وقتی به زندگی روزمره نگاه میکنیم، میبینیم که حرفها و کلماتی که به زبان میآوریم مثل دانههایی هستن 🌱 که در زمین ذهن ما کاشته میشن و بعد از مدتی، تجربههای زندگی ما رو شکل میدن.
واقعاً تأثیر کلام بر زندگی خیلی بیشتر از چیزی هست که فکر میکنیم 😮. یه جمله مثبت میتونه روز کسی رو بسازه و یه حرف منفی مثل سنگی در مسیر ما قرار بگیره 🪨.
همین الان که داری این متن رو میخونی، میتونی یاد بگیری چطور با کنترل حرفها و افکارت، تجربههای شیرین و طعمهای خوب زندگی رو به سمت خودت جذب کنی 🍀✨.
چگونه کلام ما زندگیمان را شکل میدهد 🌱✨
همه ما روزانه حرفهای زیادی میزنیم، اما شاید کمتر به این فکر کرده باشیم که هر کلمهای که از دهانمان خارج میشود، یک انرژی واقعی است که در جهان اطراف ما اثر میگذارد ⚡.

تأثیر کلام بر زندگی چیزی فراتر از شنیدن یا گفتن یک جمله ساده است؛ کلمات ما مثل دانههایی هستند که در ذهن خودمان و اطرافیان کاشته میشوند، و هر دانه میتواند یک تجربه واقعی در زندگی ما به بار بیاورد 🌸.
مثلاً وقتی با خودتان میگویید: «من نمیتوانم»، در واقع دارید به جهان هستی پیام میدهید که همین محدودیت را تجربه کنید 😔.
یا وقتی به کسی میگویید: «تو نمیتونی این کار رو انجام بدی»، نه تنها او را محدود میکنید، بلکه انرژی منفیای در محیط ایجاد میکنید که به شکل غیرمستقیم به خودتان هم برمیگردد 🔄.
از طرف دیگر، یک جمله مثبت و پرانرژی، حتی کوچک، میتواند مسیر زندگی را تغییر دهد 🌟.
وقتی میگویید: «من میتوانم موفق شوم» یا «امروز روز فوقالعادهای است»، در واقع دارید به جهان هستی نشان میدهید که آماده تجربه اتفاقات خوب هستید 🍀.
این همان قانون جذب است که با تأثیر کلام بر زندگی پیوند مستقیم دارد.
حالا تصور کنید که هر روز صبح با خودتان چند جمله مثبت تکرار کنید. احساس میکنید چطور ذهنتان آرام میشود، انگیزهتان افزایش پیدا میکند و حتی رفتارها و تصمیمات شما به سمت تجربههای بهتر حرکت میکند ✨🕊.
به همین دلیل است که کنترل زبان و افکار نه فقط یک تمرین روانشناسی، بلکه یک ابزار قدرتمند برای خلق زندگی دلخواه ما است.
مثالهای روزمره از تأثیر کلام بر زندگی 🏡✨
همه ما تجربههای روزمرهای داریم که نشان میدهد تأثیر کلام بر زندگی واقعاً جدی است. فرض کنید شما به یک رستوران میروید و غذایی سفارش میدهید 🍲.
اگر بعد از خوردن غذا مدام برای دوستانتان تعریف کنید که «این غذا اصلاً خوب نبود»، ذهن شما و دیگران روی طعم منفی متمرکز میشود.
حتی اگر دفعه بعد همان غذا خوشمزه باشد، ذهن شما هنوز خاطره منفی قبلی را دارد و تجربه تازه را تحت تأثیر قرار میدهد 🔄.
همین مثال را میتوان برای خرید یک وسیله یا حتی مسیر روزانه رانندگی زد 🚗.
وقتی با دیگران درباره مشکلاتی که تجربه کردهاید صحبت میکنید، ناخودآگاه دارید به جهان هستی اعلام میکنید که تجربه مشابه را دوباره به زندگی خودتان و دیگران دعوت کنید.
یعنی کلام شما نه تنها انرژی منفی تولید میکند، بلکه طعمهای ناخوشایند بیشتری را وارد زندگی میکند 🪨.
از طرف دیگر، تمرین آگاهانهی کنترل زبان و کلمات، میتواند اثرات فوقالعادهای بر تأثیر کلام بر زندگی داشته باشد 🌟.
مثلاً وقتی دوستتان درباره مشکل کاری یا رابطهای صحبت میکند، میتوانید به جای همدردی و تمرکز بر مشکل، به او انرژی مثبت بدهید یا سکوت کنید و توجه خودتان را به نکات سازنده و مثبت معطوف کنید 🌈.
تمرین عملی برای امروز 📝
- ثبت افکار منفی: هر زمان احساس کردید در حال تعریف مشکلات هستید، آن را روی کاغذ بنویسید 🖊. این کار باعث میشود ذهن شما از فشار کلام آزاد شود بدون اینکه انرژی منفی به جهان ارسال شود.
- تبدیل به جمله مثبت: حالا همان جمله منفی را به شکل مثبت بازنویسی کنید. مثلاً به جای «من نمیتوانم این کار را انجام دهم»، بگویید «دارم یاد میگیرم و هر روز بهتر میشوم» 💪.
- تمرین روزانه تکرار جملات مثبت: صبحها قبل از شروع روز، ۳ جمله مثبت برای خودتان تکرار کنید. این کار مسیر ذهن شما را به سمت تجربههای شیرین و موفقیتهای کوچک هدایت میکند 🍀✨.
با انجام این تمرینات ساده، میتوانید اثرات مخرب صحبت کردن درباره مشکلات و تجربیات منفی را کاهش دهید و زندگی خود را با طعم مثبت پر کنید 🌸🕊.

قانون جذب و طعمهای مثبت زندگی 🌟🍀
مثلاً وقتی مدام درباره شکستها و مشکلات صحبت میکنید، در واقع دارید به جهان هستی میگویید: «من آماده تجربه سختیهای بیشتر هستم» 😔.
اما وقتی روی تجربههای مثبت تمرکز کنید و جملات مثبت بگویید، مثل این است که دارید سفارش شادی، موفقیت و لحظات شیرین را میدهید 🍰✨.
طعمهای زندگی را انتخاب کنید 🍓🍫
تصور کنید زندگی مثل یک رستوران بزرگ و بینهایت است که انواع طعمها را ارائه میدهد 🍰🍋.
شما میتوانید هر طعمی که دوست دارید بچشید؛ طعمهای شیرین و دلپذیر، طعمهای تلخ و تجربهآموز، یا حتی طعمهای ناشناخته که تا به حال امتحان نکردهاید 🌟.
