اپلیکیشن تناسب فکریسایت را روی صفحه گوشی‌ات نصب کن تا با یک لمس باز شود
0

قانون جذب ثروت و موفقیت (جلسه چهاردهم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا برخی از افراد موفقیت و ثروت را به راحتی به خود جذب می‌کنند، در حالی که بقیه با سختی تلاش می‌کنند؟ 🤔

حقیقت این است که موفقیت و ثروت یک راز دارند که در درون هر فردی پنهان است: قانون جذب ثروت و موفقیت! ✨

این قانون قدرتمند به شما می‌گوید که هر آنچه را که با تمام وجود به آن فکر کنید و برایش قدم بردارید، به سوی خود خواهید کشید.

در این مقاله، می‌خواهیم به کمک یک تمرین ساده اما شگفت‌انگیز، این راز را کشف کنیم و به شما نشان دهیم که چگونه با نوشتن، می‌توانید زندگی رویایی‌تان را خلق کنید. ✍️🌈

آماده‌اید تا سفر خود را به دنیای فراوانی آغاز کنید؟ 🚀

چرا نوشتن، کلید اصلی قانون جذب است؟

حتماً برایتان پیش آمده که موقع تماشای یک فیلم یا خواندن کتاب، ذهنتان درگیر مسائل دیگری می‌شود. این اتفاق نشان می‌دهد که تمرکز ما به راحتی از بین می‌رود.

قانون جذب ثروت و موفقیت

در چنین شرایطی، چون دست‌های شما آزادند و یک حس دیگر درگیر نیست، ذهن هم می‌تواند پرسه بزند و از موضوع اصلی دور شود. اما نوشتن، یک فعالیت کاملاً متفاوت و چندحسی است.

وقتی می‌نویسید، تمام حواس شما به صورت هماهنگ درگیر می‌شود: 👀 چشم‌هایتان می‌بینند، 🧠 ذهنتان روی موضوع متمرکز می‌شود و ✍️ دست‌هایتان مشغول کار هستند.
این هماهنگی کامل، به ذهن شما می‌فهماند که موضوع قانون جذب ثروت و موفقیت چقدر برایتان مهم است و تمام انرژی‌اش را روی آن متمرکز می‌کند.

نوشتن، به ما کمک می‌کند تا افکار مبهم و پراکنده‌مان را از حالت ذهنی خارج کرده و به آن‌ها وضوح، ساختار و قدرت ببخشیم.
این کار درست مثل این است که یک نقشه دقیق از مقصدتان رسم کنید، به جای اینکه فقط به آن فکر کنید.

وقتی خواسته‌هایتان را می‌نویسید، دیگر جای هیچ ابهامی برای ذهن باقی نمی‌ماند و همین شفافیت، اولین و مهم‌ترین گام برای فعال کردن قانون جذب ثروت و موفقیت است.

این تمرین نوشتاری به شما کمک می‌کند تا کنترل ذهن خود را به دست بگیرید و به جای اینکه اجازه دهید افکار منفی در آن پرسه بزنند، آن را با تصاویر و اهداف مثبت پر کنید.

در قرآن کریم، خداوند به قلم و آنچه می‌نویسد، سوگند یاد می‌کند: «ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ» (قلم/۱). این سوگند، ارزش و اهمیت فوق‌العاده نوشتن را نشان می‌دهد.

سوگند به قلم، تأکیدی بر این حقیقت است که نوشتن، قدرتی الهی دارد و می‌تواند مسیر زندگی انسان را تغییر دهد.
این آیه، برای ما واضح می‌کند که نوشتن تنها یک عمل فیزیکی نیست، بلکه یک ابزار مقدس برای تجلی خواسته‌ها و ارتباط با استفاده از قانون جذب ثروت و موفقیت است.

نظریه علمی: از دیدگاه علم روانشناسی و علوم اعصاب، نوشتن به عنوان یک ابزار قدرتمند شناخته می‌شود که به تقویت مسیرهای عصبی در مغز کمک می‌کند.

وقتی شما خواسته‌هایتان را می‌نویسید، مغز شما آن را به عنوان یک هدف مشخص و واقعی دریافت می‌کند. این کار باعث می‌شود که سیستم فعال‌ساز شبکه‌ای (Reticular Activating System) در مغز شما فعال شود.

این سیستم، مانند یک فیلتر عمل می‌کند که به طور ناخودآگاه، اطلاعات و فرصت‌هایی را که با خواسته‌های شما همسو هستند، شناسایی و برجسته می‌کند.

به همین دلیل است که بعد از نوشتن یک هدف، ناگهان آن را در هر جایی می‌بینید یا فرصت‌های مرتبط با آن به سمت شما می‌آیند.
این همان چیزی است که به آن قانون جذب ثروت و موفقیت می‌گویند؛ شما در حال برنامه‌ریزی دوباره مغزتان برای دیدن و جذب فرصت‌ها هستید.

قانون جذب ثروت و موفقیت

چهار ستون زندگی‌تان را شناسایی کنید

همانطور که یک ساختمان روی ستون‌های محکم بنا می‌شود، زندگی شما هم بر چهار پایه اصلی و اساسی استوار است.
برای اینکه بتوانید زندگی ایده‌آل خود را بسازید و قانون جذب ثروت و موفقیت را به درستی به کار بگیرید، باید این ستون‌ها را بشناسید و روی هر کدام به صورت جداگانه کار کنید.

نادیده گرفتن یا ضعیف بودن هر یک از این بخش‌ها می‌تواند باعث عدم تعادل در زندگی و در نتیجه، عدم موفقیت کامل در جذب خواسته‌هایتان شود.

برای شروع این تمرین، چهار برگه کاغذ جداگانه بردارید و در بالای هر کدام، یکی از این عناوین را با خط خوانا بنویسید:

  1. جسم من 🏃‍♀️
  2. خانه من 🏡
  3. روابط من 💖
  4. شغل من 💼

این چهار بخش، مهم‌ترین و تأثیرگذارترین جنبه‌های زندگی هر فردی هستند که خوشبختی و موفقیت ما به آن‌ها گره خورده است.

شاید در نگاه اول فکر کنید این بخش‌ها از هم جدا هستند، اما در واقع، همگی به هم متصل‌اند.
به عنوان مثال، یک جسم ناسالم می‌تواند روی روابط شما تأثیر بگذارد، یا یک شغل نامناسب می‌تواند آرامش خانه شما را بر هم بزند.
بنابراین، پرداختن به هر کدام از این ستون‌ها به صورت مجزا، به شما کمک می‌کند تا به شکلی جامع و کامل، برای فعال‌سازی قانون جذب ثروت و موفقیت اقدام کنید و نتیجه‌ای پایدار و همه جانبه بگیرید.

این ستون‌ها در اصل همان بخش‌هایی از زندگی شما هستند که طعم واقعی خوشبختی را به شما می‌چشانند.
سلامتی جسمی، داشتن یک خانه آرام و دلخواه، برقراری روابط مثبت و سرشار از عشق، و داشتن شغلی رضایت‌بخش، همگی از اجزای اصلی یک زندگی موفق هستند.

با تمرکز بر هر کدام از این بخش‌ها و نوشتن دقیق خواسته‌هایتان، شما در حال آماده‌سازی ذهن و ناخودآگاه خود برای دریافت بهترین‌ها از طریق قانون جذب ثروت و موفقیت هستید.
با این کار، شما به جهان هستی اعلام می‌کنید که می‌خواهید چه چیزی را تجربه کنید و آماده‌اید تا آن را وارد زندگی‌تان کنید.

