✨ تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی مثل عینکیست که روی چشمهایمان میزنیم! 🕶️
📍 این جلسه ادامه گام ۲۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
یعنی چی؟ یعنی فرمولهای ذهنی مثل فیلترهایی هستند که طرز دید ما به خودمون و دنیای اطرافمون رو شکل میدن. 👀 این فیلترها اونقدر قدرتمندند که میتونن انتظارهای ما رو بسازن؛ انتظارهایی که مثل قطبنما مسیر زندگیمون رو تعیین میکنن. 🧭
پس وقتی نگرشمون رو با فرمولهای ذهنی مثبت و درست پر کنیم، داریم عملاً مسیر زندگیمون رو با دست خودمون میسازیم! 💪✨
در این جلسه میآموزیم:
تاثیر فرمولهای ذهنی
حتما با عملکرد عینک آشنایی دارید.
اگر شما عینکی با شیشههای آبی رنگ بر چشمان خود بزنید همه دنیا را به شکلی میبینید که رنگ آبی آن غلیظتر از دیگر رنگ هاست و اگر عینکی با شیشههای رنگ قرمز به چشمان خود بزنید دنیای قرمز رنگی را خواهید دید.
دلیل آن تغییر کردن رنگ دنیا نیست بلکه تاثیری است که شیشههای رنگی بر نوری که از دنیا به چشمان شما میرسد میگذارند.

وقتی نوری که به چشمان شما میرسد به واسطه شیشههای رنگی تغییر رنگ میدهد، تصویری که توسط شما دیده میشود غیرطبیعی و به رنگ آن شیشه خواهد بود.
تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی 🧠⚖️
فرض کنید ذهن ما مثل یک عینک رنگی باشد که دنیا را از پشت آن میبینیم. 👓 وقتی این عینک شیشه رنگی دارد، هر چیزی که میبینیم رنگ همان شیشه را میگیرد.
در ذهن یک فرد چاق، فرمولی مانند «چاقی من ارثی است» ذخیره شده است.
این مثال روشنی از تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی است؛ یعنی هرچقدر هم تلاش کند، چون این فرمول در ذهنش فعال است، ذهنش به گونهای برنامهریزی شده که نتیجه نمیگیرد و در نهایت همان چاقی برایش شکل میگیرد.
✋💭 تلاش جسمی به تنهایی کافی نیست، چون سرنوشت واقعی توسط فرمولهای ذهنی رقم میخورد، نه فقط رفتارهای ظاهری.
مثال دیگر تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی فرمول «خوردن باعث چاقی میشود» است که تقریباً در ذهن همه افراد چاق ثبت شده است.
این فرمول آنقدر قدرتمند است که میتواند باعث شود فرد تا همیشه چاق بماند و حتی وزنش افزایش یابد! 🍔🚫
دقیقاً مثل وقتی که عینک شیشه رنگی روی چشم میگذاری و همه چیز به رنگ همان شیشه دیده میشود، فرمولهای ذهنی هم دید ما به دنیا و غذا را تغییر میدهند.
وقتی باور داشته باشی «خوردن باعث چاقی است»، حتی نگاه کردن به غذا هم باعث میشود ذهنت آن باور را پررنگتر کند و آنجاست که تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی شرایط چاقی را برایت بسازد. 👀🍽️
مثال نان و باورهای ذهنی 🍞❌✅
مثلاً کسی که باور دارد «نان خاصیت چاقکنندگی دارد»، هر بار که نان میخورد انگار این فرمول ذهنی را در ذهنش پررنگتر میکند و پیشاپیش قبول کرده که چاق میشود! 🤯 این دقیقا نمونهای از تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی است.
اما واقعیت چیست؟ خیلیها نان میخورند و همیشه متناسب هستند. این یعنی خود نان باعث چاقی نمیشود، بلکه باور و فرمول ذهنی ما درباره آن است که میتواند چاقمان کند.
