0

راه رسیدن به خواسته‌ها (جلسه پنجم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

بسیاری از ما در طول زندگی آرزوها و خواسته‌هایی داریم که برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنیم، اما گاهی به نتیجه دلخواهمان نمی‌رسیم.🤔 شاید از خودتان بپرسید چرا؟

حقیقت این است که راه رسیدن به خواسته‌ها تنها با تلاش فیزیکی هموار نمی‌شود. ما اغلب فراموش می‌کنیم که دنیای درونمان، یعنی افکار و احساسات ما، نقشی کلیدی در جذب آرزوهایمان دارد. 🤯

این مقاله قرار است به شما کمک کند تا با اصول و قوانین جهان هستی آشنا شوید و ببینید که چطور با مدیریت ذهن و احساساتتان می‌توانید به سمت اهداف و آرزوهای واقعی‌تان حرکت کنید.
پس همراه من باشید تا با هم این سفر جذاب را شروع کنیم! ✨💖

خواسته ها به چه صورت ایجاد می شوند

تا حالا از خودتان پرسیده‌اید که آرزوها و خواسته‌هایی که دارید واقعاً از کجا آمده‌اند؟ 🤔
شاید فکر کنید تمام این خواسته‌ها از دلِ نیازهای واقعی و درونی شما بیرون می‌آیند، اما اگر کمی عمیق‌تر به آن نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که بخش بزرگی از آن‌ها از مشاهده زندگی دیگران شکل می‌گیرد.

مثلاً دوستتان را می‌بینید که یک ماشین جدید خریده یا همکارتان به یک سفر خارجی رفته است و ناخودآگاه، آرزوی داشتن همان چیز در ذهن شما شکل می‌گیرد.

راه رسیدن به خواسته‌ها

راه رسیدن به خواسته‌هایی که از این طریق به وجود می‌آیند، اغلب با احساسات منفی مثل حسرت و ناامیدی همراه است، چون معمولاً این حس را در ما ایجاد می‌کند که “چرا من ندارم؟” 😔

این نوع خواسته‌ها، به جای اینکه ما را به سمت خوشبختی هدایت کنند، ما را وارد یک رقابت بی‌پایان می‌کنند که در آن همیشه یک قدم عقب هستیم. به همین دلیل، شناخت ریشه خواسته‌ها بسیار مهم است.

خواسته های ما به طور کلی به دو صورت در وجود ما شکل می‌گیرند:

۱- از برخورد با تضاد: این نوع خواسته‌ها کاملاً درونی و حقیقی هستند و از نیازهای اساسی ما نشأت می‌گیرند.
مثلاً وقتی تشنه هستید، به صورت خودکار نیاز به آب در شما شکل می‌گیرد. یا وقتی در محیطی گرم و آزاردهنده قرار می‌گیرید، به سمت جایی خنک کشیده می‌شوید.

حتی زمانی که کسی به شما بی‌احترامی می‌کند، به صورت خودکار آرزوی قرار گرفتن در شرایطی را پیدا می‌کنید که مورد احترام باشید.
این خواسته‌ها نیازی به فکر کردن یا برنامه‌ریزی قبلی ندارند؛ بلکه به صورت خودجوش و طبیعی به وجود می‌آیند و راه رسیدن به خواسته‌ها را برای ما روشن می‌کنند. ✨

۲- از مشاهده زندگی دیگران: این نوع خواسته‌ها از طریق مقایسه و دیدن شرایط زندگی افراد دیگر به وجود می‌آیند.
این مشاهده می‌تواند در دنیای واقعی یا از طریق فضای مجازی و دیدن ویدیوها باشد.

مثلاً وقتی زندگی یک فرد موفق را می‌بینید، ممکن است به صورت ناخودآگاه آرزوی داشتن شرایط او در شما شکل بگیرد. نکته مهم اینجا این است که باید مراقب احساسی که این مشاهده در ما ایجاد می‌کند، باشیم.

