آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا برخی از افراد موفقیت و ثروت را به راحتی به خود جذب میکنند، در حالی که بقیه با سختی تلاش میکنند؟ 🤔
حقیقت این است که موفقیت و ثروت یک راز دارند که در درون هر فردی پنهان است: قانون جذب ثروت و موفقیت! ✨
این قانون قدرتمند به شما میگوید که هر آنچه را که با تمام وجود به آن فکر کنید و برایش قدم بردارید، به سوی خود خواهید کشید.
در این مقاله، میخواهیم به کمک یک تمرین ساده اما شگفتانگیز، این راز را کشف کنیم و به شما نشان دهیم که چگونه با نوشتن، میتوانید زندگی رویاییتان را خلق کنید. ✍️🌈
آمادهاید تا سفر خود را به دنیای فراوانی آغاز کنید؟ 🚀
چرا نوشتن، کلید اصلی قانون جذب است؟
حتماً برایتان پیش آمده که موقع تماشای یک فیلم یا خواندن کتاب، ذهنتان درگیر مسائل دیگری میشود. این اتفاق نشان میدهد که تمرکز ما به راحتی از بین میرود.

در چنین شرایطی، چون دستهای شما آزادند و یک حس دیگر درگیر نیست، ذهن هم میتواند پرسه بزند و از موضوع اصلی دور شود. اما نوشتن، یک فعالیت کاملاً متفاوت و چندحسی است.
وقتی مینویسید، تمام حواس شما به صورت هماهنگ درگیر میشود: 👀 چشمهایتان میبینند، 🧠 ذهنتان روی موضوع متمرکز میشود و ✍️ دستهایتان مشغول کار هستند.
این هماهنگی کامل، به ذهن شما میفهماند که موضوع قانون جذب ثروت و موفقیت چقدر برایتان مهم است و تمام انرژیاش را روی آن متمرکز میکند.
نوشتن، به ما کمک میکند تا افکار مبهم و پراکندهمان را از حالت ذهنی خارج کرده و به آنها وضوح، ساختار و قدرت ببخشیم.
این کار درست مثل این است که یک نقشه دقیق از مقصدتان رسم کنید، به جای اینکه فقط به آن فکر کنید.
وقتی خواستههایتان را مینویسید، دیگر جای هیچ ابهامی برای ذهن باقی نمیماند و همین شفافیت، اولین و مهمترین گام برای فعال کردن قانون جذب ثروت و موفقیت است.
این تمرین نوشتاری به شما کمک میکند تا کنترل ذهن خود را به دست بگیرید و به جای اینکه اجازه دهید افکار منفی در آن پرسه بزنند، آن را با تصاویر و اهداف مثبت پر کنید.
در قرآن کریم، خداوند به قلم و آنچه مینویسد، سوگند یاد میکند: «ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ» (قلم/۱). این سوگند، ارزش و اهمیت فوقالعاده نوشتن را نشان میدهد.
سوگند به قلم، تأکیدی بر این حقیقت است که نوشتن، قدرتی الهی دارد و میتواند مسیر زندگی انسان را تغییر دهد.
این آیه، برای ما واضح میکند که نوشتن تنها یک عمل فیزیکی نیست، بلکه یک ابزار مقدس برای تجلی خواستهها و ارتباط با استفاده از قانون جذب ثروت و موفقیت است.
نظریه علمی: از دیدگاه علم روانشناسی و علوم اعصاب، نوشتن به عنوان یک ابزار قدرتمند شناخته میشود که به تقویت مسیرهای عصبی در مغز کمک میکند.
وقتی شما خواستههایتان را مینویسید، مغز شما آن را به عنوان یک هدف مشخص و واقعی دریافت میکند. این کار باعث میشود که سیستم فعالساز شبکهای (Reticular Activating System) در مغز شما فعال شود.
این سیستم، مانند یک فیلتر عمل میکند که به طور ناخودآگاه، اطلاعات و فرصتهایی را که با خواستههای شما همسو هستند، شناسایی و برجسته میکند.
به همین دلیل است که بعد از نوشتن یک هدف، ناگهان آن را در هر جایی میبینید یا فرصتهای مرتبط با آن به سمت شما میآیند.
این همان چیزی است که به آن قانون جذب ثروت و موفقیت میگویند؛ شما در حال برنامهریزی دوباره مغزتان برای دیدن و جذب فرصتها هستید.

چهار ستون زندگیتان را شناسایی کنید
همانطور که یک ساختمان روی ستونهای محکم بنا میشود، زندگی شما هم بر چهار پایه اصلی و اساسی استوار است.
برای اینکه بتوانید زندگی ایدهآل خود را بسازید و قانون جذب ثروت و موفقیت را به درستی به کار بگیرید، باید این ستونها را بشناسید و روی هر کدام به صورت جداگانه کار کنید.
نادیده گرفتن یا ضعیف بودن هر یک از این بخشها میتواند باعث عدم تعادل در زندگی و در نتیجه، عدم موفقیت کامل در جذب خواستههایتان شود.
برای شروع این تمرین، چهار برگه کاغذ جداگانه بردارید و در بالای هر کدام، یکی از این عناوین را با خط خوانا بنویسید:
- جسم من 🏃♀️
- خانه من 🏡
- روابط من 💖
- شغل من 💼
این چهار بخش، مهمترین و تأثیرگذارترین جنبههای زندگی هر فردی هستند که خوشبختی و موفقیت ما به آنها گره خورده است.
شاید در نگاه اول فکر کنید این بخشها از هم جدا هستند، اما در واقع، همگی به هم متصلاند.
به عنوان مثال، یک جسم ناسالم میتواند روی روابط شما تأثیر بگذارد، یا یک شغل نامناسب میتواند آرامش خانه شما را بر هم بزند.
بنابراین، پرداختن به هر کدام از این ستونها به صورت مجزا، به شما کمک میکند تا به شکلی جامع و کامل، برای فعالسازی قانون جذب ثروت و موفقیت اقدام کنید و نتیجهای پایدار و همه جانبه بگیرید.
این ستونها در اصل همان بخشهایی از زندگی شما هستند که طعم واقعی خوشبختی را به شما میچشانند.
سلامتی جسمی، داشتن یک خانه آرام و دلخواه، برقراری روابط مثبت و سرشار از عشق، و داشتن شغلی رضایتبخش، همگی از اجزای اصلی یک زندگی موفق هستند.
با تمرکز بر هر کدام از این بخشها و نوشتن دقیق خواستههایتان، شما در حال آمادهسازی ذهن و ناخودآگاه خود برای دریافت بهترینها از طریق قانون جذب ثروت و موفقیت هستید.
با این کار، شما به جهان هستی اعلام میکنید که میخواهید چه چیزی را تجربه کنید و آمادهاید تا آن را وارد زندگیتان کنید.

خواستههایتان را با جزئیات کامل بنویسید
حالا وقتش رسیده که قلم به دست بگیرید و شروع به نوشتن کنید! 📝 این مرحله، قلب تمرین قانون جذب ثروت و موفقیت است. به جای اینکه به کمبودها و مشکلاتی که الان دارید فکر کنید، تمام تمرکزتان را روی چیزی بگذارید که واقعاً میخواهید تجربه کنید.
مثلاً اگر در حال حاضر اضافهوزن دارید، به جای اینکه درباره سختیهای آن بنویسید، درباره رسیدن به تناسب اندام بنویسید و اینکه این تغییر چقدر به شما احساس شادی و آزادی میدهد.
در هر صفحه، با استفاده از جملات مثبت و کامل، این موارد را با جزئیات بنویسید:
- در این زمینه، چه چیزی را میخواهید تجربه کنید؟ (مثلاً: میخواهم وزن ایدهآل داشته باشم، پوستم سالم و شاداب باشد، و چشمهایم به طور کامل ببینند.)
- رسیدن به این خواسته چه تأثیری بر زندگیتان میگذارد؟ (مثلاً: وقتی متناسب باشم، میتوانم هر لباسی را که دوست دارم بخرم و فعالیتهای ورزشی مورد علاقهام را انجام دهم.)
- این تغییرات چه احساسی به شما میدهند؟ (مثلاً: احساس شادی، سبکی و اعتماد به نفس بیشتری میکنم.)
- چرا این خواسته برای شما مهم است؟ (مثلاً: چون میخواهم از زندگیام بیشتر لذت ببرم، سالمتر باشم و طول عمر بیشتری داشته باشم.)
همیشه به یاد داشته باشید که نوشتههای شما باید به قدری واضح و قابل فهم باشند که حتی یک کودک ۶ ساله هم بتواند آنها را بفهمد و برای دیگری تعریف کند. 👧
این کار به ذهن ناخودآگاه شما کمک میکند تا تصویرسازی دقیقتری از خواستههایتان داشته باشد و با فرکانس آنها همراستا شود.

اطمینان و سپاسگزاری را در خود پرورش دهید
بعد از اینکه تمام خواستههایتان را با جزئیات کامل نوشتید، کار شما تازه شروع میشود.
حالا نوبت به مهمترین مرحله قانون جذب ثروت و موفقیت میرسد: ایمان و سپاسگزاری 🙏. بدون این دو عنصر، هر چقدر هم که بنویسید، به نتیجه نمیرسید.