اگر از افراد متناسب درباره نان بپرسیم، میبینیم نگاهشان به نان و غذای کلی کاملاً متفاوت است. آنها نان را منبع انرژی، لذت و سیر شدن میبینند؛ در حالی که فرد چاق آن را به عنوان یک عامل چاقکننده باور کرده است. 🍞❤️ vs 🍞😟
راز تفاوت بین افراد چاق و متناسب چیست؟ 🕵️♂️
وقتی که مواد غذایی یکسان است، پس چرا برخی چاق میشوند و برخی نه؟
تنها تفاوت، فرمولهای ذهنی است که در ذهن هر فرد ذخیره شده. ذهنی که پر از باورهای محدودکننده و منفی باشد، باعث چاقی و ماندگاری آن میشود.
جالب است بدانید حتی وقتی به غذا نگاه میکنید، بدون اینکه بخورید، ذهنتان افکاری را مرور میکند که از همان فرمولهای ذهنی ناشی میشود. 👁️💭 این یعنی تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی بسیار عمیقتر از آن چیزی است که فکر میکنیم!
نتیجهگیری 🌟
اگر میخواهیم وزن خود را تغییر دهیم، باید اول تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی را شناسایی و اصلاح کنیم. چون این فرمولها مسیر زندگی و وضعیت جسمی ما را تعیین میکنند.
مثل اینکه عینک شیشه رنگی را برداریم و دنیای واقعی را همانطور که هست، ببینیم و باور کنیم. 👓💡

تاثیر فرمولهای ذهنی بر عملکرد ذهنی و جسمی 🧠✨
از بچگی عاشق کلوچه با چای بودم. 🍪☕ مادرم تو پختن کلوچههای خانگی مهارت خاصی داشت و همیشه چند مدل مختلف کلوچه در خانه بود. خوردن کلوچه با چای برای من یک لذت بینظیر بود!
اما در ذهنم فرمولی نادرست شکل گرفته بود: «کلوچه چاقکننده است.» 😔 این باور اشتباه نمونهای از تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی بود که مثل یک برچسب روی کلوچه چسبیده بود و هر بار که کلوچه میخوردم، مطمئن بودم دارم چاقتر میشوم.
وقتی رژیم میگرفتم، تلاش میکردم کلوچه نخورم، ولی به محض اینکه رژیمم تمام میشد یا عصبی میشدم، اولین چیزی که سمتش میرفتم همان کلوچه بود! 🍪😅
حتی وقتی از جلوی مغازه کلوچهفروشی رد میشدم و بوی کلوچهها به مشامم میرسید، ذهنم همزمان به لذت خوردن کلوچه و هم به چاقکننده بودنش فکر میکرد؛ نمونهای واضح از تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی در زندگی روزمره.
این دو فکر متناقض، دقیقاً نتیجهی فرمولهای ذهنی اشتباهی بودند که در ذهنم ذخیره شده بودند. 💭⚔️
این تجربه نشون میده که فرمولهای ذهنی چقدر روی رفتار و حتی احساسات ما تاثیر میگذارند؛ طوری که حتی وقتی کاری نمیکنیم، فقط فکر کردن به آن موضوع، واکنشهای ذهن و بدن ما رو شکل میده.

تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی: داستان من و دوستم 🍪🧠
✍️ حالا بریم سراغ این داستان؛ در ادامه هم توی گام ۲۸ سراغ «یادگیری زبان لاغری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.23 از 87 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلااام هم مسیری های متناسب و متعهدم
باورهای ما فیلترهای ذهنی ما هستند که جهان ما را خلق می کنند.
در تمام سالهایی که اضافه وزن داشتیم و با روشهای مختلف می خواستیم از شر چاقی خلاص بشیم و هربار شکست می خوردیم چون فرمول ذهنی (فیلتررنگی )ما فیلتر چاق بوده و این همه تلاش بی نتیجه بوده است.
در حقیقت دنیا جای خیلی قشنگیه پر از رنگ و بو و مزه و احساس فوق العاده و هر لحظه و هر کجای آن فوق العاده است ولی ما عینک شخصی بینی به چشم زدیم هر کدوم از ما عینکهای متفاوتی که شیشه های رنگی متفاوتی دارند داریم که در جنبه های مختلف زندگی بر چشم می زنیم و درواقع این عینکها فیلتر های ذهنی ما هستند خیلی کوچک هم هستند ولی نتیجه دید ما را گسترده و بزرگ جلوه می دهند خیلی هامون فکر می کردیم زندگی همینه که هست روابط یا شرایط مالی یا شرایط جسمی و سلامتی ….ولی در اصل طبیعت زندگی ما سلامتیه شادیه تناسبه روابط عالی و ثروتمندی و رفاهه ولی ما نسبت به آموزشهامون از کودکی و توجه به اون موضوعات تجربه هایی کسب کردیم که هربار با توجه کردن بیشتر این فیلترها را قویتر کردیم و الآن داره اتفاقات زندگی ما را تشکیل می ده بنابراین آموزش عملکرد ذهن ما و تأثیرش در زندگیمون از نون شبم واجب تره !….در واقع آموزشهای ذهنی در تمام جنبه های زندگی ما مؤثر هستند ما میتونیم از هر مشکلی که دردو رنج داریم فرمول ذهنی مربوط به اون مشکل را شناسایی کنیم و ببینیم چه رنگ فیلتری جلوی ذهنمون گذاشتیم و بعد فرمولهای صحیح را جایگزینش کنیم ..فرمولهای ذهنی با توجه ما قویتر و گسترده تر می شوند مثلا فردی که فیلتر ذهنیش اینه که بستنی چاق می کنه قبل خوردن خودش فرمان چاقی را صادر کرده و اصلا مهم نیست بخوره یا نخوره یا چقدر بخوره درواقع دیدن بستنی و فکرو احساسی که نسبت به بستنی داره فیلترذهنیشه باورشه و فرمول داره تقویت میشه خب باید اصلاح بشه !..،چه طوری ؟!فرد با نوشتن و تجزیه تحلیل از خودش سؤال میپرسه که چرا این فکر را داره و از کجا نشأت میگیره !؟جوابها:دکتر گفته …خانواده گفتند ..،فلانی چاقه بستنی دوست داره …فلانی لاغره میلی به بستنی نداره و تمام این فکرها فقط نظر افراد بوده که ما قبول کردیم و باور کردیم خب نمی دونستیم اما الآن میتونیم ردش کنیم چرا!؟چون تنها قدرت از آن خداست و منم جزئی از او هستم پس بستنی قدرتی نداره ولی تصور من اشرف مخلوقات نسبت به هرچیزی یعنی قدرت خلق کنندگی و واقعیت موضوع !..،
ما یه روزی تو یک ایستگاه متعادل بودیم بالاخره یا طبیعی و یا با همون رژیم ها اما گرم گرم اضافه وزن پیدا کردیم و اصلا فرقی نمی کنه چقدر باشه ممکنه یک نفر با ۵کیلو اضافه وزنش همون فشار روانی رو دریافت کنه که فرد دیگری با ۷۰کیلو اضافه وزنش داره دریافت می کنه و این هم یکی دیگه از حربه های شیطانه که میخواد ناامیدمون کنه میگه تو کجا و مقصد کجا !؟…ولی ما در مسیر آسونیم راحت و لذت بخش دیگه هیچ خبری از ورزشهای سخت و بالاجبار و محدودیتهای غذایی و خونه شین کردن خودمون نیست تازه هرروز یک قدم داریم برای رسیدن به خواستمون بر می داریم پس باید هرروز به پشت سرمون نگاه کنیم که چند قدم از گام اول دورتر شدیم و البته راه مستقیم همون راهی که با ایمان در آن حرکت می کنیم با هر تغییر جزیی در ذهنمون و اصلاح هر فرمول نتایج بزرگی در زندگیمون رخ می ده و هر چه مهارت شناسایی فرمول ها و جایگزینی فرمولهای صحیح و ثابت کردنشون در ذهنمون