اگر دیدن موفقیت دیگران به جای حسرت و اندوه، در ما شوق و ذوق برای رسیدن به آن شرایط را ایجاد کند، می‌تواند انگیزه‌بخش باشد. اما اگر منجر به گله و شکایت شود، ما را از راه رسیدن به خواسته‌ها دور می‌کند.

چرا گله و شکایت ما را به عقب می‌راند؟

حالا که با منشأ خواسته‌ها آشنا شدیم، بیایید به یک نکته فوق‌العاده مهم بپردازیم: نقش احساسات ما در جذب خواسته‌ها. 💖

وقتی در شرایط نامطلوبی قرار می‌گیریم، ذهن ما به صورت خودکار به شرایط بهتر فکر می‌کند. این یک درخواست طبیعی به جهان هستی است که ما خواهان شرایط بهتری هستیم.
اما مشکل از جایی شروع می‌شود که به جای تمرکز بر روی راه‌حل و شرایط بهتر، شروع به گله و شکایت می‌کنیم.

ما بارها و بارها درباره آن شرایط بد صحبت می‌کنیم و انرژی و تمرکزمان را روی آن می‌گذاریم. این کار دقیقاً مانند این است که بخواهیم به سمت شمال برویم اما مدام به سمت جنوب حرکت کنیم.
به این ترتیب از راه رسیدن به خواسته‌ها دور و دورتر می شویم.

اینجا باید یک اصل مهم را به خاطر بسپاریم: جهان هستی سواد ندارد! 🌍

جهان هستی معنی کلمات و جملات ما را درک نمی‌کند؛ بلکه فقط احساس و فرکانس ما را دریافت می‌کند.
وقتی شما مدام از شرایط بد و نامطلوب گله می‌کنید، فرکانس احساس بد را به جهان هستی می‌فرستید.
از نظر جهان، تکرار و توجه مداوم به یک موضوع به این معناست که شما آن شرایط را دوست دارید و می‌خواهید در آن بمانید.
به همین دلیل است که هرچه بیشتر درباره مشکلاتتان حرف می‌زنید، بیشتر با آن‌ها درگیر می‌شوید.

در مقابل، وقتی شکرگزار هستید و درباره نکات مثبت زندگی‌تان صحبت می‌کنید، فرکانس احساس خوب را ارسال می‌کنید. جهان هستی این احساس را دریافت کرده و شرایط، افراد و فرصت‌های مشابه آنچه به آن توجه کرده‌اید را در زندگی‌تان رقم می‌زند.

این همان چیزی است که در آیات قرآن و احادیث هم به آن اشاره شده است: شکرگزاری و دوری از غیبت و قضاوت، باعث توجه به خوبی‌ها و در نتیجه جذب آن‌ها می‌شود.
پس برای هموار کردن راه رسیدن به خواسته‌ها، باید تمرکزمان را از روی نداشته‌ها برداریم و روی داشته‌ها بگذاریم.

قانون تکامل

قانون تکامل: عجله ممنوع! 🦋

بخش سوم و شاید مهم‌ترین بخش در راه رسیدن به خواسته‌ها، درک قانون تکامل است.

ما انسان‌ها ذاتاً موجودات عجولی هستیم و دوست داریم یک شبه به همه چیز برسیم.
می‌خواهیم یک شبه پولدار شویم، یک شبه لاغر شویم یا یک شبه در هر زمینه‌ای به اوج برسیم. اما آیا این کار منطقی است؟

خداوند، که قادر مطلق است، جهان هستی را در شش روز (شش دوران) آفرید. ⏳
این موضوع در چندین آیه از قرآن تکرار شده و به ما یادآوری می‌کند که هر چیزی، حتی خلقتی به عظمت جهان هستی، نیازمند طی کردن یک فرآیند تدریجی و تکاملی است.