خواسته‌هایتان را با جزئیات کامل بنویسید

حالا وقتش رسیده که قلم به دست بگیرید و شروع به نوشتن کنید! 📝 این مرحله، قلب تمرین قانون جذب ثروت و موفقیت است. به جای اینکه به کمبودها و مشکلاتی که الان دارید فکر کنید، تمام تمرکزتان را روی چیزی بگذارید که واقعاً می‌خواهید تجربه کنید.

مثلاً اگر در حال حاضر اضافه‌وزن دارید، به جای اینکه درباره سختی‌های آن بنویسید، درباره رسیدن به تناسب اندام بنویسید و اینکه این تغییر چقدر به شما احساس شادی و آزادی می‌دهد.

در هر صفحه، با استفاده از جملات مثبت و کامل، این موارد را با جزئیات بنویسید:

  • در این زمینه، چه چیزی را می‌خواهید تجربه کنید؟ (مثلاً: می‌خواهم وزن ایده‌آل داشته باشم، پوستم سالم و شاداب باشد، و چشم‌هایم به طور کامل ببینند.)
  • رسیدن به این خواسته چه تأثیری بر زندگی‌تان می‌گذارد؟ (مثلاً: وقتی متناسب باشم، می‌توانم هر لباسی را که دوست دارم بخرم و فعالیت‌های ورزشی مورد علاقه‌ام را انجام دهم.)
  • این تغییرات چه احساسی به شما می‌دهند؟ (مثلاً: احساس شادی، سبکی و اعتماد به نفس بیشتری می‌کنم.)
  • چرا این خواسته برای شما مهم است؟ (مثلاً: چون می‌خواهم از زندگی‌ام بیشتر لذت ببرم، سالم‌تر باشم و طول عمر بیشتری داشته باشم.)

همیشه به یاد داشته باشید که نوشته‌های شما باید به قدری واضح و قابل فهم باشند که حتی یک کودک ۶ ساله هم بتواند آن‌ها را بفهمد و برای دیگری تعریف کند. 👧
این کار به ذهن ناخودآگاه شما کمک می‌کند تا تصویرسازی دقیق‌تری از خواسته‌هایتان داشته باشد و با فرکانس آن‌ها هم‌راستا شود.

اطمینان و سپاسگزاری را در خود پرورش دهید

بعد از اینکه تمام خواسته‌هایتان را با جزئیات کامل نوشتید، کار شما تازه شروع می‌شود.
حالا نوبت به مهم‌ترین مرحله قانون جذب ثروت و موفقیت می‌رسد: ایمان و سپاسگزاری 🙏. بدون این دو عنصر، هر چقدر هم که بنویسید، به نتیجه نمی‌رسید.

ایمان: زیر هر برگه را امضا کنید و با تمام وجود به این باور برسید که این خواسته‌ها از طریق قانون جذب ثروت و موفقیت به شما داده خواهند شد.
درست مثل وقتی که از یک رستوران غذا سفارش می‌دهید. شما وقتی سفارش می‌دهید، با اطمینان کامل منتظر می‌مانید، چون می‌دانید که غذایتان به دستتان می‌رسد.

به خداوند هم همینقدر اطمینان داشته باشید و بدانید که سفارشات شما در حال آماده شدن هستند.
وقتی ایمان به قانون جذب ثروت و موفقیت در شما به وجود بیاید، دیگر دلیلی برای نگرانی، شکایت یا حرف زدن از مشکلات فعلی‌تان نخواهید داشت.

سپاسگزاری: از همین لحظه، به خاطر خواسته‌هایی که هنوز به دستتان نرسیده‌اند، سپاسگزار باشید.
این حس قدردانی، فرکانس شما را بالا می‌برد و به کائنات می‌فهماند که شما برای دریافت آن‌ها آماده‌اید.

به جای اینکه دائماً از مشکلاتتان گله کنید و بگویید “آخ، این مشکل رو دارم، فلان چیز رو ندارم”، روی داشته‌هایتان تمرکز کنید و بابت هر اتفاق کوچک مثبتی که در زندگی‌تان رخ می‌دهد، خدا را شکر کنید.
این کار به شما آرامش می‌دهد و شما را در مسیری قرار می‌دهد که به خواسته‌هایتان برسید.

وقتی این تمرین را با عشق و اطمینان انجام دهید، خواهید دید که چگونه زندگی‌تان شروع به تغییر می‌کند و به تدریج، تمام خواسته‌هایتان وارد دنیای شما می‌شوند. این قدرت بی‌نظیر قانون جذب ثروت و موفقیت است.

نتیجه‌گیری: از رؤیا تا واقعیت، با قدرت نوشتن

با انجام این تمرین ساده، شما تنها در حال نوشتن چند کلمه روی کاغذ نیستید؛ بلکه با استفاده از قانون جذب ثروت و موفقیت در حال ترسیم آینده‌ای هستید که آرزویش را دارید.

این تمرین به شما کمک می‌کند تا ذهنتان را از افکار منفی پاک کنید و آن را با تصاویر مثبت و خواسته‌های روشن پر کنید.

شما یاد می‌گیرید که به جای تمرکز بر “آنچه هست”، روی “آنچه می‌خواهید” تمرکز کنید.

باور کنید که شما لایق بهترین‌ها هستید و قانون جذب ثروت و موفقیت در هر لحظه آماده است تا شما را به خواسته‌هایتان برساند.

برای درک بهتر قانون جذب ثروت و موفقیت پیشنهاد می‌کنم از محتوای‌ دوره رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن مخصوصا بخش موفقیت مالی استفاده کنید.

زندگی بسیاری از افراد موفق با همین تمرینات ساده آغاز شده است. پس شروع کنید و خالق زندگی رویایی‌تان با استفاده از قانون جذب ثروت و موفقیت باشید. ✨

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.24 از 85 رای

https://tanasobefekri.net/?p=12496
126 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۴/۱۱/۲۷ ۰۰:۰۰
      مدت عضویت: 2304 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 6,667 کلمه

      با نام و یاد خدا ……

      دوره  زندگی با طعم خدا ……

      قانون  جذب  ثروت  و موفقیت  …..

      متن  سخنرانی   …..

      به نام خدای مهربان

      سلام دوستان خوبم همراهان عزیز سایت تناسب فکری من رضا عطار روشن هستم

      و خداوند رو بی نهایت سپاسگزارم که این فرصت رو به من داد تا همراه شما دوستان خوبم باشم

      امروز جلسه ی دیگری از دوره ی فوق العاده ی زندگی با طعم خدا رو با هم پیگیری می کنیم

      دوستانی که به تازگی به جمع ما اضافه شدن حتما این دوره رو از جلسه اول شروع کنن حتی از مقدمه باید شروع کنن با کل ماجرا آشنایی پیدا کنن و مراحل رو گام به گام طی کنن عجله نداشته باشید که ببینید در قسمت های بعدی چه چیزی گفته  شده  این دوره بر اساس یک فرمولی تنظیم شده بر اساس یک مراحلی تنظیم شده و دوست دارم که دقیقا همون چیزی که من براتون قرار می دم شما هم انجام بدید خیلی خوشحالم که دوستان تمریناتشون رو انجام می دن چون وقتی نظرات اون ها رو می خونم قشنگ مشخصه تمریناتی که در جلسه مثلا گذشته شما نوشتید با تمریناتی با نوشته هاتون پنج جلسه ی قبلش خیلی با هم تفاوت داره یک آرامشی رو در نوشته های شما من احساس می کنم تغییر فرکانسی رو در نوشته هاتون احساس می کنم می بینم و خیلی خوشحال می شم و این به من انگیزه می ده که ادامه بدم این دوره ی فوق العاده رو

