0

تأثیر کلام بر زندگی (جلسه دوازدهم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن


وقتی به زندگی روزمره نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که حرف‌ها و کلماتی که به زبان می‌آوریم مثل دانه‌هایی هستن 🌱 که در زمین ذهن ما کاشته می‌شن و بعد از مدتی، تجربه‌های زندگی ما رو شکل می‌دن.

واقعاً تأثیر کلام بر زندگی خیلی بیشتر از چیزی هست که فکر می‌کنیم 😮. یه جمله مثبت می‌تونه روز کسی رو بسازه و یه حرف منفی مثل سنگی در مسیر ما قرار بگیره 🪨.

همین الان که داری این متن رو می‌خونی، می‌تونی یاد بگیری چطور با کنترل حرف‌ها و افکارت، تجربه‌های شیرین و طعم‌های خوب زندگی رو به سمت خودت جذب کنی 🍀✨.

چگونه کلام ما زندگی‌مان را شکل می‌دهد 🌱✨

همه ما روزانه حرف‌های زیادی می‌زنیم، اما شاید کمتر به این فکر کرده باشیم که هر کلمه‌ای که از دهانمان خارج می‌شود، یک انرژی واقعی است که در جهان اطراف ما اثر می‌گذارد ⚡.

تأثیر کلام بر زندگی چیزی فراتر از شنیدن یا گفتن یک جمله ساده است؛ کلمات ما مثل دانه‌هایی هستند که در ذهن خودمان و اطرافیان کاشته می‌شوند، و هر دانه می‌تواند یک تجربه واقعی در زندگی ما به بار بیاورد 🌸.

مثلاً وقتی با خودتان می‌گویید: «من نمی‌توانم»، در واقع دارید به جهان هستی پیام می‌دهید که همین محدودیت را تجربه کنید 😔.
یا وقتی به کسی می‌گویید: «تو نمی‌تونی این کار رو انجام بدی»، نه تنها او را محدود می‌کنید، بلکه انرژی منفی‌ای در محیط ایجاد می‌کنید که به شکل غیرمستقیم به خودتان هم برمی‌گردد 🔄.

از طرف دیگر، یک جمله مثبت و پرانرژی، حتی کوچک، می‌تواند مسیر زندگی را تغییر دهد 🌟.
وقتی می‌گویید: «من می‌توانم موفق شوم» یا «امروز روز فوق‌العاده‌ای است»، در واقع دارید به جهان هستی نشان می‌دهید که آماده تجربه اتفاقات خوب هستید 🍀.
این همان قانون جذب است که با تأثیر کلام بر زندگی پیوند مستقیم دارد.

حالا تصور کنید که هر روز صبح با خودتان چند جمله مثبت تکرار کنید. احساس می‌کنید چطور ذهنتان آرام می‌شود، انگیزه‌تان افزایش پیدا می‌کند و حتی رفتارها و تصمیمات شما به سمت تجربه‌های بهتر حرکت می‌کند ✨🕊.

به همین دلیل است که کنترل زبان و افکار نه فقط یک تمرین روانشناسی، بلکه یک ابزار قدرتمند برای خلق زندگی دلخواه ما است.

مثال‌های روزمره از تأثیر کلام بر زندگی 🏡✨

همه ما تجربه‌های روزمره‌ای داریم که نشان می‌دهد تأثیر کلام بر زندگی واقعاً جدی است. فرض کنید شما به یک رستوران می‌روید و غذایی سفارش می‌دهید 🍲.

اگر بعد از خوردن غذا مدام برای دوستانتان تعریف کنید که «این غذا اصلاً خوب نبود»، ذهن شما و دیگران روی طعم منفی متمرکز می‌شود.
حتی اگر دفعه بعد همان غذا خوشمزه باشد، ذهن شما هنوز خاطره منفی قبلی را دارد و تجربه تازه را تحت تأثیر قرار می‌دهد 🔄.

همین مثال را می‌توان برای خرید یک وسیله یا حتی مسیر روزانه رانندگی زد 🚗.
وقتی با دیگران درباره مشکلاتی که تجربه کرده‌اید صحبت می‌کنید، ناخودآگاه دارید به جهان هستی اعلام می‌کنید که تجربه مشابه را دوباره به زندگی خودتان و دیگران دعوت کنید.
یعنی کلام شما نه تنها انرژی منفی تولید می‌کند، بلکه طعم‌های ناخوشایند بیشتری را وارد زندگی می‌کند 🪨.

