0

تاثیر فرمول‌های ذهنی بر چاقی و لاغری (گام ۲۷)

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی
اندازه متن

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی مثل عینکی‌ست که روی چشم‌هایمان می‌زنیم! 🕶️

یعنی چی؟ یعنی فرمول‌های ذهنی مثل فیلترهایی هستند که طرز دید ما به خودمون و دنیای اطرافمون رو شکل میدن. 👀 این فیلترها اونقدر قدرتمندند که می‌تونن انتظارهای ما رو بسازن؛ انتظارهایی که مثل قطب‌نما مسیر زندگی‌مون رو تعیین می‌کنن. 🧭

پس وقتی نگرش‌مون رو با فرمول‌های ذهنی مثبت و درست پر کنیم، داریم عملاً مسیر زندگی‌مون رو با دست خودمون می‌سازیم! 💪✨

تاثیر فرمول های ذهنی

حتما با عملکرد عینک آشنایی دارید.

اگر شما عینکی با شیشه های آبی رنگ بر چشمان خود بزنید همه دنیا را به شکلی می بینید که رنگ آبی آن غلیظ تر از دیگر رنگ هاست و اگر عینکی با شیشه های رنگ قرمز به چشمان خود بزنید دنیای قرمز رنگی را خواهید دید.

دلیل آن تغییر کردن رنگ دنیا نیست بلکه تاثیری است که شیشه های رنگی بر نوری که از دنیا به چشمان شما می رسد می گذارند.

تاثیر فرمول های ذهنی

وقتی نوری که به چشمان شما میرسد به واسطه شیشه های رنگی تغییر رنگ می دهد، تصویری که توسط شما دیده می شود غیرطبیعی و به رنگ آن شیشه خواهد بود.

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 🧠⚖️

فرض کنید ذهن ما مثل یک عینک رنگی باشد که دنیا را از پشت آن می‌بینیم. 👓 وقتی این عینک شیشه رنگی دارد، هر چیزی که می‌بینیم رنگ همان شیشه را می‌گیرد.

در ذهن یک فرد چاق، فرمولی مانند «چاقی من ارثی است» ذخیره شده است.

این مثال روشنی از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است؛ یعنی هرچقدر هم تلاش کند، چون این فرمول در ذهنش فعال است، ذهنش به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده که نتیجه نمی‌گیرد و در نهایت همان چاقی برایش شکل می‌گیرد.

✋💭 تلاش جسمی به تنهایی کافی نیست، چون سرنوشت واقعی توسط فرمول‌های ذهنی رقم می‌خورد، نه فقط رفتارهای ظاهری.

مثال دیگر تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی فرمول «خوردن باعث چاقی می‌شود» است که تقریباً در ذهن همه افراد چاق ثبت شده است.

این فرمول آن‌قدر قدرتمند است که می‌تواند باعث شود فرد تا همیشه چاق بماند و حتی وزنش افزایش یابد! 🍔🚫

دقیقاً مثل وقتی که عینک شیشه رنگی روی چشم می‌گذاری و همه چیز به رنگ همان شیشه دیده می‌شود، فرمول‌های ذهنی هم دید ما به دنیا و غذا را تغییر می‌دهند.

وقتی باور داشته باشی «خوردن باعث چاقی است»، حتی نگاه کردن به غذا هم باعث می‌شود ذهنت آن باور را پررنگ‌تر کند و آنجاست که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی شرایط چاقی را برایت بسازد. 👀🍽️

مثال نان و باورهای ذهنی 🍞❌✅

مثلاً کسی که باور دارد «نان خاصیت چاق‌کنندگی دارد»، هر بار که نان می‌خورد انگار این فرمول ذهنی را در ذهنش پررنگ‌تر می‌کند و پیشاپیش قبول کرده که چاق می‌شود! 🤯 این دقیقا نمونه‌ای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است.

اما واقعیت چیست؟ خیلی‌ها نان می‌خورند و همیشه متناسب هستند. این یعنی خود نان باعث چاقی نمی‌شود، بلکه باور و فرمول ذهنی ما درباره آن است که می‌تواند چاقمان کند.

