✨ تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی مثل عینکیست که روی چشمهایمان میزنیم! 🕶️
یعنی چی؟ یعنی فرمولهای ذهنی مثل فیلترهایی هستند که طرز دید ما به خودمون و دنیای اطرافمون رو شکل میدن. 👀 این فیلترها اونقدر قدرتمندند که میتونن انتظارهای ما رو بسازن؛ انتظارهایی که مثل قطبنما مسیر زندگیمون رو تعیین میکنن. 🧭
پس وقتی نگرشمون رو با فرمولهای ذهنی مثبت و درست پر کنیم، داریم عملاً مسیر زندگیمون رو با دست خودمون میسازیم! 💪✨
تاثیر فرمول های ذهنی
حتما با عملکرد عینک آشنایی دارید.
اگر شما عینکی با شیشه های آبی رنگ بر چشمان خود بزنید همه دنیا را به شکلی می بینید که رنگ آبی آن غلیظ تر از دیگر رنگ هاست و اگر عینکی با شیشه های رنگ قرمز به چشمان خود بزنید دنیای قرمز رنگی را خواهید دید.
دلیل آن تغییر کردن رنگ دنیا نیست بلکه تاثیری است که شیشه های رنگی بر نوری که از دنیا به چشمان شما می رسد می گذارند.

وقتی نوری که به چشمان شما میرسد به واسطه شیشه های رنگی تغییر رنگ می دهد، تصویری که توسط شما دیده می شود غیرطبیعی و به رنگ آن شیشه خواهد بود.
تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 🧠⚖️
فرض کنید ذهن ما مثل یک عینک رنگی باشد که دنیا را از پشت آن میبینیم. 👓 وقتی این عینک شیشه رنگی دارد، هر چیزی که میبینیم رنگ همان شیشه را میگیرد.
در ذهن یک فرد چاق، فرمولی مانند «چاقی من ارثی است» ذخیره شده است.
این مثال روشنی از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است؛ یعنی هرچقدر هم تلاش کند، چون این فرمول در ذهنش فعال است، ذهنش به گونهای برنامهریزی شده که نتیجه نمیگیرد و در نهایت همان چاقی برایش شکل میگیرد.
✋💭 تلاش جسمی به تنهایی کافی نیست، چون سرنوشت واقعی توسط فرمولهای ذهنی رقم میخورد، نه فقط رفتارهای ظاهری.
مثال دیگر تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی فرمول «خوردن باعث چاقی میشود» است که تقریباً در ذهن همه افراد چاق ثبت شده است.
این فرمول آنقدر قدرتمند است که میتواند باعث شود فرد تا همیشه چاق بماند و حتی وزنش افزایش یابد! 🍔🚫
دقیقاً مثل وقتی که عینک شیشه رنگی روی چشم میگذاری و همه چیز به رنگ همان شیشه دیده میشود، فرمولهای ذهنی هم دید ما به دنیا و غذا را تغییر میدهند.
وقتی باور داشته باشی «خوردن باعث چاقی است»، حتی نگاه کردن به غذا هم باعث میشود ذهنت آن باور را پررنگتر کند و آنجاست که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی شرایط چاقی را برایت بسازد. 👀🍽️
مثال نان و باورهای ذهنی 🍞❌✅
مثلاً کسی که باور دارد «نان خاصیت چاقکنندگی دارد»، هر بار که نان میخورد انگار این فرمول ذهنی را در ذهنش پررنگتر میکند و پیشاپیش قبول کرده که چاق میشود! 🤯 این دقیقا نمونهای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است.
اما واقعیت چیست؟ خیلیها نان میخورند و همیشه متناسب هستند. این یعنی خود نان باعث چاقی نمیشود، بلکه باور و فرمول ذهنی ما درباره آن است که میتواند چاقمان کند.
اگر از افراد متناسب درباره نان بپرسیم، میبینیم نگاهشان به نان و غذای کلی کاملاً متفاوت است. آنها نان را منبع انرژی، لذت و سیر شدن میبینند؛ در حالی که فرد چاق آن را به عنوان یک عامل چاقکننده باور کرده است. 🍞❤️ vs 🍞😟
راز تفاوت بین افراد چاق و متناسب چیست؟ 🕵️♂️
وقتی که مواد غذایی یکسان است، پس چرا برخی چاق میشوند و برخی نه؟
تنها تفاوت، فرمولهای ذهنی است که در ذهن هر فرد ذخیره شده. ذهنی که پر از باورهای محدودکننده و منفی باشد، باعث چاقی و ماندگاری آن میشود.
جالب است بدانید حتی وقتی به غذا نگاه میکنید، بدون اینکه بخورید، ذهنتان افکاری را مرور میکند که از همان فرمولهای ذهنی ناشی میشود. 👁️💭 این یعنی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار عمیقتر از آن چیزی است که فکر میکنیم!
نتیجهگیری 🌟
اگر میخواهیم وزن خود را تغییر دهیم، باید اول تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را شناسایی و اصلاح کنیم. چون این فرمولها مسیر زندگی و وضعیت جسمی ما را تعیین میکنند.
مثل اینکه عینک شیشه رنگی را برداریم و دنیای واقعی را همانطور که هست، ببینیم و باور کنیم. 👓💡

تاثیر فرمول های ذهنی بر عملکرد ذهنی و جسمی 🧠✨
از بچگی عاشق کلوچه با چای بودم. 🍪☕ مادرم تو پختن کلوچههای خانگی مهارت خاصی داشت و همیشه چند مدل مختلف کلوچه در خانه بود. خوردن کلوچه با چای برای من یک لذت بینظیر بود!
اما در ذهنم فرمولی نادرست شکل گرفته بود: «کلوچه چاقکننده است.» 😔 این باور اشتباه نمونهای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بود که مثل یک برچسب روی کلوچه چسبیده بود و هر بار که کلوچه میخوردم، مطمئن بودم دارم چاقتر میشوم.
وقتی رژیم میگرفتم، تلاش میکردم کلوچه نخورم، ولی به محض اینکه رژیمم تمام میشد یا عصبی میشدم، اولین چیزی که سمتش میرفتم همان کلوچه بود! 🍪😅
حتی وقتی از جلوی مغازه کلوچهفروشی رد میشدم و بوی کلوچهها به مشامم میرسید، ذهنم همزمان به لذت خوردن کلوچه و هم به چاقکننده بودنش فکر میکرد؛ نمونهای واضح از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی در زندگی روزمره.
این دو فکر متناقض، دقیقاً نتیجهی فرمولهای ذهنی اشتباهی بودند که در ذهنم ذخیره شده بودند. 💭⚔️
این تجربه نشون میده که فرمولهای ذهنی چقدر روی رفتار و حتی احساسات ما تاثیر میگذارند؛ طوری که حتی وقتی کاری نمیکنیم، فقط فکر کردن به آن موضوع، واکنشهای ذهن و بدن ما رو شکل میده.