ایمان: زیر هر برگه را امضا کنید و با تمام وجود به این باور برسید که این خواستهها از طریق قانون جذب ثروت و موفقیت به شما داده خواهند شد.
درست مثل وقتی که از یک رستوران غذا سفارش میدهید. شما وقتی سفارش میدهید، با اطمینان کامل منتظر میمانید، چون میدانید که غذایتان به دستتان میرسد.
به خداوند هم همینقدر اطمینان داشته باشید و بدانید که سفارشات شما در حال آماده شدن هستند.
وقتی ایمان به قانون جذب ثروت و موفقیت در شما به وجود بیاید، دیگر دلیلی برای نگرانی، شکایت یا حرف زدن از مشکلات فعلیتان نخواهید داشت.
سپاسگزاری: از همین لحظه، به خاطر خواستههایی که هنوز به دستتان نرسیدهاند، سپاسگزار باشید.
این حس قدردانی، فرکانس شما را بالا میبرد و به کائنات میفهماند که شما برای دریافت آنها آمادهاید.
به جای اینکه دائماً از مشکلاتتان گله کنید و بگویید “آخ، این مشکل رو دارم، فلان چیز رو ندارم”، روی داشتههایتان تمرکز کنید و بابت هر اتفاق کوچک مثبتی که در زندگیتان رخ میدهد، خدا را شکر کنید.
این کار به شما آرامش میدهد و شما را در مسیری قرار میدهد که به خواستههایتان برسید.
وقتی این تمرین را با عشق و اطمینان انجام دهید، خواهید دید که چگونه زندگیتان شروع به تغییر میکند و به تدریج، تمام خواستههایتان وارد دنیای شما میشوند. این قدرت بینظیر قانون جذب ثروت و موفقیت است.
نتیجهگیری: از رؤیا تا واقعیت، با قدرت نوشتن
با انجام این تمرین ساده، شما تنها در حال نوشتن چند کلمه روی کاغذ نیستید؛ بلکه با استفاده از قانون جذب ثروت و موفقیت در حال ترسیم آیندهای هستید که آرزویش را دارید.
این تمرین به شما کمک میکند تا ذهنتان را از افکار منفی پاک کنید و آن را با تصاویر مثبت و خواستههای روشن پر کنید.
شما یاد میگیرید که به جای تمرکز بر “آنچه هست”، روی “آنچه میخواهید” تمرکز کنید.
باور کنید که شما لایق بهترینها هستید و قانون جذب ثروت و موفقیت در هر لحظه آماده است تا شما را به خواستههایتان برساند.
برای درک بهتر قانون جذب ثروت و موفقیت پیشنهاد می کنم از محتوای دوره رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن مخصوصا بخش موفقیت مالی استفاده کنید.
زندگی بسیاری از افراد موفق با همین تمرینات ساده آغاز شده است. پس شروع کنید و خالق زندگی رویاییتان با استفاده از قانون جذب ثروت و موفقیت باشید. ✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.25 از 71 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


جلسه ۱۴
گاهی وسط مسیر، یههو انگار چیزی درونت میلرزه.یه شکِ کوچیک، یه صدای ضعیف که میگه: «نکنه اشتباه میکنی؟ نکنه این همه تمرکز و ایمان، فایدهای نداشته باشه؟»
منم بارها اون لحظه رو حس کردم… وقتی وزنم تکون نمیخورد، یا شرایط بیرونی مثل قبل بود، اون صدا میاومد سراغم. همون لحظههایی که باید بین دو راهیِ بزرگ انتخاب میکردم: اعتماد یا ترس.
این درس برام مثل یه تلنگر بود که گفت:هر چی داری تجربه میکنی، نتیجهی توجه توئه. اگه روی کمبود تمرکز کنی، همون رو بیشتر میسازی. اگه به خواستهات با عشق فکر کنی، ارتعاشش رو میفرستی به سمت جهان.جهان فقط جواب میده. قضاوت نمیکنه. نمیگه این خواسته کوچیکه یا اون یکی بزرگه. فقط همون احساسی رو که از درونت میفرستی، بهت برمیگردونه.
قبلاً فکر میکردم لاغری یعنی باید سختی بکشم، گرسنگی بکشم، خودمو محدود کنم. اما حالا دارم یاد میگیرم که لاغری یعنی هماهنگی با احساس خوب. یعنی بدونی تو شایستهی سبک شدن هستی. بدونی خدا خودش تو رو در مسیر قرار داده، و نیازی نیست از شدت نگرانی کنترلش کنی.فقط کافیه بهش اعتماد کنی.
این درس گفت از «نوشتن خواستهها».راستش من همیشه از نوشتن خواستههام میترسیدم. یهجورایی انگار اگر ننویسم، کسی نمیفهمه چی میخوام و شکست نمیخورم. ولی وقتی ننویسی، یعنی هنوز خودت رو باور نکردی. یعنی هنوز نمیخوای مسئولیت خلق زندگیت رو بپذیری.الان دارم تمرین میکنم که خواستههام رو بنویسم، نه با ترس، بلکه با عشق.مثلاً مینویسم:«من بدن سبک و سالمی دارم که هر روز قویتر، متناسبتر و زندهتر میشه.»وقتی این جمله رو مینویسم، حس میکنم قلبم گرم میشه. نه به خاطر عدد ترازو، بلکه چون حس زنده بودن و تسلیم بودن به خدا رو دارم.
در این درس گفت که بنویسیم در چهار بخش زندگیمون چه میخوایم:جسم، خانه، روابط، و شغل.وای، چقدر این تقسیمبندی قشنگ بود! چون تا حالا همیشه فقط به یه جنبه نگاه کرده بودم. فقط به بدنم. اما حالا میفهمم وقتی ذهنم با خودش در صلحه، همهچیز با هم هماهنگ میشه.وقتی درونم مرتب بشه، هم بدنم تغییر میکنه، هم رابطههام، هم خونهم، هم کارم.در واقع، جسم فقط آینهی درونه.
وقتی نوشتم «جسم من»، یه لحظه مکث کردم. به خودم گفتم:«بدنم همیشه با من بوده. حتی وقتی سرزنشش کردم، باز هم داشت برام کار میکرد. نفس میکشید، هضم میکرد، رشد میکرد. فقط من بودم که ندیدمش.»اون لحظه اشکهام سرازیر شد. چون حس کردم چقدر بیانصاف بودم. چقدر از بدنم توقع داشتم بدون اینکه عاشقش باشم.اونجا بود که فهمیدم این مسیر لاغری، فقط برای کم شدن وزن نیست؛ برای بیشتر شدن عشق به خودمه.
در بخش «خانه من» نوشتم:«خونهم پر از آرامشه، پر از نور و عشق.»و بعد فهمیدم این خونه فقط خونهی فیزیکی نیست، بدنم هم خونهی روحمِ. پس باید یاد بگیرم اون رو هم با عشق نگه دارم.باورم نمیشه چقدر این جمله برام عمیق بود:«بدنت، خانهی حضوره، نه زندان اشتها.»چقدر اشتباه کرده بودم که سالها بدنم رو دشمن میدیدم، نه خانهی عشق.
وقتی رسیدم به «روابط من»، دیدم خیلی وقتها به خاطر حس کمارزشی با دیگران برخورد کردم. وقتی خودت رو دوست نداشته باشی، نمیتونی از دیگران عشق بگیری.اما الان دارم تمرین میکنم که از خودم شروع کنم. از گفتن جملههایی مثل:«من قابل دوست داشتنم، حتی وقتی کامل نیستم.»این جمله انگار دیوارهای درونم رو میریزه. همون دیوارهایی که بین من و دریافت عشق خدا فاصله انداخته بود.
و اما «شغل من».اینجا فهمیدم که کار من فقط یه وسیله است برای بیان وجودم.وقتی از درون متعادل و الهامگرفته باشم، موفقیتم خودش میاد.دیگه دنبال پول از روی ترس نیستم، بلکه از روی عشق خلق میکنم.این درس گفت: باور کن خدا مسیر رو بلدتر از توئه.و من دارم هر روز یاد میگیرم که به این جمله عمل کنم.
یه قسمت از درس گفت که فقط نوشتن کافی نیست.باید ایمان و سپاسگزاری رو باهاش ترکیب کنیم.من اوایل فقط مینوشتم و منتظر نتیجه بودم، ولی حالا یاد گرفتم وقتی مینویسم، باید حس کنم اون خواسته همین حالا توی زندگیمه.مثلاً وقتی مینویسم «من بدن متناسبی دارم»، چشمهام رو میبندم، نفس عمیق میکشم، و حس میکنم لباسهام چقدر راحتتره، بدنم چقدر سبکتره، و نگاه اطرافیان چقدر طبیعیتر شده.اون حس رو میفرستم به جهان…اون لحظه دیگه منتظر نتیجه نیستم، چون درونم اتفاق افتاده.
سپاسگزاری هم معجزه میکنه.وقتی بابت چیزهایی که داری شکر میکنی، در واقع داری ارتعاشت رو بالا میبری.من هر روز قبل از خواب سه تا چیز مینویسم که بابتشون شاکرم. گاهی چیزهای ساده مثل:«برای نفسهام، برای نوری که صبح به اتاقم میتابه، برای قلبی که هنوز میتپه.»و همون موقع یه آرامش عمیق توی وجودم میپیچه.احساس میکنم خدا لبخند میزنه و میگه:«ببین، بالاخره فهمیدی که من همیشه باهات بودم.»