اگر از افراد متناسب درباره نان بپرسیم، می‌بینیم نگاهشان به نان و غذای کلی کاملاً متفاوت است. آن‌ها نان را منبع انرژی، لذت و سیر شدن می‌بینند؛ در حالی که فرد چاق آن را به عنوان یک عامل چاق‌کننده باور کرده است. 🍞❤️ vs 🍞😟

راز تفاوت بین افراد چاق و متناسب چیست؟ 🕵️‍♂️

وقتی که مواد غذایی یکسان است، پس چرا برخی چاق می‌شوند و برخی نه؟

تنها تفاوت، فرمول‌های ذهنی است که در ذهن هر فرد ذخیره شده. ذهنی که پر از باورهای محدودکننده و منفی باشد، باعث چاقی و ماندگاری آن می‌شود.

جالب است بدانید حتی وقتی به غذا نگاه می‌کنید، بدون اینکه بخورید، ذهن‌تان افکاری را مرور می‌کند که از همان فرمول‌های ذهنی ناشی می‌شود. 👁️💭 این یعنی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار عمیق‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنیم!

نتیجه‌گیری 🌟

اگر می‌خواهیم وزن خود را تغییر دهیم، باید اول تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را شناسایی و اصلاح کنیم. چون این فرمول‌ها مسیر زندگی و وضعیت جسمی ما را تعیین می‌کنند.

مثل اینکه عینک شیشه رنگی را برداریم و دنیای واقعی را همان‌طور که هست، ببینیم و باور کنیم. 👓💡

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی

تاثیر فرمول‌ های ذهنی بر عملکرد ذهنی و جسمی 🧠✨

از بچگی عاشق کلوچه با چای بودم. 🍪☕ مادرم تو پختن کلوچه‌های خانگی مهارت خاصی داشت و همیشه چند مدل مختلف کلوچه در خانه بود. خوردن کلوچه با چای برای من یک لذت بی‌نظیر بود!

اما در ذهنم فرمولی نادرست شکل گرفته بود: «کلوچه چاق‌کننده است.» 😔 این باور اشتباه نمونه‌ای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بود که مثل یک برچسب روی کلوچه چسبیده بود و هر بار که کلوچه می‌خوردم، مطمئن بودم دارم چاق‌تر می‌شوم.

وقتی رژیم می‌گرفتم، تلاش می‌کردم کلوچه نخورم، ولی به محض اینکه رژیمم تمام می‌شد یا عصبی می‌شدم، اولین چیزی که سمتش می‌رفتم همان کلوچه بود! 🍪😅

حتی وقتی از جلوی مغازه کلوچه‌فروشی رد می‌شدم و بوی کلوچه‌ها به مشامم می‌رسید، ذهنم همزمان به لذت خوردن کلوچه و هم به چاق‌کننده بودنش فکر می‌کرد؛ نمونه‌ای واضح از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی در زندگی روزمره.

این دو فکر متناقض، دقیقاً نتیجه‌ی فرمول‌های ذهنی اشتباهی بودند که در ذهنم ذخیره شده بودند. 💭⚔️

این تجربه‌ نشون می‌ده که فرمول‌های ذهنی چقدر روی رفتار و حتی احساسات ما تاثیر می‌گذارند؛ طوری که حتی وقتی کاری نمی‌کنیم، فقط فکر کردن به آن موضوع، واکنش‌های ذهن و بدن ما رو شکل می‌ده.

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی: داستان من و دوستم 🍪🧠

نکته جالب این است که یکی از دوستان متناسب من، درست مثل من عاشق کلوچه بود، اما هرگز باورهای ذهنی من درباره چاق‌کننده بودن کلوچه را نداشت! 🤔

نه تنها فرمول‌های ذهنی ما درباره کلوچه فرق داشت، بلکه نحوه خوردنمان هم کاملاً متفاوت بود.

دوستم همیشه کلوچه را بعد از ناهار و فقط برای لذت بردن با چای می‌خورد، اما من سال‌ها همین کار را تکرار می‌کردم، حتی زمانی که واقعاً سیر بودم! 🍽️🍪

او هر وقت کلوچه می‌خورد، می‌گفت: «من کلوچه خوردم، سیرم!» و دیگر غذای اضافه نمی‌خورد، اما من کلوچه را اصلاً به عنوان غذا حساب نمی‌کردم؛ فقط یک خوراکی خوشمزه بود که برای تفریح و لذت بردن می‌خوردم. 😋

ترکیب فرمول‌ های ذهنی و تاثیر آن بر اضافه وزن ⚖️

فرمول‌های ذهنی ما مثل قطعات یک پازل هستند که وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، رفتار و احساس ما را شکل می‌دهند.

