وقتی به زندگی روزمره نگاه میکنیم، میبینیم که حرفها و کلماتی که به زبان میآوریم مثل دانههایی هستن 🌱 که در زمین ذهن ما کاشته میشن و بعد از مدتی، تجربههای زندگی ما رو شکل میدن.
واقعاً تأثیر کلام بر زندگی خیلی بیشتر از چیزی هست که فکر میکنیم 😮. یه جمله مثبت میتونه روز کسی رو بسازه و یه حرف منفی مثل سنگی در مسیر ما قرار بگیره 🪨.
همین الان که داری این متن رو میخونی، میتونی یاد بگیری چطور با کنترل حرفها و افکارت، تجربههای شیرین و طعمهای خوب زندگی رو به سمت خودت جذب کنی 🍀✨.
چگونه کلام ما زندگیمان را شکل میدهد 🌱✨
همه ما روزانه حرفهای زیادی میزنیم، اما شاید کمتر به این فکر کرده باشیم که هر کلمهای که از دهانمان خارج میشود، یک انرژی واقعی است که در جهان اطراف ما اثر میگذارد ⚡.

تأثیر کلام بر زندگی چیزی فراتر از شنیدن یا گفتن یک جمله ساده است؛ کلمات ما مثل دانههایی هستند که در ذهن خودمان و اطرافیان کاشته میشوند، و هر دانه میتواند یک تجربه واقعی در زندگی ما به بار بیاورد 🌸.
مثلاً وقتی با خودتان میگویید: «من نمیتوانم»، در واقع دارید به جهان هستی پیام میدهید که همین محدودیت را تجربه کنید 😔.
یا وقتی به کسی میگویید: «تو نمیتونی این کار رو انجام بدی»، نه تنها او را محدود میکنید، بلکه انرژی منفیای در محیط ایجاد میکنید که به شکل غیرمستقیم به خودتان هم برمیگردد 🔄.
از طرف دیگر، یک جمله مثبت و پرانرژی، حتی کوچک، میتواند مسیر زندگی را تغییر دهد 🌟.
وقتی میگویید: «من میتوانم موفق شوم» یا «امروز روز فوقالعادهای است»، در واقع دارید به جهان هستی نشان میدهید که آماده تجربه اتفاقات خوب هستید 🍀.
این همان قانون جذب است که با تأثیر کلام بر زندگی پیوند مستقیم دارد.
حالا تصور کنید که هر روز صبح با خودتان چند جمله مثبت تکرار کنید. احساس میکنید چطور ذهنتان آرام میشود، انگیزهتان افزایش پیدا میکند و حتی رفتارها و تصمیمات شما به سمت تجربههای بهتر حرکت میکند ✨🕊.
به همین دلیل است که کنترل زبان و افکار نه فقط یک تمرین روانشناسی، بلکه یک ابزار قدرتمند برای خلق زندگی دلخواه ما است.
مثالهای روزمره از تأثیر کلام بر زندگی 🏡✨
همه ما تجربههای روزمرهای داریم که نشان میدهد تأثیر کلام بر زندگی واقعاً جدی است. فرض کنید شما به یک رستوران میروید و غذایی سفارش میدهید 🍲.
اگر بعد از خوردن غذا مدام برای دوستانتان تعریف کنید که «این غذا اصلاً خوب نبود»، ذهن شما و دیگران روی طعم منفی متمرکز میشود.
حتی اگر دفعه بعد همان غذا خوشمزه باشد، ذهن شما هنوز خاطره منفی قبلی را دارد و تجربه تازه را تحت تأثیر قرار میدهد 🔄.
همین مثال را میتوان برای خرید یک وسیله یا حتی مسیر روزانه رانندگی زد 🚗.
وقتی با دیگران درباره مشکلاتی که تجربه کردهاید صحبت میکنید، ناخودآگاه دارید به جهان هستی اعلام میکنید که تجربه مشابه را دوباره به زندگی خودتان و دیگران دعوت کنید.
یعنی کلام شما نه تنها انرژی منفی تولید میکند، بلکه طعمهای ناخوشایند بیشتری را وارد زندگی میکند 🪨.
از طرف دیگر، تمرین آگاهانهی کنترل زبان و کلمات، میتواند اثرات فوقالعادهای بر تأثیر کلام بر زندگی داشته باشد 🌟.
مثلاً وقتی دوستتان درباره مشکل کاری یا رابطهای صحبت میکند، میتوانید به جای همدردی و تمرکز بر مشکل، به او انرژی مثبت بدهید یا سکوت کنید و توجه خودتان را به نکات سازنده و مثبت معطوف کنید 🌈.
تمرین عملی برای امروز 📝
- ثبت افکار منفی: هر زمان احساس کردید در حال تعریف مشکلات هستید، آن را روی کاغذ بنویسید 🖊. این کار باعث میشود ذهن شما از فشار کلام آزاد شود بدون اینکه انرژی منفی به جهان ارسال شود.
- تبدیل به جمله مثبت: حالا همان جمله منفی را به شکل مثبت بازنویسی کنید. مثلاً به جای «من نمیتوانم این کار را انجام دهم»، بگویید «دارم یاد میگیرم و هر روز بهتر میشوم» 💪.
- تمرین روزانه تکرار جملات مثبت: صبحها قبل از شروع روز، ۳ جمله مثبت برای خودتان تکرار کنید. این کار مسیر ذهن شما را به سمت تجربههای شیرین و موفقیتهای کوچک هدایت میکند 🍀✨.
با انجام این تمرینات ساده، میتوانید اثرات مخرب صحبت کردن درباره مشکلات و تجربیات منفی را کاهش دهید و زندگی خود را با طعم مثبت پر کنید 🌸🕊.

