0

صبر در رسیدن به خواسته‌ها (جلسه سیزدهم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

🌱 تصور کن دانه‌ای رو در خاک می‌کاری. هر روز بهش آب میدی، نور خورشید می‌گیره و کم‌کم ریشه می زنه. اما اگر فرداش بخوای دانه رو بکنی تا ببینی رشد کرده یا نه، هیچ‌وقت تبدیل به درخت نمی‌شه.
همین داستان درباره زندگی ما هم صدق می‌کنه ✨.

صبر در رسیدن به خواسته‌ها مثل همون مراقبت عاشقانه از دانه‌ست 🌸.
وقتی برای هدفی تلاش می‌کنی، لازمه به زمان اعتماد داشته باشی و اجازه بدی مسیر طبیعی رشد طی بشه.

خیلی وقت‌ها عجله کردن فقط خستگی میاره، اما صبر باعث می‌شه لحظه شکوفایی برات شیرین‌تر باشه 🌺.
پس بیا یاد بگیریم چطور با ایمان و آرامش، راه رسیدن به خواسته‌هامون رو زیباتر و پرامیدتر طی کنیم 💫.

⏳ چرا صبر در رسیدن به خواسته‌ها مهم است؟

خیلی وقت‌ها ما توی زندگی دنبال یک مسیر سریع و بدون توقف هستیم. دلمون می‌خواد همین امروز نتیجه ببینیم، همین حالا تغییر رو لمس کنیم.

صبر در رسیدن به خواسته‌ها

اما حقیقت اینه که هیچ چیز ارزشمندی یک‌شبه ساخته نمی‌شه. درست مثل وقتی که دانه‌ای رو توی خاک می‌کاری 🌱؛ اگر هر روز زمین رو بکنی ببینی چه خبره، نه‌تنها رشد نمی‌کنه بلکه همون دانه رو هم از بین می‌بری.
اینجا دقیقا معنای صبر در رسیدن به خواسته‌ها روشن میشه: یعنی اعتماد به فرآیند رشد و زمان.

وقتی عجله داریم، در واقع داریم انرژی‌مون رو به سمت نگرانی و ناامیدی می‌فرستیم. اما وقتی صبوریم، ذهن‌مون آرام‌تره، احساساتمون متعادل‌تر میشه و جهان فرصت پیدا می‌کنه که بهترین اتفاق‌ها رو سر راه ما قرار بده 💫.
صبر در رسیدن به خواسته‌ها مثل کود و آب برای گیاه آرزوهای ماست. بدون اون، حتی قوی‌ترین تلاش‌ها هم ممکنه بی‌ثمر بمونه.

تصور کن کسی می‌خواد توی مسیر لاغری با ذهن نتیجه بگیره. اگر عجله کنه و بخواد یک‌شبه تغییر کنه، خیلی زود ناامید میشه. اما کسی که صبور باشه، تمرین‌ها رو ادامه بده، از تغییرات کوچک لذت ببره و به روند اعتماد کنه، در نهایت به نتیجه پایدار می‌رسه.
این یعنی صبر در رسیدن به خواسته‌ها نه فقط یک انتخاب، بلکه یک اصل حیاتی برای موفقیته.

از طرفی، صبر به ما یاد میده که از مسیر هم لذت ببریم 🚶‍♀️. وقتی فقط به مقصد فکر کنیم، مسیر برامون طاقت‌فرسا میشه. اما وقتی هر قدم کوچیک رو ارزشمند بدونیم، همین راه رفتن هم شیرین میشه.
درست مثل کسی که کوهنوردیه؛ اگه فقط به قله فکر کنه، مسیر سخت و خسته‌کننده میشه. اما اگه هر منظره، هر نسیم و هر لحظه رو ببینه، سفر براش تبدیل به یک خاطره زیبا میشه 🏔️.

به همین دلیل، صبر در رسیدن به خواسته‌ها مهمه چون:

  • به ما آرامش میده 🌸
  • کمک می‌کنه انرژی مثبت بیشتری جذب کنیم ✨
  • باعث میشه به جای ناامیدی، انگیزه داشته باشیم 💪
  • و در نهایت، وقتی به نتیجه می‌رسیم، شیرینی اون چند برابر میشه 🍯

پس اگه دنبال یک تغییر واقعی و پایدار هستی، یادت باشه کلید کار در صبر کردنه. عجله مثل دود شدنه، اما صبر مثل ساختن یک بنای محکم و ماندگاره 🏛️.

🚦 تفاوت عجله و صبر

خیلی وقت‌ها ما اشتباه فکر می‌کنیم که عجله داشتن یعنی انگیزه بیشتر و تلاش بیشتر. اما حقیقت اینه که عجله نه‌تنها نشونه انگیزه نیست، بلکه در خیلی از مواقع دشمن اصلی موفقیته.

عجله مثل دویدن بی‌وقفه توی یک مسیر طولانیه؛ شاید چند قدم اول پرانرژی باشی، اما خیلی زود نفس‌ت می‌گیره و ناامید می‌شی.
دقیقا برعکس، صبر در رسیدن به خواسته‌ها باعث میشه انرژی‌ت رو مدیریت کنی، آرامش داشته باشی و با حوصله ادامه بدی.

🔴 عجله چه نتیجه‌ای داره؟

  • باعث اضطراب و استرس میشه 😰.
  • باعث میشه مدام نتایج رو چک کنی و با دیدن تغییرات کوچیک یا نداشتن نتیجه سریع، ناامید بشی.
  • عجله تو رو به سمت انتخاب‌های اشتباه و میان‌برهای بی‌فایده می‌بره؛ کارهایی که شاید لحظه‌ای نتیجه بدن اما در بلندمدت هیچ ارزشی ندارن.

🟢 صبر چه هدایایی بهت میده؟

  • آرامش درونی 🌸، چیزی که توی هر مسیری بهش نیاز داری.
  • تمرکز روی قدم‌های کوچیک و ارزشمند. وقتی صبور باشی، یاد می‌گیری که حتی کوچک‌ترین تغییرها رو جشن بگیری 🎉.
  • صبر بهت آموزش میده که به مسیر و زمان اعتماد داشته باشی و بدونی نتیجه درست در زمان درست میاد.

حالا تصور کن دو نفر دارن به سمت قله یک کوه حرکت می‌کنن 🏔️. نفر اول با تمام قدرت می‌دوه، اما بعد از نیمه راه، خسته، ناامید و بی‌انرژی میشه.
نفر دوم آهسته‌تر میره، قدم‌هاش رو حساب‌شده برمی‌داره، به طبیعت نگاه می‌کنه و با لبخند مسیر رو طی می‌کنه.

در نهایت، نفر دوم زودتر و سالم‌تر به قله می‌رسه. این مثال ساده به بهترین شکل نشون میده که چرا صبر در رسیدن به خواسته‌ها کلید موفقیته.

🌟 ۵ راز طلایی صبر در رسیدن به خواسته‌ها

۱. ایمان داشتن به نتیجه ✨

ایمان یعنی باور داشته باشی که تلاش‌هات به بار می‌شینه، حتی اگه الان نتیجه‌ای نبینی. آدم‌هایی که ایمان دارن، وسط راه خسته نمی‌شن.

صبر در رسیدن به خواسته‌ها بدون ایمان بی‌معناست. کسی که باور نداره، حتی یک قدم هم جلو نمی‌ره. اما کسی که ایمان داره، هر سختی رو به عنوان بخشی از مسیر می‌بینه.

۲. لذت بردن از مسیر 🚶‍♀️

خیلی از ما فقط مقصد رو می‌بینیم. مثلا می‌خوای لاغر بشی و فقط به روزی فکر می‌کنی که وزن کم کردی. اما اگه یاد بگیری از ورزش روزانه، غذاهای سالم و حتی تغییرات کوچک بدنت لذت ببری، صبر برات آسون‌تر میشه.

یادت باشه، صبر در رسیدن به خواسته‌ها یعنی دیدن زیبایی‌های همین امروز.