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار مهم است و می‌تواند حتی روی کوچک‌ترین انتخاب‌های غذایی ما اثر بگذارد.

من باور داشتم که کلوچه غذا نیست، بلکه فقط یک خوراکی خوشمزه و تفریحی است، اما همزمان باور داشتم که «کلوچه خاصیت چاق‌کنندگی دارد».

این دو باور با هم ترکیب شدند و باعث شد بارها کلوچه را حتی وقتی سیر بودم بخورم، و هر بار این باور تقویت شود که چاق شدن من طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است. 😞🍪

راهکار من در دوره «ورود به سرزمین لاغرها» 🎯

اولین قدم این است که هنرجوها یاد بگیرند فرمول‌های چاق‌کننده ذهن‌شان را شناسایی کنند. اینجا دقیقاً همان جایی است که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی خودش را نشان می‌دهد.

بعد از آن، فرمول‌های صحیح و متناسب‌کننده را جایگزین کنند.

مثل اینکه عینک چاقی را از چشمان خود بردارند و به جای آن عینک تناسب اندام را بزنند! 👓💚

وقتی این کار را انجام دهید، به تدریج تجربه تناسب اندام در زندگی‌تان شروع می‌شود.

این اتفاق برای من و همه دوستانی که با اشتیاق و انگیزه مسیر آموزشی را طی کرده‌اند، رخ داده است. 🙌😊

چرا این فایل برای شما مفید است؟

در این فایل، تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به زبان ساده و روشن توضیح داده‌ام.

بعد از مطالعه این توضیحات، کاملاً متوجه می‌شوید که چطور فرمول‌های ذهنی در نتایج زندگی شما نقش دارند.

این آگاهی به شما کمک می‌کند که در مسیر تناسب اندام، دقیق‌تر به فرمول‌های ذهنی خود توجه کنید و برای تغییر آن‌ها قدم بردارید. 🚀✨

✍️ تمرین آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 📖

بارها تاکید کرده‌ام که با رفع موانع ذهنی برای لاغر شدن می‌توانید لاغر شوید. بنابراین شناسایی موانع ذهنی اهمیت بسیار زیادی دارد.

موانع ذهنی بر اساس فرمول‌های ذهنی ایجاد می‌شوند، بنابراین برای شناسایی موانع ذهنی باید مهارت شناسایی فرمول‌های ذهنی را کسب کنید. پس با دقت تمرینات مربوطه را انجام دهید.

ابتدا متن نوشتاری را مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات پاسخ دهید.

  1. درک و نگرش شما از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی چیست؟ شرح دهید.
  2. مواردی از تاثیر فرمول‌های ذهنی در جنبه‌های مختلف زندگی‌تان را نام برده و شرح دهید.
  3. تاثیر فرمول‌های ذهنی در روند چاق شدن خود را شرح دهید.
  4. اگر از روش‌های مختلف برای لاغر شدن استفاده کرده‌اید، تاثیر فرمول‌های ذهنی در نتیجه‌ای که کسب کردید را شرح دهید.
  5. آیا استفاده از روش‌های قبلی برای لاغر شدن باعث تغییر فرمول‌های ذهنی شما شده‌اند؟
  6. لاغری با ذهن چگونه می‌تواند باعث تغییر فرمول‌های ذهنی شما و تغییر نتیجه جسمی در شما شود؟
  7. درک خود از توضیحات ویدیوی آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به صورت انشایی شرح دهید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.21 از 85 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=14080
169 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۱/۲۲ ۱۷:۱۷
      مدت عضویت: 2390 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 252 کلمه

      روز ۴۹تکرار
      سلام استاد عطارروشن و دوستان متناسبم
      چه مثال جالب و واضحی ،وقتی باورهای مخرب داشته باشیم انگار با فیلترهای رنگی دنیامونو میبینیم،فیلتر ترس یه رنگه،فیلتر باورهای چاق کننده یه رنگه،فیلتر باورهای مالی،باورهای عاطفی،سلامتی
      وما دنیامونو همون رنگ فیلترهای ذهنی خودمون میبینیم،اگر فیلترهارو بر داریم میتونیم دنیای واضحتری داشته باشیم،فرمول های چاقی وقتی برطرف بشه خودبه خود لاغری صورت میگیره

      از بچگی پدرم میگفت خودتونو دکتری نکنید ،ولی مادرم همش تو مطبا بود ،الان مادرم قند وچربی وفشار داره ،پدرم سلامته
      وقتی تیروئید گرفتم ودکتر گفت دیگه خوب نمیشی وباید تا آخر عمر دارو مصرف کنی وروز به روز چاق میشی وپوستت خشک میشه وموهات نازک میشه ووووووو خیلی حالم بد شد ،ولی چندین ساله خودبخود خوب شدم ودیگه اثری ازش نیست ولی حتما باورهاش هنوز در من وجود داره واینکه همیشه خانواده میگفتن ما ارثی تیروئید داریم وقبول کرده بودن
      من ۲سال پیش کاشت ابرو انجام دادم ومجبورن باید قرص ها وآمپول های تقویت مو استفاده میکردم وتو تمام اون مدت من با خودم تکرار میکردم که آره من بخاطر این داروهاست که چاقتر میشم ،بدلیل اینکه سالها قرص های مولتی و تقویتی مصرف کردم وهمیشه این باورو داشتم که عامل چاقی من این قرص ها هستن
      در مورد قرص های ضد بارداری هم زیاد شنیدم
      یکبار دکتر جراح پلاستیک بهم گفت تو چاق باشی با بدن سفت تر بهتر از اینه که لاغر باشی با بدن شل ،تو ژنتیک بدنت شله ،پس سعی نکن لاغر بشی
      واقعا حرف های دکترا اثر مستقیم روی فرمول های ذهنی ما داره بدلیل اینکه افراد مورد اعتماد مردم هستن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۱/۰۷ ۱۰:۲۸
      مدت عضویت: 2390 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 481 کلمه

      گام ۲۷

      سلام وقت بخیر

      تسلیت به استاد عزیز ،روح مادر گرامیتون شاد

      پارسال وقتی میخواستم دوره هارو شروع کنم و با خودم فکر میکردم که ممکنه ۱ سال هم بیشتر طول بکشه که من نتیجه بگیریم ، ذهنم میترسید و میگفت ۱ سال خیلی زیاده ،ولی انقدر سریع گذشت ،به خودم اومدم دیدم ۱۳ ماه گذشته ،منم برای شروعم با خودم میگفتم ۲۸ کیلو باید کم کنم و بنظرم‌ زیاد بود ولی به مرور که وارد دوره شدم تمام این مسائل حل شد

      مهم اینه که من در این مسیر قرار گرفتم و این متدو باور کردم و با این اشتیاق ادامه میدم ،به محض ساخته شدن فرمول های جدید جسم من واکنش جدید نشون میده هر چند تا الان هم‌ نتیجه داده ،با بودن در مسیر و شناسایی باورهای مخرب قدیم و نقض اونها یواش یواش جسم من بسمت رفتارها و جواب های متناسب کننده هدایت خواهد شد

      باورهای ما مثل فیلترهایی عمل میکنن ،فیلتر آبی همه چیزو آبی نشون میده ،قرمز برنگ‌ قرمز

      باورهای ما هم در ذهن ما مثل عینک های رنگی هستند ،اگر باورهای چاق کننده در من زیاد باشه من جهان و بدن خودمو با فیلتر چاقی میبینم، یا با فیلتر کمبود و فقر با فیلتر بیماری میبینم

      در ذهن من فیلترهای بیشماری بود که جسم خودمو هر روز با یه رنگ فیلتر میدیدم ،لحظه ای با فیلتر چاقی من ژنتیکه ،لحظه ای با فیلتر چاقی من ارثیه ،خدا خواسته چاق باشم ،استخون بندیم درشته ،قرص های هورمونی میخورم،ازدواج کردم، باردار شدم ،برنج میخورم،شام میخورم،کم تحرکم وووووو و تا زمانیکه این فیلترها جلوی چشمان ذهن منه ،دنیا و اتفاقاتش برای من رنگی و چاق کننده است

      بدلیل رژیم‌ های طولانی مدت و سختی که میگرفتم مجبور بودم در کنار رژیمم قرص های مولتی ویتامین هم مصرف کنم ،همون متخصصی که بهم رژیم میداد پیشنهاد قرص ویتامینه هم میداد و بهم گوشزد میکرد که قرص های ویتامینه خیلی چاق کننده هستن و چونکه من این باورو پذیرفته بودم ،اون باور هم برای اثبات خودش ،منو چاق و چاقتر میکرد و من این موضوعو به همه با لذت میگفتم که من ویتامینه مصرف میکنم‌ پس چاقتر میشم و تمام تقصیرهارو گردن قرصا مینداختم و خودم با خیال راحت به ادامه کارهام مبپرداختم

      ورزش کردن در ذهن من مساوی بود با چاقتر نشدن نه لاغر شدن

      من از ترس به ورزش زیاد معتاد شدم ،مجبور بودم بیشتر ساعات روزو در باشگاه ها بگذرونم ،هر لحظه در حال وزن کردن بودم و مراقب بودم مبادا ۱۰۰ گرم چاق بشم ،گاهی پلاستیک دور شکم و پای خودم میبستم که حسابی عرق بریزه و زودتر جمع بشه در انتها بعد از انجام کارهای زیادی که فکر میکردم درست و صحیحه ،به ناکامی های زیادی برخوردم ،خسته شدم و عاجزانه از خداوند درخواست کمک کردم و خداوند هم جواب من را به بهترین صورت داد و الان در حال تجربه کردن مسیر جدید و زیبایی هستم

      ه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 22 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۹/۰۴ ۱۸:۱۲
      مدت عضویت: 2390 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,388 کلمه

      روز ۴۹ تکرار 

      سلام وقت بخیر

      فرمول های ذهنی و تاثیر در چاقی

      فرمول های ذهنی در عملکرد ذهن مانند عینک عمل میکنن، چقدر این مطلبو الان خوب درک میکنم ،ما هر روزه و هر لحظه دنیارو با زاویه دید مخصوص به خودمون نگاه میکنیم

      نوع نگاه ما به غذاها اونها رو به دسته بندی های مختلف تقسیم میکنن ،اگر با عینک و لنز ترس نگاهشون کنیم یعنی در اعماق محتویات مغز ما ،بعضی از غذاها خطرناک و چاق کننده تعریف شدند و ما هم پذیرفتیم ، بعد از اون هر وقت خواستیم به اون غذاها نگاه کنیم اون لنز و عینک برای ما فعال شد

      ولی در اصل اون خوراکی ها مضر نبودن چرا که خیلی افراد اونهارو مصرف میکنن و ضرری نمیبینن ، در مغز افراد چاق فیلترها و لنزهای متنوع و زیادی وجود داره ،به اندازه ای که الگوها و خانواده تلاش کردند که به ما بفهمونن ما چاق آفریده شدیم و دلایل زیادی وجود داره برای چاقیمون،ما الان صاحب لنزهای بیشتری هستیم

      در واقع ما هر لحظه در امورات زندگی در حال عوض کردن عینک ها و لنزهامون  هستیم ،از صبح که از خواب بیدار میشیم با جهان بینی که در ما ضبط شده بیدار میشیم‌ و جهان ،مردم،خودمون،خانواده،خدا ،اتفاقات و موقعیت هارو اونجوری که فیلتر بندی شدن نگاه میکنیم

      ما نگرش های مختلفی داریم در مورد چاقی ،مثلا من اعتراف میکنم لنزهای بیشتری دارم و خدارو شکر میکنم در مدتی که در دوره ها هستم ،دونه دونه عینک های اعتقادیم داره از جلوی ذهنم برداشته میشه 

      هر چقدر لنزها کمتر بشه دید ما بیشتر خواهد شد ،جهانمون زیباتر میشه ،لاغر تر میشیم  آلودگی های مغزیمون کمتر میشه ،کانون توجهاتمون میره بسمت لاغر شدن ،حالمون بهتر میشه ،مغزمون سبکتر میشه ،درد ها و رنج هامون کمتر میشه و آرامش بیشتری خواهیم داشت 

      شناسایی و منهدم کردن  دونه دونه موانع (عینک های رنگی)کمک بزرگی میکنه تا دنیا رو بصورت حقیقی نگاه کنیم ،که به ذات الهی ما نزدیکتره 

      زمانیکه بدنیا اومدیم با شنیدن ها و دیدن هایی از طرف خانواده ،هر کدوم از اونها یک عینک روی دیدگان ما گذاشتن که تصور میکردن در ادامه مسیر برای ما مفیده و ما هم که اختیاری از خودمون نداشتیم  پر شدیم از لنزهای رنگی دیگران 

      و حالا باید همت و  غیرت داشته باشیم و یکی یکی عینک هارو برداریم و جهان زیبارو زیبا ببینیم ،اول باید متوجه بشیم‌ که اون دنیایی که دیگران برای ما توضیح دادن فقط و صرفا همون یک دنیا نیست  ،ما بینهایت دنیا داریم و هر کسی فراخور توجهاتش به دنیایی هدایت میشه

      مثل ما هنرجوهایی که در این سایت هستیم ،جهان بینی ما تقریبا شبیه به همه ،وگرنه چرا خواهر من ،دوست من یا اقوام من الان‌ اینجا نیستن ،یا چرا من در دنیای اونها نیستم ،چونکه جهان بینی من با بقیه فرق داره  هر چقدر عینک های رنگی از ما کمتر میشه مسیر ما هم از بقیه افراد جدا میشه ،انگار ریل عوض میکنیم 

      سالها فرمول ذهنی من این بود که تو نمیتونی لاغر بشی چونکه مدل بدنت و خلقتت اینجوریه ،من با این عینک به جهانم نگاه کردم ،جهانم بر اساس اون تفکرات شکل گرفت

      من حتی نمیتونستم به لاغر شدن فکر کنم چونکه نگهبانی جلوی خواسته های منو به مغزم میگرفت ،ازم مجوز میخواست ،منم مجوز نداشتم  رمز عبور نداشتم ولی تا دلم میخواست  مانع ورود داشتم 

      پس مغزم اولین تفکر من بسمت لاغر شدنو جلوی اولین گیت ،منهدم میکرد ، ولی من باز هم‌ کوتاه نمیومدم مجدد که میرفتم اینبار با فیلتر تو ارثی چاقی  دوباره نگهبان ازم رمز عبور میخواست ،من رمز عبور که نداشتم هیچ تازه مانع بسیار بزرگی به نام( ارث) هم داشتم ،پس مجدد دیپورت میشدم

      و این داستان سالها ادامه داشت و من از هر مسیری میرفتم که به حق های الهی م برسم ولی با درهای بسته روبرو میشدم ،در انتها متوجه شدم ،من مسموم هستم به سم های قوی که تا اونهارو شناسایی و پاک نکنم نمیتونم نفس راحت بکشم

      من متوجه شدم پر هستم از عینک های بد رنگ ،که جهانمو زشت میبینم و بر اساس اون عینک  ها در موقعیت های متفاوت وارد خواهم شد 

      حالا دارم لنزهارو برمیدارم و با هر بار برداشتن دنیا برای من زیباتر و شفاف تر میشه ،لایه به لایه ، هر بار که ویسی گوش میکنم قسمتی از خود قبلیمو که ازم دزدیده شده بودو پس میگیرم ،هر بار که کامنتی مینویسم یا میخونم قسمت دیگری از خودم بمن برگردونده میشه تا اونجوری که دلم میخواد بسازمش 

      وقتی من بدنیا اومدم آپشنی در من نصب شده بود که من بتونم با خوردن خوراکی ها انرژی مورد نیاز بدنمو بدست بیارم ،پس خوردن باید در من میبود ،حالا اون کد (خوردن باعث دریافت انرژی در من میشود ) در من تبدیل شد به ( خوردن باعث چاقی میشود) 

      کد گذاشته شد ،تمام سیستم بدنم بسمت اون کد گذاری تعبیه و تنظیم شد ،قراداد ها بسته شد ، من وارد دنیای مادی میشم و میخوام لاغر و متناسب باشم ولی نمیتونم ،به اطرافیانم میگم چرا نمیتونم اونا میگن چونکه تو پرخوری میکنی ،چونکه خوردن برای تو باعث چاقی میشه ،چونکه تو ارثی چاقی ووووو

      و اونها میگن و میگن و میگن و منهم باور میکنم و بعد از مدتی فکر میکنم من موجود به درد نخور اضافه ای هستم که اومدم هم خودمو آزار بدم هم خانواده مو 

      پذیرش من باعث شد که سالها با عینک های چاقی به جهان نگاه کنم و اصلا به این فکر نکردم که چرا من با بقیه فرق دارم ؟

      حالا نگاه میکنم میبینم افراد متناسب هم غذا میخورن پس غذاها چاق کننده نیستن من باید از زاویه دیگه ای نگاه کنم ،پس منهم میتونم لاغر بشم ،فهم و درک همین موضوع منو رها و خلاص میکنه از بندهاییکه سالها به دست و پاهای من بسته شده بود ، حالا میدونم برای منهم راهی هست که بتونم لاغر بشم 

      وای که چقدر دلم میخواست گاهی مثل بعضی افراد برنجو با نون میخوردم ولی بشدت میترسیدم چونکه از قبل بهم گفته بودن برنج خودش به تنهایی چاقت میکنه اگر با نون بخوری که منفجر میشی و من سالها با حسرت به یکی از دوستام نگاه میکردم که غذاشو کامل میخورد حتی عصرونه هم میخورد و من فقط بیننده بودم و روز به روز از خودم دورتر میشدم چونکه خودمو عامل تمام بدبیاری هام میدونستم

      تقریبا ۹۰ درصد خوراکی برای من چاق کننده تعریف شده بودن و من سالها در کنار اونها زندگی کردم که یا مصرفشون کردم یا نگاه حسرت باری بهشون داشتم که در هر دو صورت برای من چاق کننده بودن چه اون زمانیکه مصرفشون کردم چه زمانیکه بهشون فکر میکردم 

      یادمه  اون زمانها که تو رژیم هام بودم هر جایی میرفتم بهم شکلات تعارف میکردن نمیخوردم ولی نگهشون میداشتم بعدا که رژیمم تموم بشه بخورم ،تو یکی از رژیم هام که ۱ سال طول کشیده بود روزیکه رفتم شکلاتامو بخورم دیدم همشون سفت شدن و نتونستم بخورمشون ،یعنی تا این حد تو ولع و کمبود ذهنی بودم ولی الان چرا ولعی ندارم ؟

      اولین رژیمی که گرفتم رژیم پویا کاشانی بود که افتضاح بود انقدر گرسنگی کشیده بودم که یادمه یک شب که رفته بودیم بیرون تمام تابلوهای مغازه هارو پیتزا میخوندم انگار توهم زده بودم و بیشتر از ۱۵ روز نتونستم ادامش بدم

      فرمول های ذهنی مثل بمب عمل میکنن به محض برخورد باهاشون منفجر میشن ،حالا اگر چند جانبه باورسازی شده باشن که تخریب بیشتری به بار خواهند آورد 

      حالا در ذهن افراد چاق اگر فرمول های بیشتری هم باشه که چند جانبه ضربه خواهند خورد ،مثلا کسی که باور داره هر چی سنگه مال پای لنگه ،به همراه چاقی یه معجون حسابی ازش در میاد که این باورهای مخرب زنجیروار بهم وصل هستند و ریشه تمام باورهای مخرب در عزت نفس پایینه که ۱۰۰ درصد در افراد چاق زیاد دیده میشه

      خدارو شکر میکنم که در حال برداشتن عینک های چاقی هستم ،اینکه غذاها چاق کننده نیستن ، بی تحرکی چاق کننده نیست ،خوردن باعث چاقی نمیشه ،چاقی ارثی و ژنتیک نیست ووو 

      سپاسگذار خداوند هستم که هر روز با رد پای خودش با نشان دادن‌ شرایط و آدم ها داره به ما یادآوری میکنه که دنیا اون جوری که ما تصور کرده بودیم نیست اون عینک هایی که به ذهنمون زدیم دنیارو تیره و تاریک نشون میدن کافیه جلوی دید ما شفاف بشه تا جهان زیبا ،زیبایی هاشو برای من نشون بده 

      و منهم میپذیرم میتونم لاغر و متناسب باشم مثل همه افراد متناسب فقط کافیه مثل قبل فکر نکنم ،نترسم و حس لیاقت کنم بقیش خودبخود انجام میشه 

      ممنون برای اینهمه آگاهی ناب که با هر بار تکرارشون قسمت وسیعی از دید من تمیز میشه ،خدایا شکرت که همه چیز انقدر عالی و با کیفیته 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 16
گردونه هدایا گردونه هدایا