تو این درس یه نکتهی خیلی مهم بود:ذهنت مثل خاکه. هر چی توش بکاری، همون رشد میکنه.اگر بذر شک بکاری، میوهی ترس برداشت میکنی.ولی اگر ایمان بکاری، رشد و زیبایی میگیری.و من حالا دارم بذر ایمان میکارم.ایمان به اینکه بدنم داره هر روز بهطور طبیعی خودش رو متعادل میکنه، بدون فشار، بدون عجله.ایمان به اینکه من لیاقت بهترینها رو دارم.و ایمان به اینکه خدا هیچوقت اشتباه نمیکنه.
وقتی از شک بیرون میای، یه چیز تازه توی وجودت زنده میشه.یه حس سبکی، مثل وقتی بعد از بارون، آفتاب میتابه.اون حسِ «میدونم که قراره خوب بشه» بیدلیل میاد سراغت.و اون لحظه، معجزه شروع میشه.چون دیگه مقاومت نداری.دیگه لازم نیست مسیر رو کنترل کنی.فقط باهاش میرقصی.
من از این درس یاد گرفتم که خدا از من خواسته فقط احساس خوب رو نگه دارم. بقیهش با اوست.و این یعنی لاغری واقعی هم همینطوره: وقتی حس سبکی رو درونت نگه داری، بدنت خودش تغییر میکنه.مثل گل که وقتی آفتاب و آب داره، خودش رشد میکنه.هیچ گلی با ترس از پژمرده شدن شکوفه نمیده.
حالا هر روز که از خواب بیدار میشم، قبل از هر کاری، یه جمله به خودم میگم:«من در مسیر هدایت الهیام. همه چیز داره درست پیش میره.»و همون لحظه یه لبخند روی لبهام میاد. چون میدونم خدا هم لبخند میزنه.
شاید هنوز به وزن دلخواهم نرسیده باشم،ولی به آرامشی رسیدم که از هزار عدد ترازو قشنگتره.من دارم سبک میشم، از درون…و این یعنی مسیرم درسته.
گاهی با خودم فکر میکنم اگر قرار بود همهچیز فقط با فکر مثبت درست بشه، پس چرا هنوز بعضی وقتها ناامید میشم؟ چرا با اینکه میدونم باید ایمان داشته باشم، بازم یه گوشهی ذهنم زمزمه میکنه: «یعنی واقعاً میشه؟»
اما بعد، یاد جملهای از همین درس میافتم که گفت:
«شک، فقط نشونهی اینه که هنوز ایمان در حال رشد کردنه، نه اینکه از بین رفته.»
این جمله نجاتم داد.
فهمیدم نباید با خودم بجنگم وقتی تردید میاد.
باید فقط بشینم کنارش، دستش رو بگیرم، و با عشق بهش بگم:
«میدونم هنوز میترسی، ولی ما باهم یاد میگیریم اعتماد کنیم.»
یه وقتایی وسط روز، وقتی توی آینه به خودم نگاه میکنم، حس میکنم هنوز همون آدم سابقم. همون بدن، همون فرم، همون لباسها.
ولی بعد یه چیزی از درونم میگه:
«ظاهر شاید هنوز همونه، ولی درونت نه. تو دیگه اون آدمی نیستی که با نفرت به خودش نگاه میکرد. تو داری با عشق نگاه میکنی، و این یعنی تغییر واقعی شروع شده.»
اون لحظه یه لبخند میزنم و به آینه میگم:
«آره، تو داری تغییر میکنی… آرام و عمیق.»
تو این مسیر فهمیدم که تغییر واقعی وقتی اتفاق میافته که دیگه عجلهای برای رسیدن نداری.
وقتی از دلِ همین لحظه لذت میبری.
وقتی از خودت، همینطوری که هستی، راضیای.
اون موقع دیگه هر کاری که میکنی، از عشق میاد، نه از کمبود.
غذا خوردن، استراحت، حرکت، همهاش تبدیل میشه به بخشی از ارتباط با خدا.
چون دیگه احساس گناه و باید و نباید نداری. فقط گوش میدی.
به صدای بدنت، به صدای دلت، به صدای حضور.
یه نکتهی خیلی قشنگ دیگه هم از این درس گرفتم:
خدا ازت نمیخواد قوی باشی، ازت میخواد صادق باشی.
یعنی اگه امروز خستهای، بگو خستهام. اگه ترسیدی، بگو ترسیدم.
چون صداقت خودش نوعی ایمانِ. ایمان به اینکه خدا تو رو با همین حالت هم میپذیره.
من همیشه فکر میکردم باید کامل بشم تا خدا دوستم داشته باشه،
ولی حالا میدونم اون از اول عاشقم بود… فقط خودم نمیدیدم.
وقتی دارم دعا میکنم یا تصویرسازی میکنم، دیگه با حالت خواهش نیست.
الان حس میکنم دارم با دوستم حرف میزنم، با کسی که منو از درون میفهمه.
میگم: «خدایا، امروز هم کمکم کن سبکتر فکر کنم. کمکم کن به جای عجله، ایمان داشته باشم. کمکم کن حضور تو رو توی هر لحظه حس کنم.»
و بعد یه حس گرم، نرم، آروم میاد توی دلم.
انگار خدا از توی قلبم جواب میده:
«من همینجام… همیشه بودم.»
شاید همین حس، همون چیزیه که تمام عمر دنبالش بودم.
نه فقط لاغری، نه فقط آرامش…
بلکه اون اطمینانِ درونی که بدونی تنها نیستی.
که یه قدرت بزرگ، مهربون و بیقید، داره از درون هدایتت میکنه.
وقتی به اون وصل میشی، دیگه شکها هم قدرتشون رو از دست میدن.
اون موقع حتی اگر هنوز در مسیر باشی، باز هم آرامی.
چون دیگه لازم نیست به نتیجه برسی تا خوشحال بشی؛
خود مسیر شده منبع شادیت.
الان میفهمم چرا اسم این دوره «زندگی با طعم خدا»ئه…
چون واقعاً هر لحظهای که با حضور و ایمان سپری بشه، مزهاش فرق داره.
مزهاش شبیه آرامش بعد از گریهست، یا آفتاب بعد از ابر.
یه طعم لطیف و واقعی که فقط وقتی دست از جنگ با خودت برمیداری، پیداش میکنی.
من دارم یاد میگیرم به جای اینکه دنبال لاغری باشم، دنبال آرامش باشم.
چون وقتی ذهنم آروم بشه، بدنم خودش راهش رو بلده.
دیگه لازم نیست مراقبش باشم، فقط باید باهاش مهربون باشم.
و این یعنی، من دارم واقعاً زندگی با طعم خدا رو تجربه میکنم.
سلام استاد عزیز
الهی شکر که تو مسیر درست قرار گرفتم
از زمانی که شروع کردم زندگیم بصورت معجزه تغییر کرده خیلی سپاسگزارم از حضورتون
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست
نوشتم و نوشتم. چون من به این تمرین عمیقاً باور دارم چون تمام تمرکزم رو میبره روی زیبایی ها و برای لحظاتی بسیار بسیار حالمو خوب میکنه.خیلی بهم احساس سرزنده بودن میده احساس میکنم وقتی مینویسم همه چیز و همه کس ساکت میشه و موج ارتباطی من با خداوند وصل میشه و در واقع اینجوری حس میکنم خدا به زمان و زمین میگه ساکت باشید و بذارید ببینم مهدیه که باهام تماس گرفته چی میخواد تا در اسرع وقت و با حال خوب دو دستی تقدیمش کنم.من معجزاتی از نوشتن دیدم که دنیا دنیا دعانویس جمع میشدن نوک سوزن هم کاری نمی تونستن اما خدایی که مدتیه شناختمش فقط و فقط با قلب و جونم وقتی براش نوشتم برام غیر ممکن ها رو ممکن ساخت امروز ی جمله ای خواندم بسیار منو به فکر فرو برد.گفت خداوند من خدای غیرممکن هاست در حالی که من ممکن ها رو ازش میخوام.پس این خداوندی که سخت ترین کارها رو بدون حرکت اضافه ای در زمان و مکان مناسب راه میکنه من چرا باید نگران باشم.من بهش ایمان دارم که خواسته ی منو اجابت میکنه.من نگران نیستم.من بسیار لذت میبرم از این زمان استراحتی که بهم داده و در سایه نشستم و نظاره گر هستم که خواسته ی من در قطار رویاهام سوت زنان برسه و منو به وجد بیاره.الهی شکر که این نوشتن هست و میتوان در هر لحظه و هر مکان برای دقایقی با حال خوب احساسمو بنویسم.الهی شکر.
یا حق
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان همراه!