۳. تمرکز بر قدم‌های کوچک 📍

اهداف بزرگ با کارهای کوچک ساخته میشن. مثلا نویسنده‌ای که کتابی ۳۰۰ صفحه‌ای داره، هر روز فقط چند صفحه نوشته.

وقتی یاد بگیری روی قدم‌های کوچک تمرکز کنی، هم صبورتر میشی، هم احساس پیشرفت می‌کنی.

۴. مدیریت ذهن و احساسات 🧘

ذهن بی‌قرار نمی‌تونه صبور باشه. باید یاد بگیری با مراقبه، نوشتن و گفت‌وگوی درونی مثبت، افکار منفی رو کنترل کنی.

وقتی ذهنت آروم باشه، صبر در رسیدن به خواسته‌ها برات یک عادت طبیعی میشه.

۵. باور به زمان الهی 🌙

گاهی همه چیز دست ما نیست. شاید هنوز آماده نتیجه نباشیم یا شاید جهان برنامه بهتری برای ما داشته باشه. وقتی باور داری که خداوند بهترین زمان رو انتخاب می‌کنه، صبر برات شیرین میشه.

🌍 نقش صبر در رسیدن به خواسته‌ها

🧠 از نگاه ذهنی

وقتی حرف از ذهن می‌زنیم، در واقع درباره مرکز تصمیم‌گیری، احساسات و حتی عادت‌های روزانه صحبت می‌کنیم. عجله کردن باعث میشه ذهن همیشه در حالت اضطراب باشه.

وقتی عجله داری، سطح هورمون‌های استرس مثل کورتیزول بالا میره و همین موضوع باعث میشه تصمیم‌هایی بگیری که منطقی نیستند.
مثلا ممکنه توی مسیر لاغری با ذهن، چون نتیجه سریع نمی‌بینی، رژیم سخت یا روش‌های غیرعلمی رو امتحان کنی و بعد دوباره برگردی به نقطه صفر 😓.

اما وقتی صبر در رسیدن به خواسته‌ها رو انتخاب می‌کنی، ذهنت آرام میشه. در آرامش، مغز بهتر تحلیل می‌کنه، قدرت تمرکزت بیشتر میشه و توانایی‌ت در دیدن راه‌حل‌های درست بالا میره.
صبر به ذهن مثل یک فضا برای نفس کشیدن عمل می‌کنه 🌬️؛ فضایی که توی اون می‌تونه بهترین تصمیم‌ها رو بگیره.

به‌علاوه، صبر باعث میشه توجهت به لحظه حال بیشتر بشه. به‌جای اینکه مدام به آینده فکر کنی و مضطرب باشی، می‌تونی از مسیرت لذت ببری. و این یعنی ذهن تو با آرامش بیشتری کار می‌کنه و در نهایت، نتیجه بهتری به دست میاری.

🌌 از نگاه معنوی

در معنویت، صبر همیشه یک فضیلت بزرگ و ارزشمند محسوب میشه. چرا؟ چون صبر یعنی ایمان و اعتماد. یعنی اینکه باور داشته باشی خداوند یا جهان هستی بهترین زمان‌بندی رو برای تو طراحی کرده.

وقتی صبر در رسیدن به خواسته‌ها رو تمرین می‌کنی، در واقع داری می‌گی: «من به حکمت خداوند اعتماد دارم، می‌دونم که همه‌چیز در بهترین زمان و بهترین شکل خودش اتفاق میفته.»
این نوع نگاه باعث آرامش قلب میشه 💖. چون دیگه لازم نیست مدام نگران باشی که “چرا هنوز نشده؟” یا “نکنه دیر بشه؟”.

از طرفی، صبر در معنویت نشون‌دهنده بلوغ روحی انسانه. کسی که صبور باشه، یاد گرفته با جریان زندگی همراه بشه، نه اینکه مدام باهاش بجنگه. درست مثل رودخانه‌ای که به آرامی حرکت می‌کنه و در نهایت به دریا می‌رسه 🌊.

پس می‌تونیم بگیم صبر در رسیدن به خواسته‌ها از نگاه معنوی یعنی ایمان، اعتماد و رها کردن اضطراب. این صبر نه‌تنها تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه، بلکه آرامش عمیقی رو هم به زندگی‌ت هدیه میده.

🌸 نتیجه‌گیری

زندگی رو می‌تونی مثل یک سفر طولانی و پرماجرا تصور کنی 🚂✨. بعضی مقصدها نزدیکن و زود بهشون می‌رسی، اما بعضی دیگه کمی دورترن و نیاز دارن زمان بیشتری براشون صرف کنی.

توی این سفر، چیزی که مسیر رو برات شیرین و لذت‌بخش می‌کنه، صبر در رسیدن به خواسته‌هاست. چون صبر یعنی اعتماد به اینکه هر قدم کوچیک تو رو به مقصد نزدیک‌تر می‌کنه.

یعنی یاد بگیری به جای اینکه مدام مقصد رو نگاه کنی، از منظره‌های مسیر هم لذت ببری. یعنی ایمان داشته باشی که آرزوهای تو سر جای خودشون هستن و وقتی زمانش برسه، بهت می‌رسن. این صبر باعث میشه آرامش بیشتری حس کنی، به زمان الهی اعتماد کنی و حتی از کوچک‌ترین موفقیت‌ها انرژی بگیری 💫.

پیشنهاد می‌کنم حتما وارد دوره رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن بشی. این دوره مثل یک نقشه راه بهت نشون میده چطور با تمرین‌های ذهنی، تصویرسازی و تغییر باورها، صبر رو در مسیرت تقویت کنی و در نهایت، به شکل درست و پایدار به آرزوهات برسی 🌟.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.28 از 65 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12453
124 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آیلین وارتانیان
      ۱۴۰۴/۰۸/۲۸ ۱۳:۳۴
      مدت عضویت: 1923 روز
      امتیاز کاربر: 1495 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 480 کلمه

      سلام به همگی  خیلی زیباست زندگی در دنیای دراز افکار مثبت و عشق و شادی و سلامتی و ایمان و اطمینان به رحمت و محبت خدای همیشه مهربان برای هدیه دادن همه این نعمات به ما انسان‌ها . نکته مهم اینجاست که فقط با آگاهی‌های اساد عزیز و گرامی می توانیم همه نعمات را به دست بیاریم و از زندگیمان لذت و نهایت لذت را ببریم . من هیچ وقت قبل از شرکت در دوره‌های استاد عطا روشن آگاهی از مدار و صبر و قدرت جذب زندگی با کلامک را نداشتم و الان که نگاهی به تاریخ زندگیام می اندازم متوجه میشوم که وای بر من که تمام مسایل و ناراحتیهایی که در زندگی من پیش آمده نه تقدیر بوده و نه شانس و نه سرنوشت همه وهمه نتیجه افکار و کلام و احساس‌های مداوم بد و بدتر من بودند وای بر من که نا دانسته چه بلاهایی رو بر سر خودم و زندگیام اوردم ، خدایا شکرت مه هنوز دیر نشده و با این همه آگاهی‌های ناب می توانم چرخه را با ماندم در احساس خوب قلبی و شادی درونی به سمت بهترینها بچرخانم چون قابل تغییر هستش . خدای همیشه مهربان صدای مرا با احساسم می شنود پس من با احساس خوب و شادی و آرامش سفارش خواستهایم و آرزوهای دلم را با خال خوب به خدایم می فرستم و در حال خوبم می مانم که خانه روحیم نی باشد تا به سورت آسان و به آرامی هر آرزویی دارم به آدرس منزل دلم روانه می‌شود و همه آرزوهایم و بیشتر و بهتر از آنچه در دلم با احساس آرامش و شادی فرستادم به سمت من نی آیند و در زندگی من پدیدار نی شوند ولی رمز کار دزثر صبر کردن با آرامش و شادی هست اگر من در منزل احساس خوب و آرامش و شادی درونی و حال خوبم بمانم و عجله نداشته باشم و من ل حال دل خوبم را ترک نکنم دیر یا زود بیشتر و بهتر از سفارشهایی مه فریثستادم خدای همیشه مهربان به سمت و آدرس زندگی من می فریاد فقط باید در آدرس احساس خوب و دلی آرام و شاد و صیثبور با اینان صد درصد دریافت سفارشات منتظر بهترینها در زندگیم و دریافت سفارشات حتی با هدیهای یا هدایای اصافی از آنچه خواسته‌ام از سمت خدای مهربانم باشم . خدایا بی نهایت از تو سپاسگزارم من اینجا در دنیای حال بسیار خ‌ب دلم و احساس شادی و آرامشم با ایمان قلبی به تو ای مهربانم مناظر دریافت بهت بنه‌ای زندگیم به سهمولت و آسانی از طرف تو هستم چون من لیلقت بهت ینها را دارم و تو مرا خلق مردهای که از تمامی نعملن در زندگی ام با عزیزانم لذت ببرم خدایا صدهزار مرتبه شکرت برای زندگی با طعم بسیار شیرین و دلپذیر با طعم خدا که بهترین بهترینهاست و از شما استاد بسیار عزیز و گرامی برای این همه اموزشهای ناب و اصیل و بیعمان بی نهایت سپاسگزارم خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۴۰۴/۰۸/۲۰ ۱۰:۴۵
      مدت عضویت: 2177 روز
      امتیاز کاربر: 26844 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 341 کلمه