طبیعت به ما درس‌های بزرگی درباره تکامل و راه رسیدن به خواسته‌ها می‌دهد.
مثلاً یک پروانه بدون گذراندن دوره کامل خود در پیله، نمی‌تواند به یک پروانه کامل تبدیل شود و اگر زودتر از موعد از پیله خارجش کنیم، بدون شک می‌میرد. 🐛

اگر بدون طی کردن مراحل تکاملی به چیزی برسیم، چون “ظرف” ما برای پذیرش آن آماده نیست، خیلی زود آن را از دست می‌دهیم.
این همان اتفاقی است که برای کسانی می‌افتد که یک شبه پولدار می‌شوند و به سرعت ورشکست می‌شوند. یا کسانی که با راه‌های غیرطبیعی و عجولانه وزن کم می‌کنند و بلافاصله به وزن قبلی خود برمی‌گردند.

به همین دلیل، باید این نکته را به خاطر بسپاریم که راه رسیدن به خواسته‌ها یک مسیر تدریجی است، نه یک جهش ناگهانی.

اعتماد به فرایند زندگی: ایمان قلبی به مسیر 🌈

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در راه رسیدن به خواسته‌ها باید به آن توجه کنیم، اعتماد به فرایند زندگی است.

گاهی ما همه کارهای لازم را انجام می‌دهیم: تلاش می‌کنیم، ذهن و احساسمان را مدیریت می‌کنیم، شکرگزار هستیم و حتی صبورانه منتظر می‌مانیم. اما با این حال، باز هم احساس می‌کنیم چیزی کم است.

اینجاست که موضوع “ایمان” نقش پررنگی در راه رسیدن به خواسته‌ها ایفا می‌کند. ایمان یعنی باور قلبی به اینکه جهان هستی همیشه به نفع ما عمل می‌کند، حتی اگر در لحظه چیزی برخلاف میل ما اتفاق بیفتد. 🙏

تصور کنید دانه‌ای کوچک در دل خاک کاشته شده باشد. این دانه مدتی طولانی در تاریکی خاک می‌ماند، بدون اینکه نشانی از رشد بیرونی داشته باشد.
اگر بخواهیم عجله کنیم و قبل از موعد زمین را زیر و رو کنیم، رشد گیاه را نابود کرده‌ایم. اما اگر صبورانه به فرایند طبیعت اعتماد کنیم، آن دانه در زمان مناسب سر از خاک بیرون می‌آورد و به گیاهی زیبا تبدیل می‌شود. 🌱

راه رسیدن به خواسته‌ها هم دقیقاً همین‌گونه است. بسیاری از اوقات خواسته‌های ما در حال شکل گرفتن هستند، اما چون چشم ما نتیجه فوری نمی‌بیند، دچار ناامیدی می‌شویم.
در حالی که واقعیت این است که جهان هستی پشت پرده در حال هماهنگی شرایط و افراد موردنیاز برای تحقق آن خواسته است.

بنابراین، برای اینکه راه رسیدن به خواسته‌ها برایمان هموار شود، باید یاد بگیریم:

  • اعتماد کنیم حتی اگر نشانه‌ای نمی‌بینیم.
  • رها کنیم و مدام نگران نتیجه نباشیم.
  • ایمان داشته باشیم که هر خواسته در زمان درست و به بهترین شکل ممکن محقق خواهد شد.

این نگاه، آرامش عمیقی به ما می‌دهد و باعث می‌شود نه‌تنها مسیر برایمان شیرین‌تر شود، بلکه ارتعاش و فرکانس مثبتی به جهان بفرستیم که تحقق خواسته‌ها را سریع‌تر و آسان‌تر می‌کند. ✨

جمع‌بندی: مسیر عملی رسیدن به خواسته‌ها با قدرت ذهن 🌟🧠

در این مقاله فهمیدیم که راه رسیدن به خواسته‌ها تنها با تلاش فیزیکی هموار نمی‌شود؛ شناخت ریشه خواسته‌ها، مدیریت ذهن و احساسات، شکرگزاری، صبر و اعتماد به فرایند زندگی، نقش اصلی را در تحقق آرزوها دارند. 💖