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی: داستان من و دوستم 🍪🧠
نکته جالب این است که یکی از دوستان متناسب من، درست مثل من عاشق کلوچه بود، اما هرگز باورهای ذهنی من درباره چاقکننده بودن کلوچه را نداشت! 🤔
نه تنها فرمولهای ذهنی ما درباره کلوچه فرق داشت، بلکه نحوه خوردنمان هم کاملاً متفاوت بود.
دوستم همیشه کلوچه را بعد از ناهار و فقط برای لذت بردن با چای میخورد، اما من سالها همین کار را تکرار میکردم، حتی زمانی که واقعاً سیر بودم! 🍽️🍪
او هر وقت کلوچه میخورد، میگفت: «من کلوچه خوردم، سیرم!» و دیگر غذای اضافه نمیخورد، اما من کلوچه را اصلاً به عنوان غذا حساب نمیکردم؛ فقط یک خوراکی خوشمزه بود که برای تفریح و لذت بردن میخوردم. 😋
ترکیب فرمول های ذهنی و تاثیر آن بر اضافه وزن ⚖️
فرمولهای ذهنی ما مثل قطعات یک پازل هستند که وقتی کنار هم قرار میگیرند، رفتار و احساس ما را شکل میدهند.
تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار مهم است و میتواند حتی روی کوچکترین انتخابهای غذایی ما اثر بگذارد.
من باور داشتم که کلوچه غذا نیست، بلکه فقط یک خوراکی خوشمزه و تفریحی است، اما همزمان باور داشتم که «کلوچه خاصیت چاقکنندگی دارد».
این دو باور با هم ترکیب شدند و باعث شد بارها کلوچه را حتی وقتی سیر بودم بخورم، و هر بار این باور تقویت شود که چاق شدن من طبیعی و اجتنابناپذیر است. 😞🍪
راهکار من در دوره «ورود به سرزمین لاغرها» 🎯
اولین قدم این است که هنرجوها یاد بگیرند فرمولهای چاقکننده ذهنشان را شناسایی کنند. اینجا دقیقاً همان جایی است که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی خودش را نشان میدهد.
بعد از آن، فرمولهای صحیح و متناسبکننده را جایگزین کنند.
مثل اینکه عینک چاقی را از چشمان خود بردارند و به جای آن عینک تناسب اندام را بزنند! 👓💚
وقتی این کار را انجام دهید، به تدریج تجربه تناسب اندام در زندگیتان شروع میشود.
این اتفاق برای من و همه دوستانی که با اشتیاق و انگیزه مسیر آموزشی را طی کردهاند، رخ داده است. 🙌😊
چرا این فایل برای شما مفید است؟
در این فایل، تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به زبان ساده و روشن توضیح دادهام.
بعد از مطالعه این توضیحات، کاملاً متوجه میشوید که چطور فرمولهای ذهنی در نتایج زندگی شما نقش دارند.
این آگاهی به شما کمک میکند که در مسیر تناسب اندام، دقیقتر به فرمولهای ذهنی خود توجه کنید و برای تغییر آنها قدم بردارید. 🚀✨
✍️ تمرین آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 📖
بارها تاکید کردهام که با رفع موانع ذهنی برای لاغر شدن میتوانید لاغر شوید. بنابراین شناسایی موانع ذهنی اهمیت بسیار زیادی دارد.
موانع ذهنی بر اساس فرمولهای ذهنی ایجاد میشوند، بنابراین برای شناسایی موانع ذهنی باید مهارت شناسایی فرمولهای ذهنی را کسب کنید. پس با دقت تمرینات مربوطه را انجام دهید.
ابتدا متن نوشتاری را مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات پاسخ دهید.
- درک و نگرش شما از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی چیست؟ شرح دهید.
- مواردی از تاثیر فرمولهای ذهنی در جنبههای مختلف زندگیتان را نام برده و شرح دهید.
- تاثیر فرمولهای ذهنی در روند چاق شدن خود را شرح دهید.
- اگر از روشهای مختلف برای لاغر شدن استفاده کردهاید، تاثیر فرمولهای ذهنی در نتیجهای که کسب کردید را شرح دهید.
- آیا استفاده از روشهای قبلی برای لاغر شدن باعث تغییر فرمولهای ذهنی شما شدهاند؟
- لاغری با ذهن چگونه میتواند باعث تغییر فرمولهای ذهنی شما و تغییر نتیجه جسمی در شما شود؟
- درک خود از توضیحات ویدیوی آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به صورت انشایی شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.21 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


من هم گام به گام به سمت خلق رویام قدم بر میدارم و زندگی جدیدی رو تجربه میکنم و اصلا برام مهم نیست چقدر تا ایده ال شدن فاصله دارم.
وقتی من میخوام از جایی که هستم به جایی که میخوام حرکت کنم شیطان اون رو خیلی بزرگ میکنه ولی نباید من تسلیم و نااامید بشم چون چند سال پیش من در شرایط ایده ال خودم بودم و از دستش دادم و حالا دوباره به دستش میارم با پشتکار و تعهد و آموزش و علاقه
اتفاقا دیشب خونه ی مامانم بودم و از اطرافیانم شنیدم که خیلی لاغرتر شدم و دیگه بسه رژیم ولی من دقیقا مثل الان شما استاد که داخل فایل خندیدین ،خنده ای خیلی شیرین داشتم که من رژیم نیستم اخه هر چی که بخوام میخورم فست فود میخورم کلوچه میخورم شیرینی مخصوص خودم رو میخورم و چیپس و پفک میخورم و برای یه لحظه به قدرت ذهنم داشتم فکر میکردم که ما انسانها عجب قدرتی داریم خدا رو شکر و چقدر عالی که در این مسیرم و واقعا هر چی که خواستم خوردم و فعالیت خاصی هم حتی یه پیاده روی ساده هم نداشتم و متناسب تر هم شدم و مرور این افکار باعث شد که ایمانم به این روش بیشتر بشه .
اصلا دلایل اصافه وزن شما مهم نیست مهم اینه که ذهن شما در این مسیر قرار بگیره و باور کنید که میشه با قدرت ذهن لاعر شد .
وبرای باور پذیرتر شدن این که ما میتونیم از این روش لاغر بشیم مشاهده ی اندام متناسب دوستانی هست که نتیجه گرفتن و استاد عزیز که در این مسیر هست و هر دفعه که فایل و لایو میزارن با چند وقت قبل خودش بسیار تفاوت واضح و قابل لمسی در جسمشون و چهره ی ایشون پیدا هست .