      به نام خدای هستی بخش 

      صبر در رسیدن به خواسته ها 

      سلام و وقت بخیر خدمت اعضای سایت و استاد عزیزم 

      صبر اوج احترام به حکمت خداست 🥰

      دوست دارم در این مسیر زیبا حرکت کنم مسیری که همه ی دوستان همه با هم در رسیدن به آرزوها مون در حرکتیم 

      انرژی این مسیر خیلی بالاس 

      بودنم در این مسیر حال خوب و احساس خوب به همراه داره 

      من برای رسیدن به خواسته هام از این مسیر میخام عبور کنم در این جاده همه چی عالیه حالت خوبه انرژی بالاس و صبورانه روزها رو سپری می‌کنی 

      این یعنی صبر این یعنی منتظر بودن برای رسیدن به هر خواسته 

      اینکه شاد باشی خوشحال باشی مهربان باشی با خودت و اطرافیانت در صلح باشی 

      همه چی رو بپذیری این یعنی صبر کردن 

      بدونه اینکه به خواسته ات برسی هرروز خوشحالی هرروز با شوق و اشتیاق روزها رو سپری می‌کنی 

      اینکه در آرامش قدم برداری اینکه هر روز فایل گوش کنی و تمرین بنویسی و ادامه بدی و استمرار داشته باشی

      یعنی داری به این بذرهای که در ذهنت کاشتی رسیدگی میکنی داری بهشون می‌رسی 

      بعد از این مرحله نیاز به چی هست ؟

      نیاز به زمان هستش 

      اینکه صبر کنیم در آرامش هر روز رو سپری کنیم هر روز شاکر باشیم 

       همسرم همیشه بهم میگه برای رسیدن به هر چیزی باید صبر کنیم یکی یکی 

      و خدا خودش همه چی به موقع برام می‌رسونه و همین جور هم شده 

      و هم شکر گزاره از داشته هاش 

      منم یاد گرفتم که برای رسیدن به هر چیزی صبر کنم عجله نکنم عجله کردن  باعث از بین رفتن اون خواسته و هدف میشه 

      با عجله کردن نمیشه موفق شد 

      عجله از خصوصیات شیطان هستش 

       من مطمینم که به خواسته های که دوست دارم میرسم مطمینم باور دارم ولی دیر و زود داره خداوند همه چی رو به وقتش برام مهیا می‌کنه 

      همانطور که برای متناسب شدن چند ماهه شروع کردم و هر روز فایل گوش میکنم و می‌نویسم باور دارم که میرسم و دارم ادامه میدم 

      این یعنی صبر یعنی مطمینم که میرسم که ادامه میدم مطمینم که موفق میشم 

      ممنون و سپاس از استاد عزیزم 🙏

      بابت اینکه باعث حال خوب ما شدین 

      شما دستان خداوند روی زمین هستین 

      در پناه خدا باشید 🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرام
      ۱۴۰۴/۰۷/۲۴ ۰۰:۱۶
      مدت عضویت: 466 روز
      امتیاز کاربر: 4600 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,442 کلمه

      جلسه ۱۳

      این روزها یاد گرفتم صبر کنم… نه اون صبری که توش حرص و بی‌تابی پنهونه، نه اون نوعی که از ناچاریه، بلکه صبری که توش ایمان موج می‌زنه. صبری که انگار به زندگی می‌گی: «باشه، من بهت اعتماد دارم، تو راهتو بلدی.»قبلاً فکر می‌کردم صبر یعنی کاری نکردن، یعنی سکون، یعنی تسلیم بی‌صدا بودن. ولی حالا می‌فهمم صبر خودش یک حرکت درونیه. مثل وقتی دانه‌ای زیر خاکه، دیده نمی‌شه، ولی درونش غوغایی از رشد برپاست. هیچ‌کس اون ریشه زدنِ آروم و بی‌صدا رو نمی‌بینه، اما دانه داره آماده می‌شه برای شکفتن. و منم همون دانه‌ام. دارم آماده می‌شم، حتی اگر هنوز چیزی بیرون از من دیده نمی‌شه.

      گاهی ذهنم بهم فشار میاره، می‌گه: «چرا هنوز نشد؟ چرا دیر شد؟ چرا دیگران رسیدن و من هنوز تو راهم؟» اون‌وقت یه چیزی درونم، همون صدای عمیق‌تر، همون بخش آرام و آگاه وجودم، می‌گه: «چون زمان تو هنوز نرسیده، چون هنوز داری ریشه می‌زنی.»

      اون صدا به من یاد می‌ده به جای کندن خاک، فقط مراقب باشم. فقط به دانه آب بدم، نور برسونم، اعتماد کنم. نه اینکه هر روز خاک رو کنار بزنم ببینم جوانه زده یا نه. چون همین عجله‌ست که رشد رو متوقف می‌کنه. هر بار که بی‌تابی می‌کنم، انگار به خودم می‌گم: من به روند زندگی اعتماد ندارم. و من نمی‌خوام این حس رو داشته باشم. می‌خوام رها بشم، سبک بشم، به زمان الهی ایمان داشته باشم.

      یاد گرفتم صبر یعنی اینکه وسطِ نرسیدن، هنوز ایمان داشته باشم.

       یعنی با وجودِ خالی بودنِ دست‌هام، باز هم حس کنم دارم پیش می‌رم. چون همه چیز اول توی درون شکل می‌گیره، بعد بیرون. درست مثل همون دانه. من اگه توی درونم حسش نکنم، بیرون هم پیداش نمی‌کنم. صبر یعنی به درونم ایمان داشته باشم حتی وقتی بیرون ساکته. 

      یه زمانی فکر می‌کردم صبر یعنی فقط دعا کردن و منتظر موندن. ولی حالا می‌فهمم صبر یعنی در لحظه زندگی کردن، با آرامش ادامه دادن، تمرکز داشتن روی قدم‌های کوچیکی که دارم برمی‌دارم. یعنی هر روز یک ذره بهتر شدن، بی‌اینکه فشار بیارم. چون نتیجه از درون اون قدم‌های ریز شکل می‌گیره، نه از دویدن و هول زدن.

       زندگی من پر از موقعیت‌هایی بوده که عجله کردم، که خواستم زودتر برسم. و هر بار، یه جورایی خسته‌تر شدم. حالا دارم یاد می‌گیرم که لذت مسیر، خودش بخشی از برکت رسیدنه. اینکه بتونم با آرامش راه برم، با حس رضایت از همین امروز. چون هر چی که من می‌خوام، قراره از دل همین لحظه بیرون بیاد.وقتی توی مسیرم صبر می‌کنم، درواقع دارم به خدا می‌گم: من بهت اعتماد دارم. دارم به جهان می‌گم: من آماده‌م هر وقت زمانش برسه. دارم به خودم می‌گم: نیازی نیست بیشتر از این عجله کنی، چون رشد واقعی زمان می‌خواد.

