کردوهمیشه یار ونگهبان ورفیق من است ومن بر دوش وبا کمک ویاری او زندگیم را خلق میکنم ».
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم..
بهتون تبریک میگم این حس و حال جدیدتون…
چقدر عالی نوشتین…
براتون آرزوی بهترین هارو دارم..
نشان های دریافت شده
سلامی پر از عطر خدا به دوستان واستاد عزیز. جلسه اول که بیان خواسته ها بود من دقیقا به این دلیل که خودم رو لایق نمیدونستم خیلی از خواسته هام رو مطرح نکردم و ننوشتم حتی در خلوتم با خدا هم چیزی فراتر از اونها نخواستم با خودم میگفتم همینمقدار برای من کافیه اولبه این خواسته هام برسم و بعد چیزای دیگه بخوام٬دلم میخواد این فایل رو هزاران بار گوش بدم و با دل و جانم بپذیرم.یادمه شنیده بودم مومن واقعی٬ خوبی های خودش رو نمیبینه و یا اونها در نظرش ناچیز هستن٬و من تمام روزهای زندکیم اگر کار خوبی انجام میدادم سعی میکردم فراموشش کنم و یا حتی خجالت میکشیدم که بهش فکر کنم چون گمان میکردم نباید در برابر خدا از خوبی هام بگم واین باعث شد من عمرم رو با خطاهام با اشتباهام و با گناهانم گذروندم و ترسیدم ترسیدم ترسیدم از خدایی که خوبی های من رونمیخواست و فقط منتظر بود تا اشتباه کنم و نگاهش فقط به اشتباهاتم بود٬من هر روز از خودم بیزارتر شدم ٬تنفرم از خودم بیشتر شد وگمان میکردم توی یک سیاهی مطلق اسیر شدم که هیچ اثری از نور نیست و زمان توبه کردن٬ گریه میکردم ٬ناله میکردم و از خدا میخواستم من رو ببخشه اما بازم امید به بخشش نداشتم به خودم میگفتم نه این کافی نیست باید بیشتر درد بکشی شرمنده تر باشی بیشتر گریه کنی تا شاید خداتورو بیخشه٬این نگاه به خدا باعث شد من خودم رو لایق هیچ خوبی ندونم دربهترین دانشگاه مشغول به تحصیل شدم و دانشجوی برتر بودم اما به یکباره افسرده شدم و موقعیتم رو از دست دادم دانشگاه رو فقط با لطف خدا به پایان رسوندم واما اول بودن و برتر بودنم رو از دست دادم٬شهامت فکر کردن به خواستگارهای خوبم رو نداشتم و میترسیدم٬بعد از ازدواج فکر می کردم نداشتن رابطه ی عاشقانه با همسرم حق منه و تاوان گناهانم٬اینکه نتونستم ادامه تحصیل بدم حق منه چون بنده ی خوبی نبودمپس لایق رشد کردن هم نبودم٬اینکه به خیلی از ارزوهام تو زندگی نرسیدم مثل داشتن یک زندگی مطلوب یک خونه پر از ارامش حق من بود چون بنده ی خوبی نبودم پس لایق خوبی ها هم نبود٬ امروز این حرفای شما استاد عزیز با اینکه برای من بسیار لذت بخش بود ودلم میخواد بارها و بارها اونها رو بشنوم اما باز همچیزی جلوی پذیرش این حرفها رومیگیره٬انگار این باورها از بچگی در من رشد کرده ریشه کرده و حالا باید این ریشه هارو بسوزونم انگار باید این من رو خراب کرد و من دیگری ساخت٬خدای دیگری وجهان دیگری ساخت و این کار در عین اینکه برام اسونه اما سخته ٬و من میخوام بپرسم ایا این حس روهمه تجریه میکنن؟این تضادی که جهان درونم پر از اشوبه و اما در عین حال در ارامشه٬این تضاد رو همه حس میکنن؟من وقتی نظرات دوستان رومیخونم ومیبینمچقدر زیبا پذیرفتن چقدر زیبا با خدا حرف میزنن چقدر ریبا از خدا میخوان٬ به خودم میگم پس چرا من نمیتونم.. این چه جنگیه در درون من…منکه بینهایت محتاج خدا هستم خدایی که در من جاریه و من ازش غافلم منکه دلم میخواد خدا رو در هر نفسحسکنم پس با چیمیجنگم چرا میجنگم این حس رو نمیفهمم…استاد حرفهای شما کلام شما برای من بسیار دل نشین هست حتی در تفسیر قران شاید بارها و بارها کلامی همرنگکلام شما پیدا کردم پس این دل ناآرومی برای چیه؟