من به طور کامل تمرین رو انجام دادم و در هر کدوم از موارد به ریزترین جزئیاتی که دوست دارم تجربه کنم اشاره کردم ،و هرکدوم از موارد رو طوری نوشتم که انگار همین الان اونها رو دارم و از ته دل برای هرکدوم سپاسگزاری کردم …خیلی حس خوبی در من ایجاد شده از ابتدای این دوره و هرروز این حس خوب و فوق العاده بیشتر و بیشتر میشه .این مسیر انتها نداره و تمام شدن این دوره و هر دوره ای به این معنی نیست که این مسیر تموم شده و دیگه ما همه چی رو یاد گرفتیم؛خودم به شخصه قصد دارم بعد از تمام شدن این دوره ی فوق العاده دوباره فایل های قبلی رو گوش بدم و دوره های قبلی رو که شرکت کرده بودم برای خودم تکرار کنم…چون رمز موفقیت در تکراره…
بعد از همه این حرفها میخام بگم که خدای مهربانم،تو همیشه زندگی من رو در بهترین حالت در دستان قدرتمند خودت نگه داشتی و هر لحظه لطف بی کرانت رو شامل حال من کردی …من ایمان دارم که تمام تمایلات و خواسته های ما در حیطه ی قدرت و توانمندی توعه برای همین همش از تو درخواست میکنم و میدونم که اون چیزی که به صلاح من هست رو در زندگیم قرار میدی ،بهترینش رو در بهترین زمان و در بهترین مکان بهم میدی…من در خونه ی جدید و زیبای خودم ساکن میمونم و دعا میکنم که همه ی دوستانی که در خانه های جدید و خوشگل شون هستن ساکن اون خونه های زیبا بمونند …از تو سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
سلام استاد عطارروشن عزیز 🌱
امیدوارم حالتون خوب باشه و به قول خودتون توی خونه خیلی خوبی ساکن باشین ☺️
تقریبا دوسال پیش این فایل رو برای اولین بار نگاه کردم، با اشتیاق فراوان تمرین رو انجام دادم و مطمئن بودم که برآورده میشه خواسته هام .در واقع من به اعتبار خدا میتونستم مثبت اندیشی کنم و باور کنم که میتونم شرایط بهتری در زندگیم داشته باشم..
اون زمان مهم ترین آرزوم بود به وزن ۷۵ کیلو برسم مدت هاست در این وزن قرار دارم و این روزا که دوباره این فایل بینظیر رو نگاه میکنم و بهش فکر میکنم میبینم خیلی از خواسته هام برآورده شد چون من باور کردم که میشه و میتونم و در اون احساس زندگی کردم و شددد
بزارید اول یکم از موفقیتای این دوسال بگم تا حس خوب در من و شما و تمام خواننده های این دیدگاه بیشتر بشه !!!
جسم من »من تناسب اندام کامل رو بدست آوردم از وزنی نزدیک ۱۰۰ کیلو گرم که به خاطر افکار نادرستم در سال های کنکور و پشت کنکور برام ایجاد شده بود و رسیدم به وزن ۷۵ کیلویی که یه روزی توی یکی از فایلهای لاغری تعهد دادم بهش برسم و رسیدم، وضعیت سلامیتم بسیار عالی تر شده و خیلی از بیماری ها که به علت وزن بالا در من بود رفع شدند و دیگه اثری ازشون نیست
و حالا خواسته جدیدم اینه که بهترش کنم و به وزن ۶۸ کیلو برسم 😍
توی این وزن بهتر خب من تناسب عالی تری رو بدست میارم ،همه لباس های سایز کوچیک به من میخورن ،سبک تر حرکت میکنم و راه میرم ،توی این وزن من زیباتر هستم ،صورتم لاغرتر و کشیده تر میشه و وقتی میخندم هم چشام درشت هستن😃توی این وزن تمام اعضای بدنم در تناسب کامل قرار میگیرن و حتی اضافات و باقی مانده های اضافه وزن هم از بین میره و پاهام کشیده تر میشن
پوستم صاف و شفاف تر میشه و توی عکسا فقط زیبایی میبینم از خودم
احساس توانمندیم و اطمینان به خودم بالاتر میره و من به خواسته های بهتر و پیشرفت دهنده تر فکر میکنم و زندگیم پیشرفت میکنه
دوست دارم موهام پرپشت تر و بلند بشه مثل زمانی که بچه بودم موهام رو شونه کنم و ببافمشون و توی مجالس و عروسیها خیلی قشنگ شنیون کنم و لذت ببرم از سلامت موهام
روابط من»رابطم با دیگران بسیار عوض شده خیلی خیلی بهتر از دو سال پیش ،ادما رو راحت تر همونجوری که هستند میپذیرم ،خودم راحت تر شدم باهاشون
خیلی کمتر درگیر قضاوت دیگران میشم و آرامش دارم در واقع احساس آرامش درونی دارم ،محبت بیشتر از دیگر دریافت میکنم و حرفام خیلی تأثیرگذارتر شدن.گاها که پیش میاد و حرفی رو میزنم بقیه من رو تحسین میکنن
جنس دوستام عوض شده و اونایی که برای مدت طولانی ندیدمشون خودشون دلشون برام تنگ میشه😉
بیشتر آدما رو دوست دارم اونا هم بیشتر منو دوست دارند.خودم آدم پیشرفت گراتری شدم
آدم عملگرا تری هستم.توانمندتر شدم
دلم میخواد بازم بهتر بشه من با آدمای خوشبخت و هم فاز ارتباط داشته باشم با آدمای موفق رو به رشد رفت و آمد کنم چون اینجوری خودم هم در مدار بهتری قرار میگیرم و هم کلی نکات ارزشمند و افکار خوشبخت کننده یاد میگیرم ازشون و زندگیم رشد پیدا میکنه
رابطه ام با خدا »خیلی بهتر شده ،اعتماد بهش چندین برابر شده آرامش درونیم منشأش خداونده
باور کردم روزی منو آورد به این سایت در بهترین جایی که من میتونستم خودم رو بهتر کنم.راستش رو باید بگم من از آموزش های شما حرف شنوی داشتم استاد
چندباری وسوسه شدم که برم سمت اساتیدی که تخصصی در این حوزه کار میکنن،با اینکه حرفای خوب اونا او هم میشنیدم ولی در جانم نفوذ نمیکرد و بعد از مدتی فراموش میشد پس دیگه نرفتم
ولی این سایت و حرفای شما در ذهنم حک میشن انگار ،
من عاشق دوره طعم خدا هستم ،فوق العاده اس این دورهه بینهایت از خدا و شما سپاسگزارم بابت این محتوا
ولی بازم میخوام رابطه بهتر بشه چون بیس همه چیز در دنیا و آخرت همینه !
اگه من رابطه خوبی با خدا داشته باشم با همه چیز رابطه و صلح بیشتری قرار میگیرم ،هدفی که خدا برام در نظر گرفته برآورده میشه و من به رستگاری در دنیا و آخرت میرسم
شغل من »در شغلم که معلمی هست پیشرفت کردم ،عاشق بچه ها شدم ،تدریس ها و ارائه های بسیار عالی انجام دادم مورد تحسین و تشویق اساتید قرار گرفتم ،به دنبال ارتقا خودم رفتم،از نظر شخصیتی روی خودم کار کردم ،دیگه به دیگران کاری نگرفتم و از خدا کمک میگرفتم و راه ها باز میشد به راحتی…
مطمئنم به زودی زود در حیطه کاری خودم با کمک خدا میدرخشم احساس عالی موفقیت در من شعله ور میشه و من به عنوان یه آدم موفق و تاثیرگذار گام برمیداریم و زندگی میکنم ،ارتقا پیدا میکنم و مدارج بهتر و موقعیت های بهتر رو کسب میکنم در اون صورت من به خودم افتخار میکنم هر لحظه که تونستم تاثیری مثبت بزارم روی جهان اطرافم.تونستم نقش مفید و سازنده داشته باشم
من توی این دوسال دیگه پیشامد بدی رو نداشتم و زندگیم در حالت آرامش قرار گرفته!!توی یکی از فایلا میگفتین اول شرایط منفی بهبود پیدا میکنه و به صفر میرسه و بعد اگه ادامه بدین شرایط مثبت میشه
برای منم این اتفاق افتاد و همینطور شد
من تعهد دادم که با کمک خدا زندگیم رو بسازم
خونه من»من ازدواج نکردم و خونه ندارم
این روزا دارم به همسفر عالی خودم فکر میکنم و میخوام زندگی خودمو داشته باشم مطمئنم همون جور که خدا توی بقیه موارد کمکم کرده توی این موردم هوامو داره😍
من یه خونه دلباز توی مناطق عالی شهر میخوام
یه حیاط متوسط داشته باشه که ماشینامون توش راحت قرار بگیره و سمت دیگه اش یه باغچه پر از گلای سرسبز و بزرگ
از وسط حیاط درب ورودی باشه و هال من بزرگ و دلباز باشه، ست خونمون سفید کرم یا سفید فیروزه ای باشه و یه پذیرایی بزرگ داشته باشه
اطراف خونه رو مبلای راحتی میزاریم و انتهای هال یه جزیره شیک و خوشگل ،کابینتای سفید دوست دارم
آشپزخونم بزرگ باشه و یه پنجره خوشگل داشته باشه تا هنگام آشپزی کردن از زیبایی گل و گیاه باغچه پشتی لذت ببرم .