من هم بارها رژیم سخت و ورزش سخت داشتم وخیلی عالی تا ۳۵ کیلو و بیشتر هم کم کردم اما متاسفانه دوباره برگشته وحالا میفهمم که نتیجه رو سعی و تلاش من در نخوردن ومحدویتهای غذایی و فعالیتهای ورزشی سنگین من رقم نمیزده نتیجه رو ذهن چاق من رقم میزده که مملو از فرمولها و تصاویر چاقی بوده و من رو چاق میکرده .
مثال :
من عینکی با هر رنگی بزنم دنیای اطرافم رو همون رنگی میبینم در صورتی که واقعیت اطرافم این رنگی نیست و این عینکهای رنگی همون فرمولهای ذهنی من هستن مثلا من بگم چاقی من ارثی هست دیگه نتیجه رو این فرمول رقم میزنه و کاری ندارم اطراف من چه رنگی هست من دیگه عینک رو به چشمام زدم و با همون عینک نگاه میکنم و اطرافم رو میبینم
پس تمام باورها مثل عینکی هستن که ما بر چشمان خودمون میزنیم به فرض من بگم من اب هم بخورم چاق میشم دیگه مهم نیست چقدر نمیخورم یا میخورم من به راحتی چاق میشم حتی اگه اب بخورم .
فرمول ذهنی کاری نداره واقعیت چی هست ما با اون فرمولهای ذهنی زندگی میکنیم و نتیجه رو میبینم.
من اگه فرمولهای ذهنی رو تغییر بدم دیگه اون عینک چاقی رو از روی ذهنم برداشتم و ذهنم لاغری رو میبینه و به سمت متناسب شدن حرکت میکنه و اون واقعیت رو میبینه
پس ما به خاطر اون فرمولهای ذهنی بوده که با وجود تلاشهای زیاد اما موفق نشدیم و شکست خوردیم و دوباره چاق شدیم .
در آدم های چاق فرمولهای چاقی هست که نتیجه رو رقم میزنه که همون چاقی بیشتر هست
فرمولهای ذهنی که من قبلا در ذهنم داشتم نمیزاشت رژیم و ورزش جواب بده و نتیجه با اون همه تلاش برای من در اون زمان چاقی بیشتر بود.
وقتی من با عینک آبی به چشمم دنیا رو نگاه کنم همه جا ابی میشه و دقیقا این عینک ابی همون فرمولها و تصاویر چاق کننده در ذهن ما هست و نتیجه اصلا به اون شکل که ما میخواستیم نمیشد و ما خسته میشدیم و این فرمولها از کودکی و از اطرافیان و جامعه و پزشکان و ..به ما داده میشد و من خودم از اون دسته افرادی بودم که بسیار عالی رزیم و ورزش رو داشتم در کنار هم اجرا میکردم و ۳۵ کیلویی هم کم کردم و در ماه های اخر رژیمم که مجبور به دادن ازمایشی شدم و متو جه شدم دو مشکل دارم هم کم کاری تیرویید و هم یه مشکل هورمونیه دیگه دارم که متاسفانه هم پزشکم و هم اطرافیانم میگفتن وای خیلی سخته که تو لاغر بشی و تازه میگفتن با مصرف این داروها تو چاقتر هم میشی و من هم ترس و نگرانی از چاقتر شدن داشتم و بیشتر تلاش میکردم و رژیم و ورزش رو سختتر میکردم اما نتیجه بر عکس چاقی بیشتر شد برای من و اصلا انگار منی نبودم که تا یه هفته پیش لاعر و متناسب بودم و تازه کاهش وزنم داشتم و هر چقدر بیشتر تلاش میکردم نتیجه کمتر میگرفتم و اونجا بوده که به خاطر حرف پزشکان عزیزم فرمو لهای ذهنی من تغییر کرده . و باورهای من تغییر کرده بود که طبیعی من چاق بشم .
و من باید فرمولهای غلط رو شناسایی کنم و به جای اونها فرمولهای صحیح رو جایگزین کنم
مثلا:لاغر شدن خیلی سخت و رنج آور هست (باور غلط)لاعر شدن آسانترین کار دنیا هست (باور درست ) و من مثال میارم برای این باور که بپدیرم مثل نفس کشیدن و پلک زدن مثل سلولسازی و گردش خوون و رشد مو و رشد ناخن و …. به همین راحتی در جسم من لاعری اتفاق میفته .
فرمولهای ذهنی باید درست باشه و این باعث میشه نتیجه از تلاش بیشتر باشه .
شاید در اول راه تناسب فکری نتیجه پر ررنگ نباشه ولی در طول مسیر با تغییر کردن فرمولها و ایجاد فرمولهای درست نتیجه خیلی عالی و پرررنگ و بزرگ میشه .
طریقه ی فرمول سازی صحیح این هست که حرفهای استاد رو درک و تایید کنیم و برای اون حرفها مثال پیدا کنیم و مثال بزنیم .
(لاعر شدن خیلی اسان و راحت هست ) و درون من با این حرف هماهنگ هست و میپدیره و میگه آفرین ادامه بده و تو میتونی تغییر کنی و این همون ایمان به توانایی خودم هست که میتونم تغییر کنم و خدا من رو حمایت و هدایت میکنه .
.
من تمام تمرکزم روی آموزشها هست و گام به گام به سمت خلق خواشته ام قدم برمیدارم .