من دلم میخواد با تمام وجود فریاد بزنم خدایا منم همون بنده ای که هزاران بار خطا کرد هزاران هزاران بار اشتباه کرد اما جایی ته دلش امید داشت روزی تو رو با تمام وجودش حس خواهد کرد و حالا با همه ی امیدم و تلاشم اومدم تا بار سنگین تمام این اشتباهات رو روی زمین بذارم دلم میخواد تمام خوبی هام رو تمام کارهای خوبی که انجام دادم رو با تمام شوقم به تو بگم ٬دلم میخواد مهر پایان بزنم به تمام افکار سرشار از درد گناهای بخشیده نشده که سالهابا خودم به دوش کشیدم و باور دارم که تو هم از من گذشتی از همه ی اون خطاها و اون گناه ها و آغوشت باز هست تا من رو بپذیری منی که سبک شدم منی که پاک شدم منی که میخوام در هوای عشق تو نفس بکشم لحظه های زندگیم پر از عطر حضور توباشه و تو باشی و تو باشی و تو و هیچ چیز دیگری نباشه و من تو رو عاشقانه بپرستم و حست کنم و لذت ببرم از با توبودن با تو نفس کشید با تو عاشقی کردن با تو زندگی کردن…
سلام دوست عزیز
بعضی وقتها فک میکنم اونقد ک ما بنده ها در مورد خودمون سخت میگیریم خدا ب ما سخت نمیگیره . وقتی خوده خدا میگه من شما رو میبخشم و تو بنده برگزیده من هستی و اشرف مخلوقات من چرا خودمون خودمون رو لایق نمیدونیم ؟ چرا خودمون رو نمیبخشیم؟ چرا اینقد سخت میگیریم؟ بقول شا عر: سخت گیرد زندگی بر مردمان سخت گیر . پس دوست عزیز اینقد سخت نگیرید ب خودتون .روحت و ازاد کن و باور کن ب محض اینکه طلب بخشش کردی بخشیده شدی و ب نجواهای شیطانی ک میگه بخشیده نمیشی گوش نکن . وقتی امام حسین برای قاتلش از خدا طلب بخشش میکرد تا خدا اون و ببخشه یعنی ما گناهانمون بدتر از قتل امام حسین بود؟ پس بدان ک ارزش ما انسانها و افریده هاش بیشتر از اینهاست پیش خدا. خودت رو کنار خدا ببین و تصور کن ک همیشه دستت توی دستشه و هواتو داره.
براتون شادی و سلامتی و ارامش در کنار حضور خدا رو ارزو دارم
نشان های دریافت شده
واقعا ممنونم و هرچی بیشتر جلو میریم اعتقادم به این جلسات بیشتر میشه
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان
منم الان که به صحبتهای استاد گوش دادم دیدم که چقدر طرز تفکر اشتباهی داشتم همش به خودم میگفتم تو که اینقدر گناه داری انتظار زندگی خوب داری ! بعدش خدا را مقصر میدونستم تا اینکه بلاخره شیطان موفق شد و دیگه نماز نخوندم و خوندن نماز را بیهوده میدونستم میگفتم ای بابا تو که نمازت درست نیست باید کلمات را اینطوری ادا کنی سجده اینطوری بری این جور که تو نماز میخونی بدرد خودت میخوره و نماز خوندن را گذاشتم کنار تا چند ماه پیش که یکی از دوستان واسم یه پیام صوتی فرستاد و وقتی گوش کردم میگفت خدایی که از بچگی برات درست کردن را عوض کن تا زمدگیت عوض شه اون خدایی که نشتسته تا تو گناه کنی و تو را بفرسته جهنم اون خدای واقعی نیست خداوند واقعی خدای مهربونی هست که میخواد تو توآرامش و غرق در شادی زندگی کنی با خودم فکر کردم و کمکم زندگیم عوض شد شروع کردم با خدا حرف زدن و از درخواست کردن و الانم که فایلهای استاد را گوش میکنم میبینم که درسته همه چیز قبلا اشتباه بوده و الان در مسیر درست هستم .خدا جونم ممنونم بخاطر اینکه درخواست من که ببخشش تمام گناهانم در همین لحظه بود را قبول کردی و من در تاریخ ۵.۵ .۹۷ بنده پاک و طاهر و دوست داشتنی تو شدم ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام به خدای خوب ومهربونم ?خدایی که حتما از خطاهای چشم پوشی میکند در صورت انجام ندادن دوباره آن ?خدای خوبم من با تمام وجودم سعی در بهتر شدن بهتر از این شدنم هستم من به خودم قول میدم که کارهایی رو که باعث بهتر زندگی کرون من است انجام دهم یکی از این کارا که مدت کوتاهی ست که انجام ندادم خوندن هر روز قرآن میباشد و دیگر اینکه تا اونجا که میتونم به افراد نیازمند بیشتر کمک کنم و هر کاری که باعث بهتر شدن حالم باشه انجام بدم و با خلوص نیت بیشتر عبادت کنم و یک تمایمی برای این کار تا قبل از خواب برای خودم در نظر بگیریم وهر روز برای خدا چن خطی بنویسم از آرزوهایم وبا تمام وجودم خدا رو شکر کنم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم بابت زندگی به رنگ وطعم خدا ????