اما دانستن این نکات کافی نیست؛ برای اینکه واقعا تغییر را در زندگی خود احساس کنیم، نیاز داریم راهکارهای عملی و قدم‌به‌قدم برای به‌کارگیری این اصول را یاد بگیریم. 🤔

شرکت در دوره آموزشی رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن به شما این امکان را می‌دهد که:

  • خواسته‌های واقعی خود را شناسایی کنید 🎯
  • ذهن و احساسات خود را برای جذب شرایط مثبت آماده کنید ✨
  • تکنیک‌های عملی و علمی حرکت در مسیر تحقق آرزوها را بیاموزید 🏃‍♀️💨
  • و با تمرینات ذهنی، مسیر تکامل خواسته‌ها را با صبر و لذت طی کنید 🌿

با یادگیری این روش‌ها، شما دیگر منتظر اتفاق‌های تصادفی نخواهید بود؛ بلکه خودتان فعالانه راه رسیدن به خواسته‌ها را هموار می‌کنید و هر گام کوچک در مسیر را با آرامش و اطمینان طی می‌کنید. 🌈💖

اگر آماده‌اید تا راه رسیدن به خواسته‌ها را به شکل اصولی طی کرده و آرزوهایتان را به واقعیت تبدیل کنید، این فرصت را از دست ندهید و با قدرت ذهن، مسیر تحقق خواسته‌ها را اصولی و عملی بیاموزید. 🚀✨

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.22 از 138 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12263
255 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۴ ۱۰:۱۴
      مدت عضویت: 2557 روز
      امتیاز کاربر: 5008 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 316 کلمه

      خیلی عالی بود خانم حسنی عزیزم !ستمرارتون در در جاده موفقیت رو تبریک میگم امیدوارم هممون راه بینهایتی که شروع کردیم رو تا بی نهایت ادامه بدیم.

      خانم حسنی عزیزم من یک هفته پیش یک. فایل کوتاهی از دوستم دریافت کردم که در اون گفته شده بود از اکهارت میپرسن آیا میشه فقط چیزهای مثبت رو به زندگی مون جذب کنیم؟اکهارت گفته بود مگه شما میدونید چه چیزی خوب هست یا چه چیزی بد؟ ایا شما تصویر بزرگتر رو دارید؟

      بعد یک داستانی تعریف کرده بود .یک پیرمرد بوده در دهکده ای یک پسر و یک اسب داشته یک روز اسبه فرار میکنه مردم دهکده میان بهش میگن چه بد شد!

      پیرمرد میگه شاید؟!؟! روز دیگه میبینن اسب پیرمرد با یه گله اسب وحشی میاد ؟همه میگن چه خوب شد!پیرمرد میگه شاید؟! هرچندوقت بعد پسرش از اسب وحشی موقع رام اسب میفته پاش می شکنه ؟اهالی ده میان بهش میگن چه بد شد!پیرمرد میگه شاید؟! مدتی بعد پسرای روستا رو میخوان ببرن جنگ پسر پیرمرد که پاش شکسته بودن نمیبرن جنگ همه میگن چه خوب شد!پیرمرد بازم میگه شاید؟!

      آیامگه ما نقشه ی بزرگتر رو می دونیم ؟ما از روزنه کوچک به جهان نگاه میکنیم آیا میتونیم تمام زوایا رو ببینم؟پاسخ پیرمرد خیلی خردمندانه هست ما حقیقت رو نمی بینیم ظاهر قضیه رو میبینیم و هی میگیم چه خوب شد؟چه بد شد.باید تسلیم بشیم .فقط باید شاهد اتفاقات باشیم.بایدنظاره گر باشیم. قضاوت خوب یا بد نکنیم .ما با دید محدود که اونم پشتت فیلتر گذاشتیم وخیلی ذهنیت های غلط درش هست از کجا میدونیم چه چیزی خیر هست چه چیزی شر؟شاید یک اتفاق خوبه باعث شر بشه وبه ضرر ما بشه ولی یک اتفاق بد باعث یه خیر بزرگ بشه .جهان رو باید از زاویه دید خودمون نبینیم جهان رو با دید وسیع تر ببینیم .