      یه چیزی در جلسه گفت که خیلی توی ذهنم موند: «اگر بخوای میوه رو قبل از رسیدن بچینی، مزه نداره، حتی ممکنه خراب بشه.» من بارها همین کارو با آرزوهام کردم، با خودم کردم. زود قضاوت کردم، زود ناامید شدم، زود خواستم نتیجه ببینم. ولی حالا دارم می‌فهمم که هر چیزی به اندازه‌ی خودش نیاز به زمان داره. مثل عشق، مثل ایمان، مثل تغییر، مثل تناسبی که از درون می‌جوشه.وقتی به زمان الهی باور دارم، انگار بار سنگینی از دوشم برداشته میشه. دیگه لازم نیست مدام فکر کنم «چرا هنوز نشده؟» فقط می‌گم «حتماً یه زمانی داره که بهترینه». و همون جمله یه آرامش عجیبی میاره توی دلم.

      یه لحظه‌هایی هست که حس می‌کنم همه چیز وایساده، هیچی حرکت نمی‌کنه. ولی بعد به خودم یادآوری می‌کنم که حتی وقتی من ساکتم، حتی وقتی دنیا آرومه، زندگی داره در عمق خودش اتفاق می‌افته. شاید هنوز بیرون چیزی نبینم، اما درونم در حال تغییر و آمادگیه. و این همون صبر واقعیه.صبری که با ایمان گره خورده، صبری که با عشق و اطمینان همراهه، نه با بی‌حوصلگی. یه جور اطمینان که می‌گه «من می‌دونم قراره برسم، فقط هنوز وقتش نیست.»

      قبلاً وقتی صبر می‌کردم، حس قربانی بودن داشتم. حس می‌کردم دارم زمان از دست می‌دم. ولی حالا حس می‌کنم دارم رشد می‌کنم. چون هر روز که می‌گذره، یه ذره بیشتر یاد می‌گیرم به خدا اعتماد کنم، به خودم اعتماد کنم.یاد گرفتم که نتیجه‌ی واقعی صبر، فقط رسیدن به خواسته نیست، بلکه تبدیل شدن به آدمیه که لیاقت اون خواسته رو داره.صبری که من ازش حرف می‌زنم، صبر عاشقانه‌ست. همون که توش لذت هست، توش لبخند هست، توش ایمان هست. صبری که توش آدم یاد می‌گیره حتی وقتی درها هنوز باز نشدن، با اطمینان کنار دیوارشون بایسته و لبخند بزنه.

      یه وقت‌هایی هم از خودم می‌پرسم: «یعنی خدا منو نمی‌بینه؟ یعنی آرزوم بی‌ارزشه؟» ولی بعد یه نسیم نرم از درون می‌گه: «نه، فقط هنوز وقتش نیست. هنوز داری آماده می‌شی. هنوز داری رشد می‌کنی. هنوز زمینِ وجودت داره نرم می‌شه تا بذر آرزوت توش جا بگیره.» و اون وقت آروم می‌شم.صبوری یعنی پذیرفتنِ تأخیر، بدون ناامیدی. یعنی اعتماد به برنامه‌ی بزرگ‌تر، حتی وقتی جزئیاتش رو نمی‌فهمم. یعنی قبول کنم که اگر هنوز بهش نرسیدم، دلیلی داره که به نفع منه.یه جور درک عمیق از هماهنگی کائنات که می‌گه: «همه چیز سر جای خودش پیش می‌ره، فقط باید رها کنی و همراه بشی.»

      الان دیگه صبر برام واژه‌ای خشک نیست. برام پر از حسه، پر از زندگیه. وقتی صبر می‌کنم، انگار دارم تمرین می‌کنم عاشق‌تر باشم. تمرین می‌کنم شکرگزارتر بشم. تمرین می‌کنم در مسیرم بمونم حتی اگه نتیجه نیومده باشه.من یاد گرفتم صبر، خودش نوعی عشق ورزیدنه؛ عشق به خدا، عشق به مسیر، عشق به خودم. عشق به دانه‌ای که کاشتم، حتی وقتی هنوز شاخه‌هاش رو نمی‌بینم.

      گاهی توی خلوت خودم، چشام رو می‌بندم و از خدا می‌پرسم: «کی می‌رسه اون چیزی که دلم می‌خواد؟»و یه صدای آروم از درونم می‌گه: «وقتی آماده بشی برای نگه داشتنش.»اون موقع می‌فهمم که صبر فقط انتظار نیست؛ آماده‌سازیه. رشد در سکوتِ قبل از شکفتنه. همون زمانی که درون من داره قوی‌تر میشه تا بتونه نعمت‌ها رو حفظ کنه، نه فقط بهشون برسه.

      الان وقتی دلم می‌گیره از دیر شدن‌ها، به خودم می‌گم: «فقط ادامه بده. آب بده، نور بده، دعا کن، اما خاک رو نکن. بگذار زمین خودش کارشو بکنه.»چقدر این جمله آرامش‌بخشه. چون یادم میاره من مسئول نتیجه نیستم، من مسئول مراقبتم. نتیجه، خودش در زمان درست می‌رسه.

      صبور بودن یعنی به آینده اعتماد داشتن، حتی وقتی نشونه‌ای نیست. یعنی یاد بگیرم به جای فشار، به زندگی فرصت بدم. یعنی در هر لحظه بدونم خدا در حال آماده کردن چیزهاییه که من حتی نمی‌تونم تصورش رو بکنم.یعنی به جای اینکه بگم «چرا هنوز نه؟» بگم «حتماً زمانی که برسه، بهترین شکلش رو می‌بینم.»

      حالا که دارم اینا رو می‌نویسم، حس می‌کنم انگار دارم یاد خودم می‌دم که چطور با دلم مهربون‌تر باشم. چطور در برابر تأخیرها مقاوم نباشم. چطور با آرامش بپذیرم که همه چیز در جریانِ درسته.دیگه از زمان نمی‌ترسم. از دیر شدن نمی‌ترسم. چون می‌دونم هیچ چیزی واقعاً دیر نمی‌رسه؛ فقط به وقت خودش می‌رسه. و اون وقت، همه‌ی این صبرها، همه‌ی این روزهای انتظار، مثل حلقه‌های نوری می‌پیچه دور قلبم و می‌گه: «دیدی ارزشش رو داشت؟»

      صبوری یعنی باور به حکمت خدا. یعنی در آرامش موندن، در حالی که هنوز هیچ چیز قطعی نیست. یعنی ایمان به مسیر، حتی وقتی مقصد هنوز پیدا نیست.و من حالا دارم تمرین می‌کنم هر روز با همین حس زندگی کنم:با صبر، با اعتماد، با لبخند، با دلی که می‌دونه هر آنچه قرار است برسد، همین حالا در راه است… فقط هنوز نرسیده.

      گاهی فکر می‌کنم خدا چقدر صبورتر از همه‌ی ماست…چقدر آرام منتظر می‌مونه تا ما بفهمیم، تا ما آماده بشیم، تا ما بالاخره اجازه بدیم چیزی که از اول برای خودمون بوده، وارد زندگیمون بشه.خودش که عجله نداره، چون می‌دونه زمان واقعی فقط همون لحظه‌ی آمادگی ماست. همون لحظه‌ای که دل آروم می‌گیره و می‌گه: «خدایا، من تسلیمم. هر چی تو بخوای، همون درسته.»