و من میخوام یه زندگی جدید رو تجربه کنم و کاری به شرایط جسمی الانم ندارم که چقدر من با شرایط ایده آل فاصله دارم در صورتی که خیلیها همش به کل اضافه وزن فکر میکنن که وای من ۵۰ کیلو اضافه وزن دارم و حالا چطور کمش کنم؟؟؟ و این از حربه های شیطان هست که میخواد ما رو ناامید کنه و هدف رو برای ما سخت و بزرگ کنه .(اما من هر روز به خودم میگم میخوام هفته ای ۱۰۰گرم کم کنم و در ماه میشه ۴۰۰ گرم و ماه بعد میخواهم هفته ای ۲۰۰ گرم کم کنم و در ماه میشه ۸۰۰ گرم و ماه بعد میخوام هفته ای ۲۵۰ گرم کم کنم و در ماه میشه یک کیلو اینجور هدفم رو ریز میکنم تا برای ذهنم وخودم آسان بشه ولی هر ماه کمی بیشترش میکنم تا روند جسمم کند نباشه وقتی ذهنت یه عددی رو پذیرفت و براش عادی شد کم کم باید بیشترش کنیم و اصلا به کل اضافه وزنت توجه نکن به این توجه کن که میخواهی هفته ای ۲۰۰ گرم کم کنی )
همه ی ما باید فکر کنیم ما یه روزی در شرایط ایده ال وزنی بودیم ولی خودمون وزنمون رو گرم به گرم زیادش کردیم و چاقی رو ایجاد کردیم و باید امیدوار باشیم که دوباره ایده آل میشیم و سرعت ایده ال شدن در بدن ما و زندگی ما چندین برایر زمانی هست که ما چاق شدیم (من هم در دوران قبل از ازدواجم وزن ۵۹ یا نهایت ۶۰ کیلو بودم شایدم اوایل دوره نوجوانی خیلی کمتر بودم و اما این اواخر در وزن ۵۹ کیلو بودم و اما خودم با باورهای غلط که ازدواج =چاقی هست اون رو از دست دادم و اما دوباره در سال ۹۳ تونستم با رژیم و ورزش شدید به دستش بیارم اما جون ذهنم مملو از افکار و باورهای غلط بود دوباره از دستش دادم و اما ایندفعه از راه صحیح به دستش میارم و همیشه هم متناسب میمونم و لذتش رو میبرم پس وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸اصلا چیز محالی برام نیست قبلا مال من بوده ولی از دستش دادم چون راهم و افکارم غلط بوده و دوباره به دستش میارم )
. و مدت زمانی که ما صرف میکنیم که از این راه ذهنی لاغر بشیم خیلی کمتر از مدت زمانی هست که ما چاق شدیم
مثلا استاد در سی و پنج سال چاق شد ولی در دوسال به راحتی لاغر شد و خیلیها تعجب میکنن ولی باید هر کس که میخواد وارد این سرزمین بشه هر روز یک گام برداره تا لاغری رو تجربه کنه .(من هر روز دارم در این مسیر حرکت میکنم تا نتیجه رو ببینم دیدگاه های من گواه این حرفم هستن )
تمام افرادی که به این سایت هدایت میشن قطعا لاغر میشن پس اصلا نباید به اضافه وزنشون توجه کنن و یا اینکه چرا چاق شدن ؟؟(من هم فقط انتظار لاغری از جسمم دارم و از جسمی که الان دارم نهایت لذت رو میبرم و اصلا کاری ندارم چه قرص و یا چه ِدارویی میخورم و یا چند کیلو اضافه دارم و وزنم چقدر هست و … فقط و فقط به لاغری که ایده ال هست و دوستش دارم توجه میکنم و به لاغری خودم توجه میکنم مثلا به انگشترم که داخل انگشت من دور میخوره توجه میکنم که اگر دستم خیس باشه از انگشتم میفته و خیلی لذت بخش هست و هر جا انسان متناسبی دیدم تحسینش میکنم و و مطمعنم بهش میرسم و از اینی که الان هستم بازم متناسبتر میشم )
پس گام اول باور کردن مسیر هست که میشه نتیجه بگیریم (من هم باور دارم لاغر میشم چون دارم لاغری رو آموزش میبینم و یاد میگیریم و میبینم که رفتارهام تغییر کرده و از درون متناسب شدم پس قطعا از بیرون که جسم من هست هم تغییر خواهم کرد )
دوستانی که وارد سایت میشن با دیدن شگفتی سازان میتونن بیشتر امید و انگیزه و اشتیاق پیدا کنن برای ادامه ی راه و دیگه نجواهای منفی خیلی کمرنگ میشه .
(منم قبلا خیلی استاد رو و دوستان شگفتی ساز رو نگاه میکردم و امید پیدا میکردم ولی حقیتا حالا که یک سال و چند ماهی میشه در سایتم و خودم تونستم مقدار زیادی نتیجه بگیریم دیگه خیلی برام شفاف شده که میتونم به بقیه راهم برم و به وزن دلخواهم برسم و هر کس از اطرافیان من رو میبینیه میگه چقدر لاغری شدی و بیشتر مطمعن میشم که اشتباه نمیکنم و از روی لباس و مانتو هام متوجه میشم که برام گشاد شدن و از همه مهم تر اول زمستان برای خرید پالتو و لباس و بوت رفته بودم که دیدیم فقط به من سایز یک و لارج و سایز مانکن رو حتی میدادن و اینقدر ذوق کردم و خرید کردم که همون شب به استاد پیام دادم که خیلی از لحاظ جسمی تغییر کردم و ایمانم به این راه و خودم و خودم و خودم چندین برابر شد که میتونم میتونم فقط باید ادامه بدم پس جدیدا بیشترین انگیزه و امید رو از خودم میگیریم که چون تونستم تا حالا کم کنم پس دوباره هم میتونم کم کنم و هنوزم متناسبتر میشم و هر چند از دیدن هر دوستی که شگفتی ساز بشه کلی لدت میبرم و اشتیاق من رو برای لاغری بیشتر میکنه )
خیلیها میگن ما بارها با ورزش و رژیم لاغر شدیم ولی نتیجه ماندگار نبوده .پس نتیجه رو چی رقم میز ینه ؟؟نتیجه رو اون فرمولها ی ذهنی و کدهاو باورها رقم میزنن .
مثال استاد برای درک بهتر این فرمولهای ذهنی :اگر ما یه عینک با شیشه های آبی بزنیم تمام دنیای اطرافمون رو آبی میبینیم و یا گذاشتن یه فیلتر آبی روی لنز موبایل باعث میشه که تمام تصاویر رنگش آبی بشه که واقعیت تصاویر این رنگی نیست ولی این عینک و فیلتر آبی مثل همون فرمولها و کدها و باورهای چاقی هستن که باعث میشه نتیجه ی نهایی رو رقم بزنن و تغییر بدن .
فرمول ذهنی :چاقی من ارثی هست و نتیجه =چاقی هست .