      شاید که چو وابینی خیر تو درین باشد.

      شاید که چو وابینی خیر تو درین باشد.

      خیلی فایل عالی بود امیدوارم تونسته باشم خوب بیان کرده باشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۴ ۱۱:۰۹
      مدت عضویت: 2557 روز
      امتیاز کاربر: 5008 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 191 کلمه

      سلام شادی عزیزم 

      از خوندن دیدگاهت خیلی لذت بردم چه مثال خوبی زدین از رعایت نکردن قانون تکامل توسط پدر عزیزتون خدا حفظشون کنه .

      پدرتون به جای اینکه یه باغ کوچک بخره تا باغداری رو یاد بگیره وکارهای باغ رو به راحتی انجام بده از همون اول باغ بزرگ خرید و ازش هم  لذتی نبرد ومایه رنج براش شد.

      خیلی از ما هم اینطور عمل می‌کنیم ما هم دوست داریم یه شبه لاغر بشیم یه شبه پولدار بشیم یه شبه یه ماشین خفن بخریم سوار بشیم 

      ولی درک نمی‌کنیم که همه این ها باید پله پله اتفاق بیفته مثلا الان پراید داری یه پله ازون بالاتر هدفت باشه نه یه شاسی بلند خارجی این اصلا امکان نداره آدم مدارشو طی نکرده به پله ی بالاتر بره اگر هم بره مثل پدر شما جز غم اندوه وناله و استرس براش لذتی نخواهد داشت..

      خیلی خوشحالم که 52 روز از ورودتون به سایت میگذره و یک تازه وارد آگاه و در مسیر رشدوتغییر  هستین  برای من آدمهای تازه وارد خیلی جالب وجذاب هستند چون من خودم اول ورودم به مسیر تو ابرها بودم وخوب میدونم شما الان چه احساساتی رو دارین تجربه می‌کنید .

      موفق باشی دوست عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۹ ۱۲:۱۳
      مدت عضویت: 2557 روز
      امتیاز کاربر: 5008 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 289 کلمه

      سلام دوباره به لاله ی با ایمان وشجاع ومهربانم

      ممنونم بابت پیامی که به من دادی خداروشکر مادر عزیزت رو هم دیدی گلم نگران مادرت نباش مادرت رو هم به خداوند بسپار منم خیلی وقتها نگران مادرم میشم چون مادرم مادر نه تا بچه هست ونگران همه‌ی ماهست ولی خداوند به دلش ارامش داده شاید اگر من جای مادرم بودم در بیمارستان روانی بودم ولی بااین حال همیشه به خاطر کارهاش به خاطر افکارش قضاوتش کردم .

      خدا خودش مراقب همه هست ما نبايد نگران‌ نزدیکان وافراد خانواده‌ خود باشیم اگر آرام باشیم انرژی آرامش بخش مارو دریافت میکنن وزندگیشون خوب میش  من فقط میتونم براي خودم کاری بکنم ومادرم رو در شهری دور به خداوند می‌سپارم ووقتی باهاش حرف میزنم بهش امید میدم .

      به خدا من وقتی آرامش دارم اونها هم آرام هستند بااینکه دوریم ولی وقتی من تنش دارم همه ی خانواده رو درگیر ناآرامی می‌شن همه باهم درگیر میشن .پس مهمه که ما آرامش رو در وجود خودمون حفظ کنیم.

      وقتی گفتی مادرت حرف نمیزنه منم یاد مادرم افتادم که خیلی حرف میزنه وکلام منفی وگله امیز داره وهمش از گذشته حرف میزنه از سختی هایی که کشیده از رنجهایی که از مادرش دیده یا از پدرم که فوت کرده 

      لاله جان ناراحت نشو ولی به نظر من فراموشی وسکوت رو هم خداوند به مادرت هدیه داده چیز بدی نیس حتما درین دوران خداوند خیری درین سکوت وفراموشی براي او قرار داده تا ارامش پیدا کنه بعد سالها مشغولیت ذهنی ونگرانی 

      این سکوت براش خوبه فراموشی براش خوبه که تمام گذشته ی تلخش رو یا ناراحتی هاشو فراموش کنه حتی بچه ها ومشکلاتشون رو هم فراموش کنه تا درد کمتری بکشه 

      باز هم برای تو دوست مهربان وخوش قلب ارزوی شفای الهی و ایمان قویتر رو دارم 

      خدا نگه دارت باشه لاله جان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۸ ۰۷:۵۹
      مدت عضویت: 2557 روز
      امتیاز کاربر: 5008 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 187 کلمه

      سلام لاله ی عزیزم 

      امیدوارم حالت عالی وخوب باشه وشفای الهی رو تجربه کنی .

      از خوندن داستان امید بخش تو ایمانم به خدا وتحقق آرزوهایم بیشتر شد لاله جان تو چقدر آرام وصبور بودی درین مدت تحسینت میکنم من تا اسم بیماریت را شنیدم اضطراب گرفتم در حالی که تو در این پیام پنج هزار کلمه ای یکبار از نگرانی وترست از بیماریت چیزی نگفتی فقط از عملی که قرار بود انجام بدی حرف زدی با اینکه اسم بیماریت رو شنیدی وحشت نکردی حتی با وجود عمل سختت دنبال کار ومصاحبه ی شغلی رفتی بارها وبارها وتوجهت وتمرکزت روی شغلت بود نه بیماریت آفرین بهت واقعا تحسینت میکنم عزیزم خداوند به توی باایمان پاداش ایمان وباورت رو داد تو به خداوند ایمان داشتی برای همین اینقدر آرام بودی حتی از بیماریت به اطرافیان چیزی نگفتی چون قانون رو بلد بودی 

      چند روز پیش یادتون بودم وبا خودم میگفتم جای لاله عزیزم در دوره کمک خداوند خالیه بهت پیشنهاد میدم زودتر به این دوره ملحق بشی تا از معجزات خداوند برای خودت بیشتر شکفت زده بشی 

      عاشقتم مهربانم خدا بهت سلامتی وشادی بی نهایت هدیه بدهد.

      مننظرتون هستیم در دوره کمک خداوند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۰ ۰۹:۴۷
      مدت عضویت: 2557 روز
      امتیاز کاربر: 5008 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      ممنونم عزیزم خوشحالم خوشتون اومده و استفاده کردین .

      من این پیام رو چند وقت پیش نوشتم الآن اومدم دوباره خوندم وبرام یاداوری شد .برای منم خوب شد من مدتی هست کمی زانوم درد میکنه باخوندن پیام خودم زود ذهنم گفت شاید درین اتفاق برای توهم خیری باشه چرا همش ازین قضیه ناراحتی وفکرت درگیره ودنبال مقصری 

      باید از خودم همیشه بپرسم این اتفاق چه درسی برای من داره وبرای خودم درسهاش رو بنویسم و یاد بگیرم تا درسم رو نگیرم مشکلم به نظرم حل نمیشه 

      وای خدای من عجب نکته‌ای گفتی باید درسم رو بگیرم نگیرم تو این شرایط میمونم عجب 

      چقدر خوب شد برام اومدم جواب پیامم رو خوندم

      ممنون عزیزم دست گلت درد نکنه یافتم چیزی رو که باید می فهمیدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 20