      ■ خب برای امروز یک تمرین خیلی خیلی جذاب و تاثیرگذار داریم که مطمئنم دوستانی که تمرینات قبلی رو انجام دادن این تمرین رو هم با اشتیاق ادامه می دن دوره ی زندگی با طعم خدا تمریناتش از نظر من دو دسته می شه یه سری تمریناتمون رو شما مثلا انجام می دید و تموم می شه مثلا شاید اون تمرین نوشتن آرزوها بود جعبه آرزوها حالا شاید شما مثلا چند روز وقت بذارید یا طی چند مرحله بیاید آرزوهای خودتون رو بنویسید رویاتون رو بنویسید و خلاصه در جعبه شگفت انگیزتون بذارید اما یه سری از تمرینات مثل اون فایل توضیحی  خدا سواد نداره این رو دیگه مثل  این تمرین نوشتاری نیست این یک تمرین عملی یعنی باید به عمل در زندگیتون تبدیل بشه باید نگاهتون رو به خداوند تغییر بدید با این توضیحات نوشتنش خوبه اما باید بتونید در لحظه لحظه ی زندگیتون این دیدگاه رو به وجود بیارید  

      یعنی دو سری تمرینات هستن هر کدومش داره  درباره یک موضوعی از ذهن ما کار می کنه و خیلی با هم دیگه اینا تاثیرات خوبی رو می ذاره

      تمرین امروز ما نوشتاریه و خیلی به شما کمک می کنه که تمرکزتون رو خیلی عالی حفظ کنید 

      چرا من خیلی تاکید دارم به نوشتن ؟

      چون ببینید دوستان وقتی شما دارید  یک چیزی رو نگاه می کنی خب دستت آزاده یعنی یک حس دیگر در اختیار شما نیست تمرکز روی اون موضوع نداره ذهنت هم همینجور وقتی شما داری چیزی رو مطالعه می کنی باز دست شما روی موضوع تمرکز نداره و دیدی خیلی از افراد هستن که موقع مطالعه کردن می گن عادت داریم باید یه چیزی بخوریم در واقع میان با  حرکت   برای خوردن   یک برنامه ای هم به دستشون می دن که اون رو هماهنگ کنن با خوندنشون با مطالعه کردن که خیلی تاثیرات خیلی مخربی هم داره مخصوصا خیلی از افرادی که اضافه وزن دارن این عادت رو دارن

      وقتی شما می آید از نوشتن استفاده می کنید تمرکز شما به شکل کامل روی موضوعه یعنی شما با چشمتون می بینید با فکرتون تمرکز می کنید به اون موضوع و با دستتون  می نویسید و حتی شاید با کلامتون هم نوشته هاتون رو بخونید یعنی همه چیز متمرکز بر موضوع

      و به این دلیله که نوشتن خیلی قدرت داره  

      این تمرین هم نوشتاریه و حتما باید در دفترهای تمرینی خودتون بنویسید و بعدا خلاصه از نوشتنتون برای تمرین در قسمت دیدگاه ثبت کنید ولی حتما تو دفترای خودتون بنویسید که داشته باشید این تمرینو خیلی بهش نیاز داریم خب اول توضیح این تمرین رو بدم:

      بازم روی موضوع طعم ها و رستوران و خلاصه اون ترسیم فضای جدیدی که می خوایم برای ذهنمون تصویرسازی کنیم .

       بین دنیای طبیعی و سیستم خداوند ارتباط  هست

      ببینید شما وقتی یک غذا رو سفارش می دید به چه نیتی این کار رو انجام می دید ؟ هیچ وقت شما غذا سفارش نمی دید که مثلا کمک کرده باشید به اون رستوران که فروش انجام بده هیچ وقت شما غذا سفارش نمی دید به خاطر اینکه مجبوری پولت رو خرج کنی

      شما هر وقتی غذا سفارش می دی برای اینه که بتونی نیاز بدنت رو به غذا خوردن تامین کنی مثلا مهمان داری می خوای غذای اون وعده ی مهمانی رو تامین کنی مثلا با خانواده ات می خوای یک وعده از بیرون غذا سفارش بدید و فرصت بیشتری برای با هم بودن داشته باشید به هر حال یک هدفی رو از سفارش دادن غذا دارید هیچ وقتی بیخودی شما غذایی رو سفارش نمی دی

      خب ما چند وقتیه داریم یه سری سفارشات رو به خداوند می دیم تمرینات زیادی انجام دادیم که چه طعم هایی رو دوست داریم چه طعمی دوست داریم وارد زندگیمون بشه و چه تجربه ای رو می خوایم از این طعم ها داشته باشیم اینا همه سفارشات ما بوده اما باید یه مرحله بالاتر از اون رو هم بهش توجه کنیم که هدفمون از این سفارشه….

      درسته که در نهایت هدف ما لذت بردن از زندگیه اما باید مشخص کنیم که این سفارش ها چه تاثیری می خوان در زندگی ما بذارن خیلی نکته مهمیه خیلی کمک می کنه که فرکانس شما بالاتر بره خیلی کمک می کنه که افکارتون دسته بندی بشه

      شما وقتی غذا به رستوران سفارش می دید قبلش می دونید چرا این کار رو انجام  می دید  یعنی مثلا هیچ وقت اینجوری نشده که شما ده بار سفارش بدی بیاد بعد اون وقت بگی خب حالا من با  این ده پرس چیکار کنم ؟یا  یکیش رو بدم به همسایه…. هیچ وقت اینجوری نیست…. شما از قبل می دونید چرا می خواید سفارش بدید می دونید چه چیزی رو می خواید سفارش بدید و می دونید به چه تعداد  همه چیزو خودت می دونی بعد سفارش می دی حالا ما اومدیم در تمرینات  قبلی یه سری سفارشات رو به خداوند دادیم اینا اجزای  محتوای زندگی ما بودن

      مثلا سفارش ماشین دادیم خونه دادیم روابط دادیم اینا همه رو سفارش دادیم حالا می خوایم ببینیم این سفارشات چه تاثیری روی زندگی ما می ذاره و حتما باید این کار رو انجام بدید به خاطر اینکه واضح می کنه هدفت رو از سفارش…..

      این نکته ی خیلی مهمیه در قانون جذب که خیلی هم بهش توجه نمی کنن و یا اصلا درباره اش نمی دونن و صحبتی هم نمی کنن اما اینکه ما چرا داریم یه چیزی رو سفارش می دیم خیلی مهمه

      ■ ما نمی تونیم  الکی   سفارش بدیم چون در زندگی روزمره ما هم هیچ وقتی پیش نمی آد که ما الکی یه کاری رو انجام بدیم حتما نیازی رو تشخیص می دیم حتما برنامه ای واسه اون سفارشمون داریم حالا چه غذا باشه چه خرید لباس باشه هر کاری که انجام می دیم بالاخره هدفی رو دنبال می کنیم بدون هدف ما این کار رو انجام نمی دیم

      در مورد سفارش از خدا هم حتما باید این موضوع مد نظر ما باشه و بدونیم که چرا داریم این سفارشات رو به خداوند می دیم

      برای این تمرین من اومدم گفتم خب بیاید موضوع زندگی رو به چهار بخش تقسیم کنیم …..