      من یاد گرفتم صبر یعنی اعتمادِ عمیق.یعنی اون‌جایی که هیچی دیده نمی‌شه، اما در درونم یه صدای آروم می‌گه «داره میاد».یه وقتایی اون صبر به اندازه‌ی چند ساعت طول می‌کشه، یه وقتایی به اندازه‌ی چند ماه یا حتی سال.اما همیشه، بدون استثنا، وقتی صبرم واقعی بوده، نتیجه‌اش زیباتر از چیزی بوده که فکرش رو می‌کردم.

      یه روزی فهمیدم من با صبر کردن چیزی رو از دست نمی‌دم، بلکه دارم ایمانم رو قوی‌تر می‌کنم.دارم به خودم نشون می‌دم که من دیگه برده‌ی شرایط نیستم.من به چیزی بالاتر وصل شدم، به نیرویی که می‌دونه چه وقت، چه چیز، و چطور وارد زندگی من بشه.

      اون روز، یه تغییر بزرگ درونم اتفاق افتاد.دیگه فقط منتظر خواسته‌هام نبودم، بلکه باهاشون زندگی می‌کردم.دیگه نمی‌خواستم آینده بیاد تا خوشحال بشم، خودم خوشحال شدم تا آینده رو جذب کنم.و اون حس، اون حسِ اطمینانِ بی‌دلیل، یه جور معجزه‌ست.انگار روح آدم بالاخره به خودش برمی‌گرده و می‌گه: «دیدی شد؟ دیدی لازم نبود تقلا کنی؟ فقط باید باور می‌کردی…»

      صبر، در ظاهر یعنی هیچ کاری نکردن، ولی در واقع یعنی از درون کاری‌ترین حالت ممکن.داری در سکوت، در ایمان، در هماهنگی با جهان، خودت رو برای دریافت آماده می‌کنی.و خدا عاشق این لحظه‌هاست…لحظه‌هایی که ما بی‌هیاهو، با دل آرام، فقط بهش اعتماد می‌کنیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۴/۰۴/۲۳ ۱۴:۳۳
      مدت عضویت: 1116 روز
      امتیاز کاربر: 7085 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 311 کلمه

      و خدایی که در این نزدیکیست 

      چقدر سلیس و عالی توضیح داده شد که دلیل نرسیدن به خواسته هام چی هست.منم توی سالهای عمرم در حال عرضه کردن بودم و از اون طرف هم خونه مو جا به جا میکردم.اگه بخوام ی مثال دیگه بزنم میتونم اینجوری بگم که من موبایل جدید می‌خریدم و از سر اشتیاق زیادی سعی میکردم با موبایل جدیدم ی کار نو رو شروع کنم و بعد سعی میکردم مثلاً تماس تصویری بگیرم و بعد از بوق خوردن سریع از محل نشستنم بلند میشدم و جا به جا میشدم و میرفتم توی نقطه کور و بعد تماس قطع میشد.بعد میگفتم بابا این گوشیه آنتن دهی ش ضعیفه.به درد نمیخوره و میرفتم دنبال خرید یک موبایل جدید دیگه.این مصداق همین درخواست کردن و بعد احساسمونو شور و شوق مونو از دست می‌دادیم و به راحتی اون آرزو بین زمین و آسمون می موند و بعد گلایه میکردیم که خدا منو دوست ندارن.خ از نمی‌خواهد خوشحالی منو ببینه.در حالی که من نمی‌خواستم به خواسته م برسم.فکر میکردم دوست دارم به فلان خواسته م برسم در حالی که من مدام داشتم به این فکر میکردم که برسم نرسم.چیکار کنم؟؟من سه تا خونه رو مدام داشتم عوض میکردم.خونه ی خواسته م .خونه ی نرسیدن به خواسته م.خونه ی چیکار کنم؟؟چرا من نتونستم درست تصمیم بگیرم که چه کنم بخوام با نخوام؟؟برسم یا نرسم؟؟ولی با این دوره می‌خوام که به تصمیم قاطع بگیرم که قطعا چه خواسته ای دارم؟؟و برای رسیدن به خواسته م مدام باید مراقب احساسم باشم.باید راه هایی رو پیدا کنم که راحت تر به خواسته م برسم.عجله ای نیست برای رسیدن به خواسته م.سن ی عدد هست و رسیدن به خواسته م مهمه کی رسیدنش مهم نیست.الهی شکر که توی خونه ی جدیدم آرامش دارم.حالم خوبه.من صبر میکنم و خداوند هم جواب صبر منو میده.خداوند کنار منه و تلاش میکنم حضورشو پر رنگ تر کنم برای خودم.الهی شکر.

      یا حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam
      ۱۴۰۴/۰۳/۰۱ ۱۹:۳۸
      مدت عضویت: 1889 روز
      امتیاز کاربر: 4983 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 153 کلمه

      با سلام فایل جلسه سیزدهم را بارها و بارها گوش دادم و همچنان برایم جذاب است و تازگی دارد . خودم دقیقا این موًوع بهم ثابت شد ؛ در مدتی که در  سایت تناسب فکری بودم گاهی ناملایماتی برام پیش می اومد و ناخواسته به مسیر شک می کردم و مجدا بعد چند روز به این نتیجه می رسیدم که تنها راه حال خوب برای من همین جاست.  اون یک ساعتی که به این فایل ها گوش می دیم شاید در ابتدای مسیر ارزشش را ندانیم اما به مرور زمان وقتی  روز های طولانی تنها خونه هستی و اصلا حوصله ات سر نمیره و حال دلت هم حسابی خوبه به این نتیجه می رسی که مدیریت حال دلت فقط با خودته و خدا تو رو خیلی دوست داشته و راه شادی رو به ما نشون داده از طریق همین سایت و دوستان گرامی…… خدایا شکرت که منو با این مسیر جدید آشنا کردی. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شرمین امانی
      ۱۴۰۴/۰۱/۲۰ ۱۸:۳۷
      مدت عضویت: 425 روز
      امتیاز کاربر: 10395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر 

      این فایل یک نکته طلایی و کلیدی داشت اینکه ما درخواست مون می فرستیم و ثبت هم میشه اما منتظر دریافت ش نمیشم من بارها در این مدتی که اینجا حضور دارم نوساناتی بین حال خوب و بد داشتم برام اتفاقات بدی هم مثل گذشته افتاده و به سرعت چیزی توی ذهنم بهم گفته نگفتم این روشها جواب نمیده نگفتم تو بدشانسی نگفتم تو نمی تونی ولی خوشبختانه و به لطف خدا با آگاهی که اینجا کسب کردم سریع خودمو کشیدم بیرون و به حال بدم ادامه ندادم و برخلاف گذشته غم و حس بد رو جزیی از زندگی میدونم و پذیرش ش کردم و همین باعث شده که خیلی سریع ازش بیام بیرون و خدارو شکر کنم و بازم با حال خوب به قول سادات عزیز خونه مو آب و جارو کنم و با ایمان و حال خوب یه چایی قند پهلو بخورم و منتظر سفارشات م باشم❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۳ ۱۴:۲۴
      مدت عضویت: 2008 روز
      امتیاز کاربر: 12386 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 649 کلمه

      سلام سلام استاد جان امیدوارم که چطورتون عالی باشه روزتون پرانرژی

      فایل امروز  چند باری گوش کردم 

      یاد خونه قبلی که درش مستاجر بودیم افتادم 

      محله خوبی نداشت خونه خوبی هم نبود هم کوچیک هم با همسایه هایی که اذیت کن وفضول بودن

      ولی میدونید اینا اونقدرام وحشتناک نبود چیزی که خیلی وحشتناکش کرده بود خونه دلمون بود  که خیلی حال دلمون بد بود مدام از محله همسایه ها بی‌پولی و….شکایت وگلایه میکردیم  دوسال خودمون رنج دادیم وآخر سرم بعد کلی اتفاق بد از اون خونه اومدیم بیرون 

      وقتی خونه پدرومادر م اومدیم چون دیگه پولمون از دست داده بودیم ونمیتونستیم جایی روهم اجاره کنیم چون پولی نداشتیم خیلی حالمون بد بود ولی به مرور اوضاع فرق کرد حالمون بهتر شد روحیه مون برگشت سرجاش وبا اینکه حتی اوضاع مالی وراحتیمون از اون دوسال بدتر شده بود 

      ولی حال واحساسمون شروع کرد به خوب شدن 

      اولش فکر کردم چون محله پدرم محله خوبیه حالمون خوب شده 

      اما بعد متوجه چیز مهم تری شدم خونه دلمون خونه بهتری شده بود 

      ما خودمون دراون خونه اجاره ای بدبخت رها شدن تنها با کوهی مشکلات می‌دیدیم امیدمون به خدا از بین رفته بود 

      حتی جوری حالمون بد بود که فکر می‌کردیم به چه دری بزنیم که فقط پول پیدا کنیم وفرار کنیم وخونمون از رهن مستاجر دربیاریم بریم داخلش 

      الان که فکرش میکنم میگم خداروشکر که نرفتیم خونه خودمون 

      چون خونه ای که بعد ۴ ۵ سال زندگی مشترک خریدیم هم همچین محله خاصی نداره بزرگ نیست وهمسایه های دکتر مهندسم نداره 

      اگه با این حال داغونمون میرفتیم حتما می‌فروختم ش وفرار میکردیم ازش 

      چونکه اصلا حال دلمون خوب نبود درخانه خوبی ساکن نبودیم استاد جان وقتی داشتین میگفتین درخانه های خوب ساکن بشین شیطان داشت منو ناامید می‌کرد که از اینجا بری محله ات بده اگه معتادا موقع رفت وآمد خفتت کنن  چی اگه ازت وسایلمو بدزدن چی 

      اگه زندانی بشم توخونه چی 

      اگه مجبور شم لباس های کهنه وتیره بپوشم که جلب توجه نکنم درمحل تا اذیتم نکنن چی

      اگه کلی خرج کنیم ولی نشه زندگی کنیم درش چی

      با خودم گفتم چی چی ونخود چی

      الان همه جای تهران مثل همه اصلا جای بد وخوب نداره نمیخواد بترسی بلرزی توی این دوره وزمونه کسی دستش به زن مردم بخوره دستاش میبرن میزارن رو سینش 

      مگه قدیمه که کسی لات بازی دربیاره رعب وحشت ایجاد کنه 

      دزدی کنه 

      بعدشم خب نهایتش طلا بیرون نمیندازم مگه چیه اینقدر ترسیدن ولرزیدن نداره بنده خدا تو میری شوش مولوی بازار بزرگ اینقدر نمیترسی بیخودی از حرف های شوهرت نترس همه جای تهران دیگه الان مثل همه امنیتش یکیه 

      تازه خونه خیلی خوبیه کوچه اش ساکت وخلوت دیوونه خونه نیست با مترو ۵ دقیقه پیاده راهه 

      با بی آرتی ۵ دقیقه راهه

      هر جا خواستی بری میپری میری اصلا تو این ۵ دقیقه کسی فرصت میکنه مزاحم تو بشه آخه چه فکرای بیخودی میکنی

      به قول استادهرچی مراقبت کنی که اتفاقی نیوفته بدتره

      هم اعصاب وروان میشی هم اتفاق میوفته 

      پس اینا که بیرون تهران زندگی میکنن وسط بیابون هاش مثلا ملارد پردیس پرند مارلیک کلا محلشون پرت بیان بیرون از خونه باید فقط سوار ماشینشون بشن تا به آبادانی برسن چی بگن چرا اونا نمیترسن چرا نمیلرزن چرا هر روز خودشون توخونه حبس نمیکنن کاری که من دوسال کردم هر شب وروز گریه کردم غر زدم وگلایه کردم وخدارومقصر دونستم

      چی شد آخرش هیچی پولمون بردن چاق وحشتناک شدم ،عمل کردم براچاقیم داشتم میمردم آواره شدیم 

      دیگه نمی‌گذارم شیطان منو از قصری که درستش کردم بیرون کنه درسته یکی دوماه بیشتر نیست ساکن ش شدم 

      ولی این قصر اونقدر تو همین مدت کم بهم احساس خوشبختی آرامش داده که قابل وصف نیست 

      درسته که پولامون جمع میکنیم وحتما خونه بزرگ تر بهتر محله بالاتر ودلخواه تری میخریم ولی میخوام از اولین خونه ای که خریدیم نهایت لذت ببرم کیف کنم زندگی کنم ودرقصر خودم ملکه باشم ونهایت زندگی رو انجام بدم 

      مهم نیست که کجا زندگی کنم وچند متره مهم اینکه دردلم قصری دارم باشکوه که از دوماه پیش تا ابد درش ساکنم وتا ابد برای من میماند ولذتش میبرم 

      خداروشکر خدایا شکرت که هر روز منو به طبقات بالاتری از ثروت ونعماتت میبری شکرت خداجونم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ارامش
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۶ ۱۳:۱۶
      مدت عضویت: 992 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 238 کلمه

      با سلام خدمت دوستان و استاد عزیز.  این فایل برای من پر از آگاهی بود چند بار گوشش کردم ممنون از استاد عزیز برای اینکه انقدر عالی ما رو آگاه میکنه من یک سال و نیم هست توی سایت هستم دوره سرزمین لاغری رو تهیه کردم وهر روز سعی دارم فایلی گوش بدم وتمریناتم و انجام بدم ولی تا الان به خواستهام نرسیدم الان فهمیدم که چرا  چون من توی این مدت حال و احساسم بد بودپر از استرس و نگرانی بودم وقتی فایل گوش میدادم حالم خوب میشد و من با حال خوب درخواستهام و به خدا می گفتم ولی بعد از یه مدت دوباره می رفتم خونه قبلی وحالم بد میشدوهمش افکار منفی داشتم همش استرس و نگرانی چون داشتیم خونه ساخت می کردیم خیلی مشکل داشتیم پول نداشتیم واستا وبنا هم کار رو درست انجام نمیدادن هی کم کاری می کردن از اون ور صاحب خونه هم ما رو تحت فشار گذاشته بود برای همین خیلی نگرانی واسترس داشتم وحالم همش بد ومن لاغر که نشدم به خواسته های دیگرم هم نرسیدم الان فهمیدم چرا چون من همش خونه ی جدید و ترک می کردم ومی رفتم خانه قبلی وسفارشات من به دستم نمی رسید الان فهمیدم نباید حال خودمون و بد کنیم باید افکار منفی و از خودمون دور کنیم و دایم درحال خوب باشیم وتو خونه ی جدید بمونیم تا سفارشات و تحویل بگیریم ممنون از استاد بزر گوار  بابت این فایل عالی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 43 کلمه

        سلام دوست عزیزم 

        از نوشتن دیدگاتون خیلی خرسند شدم خیلی زیبا درسی ک استاد داده بودن برام واضح مشخص،کردید چقد عالیه ک خانه جدید پر از،حس خوب میسازید من ایمان دارم ک بهترینها نصیبتون میشه چون نمیخاید دیگه به خانه قبلی برگردید ازتون ممنون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۸ ۲۳:۰۶
      مدت عضویت: 564 روز
      امتیاز کاربر: 19495 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      سلام خداروشکر باگوش دادن فایل های زندگی باطعم خدا خیلی تونستم تغییرکنم طعم های عالی روتوزندگی دارم تجربه میکنم من قبل استفاده ازاین فایل ها افسرده ومنفی نگروپرازکینه بودم ولی خداروشکر خیلی خوب شده افکارواجساسم نمیزارم شیطان برمن غلبه کنم درواقع واردمنزل جدیدشدم ادرس عوض شده دیگه به اون خونه شیطان قبلی برنمیگردم  همیشه بایدباصبروایمان منتظراتفاق خوب بودخداهمیشه کنارماست خداهمین نزدیکیست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۶/۰۴ ۲۲:۴۰
      مدت عضویت: 2013 روز
      امتیاز کاربر: 49722 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,661 کلمه

          بنام خدای که دنیا را در ۶ روز آفرید 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستانم گرامیم 

      استاد میخواستم بگم چقدر خوبکه من نکات مهم میام برای خودم یاد داشت میکنم من از پنترس صفحه‌ های رنگی برای نوشتن اسکرین میکنم و نکات مهم در اونها یاد داشت میکنم دیروز گوشی من در شارژ بود منم گفتم بیکار نباشم بیام تکان مهم یکم مرور کنم یهو دیدم که نوشته بودم توجه به نکات مثبت که وقتی میری بیرون یا میری مهمونی و….اونجا به طعمهای خوب زندگی دنیا توجه کن اومدی خونه بنویس من گفتم چرا قبلا مینوشتن زیاد الان نمینویسم به این نکته 

      که رسیدم یهو یادم افتاد که که وای من چند وقته این تمرین انجام ندادم  توضیح ندم نشد که بنویسم میخوام شیطان از زبان خودم متولد نکنم بعد یادم اومد گفتم برم بیرون اینا مینویسم و حالا که تو خونه هستم به نکات مثبت زندگی خودم توجه کنم بنویسم  که بعد از این تمرین مینویسم الانم بالای صفحه دفترم یاد داشت کردم یادم نره 

      و من استاد هر چقدر درباره این دوره بگم بازم کمه وقتی مثال های شما درباره طعمهای خداوند و خداوند هم نعمتها ی خودشو دسته بندی کرده  اینا با هم همخوانی عالی ایجاد میکنن درک اونها خیلی ساده میشه 

      استاد من یه سوال هم دارم  

      من وقتی اومدم عضو این بهشت شدم  این دوره رو همون روزهای اول با ۱۲ گام لاغری پاس کردم و الان احساس میکنم که مثلا من در این سایت دارم سال دوازه هم میخونم فرکانسم در این سطح اون وقت وقتی میام این دوره رو دوباره چند باره پاس میکنم احساس میکنم من الان کلاس اول هستم احساس میکنم فرکانس منم میاد کلاس اول از طرفی هم یه چیزی بگم یه چیزی می‌شنوید عاشق این دوره هستم نمیدونم چکار کنم ولی دورهام به پایان میرسونم و بازم چند وقت بعد میام این دوره رو پاس میکنم  حالا تکلیف فرکانس من چی میشه حسم درسته یا نه رو نمیدونم 

      من وقتی زندگی خودم تحلیل میکنم به جرائت میگم اصلا زندگی من با زندگی قبل من قابل مقایسه نیست  من خدایی می‌شناختم که سختگیر عذاب دهنده سرب داغ میریزه تو گلوت و….و الان  خدای من یه خدای دیگه است که زمین تا آسمان فرق داره با خدای قبلی  من اون روزا عین چی از خدای خودم میترسیدم الان با خدای خودم دوست هستم و خداوند صمیمی ترین دوست منه که من راجب هر مسئله‌ای در زندگیم باهاش صحبت میکنم چیزی بخوام بهش میگم از کسی ناراحت بشم میام براش مینویسم پولی بدستم برسه ازش سپاسگزاری میکنم برای سلامتی خودم و خانواده و…بسیاری از مسائل زندگیم ازش تشکر میکنم خلاصه با هم کنار می‌آییم من  عاشق خداوندم هستم و خداوندم عاشق منه خلاصه هر شب بیاد اون با صحبت کردن با خدای خودم خوابم میبره گاهی حرفام نصفه میمونه خدایا شکرت که در وجود من خانه داری من به ساده‌ترین شکل ممکن میتونم با تو در ارتباط باشم 

      و اینا همه نتیجه ارتباط داشتن با خداوند حال خوب احساس خوب خدایا شکرت .

      من تازه به این درک رسیدم و هنوز نتونستم ارتباطم با سایر جنبه‌ای زندگی پیدا کنم و یکمم ارتباطمو با طبیعت دارم پیدا میکنم 

      چقدر خوبه استاد وقتی به طعم های خوب زندگی دیگران دنیا و زندگی خودم توجه میکنم در واقع دارم سفارش اون طعم میدم پس وقتی بیشتر توجه کنم تعدا سفارشات من زیاد میشه خداوند اونو وارد زندگی من میکنه خدایا شکرت که آنقدر مهربانی آنقدر بزرگی آنقدر بخشنده هستی که من فقط توجه کنم به چیزی اونو وارد زندگی من میکنی خدایا شکرت 

      استاد تمام اینها که فرمودید قبول دارم ولی چرا انقدر سفارشات دیر بدستم میرسه برای همین نا امید میشم میگم اینم نشد برای اینکه من انتظار زود رسیدن ندارم میگم چرا انقدر دیر بدستم میرسه 

      استاد زندگی دیگه یه وقتی میشه یه اتفاقی میافته من مثلا یکساعت یا چند ساعت حالم خوب نیست  یعنی سفارش بدستم نمیرسه خوب اینجوری نیستم که دوباره برم تو فاز منفی خودم حالم برای یه مدت کوتاهی بد میشه  پس بازم سفارش بدستم نرسیده 

      هواسم به این قسمت نبود افکار قبلی که من سه ماه پیش داشتم  بلاخره زندگی گاهی با بچه ام حرفم میشه گاهی با همسرم گاهی از حرف کسی ناراحت میشم گاهی نگران چیزی هستم گاهی از چیزی میترسم بلاخره اینا همه سفارشهایی بوده که من دادم 

      بله کاملا می‌پذیرم حاا درسته که دیگه الان این حالتها رو خیلی ندارم  ناراحت میشم ولی سعی میکنم زود از حال بد خارج بشم اما در هر صورت سفارش ارسال کردم 

      الان کاملا درک کردم من در مسیر درست قرار دارم آگاهی‌های درست هم کسب میکنم اما گاهی میشه میرم ختم یکم ناراحت میشم اینجا احساس بد سفارش دادم  بعد با همسرم بحثم میشه اینجا هم یه سفارش دادم درستکه تو حال بد نموندم ولی سفارش ارسال شده  و من در مسیر صحیح هستم  آگاهی صحیح کسب میکنم ولی در بین اونها دارم سفارشات قبلی خودم رو نیز دریافت میکنم و تمرکزم میره روی دریافتهام و میگم چرا من چهار سال سفارش دادم بدستم نرسیده  وسط راه هی ترمز گرفتم  و دلسرد شدم باید صبر کنم دلسرد نشم در خونه جدیدم بمونم اونوقت سفارشات جدید هم بدستم میرسه 

      استاد من این تمرین دیشب نوشتم البته تا اینجا بعدش حالم بد شد بقیه اش گفتم بعدا می‌نويسم که میخوام الان بنویسم 

      بعد دیشب من حالم بد بعد حالم خیلی بدتر شد بگید چرا من همیشه ادعا میکردم میگفتم استاد من الان چهار سال دارم آگاهی کسب میکنم  بعد تمرینات  امم سعی کردم به بهترین شکل ممکن بنویسم تغییرات درونی خیلی داشتم سرشار از اعتماد به نفس شدم و….