نشان های دریافت شده
خودم رو در آغوش خدا حس میکنم و میدونم من از خدا هستم و خدا درونم هست من از او هستم و او من هستم از همون موقع عزت نفسم بالا رفته و خدا رو بی نهایت شکر میکنم و از استاد عزیزم هم سپاسگزارم به خاطر مطالب ارزشمندشون چه در این دوره و چه در دوره خدا هرگز دیر نمیکند
نشان های دریافت شده
سلام خدای مهربونم
سلام استاد عزیزم و دوستان خوب و همراهم
بله من هم دقیقا مثل استاد فکر میکردم که چون بنده خوبی نیستم این همه بلا و مصیبت سر زندگیم اومده اما 1 سالی هست که رابطم با خدا عالی شده توسط خدای خوبم هدایت حفاظت و حمایت میشم و خودم رو لایق بهترینها میدونم خدای عزیزم دوستت دارم
نشان های دریافت شده
سلام به دوستان خوبم ?به دوستانی که میخان زندگی جدیدی به رنگ وطعم خدا داشته باشن ?در رابطه با صحبتی که استاد راجب خودشون ورابطه با خدا توضیح میدن منو یاد صحبتی انداخت که چن سال پیش با چن نفر مشغول صبحت کردن رابطه ما خدا من در رابطه با حرفای دوستان گفتم چرا ما منتظر هستم خدا ما رو به جهنم ببره وما رو عداب بده مگه ما چیکار کردیم مگه مال کسی رو خوردیم مخصوصا مال یتم که خدا خیلی به اون سفارش کرده ما نماز میخونیم روزه میگریم دروغ نمگیم کار ناشایست انجام نمیدیم پس چرا خدا مارو به جهنم ببره منتظر عذاب باشیم چرا منتظر لطف ومرحمت خدا نیستم چرا نمیگیم خدا ما رو از عذاب حفظ میکنه واز سر خورده گناههای ما میگذره خدا مهربونه ?میدونین به من چه جوابی دادن گفت شما گناههای خودتون ناچیز میشمرین واین خودش گناه کبیره س ? پس ببینین هر کس برای خودش فتوا میده هر کسی برا خودش خدایی میکنه اگه مردم قاضی باشن آیا کسی مورد لطف قرار میگیره کسی بدون پارتی بازی به حقش میرسه ?من اول سخنان استاد این یادم اومد گفتم با شما هم در میون بزارم استاد ممنونم از شما ممنونم از محبت ولطف شما ???امیدوارم که همگی سلامت وتندرس وثروتمند ودر پناه خدای مهربونم باشین ???
سلام دوست عزیز
این داستان من رو هم همیشه اذیت میکرد ک شنیده بودم بزرگترین گناه اینه ک گناهان کوچکت رو کوچک بشماری و این بیشتر من و از خدا میترسوند و از توبه دور میکرد چون فک میکردم هر روز دارم مرتکب گناهان کوچک میشم . و الان بسیار خوشحالم ک خدای واقعی رو هر روز بیشتر دارم میشناسم و ارتباطم هر روز باهاش بهتر میشه. خدایا سپاسگذارم
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم
بله همیشه ما رو ازعذاب و شکنجه دادن ترسوندن، چقدر معلمهای دینی و قران در مورد عذاب آخرت ما رو ترسوندن.
نشان های دریافت شده
سلام . بله واقعا همینطوره . منم از این نصیحت ها زیاد شنیدم . خدا اونها رو هم به مسیر بینش و حقیقت راهنمایی کنه .