      خودم این کار رو انجام دادم و خیلی نتیجه خوبی داد من اومدم زندگیم رو به چهار بخش تقسیم کردم یکیش جسم منه یکیش خونه مه یکیش روابطه یکیش شغله فکر می کنم این چهار مورد جزء موارد مهم زندگی هر فردی باشه جسم خونه روابط شغل

      اینا در اصل می تونیم بگیم چهار ستون خوشبختی در  زندگیه  …

      و باید ما بدونیم که برای هر کدوم از این بخش ها چه چیزایی رو سفارش دادیم … پس تمرین رو به این شکل باید انجام بدیم چهار برگه کاغذ رو باید آماده کنیم حالا یا چهار صفحه از دفتر تمرینی تون رو برای این تمرین  اختصاص بدید  بالای صفحه ی اول بنویسید جسم من بالای صفحه ی دوم بنویسید خانه ی من بالای صفحه سوم بنویسید روابط من که شامل همسر فرزندان و اطرافیان می شه و برگه چهارم بنویسید شغل من

      خب می آیم رو قسمت اول که جسم منه درباره ی جسمت چه چیزی رو دوست داری تجربه کنی ؟چه شرایطی رو می خوای درباره جسمت که یک بخش از اون چهار بخش مهم زندگیته  می خوای تجربه کنی ..اون چیزی رو که می خوای تجربه کنی رو باید بنویسی …خیلی نکته مهمه…

      دوستان ببینید من یه زمانی چند سال گذشته خب در شرایط جسمی متفاوتی بودم  چاق بودم یکصد و سی و چهار پنج کیلو وزنم بود به علاوه یک سری بیماری ها هم داشتم  مثلا جسمی چه مشکلاتی داشتم  اینکه چاقی بود  بیماری هایی هم  بود که داشتم خیلی از جاهای بدنم دردهای عجیب و غریبی داشت که همش هم البته  مشکل بود دیگه

      چشمام هم ضعیف بود خیلی شدید فکر می کنم بین نه تا ده بود نمره ی چشمام  از بچگی  این مشکل رو داشتم خب من خیلی با اینا درگیر بودم خیلی دوست داشتم اینا برطرف بشه اما چون چیزی بود که وجود داشت یعنی من هر روز داشتم با اونا زندگی می کردم خیلی حواس من رو به خودشون معطوف می کردن یعنی من  همیشه چاقی خودمو می دیدم و به همین دلیل هم خیلی از خودم متنفر بودم چون هر وقتی خودمو می دیدم حالا چه در آینه چه در عکس ها و چه حتی در گفته های دیگران وقتی کسی درباره ی اضافه وزن من صحبت می کرد  خیلی ناراحت می شدم و بیشتر از خودم بدم می اومد که چرا من باید در این وضعیت باشم کسی می خواد درباره ی من حرف بزنه فقط چاقی منو  می بینه   خب این برای من خیلی سنگین بود خیلی…. اصلا خوشم نمی  اومد  از این وضعیت خب ولی چی می شد چه نتیجه ای داشت ببین چاقی رو داشتم بیماری ها رو داشتم عینک رو هم داشتم  و خیلی به اینا توجه می کردم چون اینا وجود داشتن نمی تونستم  بگم نیست چرا بود و هر روز فشارشون رو متحمل می شدم چاق بودن خودش یه سری فشارها داره یه سری مشکلات برای آدم به وجود می آره که اونایی که اضافه وزن دارن دقیقا می دونن من دارم چی می گم بیماری خیلی مسائل داره خیلی محدودیت رو برای آدم به وجود می آره و عینکی بودن هم واسه خودش یه سری محدودیت ها داره حالا اونا یی که عینکی هستن حتما می دونن من دارم چی می گم حالا این هم اضافه کنم وقتی شماره چشمت مثلا نه باشه ده باشه و خیلی ضعیف باشه خیلی این مسائل و مشکلاتش بیشتراز   کسی هست که  شماره چشمش یک دو سه اینا هست  چون بدون عینک هم شاید مثلا هفتاد هشتاد درصد بیناییش رو داشته باشه ولی منی که شماره چشمم نه به بالا بود بدون عینک شاید ده پونزده درصد بیناییم رو داشتم اصلا نمی شد هیچ کاری  انجام داد بنابراین خیلی مشکلات در زندگیم خودش رو نشون می داد و منم خیلی بهشون توجه می کردم و توجه به این مشکلات حال منو بد می کرد منو در مدار بدی قرار می داد منو در فرکانس نامناسب قرار می داد منو در خانه بدی ساکن کرده بود در مورد خونه چطور؟؟ در مورد خونه  باید بگم‌ خونمون کوچیک بود  یه سری مسائل داشتیم باهاش  ما چهار نفر بودیم خونه کوچیک بود دو تا اتاق خواب داشت و یه سری محدودیت ها داشتیم دیگه اونم یه سری مسائل داشت که بازم من هی بهشون توجه می کردم که مثلا چرا اینجوریه چرا اونجوری نیست یه سری فکرا دربارهش داشتم اونم باز حال منو بد می کرد

      درباره روابطم هم که در  چند سال گذشته به جرئت می گم که خیلی روابطم با همسرم   و  اطرافیانم مشکل داشت  اون زمان کسب و کار منم فروشگاه بود مغازه ابزار یراق   داشتم  با خیلی آدم ها در ارتباط بودم و مشکلات زیادی هم با افراد مختلف داشتم اینم باز چیزی بود که من داشتم در زندگیم لمس می کردم یعنی تجربه اش می کردم و اصلا چیز خوبی هم نبود و اصلا هم خوشم نمی اومد

      در مورد شغلم هم باز به همین شکل بود همیشه شغل هایی داشتم که از اونا خوشم نمی اومد حتی یک مقطع از زندگیم حدود هفت هشت سال من کارمند بودم کارمند یک شرکت دولتی بودم اتفاقا استخدام رسمی هم بودم و خب اونجا هم یه مسائلی داشتم حس خوبی نداشتم احساس آزادی نداشتم اون چیزی نبود که منو خوشحال کنه منو راضی کنه بعد از اونم خب دو سه تا کار آزاد رو تجربه کردم بازم هر کدومشون مسائل داشت یعنی می خوام بگم اون چیزایی که واقعیت زندگیم بود وجود داشت و من بهشون توجه می کردم و حالم رو بد می کرد اما از وقتی با موضوع ذهن و کنترل ذهن و خواسته و خدا و این چیزایی که درباره اش صحبت می کنم آشنا شدم یاد گرفتم که باید در هر بخش از زندگی به جای اینکه توجه کنم به چیزایی که الان هست و منو ناراحت می کنه بیام بنویسم  چیزهایی رو که  می خوام که منو در اون جنبه های زندگی خوشحال  کنه