دو تا خواب در طبقه پایین باشه و سرویس حمام و سرویس بهداشتی امکانات عالی داشته باشند
دلم میخواد خونمون ۴ خوابه باشه تا موقع مهمونداری راحت باشم .دوست دارم بارها و بارها خانواده هامون و دوستانمون رو به خونمون دعوت کنم و از بودن با هم لذت ببریم و خوشحال باشیم.و خونه ی ما فضایی بسیار عالی داشته باشه
از گوشه سمت راست خونه پله بخوره و بره طبقه بالا و اونجا دوتا اتاق باشه و سرویس گرمایشی وسرمایشی عالی توی خونه ما باشع گلای سرسبز و تازه رو طبقه بالا قرار میدیم و یه تراس داشته باشه تا کنار هم بشینیم.
و همراه همه اینا که عالین و لذت بخشه برام دلم میخواد توی زندگیم طعم عالی خدا و محبت و عشق و آرامش و شادی وجود داشته باشه دلم میخواد یه خانواده سالم و موفق و خوشبخت کنار هم باشیم
چون اینجور من احساس خوشبختی و تکمیل بودن زندگی رو میکنم ،احساس اینکه همه چی درسته و توی بغل خدام
همسرم آدم بسیار پایه ای برای خوب زندگی کردن باشه و تفاهم و درک متقابل داشته باشیم،اعتقاداتمون شبیه هم باشه و باهم بسیار مچ بشیم ،پیشرفت گرا باشه و حامی من باشه در زندگی.راستی این موردم برام خیلی مهمه که اون شخصیت آروم و شاد ،متین و شاکری باشه مثل آدمی که الان خودم نزدیک شدم بهش.اینجوری اطمینانم به خدا میلیون ها برابر میشه و همه چی توی زندگیم بهتر میشه ،خودم امنیت فکری خواهم داشت.درهای موفقیت و پیشرفت بیشتری برام باز میشه .از باهم بودنمون لذت میبریم ،زندگی مستقل رو شروع میکنیم و یه شریک زندگی فوق العاده خواهم داشت که بهم توی زندگی کمک میکنه.
من از ته قلبم به قدرت خدا اعتماد کردم و میدونم که میتونه و میده این زندگی رو بهم فقط کافیه من در این خونه زیبا و دوست داشتنی بمونم و از این مدار و احساس خارج نشم.منم توانمندم همون طور که برام اتفاقات زیبا که گفتم افتاده پس هنوزم میافته
بازم ازتون مچکرم استاد عزیزم 🌱🙏🏻
نشان های دریافت شده
سلام دوست هم مسیرم
وای که حقدر رویای عالی تو ذهنت ساختی خیلی ابعاد زیاد داره این نشان از کسترش ذهنت هست دوست عزیزم این رویا هی پردازش کن که دراینده حتما مال خودت هست یقین دارم که بهش میرسیی جون من چندین سال این مسبر رو زمانهای کمی داشتم کامل نبود زمانی بود وزمانی اصلا نداشتم وزمان برد که به به شکل هدبه داده شد از هدایت وحمایت خالقم جون تسلیم واقعی شدم این زمان به من داده شد
امروز از لطف محبت خالقم از صبح داشتم جاکزین می کردم مسیرم تو یی بخش دیگه که به این دیدکاه عالی شما رسیدم
انقدر امروزم اخر این تحلیل و دریافت ایده و حال خوب داشتم با خنده وشادی وصف نشدنی که از خنده زیاد اشکم ریختن وارد سایت شدم به این دیدکاه عالی شما هم رسیدم همه جیز دست به دست همدادن این تحربه عالی برای جاکزینی عالی مسیرتو سلامتی من بشه از شما دوست عزیز تشکر دارم که دیدکاه عالی شما حال دلم عالتر کرد امید که به هرانچه نوشتی با یقن واطمینان برسی امین
ویی نکته جه زمان جه سن عالی شما وارد این مسیر شدید وافعا قدر دان باشید که لطف خداودند تو اوج جوانی شامل حالتون شده برای من دعا کن عزیزم
دوست هممسیرت صالحه
سلام صالحه جانم خوبی عزیزم؟؟
خوشحالم که با خوندن دیدگاهم حالتون بهتر شده 🌱
ممنونم که احساس خوبت رو بهم منتقل کردی😘🙏🏻
امیدوارم شما هم توی هر مسیری که میخوای موفق باشی و بدرخشی
بزارید بگم که شما نشانه ای بودین که من دیشب قبل خواب از خدا خواستم
بهش گفتم خدایا فردا خوشحالی بهم بده و امروز درگیر کارای روزمره خودم بودم که باید انجام میدادم
الان که اومدم توی سایت دیدم شما پاسخ دیدگاهی که ۱۷ روز قبل گذاشتم رو دادین
و همین الان توی ذهنم اومد که دیشب از خدا خوشحالی متفاوت خواستی
بفرما اینم نشانه اش!!!نشانه ای که نوید خواستمو میده خداروشکر واقعا.
خداروشکر میکنم که دریافت کردم جوابمو از زبان شما دوست عزیزم 🧡
خداروشکر که جواب میده خدامون .
پیروز و موفق و سلامت و خوشبخت باشین تا ابد 🌱
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم
وفتی متن شما رو خواندم اشک شادی توجشم حلقه زد من کمترین نشانه از سمت خالق برای یی بنده دیکه من صالحه از خداوند دیگه چی میخوام که وجودم این حس برای ی دوست هم مسبر ساخته حال روحیم عالی بود با خواندن این متن به اوح خودش رسبد امید که به شکل دریافت وارد زندکی من بشه وحسی بهتر ازاین دریافت لمس حسش کنم برای شما دوست عزبزم بهترنها ازخالقم اروز دارم تو بهتراین کل درخواستن قرار بکیری امین
صالحه دوست هم مسیرت
خدا پشت وپناهت باشه حق نکه دارت باشه
نشان های دریافت شده
سلام استاد جان ،امیدوارم که چطورتون عالی باشه وپرانرژی باشید
چند روزی که روی این فایل گیر کردم
چند روز پیش داخل دفترچه تمرینات م نوشتمش ولی اینجا که میومدم بنویسم نمیتونستم ویه چیزی مدام بهم میگفت فایل های جدید دوره تغییر زندگی ببین وانجام بده
خلاصه داشت حسم بد میکرد ولی به خودم گفتم چه اهمیتی داره چیو گوش کنم مهم درمسیر بودن اگه نمیتونم اینجا بنویسم وتمرینش حل کنم حال خودمو نمیگیرم حالا اینکه کدوم باور غلط یا درست ناخودآگاهم مانع ادامه شده یا خواست خداست فقط نذار احساست بد بشه
امروز نصف فایل گوش کردم
تقریبا ۵ باری گوشش کرده بودم ودیده بودم به نیمه های فایل که رسیدم یه حسی بهم گفت رهاش کن مثل وسواس شده برات عالی بودن دراین راه رهاش کن فقط تمرینش انجام بده وتمام وحرکت کن این دوره مثل آموزش رانندگی وطی مسیر مثلا باید بری مشهد درراه بهت یاد میده استاد چطور رانندگی کنی ومسیر پیدا کنی تا سالم برسی اما اگه یه جا دست انداز داشت وتو با سرعت زیاد رد کردی نمیاد بگه خب بزن کنار پیاده شو دست انداز دیدی برو عقب دوباره با سرعت کمتری رد شو حالا هی تکرار کن تا یاد بگیری
نهههههه جانم
میگه دیدی تند رفتی چه تنشی کشیدی دفعه بعدی سرعت گیر دیدی آهسته تر برو ولی برو نترس دیدی که حتی با اینکه خودتو دچار چالش کردی زنده ای یکم استرس کشیدی حالت خراب شد ولی ادامه بده بیخیال فکرش نکن بعدی رو با حس وحال بهتر ومرکز بیشتر رد میکنی
این دوره هم همین صبر کردن وتوقف نداره راهتو برو دنیا زمان وعمر برات صبر نمیکنن جاده است اتوبان دنده عقب نداره بازم باغات تو راه رستوران سر راهی زیاده رد کردی دیگه برو برسی بعدی
نعمات از دست دادی بیخیال برو جلوتر بازم هست بهترم هست دیدین میرید شمال توجاده کرج کلوچه وترشی میفروشن میگی بزنم کنار بخرم پدرتون میگه نه جلوتر بهترش هست برو میری وسط راهم دوباره میبینی سرعتت زیاده ردش میکنی میگی عه یادم رفت بخرم میگن عیب نداره خودشهرش معدن کلوچه است وترشی وحصیر اونجا ارزون ترش وبهتر میخری بازم نخریدی برگشت میخری حتی وقتی یادت میره ته مسیر دوباره برمیگردی تهران دوباره میتونی از شهر خودت بخری من خیلی وقتا شده گز اصفهان از تهران خریدم سوغات دادم سوهان قم از تهران خریدم کلوچه شمال از تهران خریدم
بیخیالش مگه نعمات تمومی دارن کاری نداشته باشید به قیمتش برای خدا همه نعمات یه قیمت دارن حال واحساس خوب نه تورم میخوره بهش نه با دلار وزمان عوض میشه بهاش همیشه احساس وحال خوب
این شد که اومدم ونوشتم