و هر چقدر ما تلاش کنیم برای لاغر شدن هیچ اهمیتی نداره و نتیجه رو اون فرمول رقم میرنه و این حرفها در تمام جنبه های زندگی هست مثلا کسی که فرمول ذهنی و باور داشته باشه :درس خوندن آدم رو به جایی نمیرسونه حتی اگر دکتری بگیره ولی بازم این فرد از طریق درس به جایی نمیرسه و در نهایت نتیجه ی زندگی اون فرد مناسب نیست چون جهان بر اساس فرمولهای هر فرد به اون فرد پاسخ میده عین اون فیلتر که استاد روی لنز دوربین گداشت و نتیجه رو عوض میکنه و ممکنه طبیعی نباشه ولی مهم نیست چون فرمول غلط داری نتیجه هم تغییر میکنه .پس منم ممکنه سالها رژیم بگیریم و برامون طبیعی نباشه چاقی ولی مهم نیست چون نتیجه رو فرمولها رقم میزنه .(من هم خیلی از این فرمولهای غلط داشتم که چاقی من به خاطر اشتهای زیاد هست و یا چاقی من به خاطر غذا ها و بی تحرکی من هست و یا چاقی من به خاطر قرص هورمونی من هست و یا چاقی من به خاطر کم کاری تیرویید من هست و دیگه هر چقدر تلاش میکردم به زور در یه مقطعی لاغر میشدم و دوباره چاق میشدم چون با ذهن چاق داشتم زندگی میکردم یعنی ذهنی که عینک چاقی بر چشمم داشت ودر واقع پر از فرمولهای چاقی بوده )
وقتی اون عینک چاقی روی ذهنت باشه بازم شما چاقی رو میبینین و نتیجه چاقی میشه و اگر عینک رو برداری ذهنت لاغری رو میبینه و لاغر میشی چرا؟؟ چون اون لنزهای رنگی رو برداشتی و واقعیت رو میبینی پس باید فرمولهای غلط رو برداریم (من خودم یه باور غلط داشتم که نتیجه اش چاقی زیاد و همیشگی در من بود که فکر میکردم من یه چیزی درونم هست به نام اشتهای زیاد که من رو وادار به خوردن میکنه که من دارم اما بقیه ی لاغرها ندارن و اشتهای زیادم باعث میشه که همیشه من غذا بخورم و این دست خودم نیست و همیشه گرسنه هستم و احتیاج به غذا دارم و باید کلی چیز کم کالری مثل میوه و سبزیجات و سالاد و … دم دستم باشه که سریع بخورم چون اگر خیلی گرسنه ماندم و چیزی نخوردم بعدش خیلی زیاد میخورم و دیگه نمیتونم خودم رو کنترل کنم )
پس اون فرمولهای چاقی حتی نتیجه ی ورزش ما رو تغییر میده و ورزش تاثیر آن چنانی نداره چون ذهن ما مملو از فرمولهای چاق کننده هست و نمیزاره ما لاغر بشیم .پس همین فرمولها مثل فیلترهایی هست که روی لنز گذاشتیم ( منم ذهنم خیلی چاق بوده و نمیزاشت که من لاغر بشم و اصلا هیچ وقت من از ورزش به تنهایی نتیجه نگرفتم و در کنارش باید حتما رژیم میگرفتم که نتیجه میداد و اما در این اواخر من با ورزش همش اضافه می کردم در حالی که مرتب سر ساعت هفته ای سه بار باشگاه میرفتم و ۷ سال پشت سر هم باشگاه رفتم ولی نتیجه ی لاغری نمیداد اما خواهرم که چند ماهی اومد و دیگه ادامه نداد رفت حتی لاغرتر از قبلش هم شد بدون رژیم و ورزش اما من با اون همه فشار و سختی هر روز چاقتر میشدم و همیشه میگفتم چرا ؟؟ ولی حالا خوب میدونم چون تو جهم به چاقی بوده چون ترس از چاقی داشتم چون ذهنم چاق بوده چون ذهنم پر از فرمولهای غلط بوده چون تنفر از چاقی داشتم و ورزش باعث تشدید تمام این موارد شده بود و در کنار همه ی اینها زانو درد و کمر درد شدید هم گرفتم چون ورزش سنگین میکردم که ضربان قلبم بره بالا و عرق کنم و اما نتیجه هیچ وقت برای من با ورزش ایده آل نشد مگر اینکه پیش دکتر تغذیه میرفتم ویه رژیم سخت میگرفتم که به محض تموم شدن دوباره چاق میشدم و بسیار ناراحت و خسته بودم تا با این مسیر آشنا شدم . )
و اما حرف پزشک چقدر روی ما تاثیر میزاره وبارها شده ما در وضعیت خوبی بودیم ولی تجویز یه دارو باعث شد که ما خیلی چاقتر از گدشته بشیم و فقط به حرف اون دکتر بوده و باور ما این بوده چون دکتر گفته پس تیرویید باعث چاقی ما میشه و ما با یه حرف فرمولهای ذهنی خودمون رو تغییر دادیم و ما چاق شدیم (بازم من مصداق همین حرفها بودم چون من با رژیم دکتر تعذیه عالی کم کردم و تونستم ۳۵ کیلو کم کنم و شدم ۵۹ کیلو که اما در ماه اخر رژیمم بودم که با ازمایش متوجه شدم من کم کاری تیرویید و مشکل هورمونی دارم پس به دکتر مراجعه کردم و هم زمان سه دکتر به من گفتن بله با خوردن این قرصها یه مقدار اضافه وزن پیدا میکنی و انگار من دیگه روند کاهش وزنم استپ شد و بلعکس هر ماه چاقتر شدم و چقدر ناراحت بودم و غصه میخوردم ولی اطرافیانم میگفتن چاقی توطبیعیه دیگه بپذیر و خودت رو ناراحت نکن و من چقدر در اینترنت تحقیق کردم چقدر از منشی دکتر تغذیه پرسیدیم که واقعا وزنم اضافه میشه ؟؟ .ولی جواب همه مثبت بود و من در در ته قلبم به دنبال راهی بودم در حالی که خیلی برای رهایی از چاقی تلاش میکردم اما نتیجه چاقی بیشتر بود چون پدیرفته بودم چاقی خودم رو تازه کنار این باورهای غلط کلی باور غلط هم از گذشته داشتم که همه ی اینها با هم من رو چاق میکردن )
پس هر چقدر تلاش کنی هیچ نتیجه ای نداره چون فرمولهای ذهنی شما اشتباه هست .
وقتی ما فرمولهای ذهنی خودمون رو تغییر بدیم و ذهن رو تغییر بدیم و برای نتیجه آماده کنیم خیلی نتیجه های بهتر و عالیتری میگیریم و نتایجی که این افراد میگیرین خیلی عالیتر هست چون ذهن و روح در هماهنگی کامل هستن و نتیجه فوقالعاده میشه .
فرمولهای ذهنی جدید میتونن تلاشهای دوساله ی یه فرد رو به نتیجه بر سونن و فرمولهای غلط یه فرد میتونن نتیجه ی در طی ۲۰ سال یا حتی بیشتر رقم بزنن.
هر چقدر مسیر رو با فرمولهای صحیح طی کنید نتیجه رو زودتر میبینید پس اول باید فرمولهای ذهنی تغییر کنه تا نتیجه ی قابل لمس رو ببینید و هر چقدر جلو برید نتیجه بزرگتر و بزرگتر میشه .