قانون جذب و طعمهای مثبت زندگی 🌟🍀
مثلاً وقتی مدام درباره شکستها و مشکلات صحبت میکنید، در واقع دارید به جهان هستی میگویید: «من آماده تجربه سختیهای بیشتر هستم» 😔.
اما وقتی روی تجربههای مثبت تمرکز کنید و جملات مثبت بگویید، مثل این است که دارید سفارش شادی، موفقیت و لحظات شیرین را میدهید 🍰✨.
طعمهای زندگی را انتخاب کنید 🍓🍫
تصور کنید زندگی مثل یک رستوران بزرگ و بینهایت است که انواع طعمها را ارائه میدهد 🍰🍋.
شما میتوانید هر طعمی که دوست دارید بچشید؛ طعمهای شیرین و دلپذیر، طعمهای تلخ و تجربهآموز، یا حتی طعمهای ناشناخته که تا به حال امتحان نکردهاید 🌟.
اما نکته مهم این است که این طعمها بهطور خودکار وارد زندگی شما نمیشوند؛ بلکه شما با تأثیر کلام بر زندگی و انرژیای که از خودتان منتشر میکنید، انتخاب میکنید کدام طعمها وارد زندگیتان شوند 🌈.
وقتی با خودتان یا دیگران درباره مشکلات و شکستها صحبت میکنید، ناخودآگاه در حال دعوت طعمهای تلخ به زندگی خود هستید 😔.
برعکس، وقتی جملات مثبت میگویید و روی تجربههای شیرین تمرکز میکنید، همان لحظه دارید طعمهای خوب و لذتبخش را سفارش میدهید 🍓✨.
این همان قدرت واقعی تأثیر کلام بر زندگی است که میتواند مسیر روزمره و حتی آینده شما را تغییر دهد.
حتی کوچکترین جملات و افکار روزانه شما، مانند نمک و چاشنی در غذا، طعم کل تجربههای زندگیتان را شکل میدهند 🌿.
پس هر بار که لبخند میزنید، تشکر میکنید یا جملهای مثبت میگویید، دارید به جهان هستی نشان میدهید که آماده تجربه طعمهای شیرین و موفقیت هستید 🌟.
به همین دلیل، کنترل آگاهانه زبان و جملات شما نه تنها روی خودتان بلکه روی اطرافیان و کل مسیر زندگیتان اثر میگذارد؛ و این دقیقا همان چیزی است که تأثیر کلام بر زندگی را به یک ابزار قدرتمند برای خلق خوشبختی تبدیل میکند 💛✨.
نکات طلایی برای کنترل کلام و جذب طعمهای مثبت 🌟
- آگاهی از زبان روزمره: قبل از گفتن هر جمله، کمی مکث کنید و از خودتان بپرسید: آیا این جمله مثبت است یا منفی؟ ⚖️
- تمرکز روی تجربههای خوب: هر وقت فرصتی برای گفتگو پیش آمد، به جای تمرکز روی مشکلات، نکات مثبت و راهحلها را برجسته کنید 🌸.
- تمرین همدلی سازنده: وقتی کسی مشکلاتش را با شما در میان میگذارد، میتوانید همدلی کنید بدون اینکه انرژی منفی به خودتان منتقل شود 💛.
- ثبت موفقیتها و لحظات خوشایند: هر روز چند لحظه برای نوشتن تجربههای خوب زندگی خود اختصاص دهید. این کار ذهن شما را به سمت تجربههای شیرین هدایت میکند ✨📝.
با رعایت این نکات ساده، شما میتوانید نه تنها از تجربههای منفی جلوگیری کنید، بلکه طعمهای شیرین و مثبت زندگی را وارد دنیای خود و اطرافیانتان کنید 🌱🍀.
این همان قدرت واقعی تأثیر کلام بر زندگی است که وقتی آگاهانه استفاده شود، مسیر شما را کاملاً تغییر میدهد.
همانطور که در بخشهای قبل گفتیم، تأثیر کلام بر زندگی تنها محدود به محیط اطراف ما نیست؛ بلکه به جهان هستی هم منتقل میشود 🌌.
هر جمله، هر فکر و هر انرژیای که از زبان شما خارج میشود، به نوعی به جهان هستی سفارش داده میشود تا همان تجربه را برای شما و اطرافیانتان فراهم کند.

بخش پایانی: کنترل کلام، خلق زندگی با طعم مثبت 🌟🌸
همانطور که دیدیم، تأثیر کلام بر زندگی چیزی فراتر از یک جمله ساده است؛ کلمات ما مثل دانههایی هستند که در ذهن خودمان و اطرافیان کاشته میشوند و آینده ما را شکل میدهند 🌱✨. اگر آگاهانه از زبان و کلماتمان استفاده کنیم، میتوانیم از قدرت تأثیر کلام بر زندگی، تجربههای شیرین، موفقیت و شادی را به زندگی خود جذب کنیم 🍀.
تمرین عملی نهایی 📝💡
- آگاهانه صحبت کنید: هر جملهای که میگویید، حتی کوچک، اهمیت دارد. قبل از حرف زدن، کمی مکث کنید و ببینید آیا انرژی مثبت منتقل میکنید یا منفی ⚡.
- ثبت و بازبینی افکار: هر شب قبل از خواب، چند دقیقه افکار و جملات روزتان را مرور کنید. جملات منفی را شناسایی و به شکل مثبت بازنویسی کنید ✍️.
- تمرکز بر تجربههای خوب: در طول روز، با دقت به نکات مثبت اطراف و موفقیتهای کوچک خود توجه کنید و آنها را با دیگران به اشتراک بگذارید 🌸.
با انجام این تمرینها، شما آگاهانه میآموزید که چگونه از تأثیر کلام بر زندگی استفاده کرده و انرژی مثبت را وارد زندگی خود و اطرافیانتان کنید، و از تجربههای ناخوشایند و انرژی منفی دوری نمایید 🌈🕊.