دیدم براجسمم خواستم پوستی شفاف وبدون لک وجای زخم وجوش داشته باشم وسفید وشفاف بشه مثل روزی که از مادرم متولد شدم بینقص وجوان وشاداب تا حس خوشبختی بیشتری روتجربه کنم به راحتی هرلباسی دوست دارم بپوشم وبا اعتماد به نفس وزیبایی بیشتری لباس های باز بپوشم ولذتش ببرم
دوست دارم جسمم به اندام دلخواهم برسه شکم پهلویی تخت واندامی لاغر ولی سفت ورزشکاری وروفرم که حتی یه تیکه پارچه ام بپوشم روی بدنم بدرخشد وزیبا وجذاب باشم
تا هر روز از بدنم لذت ببرم وحس جوانی وجذاب بودن وشادتب بودنم بیشتر بشه
دوست دارم موهایی پر بلند وسالم داشته باشم تاهمیشه از شونه کردن ودرست کردنش نهایت لذت ببرم
به به
درمورد روابطم دوست دارم روز به روز روابطم باهمسرم عاشقانه تر صمیمی تر وپراز آرامش واحترام بیشتری بشه دوست دارم لحظات ناب وهیجان انگیز زیادی رو باهم تجربه کنیم طوری که وقتی پیر شدیم چشمامون از دیدن همدیگه هر روز ستاره بارون بشه وقلبمون هر لحظه برای هم ضعف بره مثل لی لی ومجنون قصه ها طوری که درکنار هم رو ابرا سیر کنیم اینطور عاشقانه تا هر روز احساسات قشنگ تر ولذت بخش تری رو باهم تجربه کنیم ومن خوشبختی بیشتری روبچشم ودرمورد روابطم با اطرافیانم دوست دارم من حس وحال نسبت بهشون خوب باشه اونا منو دوست داشته باشن هر بار هرکس میبینم یا باهاش حرف میزنم انرژی مثبت بهش بدم وانرژی مثبت بگیرم ازش آدمها رفته رفته برام احترام وارزش بیشتر قائل بشن بیشتر هوامو داشته باشن واحساس خوب دوستی ومهربانیشون روز به روز بیشتر بشه نسبت بهم وآدمهای اشتباهی هم ازدواج پراکنده شن وجاشون بل آدمهای خوب وپرانرژی عوض کنن
درمورد شغلم
دوست دارم از دوجا درآمد داشته باشم یکی سرمایه گذاری کنم وماهانه به قدری فردی که کارمند عالی رتبه رسمی کشور مثلا ۷۰ تا ۱۰۰ ملیون درماه درآمد ثابتم باشه فقط برای احتیاجاتم وزندگیم وخرج هام وچیزایی که دوست دارم بخرم
ودرکنارشم یک کاری داشته باشم که مثل شغل استاد داخل خونه باشه درآمدش ثابت نباشه ولی روز به روز بهتر بشه جوری که رقمش به مبلغ های میلیاردی برسه خیلی کارمو دوست داشته باشم از تک تک لحظاتش لذت ببرم وهر روز به شخصیت من اضافه کنه یعنی منو آدم بهتریم بکنه وکاری باشه که درکنار فرزند وهمسر عزیزم ادامش بدم تک تک لحظاتم پیششون باشم وکارم زمان ومکان نداشته باشه وخودم به تنهایی بتونم انجامش بدم تا بتونم درکنار احساس کسب درآمد ومفید بودن وتامین رفاه خانواده وخودم ودختر عزیزم درکنارشونم باشم احساس خوشبختی بودن درکنار عزیزانم هم دریافت کنم
نشان های دریافت شده
خدایا تو را سپاس که امروزم زنده هستم یه فرصت دیگه دارم تا یه روز پر از اتفاقات خوب تجربه و زندگی کنم
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
واما تمرین امروز
.جسم من
من از وقتی سلامتی کل جسمم تجربه کردم
در بهترین و بالاترین حد سلامتی خودم هستم یعنی دارم سلامتی ماوراطبیعی رو تجربه میکنم و این امر سبب شده من انسان بسیار خوشحالی باشن با روحیه عالی و باعث شده کلی هدر رفتن پول نداشته باشم و باعث شده بتونم از زندگیم لذت ببرم سپاسگزار خداوندم باشم خدایا شکرت
من از وقتی سلامتی کل جسمم تجربه کردم
وارد یه رویای دیکه ای شدم دنیایی سراسر شادی و لذت خدارو شکر میکنم که دیگه نیاز به یک مسکن هم ندارم دنیایی که تک تک سلولهای بدنم به بهترین شکل ممکن کار میکنند و همه سلولها جوان و زنده هستن و این امر سبب شده من همیشه سلامت و سلامتر باشم بتونم از لحظه لحظه زندگیم نهایت لذت رو ببرم و سپاسگزار خداوندم باشم خدایا شکرت
من از وقتی سلامتی کل جسمم تجربه کردم
همیشه حالم خوبه و همیشه صبح زود بیدار میشم و این امر سبب شده خانوادهام و اطرافیانم نیز در آرامش خاطر بسر ببرن خیلی خوشحال هستند که مادرشون همسرشون و میبینن مثل قبل شاد و سرحال خوشحال صبح زود بیدار میشه غذا میپزه به خونه رسیدگی میکنه پر از انرژی و با نشاط هر کس میگه بریم بیرون اولین نفر جلوی درب حاضره بچه ها میبینن مادرشون با قبل خیلی تفاوت داره و خیالشون راحت میشه و به من اجازه میدن تنهایی هر کجا که دوست دارم برم خدایا شکرت
من از وقتی سلامتی کل جسمم تجربه کردم
من خیلی با حوصله و پر انرژی با حوصله شاد شدم به بهترین شکل ممکن روزم به شب و شبم به روز میرسونم دیگه راحت میخوابم و صبح زود بیدار میشم آنقدر پر انرژی شدم که کل کارهای خونه رو در عرض دوساعت انجام میدم و به درسهام رسیدگی میکنم همه میگن مامانت چقدر روحیهاش خوب شده فکر میکنن میرم ورزش و من میتونم از زندگیم لذت ببرم سپاسگزار خداوندم بشم خدایا شکرت
من از وقتی سلامتی کل جسمم تجربه کردم
یه زندگی عالی و لذت بخشی رو تجربه میکنم دیگه قرص خواب و هیچ دارویی نمیخورم و با فایلهای شبانه بخواب آرام و عمیقی میرم و صبح زود ساعت ۶ بیدار میشم سالم و سلامت سرحال پرانرژی با نشاط با حوصله میرم دست و صورت خودم رو میشورم و میام روی تختم تا ساعت ۷ سپاسگزار خداوندم میشم و بعد از اتاق میام بیرون از فرصتی که خداوند به من داده تشکر میکنم یه روز کاملا جدید و عالی پر از اتفاقات خوب تجربه و زندگی میکنم از زندگیم نهایت لذت میبرم و سپاسگزار خداوندم میشم خدایا شکرت
من از وقتی سلامتی کل جسم تجربه کردم
شفا الهی گوشهام رو نیز تجربه کردم و بیماری منیر هم کلا از بدنم خارج شده و دیگه من سالم سالم سالم شدم و میتونم کوچکترین صدا رو هم بشنوم طوریکه اگر زیر لب زمزمه کنه من صدای اونو میشنوم من از خداوند بزرگم ممنون متشکر سپاسگزارم چون من قبلا هم چند بار شفا الهی رو تجربه و زندگی کردم و یه دنیای کاملا جدید زندگی با طعم شنوایی کامل باشفا الهی تجربه کردم الان خیلی راحتر و بهتر میتونم زندگی کنم و میتونم نهایت لذت از لحظه لحظه زندگیم ببرم سپاسگزار خداوندم باشم خدایا شکرت
تناسب اندام ایدهال من
من از وقتی تناسب اندام ایدهالم که وزن ۵۰ کیلو سایز ۳۶ قد ۱۶۵ هست تجربه کردم
وارد بعد جدیدی از زندگیم شدم وارد دنیای دیگهای شدم نمیدونید این جا چه جایی اینجا گوشهای از بهشت اینجا همه چیز هست اینجا هوای معتدل د دل نوازی داره خیلی لذت بخسگش عالی و بی نظیره خدایا شکرت
من از وقتی تناسب اندام ایدهالم تجربه کردم
من دارم دنیای کوچک خودم میسازم
من از وقتی تناسب اندام ایدهالم تجربه کردم
کل زندگیم متحول شده میرم معازه لباس بخرم چون سایز ۳۶ خیلی مشتری نداره تعداد معدودی از انسانها این سایز تجربه و زندگی میکنن این سایز لباسهای همه خیلی کمتر از قیمت واقعی خودشون من هر بار برم خرید کلی لباس میخرم و لباسهای قبلی مرحله به مرحله هدیه میدم خدایا شکرت
من از وقتی تناسب اندام ایده الم تجربه کردم
قدم بلندتر شده کلی شلوار هام به من کوتاه شدن و من میرم بازار انواع شلوارها رو در سایز خودم در مدلهای جدید و زیبا تهیه میکنم شلوارهای قبلی رو هدیه میدم اونهایی که نو هستند خدایا شکرت
من از وقتی تناسب اندام ایدهالم تجربه کردم
همه با تعجب به من نگاه میکنن اونهایی که منو میشناسن و میدونستن چه اندامی چه قدی داشتم و از من سوال میکنن چکار کردی من هم لینک سایت میدم و بسیار خوشحال و سپاسگزارم که دستان خداوندم شدم بر روی زمین و با تغییر خودم تونستم انسانهای بسیاری رو به این مسير الهی دعوت کنم تا اونها هم بتونن خدای خودشونو بشناسن و دنیای کوچک خودشونو بسازن خدایا شکرت
من از وقتی تناسب اندام ایدهالم تجربه کردم .