از طرف دیگر، تمرین آگاهانه‌ی کنترل زبان و کلمات، می‌تواند اثرات فوق‌العاده‌ای بر تأثیر کلام بر زندگی داشته باشد 🌟.
مثلاً وقتی دوستتان درباره مشکل کاری یا رابطه‌ای صحبت می‌کند، می‌توانید به جای همدردی و تمرکز بر مشکل، به او انرژی مثبت بدهید یا سکوت کنید و توجه خودتان را به نکات سازنده و مثبت معطوف کنید 🌈.

تمرین عملی برای امروز 📝

  1. ثبت افکار منفی: هر زمان احساس کردید در حال تعریف مشکلات هستید، آن را روی کاغذ بنویسید 🖊. این کار باعث می‌شود ذهن شما از فشار کلام آزاد شود بدون اینکه انرژی منفی به جهان ارسال شود.
  2. تبدیل به جمله مثبت: حالا همان جمله منفی را به شکل مثبت بازنویسی کنید. مثلاً به جای «من نمی‌توانم این کار را انجام دهم»، بگویید «دارم یاد می‌گیرم و هر روز بهتر می‌شوم» 💪.
  3. تمرین روزانه تکرار جملات مثبت: صبح‌ها قبل از شروع روز، ۳ جمله مثبت برای خودتان تکرار کنید. این کار مسیر ذهن شما را به سمت تجربه‌های شیرین و موفقیت‌های کوچک هدایت می‌کند 🍀✨.

با انجام این تمرینات ساده، می‌توانید اثرات مخرب صحبت کردن درباره مشکلات و تجربیات منفی را کاهش دهید و زندگی خود را با طعم مثبت پر کنید 🌸🕊.

قانون جذب

قانون جذب و طعم‌های مثبت زندگی 🌟🍀

مثلاً وقتی مدام درباره شکست‌ها و مشکلات صحبت می‌کنید، در واقع دارید به جهان هستی می‌گویید: «من آماده تجربه سختی‌های بیشتر هستم» 😔.
اما وقتی روی تجربه‌های مثبت تمرکز کنید و جملات مثبت بگویید، مثل این است که دارید سفارش شادی، موفقیت و لحظات شیرین را می‌دهید 🍰✨.

طعم‌های زندگی را انتخاب کنید 🍓🍫

تصور کنید زندگی مثل یک رستوران بزرگ و بی‌نهایت است که انواع طعم‌ها را ارائه می‌دهد 🍰🍋.
شما می‌توانید هر طعمی که دوست دارید بچشید؛ طعم‌های شیرین و دلپذیر، طعم‌های تلخ و تجربه‌آموز، یا حتی طعم‌های ناشناخته که تا به حال امتحان نکرده‌اید 🌟.

اما نکته مهم این است که این طعم‌ها به‌طور خودکار وارد زندگی شما نمی‌شوند؛ بلکه شما با تأثیر کلام بر زندگی و انرژی‌ای که از خودتان منتشر می‌کنید، انتخاب می‌کنید کدام طعم‌ها وارد زندگیتان شوند 🌈.

وقتی با خودتان یا دیگران درباره مشکلات و شکست‌ها صحبت می‌کنید، ناخودآگاه در حال دعوت طعم‌های تلخ به زندگی خود هستید 😔.
برعکس، وقتی جملات مثبت می‌گویید و روی تجربه‌های شیرین تمرکز می‌کنید، همان لحظه دارید طعم‌های خوب و لذت‌بخش را سفارش می‌دهید 🍓✨.

این همان قدرت واقعی تأثیر کلام بر زندگی است که می‌تواند مسیر روزمره و حتی آینده شما را تغییر دهد.

حتی کوچک‌ترین جملات و افکار روزانه شما، مانند نمک و چاشنی در غذا، طعم کل تجربه‌های زندگی‌تان را شکل می‌دهند 🌿.

پس هر بار که لبخند می‌زنید، تشکر می‌کنید یا جمله‌ای مثبت می‌گویید، دارید به جهان هستی نشان می‌دهید که آماده تجربه طعم‌های شیرین و موفقیت هستید 🌟.