اما نکته مهم این است که این طعمها بهطور خودکار وارد زندگی شما نمیشوند؛ بلکه شما با تأثیر کلام بر زندگی و انرژیای که از خودتان منتشر میکنید، انتخاب میکنید کدام طعمها وارد زندگیتان شوند 🌈.
وقتی با خودتان یا دیگران درباره مشکلات و شکستها صحبت میکنید، ناخودآگاه در حال دعوت طعمهای تلخ به زندگی خود هستید 😔.
برعکس، وقتی جملات مثبت میگویید و روی تجربههای شیرین تمرکز میکنید، همان لحظه دارید طعمهای خوب و لذتبخش را سفارش میدهید 🍓✨.
این همان قدرت واقعی تأثیر کلام بر زندگی است که میتواند مسیر روزمره و حتی آینده شما را تغییر دهد.
حتی کوچکترین جملات و افکار روزانه شما، مانند نمک و چاشنی در غذا، طعم کل تجربههای زندگیتان را شکل میدهند 🌿.
پس هر بار که لبخند میزنید، تشکر میکنید یا جملهای مثبت میگویید، دارید به جهان هستی نشان میدهید که آماده تجربه طعمهای شیرین و موفقیت هستید 🌟.
به همین دلیل، کنترل آگاهانه زبان و جملات شما نه تنها روی خودتان بلکه روی اطرافیان و کل مسیر زندگیتان اثر میگذارد؛ و این دقیقا همان چیزی است که تأثیر کلام بر زندگی را به یک ابزار قدرتمند برای خلق خوشبختی تبدیل میکند 💛✨.
نکات طلایی برای کنترل کلام و جذب طعمهای مثبت 🌟
- آگاهی از زبان روزمره: قبل از گفتن هر جمله، کمی مکث کنید و از خودتان بپرسید: آیا این جمله مثبت است یا منفی؟ ⚖️
- تمرکز روی تجربههای خوب: هر وقت فرصتی برای گفتگو پیش آمد، به جای تمرکز روی مشکلات، نکات مثبت و راهحلها را برجسته کنید 🌸.
- تمرین همدلی سازنده: وقتی کسی مشکلاتش را با شما در میان میگذارد، میتوانید همدلی کنید بدون اینکه انرژی منفی به خودتان منتقل شود 💛.
- ثبت موفقیتها و لحظات خوشایند: هر روز چند لحظه برای نوشتن تجربههای خوب زندگی خود اختصاص دهید. این کار ذهن شما را به سمت تجربههای شیرین هدایت میکند ✨📝.
با رعایت این نکات ساده، شما میتوانید نه تنها از تجربههای منفی جلوگیری کنید، بلکه طعمهای شیرین و مثبت زندگی را وارد دنیای خود و اطرافیانتان کنید 🌱🍀.
این همان قدرت واقعی تأثیر کلام بر زندگی است که وقتی آگاهانه استفاده شود، مسیر شما را کاملاً تغییر میدهد.
همانطور که در بخشهای قبل گفتیم، تأثیر کلام بر زندگی تنها محدود به محیط اطراف ما نیست؛ بلکه به جهان هستی هم منتقل میشود 🌌.
هر جمله، هر فکر و هر انرژیای که از زبان شما خارج میشود، به نوعی به جهان هستی سفارش داده میشود تا همان تجربه را برای شما و اطرافیانتان فراهم کند.

بخش پایانی: کنترل کلام، خلق زندگی با طعم مثبت 🌟🌸
همانطور که دیدیم، تأثیر کلام بر زندگی چیزی فراتر از یک جمله ساده است؛ کلمات ما مثل دانههایی هستند که در ذهن خودمان و اطرافیان کاشته میشوند و آینده ما را شکل میدهند 🌱✨. اگر آگاهانه از زبان و کلماتمان استفاده کنیم، میتوانیم از قدرت تأثیر کلام بر زندگی، تجربههای شیرین، موفقیت و شادی را به زندگی خود جذب کنیم 🍀.
تمرین عملی نهایی 📝💡
- آگاهانه صحبت کنید: هر جملهای که میگویید، حتی کوچک، اهمیت دارد. قبل از حرف زدن، کمی مکث کنید و ببینید آیا انرژی مثبت منتقل میکنید یا منفی ⚡.
- ثبت و بازبینی افکار: هر شب قبل از خواب، چند دقیقه افکار و جملات روزتان را مرور کنید. جملات منفی را شناسایی و به شکل مثبت بازنویسی کنید ✍️.
- تمرکز بر تجربههای خوب: در طول روز، با دقت به نکات مثبت اطراف و موفقیتهای کوچک خود توجه کنید و آنها را با دیگران به اشتراک بگذارید 🌸.
با انجام این تمرینها، شما آگاهانه میآموزید که چگونه از تأثیر کلام بر زندگی استفاده کرده و انرژی مثبت را وارد زندگی خود و اطرافیانتان کنید، و از تجربههای ناخوشایند و انرژی منفی دوری نمایید 🌈🕊.
دوره «رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن» 🌌🪄
اگر دوست دارید به شکل عملی یاد بگیرید که چگونه با تأثیر کلام بر زندگی و تمرکز ذهنی، طعمهای مثبت و آرزوهای خود را وارد زندگیتان کنید، دوره رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن میتواند مسیر شما را هموار کند. در این دوره شما یاد میگیرید:
- چگونه جملات و افکار روزانه خود را مدیریت کنید 📝
- چطور با انرژی مثبت، طعمهای شیرین زندگی را جذب کنید 🌸
- تمرینات عملی برای تغییر نگرش و ارتقاء زندگی ✨
با شرکت در این دوره، شما میآموزید که به جای جذب تجربههای منفی، زندگی خود را با طعمهای خوشایند و موفقیتهای واقعی پر کنید 🍀💛.