دوره «رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن» 🌌🪄
اگر دوست دارید به شکل عملی یاد بگیرید که چگونه با تأثیر کلام بر زندگی و تمرکز ذهنی، طعمهای مثبت و آرزوهای خود را وارد زندگیتان کنید، دوره رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن میتواند مسیر شما را هموار کند. در این دوره شما یاد میگیرید:
- چگونه جملات و افکار روزانه خود را مدیریت کنید 📝
- چطور با انرژی مثبت، طعمهای شیرین زندگی را جذب کنید 🌸
- تمرینات عملی برای تغییر نگرش و ارتقاء زندگی ✨
با شرکت در این دوره، شما میآموزید که به جای جذب تجربههای منفی، زندگی خود را با طعمهای خوشایند و موفقیتهای واقعی پر کنید 🍀💛.
یادمان باشد، جهان هستی و خداوند بینهایت هستند و هر طعمی که بخواهیم برای ما فراهم میکنند؛ فقط کافیست آگاهانه انتخاب کنیم و با تأثیر کلام بر زندگی، طعمهای شیرین و مثبت را به خود و دیگران هدیه دهیم 🍓🌟.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.37 از 68 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام خدمت شما استاد عزیزم امیدوارم که چطورتون عالی باشه
چقدر عالی من میدونستم که نباید حرف بزنیم راجب مسائل
اما واقعا نمیدونستم که ازمانی که حرف میزنیم شیطانی متولد میشه واقعا این سخن که فکرشما به کلام شما وکلام شما به عمل شما وعمل شما به زندگی وعادت شما تبدیل میشه دقیقا همین میگه
یعنی وقتی به مرحله کلام جاری شد دیگه از کنترل خارج میشه
بارها شده که زن عمو هام یا جاری هام یا خواهر شوهر ومادرشوهرم حتی مادروپدرو همسرم شروع به دردودل کردن ومنم همراهشون کردم تازه برمیگشتم الکی میگفتم آره بابا شوهر منم فلان اخلاق بد داره ماهم پول نداریم وفکر میکردم بدبخت چقدر زندگی بدی داره اگه بیام بگم نه شوهر تو بیخود یا بداخلاق برا من خوش اخلاق نمک رو زخمش میریزم
آه میکشه ومیگه خدا کنه سرت بیاد
یا مثلا فکر میکردم طفلک به من پناه آورده شاید باید بهش گوش کنم تا آروم شه با اینکه بارها دلم خواسته از پیششون برم و فرار کنم اما نشستم ساعت ها که تازه اومدم زشته الان بفهمه حوصله غر زدناش ندارم بد میشه
هیچ فکر نمیکنم که بابا اومدم پیشش که حوصله ام سر رفته بود دلم باز شه یا جشن بوده اومدم شادی کنم منکه نیومدم روانکاوی ش کنم ومشکلاتشون حل کنم به من چه
بارها شده زنگ زدم حال واحوال یک ساعت هی گفته فلانی ذاتش خرابه فلانی ناراحتم کرد فلانی پشت توهم حرف زد و…یعنی وقتی قطع کردم گفتم خدایا چه غلطی کردم زنگ زدم
حالمو بد کرد ا ه ا ه
اون روز خواهر شوهرم زنگزده به شوهرم که داداشت اینجوری کرده واینجوری کرده اعصابشو خورد کرد بعدم گفت پشت سرهم اینجوری گفته شوهرم گفت غلط کرده وناراحت شد
تا قطع کرد برامن تعریف کرد
گفتم داداشت پشت سرت حرف نمیزنه خواهرت از خودش درمیاره
بعدم خیلی ناراحتی زنگ بزن بهش بگو چرا پشتم این حرف گفتی رفت تو فکر گفت اگه داداشم این کارارو بکنه چی کار کنم
گفتم هیچی دوتا راهداری یا زنگ بزن بهش بگو حق نداری
یابیخیال شو
خیلی ناراحتین از رفتارش باهاش حرف بزنید مگه ازش میترسین یا خورده دارین
گفت نه برام مهم نیست تقصیر مامانمه گفتم پس به تو ارتباطی نداره کهبیخیال شو اعصابتم الکی خورد نکن
آروم شد
یعنی در اصل بهش گفتم به تو چه اصلا فلان کار وارده
خیلی ناراحتی حقتو خورده زنگ بزن بهش بگو من راضی نیستم وحق نداری گفت نه چه حقی بالاخره اینجور بوده واینجوری بوده
گفتم پس هیچی دیگه به تو چه
البته من خودمم خیلی تحت تاثیر حرف بقیه بودم قبلا
۹۹ درصد دعواها ودلخوری های من از جاریم سر همین بو د
هی خواهرشوهر ومادر شوهرم میشستن جلو من ازش بدگویی میکردن که بیادبی کرده بهشون اذیتشون کرده حرصشون داده و فلان وبهمان وقتی میدیدن من واکنش نشون نمیدم میگفتن پشت سر تو وخانوادتم اینجوری گفته
آها قشنگ نقطه ضعف منو پیدا کرده بودن منم عصبی میشدم واکنش نشون میدادم ومیگفتم پس ذاتش خرابه وخلاصه کارد میزدن خونم درمیومد که دختر قربطی پشت سر خانواده من حرف میزنی ومن بابام تو کل طایفتو با یه زمینش میخره وآزاد میکنه وفلان وبهمان
اونقدر میرنجیدم بهش میرسیدم به زور سلامش میکردم وتمام مدت مهمونی هم چپ چپ نگاهش میکردم وهرجاهم پیش میومد حسابی از خجالتش درمیومدم
تازه فهمیدم چقدر مسموم بوده جو
الان تازه فهمیدم
دیگه به مادرشوهر وخواهر شوهرم زنگ نمیزنم حالشون بپرسم اصلا اگرم زنگ بزنن بهونه پیدا میکنم وزود قطع میکنم قشنگ فهمیدم بیش از دودقیقه حرفاش بو ورنگ خوبی نمیگیره