به همین دلیل، کنترل آگاهانه زبان و جملات شما نه تنها روی خودتان بلکه روی اطرافیان و کل مسیر زندگی‌تان اثر می‌گذارد؛ و این دقیقا همان چیزی است که تأثیر کلام بر زندگی را به یک ابزار قدرتمند برای خلق خوشبختی تبدیل می‌کند 💛✨.

نکات طلایی برای کنترل کلام و جذب طعم‌های مثبت 🌟

  1. آگاهی از زبان روزمره: قبل از گفتن هر جمله، کمی مکث کنید و از خودتان بپرسید: آیا این جمله مثبت است یا منفی؟ ⚖️
  2. تمرکز روی تجربه‌های خوب: هر وقت فرصتی برای گفتگو پیش آمد، به جای تمرکز روی مشکلات، نکات مثبت و راه‌حل‌ها را برجسته کنید 🌸.
  3. تمرین همدلی سازنده: وقتی کسی مشکلاتش را با شما در میان می‌گذارد، می‌توانید همدلی کنید بدون اینکه انرژی منفی به خودتان منتقل شود 💛.
  4. ثبت موفقیت‌ها و لحظات خوشایند: هر روز چند لحظه برای نوشتن تجربه‌های خوب زندگی خود اختصاص دهید. این کار ذهن شما را به سمت تجربه‌های شیرین هدایت می‌کند ✨📝.

با رعایت این نکات ساده، شما می‌توانید نه تنها از تجربه‌های منفی جلوگیری کنید، بلکه طعم‌های شیرین و مثبت زندگی را وارد دنیای خود و اطرافیانتان کنید 🌱🍀.
این همان قدرت واقعی تأثیر کلام بر زندگی است که وقتی آگاهانه استفاده شود، مسیر شما را کاملاً تغییر می‌دهد.

همانطور که در بخش‌های قبل گفتیم، تأثیر کلام بر زندگی تنها محدود به محیط اطراف ما نیست؛ بلکه به جهان هستی هم منتقل می‌شود 🌌.
هر جمله، هر فکر و هر انرژی‌ای که از زبان شما خارج می‌شود، به نوعی به جهان هستی سفارش داده می‌شود تا همان تجربه را برای شما و اطرافیانتان فراهم کند.

تأثیر کلام بر زندگی

بخش پایانی: کنترل کلام، خلق زندگی با طعم مثبت 🌟🌸

همانطور که دیدیم، تأثیر کلام بر زندگی چیزی فراتر از یک جمله ساده است؛ کلمات ما مثل دانه‌هایی هستند که در ذهن خودمان و اطرافیان کاشته می‌شوند و آینده ما را شکل می‌دهند 🌱✨. اگر آگاهانه از زبان و کلماتمان استفاده کنیم، می‌توانیم از قدرت تأثیر کلام بر زندگی، تجربه‌های شیرین، موفقیت و شادی را به زندگی خود جذب کنیم 🍀.

تمرین عملی نهایی 📝💡

  1. آگاهانه صحبت کنید: هر جمله‌ای که می‌گویید، حتی کوچک، اهمیت دارد. قبل از حرف زدن، کمی مکث کنید و ببینید آیا انرژی مثبت منتقل می‌کنید یا منفی ⚡.
  2. ثبت و بازبینی افکار: هر شب قبل از خواب، چند دقیقه افکار و جملات روزتان را مرور کنید. جملات منفی را شناسایی و به شکل مثبت بازنویسی کنید ✍️.
  3. تمرکز بر تجربه‌های خوب: در طول روز، با دقت به نکات مثبت اطراف و موفقیت‌های کوچک خود توجه کنید و آن‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارید 🌸.

با انجام این تمرین‌ها، شما آگاهانه می‌آموزید که چگونه از تأثیر کلام بر زندگی استفاده کرده و انرژی مثبت را وارد زندگی خود و اطرافیانتان کنید، و از تجربه‌های ناخوشایند و انرژی منفی دوری نمایید 🌈🕊.

دوره «رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن» 🌌🪄

اگر دوست دارید به شکل عملی یاد بگیرید که چگونه با تأثیر کلام بر زندگی و تمرکز ذهنی، طعم‌های مثبت و آرزوهای خود را وارد زندگی‌تان کنید، دوره رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن می‌تواند مسیر شما را هموار کند. در این دوره شما یاد می‌گیرید:

  • چگونه جملات و افکار روزانه خود را مدیریت کنید 📝
  • چطور با انرژی مثبت، طعم‌های شیرین زندگی را جذب کنید 🌸
  • تمرینات عملی برای تغییر نگرش و ارتقاء زندگی ✨

با شرکت در این دوره، شما می‌آموزید که به جای جذب تجربه‌های منفی، زندگی خود را با طعم‌های خوشایند و موفقیت‌های واقعی پر کنید 🍀💛.