اول اینکه جسمی سالم و سلامت ک لاغر کشیده رو تجربه کردم و این امر سبب شده من جوانتر باشم پوستی صاف سفید زیبا و چهره دوست داشتنی و بدون عینک شفا الهی چشمانم ابروهای پر و زیبا ی خودم تجربه کنم و یه انسان خوش هیکل زیبا که هر لباسی بپوشه به تنش میشینه زیباتر میشه و باعث شده این روزا خیلی از خودم عکس بگیرم تند تند عکس پروفایلم تغییر بدم
تازه آشنایان من آنقدر دوست دارن با من عکس بگیرن یادگاری نگاه کنن قدرت خداوند در اندام زیبای من ببینن و من میتونم برم خرید از لباسهای خیابانی خرید کنم بدون پرو و مطمئنم که اندازه من است انگار اون لباس مخصوص من دوخته شده اینجوری میتونم از زندگیم نهایت لذت ببرم و سپاسگزار خداوندم باشم خدایا شکرت
من از وقتی تناسب اندام ایدهالم تجربه کردم زندگی برای من خیلی زودتر و لذت بخش تر شده تازه کلی از مشکلاتی که داشتم هم خدارو شکر دیگه الان هیچ کدومشو ندارم خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم خدایا شکرت
و اینها همه باعث شده که من به خدای خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و هر لحظه سپاسگزار خدای خودم باشم باعث شده من همیشه در بهترین و بالاترین حد خودم باشم در تمام جنبهای زندگیم دو بتونم یه زندگی سراسر آرامش شادی لدت سپاسگزاری رو در بهترین ورژن خودش تجربه و زندگی کنم و بتونم یه زندگی با طعم خدا رو به معنی واقعی اون تجربه کنم احساس خوب آرامش حال دل خوب رو هم تجربه کنم خدایا شکرت
شغل من
من از وقتی صاحب شکل شدم و کسب کاری ایجاد کردم تونستم به راحتی از اون درآمد کسب کنم اصلا بذارید براتون داستان شغل داشتن درآمد کسب کردن پولدار شدن خودم براتون تعریف کنم
جونم براتون بگه یه روزی من دیدم که برای خودم باید شغلی داشته باشم تا بتونم ازش درآمد کسب نم نیازهای خودم ساپورت کنم
من کلی فکر کردم که چکار کنم چه کار نکنم من باید صاحب شغلی بشم بعد از مدتی که پراکنده فکر میکردم هر وقت زمانی پیش میومد خلاصه تصمیم گرفتم همان علاقه خودم که بافت لباس بچه گانه بود بعنوان شغلم انتخاب کنم بفروشم اینجوری پول وارد زندگی من بشه تا بتونم یه زندگی راحت آرام برای خودم ایجاد کنم
یه روزی از اون روزهای خوب خدا من تصمیم گرفتم چند تا لباس ببافم برای فروش تا بتونم پول وارد زندگیم کنم و تصمیم گرفتم لباسها رو که بافتم یه پیجی در شبکه اجتماعی بنام دیوار آگهی کنم
از قرار معلوم نشستم روزی دو یا سه ساعت لباس بافتم یه ژاکت بافتم با طرح پشتش آهو بود یه لباس یقه ۷ بافتم با طرح پشتش کشتی و یه شال گردن بافتم اول آخرش طوری بافتم که مثل جیب بشه که بچه هر وقت سردش شد دستش بذار توی اون جیب بجای دستکش
خلاصه لباسها رو بافتم آگهی کردم دو یا سه روز بعد دیدم یکی زنگ میزنه گفتم بسم الله الرحمن الرحیم ببینم کیه یه خانمی بود که مثل اینکه از لباسهای آگهی شده خیلی خیلی خوشش اومده بود گفت من لباسها رو میخوام و شماره کارت بدید براتون پولشو واریز کنم در عین اینکه داشتیم صحبت میکردیم دیدم یه پیام واریزی اومد ۲ ملیون تومن گفت من واریز کردم گفتم زیاد گفت قابل نداره کلی تعارف اینا گفت نه شما زت کشیدید و بعد گفت یه اسنپ میفرستم با این مشخصات بهش بدید بیاره منم آدرس پیامک کردم لباسها رو برد و بعد تشکر کرد که رسید
من آنقدر تعجب کرده بودم که به این زودی مشتری بیاد همه رو با هم بخره بدون اینکه قیمت بدم خودش به دلخواه خودش پول واریز کنه و من اومدم سپاسگزار خداوندم شدم سجده شکر بجا آوردم چون این خانم اولین کسی بود که باعث شد پول به کارت من واریز بشه از قضا ایشون یه فرد پولدار راحت پول خرج کن ایراد نگیر عاشق بافت با دست بود
و ایشون نه تنها خودش مشتری من شد بلکه دوستانش رو هم به من معرفی کرد بعد اونها هم سفارش میدادن برای هر لباسی یک ملیون تومن برای من واریز میکردن میگفتن این سنتی بافت و وسیله های سنتی ارزش بسیار زیادی دارن
خلاصه دوستانش هم به من سفارش میدادن لباس بهشون میفرستادم به این شکل من تونستم به راحتی پول وارد زندگیم کنم و انسان پولداری بشم اینجوری یه زندگی عالی راحت رو تجربه میکردم خودم کار میکردم درآمد کسب میکردم و نیازهای خودم برآورده میکردم اینجوری میتونستم بهترین هدیه ها رو برای بچه ها بخرم اینجوری تونستم بهترین غذاها بهترین لباسها بهترین هر چیزی به راحتی تهیه و استفاده کنم و یه زندگی سرشار از آرامش لدت پول سلامتی تناسب اندام با طعم خدا رو تجربه کردم خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم خدایا تو را سپاس
بعد اینو براتون تعریف کنم که چه جوری ثروتمند شدم
یه روزی از روزهای خداوند که همه چیز داشت بر وفق مراد من پیش میرفت اتفاقات خوب یکی پس از دیگری از راه میرسید منو خوشحال سپاسگزارتر میکرد
یه آقایی زنگ زد گفت من یه سیسمونی دارمتهیه میکنم برای بدنیا اومدن اولین نوه عزیزم میخوام چند تا لباس براش ببافید میشه منم بهشون تبریک گفتم گفتم چرا نمیشه دختر یا پسر گفت پسر
بعد گفت شما ۹ ماه وقت داری این لباسها رو حاضر کنی گفت اگر در عرض ۹ ماه حاضر بشه من مبلغ ۵ میلیارد برای شما واریز میکنم و شماره کارت خواست منم براشون فرستادم
از قضا ایشون هم فردی میلیاردر بود و گفت اگر قبل از ۹ ماه حاضر کنی من دو برابر اون مبلغ براتون واریز میکنم خلاصه ۵ میلیارد اول واریز کرد خدا شاهده اگر بگم سلولهای تنم زنده شدن باور نمیکنید تا حالا در خانواده منم این مبلغ نداشتن تجربه نکرده بودن
من شروع کردم به بافتن سعی میکردم زودتر تموم بشه تا ۵ میلیارد دومم دریافت کنم و ایشون لباسهای دو ساله تا چهار ساله رو خواسته بود منم بافتم ۷ ماهه تموم کردم و تازه یه لباسی که ایشون سفارش نداده بود هم بافتم بهشون هدیه دادم گفتم کادو بدنیا اومدن نوه شما ایشون هم بقیه مبلغ ریخت با کادو تولد اولین نوه شون
اینجوری شد که من هم ثروتمند شدم و الان ۵ ساله که برای این مشتریان لباس میبالم پول وارد زندگیم میکنم میتونم علاوه بر نیازهای خودم نیازهای بزرگتر خودم و بچه ها رو هم ساپورت کنم
اینجوری پول وارد زندگی من شد و باعث شد که من همیشه شاد باشم بخندم فقط محتاج خدا باشم الان دیگه من هیچ نیاز مالی به همسرم ندارم و تازه دخترم نیز در شغل خودش موفقیتهایی کسب کرده راحت گذران زندگی میکنه کلی پول پس انداز داره
میدونید اینجوری خیلی بهتر شد دیگه همه هزینه بر عهده همسرم نیست دیگه ایشون هم استقلال مالی پیدا کرده میتونه پولهایی که بدست بیاره برای لذت بردن از زندگی خودش مصرف کنه چون الان هم من شغل دارم هم دخترم و اینجوری بار سنگینی از همسرم برداشته میشه و ایشون هم به آرزوی خودش که خرید و فروش خونه بود رسید الان ایشون خونهایی که تعمیرات نیاز داره رو با قیمت کمتر میخره و حسابی تعمیر میکنه شیک میکنه میفروشه
خانه من
من از وقتی صاحب خونه رویایی خودم شدم
من میخوام الان داستان خریدن خونه رویایی امبراتون تعریف کنم
یه روزی از اون روزهای خوب خدا اتفاق شگفت انگیزی که همون معجزه است در زندگی من رخ داد
یه روزی دیدم که من الان ۱۱ میلیارد پول دارم پس اندازم حاصل زحمتهای خودم گفتم میخوام برم خونه بخرم