بخدا لاغر شدن خیلی اسان هست حتی خیلیا باور نمیکنن
ولی برو جلو واینقدر با فکر و منطقت به اون فکر نکن و بزار نتیجه به تو نشون بده که این مسیر درسته یا نه اما چون فرمولهای ذهنی تو غلط هستن پس مغز تو خطا میده که نمیشه و همچین راهی درست نیست و شیطان درون هم همیشه میگه نمیشه و تو نمیتونی و هیچ وقت نمیگه فرمولهای ذهنی تو اشتباه هستن نه نمیگه و به جاش میگه تو نمیتونی و راه غلطه و یا اد امه نده و نمیخواد وضعیت ما بهتر بشه چون قسم خورده آب خوش از گلوی ما پایین نره و اما خداو ند در قرآن گفته تو بر بنده های من هیچ تسلطی نداری و هر کس من رو باور کنه زندگی خیلی خوبی داره و این نشان از ایمان به خودمون هست وما میتونیم لذت بیشتری از زندگیمون ببریم (و من هم به خودم ایمان دارم که میتونم موفق بشم و آینده ی خوبی دارم و کلی موفقیت و نعمتها رو قراره از خدای خودم دریافت کنم و به من داده میشه مطمعنم به من داده میشه به شرطی که همیشه در مسیر باشم و روی خودم کار کنم تا با الهامات و ایده ی الهی پیشرفت کنم )
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
وقتی که استاد عزیز جریان این دوست خوبم رو در سرزمین لاغرها رو توضیح دادید که ۱۷۰ کیلو هست و باید ۱۰۰ کیلو اضافه رو کم کنه برای یه لحظه تکون خوردم و خیلی محکمتر از قبل به خودم گفتم بابا فروغ تو که در مقابل این افراد چیز زیادی نباید کم کنی اصلا میتونم بگم اضافه وزن تو هیچ چیز زیادی نیست و خیلی راحت کم میشه البته اگر من در مسیر باشم و درست رفتار کنم روز به روز این گرمهای اضافه از من جدا میشن و من به زودی به اون تناسب دلخواهم میرسم .اگر ایمان کنم و باور کنم و یک نگرش مثبت داشته باشم که من به آنچه که میخوام میرسم .
و یه نکته ی جالب این هست من طی سالها به این اضافه وزن رسیدم و اما حالا در عرض یه مدت زمان کم مثلا یک یا دوسال من دارم به تناسب دلخواهم میرسم در حالی که من همه چیز میخورم و در مهمانی ها و دورهمی ها شرکت میکنم و به اندازه نیاز میخورم و هیچ سختی و محدودیتی ندارم و من خیلی راحت دارم متناسب میشم .
هیچ وقت برای اضافه وزنت دلیل نیار آخه مهم این هست که میخوایی تغییر کنی و لاغر بشی و در دوره ها هستی پس تغییر میکنی و نتیجه میگیری اگر به افراد شگفتی ساز و استاد نگاه کنی این قضیه بیشتر برات جا میفته که میشه از این طریق به تناسب اندام دلخواه برسی .و با اطمینان بیشتر راهت رو ادامه میدی .
تمام دوستانی که در این مسیر هستن در گذشته بارها برای لاغری تلاش کردند و وزنهای خوبی هم کم کردن ولی ماندگار نبوده برای اونها مثلا خودم با رژیم و ورزش در کنار هم تا ۳۰ کیلو وزن کم کردم ولی ماندگار نبود .چون در ذهن من فرمولهای چاقی زیادی بود که در نهایت جسم من رو به سمت چاقی میبرد و این فرمولهای چاقی رو میتونیم به یک عینکهای رنگی تشبیه کنیم که ذهن ما اون عینک رو بر چشماش زده پس در نهایت دنیا رو همون رنگ میبینه
اگر فرمول دهنی من این باشه که چاقی من به خاطر اشتها و خوردن فلان دارو و کم تحرکی و مواد غدایی چرب و نشاسته ای و .. .. هست دیگه مهم نیست چقدر تلاش میکنم نتیجه ی نهایی رو اون فرمول های ذهنی برام رقم میزنه که شما باید تا ابد چاق باشید.
حالا فرمول ذهنی چی بود ؟همینه مثل یک فیلتر رنگی هست و قتی در ذهن شما یک فرمول چاق کننده باشه مثل این میمونه که این فیلتر رنگی رو روی لنز دوریین برازیم و ما همه چیر رو به رنگ دیگه میبینم و اگر ما در ذهنمون این فرمولها رو داشته باشیم هر چقدر ما تلاش کنیم هیچ اهمیتی نداره و نتیجه رو اون فرمولها رقم میزنه .
و در تمام جنبه های زندگی همین طور هست باورهای ما نتیجه ها رو برای ما رقم میزنن مثلا اگر فردی باورش این باشه درس خوندن فایده نداره و اون شخص رو به جایی نمیرسونه حالا اگر این فرد درس هم بخونه فایده ای نداره و از طریق تحصیلات به جایی نمیرسه . و یا فردی که باور داشته باشه دختر خوب برای ازدواج نیست هر چقدر با دقت همسرش رو انتخاب کنه فایده نداره در نهایت نتیجه ی زندگیش مناسب نخواهد بود چون جهان بر اساس اون باورها به اون فرد پاسخ میده و اون باورها مثل همون فیلترهای رنگی هستن که استاد بر لنز دوربین گذاشتن .
و ما باید در این دوره ها تنها کاری که بکنیم این باشه که باورهای مخرب و منفی رو بشناسیم و اونها رو تغییر بدیم به فرمولهای درست و صحیح رو جایگزین اونها کنیم تا نتیجه ی نهایی تغییر کنه .
وقتی اون فرمولهای چاقی رو در ذهنمون کمرنگ کنیم و برداریم مثل این هست که عینک چاقی رو از روی چشمهامون یا ذهنمون برداشتیم و بعد ذهنمون لاغری رو میبینه و جسم ما به سمت تتاسب حرکت میکنه چون ما اون لنزهای رنگی رو برمیداریم و ذهن اون واقعیت زندگی رو میبینه و در تمام این مدت که من برای لاغری تلاش کردم و نتوستم موفق بشم چون باورهای چاقی که همون فرمولهای چاقی باشن در ذهنم داشتم یا همون لنزهای رنگی بر روی چشمم داشتم و واقعیت رو نمیدیدم و گرنه تلاش من تلاش کمی نبوده من خیلی ورزشهای سنگین کردم خیلی محدودیت داشتم خیلی رژیم سخت داشتم و با تعهد سالها ادامه دادم و اما ماه به ماه لاغری از من دور تر میشد چون باورهای چاق داشتم که درنهایت اونها نتیجه رو برای من رقم میزدن .
و باید حواسمون باشه همانطور که در فایل قبلی هم گفتیم ورزش هیچ تاثیری در تناسب ما نداره مگر با فرمولهای جدیدما به تناسب برسیم چون ذهن ما مملو از فرمولهای چاقی هست و نتیجه ی مناسب رو کسب نمیکنیم و چقدر ما ورزش کردیم و چون نتیجه ی دلخواه رو نگرفتیم دیگه ورزش هم برای ما کسل کننده و خسته کننده شده بود .