یادمان باشد، جهان هستی و خداوند بی‌نهایت هستند و هر طعمی که بخواهیم برای ما فراهم می‌کنند؛ فقط کافیست آگاهانه انتخاب کنیم و با تأثیر کلام بر زندگی، طعم‌های شیرین و مثبت را به خود و دیگران هدیه دهیم 🍓🌟.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.37 از 68 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12448
113 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 88 کلمه

      همیشه مادرم میگه خواب بد رو نباید تعریف کنی .و من هم سعی میکردم درباره اتفاق بد با کسی صحبت نکنم بیشتر به این دلیل که می خواستم کسی رو ناراحت نکنم .الان با دلایلی که استاد گفتند تمام سعیم رو میکنم که همیشه طعمهای خوب رو بخوام و شیطان از کلام من وارد نشه و مراقب چیزهایی که میشنویم هم بیشتر باشیم چون گفتارتان رو بهتر میتونیم کنترل کنیم ولی از این به بعد گوشها هم باید کنترل بشند .ممنونم از استاد که همراه همیشگی ما هستید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۶/۰۱ ۰۶:۰۴
      مدت عضویت: 2555 روز
      امتیاز کاربر: 21830 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      وقت شما بخیر
      من امروز خوب عمل نکردم نمی دونم چرا! راجع به چیزی که خیلی وقت پیش در زندگیم بود حرف زدم و شیطان رو متولد گردم الان خیلی پشیمونم چون مال چند سال پیش بود من نمی دونم چطوری اونو تعریف کردم و الان توبه می کنم خدایا قبول کن لطفا دیگه حواسم هست که چیزی نگم اصلا آدم کم حرف بزنه خیلی بهتره !
      نمی دونم چیکار کنم باید دوباره احساسم و خوب کنم ولی حالا دیشب خواب دیدم خیلی و من معمولا خواب‌هام و تعریف می کنم ولی امروز اینو تعریف نکردم برای کسی فکر کنم اقلا اینجا خوب عمل کردم!؛ سعی می کنم کارهایی که بهم استرس می ده انجام ندم !
      ولی یه موقع کسی حرف می زنه مجبور می شه آدم گوش کنه ولی همکلام نمی شه امیدوارم دیگه آدم‌های مثبت تو راه باشن همیشه انشالله ! سعی می کنم ذهنم هم پاک کنم تو ذهنم هم اگه افکار نیان خوبه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیرا
      ۱۳۹۹/۰۵/۲۱ ۱۴:۰۱
      مدت عضویت: 2555 روز
      امتیاز کاربر: 7544 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 294 کلمه