رفتم ۷ تیر کرج من خیلی دوست داشتم اونجا خونه داشته باشم اونجا مرکز شهر نیست ولی به تمام جاها راه داره دقیقا همون جایی ه من دوست دارم همه چیز در اطراف من به بهترین شکل خودش قرار داره یه پارکی داره که راحت میتونی صبح زود بری پیاده روی کنی یه محلی داره غروبهای مردم میان هر کسی دوست داره دوچرخه سواری میکنه مغازهایی هم داره که بستنی ساندویج داره همه میان چند ساعتی هستن میرن اونجا محله خیلی خوبی همه خونه بزرگ و نوساز هستند و خونه های قدیمی هم کم داره
یه روزی تصمیم گرفتم برم املاک مسکن اون جا سوال کنم خونه ۱۲۰ مهریهاش چجوری رفتم املاک گفت اینجا خونهاش ۳ یا ۴ خوابه است الان سه اتاق خوابه ندارم ۴ اتاق خوابه زیاد اتفاقا من خیلی دوست داشتم خونهای ۴ اتاق خوابه باشه که اتاق کار دخترم جدا باشه
خلاصه با هم صحبت کردیم قیمت متراز اتاقها رو پرسیدم و چون تنها رفته بودم قرار گذاشتیم یه روزی مشخص کنن هم صاحب خونه بیاد هم من همسرم ببرم خونه رو ببینیم
خلاصه قرار شد روز دوشنبه بعد از ظهر ساعت ۴ بریم به املاک و خونه رو ببینیم ما رفتیم نیم ساعت زودتر رسیدیم اتفاقا بعد از ما صاحب خونه رسید خلاصه رفتیم خونه رو ببینیم صاحب خونه میخواست برای همیشه مهاجرت کنن به آمریکا بچها رفته بودن با مادرشون ایشون هم مونده بود تا همه چیز به دلار تبدیل کنه برای همیشه بره
از قضا فقط همین خونه مونده بود من یه حسی داشتم خوشحالی بود نمیدونم بی قرار بودم ولی خوشحال بودم خلاصه رفتیم صاحب خونه در رو که باز کرد من به داخل نگاه کردم پارکت زیبایی دیدم که من همیشه دوست داشتم خونه رویایی من اون پارکها رو داشته باشه طوسی کم رنگ پر رنگ
بعد رفتیم داخل من غیر ارادی انگشتانم کشیدم به پارکت بوسش کردم و خدا رو شکر کردم که خدایا من پارکت رو که دوست دارم این خونه داره و من دیدم نو نو بود
صاحب خونه از کار من تعجب کرد و من دلیلش گفتم اینو بگم که همسرم با صاحب خونه صحبت میکردن به من گفتن برو خونه رو ببین منم داخل شدم اونا نم نم میومدن دیدم یه حال داره که یه کمد دیواری سراسری شیک هم داره بازم خدارو شکر کردم که خدایا کمد دیواری که دوست داشتم دیدم با چشمان خودم خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم
من داشتم وارد پذیرایی شدم محو تماشای اون شدم اونها هم هواسشون به من بود گاهی دیرم همون خونه رویایی منه پذیرایی بزرگ فرشهای طوسی خوشرنگ پر رنگ پردهای زیبا سفید و طوسی مبل جدید و زیبا طوسی کم رنگ پرنگ نارنجی قسمتهایی از پذیرایی هم چند تا گلدون گل بزرگ بود اسمشو نمیدونم و یکی از گلدانها حسن یوسف بود من تا حالا ندیده بودم رنگ برگش زرشکی بود برگها به شکل مثلث بود یه جورایی شبیه دم نهنگ بود وسط اون گل سبز بود خیلی زیبا بود تا حالا ندیده بودم
بعد رفتم اتاقها رو نگاه کردم دقیقا همونی بود که من دوست داشتم یه اتاق بزرگ با کمد دیواری با یه اینه قدی و یه تخت تاشو که زیرش سه تا کشو بود هر اتاق سیستم سرمایشی و گرمایشی داشت همه اتاقها رو به حیاط بود یه شیشه بزرگ داشت که باعث شده بود نور کافی داخل اتاقها بشه من هر چیزی که میدیدم از خدای بزرگ و متعالی سپاسگزاری میکردم خدایا شکرت اون اتاقی که من دوست دارم با تمام امکاناتش خدایا این خونه داره و من داره با چشمانم اونو میبینم با دستهام دارم لمیشون میکنم خدایا شکرت خدایا خیلی بزرگی خیلی مهربانی
.
تازه یکی از اون اتاقها میز تحریر داشت با کتابخانه با خودم گفتم اینج برای منه یه اتاقم داشت از همه اتاقها بزرگتر بود گفتم اینجا هم برای دخترم اتاق کار بشه خیلی عالی بود همه اتاقها کمد دیواری امکانات داشت
سرویس بهداشتی هم همونی بود که من سالها آرزو داشتم داشته باشم هم توالت فرنگی داشت هم ایرانی کاشیها هم سفید نو تمیز کف سرامیک نو سفید نور هم سفید بود اونجا رو زیبا زیباتر کرده بود
حمام هم همین طور بود تمام شیراالاتها همه تو و رنگی مناسب اون طرح و رنگ اون محل مثل سرویسها
بعد رفتم آشپزخونه سه طرف اون کابیت ام دی ام بود با بکس ماشین لباسشویی و ظرفشویی گاز صفحهای زیبا هود مکس مشکی دیجیتال
بعد میتونستی هم از پذیرایی هم از یکی از اتاقها درب داشت وارد ایوان بشی تو ایوان اونجا یه میز ناهار خوری بود یه تخت و پشتی که بشینی چای بخوری خستگی در کنی یه طرف اونم تزئین شده بود برای گذاشتن گلدان گل
بعد وارد حیاط میشدی یه قسمت باغچه بود با چند تا درخت یه قسمتش پارکینگ بود دیوارهای حیاط هم مرتب و تمیز رنگ شده بود
آشپزخونه یه جزیره داشت با یه شیر آبی قشنگ یه سینگ اونم در داشت که اگر نیاز نداشتی میتونستی ظرفا رو اونجا بچینی
بعد خونه دو تا در داشت یکی از طرف حیاط درب پارکینگ داشت از کوچه بالایی هم درب ورودی خروجی داشت بعد همونجا میخواستم در مورد خونه صحبت کنیم دیدم که همسرم صحبت کرده خلاصه توافق کرده بودن ۵ میلیارد با وسایل به ما بده اینو یادم رفت بگه گفت خونه مبله است دیگه به این وسیله ها نیاز نداشت
و ما خونه رو خریدیم و قرار شد که یک هفته مهلت بده تا صاحب خونه کارها رو انجام بده سند به نام من بزنه و عازم آمریکا بشه برای همیشه اونجا بمونن
روز موعود فرا رسید صاحب خانه همه کارها رو انجام داده بود قرار پروازش هم گذاشته بود بلیط تهیه کرده بود ساعت ۴ بعد از ظهر پرواز داشت ایشون به سلامتی و دل خوش رفت
من هم فقط وسایلی که نیاز بود نو بودن در حد نو بودن برداشتم بقیه رو گذاشتم دیگه نیازی نبود اونجا بهترینش بود نو آکبند وسایل بسته بندی کردم اسباب کشی کردیم رفتیم ۷ تیر زندگی کنیم الان دوساله که دارم تو این خونه زندگی میکنم و یه زندگی کاملا جدید با طعم سلامتی آرامش شفا الهی گوشهام و چشمانم زندگی بدون عینک خونه رویایی شغل رویایی و درآمد رویایی با طعم خدا دارم زندگی میکنم
خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم
روابط من
و اما داستان رابطه من
من از زمانیکه صاحب شغل شدم تونستم از شغلم درآمد کسب کنم رابطه بسیار عالی با همسرم تجربه کردم
از طرفی من صاحب شغل و درآمد شدم از طرفی هم دخترم صاحب شغل درآمد شد به این ترتیب بار سنگینی که بر عهده همسرم بود برداشته شد اینجوری هر کسی کار میکرد هزینه خودش میپردازه و این امر سبب میشه که ایشون استقلال مالی آرامش لذت بردن از زندگی تجربه کنه و اینجوری رابطه ما با هم خیلی بهتر شده همسرمم به استقلال مالی رسیده و دیگه میتونه اونجوری که دوست داره زندگی کنه و هر چیزی که دوست داره برای خودش تهیه کنه
دیگه میتونه خودشو باز نشسته کنه و شغل مورد علاقه اش دنبال کنه همیشه دوست داشت خونه هایی که نیاز به تعمیر دارن بخره بعد بازسازی کنه بفروشه و یه زندگی لدت بخش و آرامی رو تجربه کنه خدایا شکرت
و این امر سبب شده بسیاری از مشکلات ما خودبهخود از بین بره تموم بشه
و پولدار شدن من هم بسیاری از مشکلات با خانواده پدری خودم رو حل کرده دیگه اون زمان تونستم برای پدرم پرستار بگیرم و کارهای پدرم انجام بده دیالیز ببره تونستم یه مقدار وسیله خونه بگیرم براشون تا یکم راحتر زندگی کنن و این امر سبب شد تا رابطه من با خواهرهای هم بهتر بشه
اینجوری هنوز رفت آمد نداریم ولی سلام و علیک داریم