یادمان باشد، جهان هستی و خداوند بینهایت هستند و هر طعمی که بخواهیم برای ما فراهم میکنند؛ فقط کافیست آگاهانه انتخاب کنیم و با تأثیر کلام بر زندگی، طعمهای شیرین و مثبت را به خود و دیگران هدیه دهیم 🍓🌟.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.37 از 68 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان💝با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی ساز🌸
جهان هستی از طرف خدای مهربان چنان طراحی و خلق شده که پر از طعم های گوناگون و مختلف است و هر طعمی را که ما درخواست کنیم و سفارش بدیم در زندگی مون تجربه می کنیم. این بستگی به نظر و خواست ما داره نه به تقدیری که خداوند برای ما رقم زده…ما خالق و مسئول زندگی خودمان هستیم و نباید دیگران را در سرنوشت مان مقصر بدانیم. هر روز و هر لحظه با نوع نگرش و تفکر و کفتگو درباره ی موضوعات گوناگون آنها را برای زندگی مون سفارش میدیم خداوند سرنوشت ما را تعیین نمی کنه بلکه سرنوشت مون با نوع افکار و گفتگوها در مورد اتفاقات و طعم های مختلف رقم می خوره و در زندگی مون اونها را تجربه می کنیم….اگر دائم درباره ی بیماریهای گوناگون و افرادی که مثلاً به فلان بیماری مبتلا شدن صحبت کنیم و براشون دلسوزی کنیم و غصه بخوریم و همه ی فمر وذکرمون را مشغول کنه و حالمون و احساس مون بد باشه به این معناست که ما از طعم این بیماریها دوست داریم و به خداوند و جهان هستی سفارش میدیم که من دوست دارم طعم این بیماریها و رنج ها را در زندگی تجربه کنم یا اگر درباره ی گرفتاری های مردم و فقر و بیچارگی و نداری و فلاکت اونها صحبت کنیم فکر کنیم برای دیگران بازگو کنیم در واقع درخواست و سفارش تجربه ی اونها را در زندگی مون به جهان هستی و خداوند دادیم و اونها هم به ما کمک می کنند تا اون طعم ها را تجربه کنیم.اگر فکر کنیم باید مشاور مردم باشیم تا اونها بیان پیش ما از روابط خراب خانوادگی شون یا درگیریهای خانوادگی و فامیلی یا بد عهدی و عهدشکنی همسران یا فریب و نیرنگ بعضی از فامیل ها و کلاهبرداری و حق کشی شون نسبت به همدیگه یا بیماریها و درد و رنج ها و یا هزاران مشکل دیگه شون برای ما درد دل کنند و ما همه را گوش بدیم و حالم و احساس مون بد بشه و بعضاً برای اینکه حرفی برای گفتن داشته باشیم اینها را دائم برای دیگران بازگو کنیم و یا برای اینکه حرفی برای گفتن داشته باشیم یا مثلا باهاشون همدردی کنیم اسرار زندگی مون را برای اونها بازگو کنیم و احساس مون بد بشه و بدخلق و دلتنگ و دلگیر بشیم و مرتب به خدا گلایه و شکایت کنیم که چرا چنین و چرا چنان،به این معناست که داریم تمام این طعم ها را سفارش میدیم و دوست داریم تجربه کنیم و خداوند و جهان هستی هم اونها را برای ما در نظر می گیرند تا تجربه شون کنیم و در واقع ما همه ی این طعم های بد و آزار دهنده را خودمون به زندگی مون دعوت کردیم و تجربه می کنیم و رنج می بریم و هیچکس جز خودمون مقصر این سرنوشت و شرایط زندگی و فقر و بیماری و روابط خراب و اعصاب خرد ما نیست.پس سرنوشت ما به دست خودمون رقم می خوره با توجه به افکار و گفتار و عملکرد خودمون.
متاسفانه این اتفاقی است که سالها در زندگی خودم می افتاد همیشه فکر میکردم در صورتی آدم خوب و مفیدی هستم که اجازه بدم دیگران از همه ی مشکلاتشون برام حرف بزنن و من باید مشتاقانه و دلسوزانه به درددل هاشون گوش بدم باشون همدرد ی کنیم گاهی مشکلات و اسرار زندگی خودم را براشون تعریف کنم که اونها احساس نکنن تنها هستند و ببینن منم این شرایط سخت را داشتم یا دارم برای همین همیشه ناراحتی اعصاب و افسردگی داشتم اینقدر براشون غصه می خوردم که بیشتر شبها بی خواب می شدم و همش به اون همکارم اون فامیل اون همسایه و…و مشکلات شون فکر میکردم و رنج می بردم و زجر می کشیدم و بعضاً زندگی خودم هم دست خوش همین مشکلات می شد اونوقت با خودم می گفتم چرا باید خدا اینطوری سرنوشت آدم ها را رقم بزنه؟ یا مثلا سرنوشت منو. چقدر این فایل عالی بود و آگاهی دهنده…الان که فکر کنم مسئول تمام مشکلاتی که برام پیش می اومد خودم بودم اینقدر که همش درگیر مشکلات و بیماریها و مصائب و مسائل مردم بودم و همه ی اینها را به رزندگی خودم هم دعوت میکردم و خودم را هم گرفتار کرده بودم.اصلا لحظه ی شادی نداشتم همش غصه می خوردم برای دیگران و چقدر زندگی برام سخت و تلخ می شد!!!!در حالی که غصه خوردن و نگرانی من نه تنها مشکلی از کسی حل نمیکرد بلکه برای خودم هم مشکلات زیادی را بوجود می آورد. و تازه خدای مهربون خودش به احوال بنده هاش آگاهه و خودش هواشونو داره.و ما با نگرانی بیش از حدمون برای دیگران مرتکب شرک می شدیم. انگار ما از خدا مهربونتریم😡🧐خداوند لطف و مهربونیش بی انتهاست و بینهایت طعم های خوب و عالی و لذتبخش در جهان هستی آفریده،ما فقط با توجه و تمرکز روی اونها باید اونها را سفارش بدیم برای خودمون و اجازه ی ورود اونها را به زندگی بدیم تا خدای مهربان اون طعم های خوب را بسوی ما بفرسته و ما اونها را در زندگی مون تجربه کنیم و البته بیکران طعم های بد و رنج آور هم در جهان آفریده که متاسفانه ما بیشتر با توجه کردن و تمرکز روی اون طعم ها اونها را به زندگی مون دعوت می کنیم و تجربه شون میکنیم و بعد هم طلبکار خداوندیم که چرا این اتفاقات بد برامون می افته؟!!!