      بعد که حالم بد شو یهو یه جرقه‌ای تو ذهنم زده شده  یه حسی گفت درستکه که چهار سال در این مسير هستی اما میدونی چند وقت این چهار سال تو بیمار بودی فرکانس بد ارسال کردی درسته که ناخواسته بوده ولی در هر صورت ارسال شده و طبعا پاسخش رو هم دریافت میبایستی کنم 

      الان میخوام بگم استاد عزیزو گرامی و عالیقدر و بزرگوارم من نمیدونم با چه زبونی این دفعه باید از شما عذر خواهی کنم  همون طور که در سایت گاهی نوشتم اینجا هم  در همین مکان مقدس در حضور همین دوستانم اعلام می‌کنم 

      که استاد عزیزم من بینهایت بینهایت بینهایت بار به توان هزار از شما معذرت و عذر خواهی و پوزش میطلبم شما خیلی بزرگوار هستید که این همه گفتم هیچی نگفتید حتی نگفتید ببین کجای کارت اشکال داره من خودم آنقدر فکر کردم 

      گفتم خدایا مسیرم درسته آگاهی‌های درسته اما درک من مشکل داشت من خوب درک نکرده بودم دیشب که به این قسمت رسیدم متوجه شدم درک کردم بعد از اینکه حالم بد شد خلاصه معذرت خواهی منو بپذیرید من از اعماق وجودم پوزش میطلبم بابت اینکه خودم درک نکردم بعد یه جورایی گله کردن که چرا لاغر نشدم خلاصه منو ببخشید 

      استاد جدیدا متوجه شدم هر چیزی ارزش اینو نداره که من خودم ناراحت کنم سفارش بد ارسال کنم  حالا بیماری نمیشه ولی من این مشکلمم به زودی حل میشه شفا الهی گوشهامم از خداوند هدیه میگیرم دیگه برای همیشه با سرگیجه و بی‌حالی و…خداحافظی میکنم 

      من تازه درک کردم این موضوع من فکر میکردم که من در خونه جدیدم هستم همه چیز درسته اما چرا اتفاقات خوب پشت سر هم نمی‌افته 

      همش برام سوال بود یعنی من در این چند سال یکبار مدارم تغییر نکرده که اتفاقات خوب بیشتری رو تجربه کنم زندگیم آنقدر تکراری نباشه 

      اِلان درک کردم که من به خونه جدید م نقل مکان کرده بودم از خونه جدیدم سفارش‌های خوب ارسال میکنم اما دارم یه سری اتفاقاتی که در خونه قبلی من رخ داد بود هی مرور میکنم مثلا میگم فلانی این رفتار بد با من داشت حقم نبود یه مثال زدم که نخوام خیلی شیطان متولد کنم 

      اما من هی اون افکار گاهی میومد در ذهنم مرور میشد درستکه منم سعی می‌کردم تو حال بد نموندم ولی سفارش ارسال شده بود من در خانه جدیدم ساکن بودم اما سفارشاتی که در خانه قبلی خودم داده بودم داشتم نا خواسته تکرار میکردم هی پازلها  کنار هم چیده میشد هی خانم فریبکار تا میومد من بخوام مدارم تغییر بدم  هی یه قطعه از زنجیر دستم می‌داد 

      خلاصه هم در خانه جدیدم ساکن بودم هم سفارشات قبلی دریافت میکردم با مرور کردن اون در ذهنم و دیگه متوجه شدم  سعی میکنم حالم بد نکنم تو خونه جدیدم بمونم تا سفارشات جدید الانکه باید پشت سر هم تو زندگی من وارد بشن خدایا شکرت 

      استاد واقعا شیطان چه زیرکانه میاد ما رو به بیراهه میبره منم دارم دستشو میگیرم باهاش میرم  و من میخوام تو خونه جدیدم بمونم تا سفارشات جدیدم تجربه کنم دیگه سعی میکنم  باهاش نرم من خداوند پشتیبان خودم دارم اون هیچ کسی رو نداره اون خیلی ریز اون هشت درصد کلی خدای من بینهایت پس خدایا من میخوام همیشه همراه تو باشم و به من کمک کن تا بتونم  در خونه جدیدم ساکن بشم برای همیشه 

      من فایل خیمها رو یکبار دیگه گوش کردم منم آرزو دارم خواستم اینکه خداوند در لحظه لحظه  زندگیم  همراه کنم منم میخوام مشکلاتم ترسهام نگرانی هام بیماریم به خدا بسپارم میدونم که خداوند بر هر کاری تواناست میدونم که خداوند قادر بر انجام هر کاری بر حل هر مشکلی  و اینم نوشتم که بذارم روی دیوار اتاقم تا همیشه ببینم یادم نره خدایا من میخوام که تو رو در هر کاری شریک خودم قرار بدم مثل فیلم شیک انجام هر کاری رو با تو شروع کنم پس کمکم کن بتونم موفق بشم خدایا شکرت 

      پس من باید امروز یادم باشه تاریخش یاد داشت کنم که کردم باید از الان در خانه جدیدم بمونم سفارشات ارسال کنم و هر وقت هر اتفاقی هم افتاد خودم ناراحت نکنم چون میدونم کار شیطان میدونه من در خانه جدید خودم حالم منو بد کنه خوبه خوب قسم خورده که حال منو بد میکنه ولی من خدارو پشتم دارم و به او ایمان دارم ولی شیطان کسی نداره و خداوند به شیطان گفته بنده من منو داره تو کی رو داری و من صبر میکنم ایمان دارم به خدا دیگه نگران نیستم و سعی میکنم تو حال خوبم بمونم شاد باشم که نوبت منه پشت سر هم طعمهای بی پایان خداوند تجربه و زندگی کنم و سپاسگزار خداوندم باشم خدایا شکرت برای این فایل ارزشمند و خدایا شکرتو متشکرم برای زحماتی که استادم در این زمینه متحمل شدن بینهایت سپاسگزار م 

       

        

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7386 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 64 کلمه

        سلام و درود
        اینکه فکر کنید من هربار این دوره رو کار کنم دوباره دارم از کلاس اول شروع میکنم درست نیست.
        هربار که مرور می کنید درک و نفوذ آگاهی در وجود شما بیشتر میشه
        همینطور که در ادامه نوشته خودتون به درک فعلی و متفاوت از گذشته خودت اشاره کردی
        این درک و بهبود نگرش بخاطر استمرار و تکرار کردنه
        موفق باشید
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار فرشته مهربانF.s
        ۱۴۰۳/۱۰/۲۳ ۱۵:۰۶
        مدت عضویت: 2008 روز
        امتیاز کاربر: 12386 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        مدال طلایی
        محتوای دیدگاه: 249 کلمه

        سلام دوست عزیز وگرامی من فرزانه خانم گل 

        امیدوارم که چطورتون عالی باشه 

        ندایی بهم گفت که این بهتون بگم روزه سکوت بگیرید وبا هیچ کس صحبت نکنید مگر به ضرورت دراین روزه شما فقط حق دارید شکر گذاری کنید وخوبی های زندگیتون اینجا بنویسید کاری که خود من کردم 

        دیگه جواب کسی رو نمیدم بحث نمیکنم مشارکت نمیکنم هرچیزی نخوام بشنوم میگم دوست ندارم اعصابم نمی‌کشه 

        من نمیدونم 

        اگرم ناراحتم کنن نگاهشون میکنم وترکشون میکنم حتی گاهی نگاهمم رو هم ازشون دریغ میکنم  با آدمها زیاد رفت وآمد نکنید ازشون دوری کنید وقتی کسی درمدار شما حتما مسموم وسمی وتا زمانی که شما تسلط کافی روی خودتون ندارید که تحت تاثیرش قرار نگیرید دوری شما براتون بهتر است 

        به یاد بیارید که چطور پیامبر ۴۰ شبانه روز درغار حرا خودشون حبس میکردن ودعا وعبادت میکردن زیرا که فکر وذهن ما گاهی نیازمند این میشه که از همه عالم دوری کنه تا دوباره خودش پیدا کنه 

        حالا شما نمیتونی چهل روز بری وترک دیار کنی چهل روز روزه سکوت بگیرید ورفت وآمد نکنید تا جای ممکن هی کم وکمتر ش کنید اصلا تنها بمونید ولی پیش کسی نرید  

        کلا مشکلات مریضی وگرفتاری هاتون فراموش کنید 

        هر زمان به سراغتون اومدن اون زمان تلاش کنید رفعش کنید بعد دیگه فکر نکنید بهش حرف نزنید راجبش 

        خیلی تاثیر می‌گذاره حالتون به مرور بهتر شده وقوی تر میشین  و احساستون خوب میشه 

        یهو یکی دوماه دیگه به خودتون میایین می‌بینید معجزات همینطور پشت هم وارد زندگیتون شده 

        به امید شنیدن خبرهای فوقالعاده ومعجزات روز افزون شما دوست خوبم فرزانه خانم مهربون وفوق العاده

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 7 8 9