      زمانی که من شروع کردم به نوشتن درباره جسم خودم که دوست دارم چه جسمی رو داشته باشم زمانی بود که هنوز من چاق بودم و من درباره لاغر شدن نوشتم برای خودم …..زمانی بود که من هنوز بیماری ها رو داشتم و درباره سلامتی کامل نوشتم….. زمانی بود که من عینکی بودم و درباره اینکه دوست دارم زندگی بدون عینک رو تجربه کنم نوشتم…… این حرف مال  مثلا دو سال یا یک کم بیشتره  من اون زمان اومدم نوشتم درباره ی چیزایی که می خوام درباره ی جسم خودم تجربه کنم و از متناسب شدن نوشتم چرا ؟…..چون خیلی به من فشار آورده بود سال ها من اضافه وزن داشتم سال ها تلاش کرده بودم که لاغر بشم هی نتایج سطحی می گرفتم دوباره از دست می رفت  دوباره ناامید می شدم دوباره شروع می کردم خیلی خیلی از انرژی من رو می گرفت این موضوع مبارزه کردن با چاقی….. همه اون مسائلی که در دوره ی فوق العاده ی لاغری با ذهن دربارشون صحبت می کنم و به دوستان آموزش می دم خدا رو شکر می کنم که در این مسیر قرار گرفتم که هم خودم تونستم یک زندگی جدید رو برای خودم خلق کنم و از اون لذت ببرم هم می تونم به دوستانم کمک کنم که در این مسیر زیبا قرار بگیرن و متناسب شن و از متناسب بودن و زندگی جدیدی که تجربه می کنن لذت ببرم خدایا شکر بالاخره من اون زمان شروع کردم به نوشتن یکمم سخت بود بالاخره آدم  دوست داره به چیزی که هست توجه کنه این شیطان همش  می آد می گه داری می نویسی می خوای متناسب بشی  صد و سی کیلویی مگه تا حالا کم تلاش کردی….شیطان  کار خودش رو می کنه…… چون ببین وقتی ما تصمیم می گیریم که خونه خودمون رو تغییر بدیم همون موضوعی که در جلسه قبل گفتیم که می خوایم  خونه امون رو جابه جا کنیم محل سکونت جوری بشه  که  در احساس خوب زندگی کنیم شیطان بلافاصله وارد عمل می شه می گه چطور می خوای این کار رو انجام بدی تو وضعت اینه تو وزنت اینه تو صد و سی و پنج کیلویی تو مگه ده ها بار تلاش نکردی که از طریق مختلف لاغر بشی چی شد ؟    تو نمی تونی تو فلانی تو ژنتیکت اینه تو شانست اینه همه چی می گه   و  می گفت   ولی دیگه من می دونستم   و   آگاه بودم به این سرو صداهای شیطان که می خواد مانع از حرکت من بشه من گفتم خب شیطان داره تلاش می کنه منو منحرف کنه منو بذاره در خانه ای که هستم بمونم ولی نه من تصمیم گرفتم که از این خانه هجرت کنم می خوام سرزمینم رو جدا کنم می خوام خیمه خودم رو جابه جا کنم همون موضوعی که در فایل خیمه خود رو جابه جا کنید درباره اش صحبت کردم و توصیه می کنم بازم اگه دوست داری هنوز اون رو ندیدن حتما برین ازش استفاده کنین    خیلی فایل خوبیه به هر حال شروع کردم به نوشتن درباره جسمم نوشتم که من می خوام به تناسب اندام برسم

      خیلی توضیح باید بدی ها خیلی …..

      دلیل داره که چرا فقط یک کلمه یا یک جمله نیست و همیشه هم دقت کنید و خیلی وقت ها  وقتی می گم بنویسید میان تک جمله   می نویسن   :   دوست دارم لاغر بشم …خوش تیپ بشم ….سالم باشم….. اینا اصلا برای ذهن شما قابل درک نیست

      ببینید تصور کنید که یک انسانی بخواد با شما صحبت کنه و کلمه کلمه با شما حرف بزنه مثلا این که خوبی بریم می آی شما چه برداشتی می تونی از حرف زدنمون داشته باشی هیچی متوجه نمی شی ذهن ما هم به همین شکله اگر می خوای با ذهنت خوب کار کنی اگر می خوای فرمول جدید در مغزت به وجود بیاری باید جملات کامل باشه باید قابل درک برای خودت باشه

      انیشتین یه جمله خیلی عالی داره می گه وقتی می خوای درباره خواسته ها بنویسی باید جوری بنویسی که اگه یک بچه شش ساله اون رو بخونه کاملا متوجه بشه شما چی گفتی و حتی بتونه برای یک بچه ی شش ساله دیگه تعریفش کنه خیلی الگوی خوبیه ها یعنی انقدر باید ساده و قابل فهم و درک بنویسیم چون ذهن ناخودآگاه ما به همین شکله خیلی باید چیزی ساده باشه  چون  خیلی خیلی باورهای ما ساده در ما شکل گرفتن اونایی که اضافه وزن دارن و از بچگی چاق شدن و یاد گرفتن هیچ زحمتی نکشیدن خیلی ساده چاق شدن رو یاد گرفتن ما خیلی ساده حرف زدن رو یاد گرفتیم سختی نکشیدیم که خیلی راحت حرف زدن رو یاد گرفتی

       یکی دو روز پیش داشتم با یه دوستی صحبت می کردم درباره یادگیری زبان انگلیسی بود ایشون  می گفت که من به این شکل دارم به دیگران یاد می دم که چطور مکالمه کنن  من برام سوال پیش اومد گفتم لازمه که گرامر و اینا رو بلد باشن می گفت نه گفتم چرا چطور پس ممکنه مثلا من قواعد زبان انگلیسی رو بلد نباشم بعد بیام مکالمه یاد بگیرم گفت مگه شما که  در کودکی صحبت کردن رو یاد گرفتی مگه سواد داشتی

       ؟……..خیلی جا خوردم گفتم نه من که سواد خوندن و نوشتن نداشتم ولی می تونستم حرف بزنم بعد فکر کردم دیدم آره مثلا بچه من هنوز سواد مدرسه ای نداره فعل نمی دونه چیه فاعل چیه ضمیر چیه هیچی نمی دونه ولی خیلی راحت حرف می زنه پس  برای  مکالمه کردن نیاز به سواد نیست و خیلی از افرادی که سواد ندارن دیدید که حرف می تونن بزنن مکالماتشون کامل انجام میشه ….. این دوستم گفت که من از این متد دارم استفاده می کنم برای یاد دادن زبان انگلیسی  در مکالمه کردن با  دیگران نیاز نیست که حتما قواعد زبان انگلیسی رو بلد باشی و برای خودت سختش کنی نه تو بیا مکالمه رو یاد بگیر بعدا برو سواد انگلیسی رو هم یاد بگیر ……خیلی احساس خوبی پیدا کردم چون دیدم خیلی راحت پس می شه زبان انگلیسی رو یاد گرفت ….ببین همه چیز به این شکله برای ذهن ناخودآگاه ما و یادگیری راحته ……ولی ما سختش می کنیم چرا سختش می کنیم؟    چون همش حواس مون رو می دیم  به چیزی که هست و وقتی یاد بگیریم که بیشتر تمرکزمون رو ببریم روی چیزی که می خوایم یک گام خیلی مهم در رسیدن به خواسته هامون برداشتیم

      پس من اومدم درباره جسمم نوشتم که من می خوام لاغر بشم با  جملات کامل….. یعنی من دوست دارم که در تناسب اندام ایده آل خودم باشم چون در اینصورت  می تونم از زندگی لذت بیشتری ببرم فعالیت های بدنم خیلی راحت تر انجام می شه بعد من می تونم هر لباسی رو که دوست داشته باشم بخرم دیگه مجبور نیستم فقط از اون رنگ هایی که فروشنده به من پیشنهاد می ده یا سایزهای بزرگی که اون داره  انتخاب کنم من در وضعیت سلامتی بهتری قرار می گیرم می تونم با احساس بهتر و شادی بیشتر زندگی کنم می تونم فعالیت بیشتری داشته باشم طول عمر بیشتری  داشته باشم  می تونم خیلی خیلی درباره اینکه تغییراتی که در جسم من به وجود می آد نتیجه ای در زندگیم داره…..