      شیطان را متولد نکنید.چقدر این جمله زیبا و عالی بود.من همیشه خیلی افکارم منفی بود و ادم های منفی رو جذب میکردم ولی به لطف خدا از وقتی وارد دوره شدم دیگه اخبار و رادیو گوش نمیدم و اصلا حوادث و اتفاقات توجهی نمیکنم .من چند وقت پیش به مدت یه هفته رادیو گوش میدادم و اون تایمی که من رادیو گوش میدادم از تصادف و عدم توجه به جلو و تصادفات حرف میزد که من بعد از دو هفته به طور اتفاقی سرم تو گوشی بود و زدم به یه ماشین و من بعد که فکر کردم متوجه شدم اون هفته مدام به تصادف و عدم توجه به جلو توجه کردم و برای خودم دعوتنامه ای رو امضا کردم.
      من همیشه وقتی در جمعی غیبت میکردن خیلی حال بدی پیدا میکردم و الان متوجه میشم که چرا میگن غیبت کردن بد هست و من خیلی از این ورودی هارو کنترل میکنم و اصلا توجهی به جمع ها نمیکنم و وارد بحث هاشون نمیشم.چند وقت پیش خواهرم یه حرفی در مورد شوهرم زد و گفت پشت سرت گفته و من خیلی خیلی حالم بد شد و هی شیطان مدام میگفت بهش بگو جوابشو بده بهش بگو چرا این حرفو زدی ولی به طور ناخوداگاه حرفی نزدم و تصمیم گرفتم فراموشش کنم و به خواهرم گفتم دیگه اگه چیزی شنیدی به من نگو نمیخام بشنوم واسم مهم نیست.یک هفته مدام با خودم کلنجار میرفتم ولی حاضر به گفتنش نشدم و بی خیالش شدم.این خواسته خدا بود که من شیطان رو با کلامم متولد نکنم و خداروسپاسگزارم بابت اینکه هست و ارامش رو به وجود ما جاری میکنه.خدایاااا سپاسگزارم.من میخااام از امروز به رفتارم بیشتر توجه کنم و با کلامم شیطان رو متولد نکنم تا جهان زیباتری داشته باشم.ممنون از نوشته های زیباتون و ممنونم از استاد🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار gh.hojat
      ۱۳۹۹/۰۴/۲۸ ۱۰:۳۴
      مدت عضویت: 2345 روز
      امتیاز کاربر: 324 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 427 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز.. ممنون از فایل زیباتون.. یه چیز خیلی جالبی که من تو همه فایلهاتون برام روز به روز روشن تر میشه اینه که واقعا هرچیزی که از قدیم گفتن الکی نبوده و شاید همه این نکات پس از سالها تجربه بدست اومده و یکی از بزرگترین این اعتقادات قدیمی ها که شنیده بودم و حالا بهش اعتقاد پیدا کردم اینه که همیشه شنیده بودم که میگفتن نباید آدم دلش خیلی برای اتفاق بدی که برای یه نفر افتاده بسوزه… من فکر میکردم منطور ناراحت شدن و میگفتم مگه میشه ناراحت نشد خوب…
      ولی مثل خانم مرادی که تعریف کردن سرگذشتی مشابه ایشون داشتم که حالا بیشتر درموردش میدونم.. منم بایک دوره بسیار سخت و بارداری‌های زیاد صاحب فرزند شدم و بالاخره موفق شدم.. البته که توی بارداری‌ها اصلا خودم رو امید وار نمیکردم که به پایان برسه و حتی با ۷ ماه بارداری بازم امید نداشتم و از دستش هم دادم.. و در دفعه بعد همه چیزو بخدا سپردم و با امید فرزند دار شدم.. واینکه یکی از اقوام در حادثه ای پسر بچه ش رو از دست داد و من برام خیلی سخت بود. و توی مراسم من مثل مرغ سر کنده بودم و نمیتونستم از فشاری که بهم میومد کم کنم. نه اینکه گریه و زاری کنم ها. (که شاید گریه بهتر بود…)
      و همیشه تو فکرشون بودم و همیشه در حال دع کردن و از خدا خواستن یه فرزند براشون بودم… و بالاخره بعد از یکی دو سال پسر سرحال و سالم خودم که تقریبا همسن و سال بودن رو طی یه بیماری نادر.. دو روزه وکاملا غیر منتظره از دست دادم.. و حالا میفهمم که چقدر فکر کردن به غصه های دیگران بطور عمیق و همیشگی کارت دعوته برای اتفاقات مشابه.
      و حالا این عادت دلسوزی زیاد رو خیلی کنترل کردم و الان بیشتر در حال تمرین. البته که خداوند با توکل و آرامش و دید مثبت سال بعدش یه پسر دیگه و الان یه دختر بهم هدیه داده..
      البته هیچوقت و در سخت ترین لحظات شکر کزاری خدای مهربونم رو فراموش نکردم و با همین ارتباط دوستانه با خدای مهربونم و انرژی مثبت و اینکه حتما حکمتی داشته و خدا یه خیری در این کار قرار داده. تحمل سختی و رسیدن به روزهای خوب روبرای خودم راحت تر کردم.. و روز به روز با فایلهای شما بیشتر به درستی حرفه‌ای مادر عزیز م که نمونه صبر و شکر کزاری و مثبت نگری. برای همه ما بودند پی میبرم..
      با تشکر از مطالب مفید و زیباتون و شکرخدا از اینکه من رو به این مسیر وارد کرد…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Niikii
      ۱۳۹۹/۰۴/۲۵ ۰۳:۰۵
      مدت عضویت: 2523 روز
      امتیاز کاربر: 2376 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 96 کلمه