بیشتر میشه نتایج عالیتر می شوند این مسیر فقط درک می خواهد فکر می خواد برای اهل تفکر هست در واقع ایمان به چیزی که نمیبینی ولی هست یعنی عینک آبی به چشمته واقعیت تصویر زیبای منظره را نمیبینی ولی می دونی که هست و به زودی عینک آبی کمرنگ میشه و می افته …خب تو خونه ما هم پدرومادرم پزشک را انسان معتمدی که دانش فراوانی داره می دونستند حتی خیلی وقتها ما را مقایسه می کردند بچه های دکتر را ببین !؟..بچه های فلانی را هم دکتر شدند؟!..،الآن اگر دکتر شده بودی پول داشتی و جایگاه داشتی و آزادی داشتی و بارها شنیدم که گفتند زندگی تو همینه توقعت را بیار پایین ؟!…ولی دارم از خرابیها برج میسازم من هرگز نتونستم اون حرفها را بپذیرم و هدایت خداوند شامل حالم شد
دکتر به من می گفت هرچیزی از گلو بره پایین چاقت می کنه و البته که نمی شد غذا مصرف نکرد ولی با حرص و ترس استفاده می کردم ..یا فلان دارو باید تا آخر عمرخورده بشه !؟…🙄
یا اینکه هرروز باید ورزش کنی ولی من به سختی و به زور این کاررا انجام می دادم در واقع بیشتر به چاق شدن توجه می کردم ولی هر کاری با احساس عالی و لذت بخش میتونه برای جسم و روح و ذهن ما مفید باشه و میتونه همکاری ذهن را همراهمون کنه چون ورزش کردن در ذهن ما به اجبار بود و سختی بهمون می داد ذهنمون هم که اصلا با کار سخت موافق نیست همکاری نمی کرد و نتیجه می شد چاقی و رها کردن مسیر ولی اگر فرمولهای ذهنی اصلاح شوند به طوری که ورزش کردن برای احساس خوب و لذت و تفریح باشه میتونه اثرات عالی برامون داشته باشه
پسرخاله و دختر خاله من پزشک هستند وهردو چاق هستند و همیشه با اضافه وزنشون درگیر هستند و در حیطه پزشکی انواع و اقسام کارها را انجام دادند و نتیجه هم ماندگار نداشتند یعنی اگر علم انقدر پیشرفت کرده چرا برای خود دکترا هم نتیجه ماندگار نداره !؟..،
شیطان قسم خورده که ما را گمراه کنه و ما فکر می کنیم یک اتفاق عجیبیه و ای دل غافل ما سالها و هر روزمون در گمراهی به سر میبردیم و تازه اسمش رو می گذاشتیم امتحان خدا !؟…گمراهی یعنی نتونی واقعیت را ببینی یعنی دنیا پر از فراوانی پول باشه ولی تو فقر و نداری ببینی یعنی فقط حریان سلامتی جاری باشه ولی من بیماری ببینم یعنی فقط عشق جاری باشه ولی من تنفر ببینم چقدر بده که ما عادت کردیم سختی را به جون بخریم و اسم ثواب و امتحان روش بزاریم و هر بار این موضوعات مثل سریال تکرار می شوند که نشانه های خدا هستند که بیا اصلاحش کن …،
پایه اساس طبیعت آفرینش و جهان بر اساس عالیترینهاست و این افکار و باورها بسیار قدرتمند هستند و اگر من ۳۰سال به سختی در دردی و رنجی که خود برای خود آفریدم زندگی کردم وقتی در مسیر صحیح قرار بگیرم طی یکی دوسال زندگیم متحول میشه و در عرصه های مختلف هم افرادی هستند که مثلا ۳۰سال سابقه گویندگی دارند ولی فردی جدید وارد این عرصه شده ولی به خاطر فرمولهای صحیح ذهنیش موفقیتهای بیشتری به دست آورده و این نشون میده جسم ما و ذهن ما و جهان ما همه مشتاقند که ما پادشاهی کنیم اصلا برای پادشاهی کردن خلق شدیم و این فوق العاده است .