      اومدم دسته بندی کردم گفتم خب در مورد تناسب اندام ،   من لاغر بشم به این لذت ها در زندگی می رسم این شادی ها رو تجربه می کنم این منفعت ها در زندگی من به وجود می آد وقتی متناسب بشم وقتی به سلامتی کامل برسم این دفعه این اتفاقات خوب در زندگیم رخ می ده این طعم های زیبا رو من تجربه می کنم

      و  وقتی که چشمام به سلامتی کامل برسه و من نیاز به استفاده از عینک نداشته باشم بازم چه اتفاقات خوبی در زندگیم رخ می ده چه نتایج خوبی داره و باور کنید که خیلی هم سخت بود چون من می خواستم درباره چیزی بنویسم که اصلا تجرش نداشتم یعنی من زمانی که می خواستم درباره زندگی کردن بدون عینک بنویسم خب تجربه اش رو نداشتم چون از پنج شش سالگی من عینک زده بودم و هرچقدر دیگه در  طول این   مدت تا سی و چهار پنج سالگی دیگه کلا زندگی با عینک   یه سری محدودیت های زیاد برای من داشت نمی تونستم ورزش کنم نمی تونستم مثلا راحت برم استخر شنا کنم    عینکیا  نمی تونن خیلی از کارا رو انجام بدن‌   مخصوصا  ما  تو منطقه گرمسیر بودیم خب خیلی عرق می کردم عینک هی می اومد پایین جای دسته هاش  پشت گوشم همیشه می سوخت رو دماغم‌‌جا می ذاشت خیلی داستان ها داشتم و من تجربه ی لذت بدون عینک رو نداشتم ولی می نشستم فکر می کردم که  اون مشکلات خودم رو برعکس می گفتم‌ خب الان که عینک دارم مثلا در فصل گرما این مشکلات با عینک دارم وقتی نباشه دیگه این مشکلات رو ندارم  برعکسش رو می نوشتم که مثلا وقتی من چشمام به سلامتی کامل برسه من می تونم به این شکل  فعالیت های بهتری داشته باشم می تونم از شنا کردن بیشتر لذت ببرم می تونم از باشگاه رفتنم لذت ببرم می تونم از  بازی کردن لذت ببرم خیلی چیزا می نوشتم…… خب در مورد سلامتی هم همین جور و اتفاقن این در مورد بخش جسم بود در مورد خونه ام اومدم نوشتم که خونه این امکانات رو در اختیار من قرار می ده من در خونه بزرگ تر به این احساس های بهتر می رسم می تونم بهتر   استفاده کنم و چیزی رو که می خواستم داشته باشم رو درباره اش نوشتم   تاثیرش  در زندگیم در احساسم و در خوشبختیم اومدم مشخص کردم    

      در مورد کسب و کارم زمانی که من شغل ابزار  و یراق رو داشتم با اون مسائلی که داشت همراه خودش من اومدم درباره  کار اینترنتی و کاری که اصلا زمان و مکان نداشته باشه همه چیش دست خودم باشه اصلا خودم یه نفری دوست دارم واسه خودم کسب و کار داشته باشم خیلی شرایط مختلفی رو اومدم نوشتم که من چه چیزایی رو دوست دارم در کسب و کارم تجربه کنم از اون چیزی که در کسب و کاری که بود خوشم نمی ومد اومدم استفاده کردم برای اینکه چیزی رو که دوست دارم رو خلق کنم درباره اش نوشتم که دوست دارم مثلا کاری رو داشته باشم که هر جا و هر زمان و هر مکانی بشه انجامش داد خودم به تنهایی بتونم انجامش بدم عاشق اون کار باشم مثل همین الان که من ساعت ها  ضبط می کنم هیچ احساس خستگی ندارم ازش لذت می برم این عاشق کار بودن خیلی برام مهم بود این که اصلا دیگه به این فکر نکنم آخ کاش تعطیل باشه کاش جمعه بشه نرم سر کار کاش مثلا فلان بشه الان اصلا فرقی نمی کنه تعطیلی برای من معنی نداره من هر روز ، کاری رو که عاشقشم انجام می دم تعطیل یعنی چی خب اینا همه چیزایی بود که من می خواستم و درباره اش نوشتم..

      ■ درباره ی روابط  هم همین جور  نوشتم که دوست دارم چه رابطه ای با همسرم داشته باشم چرا باید این رابطه باشه وقتی ما با همدیگه با احترام صحبت کنیم با عشق با همدیگه رفتار کنیم از زندگیمون بیشتر لذت می بریم  ازبا هم بودنمون بیشتر لذت می بریم رابطه مون با فرزندانمون بهتر می شه خیلی چیزا نوشتم و الان به لطف خدا همه ی اون ها رو در زندگیم دارم

      اصلا وقتی بهش فکر می کنم تعجب می کنم که چطور این همه تغییر ایجاد شد شما بعضیاش رو می تونید الان ببینید مثلا جسم منه خب اونایی که در دوره لاغری با  ذهن   شرکت کردن   در سایت تصاویر قبل از این تغییرات منم هست می تونید ببینید اینکه دیگه قابل دیدنه براتون خب که   چند سال پیش در اون سایز و وضع بودم الان اینم پس این اثبات می کنه که این نوشتن به من کمک کرده و اینم نتیجه شه

      در  گذشته عینک داشتم اما خب به لطف خداوند فرصت مهیا شد  توانایی مالیش رو پیدا کردم  سال گذشته تونستم برم عمل لنز لیزری   انجام بدم چیزی که می گفتن نمی شه قبلا چند دکتر رفته بودم می گفتن اصلا نمی شه شما این کار رو انجام بدی همچین امکاناتی نیست …..هزینه لنزم خیلی بالا بود و خلاصه اصلا در توانم نبود و اصلا فکر نمی کردم رویام هم نبود که بتونم روزی بدون عینک زندگی کنم چون اصلا توان مالیش رو نداشتم ولی خب به لطف خداوند در شرایطی قرار گرفتم که خیلی راحت تونستم این هزینه رو برای سلامتی چشمام   بدم   و به لطف خدا اینم یک نقطه ی عطفی در زندگی من بود یعنی من دو تا زندگی رو دارم جدیدا تجربه می کنم از زمانی که روی خودم کار کردم افکارم رو تغییر دادم یکی لاغر شدن من متناسب شدن من تحول عظیمی در زندگیم به وجود آورد و من یک زندگی جدید رو دارم تجربه می کنم یکی این برداشتن عینکه بازم یک تحول عظیم در زندگی من بود خیلی تجربه های جدیدی به زندگی من اضافه کرد و به نظر خودم دو تا زندگی کاملا جدید و نو رو من در این چند ساله دارم تجربه می کنم و بابت هر دوی اون ها هم بی نهایت از خداوند   سپاسگزارم خیلی مواقع پیش می آد که در شرایطی قرار می گیرم یهو یادم می آد که یادته  در  گذشته  قبلا عینک داشتی این کار رو نمی تونستی انجام بدی الان چقدر راحت انجام می دی خدایا صد هزار بار شکر که من تونستم  این زندگی جدید رو تجربه کنم

      ■ در مورد خونه هم که  می بینید   الان این خونه جدید منه   در بعضی از فایلها  ،  بخش هایی از برگ گراند من همیشه خونه خودمه چون تو خونه خودم دارم کار می کنم و اینم دارید می بینید حالا شاید تصویر خونه قبلی نبوده ولی این خونه جدیده که من الان دارم توش زندگی می کنم و همون شرایطی رو که خواستم رو داره که اینم خودش یه داستان شگفت انگیزه اگه بخوام شاید یک فایل کامل درباره اینکه چطور من این خونه ای رو که خواستم  و تو ذهنم ساختم  و تصویر سازیش کردم چطور به شکل شگفت انگیزی وارد زندگی من شد و من دارم طعمش رو تجربه می کنم خودش یه فایل جداگانه شاید بشه درباره اش توضیح بدم احتمالا  این کارو   انجام می دم چون  این یک تجربه عملی می شه