تفاوت خداوند با ما اینه که خداوند طعم هاش بینهایته و هر کس هر چقدر که طلب کنه تو زندگیش تجربه میکنه و خدا با کسی تعارف نداره که بگه این بنده طعم های بد را طلب کرده بذار براش طعم های خوب بفرستیم نه هر کس هر چی طلب کنه دریافت میکنه…و مطاب مهم دیگه این که شیطان همیشه در کمین ما و منتظر فرسته برای آزار و اذیت ما،و ما هر بار که درباره ی طعم های بد صحبت می کنیم یا اتفاقات بد یا سختی ها گرفتاریها و مشکلات و احساس مون بد میشه ،در واقع شیطان را به این جهان دعوت میکنم و اون سریع شروع میگنه اتفاقات بد گذشته را هم به یادمون بیاره هی ذهنمون را با خاطرات تلخ و بد مشغول کنه حال مون را بد کنه…ما را وسوسه میکنه که درددل کنیم تا مثلا سبک بشیم ما با درددل کردن نه تنها سبک نمیشیم بلکه حس و حال مون بدتر و بدتر میشه و در نتیجه هم شیطان را به دنیا دعوت کردیم و طعم های بد را برای خودمون سفارش دادیم و زندگی مون را تلخ و رنج آور کردیم…بعضی وقتا شیطان تمام تلاشش را میکنه تا بین آدما را به هم بزنه مثلا یک کسی حرفی در مورد ما زده ولی ما نشنیدیم و یک نفر دیگه که فرمانبردار شیطان بوده اومده این حرف را به ما گفته و شیطان هم سوءاستفاده میکنه و دائم وسوسه میکنه که دیدی چی گفت؟برو جوابشا بده آبروش را ببر حقشا بذار کف دستش در حالیکه ممکنه اصلا چیز مهمی هم نبوده باشه…این اتفاق چند سال پیش برای خودم افتاد،یکی از همکاران ی روز منو توی خیابون دید گفت ی حرف مهم می خوام بهت بگم اون روز که تو نبودی فلانی پشت سرت این حرفو زد و همه بهت خندیدن،شنیدن این حرف حسابی عصبانیم کرد و تا دو سه سالی حالم خراب و بود البته خیلی زود محیط کار من عوض شد و اون شخص را دیگه ندیدم ولی این حرف عین خوره و سوهان روح و ذهن و قلب و دلم را آزار می داد همش به این حرف فکر میکردم و توی دلم حرص می خوردم و حالم بد بود و آرامشم را ازم گرفته بود و شیطان مرتب وسوسه میکرد که برو جوابشا بده حالشا بگیر پیش همه بگو و آبروش را ببر و من همچنان حالم بد بود تا اینکه وقتی صحبت های استاد را شنیدم آروم شدم و با خودم که اون همکارم چون خودش با اون طرف مشکل داشت این حرفو به من گفت و چه بسا که اصلا اون نگفته باشه و کم کم فراموش کردم و آرامشم را بدست آوردم و فهمیدم «وسواس خناس» که خدا میگه همینا هستن…و من اینهمه مدت با این فکرهای بیهوده ذهن خودم را مشغول میکردم و خودم را آزار میدادم…از استاد عزیز واقعا سپاسگزارم که با آگاهی های عالی و ارزشمند و کاربردی شون ذهن و دل و قلب من را از این وسوسه ی شیطانی نجات دادن. من یاد گرفتم که دیگه هرگز از حرف یا نگاه یا تمسخر و یا قضاوت دیگران هرگز ناراحت نشم چ اصلا بهش توجه نکنم و بهش فکر نکنم و بخاطر همین خیلی آروم و راحت شدم 🙏خدای مهربان و جهان هستی افکار ما را تفکیک نمیکنه که خوب هاش را برامون بفرسته و بدهاش را نه، بلکه لطف خدای مهربون اینه که در فرستادن طعم های بد تاخیر میندازه و به ما مهلت میده تا افکارمون را تصحیح کنیم و طعم های بهتری را در زندگی تجربه کنیم.باید ذهن و افکارمون باشیم را تحت کنترل خودمون دربیاریم و آگاهانه اجازه ندیم که به سمت و سوی افکار منفی و طعم های بد برن. این کار در ابتدا قدری مشکله ولی با تکرار و تمرین موفق میشیم که افکار و ذهن مون را کنترل کنیم و اجازه ندبم درگیر طعم های بد بشن تا دیگه به لطف خدای مهربون اونها را در زندگی تجربه نکنیم بلکه همیشه روی افکار و طعم های خوب تمرکز و توجه کنیم تا اونها را به زندگی مون دعوت و تجربه کنیم.موفق باشین🙏💝
سلام خیلی زیبا و رسا نوشاید من هم تا قبل از اشنا شدن با این صحبتها دقیقا مثل شما بودم و تو ذهنم این بود باید با بقیه همدردی کنم جالبه اطرافم پر بود از افرادی که نیاز داستند بهددو دل
تا جایی که بهم میگفتند تو مشاور خوبی هستی و چون رشته ام علوم تربتی بود بهم میگفتند تو برو مشاوره خانواده بخون موفق میشی خودمپهم باورم شده بود
الان که فکر میکنم با خودم میگم حالاخوب نرفتم وگرنه حالا حالا ها درگیر مشکلات مردم بودم
خیلی از خوندن کامنتتون لذت بردم
شاد و موفق باشید
سلام به همگروه های عزیز
هرچیزی رو که در ذهنمون بخوایم و تصور کنیم اون رو در آینده در زندگیمون بوجود میاریم .
اتفاقا امروز یه مطلبی رو خوندم درباره اینکه هرچیزی که بهش فکر کنیم آیندمون رو میسازه و محتوای متنش این بود که درباره افکار قبل از خواب بیان شده بود .
همه انسان ها افکار قبل از خواب زیادی دارن که به فکر کردن زیاد به اون و تصورشون بصورت واقعیت وارد زندگیمون میشه ،
خیلی شنیدین که میگن آدم ها با افکارشون سرنوشت خودشون رو میسازن اما واقعیت اینه که آدم ها با افکار قبل از خوابشون سرنوشت خودشون رو میسازن !
چطوری !؟
آدم ها این کار رو به چهار روش انجام میدن که دو گروه سرنوشت مثبت برای خودشون میسازن و دو گروه سرنوشت منفی !
۱_گروهی که قبل از خواب به خاطرات منفی گذشته فکر میکنن،
۲_گروهی که به شکل منفی و با احساس بد به آینده فکر میکنن
این دو گروا متسفانه چیزهایی رو جذب میکنن که منفی هست و سرنوشت منفی برای خودشون رقم میزنن،
۱_گروهی که قبل از خواب به خاطرات مثبت گذشته فکر میکنن،
۲_گروهی که به شکل مثبت و با احساس خوب به آینده فکر میکنن
این دو گروه چزیهایی رو جذب میکنن که کاملا مثبت هست و سرنوشت مثبتی برای خودشون رقم میزنن
دلیل ساده ای هم داره ،انرژی افکار قبل از خواب شما،تا صبح در ضمیر ناخود آگاه شما باقی میمونه و این انرژی لحظه به لحظه به کائنات ارسال میشه و کائنات اتفاقی مشابه همون انرژی رو وارد زندگیمون میکنه،
قبل از خواب حتما و حتما به خاطرات مثبت و شیرین گذشته و همچنین به آینده به صورت خیلی زیبا و لذت بخش فکر کنیم.
بی دلیل نیس که بیان شده یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت بدون تفکر ارزشمندتره
خداوند به ما قدرتی داده که میتونیم سرنوشت خودمون رو خودمون خلق کنیم
و بهترین سرنوشت دد انتظار من است خدایا شکرت .
نشان های دریافت شده
سلامممم
این فایل عالی بود. تمرین عملی خیلی مهم!
من خیلی روی این تمرین کار کردم و وقتی روی این تمرین تمرکز کردم دیدم که چقدر هر روز در اطرافم حرف های این چنینی میشنوم و گاها خودمم میزدم ازین حرفا ولی الان دیگه اصلااا . حتی وقتی بقیه میخوان به زور منو به حرف بیارن که درباره ی چیزای منفی حرف بزنم من سعی میکنم بحث رو عوض کنم یا میرم یه جایی که اینا رو نشنوم . البته هنوز توش عالی نشدم و بعضی وقتا اجازه میدم بقیه افکار منفیشونو بهم بزنن و به اصطلاح باهام دردودل کنن ولی از خدا میخوام فقط حرفای خوبو به سمتم بیاره و میخوام فقط آدمایی رو جذب کنم که مثل خودم فکر میکنن و حرف میزنن. البته این مطمعنا برام اتفاق میوفته چون وقتی توی مسیر درست باشم آدم های درست هم سر راهم قرار میگیرن.
یه چند تا از اقدامات درستم رو مینویسم:
من چند روز پیش توی یه چنلی عضو شدم که همش ازین دل نوشته های غمگین میزاشت و عکسایی که حال و هوای غمگین دارن. منم یکم پیامای بالایی رو چک کردم ، یکم پیامای پایینی رو ، دیدم همشون پر از احساس منفین منم سریع از توی چنلش رفتم بیرون .
این چند وقته هر کی حرف منفی میزنه ، حواسشو پرت میکنم یا اگه خیلی انسان سمجی باشه بهش میگم که دوست ندارم ازین حرفای منفی بشنوم.
مکالمم رو با آدمای منفی باف خیلی کم کردم و دیگه دوست ندارم حرفاشونو بشنوم.
کلا من این چند وقته ، خیلی کم احساس بد داشتن رو تجربه کردم و فکر میکنم به خاطر همین باشه که تصمیم گرفتم به چیزای بد توجه نکنم و اون اتفاقای بد هم دارن کمتر و کمتر میشن.
راستی استاد من یه فیلمی چند وقت پیش دیدم ازتون خیلی وقت پیشا . وقتی که من تازه دوره زندگی با طعم خدا رو شروع کرده بودم و شما اون برگه ای که درباره ی ویلا توش نوشته بودید رو باز کردید و ماجرای ویلا گرفتن و زمین گرفتنتون و اینکه همه چیز توی جهان تکاملیه رو توضیح میدادید من خیلی ذوق داشتم که به قسمتی برسم که باید توی برگه چیزایی که میخوامو بنویسم و بنودازم توی جعبه ی آرزو تا اینکه به اون فایل مربوطش رسیدم و نمیدونید چقدر ذوق کردم.
اینو یادم رفت توی دیدگاه جلسه قبلم که مربوط به جعبه بود بنویسم و بهتون تبریک بگم؛
بهتون خیلی تبریک میگم استاااد 🧡🧡 مبارکتون باشه🧡 امیدوارم به شادی توش رفت و آمد کنید
سلام صبا عزیز
اینکه آموزش ها رو به عمل تبدیل می کنید عالیه
و درباره عمل کردن هات می نویسی تا برای خودت سندی باشه که شما تغییر کردی
خوشحالم که دوستان عالی در سرزمین لاغرها حضور دارند و نه فقط تغییر را در لاغر شدن دنبال می کنند بلکه در جنبه های مختلف زندگی مشتاق تجربه رویاهای خودشون هستند.
نشان های دریافت شده
با سلام
واقعا حرفهای استاد عالییی بودند بله وقتی ما از بدب یک چیز حرف بزنیم یعنی اونو می خواهیم وقتی بهش توجه می کنی یعنی فرکانس فرستادی من می خوام اگر در مورد چیزی که نمی خواهی حرف بزنی یعنی می خواهی پس سعی کنیم به چیزهای خوب فکر کنیم تا فرکامس چیزهای خوب بیاد پیش ما.
نشان های دریافت شده
سلام و خدا قوت عزیزان…استاد چقدر با شنیدن این فایل من متوجه اشتباهاتم بیشتر شدم چقدر با شنیدن این و توضیحات شما بزرگوار من آرام و امیدوار شدم الهی شکر..منم مثل دوست عزیزم ک گفتند میرن خونه ی مادرشون عصبی میشن بله منم همین مشکل و دارم متاسفانه مادرم خیلی آدم ک همیشه صحبت میکنه بیشتر صحبت هاش منفی بیشتر از مشکلات خونه و دیگران میگه پدرم هم آدم افسرده و شادی نیس و متاسفانه نمیشه پای صحبت هاشون نموند و گوش نداد و هم کلام نشد من وقتی یه روز میرم دوست دارم تا مدتی اصلا نرم از بس حالم بد و خراب میشه اصلا دوست ندارم پای صحبت های دیگران و درد و دل هاشون بشینم و گوش کنم و شریک بشم خیلی روحیه ی حساسی دارم و حالم بد میشه ولی متاسفانه نمیشه
(اشتیاق و تعهد برای ادامه دادن)
.
باسلام قسمت ۱۲ زندگی با طعم خدا
برای همه ما بارها پیش امده انتخابهایی داشتیم که فکر میکردیم بهترین بوده اما وقتی درعمل به ان میرسیدیم اشکالاتی دران چیز میدیدیم که ما رامتوجه میکرده انتخاب درستی از ان چیز به علت نداشتن اگاهی درست از استفاده ان نداشتیم . مثل انتخاب در خرید ماشین نوع غذاهای رستورانها مکان های تفریحی کار درامد انتخاب همسر وهرچیزی که ما روز مره با انها در ارتباط هستیم . دلایل مختلفی باعث متوجه شدن ما در انتخاب اشتباه برای استفاده از هرچیز تجربه ای برایمان می گذارد که وقتی کسی از همان موردی که ما تجربه استفاده کردن از ان را داریم می خواهد استفاده کند تحربه خود را درخوب بودن با خوب نبودن ان مورد دراختیارش می گذاریم . تبادل این تجربه ها به دیگری انتقال فیزیکی اطلاعات لازم در مورد ان چیز به شخص میباشد . تمام مسائلی که در زندگی ما اتفاق می افتد وما در مورد ان به فرد دیگری خبر می دهیم وتجربیات خود را به او منتقل می کنیم همه فیزیکی وقابل لمس است که فکر می کنیم این تجربیات واطلاعات ۷ برای دیگری به درد بخور است اگر بخواهد همان مسیر ما را برود .تقریبا صحبت در مورد اتفاقهای افتاده در زندگی ما یا دیگران ویا گوش کردن به مشکلات ومسائل واتفاقهای افتاده در زندگی دیگران برای همه یک عادت شده وبراحتی درمورد همه اتفاقها هم صحبت وهم اظهار نظر می کنیم وهم گوش می دهیم وهم به دیدن انها تمایل نشان می دهیم .عملکرد وتوجه این چنینی ما در برخورد با حوادث واتفاقات ومشکل ها یه معنی علاقه داشتن ما برای دریافت هما ن مشکلات می باشد. هرفردی شرایطی را که دوست دارد وارد زندگیش شود به ان توجه و انرا جذب می کند . هر طعمی را که ما دوست داشته باشیم در زندگیمان وارد شود با صحبت کردن در مورد ان طعم واستقبال از ان با شادی وخوشحالی، سفارش ورود ان طعم را به خدا وعالم هستی می دهیم که من این طعم را که به ان توجه دارم ومرتب در ذهنم ان را مرور میکنم را دوست دارم وانرا به من بدهید .ازهر طعمی که بخواهیم در جهان هستی به وفور یافت می شود فقط کافیه که با توجه وتمرکز بر ان طعم اجازه دهیم که ان طعم وارد زندگیمان شود .هر طعمی را که ما بخواهیم تا وقتی که توجه فیزیکی به ان نکنیم وارد زندگی ما نمی شود .مثلا اگر ما علاقه به یادگیری خیاطی داشته باشیم وپیام توجه ودوست داشتن به خیاطی رابه عالم هستی می فرستیم از طرف جهان هستی ایده ها ی یادگیری خیاطی واسباب ووسایل یادگیری ان فراهم شده وما درمسیر یادگیری خیاطی قرار می گیریم چون برای هر فرد بسته به انچه او علاقمند به ان است انرا به او می دهند.کارعالم هستی از روی نظم وحساب وکتاب است واینگونه نیست که کسی ریاضی دوست دارد ولی اورا درمسیر مکانیکی قرار دهند .پس به طعم هایی که هر فرد علاقمند است وواکنش به ان نشان می دهد همان را وارد زندگیش می کنند .از همه طعم ها هم بی نهایت در دنیا وجود دارد وتمام هم نمی شود اگر همه مردم طعم رنج ودرد وسختی وفقر وجنگ ودعوارا بخواهد وسفارش دهند به وفور از ان درجهان هست وبه همه شان می دهند واگر از طعم های خوب لذت وشادی وسلامتی وخوشبختی وثروت بخواهند باز به وفور از این طعم در جهان هستی برای همه هست وبه همه شان از طعم های خوب میدهند.چون خدا بی نهایت است و درمقداروکیفیت طعم ها وفراوانی وگستردگی وتنوع طعم ها هم بی نهایت است .🏵وقتی ما درباره طعم های بد زندگی صحبت می کنیم یعنی به خدا سفارش ودستور ان را می دهیم وبه جهان هستی ان را سفارش می دهیم .شنیدن وگفتگو کردن درباره اتفاقات بد ونظراتی در مورد طعم های بد فقط شما را به سمت طعم های بد هدایت می کند که در زندگیتان وارد شود .وقتی ما به درد دل ویا تعریفهای کسی درمورد مشکلات زندگیش میکند گوش می کنیم ویا اورا با صحبتها ومثال زدنهای خود برای ارام کردن فرد استفاده می کنیم درواقع ما به طعم های بد زندگی او توجه می کنیم و دستور ورود ان طعم ها را به زندگی خود می دهیم .گوش دادن ودادن اطلاعات در مورد طعم های بدی که ما در مدار ان نیستیم باعث می شویم خودمان دران مدار منفی قرار دهیم وبه جهان هستی اعلام می کنیم که من طعم ناراحتی ودرگیریهای او را دوست دارم بچشم .برای خودم بسیار پیش امده که در ذهنم به موضوعی با ارتعاش منفی فکر می کردم که هنوز اتفاقی نیوفتاده بود وحتی درمسیر ان اتفاق بد هم نبود اما بعد از مدتی کوتاه ان اتفاق بد وارد زندگیم شد وعواقب طولانی بد تری داشت وچون دران شرایط بد بودم ومرتب درموردش فکر میکردم پیوسته مدت ده سال رنج وگرفتاری
وناراحتی را بدتر از بد تحربه کردم که علاوه بر صدمه زدن به خودم ، عزیزانم را نیز در گیر کردم . ومثال دیگر اینکه همیشه دوست داشتم بتوانم درحل مشکلات دیگران سهم کوچکی داشته باشم وبه درد دلهای انها گوش میکردم وسنگ صبور انها بودم غافل از اینکه ان طعم ها را به زندگیم دعوت میکردم . بار اول که این فایل را گوش دادم به خودم گفتم توجه به طعم های بد ممنوع چند روز بعد فردی که با شوهرش مشکل داشت بدون مقدمه مطالبی را برایم گفت من هم برای ارام کردنش مثالی ازکسی که این مشکل رو داشت را برایش گفتم درست ۴ روز بعد عین همان مشکل ان فرد برایم اتفاق افتاد .برای باردوم که این فایل رو گوش دادم متوجه حرف شما شدم که چرا دقیقا همین اتفاق برایم افتاده بود. اما پیامد ان بعد از گوش دادن فایل درگیریهای ذهنی ام وفکرهای منفی ونشخوارهای فکریم بود که اصلا رهایم نمیکرد وپشت سرهم نجواهای منفی میداد وهرچه سعی میکردم با توجه وتجسم طعم های خوب بیرون روم از این فضای فکر منفی ولی اون افرادی که موجب اتفاق بد بودن را میدیدم وبا انها روبرو می شدم برای همین فرار ازاین فضای منفی ذهن سخت می شد ودوباره ناراحتی دیگری برایم پیش اومد الان هم که دارم می نویسم سعی کردم با نوشتن ذهنم را از سفارش طعم های بد دیگر دور کنم . واقعا ذهن نا خود اگاه بسیار قوی عمل می کند.تاوقتی فکر منفی درذهن است اثر کمتری دارد تا زمانی که ان فکر برزبان جاری شود.بیان مشکلات وناراحتی ها نه ادم را سبک می کند ونه ان مشکل را حل فقط باعث ورود مشکلات جدیدتر وبیشتر شدن مسائل وناراحتی ها می شود .با اینکه اینها را میدانیم ولی اینها تصورات شیطانی است که فکر می کنیم توجه وصحبت کردن درمورد طعم های بد ما را ازان طعم نجات میدهد وازاد وراحت می شویم نه اینطور نیست ان مشکل باعث ایجاد احساس بددرما وتحریک بیشتر ان بوسیله شیطان درذهن ما می شود که بگو درخودت نریز ، پرخاش ودعوا کن ،چرا تو بخوری ،جوابشو بده، توکه کمتر از او نیستی ،مگه تو نوکرشی و……..وبدین ترتیب ما به شیطان اجازه می دهیم که افکار ما را در کلاممان به صورت بد واحساس بد برزبانمان جاری شود وان ناراحتی را به زندگیمان با سفارش دادن وارد می کنیم وانها رادرجهان متولد کنیم .شیطان نمی تواند تا وقتی که ما نجواها وفکرهای منفی ذهن را برزبان نیاوریم متولد شود با این کار اجازه ورود شیطان را به جهان وزندگی خود می دهیم .
ازوقتی با جریانات شکر گزاری وجذب وسایت استاد اشنا شدم وضع بهتر شد وطعم های خوب هم به مقدار کم وارد زندگیم شد بله به مقدار کم چون بیشتر وقتها شرایطی با طعم های بد بدنبال همان حوادث پیش می اید ولی خیلی کم می توانم ذهنم را کنترل کنم ویا به طعم های خوب فکر کنم .همانطور که گفتید متاسفانه ما دست به توجه طعم های بد ومنفی نگری وجذب انرزی های منفی را فراوان داریم ولی یاد نگرفتیم واموزشهای ما درخانواده وجامعه درجهت توجه وجذب طعم های خوب وانرژیهای مثبت نبوده. واقعا هر روز و هر روز به طرق مختلف راه تولد شیطان و ورودش به زندگیمان را هموار می کنیم که همه ضربه زدن به خودمان ونداشتن احساس خوب ونرسیدن به طعم های خوب را برایمان دارد . که این هم خواسته شیطان است که قسم خورده نگذارد انسانها به خوشی وراحتی زندگی کنند .ما با فکر کردن وتوجه وگوش دادن وصحبت کردن از طعم های بد کمک می کنیم که شیطان به خواسته اش برسد.برای همین هست که همیشه ازخدا طعم های تلخ را می خواهیم ونگاهمان به خدا بد است .وقتی اجازه ورود شیطان به زندگیمان را دادیم انقدر ما را با حوادث ومشکلات در فشار و رنج وسختی قرار می ده تا ببینه صبر ما چقدره وماهم که صبر خیلی کمی داریم مرتب گله وشکایت وناشکری میکنیم ومرتب مارا ازمسیر دیدن نعمتها وشکر گزاری وزیادشدن و ورود طعم های خوب دیگر در زندگیمان جلوگیری می کند وما نیز نا اگاهانه اجازه می دهیم که شیطان هروقت دوست داره از کلام ما ورفتار ما استفاده کند وشیطان دیگری متولد شود . برای انجام تمرینی که دادید در جهت متولد نکردن شیطان وبا صحبت نکردن وگوش ندادن به طعم های بد با اینکه حالم بده واحساس خوب ندارم ولی با نوشتن سعی در انحراف ذهنم از طعم های بد می کنم .مثل اینکه به خودم گفتم خدایا شکرت توفیق نوشتن این قسمت رادادی .چقدر لذت داره نت وفضاهای مجازی ودسترسی به سایت شما .خداروشکر که این فایل رو دیدم .خداروشکر که بوسیله شما متذکر شد . خدایا واقعا یک لحظه هم ما رو رها نکن
خدایاسکرت بابت همه نعمتها واز شما استاد گرامی هم سپاسگزارم 🌻
سلام دوست عزیز
شاید ظاهر دنیا به این شکل باشه که هر روز همه چی داره تکرار می شه
اما واقعیت اینه که ما نباید تکراری باشیم
وقتی به موضوعی درک و آگاهی پیدا می کنیم باید سعی کنیم تکرار متفاوتی از خودمون به نمایش بذاریم
اینکه افکار قبلی، تجربیات قبلی و زندگی قبلی رو تکرار کنیم نتیجه شگفت انگیزی به همراه نخواهد داشت.
نشان های دریافت شده
زندگی با طعم خدا جلسه ۱۲
کاش این آگاهی ها را سالهای پیش داشتم و فکر میکنم اگر سالهای گذشته این دانش را داشتم الان زندگی منم خیلی متفاوت تر بود بخصوص ما ایرانی ها بخاطر مهربانی زیادی که داریم حاضریم ور هر شرایطی همراه دوست وآشنا باشیم حتی اگر در دل داشته باشند بشنیم وبه حرفهاشون گوش کنیم وبعدش با آنها همدردی کنیم ویا بیایم از ناراحتی های خودمون برای دیگران تعریف کنیم وقتی این اطلاعات را میشنویم کاری نه از دست ما برمیاید نه دیگران میتوانند کاری برای ما انجام بدهند تنها کاری که میکنیم این است که به کائنات پیام ارسال میکنیم که حالمون بده وجهان هستی هم از آن موضوع بیشتر وارد زندگی میکند جهان هستی منتظر سفارش ماست میگه چه طعنی را دوست داری برات بفرستم حالا این طعم میتونه عشق باشه ثروت باشه خوشبختی باشه یا نفرت باشه فقر باشه افسردگی باشه هر طعمی را که دوست داشته باشیم از همان وارد زندگی ما میشه در موارد فیزیکی ممکنه ما از طعمی خوشمون نیاد به دوستان واطرافیان بگیم مثلا فلان رستوران نرو غذاش خوب نیست یا فلان وسیله را نخر خوب نیست این نوع طعم ها ممکنه در تجربه دیگران کمک کنه وبه ما آسیبی نزنه ولی طعمهای متافیزیکی این طوری نیست اگر طعم بد را بچشیم از همان وارد زندگی ما میشود مثلا در باره مشکلمون وقتی حرف میزنیم به جهان هستی میگیم من از این مشکلات بیشتر میخوام وجهان هستی هم که به وفور از همه طعمها چه خوب وچه بد دارد وبا سخاوت هرچه بیشتر از آن را به ما میدهد وقتی حرف وکلام تا زمانی که در ذهن ماست شیطانی که در ذهن ما نشسته هیچ قدرتی بجز نجوا کردن ندارد ولی امان از وقتی که آن حرف وکلام از دهان خارج شود یعنی ما باعث تولد شیطان در جهان هستی شدیم واز مسیر خدا وند به جهت قسمی که شیطان خوده خارج میشویم شیطان مدام در تلاش است که حال مارا خراب کند بیایم از امروز با خودمون عهد ببندیم که دیگر اجازه ندهیم شیطان در جهان هستی متولد شود دیگر در باره مشکلات خودمون و دیگران حرف نزنیم بیشتر احساس خوب داشته باشیم و طعم های خوب را به جهان هستی از طریق فکر درست وتمرکز کردن بر طعم های دوست داشتنی داشته باشیم در جهان هستی بسیار طعم های متفاوت وجود دارد آن هم به وفور پس نگران نباشیم که به ما نمیرسه باید سعی کنیم شیطان از طرق مختلف ما را گول بزنه و در جهان متولد بشه هر وقت در باره بدیهای زندگی ومشکلاتم حرف زدم مشکلات از در دیوار وارد زندگی ام میشد نمیدانستم که این همکلامی باعث سفارش این مشکلات در جهان هستی هستم دیگر به خودم قول میدهم تکرارش نکنم البته ممکنه زمان ببره تا خوب ذهن ام را کنترل کنم ولی سعی ام را زیاد میکنم تاکمتر پیش بیاد تا تبدیل به عادت بشود واین خودش نوعی انظباط فکری است وتمرکز وکنترل روی ذهن داشتن است من میدانم که قدرت ذهن ام در اختیار خودمه پس به راحتی با تمرین وتکرار یاد میگیرم دیگر از طعم های بد زندگی خودم ودیگران صحبت نکنم تا شیطان در این جهان متولد نشود
موفق باشید استاد عزیرم ودوستان خوبم
نشان های دریافت شده
سلام
امشب قرار برم خونه مادرم هر دفعه میرم وبرمیگردم به حدی عصبی وداغون میشم که انگار تصادف کردم تا یه هفته با خودم وزندگی در گیرم تا حدی که حتی دلم نمیخواد به مادروپدرم سر بزنم شاید براتون عجیب باشه اما من مادری به شدت استرسی وپدری به شدت عصبی وبداخلاق دارم خودمم از وقتی ازدواج کردم به آرامش رسیدم واین درمورد خانواده شوهرمم صدق میکنه جالب که هرچی من وشوهرم ارامش طلب هستیم خانوادهامون استرس طلب 🤣🤣فکر کنم من وشوهرم هر دو از یک پدرو مادر دیگه ایم کلا ژنمون هم فرق داره از شوخی گذشته داشتم فکر میکردم چطور میشه رفت وبهشون سر زد وعصبی نشد خیلی سخته که در حرفاشون شرکت نکرد کلا از وقتی میریم اونجا غر میزنن وتنش ایجاد میکنن تا برمیگردیم اما من یک تصمیمی گرفتم یادمه چند وقت قبل یک مهمانی رفته بودیم دختری بود که بسیار متناسب بود اونجا همه از لاغری وچاقی رژیم وکرونا درس وخرید وخوراکی وغیره حرف میزدن اما اون اصلا صحبت نمیکرد بیشتر مواقع خودشو با رفتن واومدن مشغول میکرد وبا گوش کردن وگوشیش و…فقط چند دقیقه ای پیشمون نشست ورفت یادمه درهیچ کدوم از حرف ها شریک نشد جز خرید دیجی تال اونجا زیاد متوجه نشدم اما الان دقیقادرک میکنم که اگه بخوام حرف نزنم اگه بخوام گوش نکنم میتونم باید برنامم این باشه که کلا شریک بحث ها نشم وبه ناله های دیگران گوش نکنم وباهاشون هم کلام نشم اینم چالش امروز من توجه نکن به حرف های منفی بافشون وشرکت نکن در بحث های منفی فقط چیزای فیزیکی همین وبس آفرین به من به خودم افتخار میکنم که دارم این رفتارمو اصلاح میکنم وآرامش بیشتری به زندگیم میارم
فایل زندگی با طعم خدا جلسه دوازدهم :
ما خیلی موقعها در موضوعی تصمیم میگیریم که بحث های طولاني و یا خدایی نکرده مشاجره و اختلاف با ديگران داشته باشیم. ما در این رابطه بدون صبر و حوصله تصمیم نهایی را میگیریم. 🤔🤤🙄🤐
هر زمان که ما تصمیم بگیریم که روش خود را تغییر دهیم، به تدریج این روش قدیمی ما تغییر میکند و ما به ارزشهای تازه ای میرسیم که جایگزین ارزشها ی سنتی ما میشود. روشی که همیشه داشته ایم و راجع به موارد منفی و طعم ها ی تلخ است را تکرار نکنیم ، باز گو نکنیم ، با افراد دیگر در این باره همکلام نشویم.
معنا و مصداق قدرت اماده تغییر است و هر زمان که ما بخواهیم تغییر میکند. شفقت ، همدردی ، رواداری و یاری ، همراهی و همفکری راجع به طعم های تلخ را به ارزشها ی برتر تبدیل کنیم.😇😆😀🤣
ما میتوانیم احساس همدردی خود در اجتماع را با موضوعاتی راجع به طعم های شیرین عوض کنيم و در این تمرین استوار بمانیم. احساس نارضایتی ما نارضایتی بیشتر را براي ما به همراه میاورد. ما نمیخواهیم شریک و سهیم در چشیدن طعم های تلخ روزگار باشیم. 🤗🤠😄😇
تنرین جلسه ۱۲ زندگی با طعم خدا اینکه من میرم ی رستوران غذائی شفارش میدم ووقتی میام بیرون زیاد راضی نیستم اون غذایی که میخواستم نبود میرم اطلاع میکنم میکم این غداش خوب نیست سفارش نده یا نرو یا اگه هم میری این غذا سفارش نده یا میرم ی وسیله میخرم فلان برند وخیلی خوب بود بازم میام اطلاع رسانی میکنم میگم خیلی خوبه وحتما همین مارک بخر این رو هم طلاع رسانی میکنم از ی جهت خوبه که وقتی من ضرر کردم کسی دیگه نکنه هم وقتی من ی سودی بردم دیگران هم ببرند بهدوستانم یا هر کسی که سوال بکنه میکنم این خوبه اما وقتی درمورد طعمهای بد زندگی خودمون حرف میزنیم میگیم اهای کائنات ودنیا وخدا من این طعم دوست دارم ومیخوام وارد زندگیم بشه تازه شانس اوردیم که خدامون خیلی مهربونه خیلی رعوفه که بابت سفارش طعمهای بد فولا اقدام نمیکنه بعدش وقتی که ما در مورد طعمهای بد زندگی مردم ودیگران حرف میزنیم یا به درد و دل دیگران گوش میدیم و دربارش حرف میزنیم داریم شیطان رو وارد دنیا میکنیم وزنده ش میکنیم وما نباید اینکارو کنیم خیلی سخته الان دو هفته ست که دارم اینکارو میکنم که وقتی کسی درد ودل کرد توجه به طعم بد زندگی اون نکنم دلیلی نداره اون طعم بد مخصوص خودشه به من ربطی نداره ومن با گوش نکدن طعم بد زندگی اون هم این طعم وارد زندگیم نمیکنم وهم ی طعم خوب سفارش دادم واز همه مهمتر اینکه نذاشتم شیطان از طریق دهان من متولد بشه وامیدوارم که این رفتار برامون عادت بشه ونذاریم هیچ وقت شیطان متولد بشه ایشالا