قبلا خیلی هر شب میرفتم پیش زن عموهام وعمه وعموهام وبچه هاشون چون دریک ساختمانی به همراه پدرومادر م
اما الان دوسه هفته یکبار میرم اونم ببینم از حوصله سر رفتن دارم میپکم قشنگ حاملگی بهونه کردم تازه آخرین بارم که رفتم گفتم غذا گذاشتم رو گاز والان میسوزه وزود اومدم
یعنی قشنگ پشیمون میشم از حرف زدن با آدمها
جدیدا دلم نمیخواد باهاشون حرف بزنم چون حرف ندارن وفقط وفقط منفی
مدام به همه میگم ضعف اعصاب گرفتم نمیتونم تحمل کنم از مسائل ومشکلات حرف میزنید تو رو خدا پیش من حرف نزنید نمیکشه مغزم
زود ترکشون میکنم
میدونید استاد جان
دلم چندتا دوست پایه وباحال وخوش انرژی مثبت میخواد
همش بشینن از خوشبختی بگن از خوبیای دنیا بگن از سلامتی بگن از لذت هاشون بگن از رحمت خدا بگن
دلم میخواد یه اکیپ پیدا کنم فرشته هر روز دور هم جمع شیم گل بگیم گل بشنویم با چای وهل خوش رنگ ومیوه های خوشمزه با عطر گل وغذا با عطر خنده وبازی
قشنگ تفریح وشادی وجر زنی وقلقلک
دلم همچین دوستایی میخواد
به به
دلم میخواد برم خونه خودم بعد مهمونی بگیرم یه مهمونی بیآلایش بعد خانوم های مهربان این سایت که سراسر مثبتند دعوت کنم بیان خونمون ماهی یکی دوبار جمع شیم از این زیبایی های جهان بگیم باهم
کیف کنیم لذت ببریم وشادی کنیم تم مهمونی با لبخند وارد شوید و از خوبی ها بگین واز خوبی ها بشنوید باشه ورود غر تورم مریضی گرونی بدبختی اخبار ومشکلات ممنوع
استاد جان نمیشه اینجا همچین مهمونی ترتیب بدیم
سر یه ساعتی بیاییم یه روز یا دوروز درهفته دور هم جمع شیم هممون بیاییم از چیزایی که یاد گرفتیم خوشی ها خوبی ها و…صحبت کنیم جریان انرژی راه بندازیم شما گروه تلگرام یا واتساپی ندارید اینجوری هرکسی میاد راجب این چیزا حرف بزنیم وجمع های دوستانه ولذت بخش راه بندازیم
حتی میتونیم دوتا گروه مردونه وزنونش کنیم که راحت تر باشیم یا نه باهم باشیم از نظر من مشکلی نیست وقتی همه چیز خیر ومثبت همه دوست وهم مسیر بشن
شما فرمودین ما حرف نزنیم راجب مشکلات وسفارش ندیم این چیزا رو ولی من میگم باید جایگزین داشته باشه
به جاش خیلی راجب خوبی ها حرف بزنیم تا کمبودهامون به دوستی وشادی جبران بشه گاهی خود من از تنهایی پناه میبرم به آدمهای اشتباه
وگرنه آدم مشغول و پر از دوست خوب که این کار نمیکنه
اینا ایده هایی بود که به ذهنم اومد ودلم خواست باهاتون مطرح کنم امیدوارم خیلی قوی تر وپرانرژی تر بشیم
باسلام خدمت شما استاد عزیز
بیشتر مردم فکر میکنند که با بازگو کردن مسائل زندگیشون میتونن در دوره کرده باشند و سبک بودن رو تجربه کنند اما به نظر من هم کلام شدن و اجازه دادن که یه سری تفاقهایی رو که برای ما نداده مرور کنیم بسیار غلط هست،
درسته میتونیم از تجربه دیگر انسانها استفاده کنیم اما برای ه دست آوردن خواستههامون در جهان که چیزهای فیزیکی هستند اما هیچ وقت نمیتونیم فرکانس یک انسان رو عوض کنیم،
همزمان میتونیم فقط ساکت بمونیم و هم کلام نشیم افکار بد و شیطان رو متولد نکنیم و توجه کنیم به طعمهای خوب و اونچه که در مسیر هدفهای زندگیمون قرار داره،
یه جا خونده بودم که انسانی که عصبانی میشه ر لحظهای که عصبانی هست اگر خونه اون رو به هر حیوانی بزنیم در لحظه میمیره،پس عصبانیت وقتی چنین قدرتی داره که باعث مرگ موجودات میشه فکر کنین چه حال بدی به انسان میده در اون لحظه باید با آگاهی خشممون را کنترل کنیم و به خوبیها و طعمهایی که دوست داریم فکر کنیم،
یکی از موضوعاتی که شاید من همیشه دوست دارم در مورد اون با دیگران در تو دل کنم همین ناراحتی و خشم چرا بضی وقتا تحمل ما انقدر زود تموم میشه و عصبی میشیم،
گاهی اگر دقت کنیم بیشتر اتفاقها بخاطر همین خشم و ناراحتی لحظه ای ما بوده،
پس باید روی ذهنمون کنترل داشته باشیم و توجه کنیم به طعمهای خوب برای هم اتفاقهای بد رو بازگو نکنیم و درد دل نکنیم و از افکارمون در برابر تولد شیطان مراقبت کنیم،
به اندازه همه این آگاهیها مهمتر از همه اینه که عمل کنیم و آگاه باشیم که بر اساس عملکرد ما تجربهمون بالا میره،
و جهان هستی و قانون جذب به همان چیزی که توجه کنیم جلوی راه ما قرار میدهد و به زندگی ما وارد میکند،پس چقدر خوبه که روی حس خوب رفتار خوب و آگاهیمان بمانیم و با حس خوبی همه شرایط زندگی رو آگاهانه رفتار کنیم و همکلام نشیم با انسانها و بازگو نکنیم اتفاقهای بد رو،
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
بنام خدای یکتا
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد خیلی ایده قشنگی که بیایم هر وقت تمرین عملی رو انجام میدیدم بنویسم هم میتونیم برای خودمون بنویسم هم میتونیم در سایت بنویسیم به این شکل میتونیم روند پیشرفت خودمونو ببینیم انگیزه بگیرم ادامه بدیم باشوق و ذوق بیشتر
بله بارها در زندگی این مسائل برام پیش اومده که همین چند وقت پیش من گلی خریده بودم بزرگ شده بود خواستم گلدون اونو بزرگتر کنم تا راحت باشن فضای کافی باشه
موقع عوض کردن دیدم بهتر شاخه پایینی رو قط کنم تا مقدار بیشتری در خاک فرو بره محکمتر بشه من اونو در استکانی گذاشتم هر روز مراقبت کردم تا ریشه کرد و بعد اونها رو کاشتم در گلدان کوچکتر گفتم برای هدیه دادن خوبه ولی فردا اون روز دیدم پژمرده شده بعدش خشک شده از آقای گل فروش سوال کردم گفت نیازی نبود بذاری ریشه کنه همون موقع تو خاک میزاشتی رشد میکرد و من اینو یاد گرفتم و این همون اطلاع رسانی برای مسائلی که من در زندگی باهاش برخورد میکنیم به همدیگر میگیم که دیگه اون طرف ضرری رو متحمل نشه یا اون گلها خشک نشن
مثل همون وسیله خریدن یا رفتن به رستوران خوردن غذایی که ما دوست نداشتیم اون چیزی که انتطار داشتیم نبوده و به دیگران اطلاع رسانی میکنیم که یا به اون رستوران نرن با اگر رفتن اون غذا رو سفارش ندن که مثل ما اون احساس بد تجربه نکنن
استاد من این ایده گرفتن خیلی خوب تجربه و زندگی کردم خیلی لذت بخش بود خیلی عالی بود بینظیر بود حال دلم خیلی خوب میکرد
اون موقع که من شغل بافت لباس بچگانه را داشتم ایدهای خدا ند رو با پوست و گوشت و استخوانم تجربه کردم که گفتم چی ببافم ایده اومد که یه سارافون بباف که قبلا طرحش توی تن یه دختر خانمی دیده بودم
بعد شروع کردم به بافتن کاموا هم از قبل داشتم همونها رو استقاده کردم بعد گفتم یقه اون چه مدلی باشه تصمیم گرفتم مثل اون لباس جلو باز باشه بعد ایده جیب انداخت اومد جیب صاف گذاشتم خوشم نیومد گفتم جیب کج قشنگتره چند تا ویدئو دیدم چون بعد از نمیدونم چند سال شاید ۳۰ سال دوباره شروع به بافتن کرده بودم جیب کج یادم اومد بافتم بعد ایده اومد لباسهای لباس قلاب بافی کنم با رنگ دیگه خلاصه بافتم اینو نگفتم قبلترش ایده اومد پشتشو طرح بنداز گشتم یه آهو دیدم طرح آهو رو هم بافتم خلاصه خیلی زیبا شد و من ایدها رو اجرا میکردم تا بلوز بافتم تموم شد بعد ایده بعدی اومد که شال گردن بباف و….بعدش یه ایده اومد دخترم دوست داشت سویشرت براش بافتم
من دارم با چشمانم میبینم همسر من برای ارتقا شغلش داره تلاش میکنه مثلا بار بر شیشه بود و فقط کار شیشهای ساختمانی انجام میداد اما الان چون علاقه شدید داشت به شیشهای نشکن الان اونم یاد گرفته در اون زمینه هم فعالیت میکنه آنقدر علاقه داشت و نمیتونست کلاس بره اما با کسانی که در این کار ماهر بودن رفت سر کار کارو یاد گرفتم الان خودش ماهر و خودش به تنهایی میتونه انجام بده
یا چند سال پیش یه پسر بچه ۱۲ ساله رو دیدم که خیلی به رانندگی علاقه داشت و موقع رانندگی پدرش خیلی توجه میکرد بهش ببینه چطور رانندگی میکنه چه موقع ترمز میکنه چه موقع گاز میده و…و در همون سن رانندگی یاد گرفت و قتی به سن بلوغ برسه میتونه امتحان بده قبول بشه رانندگی کنه
اونم حتما ایدهایی رو داشته برای پیشرفت خودش مثلا همینکه وقتی پدرش رانندگی میکنه اون نگاه کنه صد در صد یه ایده بوده اونم اجرا کرده یا چطور دور بزنه چطور دنده عقب بیاد همه حتما یه ایده بوده که خداوند به او داده اونم اجرا کرده خوب نگاه کرده تا یاد گرفته
خدایا تو چقدر بزرگی چقدر مهربانی که من هر طعمی دوست داشته باشم وارد زندگیم میکنی در واقع به چه طعمهایی توجه میکنم تو همونو وارد زندگی من میکنی
استاد اتفاقا چند روز پیش دوستم دیدیم باهاش احوال پرسی کردم گفتم شما هم خونه ندارید تو شهرستان گفت نه و…منم نمیخواستم باهاش هم کلام بشم اما اینو گفتم که عه همه جا شبه یعنی تو خونه همه از این مشکلات هست که یکی زرنگتر میشه و سهم اون یکی ها رو بنام خودش میزنه
دقیقا همین طور من یه اتفاقی افتاد بعد شیطان وجود همسرم میگفت به همه بگو چکار کردن هر جا نشستی بگو چور اون میگه خجالت نمیکشه زشت نیست تو بگی زشته خاک تو سرت کنن آنقدر بی عرضه هستی و من اوایلش مقاومت کردم نگفتم بعد یکی دو جمله گفتم خودم آنقدر ناراحت بودم که نگو تازه همسرم میگفت اینو بگو اونو بگو و….
قانون برای همه جواب میده با کسی هم شوخی نداره بستگی به تو داره
اون روزا خیلی اتفاق میافتاد که یه کسی زنگ میزد یا من میرفتم جایی یا مهمونی میومد من همش درباره طعم بد زندگیم میگفتم و اینو با چشمان خودم میدیدم که اون رفتارها و اون اتفاقاتی که من دوست نداشتم تعدادشون زیاد میشد یعنی بارها و بارها به روشهای مختلف اون اتفاق تکرار میشد تو زندگیم و این اتفاق میافتاد که من حالم هر دفعه از دفعه بعد بدتر میشد و من هم داشتم اون طعم ناخوشایندی که دوست ندارم آگاهانه شمارش میدادم و هم داشتم با کلامم شیطان بارها و بارها در زندگیم متولد میکردم برای خودم
و الان درک کردم سعی میکنم که نذارم شیطان متولد بشه
و سعی زیادی میکنم درباره طعمهایی که دوست ندارم با کسی صحبت نکنم که هم باعث سفارش مجدد و هم باعث شدم شیطان بار دیگه در زندگیم متولد بشه
به نام خدای بزرگ
بیا سلام خدمت استاد عزیزم
چقدر جالب بود استاد من توی محل کارم خیلی از این تعریفها هست ولا همیشه گوش میکنم روم نمیشه بگم نگو دیگه مدتی بود همکارم مرتب میگفت منم گوش میکردم و میگفتم همسر منم اینطور هست میومدم خونه حالم بد بود
الان که شما گفتید دیگه هیچ چیز بدی رو گوش نمیکنم تا کلام شیطان باز نشه و هرگز چیز بدی رو برای کسی تعریف نمیکنم
ممنون از شما استاد که مارو در این مسیر هدایت کردید
با سلام به نام الله یکتا دورود به استاد خوبم
از امروز به لطف خداوند و کمک شما تمرکزم و میزارم بر طعم هایی که دارم روزانه ازش استفاده میکنم چه آن چه که با گوشم میشنوم چه آن چه با چشمم میبینم چه آن چه در افکارم هست چه آن چه در گفتارم هست و چه آن چه به آن عمل میکنم
با تشکر خدایا شکرت بخاطر زندگی با طعم آگاهی های درست
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم و دوستان
مراقب باشید شیطان با کلام شما متولد نشه
اولین بار این جمله رو شنیدم
خیلی وقتا از مسائل زندگیم با دیگران صحبت میکردم و سنگ صبور هم بودم
این عادت مخرب سالهاست در من هست
و من با کلام خودم شیطان رو متولد کردم
ولی خدا رو شکر الان آگاه شدم و فهمیدم اون نجواها تو سرم هست ولی تا وقتی که به زبون نیاوردم
و یا رفتاری که بهم گفته میشه رو انجام ندادم
شیطان اجازه ورود به این چهان رو نداره
و این نگاه رو برای خودم ساختم که اگر شیطان رو تو زندگی خودم متولد کنم
زندگی رو برای خودم سیاه و تیره میکنم
من باید کلام خدا رو به زبون بیارم تا زندگی شیرین تر رو تجربه کنم
از خدا کمک میخام بتونم این تمرین رو انجام بدم
ولی خیلی وقت ها فراموش میکنم و راهکاری برای این اتفاق ندارم
یعنی به خودم میام و میبینم که شیطان با کلام من متولد شده
خیلی دوست دارم این کارو نکنم و هر روز به خودم قول میدم ولی باز فردا همه چیز فراموش میشه
و دچار خود سرزنشی میشم
باید این نگاه رو برای خودم بسازم که من با حرف زدن از اتفاقات و ناخواسته ها دارم بیشتر این مدل اتفاقات رو سفارش جهان میدم
ممنونم استاد
من خیلی دوست دارم در این باره بیشتر بدونم
چون واقعا انجام این تمرین یکم برام سخته و نمیدونم از کجا شروع کنم
نشان های دریافت شده
سلام وعرض ادب،
وای من چقدر اشتباه کردم ،البته من خودم خیلی اهل گله وشکایت کلامی ودرددل کردن نیستم ولی سنگ صبور وراز دار زندگی دیگران بودم
الان دیگه با شنیدن این فایل تمرین میکنم دیگه اینکارو نکنم ،چقدر اشتباه،فکر میکردم با این کارم باری از دوش دیگران برمیدارم
خدایا شکرت وتشکر ویژه از استاد گرامی
نشان های دریافت شده
سلام خدای عزیز مهربان
سلام براستاد عطار روشن. وهم دوستان که طعم جدیدی رو به زند گیشون میدن
تمرین عملی خیلی کمک کننده هست چون با عمل کرد اشتباهت خودم رو دریافت میکنم و فردی که در برخودر بدی بهتری رو اتجام خواهد داد تبدبل میشم
اطلاع رسانی غیر لمس هست اگه گفته بشه کمک کننده هست. اگه من کاری روانجام دادم وقت تلف شد زیبای به من زد رو اطلاع رسانی کنم اشکالی نداره یا رستوران سفرکرده وسایل خریدن که به من رسیده وخوب نبوده اشکالی نداره
هر طبپعی که بهش توجه میکنم اون از جهان می خواهم اون وارد زندگیم بشه تو هر بخش که من بهش توجه دارم تا وقتی من بهش توجه نکنم اون به زندگی من وارد نخواهد شد
توجه همیشه هست تو هربخش هست پس من باید طعم رو تغییر بدم
شنیدن و گفت اتفاقاتی که تو زندگی. یی فرد دیگه پشی آمده چه شنیده بشه و. چه گفتگو رقم بگیره و چه به دیگران گفته بشه اون طعم به شکلی تو مدلهای فراون وارد زندگی منمیشه
صحبت در باره هر چیزی بد اون وادر زندگی. من میکنه
من سابق براین با گفته شما چقدر من شیطان رو متولد گردم و خودم امروز از شنیدن این حرف حالم کمی دجار شوک شد من شیطان فراری بودم کلی هر روز اون فبلا متولد میگردم چقدر جای ناراحتی هست که من خودم روبنده میدوستم ولی هرر وز دشمن خدا رو متولد می کردم بی خود نبود ز اون زمان موفقیتی کامل رو دریا فت نمی کردم
یادهست کلی بادیگران صحبت داشتم متا سفانه افرادی رو درکنارن داشتم دارم که بسیار تو هر بخش که وارد می شوند صحبت طولانی و تکرار شونده رو دارن هی تکرار هی تاکید گه فرد روبرو دریافت کاملی از صحبت اون فرد داشته باشه من به تازکی کلی زمان رو توبخش خوب دریافت اطلاعات خوب طی می کنم کمتر با این افردی هم کلام میشنم.یا زمانی طولانی رو بین هر تماس قرار دادم فبلا هفته یی باره ولی حالا به دو ماه یی بار کشیده
حتی به شکلی که بهشون برنخوره سعی درتغییر صحبت تو بخش خوب بشم سعی میکنم که تو بخش خوب صحبت کنم و خیلی زمان صحبت رو طولانی نکنم که حرف به بخش منفی اطلاعات مشکل داره از هرربخش واردنشه
اخبار نمبینم اگه همسرم نمایشکر رو روشن نکنه من خو دم اقدام برای روشن کردن ندارم سریال وفیلم بد سعی دارم نبینم اطلا عات مشکل داره رو اول بهش توجه ندارم سعی و جمع آوری این اطلاعات ندارم کاریه هیچ سود به من نمی رسون بکله حال حسم رو به سمت منفی سوق میده رو انجام نمیدم
درنتیجه طعم بهتری به زندگیم زدم حال حسم توبخش خوبش هست از بودن دراین جهان بسیار شاد هستم. انگیزم بسیار زیاد هست
حتی برای آینده از خداوند درخواست های خیلی بهتری رو ارسال کردم ویقین دارم هدیه به شکلی بهتر با کیفت بالا رو به دستم خواهد رسید تا این زمان هم هدیهای رو دریافت داشتم چون خودم روتو بخش خوب قراردادم نه ازخانه جابجا شدم و نه هیچ کاره اضافه دیگه روانجام دادم و فقط روی و جودم کاره کردم بخش های اون رو بهش شناخت پیدا کردم هر. تمرینی که باید برای این تغییر انجام بدم رو انجام دادم
کم کم داره اون جوانه کوچک کاشته شده خو دش رشد میکنه وکم کم به نهال و بد به درخت وبد به میوه تبدیل میشه وزمانی که میوه این درخت روبچشمحتما عطز طعمش هم بسیار با فبل فرق داره
پس من اول یاد گرفتم که توجه رو از بخشهای منفی بیرون. بکشم خودم و، بخشهای وجودی خودم رو تازه کشف کنم که چه هست و روی فبول هر بخش کاره کنم وبشم یی فردی که فبول داره کجا باشه و کجا نباشه واز چه بخش بیرون باشه تو مسیر لاغری کلی توجه اخبار ازش بیرون آمد تو بخش خدا شناسی کلی باوره پیداد کردم روی بخش های خودم کاره کردم در نتیجه با خالقم ارتباطم داده بهتر و بهتر میشه تو بخش روبط و توجه تو بخش خوبش هست وتو بخش استقالی مالی بازم باوره رو بهش شناخت پیدا کردم کم رنکش کردم و با عمل کرد خودم اون وبخش هم موفق خواهم بود به امید خداوند عطر وطعم کل مسیرهای زندگیم رو دارم ارام ارام تغییرمیدم
و این در سالهای اینده به شکلی بزرگتر خودش نشون میده و تو همین زمان هم خودم دارم متوجه میشم
من اون فرد سال فبل نیستم تواستم ابعادی ازخودم رو کشف کنمکه ازداشتنش اصلا خبر نداشتم کنج درونم رو پیدا کردم که با دریافت این کنج من هیج نیازی به بیرون ازخودمندارم یی خودکفایی عالی روبه. خودم ه هدبه میدم که فبلا خداوند در دورنم قرا داده بود پن با گذاشتن لایهای به لایه اونمخفی کر دن وفتی دارمکاون لایهای رویارویی ونج دورن له عفب میشکم واون عاری از هر هبوری میکنم درنتیجه خودم واقعی رو به شکل کل کشف میکنم درنتیجه جهان هم هم مسیری بهتری روبا من به شکل خوبش خو اهد داشت انشالله
خدا پشت وپنا.هتون یا حق. حق.نگه. دارتون
سلام و درود فراوان
خدایا سپاسگزارم بخاطر این فایل معنوی و الهی
گوش دادن به این فایل و هدایت من به سمت این فایل تنها کار خداست.
استاد عزیز بسیار ممنونم که دستان خداوند هسنی و آرامش رو برای من به ارمغان می آوری
من اصلا بلد نبودم منفی فکر کنم چون مادرم با توجه به اینگه مشکلات زیادی داشت همین الان هم که دارم فکر میکنم حتی یکبار هم یادم نمیاد مادرم گلایه کرده یا درد دل گرده حتی همین الان هم موضوعی پیش لومد من پیش خاله ام گفتم یکدفعه نگران شد گفت من هیچوقت پیش هیچ کسی حرفی از زندگی ام نزدم چی گقتی به خاله ات ؟؟!!