      ■در مورد روابط خب شاید شما نتونید الان ببینید ولی خب من خودم تا جایی که بشه درباره اش توضیح می دم که خیلی روابطم با همسرم بهتر شده با فرزندانم بهتر شده با آدم ها بهتر شده همین رابطه ای که من با هنرجوهام دارم …من قبلا مگه دوستی داشتم اصلا دوستی نداشتم  قبلا اگر هم دوست داشتم سه چهارتا که شاید بیست سال با همدیگه بودیم الان اصلا اونا در زندگی من نیستن ارتباط اصلا ندارم با اون دوستایی که قبلا داشتم همه دوستای جدیدی ان مثل شما

      ■ در مورد سلامتی اصلا چاقی  خودش یک بیماری بود دیگه الان رو می بینید که نیست این یک بخش از سلامتیه چشمای من که بیماری بود که ضعیف بود الان می بینید که سالمه بیماری های درونی که من داشتم همه به لطف خداوند برطرف شده و چقدر احساس خوبیه که آدم با سلامتی زندگی کنه  این خودش ثروته خیلی ها بهش توجه نمی کنن از جمله خودم خیلی وقت ها همین روزها هم یادم می ره که بابا این سلامتی خودش بالاترین ثروته… همش می گم نه پول پول اون چیزی که بتونم بگیرم لمسش کنم بابا سلامتی بالاترین ثروته   خدا شاهده ….خیلی  بااهمیته و اگر شما هر مسئله ای داری الان در سلامتی کامل نیستی اصلا جای نگرانی نیست ببین 

      خدا برای ما بیماری رو قرار نداده بگیم نه دیگه خدا قرارداده   این فکر شرک آمیزه   که شما بیماری رو به خدا نسبت  بدی  خداوند در قرآن خودش رو منبع شفا معرفی کرده می گه من شفا می دم و خیلی این فراتر از چیزیه که ما تصور می کنیم خدا چطور می تون؟ نمی تونی فکر کنی چطور می تونه ……شما فقط ازش بخواه بیا درباره سلامتیت بنویس که سلامتی چه تغییری رو در زندگیت ایجاد می کنه چه احساس خوبی رو بهت می ده چقدر می تونه شما رو سپاسگزارتر کنه خیلی این مهمه که تغییر طعم ها رو با سپاسگزاری مرتبط کنید خیلی مهمه 

      و اینم مد نظر داشته باشید که مثلا در مورد سلامتی یا بیماری مخصوصا شما قبل از اینکه بیمار بشی سلامت بودی اون زمان سپاسگزار سلامتیت نبودی الان که بیمار هستی  چرا بارها و بارها گله و شکایت بیماری رو می کنی   …. پس بیا درباره این سلامتی که دوست داری تجربه کنی بنویس و بابتش سپاسگزار باش از همین الان…… اگر مطمئن باشی بهت داده می شه از همین الان سپاسگزارش باش شما وقتی سفارش غذا به رستوران می دی چرا می مونی خونه منتظر که بیاد چون مطمئنی می آد منتظری….. هزینه اش رو مهیا می کنی پولش رو جور می کنی که وقتی اومد بدی معطل نشه خب تماس می گیری فلانی غذا سفارش دادم خودتو برسون  و میز رو آماده می کنی چرا ؟   …… چون مطمئنی که می رسه پس اگر به خدا سفارشی می دی و از طرف خدا  مطمئن باشی  که  به  دستت می رسه پس از همین الان آماده باش از همین الان شروع کن مهیا کن حسست رو خوب کن  چون  قراره برسه سپاسگزاریت رو بیشتر کن …..اگه مطمئن باشی می رسی این کارا رو انجام می دی…… شیطان  می گه حالا کو حالا تو بذار برسه بذار بهت بده خدا اون وقت فرصت زیاده بخواد تشکر کنی حالت خوب باشه الان که چیزی نیست……. همه ی آدما اینجوری فکر می کنن از خدا یه چیزی رو می خوان ولی چون همون لحظه به دستشون نمی رسه یادشون می ره فردا یادشون می ره از خداوند چه درخواستی کردن دوباره می رن می چسبن به اون چیزای بدی که در وجودشون هست در زندگیشون هست ……من از وقتی که تونستم یه ذره یه ذره خدا شاهد یه ذره یه ذره   تونستم دیدگاهم رو نسبت به خدا عوض کنم و اطمینان بیشتری بهش داشته باشم همین قدر احساس آرامشم بیشتر شد انقدر الان آدم ها از نوسانات و نمی دونم اوضاع خراب و اینا صحبت می کنن من اهمیتی نمی دم چون منتظر شدن برای نعمت خدا رو دوست دارم بهش اطمینان دارم و بارها و بارها نشون داده دیگه که تو منتظر من باشی می رسه بهت فقط باید صبر کنی صبر با احساس خوب پس این تمرین رو به شکل عالی انجام بدید چهار برگه کاغذ قرار بدید بالای هر کدوم یک موضوع رو بنویسید جسم خانه روابط شغل اصلا کاری نداشته باشید که الان در چه شرایطی هستید در هر بخش از این موضوعاتی که مشخص کردیم اون چیزی رو که می خواید بنویسید و خیلی مهمه که بتونید شرح بدید که رسیدن به طعم های خوب در اون برای زندگی چه تاثیری در کل خوشبختی شما می ذاره یعنی رسیدن به طعم خوب سلامتی یا طعم هایی که در جسمت می خوای تجربه کنی سلامتی مثل زیبایی چهره مثل سلامتی پوست مثل هر چیزی که دوست داری تجربه کنی اینا چه تاثیری در خوشبختی تو می ذاره چه تاثیری در سپاسگزاری تو می ذاره ……وقتی که نوشتی درباره اش اگر به خداوند ایمان داری و مطمئنی که خداوند همین ها رو به شما می ده همون جوری که به من داده و من خدا رو بابتش شکر می کنم به شما هم می ده پس شروع کن سپاسگزاری رو  ،  شروع کن حال خوب داشتن رو همونجوری که خودتو مهیا می کنی تا غذا دستت برسه از الان هم خودتو مهیا کن حالت رو خوب کن دیگه درباره چیزایی که الان هست صحبت نکن که نه من مریضم فلانم آره خدایا به من صبر بده فلان بده نه دیگه اینا متوقف می شه چون شما سفارش دادی منتظری پس دیگه دلیلی نداره  ناراحت  باشی   اگر تو مطمئن نیستی به  خداوند باید درباره چیزی که الان هست بازم حرف بزنی اگه مطمئنی زندگیت تغییر می کنه دیگه چه نیازی داره که بخوای آبروی خدا رو ببری من این بودم این زندگیم این بوده اینجوری هم دیگه حرفی نمی زنیم …..

      ■ درباره ی روابطت به همین شکل بیا بنویس دوست دارم با همسرم چه رابطه ای داشته باشم با بچه هام چه رابطه ای با فک و فامیلم چه رابطه ای؟ با اونایی که الان باهاشون خیلی مشکل داری درباره همونا بنویس من دوست دارم با فلانی رابطه ام اینجوری بشه اصلا به این فکر نکن  که  شیطان می گه بابا چی می گی تقصیر اون بود اون باید بیفته دست پای تو اون باید بیاد معذرت خواهی کنه  تو چیزی که می خوای تجربه کنی بهت حس خوب می ده بنویس

       هیچ وقتی تو فکرت  با کسی درگیر بودن کینه داشتن به تو احساس خوبی نمی ده چرا می گن کینه مثل زهره که خودت بخوری ولی منتظر باشی اون بمیره خیلی جمله ی زیبایی ها خیلی ….باید ما رو به فکر   ببره می گم   نمی دونم کجا خوندم و کی این رو گفته  که   کینه داشتن دقیقا مثل این می مونه که خودت جام زهر رو بنوشی منتظر باشی اون طرف از پا در بیاد خیلی جمله ی قابل تاملیه 

      و خیلی از آدم ها همین کار رو دارن انجام می دن سال هاست تو ذهنشون از یکی بدشون  می آد متنفرن   هر وقت بهش فکر می کنن   اعصابشون  خراب می شه کلی بد و بیراه می گن    توهین می کنن   فحش می دن   تو ذهنشونه  ها ……بعد حال خودشونو داره بدتر می شه اون طرف که نه اصلا می شنوه نه اصلا پیش توئه اصلا داره زندگیش رو می کنه خودت داری حال خودتو خراب می کنی پس بنویس که این تغییرات چه نتیجه ای در زندگی شما به وجود می آره و

       به واسطه نوشتنت به خداوند اطمینان داشته باش زیرش امضا کن بنویس خدایا من به تو ایمان دارم این چیزهایی رو که نوشتم در زندگیم تجربه خواهم کرد چون تو خدا هستی چون تو قدرتمند هستی چون تو حاکم جهان ها هستی چون تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم به همین دلایل امضا کن که مطمئنم تو اینا رو به من می دی و اینکه خیالت راحت باشه دیگه این حرفای بیخودی رو دیگه نمی زنی  

        دیگه منتظریم با احساس خوب در خانه های زیبایی که برای خودمون ساختیم سکونتمون رو ادامه می دیم احساسمون خوب شادی عالی نگاه به جهان زیبا به دنبال طعمای خوب تا سفارشات ما به زندگیمون وارد بشه منتظر خوندن تمرینات عالی شما هستم خیلی خوشحالم با شما هستم خیلی خوشحالم خدا رو شکر می کنم که این فرصت مهیا شد تا از این طریق با هم در ارتباط باشیم و احساس خوب به این هم رد و بدل کنیم که تمام جهان همینه همین لحظاتی که ما در زندگی در دنیا در طول عمرمون احساسمون خوبه اینا ذخیره ی آخرت ما می شه سالها   ما رو ترسوندن که نه تو این گناهان رو کردی این نمرات منفی رو داری تو به محض اینکه پات برسه به اون دنیا حسابت با کرام الکاتبینه و نمی دونم بمیری با گرزهای آتشین بالا سرت می آن نه من می خوام لحظات خوبم رو ذخیره کنم تو پرونده ام پرونده ی اعمال هم هرچقدر لحظات خوب بیشتری توش باشه من اون دنیا هم راحت تر خواهم بود و

       انقدر خداوند مهربان هست که فقط نگاه کنه به ذخیره های خوب من به احساس های خوب من به خداوند اطمینان کنیم 

      به خداوند اطمینان کنم من خیلی خودم از این عبارت استفاده کنم خیلی وقت ها وقتی حس می کنم انگار شیطانه داره یه کارایی انجام می ده بارها به خودم می گم که من به خدا ایمان دارم من به خداوند ایمان دارم قبل از خواب بارها با خودم می گم من به خداوند ایمان دارم صبح زود از خواب بیدار می شم می گم من به خداوند ایمان دارم چیزایی رو که می خوام می فرسته …. درخواست فرستادی یعنی داره یه کارایی انجام می شه در جهان به دست من برسه خیلی وقتا  باید   دقت کنی به اینکه خداوند چطور داره کارها رو انجام می ده….. هنه عوامل  دست به دست هم می ده   که اون چیزی که می خوای برات رقم بخوره اصلا آدم لذت می بره گریه اش می گیره که چطور خداوند داره   کارها رو انجام می ده همین همین آشنایی شما با همین یه مورد فکر کنید خودت شگفت زده می شی   که چطور شما در این مسیر قرار گرفتی و این حرفا رو داری می شنوی و حس و حالت داره بهتر می شه همه اینا کار خداست یه روزی خواستی شایدم خودتم ندونی کی خواستی و چطور خواستی فقط خواستی حالت بهتر بشه حتی شاید اینم از راه اشتباهش گفتیم مثلا خیلی حالت بد بوده هی گفتی خدا چیکار کنم چرا انقدر من حالم بده چرا من نمی تونم حالم خوب باشه منم می خوام چیزایی که گفتی و الان اون چیزی که خواستی بهت داده شده ولی چون که یادت نیست کی گفتی چی گفتی الان شاید نتونی مثلا اون درخواست رو پیدا کنی که این نتیجه بذاری بغل اون داستان منم تو زندگیم خیلی وقت بی نتیجه می گم چیزی که الان می خوام یعنی چیزی که الان دارم دارم تجربه اش می کنم بعد وقتی می رم نوشتمو   می خونم می بینم ای بابا این رو من دو سال قبل از خدا خواستم اصلا نمی دونم چطور چی شده ولی الان می بینم اون رو دارم سیستمش اینه یه جوری بهت می ده نمی فهمی چطور بهت می ده لذت بخشش به همینه و همینه که هرچقدر سپاسگزاریش کنید بازم کمه چون اصلا متوجه نمی شی  چی شد یکی دیگه می آد یه حرفی می زنه می بینی راه تو باز می شه یکی دیگه می ره کاری می کنه می بینی راه تو باز می شه اصلا خودت یه ایده بهت داده می شه یه کاری می کنی می بینی جریان عوض می شه و همین دوره شما برخورد کردی داری انجامش می دی برنامه ای واسه این نداشتی که هدایت شدی اصلا من برنامه ای نداشتم این دوره ها رو بخوام شروع کنم یه فکری یه روزی به من گفت حسی گفت که تو که می خوای این کار رو انجام بدی بیا واسه همه انجامش بده بعد اومد به شما گفت حالا بیاید شما اینجا ببینید تو این سایت باشید ببینید بخونید بنویسید با هم در ارتباط باشید ادامه بدید این همه هدایته به من می گه این کار رو من انجام می دم شما رو می گه بیا عرضه داشته باش شما میری حضور داشته باشی و بعد از طریق من به شما حس خوب می ده از طریق شما به من حس خوب می ده همش کار خودشه و خدا رو شکر می کنیم که انقدر حواسش به همه چیز هست دوسش داریم بهش ایمان داریم و این ذکر کلامتون باشه من به خدا ایمان دارم خیلی حال آدم خوب می کنه من به خدا ایمان دارم هر جا که هستید در پناه خداوند متعال باشید به خداوند ایمان داشته باشید در خانه های زیبایی که داریم برای خودمون می سازیم ساکن باشید و مراقب دعوت شیطان باشید که شما رو بخواد از خونه هاتون بیرون کنه اهمیت ندید و به سکونت خودتون ادامه بدید هر جا که هستید در پناه خداوند شاد و در مسیر خوشبختی باشید خدانگهدار

                  ■■■■■■■■■■

      متن سخنرانی  استاد  بعد از ویرایش  ارسال گردید …

                ■■■■■■■■■■■■

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم