وقتی به زندگی روزمره نگاه میکنیم، میبینیم که حرفها و کلماتی که به زبان میآوریم مثل دانههایی هستن 🌱 که در زمین ذهن ما کاشته میشن و بعد از مدتی، تجربههای زندگی ما رو شکل میدن.
واقعاً تأثیر کلام بر زندگی خیلی بیشتر از چیزی هست که فکر میکنیم 😮. یه جمله مثبت میتونه روز کسی رو بسازه و یه حرف منفی مثل سنگی در مسیر ما قرار بگیره 🪨.
همین الان که داری این متن رو میخونی، میتونی یاد بگیری چطور با کنترل حرفها و افکارت، تجربههای شیرین و طعمهای خوب زندگی رو به سمت خودت جذب کنی 🍀✨.
چگونه کلام ما زندگیمان را شکل میدهد 🌱✨
همه ما روزانه حرفهای زیادی میزنیم، اما شاید کمتر به این فکر کرده باشیم که هر کلمهای که از دهانمان خارج میشود، یک انرژی واقعی است که در جهان اطراف ما اثر میگذارد ⚡.

تأثیر کلام بر زندگی چیزی فراتر از شنیدن یا گفتن یک جمله ساده است؛ کلمات ما مثل دانههایی هستند که در ذهن خودمان و اطرافیان کاشته میشوند، و هر دانه میتواند یک تجربه واقعی در زندگی ما به بار بیاورد 🌸.
مثلاً وقتی با خودتان میگویید: «من نمیتوانم»، در واقع دارید به جهان هستی پیام میدهید که همین محدودیت را تجربه کنید 😔.
یا وقتی به کسی میگویید: «تو نمیتونی این کار رو انجام بدی»، نه تنها او را محدود میکنید، بلکه انرژی منفیای در محیط ایجاد میکنید که به شکل غیرمستقیم به خودتان هم برمیگردد 🔄.
از طرف دیگر، یک جمله مثبت و پرانرژی، حتی کوچک، میتواند مسیر زندگی را تغییر دهد 🌟.
وقتی میگویید: «من میتوانم موفق شوم» یا «امروز روز فوقالعادهای است»، در واقع دارید به جهان هستی نشان میدهید که آماده تجربه اتفاقات خوب هستید 🍀.
این همان قانون جذب است که با تأثیر کلام بر زندگی پیوند مستقیم دارد.
حالا تصور کنید که هر روز صبح با خودتان چند جمله مثبت تکرار کنید. احساس میکنید چطور ذهنتان آرام میشود، انگیزهتان افزایش پیدا میکند و حتی رفتارها و تصمیمات شما به سمت تجربههای بهتر حرکت میکند ✨🕊.
به همین دلیل است که کنترل زبان و افکار نه فقط یک تمرین روانشناسی، بلکه یک ابزار قدرتمند برای خلق زندگی دلخواه ما است.
مثالهای روزمره از تأثیر کلام بر زندگی 🏡✨
همه ما تجربههای روزمرهای داریم که نشان میدهد تأثیر کلام بر زندگی واقعاً جدی است. فرض کنید شما به یک رستوران میروید و غذایی سفارش میدهید 🍲.
اگر بعد از خوردن غذا مدام برای دوستانتان تعریف کنید که «این غذا اصلاً خوب نبود»، ذهن شما و دیگران روی طعم منفی متمرکز میشود.
حتی اگر دفعه بعد همان غذا خوشمزه باشد، ذهن شما هنوز خاطره منفی قبلی را دارد و تجربه تازه را تحت تأثیر قرار میدهد 🔄.
همین مثال را میتوان برای خرید یک وسیله یا حتی مسیر روزانه رانندگی زد 🚗.
وقتی با دیگران درباره مشکلاتی که تجربه کردهاید صحبت میکنید، ناخودآگاه دارید به جهان هستی اعلام میکنید که تجربه مشابه را دوباره به زندگی خودتان و دیگران دعوت کنید.
یعنی کلام شما نه تنها انرژی منفی تولید میکند، بلکه طعمهای ناخوشایند بیشتری را وارد زندگی میکند 🪨.
از طرف دیگر، تمرین آگاهانهی کنترل زبان و کلمات، میتواند اثرات فوقالعادهای بر تأثیر کلام بر زندگی داشته باشد 🌟.
مثلاً وقتی دوستتان درباره مشکل کاری یا رابطهای صحبت میکند، میتوانید به جای همدردی و تمرکز بر مشکل، به او انرژی مثبت بدهید یا سکوت کنید و توجه خودتان را به نکات سازنده و مثبت معطوف کنید 🌈.
تمرین عملی برای امروز 📝
- ثبت افکار منفی: هر زمان احساس کردید در حال تعریف مشکلات هستید، آن را روی کاغذ بنویسید 🖊. این کار باعث میشود ذهن شما از فشار کلام آزاد شود بدون اینکه انرژی منفی به جهان ارسال شود.
- تبدیل به جمله مثبت: حالا همان جمله منفی را به شکل مثبت بازنویسی کنید. مثلاً به جای «من نمیتوانم این کار را انجام دهم»، بگویید «دارم یاد میگیرم و هر روز بهتر میشوم» 💪.
- تمرین روزانه تکرار جملات مثبت: صبحها قبل از شروع روز، ۳ جمله مثبت برای خودتان تکرار کنید. این کار مسیر ذهن شما را به سمت تجربههای شیرین و موفقیتهای کوچک هدایت میکند 🍀✨.
با انجام این تمرینات ساده، میتوانید اثرات مخرب صحبت کردن درباره مشکلات و تجربیات منفی را کاهش دهید و زندگی خود را با طعم مثبت پر کنید 🌸🕊.

قانون جذب و طعمهای مثبت زندگی 🌟🍀
مثلاً وقتی مدام درباره شکستها و مشکلات صحبت میکنید، در واقع دارید به جهان هستی میگویید: «من آماده تجربه سختیهای بیشتر هستم» 😔.
اما وقتی روی تجربههای مثبت تمرکز کنید و جملات مثبت بگویید، مثل این است که دارید سفارش شادی، موفقیت و لحظات شیرین را میدهید 🍰✨.
طعمهای زندگی را انتخاب کنید 🍓🍫
تصور کنید زندگی مثل یک رستوران بزرگ و بینهایت است که انواع طعمها را ارائه میدهد 🍰🍋.
شما میتوانید هر طعمی که دوست دارید بچشید؛ طعمهای شیرین و دلپذیر، طعمهای تلخ و تجربهآموز، یا حتی طعمهای ناشناخته که تا به حال امتحان نکردهاید 🌟.
اما نکته مهم این است که این طعمها بهطور خودکار وارد زندگی شما نمیشوند؛ بلکه شما با تأثیر کلام بر زندگی و انرژیای که از خودتان منتشر میکنید، انتخاب میکنید کدام طعمها وارد زندگیتان شوند 🌈.
وقتی با خودتان یا دیگران درباره مشکلات و شکستها صحبت میکنید، ناخودآگاه در حال دعوت طعمهای تلخ به زندگی خود هستید 😔.
برعکس، وقتی جملات مثبت میگویید و روی تجربههای شیرین تمرکز میکنید، همان لحظه دارید طعمهای خوب و لذتبخش را سفارش میدهید 🍓✨.
این همان قدرت واقعی تأثیر کلام بر زندگی است که میتواند مسیر روزمره و حتی آینده شما را تغییر دهد.
حتی کوچکترین جملات و افکار روزانه شما، مانند نمک و چاشنی در غذا، طعم کل تجربههای زندگیتان را شکل میدهند 🌿.
پس هر بار که لبخند میزنید، تشکر میکنید یا جملهای مثبت میگویید، دارید به جهان هستی نشان میدهید که آماده تجربه طعمهای شیرین و موفقیت هستید 🌟.
به همین دلیل، کنترل آگاهانه زبان و جملات شما نه تنها روی خودتان بلکه روی اطرافیان و کل مسیر زندگیتان اثر میگذارد؛ و این دقیقا همان چیزی است که تأثیر کلام بر زندگی را به یک ابزار قدرتمند برای خلق خوشبختی تبدیل میکند 💛✨.
نکات طلایی برای کنترل کلام و جذب طعمهای مثبت 🌟
- آگاهی از زبان روزمره: قبل از گفتن هر جمله، کمی مکث کنید و از خودتان بپرسید: آیا این جمله مثبت است یا منفی؟ ⚖️
- تمرکز روی تجربههای خوب: هر وقت فرصتی برای گفتگو پیش آمد، به جای تمرکز روی مشکلات، نکات مثبت و راهحلها را برجسته کنید 🌸.
- تمرین همدلی سازنده: وقتی کسی مشکلاتش را با شما در میان میگذارد، میتوانید همدلی کنید بدون اینکه انرژی منفی به خودتان منتقل شود 💛.
- ثبت موفقیتها و لحظات خوشایند: هر روز چند لحظه برای نوشتن تجربههای خوب زندگی خود اختصاص دهید. این کار ذهن شما را به سمت تجربههای شیرین هدایت میکند ✨📝.
با رعایت این نکات ساده، شما میتوانید نه تنها از تجربههای منفی جلوگیری کنید، بلکه طعمهای شیرین و مثبت زندگی را وارد دنیای خود و اطرافیانتان کنید 🌱🍀.
این همان قدرت واقعی تأثیر کلام بر زندگی است که وقتی آگاهانه استفاده شود، مسیر شما را کاملاً تغییر میدهد.
همانطور که در بخشهای قبل گفتیم، تأثیر کلام بر زندگی تنها محدود به محیط اطراف ما نیست؛ بلکه به جهان هستی هم منتقل میشود 🌌.
هر جمله، هر فکر و هر انرژیای که از زبان شما خارج میشود، به نوعی به جهان هستی سفارش داده میشود تا همان تجربه را برای شما و اطرافیانتان فراهم کند.

بخش پایانی: کنترل کلام، خلق زندگی با طعم مثبت 🌟🌸
همانطور که دیدیم، تأثیر کلام بر زندگی چیزی فراتر از یک جمله ساده است؛ کلمات ما مثل دانههایی هستند که در ذهن خودمان و اطرافیان کاشته میشوند و آینده ما را شکل میدهند 🌱✨. اگر آگاهانه از زبان و کلماتمان استفاده کنیم، میتوانیم از قدرت تأثیر کلام بر زندگی، تجربههای شیرین، موفقیت و شادی را به زندگی خود جذب کنیم 🍀.
تمرین عملی نهایی 📝💡
- آگاهانه صحبت کنید: هر جملهای که میگویید، حتی کوچک، اهمیت دارد. قبل از حرف زدن، کمی مکث کنید و ببینید آیا انرژی مثبت منتقل میکنید یا منفی ⚡.
- ثبت و بازبینی افکار: هر شب قبل از خواب، چند دقیقه افکار و جملات روزتان را مرور کنید. جملات منفی را شناسایی و به شکل مثبت بازنویسی کنید ✍️.
- تمرکز بر تجربههای خوب: در طول روز، با دقت به نکات مثبت اطراف و موفقیتهای کوچک خود توجه کنید و آنها را با دیگران به اشتراک بگذارید 🌸.
با انجام این تمرینها، شما آگاهانه میآموزید که چگونه از تأثیر کلام بر زندگی استفاده کرده و انرژی مثبت را وارد زندگی خود و اطرافیانتان کنید، و از تجربههای ناخوشایند و انرژی منفی دوری نمایید 🌈🕊.
دوره «رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن» 🌌🪄
اگر دوست دارید به شکل عملی یاد بگیرید که چگونه با تأثیر کلام بر زندگی و تمرکز ذهنی، طعمهای مثبت و آرزوهای خود را وارد زندگیتان کنید، دوره رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن میتواند مسیر شما را هموار کند. در این دوره شما یاد میگیرید:
- چگونه جملات و افکار روزانه خود را مدیریت کنید 📝
- چطور با انرژی مثبت، طعمهای شیرین زندگی را جذب کنید 🌸
- تمرینات عملی برای تغییر نگرش و ارتقاء زندگی ✨
با شرکت در این دوره، شما میآموزید که به جای جذب تجربههای منفی، زندگی خود را با طعمهای خوشایند و موفقیتهای واقعی پر کنید 🍀💛.
یادمان باشد، جهان هستی و خداوند بینهایت هستند و هر طعمی که بخواهیم برای ما فراهم میکنند؛ فقط کافیست آگاهانه انتخاب کنیم و با تأثیر کلام بر زندگی، طعمهای شیرین و مثبت را به خود و دیگران هدیه دهیم 🍓🌟.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.36 از 67 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
با سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامیم
هر انسانی خودش شرایطی رو که دوست داره در زندگی تجربه کنم رو داره به سمت خودش جذب میکنه از این قانون جذب خیلی خوشم اومد لذت بردم درسته دیگه هر کس که طعمی رو که دوست داره میتونه به جهان هستی سفارش بده
استاد من قبل از اینکه تمرینم شروع کنم یه زنگی به من شد دختر عموم بود میخواست احوال پدرم بپرسه منم قبلنا اصلا عادت نداشتم که راز زندگیم به کسی بگم حتی برای پدرومادر عقیده داشتم الانم دارم که کسی نمیتونه برای من کاری کنه پس چرا باید اونها رو هم ناراحت کنم مگر اینکه میومدن خونم میدیدن امروز که دختر عموم زنگ زد اصلا ناخواسته غیر ارادی من همه چیز خلاصه مفید چکیده مطلب بهش گفتم در صورتیکه قبلنا میخواستم چیزی بگم کلی حرف میزدم تا به طرف بگم که منظورم چیه حالا با چند جمله تمام مطلب گفتم در صورتیکه اصلا چنین چیزی رو دوست نداشتم ویه یادم افتاد که عه دارم الان من به خدا سفارش میدم که من این طعمها رو دوست دارم در زندگیم تجربه کنم ویدویی حرفم جمع وجور کردم موضوع عوض کردم خیلی ناراحت شدم که اینکار کردم
من هم به این واقعیت رسیدم که هر طعمی که شما دوست داشته باشی چه از نوع خوبش طعم سلامتی کسب وکار خونه ماشین فرزند رابطه خوب عشق ومحبت دوستی شادی و…به وفور در دنیا هست به هر جا نگاه کنی یه طعم خوب خدا رو میبینی طعم صدای پرندگان از لابه لای درختان هست وهمین طور از نوع باشم به وفور یافت میشه طعم دعوا کردن مادر یا پدر در خیابون به بچه طعم خجالت کشیدن بچه طعم گریه کردن بچه تو خیابون طعم بیماری طعم فقر و…به وفور در دنیای مادی ما وجود داره
من الان دارم برای دخترم لباس میبافم اولش قرار شد یه یلیور یقه ۷ ببافم که کاموا کم دارم ولی یه ایده اومد که بهتره که درزهای پهلو دگمه بذاریم الان مد یعنی با دکمه دوختن درزهای پهلو به هم وصل کنیم بعد دخترم گفت میخوام یقه مردانه باشه وجلوشم سه تا دکمه بخوره من این مدل یادم رفته بود اما یکم که فکر کردم یادم اومد وهمون مدلی که دوست داشت دارم میبافم وخدای شکرت بخاطر بافتن که یه هنر دست زیبا که هر کسی نمیتونه ببافه خدایا شکرت بخاطر ایدههایی که به من دادی
استاد من خیلی وقتها که توجه کردم میدیدم که من اون لحطه اصلا نجوایی ندارم قبلش همون لحطه نجوا میاد منم همون لحطه اجراش میکردم مثلا یهو تو دهنم اومد که ای بابا هنوز که لباستو برنداشتی وهمون موقع همزمان با فکرم داشتم همون جمله رو به شکل غر زدن میگفتم
استاد وقتی من تصمیم گرفتم که فکرهای مثبتی داشته باشم ودیگه نذارم شیطان در دهن من افکار بد ایجاد کنه از اون لحظه بدتر شد نه تنها فکر مثبت نداشتم بلکنفکرهای منفی از همه جهات منو احاطه کرد من میدونستم که خودم این فکرها رو بهش دادم شروع کرد من با خودم فکر میکردم که فردا میخوام برم خونه مامانم اینا چی ببرم با خودم میگفتم مرغ ویکم بوقلمون میخرم یهو گفت که تو که پول نداری همسرم اصلا چنین کاری نمیکنه ودوست نداره که انجام بده گفتم اشکالی نداره نمیخوام که لقمه حرام تو گلوشون کنم یه خورده وسیله از خونه میبرم شروع کرد اگر خودت کار میکردی اگه خودت پول داشتی راحت میرفتی خرید میکردی و…وکلی فکرهای دیگه که همه به این موصوع ربط داشتن آورد وسط منم اعصابم خورد شد سر ذهن منفی بافم داد زدم ساکت شو دیگه چقدر حرف میزنی اعصابم خورد کردی اونم خدایی ساکت شد دیگه حرف نزد خوب قبلا همه حرفا شو زده بود دیگه وگفتم اشکالی نداره هر چی شد میبرم از خونه برمیدارم مهم اینکه دست خالی نرم
استاد وقتی به زندگیم فکر میکنم میبینم اگه هواست نباشه همش دارم شیطان متولد میکنم میرم بیرون میبینم یه خانمی لباس راحت پوشیده فورا میخوام ایراد بگیرم ویادم میافته میگم تو باید هواست به زیباییها باشه نا زیباییها رو نبین رها میکنم
بعد میرم جلوتر میبینم یه گدایی تو سرما بیرون نشسته بازم میگم تو زیباییها رو ببین
میبینم راننده یه گوشی گرفته دستش هواست به رانندگی نیست نزدیک بود بزنه منو دخترم داغون کنه گفتم خدارو شکر بخیر گذشت زیباییها توجه کن و….
وخیلی بده که من آنقدر عادت کردم همش نازیباییها رو ببینم
استاد من تکنیک دستان کنار ابرو قرار دادیم انجام دادم ولی چون الان آرامش زیاد ندارم خیلی خوب احساس نکردم چون فردا میخوام برم به پدرومادر سر بزنم یکم استرس دارم ومن یهو یادم افتاد داشتم دیروز نکات مهم از اول تا فایل چهار زندگی با طعم خدا رو میخوندم تا یاد آوری بشه وهمون جا گفتم من هم میخوام خودم جمعی از طبیعت بدونم وزندگی به خدا بسپارم تا همون طور که خدا زندگی یه بذر کنترل و هدایت وحمایت میکنه تا به درخت تنومندی بشه ومیوه بده منم زندگیم به خدا میسپارم تا خودش زندگی منم کنترل وهدایت وحمایت کنه پس نیاری نیست که من استرس داشته باشمناراحت باشم که فردا چی ببرم هر چی شد خوبه ومیپذیرم خدایا شکرت
من قبلنا درباره طعمهای زندگی دیگران صحبت میکردم من چون دیر به دیر میرفتم خونه مادرم مادرم کلی حرف داشت که به من بزنه منم بیشتر گوش میدادم که ناراحت نشه اونم شروع میکرد از زندگی دیگران صحبت کردم نمیدونی که فلانی با فلانی دعوا دارن طلاق طلاق کشی دارن شنیدی فلانی فلانی فلانی طلاق گرفتن شنیدی فلانی طفلک مریض سرطان گرفته من هم نا خواسته باهاش گاهی هم کلام میشدم عه بابا چرا ناراحت شدم ایشالا که زندگیشون خوب بشه ایشالا خدا شفاش بده و…ونمیدونستم که دارم ناخواسته به جهان هستی سفارش این طعمها رو میدم
وتصمیم گرفتم که دیگه هم کلام نشم و سعی میکنم از این به بعد از تکنیک سکوت با لبخند استفاده کنم
چند سال پیش من با دوستی تو مسجد شهرستانمون ملاقاتی داشتم یعنی اونجا دیدمش احوال پرسی کردم ونشستیم صحبت کردیم اونم دردو دل شروع کرد از همسرش از مادر شوهرش گفت ومنم باهاش هم کلام شدم از بیماریش هم گفت که سه ماه طول کشید پاش شکسته بود خلاصه اومدم خونه چشمتون روز بد نبینه بیماریم شروه شد سه سال تموم بیمار بودم گاهی خوب میشدم بیشترش مریض بودم وچقدر هم با خانواده رابط متشنج پیدا کردم ومیخواستم بگم که قانون جواب میده بستگی داره که تو چه طعمی سفارش میدی چه طعمی از خدا میخ اد خدا هم همه طعمها رو داره وانتخاب نمیکنه که نه این بندم خوبه بدار این طعم خوب بهش بدم نه اینجوری نیست تو هر فکری کنی داری سفارش میدی فکر خوب باشه اتفاقات خوب تو زندگیت میافته فکر بد باشه اتفاقات بد میافته بستگی به تو داره که چی رو انتخاب میکنی
بیاید از امروز خیلی هوامونو جمع کنیم که هر فکری نداشته باشیم به هر چیزی توجه نکنیم به چیزهای بد توجه نکنیم درباره چیزهای بد صحبت نکنیم وانتشارشون ندیم هر چیز بد نبینیم هر چیزی نشنویم چون دیگه میدونیم در طول این مدت که داریم این کارها رو انجام میدیم در واقع داریم به جهان هستی میگیم واگر این کارها رو زیاد انجام بدیم داریم به جهان هستی اسرار میکنیم که من از این طعمها خوشم میاد ومیخوام هر چه زودتر وارد زندگیم بشن ونا خواسته سفارش بد میدیم در صورتیکه هیچ کس طعم بد رو دوست نداره
نشان های دریافت شده
بنام خدای یکتا
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد خیلی ایده قشنگی که بیایم هر وقت تمرین عملی رو انجام میدیدم بنویسم هم میتونیم برای خودمون بنویسم هم میتونیم در سایت بنویسیم به این شکل میتونیم روند پیشرفت خودمونو ببینیم انگیزه بگیرم ادامه بدیم باشوق و ذوق بیشتر
بله بارها در زندگی این مسائل برام پیش اومده که همین چند وقت پیش من گلی خریده بودم بزرگ شده بود خواستم گلدون اونو بزرگتر کنم تا راحت باشن فضای کافی باشه
موقع عوض کردن دیدم بهتر شاخه پایینی رو قط کنم تا مقدار بیشتری در خاک فرو بره محکمتر بشه من اونو در استکانی گذاشتم هر روز مراقبت کردم تا ریشه کرد و بعد اونها رو کاشتم در گلدان کوچکتر گفتم برای هدیه دادن خوبه ولی فردا اون روز دیدم پژمرده شده بعدش خشک شده از آقای گل فروش سوال کردم گفت نیازی نبود بذاری ریشه کنه همون موقع تو خاک میزاشتی رشد میکرد و من اینو یاد گرفتم و این همون اطلاع رسانی برای مسائلی که من در زندگی باهاش برخورد میکنیم به همدیگر میگیم که دیگه اون طرف ضرری رو متحمل نشه یا اون گلها خشک نشن
مثل همون وسیله خریدن یا رفتن به رستوران خوردن غذایی که ما دوست نداشتیم اون چیزی که انتطار داشتیم نبوده و به دیگران اطلاع رسانی میکنیم که یا به اون رستوران نرن با اگر رفتن اون غذا رو سفارش ندن که مثل ما اون احساس بد تجربه نکنن
استاد من این ایده گرفتن خیلی خوب تجربه و زندگی کردم خیلی لذت بخش بود خیلی عالی بود بینظیر بود حال دلم خیلی خوب میکرد
اون موقع که من شغل بافت لباس بچگانه را داشتم ایدهای خدا ند رو با پوست و گوشت و استخوانم تجربه کردم که گفتم چی ببافم ایده اومد که یه سارافون بباف که قبلا طرحش توی تن یه دختر خانمی دیده بودم
بعد شروع کردم به بافتن کاموا هم از قبل داشتم همونها رو استقاده کردم بعد گفتم یقه اون چه مدلی باشه تصمیم گرفتم مثل اون لباس جلو باز باشه بعد ایده جیب انداخت اومد جیب صاف گذاشتم خوشم نیومد گفتم جیب کج قشنگتره چند تا ویدئو دیدم چون بعد از نمیدونم چند سال شاید ۳۰ سال دوباره شروع به بافتن کرده بودم جیب کج یادم اومد بافتم بعد ایده اومد لباسهای لباس قلاب بافی کنم با رنگ دیگه خلاصه بافتم اینو نگفتم قبلترش ایده اومد پشتشو طرح بنداز گشتم یه آهو دیدم طرح آهو رو هم بافتم خلاصه خیلی زیبا شد و من ایدها رو اجرا میکردم تا بلوز بافتم تموم شد بعد ایده بعدی اومد که شال گردن بباف و….بعدش یه ایده اومد دخترم دوست داشت سویشرت براش بافتم
من دارم با چشمانم میبینم همسر من برای ارتقا شغلش داره تلاش میکنه مثلا بار بر شیشه بود و فقط کار شیشهای ساختمانی انجام میداد اما الان چون علاقه شدید داشت به شیشهای نشکن الان اونم یاد گرفته در اون زمینه هم فعالیت میکنه آنقدر علاقه داشت و نمیتونست کلاس بره اما با کسانی که در این کار ماهر بودن رفت سر کار کارو یاد گرفتم الان خودش ماهر و خودش به تنهایی میتونه انجام بده
یا چند سال پیش یه پسر بچه ۱۲ ساله رو دیدم که خیلی به رانندگی علاقه داشت و موقع رانندگی پدرش خیلی توجه میکرد بهش ببینه چطور رانندگی میکنه چه موقع ترمز میکنه چه موقع گاز میده و…و در همون سن رانندگی یاد گرفت و قتی به سن بلوغ برسه میتونه امتحان بده قبول بشه رانندگی کنه
اونم حتما ایدهایی رو داشته برای پیشرفت خودش مثلا همینکه وقتی پدرش رانندگی میکنه اون نگاه کنه صد در صد یه ایده بوده اونم اجرا کرده یا چطور دور بزنه چطور دنده عقب بیاد همه حتما یه ایده بوده که خداوند به او داده اونم اجرا کرده خوب نگاه کرده تا یاد گرفته
خدایا تو چقدر بزرگی چقدر مهربانی که من هر طعمی دوست داشته باشم وارد زندگیم میکنی در واقع به چه طعمهایی توجه میکنم تو همونو وارد زندگی من میکنی
استاد اتفاقا چند روز پیش دوستم دیدیم باهاش احوال پرسی کردم گفتم شما هم خونه ندارید تو شهرستان گفت نه و…منم نمیخواستم باهاش هم کلام بشم اما اینو گفتم که عه همه جا شبه یعنی تو خونه همه از این مشکلات هست که یکی زرنگتر میشه و سهم اون یکی ها رو بنام خودش میزنه
دقیقا همین طور من یه اتفاقی افتاد بعد شیطان وجود همسرم میگفت به همه بگو چکار کردن هر جا نشستی بگو چور اون میگه خجالت نمیکشه زشت نیست تو بگی زشته خاک تو سرت کنن آنقدر بی عرضه هستی و من اوایلش مقاومت کردم نگفتم بعد یکی دو جمله گفتم خودم آنقدر ناراحت بودم که نگو تازه همسرم میگفت اینو بگو اونو بگو و….
قانون برای همه جواب میده با کسی هم شوخی نداره بستگی به تو داره
اون روزا خیلی اتفاق میافتاد که یه کسی زنگ میزد یا من میرفتم جایی یا مهمونی میومد من همش درباره طعم بد زندگیم میگفتم و اینو با چشمان خودم میدیدم که اون رفتارها و اون اتفاقاتی که من دوست نداشتم تعدادشون زیاد میشد یعنی بارها و بارها به روشهای مختلف اون اتفاق تکرار میشد تو زندگیم و این اتفاق میافتاد که من حالم هر دفعه از دفعه بعد بدتر میشد و من هم داشتم اون طعم ناخوشایندی که دوست ندارم آگاهانه شمارش میدادم و هم داشتم با کلامم شیطان بارها و بارها در زندگیم متولد میکردم برای خودم
و الان درک کردم سعی میکنم که نذارم شیطان متولد بشه
و سعی زیادی میکنم درباره طعمهایی که دوست ندارم با کسی صحبت نکنم که هم باعث سفارش مجدد و هم باعث شدم شیطان بار دیگه در زندگیم متولد بشه