من جز افرادی بودم که در کنار باور مخرب اشتها دارم تونستم یا رزیم و ورزش خودم رو عالی لاعر کنم و به وزن ۵۹ کیلو خودم رو برسونم و با زجر و سختی در این وزن باشم اما هنوز خیلی نگذشته بود که من در تناسب کامل خودم بودم اما به خاطر دادن آزمایشی متوجه شدم کم کاری تیرویید دارم و یه مشکل هورمونی دارم که باید برای هر دو قرص استفاده کنم و بیش از چند بار از چندین دکتر متخصص،و دکتر تغذیه ی خودم شنیدم که هر دو عامل چاقی برای تو هستن و باید مراقب باشی که چاق نشی و من با وجود همون خوردن و ورزش ولی با کلی ترس و باور منفی جدید روز به روز چاقتر میشدم و لاغری هم از من دور تر میشد من همش میگفتم چرا اینطورم ؟؟،اطرافیان خودم میگفتن چون این مشکل رو داری طبیعی که چاق بشی و من همیشه در حال جنگیدن با چاقی خودم بودم و اما نتیجه برعکس بود و من چاقتر میشدم چرا چون سه تا دکتر با هم دوتا متخصص،و یکی هم دکتر تغذیه ی خودم به من گفته بودن که تو چاق میشی و من باور کرده بودم و هر کاری هم میکردم فایده نداشت و نتیجه رو همین باور من برای من رقم میزد و من هر ماه وزنم داشت بالاتر میرفت تا به وزن ۷۳ رسیدم و من در اوج ناامیدی با این راه آشنا شدم و خیلی راحت تونستم جلوی چاقی خودم رو بگیرم و برعکس روز به روز لاعر تر شدم و الان فاصله ی زیادی با تتاسب ندارم و به زودی من یک متناسب فوق العاده میشم .
وقتی فرمولها ی ذهنی صحیح باشه خیلی بیشتر از ورزش نتیجه میگیریم و این یک علم ثابت شده هست که وقتی ذهن رو برای چیزی آماده کنیم خیلی بهتر از اون چیز نتیجه میگیریم و ما خیلی وقتها دیدیم یک فردی در یک زمینه ا ی مثل خوانندگی و یا بازیگری در مدت زمان خیلی کم کلی شهرت پیدا میکنه و نتیجه میگیره در حالی که از کلی فرد که سالها هست در اون زمینه دارن تلاش میکنن بیشتر نتیجه میگیرن چون اون فرد با تمرکز و باورهای صحیح وارد اون کار میشن و چون فرمولها صحیح هست نتیجه از تلاش خیلی فراتر میشه و تمام دوستانی که در این مسیر هستن چون باورهای درست دارن و درست فکر میکنن در عرض چند ماه نتایج عالی کسب میکنن ممکنه چند ماه اول نتایج بالایی کسب نکن چون در مسیر تغییر کردن هستن ولی وقتی تغییر کردن دیگه نتیجه های بزرگتر میاد چون ما داریم مسیر بیشتری رو با فرمول و باورهای درست طی میکنیم .
من باید باور کنم میتونم تعییر کنم من توانایی تعییر کردن دارم و میتونم در تناسب زندگی کنم و از زندگیم بیشتر لذت ببرم و من میتونم دوباره به تناسب دلخواهم برسم و به وزن دلخواهم برسم .
باور درست من =من با به اندازه خوردن به جسمم فرصت ترمییم میدم و اون هر روز چند گرم از اضافه های من رو کم میکنه و من هر روز به تناسب نزدیکتر میشم
باور درست =چون روند طبیعی جسم به سمت تناسب هست جسمم خیلی مشتاق هست که من رو به اون سمت ببره و هر روز همین کار رو با اشتیاق برای من میکنه .
باور درست =من به اندازه خوردن روبا آموزشها پیدا کردم و هر روز دارم اون رو اجراا میکنم پس چه بخوام چه نخوام به لاغری میرسم حالا اگر خطایی هم باشه مهم نیست چون تعداد رفتارهای غلط من خیلی کمتر از رفتارهای درست من هست .
باور درست = خداوند در این مسیر همراه من هست چون خودش من رو به این رااه هدایت کرده و انتخابم کرده پس قطعا کمکم خواهد تا به زودی لاغر بشم و الگوی خیلیها برای تناسب بشم خدا خودش، در قران گفته من اجابت میکنم دعای دعا کننده رو پس خدایا من رو به راه درست هدایت کن تا دوباره طعم تناسب و لاعری رو در زندگی تجربه کنم و از زندگی بیشتر لدت ببرم و خودم و خودت رو بیشتر و بهتر پیدا کنم .
خدا جونم سپاسگزارم که همیشه کنارم هستی ❤
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
من هر روز با اشتیاق وارد سایت میشم و ایمان دارم بودن در این راه کمک بسیاری به تناسب اندام من می کنه و من میتونم زندگی کاملا متفاوت از گذشته رو تجربه کنم
از حربه های شیطان این هست که من وقتی میخوام برای رسیدن به جایی حرکت کنم که دوست دارم در اونجا باشم و با بهتر بگم هدفم هست شیطان سریع وارد میشه و اون رو خیلی دور از دسترس میکنه مثلا در این راه بارها شیطان میگه تو کجا و ایده ال شدن کجا در حالی که من قبلا که ازدواج نکرده بودم خیلی راحت در این وزن ایده ال بودم و زندگی می کردم و هیچ سختی رو تحمل نمیکردم پس حالا هم دوباره با قدرت ذهنم میتونم به اون وزن برسم فقط باید ایمان داشته باشم و باور کنم .
من از وقتی در این راه هستم هر روز دارم بهتر و ایده ال تر میشم و اون اوایل که وزن و سایز کم کردم همه میگفتن چیکار میکنی که متناسب تر شدی و من نمیدوستم چی بگم چون خودمم نمید ونستم چطور لاغر شدم و خوشحالم که در این راه هستم و از خدا سپاسگزارم که من رو داره از بهترین و آسانترین راه ها لاغر و سلامت می کنه .و حالا به خوبی میدونم که این همه تغییر جسمی من به خلطر تغییر فرمولهای ذهنی من بوده .
من خودم جز افراد شگفتی ساز در این سایت هستم پس باید بیشتر انگیزه بگیرم و مطمعن بشم که بازم میتونم نتیجه بگیرم و به لاغری دلخواهم برسم . فقط باید در مسیر تناسب اندام حرکت کنم .
من عاشق این راهم که کمک میکنه من هر روز متناسب تر بشم .من به این راه اطمینان عالی دارم .نتیجه ی نهایی من رو در این مسیر فرمول ذهنی داره رقم میزنه .و من باور دارم فقط خودم هستم که میتونم با قدرت ذهنم خودم رو چاق یا لاغر کنم .
مثال عینک آبی استاد عالی بود این فرمولهای ذهنی ما دقیقا مثل این عینک آبی رنگ عمل میکنن و من زندگی خودم رو با اون فرمول ها رقم میزنم
پس باورهای ذهنی و یا فرمولهای ذهنی یا کد های ذهنی مثل این عینک هستند مهم نیست واقعیت چی هست نتیجه ی نهایی رو اونها رقم میزنن .چقدر در گذشته که در این راه نبودم همه چیز رو گردن بقیه می انداختیم دولت و ملت و خانواده و شانس و عوامل بیرونی و …..ولی هیچ کدوم از اینها در سرنوشت و زندگی من نقش ندارن این فقط خودم هستم که با افکارم یا همون فرمولهای ذهنی خودم دارم زندگی خودم رو رقم میزنم .پس در لاغری من هم زایمان و بارداری و کم کاری تیرویید و کم تحرکی و سوخت و ساز بدنم و عداها نقشی ندارن و من باید باور کنم بدنم هر روز مشتاق متناسب شدن هست .
فردی که باورش این هست درس خوندن آدم رو به جایی نمیرسونه این فر د حتی تا نقطه ی دکترا هم بخونه از طریق تحصیلات به جایی نمیرسه چون نتیجه نهایی رو اون باورش و یا فرمولهای ذهنی اش رقم میزنه .
جهان به هر کس بر اساس فرمولهای ذهنی اش پاسخ میدهد .طبیعت ذهن من به این شکل هست .
مهم این نیست که چی طبیعیه مهم این هست که فرمول های ذهنی نتیجه رو رقم میزنن
پس من باید فرمولهای ذهنی خودم رو به صحیح ترین حالت ممکن برسونم تا همه چیز طبیعی بشه .
من باید عینک چاقی رو بردارم تا من لاغری رو ببینم من با تغییر فرمولهای ذهنی از چاقی به لاغری ،، ذهنم واقعیت رو میبینه و لاغری رو می بینه .و اون رو خلق میکنه .
تمام ما به خاطر فرمول های ذهنی هست که هر چه تلاش کردیم در گذشته ولی لاغر نشدیم
من الان در باشگاه می بینم که خیلی افراد هستند با انگیزه ورزشهای سنگین میکنن ولی بسیار چاقن چون فرمولهای ذهنی اونها چاق کننده هستند و اونها نتیجه رو رقم میزنن و یا اگر هم لاغر باشن مطمعنم مقطعی هست چون چاقی رو از ریشه حل نکردن .و من خودم بعد از سالها شروع کردم و دارم دو ورزش سبک و مفرح رو در هفته انجام میدم که با عشق یک روز در میان باشگاه و استخر میرم و اونجا خیلی راحت و با لذت حرکات ساده ی کششی رو انجام می دم برای سلامت اعضای بدنم قلبم و مفصل هام و ماهیچه ها و کل اندام هام و هرگز قبول ندارم اینها باعث لاغری من میشن من تنها و تنها از طریق قدرت ذهنم و با افکار و رفتار درستم می تونم لاغری رو به دست بیارم
پس فرمولهای ذهنی در مورد چاقی نتیجه ورزش کردن رو تغییر می ده چون بعضیا با وجود ورزش سنگین هیچ تغییری نمیکنن و این به خاطر فیلترها هستند که همه چیز رو به نحو خودشون تغییر میدن مثل عینک آبی که همه چیز رو آبی میکرد و این قضیه آدم رو خسته میکنه
وقتی تصویرهای ذهنی اشتباه باشه نتیجه هم اشتباه میشه .
هر کس تجربه داره بگه حرف یه پزشک چقدر شرایط جسمی رو تغییر داده بود ؟؟ من در گذشته تحت نظر کارشناس تغذیه بودم و در ورزش و رژیم سنگین بودم و هر ماه سه کیلو کم میکردم ولی به خاطر مشکلاتی محبور شدم ازمایش خون بدم و به محض آزمایش دادن و نتیجه گرفتن پزشکم متوجه شد من باید دو مدل قرص بخورم برای مشکلات تیروییدم و هورمونی ام همونجا چند پزشک و کارشناس تغذیه با هم بهم گفتن طبیعی که از این به بعد تو چاق بشی در حالی که ۵۹ کیلو بودم با زور و سختی رژیم و ورزش و من دقیقا از اون روز با وجود همو ن شرایط و تلاشها من هر ماه چاق تر شدم و دیگه هر کاری میکردم لاغر بشم نمیشدم و اون کارها هیچ تاثیری نداشتن و من فقط خسته و ناامید کسل شده بودم که چرا این همه تلاش میکنم ولی نتیجه نمیگیریم .
اما از وقتی وارد ابن راه شدم و دقیقا این واقعیت ها رو از زبان استاد شنیدم مانع های ذهنی من تک به تک رفع شدن و فرمولهای صحیح در ذهنم به وجود اومد و باعث لاغری بیشتر من شدند .
من دیگه خودم رو ناتوان نمیدیم بی اراده نمیدیم و یا من خودم رو از متناسب ها متفاوت نمیدیدم و خودم مسولیت چاقی خودم رو قبول کرده بودم و چقدر سریع هم جواب گرفتم
من قبلا هر ماه ورزشهای سنگین میکردم. و اونها رو دوست نداشتم ولی از روی ترس از چاقی بیشتر و از روی اجبار که اگر نرم چاقتر میشم می رفتم و چقدر به کمرم و زانوم ضربه میزدم و من لاغر هم نمی شدم اما الان خدا رو شکر ورزش میکنم برای سلامتی و شادابی و خودم و اصلا رژیم ندارم وچقدر بدنم زیباتر شده و لاغر تر شده و هرگز اجازه نمیدم بدن خودم رو با کسی مقایسه کنم من عاشق خودم و جسمم هستم .و برای مراقبت از این امانت الهی هست که ورزش میکنم و برای احترامی هست که برای خودم قایل هستم و امیدوارم به تندرستی و سلامتی بهتر همراه با لاغری بهتر برسم .
خیلی از افراد هستند که سالها هست در یک زمینه دارن تلاش میکنن ولی نتیجه نمیگیرن ولی یه فرد ممکنه در یک زمان کم با فرمولهای درست نتایج بسیار کمتری از بقیه بگیره پس فرمولها اگر درست باشن تلاش دو ساله ی یک فرد از تلاشهای بیست ساله ی یک فر د میتوته نتیجه ای فراتر از انتظار داشته باشه .
من باید صحیح فکر کردن و صحیح عمل کر دن رو یاد بگیرم و در یک مسیر عالی قرار بگیرم و اینطور نتیحه فوق العاده میشه .
من در حال تغییر دادن فرمولهای ذهنی خودم هستم و مطمعنم هر چقدر زمان میگذره نتیجه بزرگتر میشه اون اوایل ممکنه نتیجه نباشه چون هنوز فرمولها تغییر نکردن پس ناامید نشید چون اگر فرمولها تغییر کنن نتیجه سه برابر ما ه های اول میشه و به مرور هی نتایج بزرگتر و بزرگتر میشه .
خدا رو شکر در این مسیر همه با هم هستیم
لاغر شدن خیلی اسان هست فقط باید افکار و رفتار من هم جهت با هدفم بشه ،پس به جای شک داشتن به اینکه میشه لاغر شد من باید وارد این راه بشم و با اطمینان حرکت کنم .و بارها به خودم بگم لاعری بیشتر هر روز به سمت من می آید .