      سلام استاد و همراهان، افرادی هستند که شغلشون این را میطلبد که به دردهای انسانها گوش بدهند. استاد عطارروشن شما هم به خیلی از دردو دلهای مراجعه کنندگانتون گوش میدهید و کمک میکنید. میشه لطفاً در این خصوص هم توضیح بدهید که این را به چه شکل تحلیل میکنید در خصوص این فایل؟ من خودم فکر میکنم که ما قدرتمندتر از ذهن و حرفهای دیگران هستیم و میتوانیم آگاهانه انقدر خود را رشد بدهیم که اگر شغلمان میطلبد پس از عهده تغییر توجه خود هم برمی آییم و این قاعده کلی نمیتونه باشه. مثل شما. ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه قدیریان
      ۱۳۹۹/۰۴/۱۵ ۰۳:۲۵
      مدت عضویت: 2525 روز
      امتیاز کاربر: 677 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 218 کلمه

      سلام فایل امروز واقعا عالی بود من همیشه سعی میکردم درباره مسایل منفی صحبت نکنم ولی فکر میکردم دارم از واقعیت ها فرار میکنم مادرم هم همیشه مثبت حرف میزد واز منفی ها خوشش نمی اومد مادرم زنی قوی بود ودر خیلی موارد به عنوان الگوی ما بود وبعد از فوت ایشون بیشتر هم برامون اسطوره شده .
      خاطرات منفی رو زیاد مرور نمیکنم اما درگیرش میشم مثلا مادرم یکی از باهاش ورم داشت ونمی تونست راحت راه بره ومادر شوهرم هم به دلیل بیماری نمی تونه راه بره من شاید تحت تاثیر این افکار وبدلیل بارگی رباط صلیبی یکی از زانو هام اصلا نمی تونم راحت راه برم وجالبه که حرکات راه رفتن وبلند شدن از زمین کاملا مثل مادرم شده ویکی از باهام هم کمی ورم داره یکساله وخیلی شبیه مادرم شدم این موضوع واین همه شباهت برام ناراحت کننده هست وفکرم دو مشغول میکنه
      ودیگه اینکه من مشاور هستم وکارم گوش کردن به ناراحتی های دیگران هست با اینکه ززیاد درگیر نمیشم ولی در کل تاثیر منفی میگیرم واز نظر فکری خسته میشم
      البته فایل های عالی شما استاد عزیز خیلی بهم گمک کرده ومیکنه ولی میخوام بدونم راهکاری برای من دارید که چطور از این مساله رها بشم //////////// متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه قدیریان
        ۱۳۹۹/۰۴/۱۶ ۱۹:۴۷
        مدت عضویت: 2525 روز
        امتیاز کاربر: 677 سطح ۲: کاربر متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 3 کلمه