متاسفانه وقتی ازدواج کردم و سر کار رفتن و یا به عبارتی وارد جامعه شدم تمام طعم های بد و منفی رو از اطرافیانم وارد زندگی ام کردم با دستان خودم وارد کردم با گوش دادن با مشکلات و درددل های دیگران گوش دادن به اختلافات خانوادگی و نشستن در مجلسی هایی که تماما غیبت بود و درپایان میگفتن چقدر خوش گذشت اما من در دلم میگفتم چقدر به من سخت گذشت بلد نبودم رودروایسی من رو از پا در آورد
ایمقدر ادامه دادن تا تقریبا و یا بگم از نظر خودم نابودم شدم هیچ چیزی نبود که من با اون خوشحال باشم راضی بلشم نه خودم نه همسرم نه بچه هام نه کارم بی پولی که دیگه سرمنشا همه چیز بود اینقدر که جلوم میگفتن نداریم و نداریم و نبست و ووواول گه تمام هستی ام رو میبخشید م بعد هم که خودم شدم خیلی سخته این جمله رو اولین بار در اینجا مینویسم
باورم شده بود من هم فقیر هستم من هم شروع گردم اه ووناله وووو
وای وای وای وای
من با دستهای خودم نداری رو وارد زندگی کردم روابط سرد بین خودم و همسر و بچه هام وارد زندگی ام کردم به گونه ای بود کسی که فوت میشد باز خواستم از خکدگذشتگی کنم و من ک یا خانواده ام جاش بمیرم مثلا برادر شوهرم کاش من بودن و جاری ام بدون همسر نمیشد عنومفوت سد باز به همین ترتیب
همین الان تپش قلب گرفتم با یا آوری رفتار خودم چه بر سر خودم آوردم !!!!
نباید اجازه لدیم سیطان از زبان ما متولد بشه
با کلام ورفتارم باعث تولد شیطان نشم
چقدر تو این سال ها خوش بحال شیطان شده چقدر موعق بوده تماما رو من تسلط داشته و خیلی عالی به هدفش رسیده !!!!
چقدر گریه و زاری در درگاه خداوند چقدر التماس چقدر شب زنده داری چقدر احساس بد و هر روز دور تر و دورتر از خداوند میشدم تا جایز که بهش گفتم انصافا بدای چی من رو به دنیا آوروی تو که صدام رو نمیشنوی تو که لذت میبری از بدبختی من چرا نمیکشیم من رو راحت کنی تا چند سال دیگه باید زجر بکشم که شاید اون دنیا رفتم بهشت من بهشت اون دنیات رو نمیخوام وووو
خدایا خدای عزیزم چقدر به اشنباه شما رو شناختم اما خودت با مهربانیت با بزرگیت با دوست داشتنت نسبت به من تو هوام رو داشتی و به این مسیر برای نجات زندگی ام هدایتم کردی
شیطان خانم و منفی باف کور خوانده از
افکار منفی
شسطان
گذشته تلخ
در اینجا توبه میکنم و با افکار جدیدی با مسیر جدید الهی که خداوند در اختیارم قرار داده زندگی جدیدم رو مبسازم .نور خدا رو وارد اون میکنم تناسب اندامم رو به دست میارم به ثروت الهی دست پیدا میکنم .
خدایا سپاسگزارم
استااد عریز سپایگزارم۰
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به دوستان عزیز
فایل امروز آگاهی خیلی خوبی داشت من هم هر کسی در مورد مشکلاتش از بی پولی ، بحث با همسر با من صحبت می کرد چقدر خوشحال میشدم که من رو محرم اسرار میدونن من رو سنگ صبور خودش دونسته و برای اینکه اون شخص رو به نظر خودم آروم تر کنم مثالهایی برایش از اطرافیان در مورد مشکلش می زدم اما خودم چند روز بعدش حالم گرفته بود.
حالا می فهمم که من شیطان رو بارها با کلامم متولد کردم مثلا من خودم رو آدم با خدایی می دونستم اما من همنشین شیطان بودن یا بارها شده که شخصی برام خبر آورده که فلانی پشت سرت این حرفها رو زده و دنبالش گفته که من خاطر تو رو میخوام و اینکه بدون با چه کسایی طرف هستی تو هم باید یک جواب دندان شکن بهش بدی اما من خوشبختانه بیشتر مواقع رفتار تندی با کسی که پشت سرم حرف زده نداشتن اما چندین روز حس و حالم بد بوده چقدر خود دوری کردم و حتی مدتها بعد که یادم افتاده در ذهنم اون شخص رو با لفظ بد یاد کردن من در تنهاییم همنشین شیطان بودم و خبر نداشتم از نظر من اون فرد گناه کرده ولی من گناهی بیشتر از اون شخص در حق خودم انجام دادم
خانواده عموم برای اینکه دچار چشم زخم نشن در هر مهمانی یا دورهمی از بیماریهاشون با چه آب و تابی حرف می زدند و حالا بعد چندین سال چیزی نصیبشون شده از کار افتادن یک کلیه زن عموم هست و خیلی از بیماری های دیگه دارن من همیشه از اخلاق خانواده عموم خوشم نمیومد اما با گوش دادن به این فایل فهمیدم که هر چند خودم در مورد مشکلاتم با کسی حرف نمیزدم اما با سنگ صبور برای دیگران بودن دست کمی از خانواده عموم نداشتم چون هر دو به دنبال طعم های بد و تولد شیطان در زندگیمون بودیم
از این به بعد برای سلامتی روحم از طعم های بد با دیگران هم کلام نشم و حتی در ذهنم مرور نکنم هر حرف و صحبتی که می دونم احساسم رو بد میکنه دیگه صحبت نخواهم کرد و به خودم قول میدم تا نهایت سعی ام رو داشته باشم تا شیطان در کلام من متولد نشه