من شاهزاده پادشاهی هستم که فرمانروای کل عالمه 👑
مسیرتون سبز 🌱
نشان های دریافت شده
سلام لحظه هاتون متعالی
فرمول های ذهنی باعث افکار و رفتار ما می شوند و در تمام جنبه های زندگی موثر هستند
و مانند فیلترهای رنگی عمل می کنند که به حقیقت یک رنگ دیگر می بخشند و حقیقت را پشت پرده ای پنهان می کنند ما در تمام سالهای زندگیمون نااگاهانه با توجه به موضوعاتی و گفتگوی درونی با خودمون فرمولهای ذهنی زیادی درست کردیم که تمام انها باعث مشکلات و درد و رنجهایی در زندگی ما شدند دنیا زیباست سرتا سر عشق و محبت و پول و فراوانی و سلامتی و زیبایی و این یعنی درک یکتایی ولی وقتی من فقر و چاقی و دزدی و غیره میبینم یعنی دارم یک عینک اشتباهی به چشمم میزنم همون که دنیام رو کدر می کنه پر از ترس و ناامیدی و اونجا خدام میشه دوتا خدایی که هم زیباست و هم زشت ؟!و ادامه مسیر معلومه بیراهه و دورشدن از حقیقت محض ..منم سالها این فرمول رو داشتم خوردن چاق می کنه ..تکرار این حرف و شنیدنش از اطرافیان یک طرف و حرف پزشکی که گفت خانم هرچیزی از این گلو بره پایین چاق می کنه یک طرف دیگه البته که همیشه می خوردم و حتی بیشتر از نیاز اما با ترس و با شکایت و گله ….اما این اواخر یک فرمول ذهنی دیگه هم ایجاد شده بدنم استپ می کنه الان چندروزه میگم مگه زمین موقع چرخیدن استپ داره یا یک گیاه در روند تکاملش و جهان پویا و در حال حرکته چرا باید بدن من استپ کنه ؟یا اینکه من در روشهای دیگر لاغری بعد از مدتی که میرفتم روی ترازو و نتیجه خوب رو میدیم به جای شوق بیشتر بی انگیزه می شدم و انگار رسیدم خط پایان/ نمی دونم انگار خیالم راحت می شد و باز اضافه وزنم و رفتارم تغییر می کرد اینو نمی دونم چرا ؟!و الان دوست ندارم برم ترازو و از استاد میخوام راهنمایی کنند🙏منم از پزشکان یک لیست غذا دریافت می کردم که ممنوعه بود ..و وقتی به زود جلوی خودمو میگرفتم که مصرف نکنم بعد از چند روز انقدر عصبی می شدم که یهو میرفتم سر شیشه مربا و قاشق قاشق میخوردم سعی می کردم مواد غذایی ممنوعه خریداری نشه یا در یخچال قایمشون کنم جلو چشمم نباشند…اما ذهنم خیلی خوب جاشو می دونست و بهشون فکر می کرد و لذت میبرد و بزاق دهانم ترشح می شد و من سیر می شدم .
خدا را شاکرم که هدایتم کرد به این مسیر و یک هادی خوب پا به پام هست تا به رهاایی برسم و اون روی حقیقی زندگی رو ببینم .
اگاهی های ناب و شادی های بی دلیل و روز افزون نصیبتون 🍃🌸