        متشگرم استاد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس مرادی
      ۱۳۹۹/۰۳/۲۸ ۱۳:۰۰
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 7586 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 652 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و بچه های تالار عشاق.خدارابارهاوبارهاسپاسگزارم که من رادر مسیر هدایت به راه خودش به واسطه ی بهترین بندگانش که زبان گویای او دراین دوره و زمانه، که همه راه گم کرده اند را به زبان استاد عزیزمان ما را به خودش نزدیک و نزدیک تر کرده ومن که درحال طی کردن تکرار دوره هستم خداراشاکرم که طعم تولد واقعی و تولد حقیقی رادر دوران زندگی خودم دارم تجربه میکنم و درحال چشیدن طعم تمام رویاهای همیشگی زندگیم هم در جسمی وهم در روحیم هستم خداراسپاسگزارم و استاد عزیزم بسیار متشکرم از شما .من امروز تصمیم گرفتم علیرغم میل باطنیم که تصمیم گرفته ام برای همیشه طعم حال خوب را برای خودم انتخاب کنم ولی بنا به توصیه استاد عزیزم وبرای ثابت کردن عرایض استادم که فرمودند تجربیات خودتان را بنویسید، این اتفاقات زندگیم را که مثل یک داستان وافسانه قابل باور کردن نیست برایتان مرور کنم .من در خانواده فرزند آخر بودم و مادرم که تقریبا زنی زحمت کش بود ولی خیلی از خاطرات تلخ زندگیش داعم برای ما به اصطلاح درد دل میکرد ومن همیشه به طرز عجیبی جذب گفته های مادرم میشدم ومینشستم و مثل قصه ی کودکانه خاطرات تلخ مادرم را ضبط و ثبت میکردم و احساساتی میشدم ولی چون بچه بودم زود فراموش میکردم و میرفتم سراغ بازیم وبی خیال میشدم ولی همیشه دلم شدیدا برای مادرم می سوخت و بسیار به اووابسته بودم و توجه میکردم ویکی از خاطراتش این بود که یکی از پسرانش در سن دوونیم سالگی در حوض خانه همسایه ی بغلیمان خفه شده بو دو مادرم باآه وتاب همیشه تعریف میکرد تااینکه من ازدواج کردم و اولین فرزندم رو پس یک دوره بارداری هشت ماهگی از دست دادم و دوباره بعد از چند سال یک فرزند دخترم دچار مشکل ژنتیکی شد ودرسه سالگی فوت کردو این اتفاقات برای من معماهای وحشتناک لاینحلی شده بود ودرمسیر بچه دار شدن بسیار اذیت شدم و همیشه حالات واحساسات و تصورات مادرم رو در خودم می دیدم وحالم بدتر میشد ومادرم هم از آن طرف احساس بدش رابه من منتقل میکردوازاینجا بود که من این اتفاقات رو خاست خدا نمی دیدم ودور از رحمت خدا می دیدم وکم کم سوالهای ذهنم روز به روز بیشتر شد وعاجزانه از خدا علتش رامیخاستم وکم کم کسانی پیدا شدند گفتند کتاب قانون توانگری را بخوان وکم کم باکتابهای وین دایر آشنا شدم و دنبالش کتابهای معنوی ولی تا حدودی مرا آرام میکردند ولی همیشه یک گره کوری درذهنم بود همیشه گم گشته ای داشتم تا اینکه به خاطر اضافه وزنی که داشتم شروع به رژیم گرفتن و باشگاه رفتن کردم و طی دردسرهای زیاد دیدم هم به ذهنم فشار می آید هم به جسمم واز لحاظ ذهنی تحمل فشارها برایم سخت بود و دیگه به اصطلاح این روزها تا خرخره زیر فشار بودم و ناامیدانه دنبال مسیر ی می گشتم تاابهامات جسم و روحم راروشن کند که ناباورانه چشمم به روزنه های نجات و رهایی از شروتاریکی ذهنم باز شدوباسایت استاد عزیزم روبرو شدم و این شده معجزه ی زندگی من و رهایی از تمام خطاها و خرافه های ذهنی وروز به روز عاشقانه تر دارم هم طعم خدا و هم طعم آرامش واقعی وهم طعم ولذت زندگی واقعی وزنده بودن واقعی رامی چشم واین دوره و این مسیر را با هیچ چیز در زندگیم عوض نمیکنم چون به هدف واقعی خلقتم دارم پی میبرم و تازه روز به روز هم به خلقت خودم عشق میورزم وبرایم خیلی لذت بخش شده، ولی یک اشکالی که دارم آنقدر هیجان در من به جوش وخروش آمده که میخوام به خانواده ام وبه همه داعم آگاهی بدم که راه نجات اینجاست جای دیگه دنبالش نگردید من همه جا را گشتم وتجربه کردم ونیافتم ولی اینجا جایی هست که کیمیای سعادت نهفته شده ولی نه خودم میتوانم آرام بگیرم ونه کسی گوش شنوا دارد.خداجون سپاسگزارم که من را در وادی بندگان برگزیده ات و هدایت شده ات پذیرفتی ،عاشقتمممم وممنونتممممم خدای عشق وزیبایی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار باران
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۱۲:۰۳
      مدت عضویت: 2488 روز
      امتیاز کاربر: 5291 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 163 کلمه

      سلام به همگی
      من مدتهاست دارم روی خودم کار میکنم که خبرها رو گوش ندم، اتفاقات منفی رو پیگیری نکنم، دایم دنبال اینم که هر چیز خوبی میبینم تحسین کنم و بگم منم به زودی این رو تحربه میکنم، مثلا وقتی فرد متناسبی میبینم به خودم میگم منم به زودی مثل این خانم متناسب میشم و خدا رو شکر میکنم، وقتی خانه ی شیکی میبینم به خودم میگم منم به زودی این رو تجربه میکنم و خدا رو شکر میکنم و ….
      کمتر درد دل میکنم، قبلا دائم از گرانی مینالیدم ولی الان مدتهاست در موردش صحبت نمیکنم و مطمئنم خداوند مهربان روزی من رو بیشتر میکنند و ثروت رو به سمت من جاری میکنند، دائم با خودم صحبت میکنم، قبلا هر اتفاقی برام میفتاد حتماااا باید با یکی درد دل میکردم ولی الان خودم با خودم درد دل میکنم و خودم را ارام میکنم و جدیدا کم حرف شدم و کمتر غیبت میکنم و خیلییییی راحتر هستم.
      خدای مهربانم شکرت.
      استاد ممنونم بابت این همه اگاهی🥰🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۲/۲۵ ۰۴:۲۵
      مدت عضویت: 2555 روز
      امتیاز کاربر: 21830 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 158 کلمه

      من بیشتر وقتها دارم به طعمهای خوب توجه می کنم و دیگه خیلی توجهم به طعمهای بد کمتر شده هر کی هم می خواد حرف بزنه راجع به شرایط فعلی می گم من نمی خوام چیزی بشنوم لطفا نگین !
      الان هم خیلی وقته که کسی درد دل نکرده با من من هم با هیچکی !
      مواظب کلامم هستم که شیطون و متولد نکنم و هر روز به خودم می گم من مثل خدا رفتار می کنم هر کسی با من رفتار عجیبی داشت ولی من مثل اون نمی شم و مثل خدا رفتار می کنم . هی چیزهای منفی و بال و پر نمی دم البته بعضی وقتا هم یادم می ره ولی تا یادم میافته ادامه نمی دم !
      با توجه به حرفهای شما هم سعی می کنم کارهایی که احساس بدی بهم می ده انجام ندم چون شیطان همواره می خواد احساس بد و در وجود ما بزاره ترس ،نگرانی و نداره ما احساس خوبی داشته باشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khandan614
      ۱۳۹۹/۰۲/۲۲ ۱۸:۴۸
      مدت عضویت: 2381 روز
      امتیاز کاربر: 21460 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      سلام استاد عزیز ، چقدر ساده و زیبا نگاه ما را به سمت دیدن چیزهای خوب و مثبت هدایت میکنید سپاسگذارم ، خدا را شاکرم بخاطر لطف و مهربونیش که جهانی خلق کرده با بینهایت طعم و متناسب با هر سلیقه ای و ما را آزاد گذاشت تا هر چی میخایم انتخاب کنیم و سفارش بدیم ولی من با نااگاهی هر چی طعم بد بود را سفارش میدادم و در عجب بودم که چرا زندگی پر از تشنج دارم و مدام به خدا شکایت میکردم خدا را شکر که قبلا بوده ودیگه تموم شده در گذشته نه چندان دور من خیلی به مشکلات زندگی دیگران توجه میکردم وهمیشه سنگ صبور دیگران بودم فکر میکردم ثواب میبرم که به درددل بقیه گوش میدم و باعث ارامششون میشم و مورد اعتماد هستم خیلی غرق مشگلاتشون میشدم و خودم را به جای اونا میگذاشتم همیشه حالم بد بود جالب بود که اطراف من پر بود از ادمهای مشکل دار ، زندگی خودم پرازغم و ناراحتی و تشنج بود همیشه به خدا و دیگران شکایت میکردم و با کلامم شیطان جون میگرفت و منتشر میشد و زندگی جهنمی داشتم ، نمیدونستم عاملش خودم هستم و با توجه کردن به مشکلات و مریضی دیگران نمونه ش تو زندگی خودم ایجاد میشد تا اینکه خدا دستمو گرفت و من با قانون جذب اشنا شدم دیدم تمام این طعمهای بد من با توجه کردن به اونها خودم سفارش داده بودم وخدای مهربون هر انچه که خواسته بودم بهم داده بود بعد از اون من کانون توجهمو روی خوبی ها و زیبایها تنظیم کردم و طعمهای خوب سفارش دادم و خدا را شکر تمام اون ادمها از من دور شدن و زندگی من کلی تغییر کرد پر ارامش و شادی و سلامتی شدم با تغییر افکار و رفتارم ، زندگی اون افراد همچنان مثل گذشته بد و بدتر شده و دنیای من با طعمهای خوب طلایی شده خدا راشکر میکنم به خاطر این مسیر خدایی ممنونم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار باران
        ۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۱۲:۰۵
        مدت عضویت: 2488 روز
        امتیاز کاربر: 5291 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

        چقدر جالب منم همینطور بودم، خدا رو شکر که هدایت شدیم🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم