✨ تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی مثل عینکیست که روی چشمهایمان میزنیم! 🕶️
یعنی چی؟ یعنی فرمولهای ذهنی مثل فیلترهایی هستند که طرز دید ما به خودمون و دنیای اطرافمون رو شکل میدن. 👀 این فیلترها اونقدر قدرتمندند که میتونن انتظارهای ما رو بسازن؛ انتظارهایی که مثل قطبنما مسیر زندگیمون رو تعیین میکنن. 🧭
پس وقتی نگرشمون رو با فرمولهای ذهنی مثبت و درست پر کنیم، داریم عملاً مسیر زندگیمون رو با دست خودمون میسازیم! 💪✨
تاثیر فرمول های ذهنی
حتما با عملکرد عینک آشنایی دارید.
اگر شما عینکی با شیشه های آبی رنگ بر چشمان خود بزنید همه دنیا را به شکلی می بینید که رنگ آبی آن غلیظ تر از دیگر رنگ هاست و اگر عینکی با شیشه های رنگ قرمز به چشمان خود بزنید دنیای قرمز رنگی را خواهید دید.
دلیل آن تغییر کردن رنگ دنیا نیست بلکه تاثیری است که شیشه های رنگی بر نوری که از دنیا به چشمان شما می رسد می گذارند.

وقتی نوری که به چشمان شما میرسد به واسطه شیشه های رنگی تغییر رنگ می دهد، تصویری که توسط شما دیده می شود غیرطبیعی و به رنگ آن شیشه خواهد بود.
تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 🧠⚖️
فرض کنید ذهن ما مثل یک عینک رنگی باشد که دنیا را از پشت آن میبینیم. 👓 وقتی این عینک شیشه رنگی دارد، هر چیزی که میبینیم رنگ همان شیشه را میگیرد.
در ذهن یک فرد چاق، فرمولی مانند «چاقی من ارثی است» ذخیره شده است.
این مثال روشنی از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است؛ یعنی هرچقدر هم تلاش کند، چون این فرمول در ذهنش فعال است، ذهنش به گونهای برنامهریزی شده که نتیجه نمیگیرد و در نهایت همان چاقی برایش شکل میگیرد.
✋💭 تلاش جسمی به تنهایی کافی نیست، چون سرنوشت واقعی توسط فرمولهای ذهنی رقم میخورد، نه فقط رفتارهای ظاهری.
مثال دیگر تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی فرمول «خوردن باعث چاقی میشود» است که تقریباً در ذهن همه افراد چاق ثبت شده است.
این فرمول آنقدر قدرتمند است که میتواند باعث شود فرد تا همیشه چاق بماند و حتی وزنش افزایش یابد! 🍔🚫
دقیقاً مثل وقتی که عینک شیشه رنگی روی چشم میگذاری و همه چیز به رنگ همان شیشه دیده میشود، فرمولهای ذهنی هم دید ما به دنیا و غذا را تغییر میدهند.
وقتی باور داشته باشی «خوردن باعث چاقی است»، حتی نگاه کردن به غذا هم باعث میشود ذهنت آن باور را پررنگتر کند و آنجاست که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی شرایط چاقی را برایت بسازد. 👀🍽️
مثال نان و باورهای ذهنی 🍞❌✅
مثلاً کسی که باور دارد «نان خاصیت چاقکنندگی دارد»، هر بار که نان میخورد انگار این فرمول ذهنی را در ذهنش پررنگتر میکند و پیشاپیش قبول کرده که چاق میشود! 🤯 این دقیقا نمونهای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی است.
اما واقعیت چیست؟ خیلیها نان میخورند و همیشه متناسب هستند. این یعنی خود نان باعث چاقی نمیشود، بلکه باور و فرمول ذهنی ما درباره آن است که میتواند چاقمان کند.
اگر از افراد متناسب درباره نان بپرسیم، میبینیم نگاهشان به نان و غذای کلی کاملاً متفاوت است. آنها نان را منبع انرژی، لذت و سیر شدن میبینند؛ در حالی که فرد چاق آن را به عنوان یک عامل چاقکننده باور کرده است. 🍞❤️ vs 🍞😟
راز تفاوت بین افراد چاق و متناسب چیست؟ 🕵️♂️
وقتی که مواد غذایی یکسان است، پس چرا برخی چاق میشوند و برخی نه؟
تنها تفاوت، فرمولهای ذهنی است که در ذهن هر فرد ذخیره شده. ذهنی که پر از باورهای محدودکننده و منفی باشد، باعث چاقی و ماندگاری آن میشود.
جالب است بدانید حتی وقتی به غذا نگاه میکنید، بدون اینکه بخورید، ذهنتان افکاری را مرور میکند که از همان فرمولهای ذهنی ناشی میشود. 👁️💭 این یعنی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار عمیقتر از آن چیزی است که فکر میکنیم!
نتیجهگیری 🌟
اگر میخواهیم وزن خود را تغییر دهیم، باید اول تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را شناسایی و اصلاح کنیم. چون این فرمولها مسیر زندگی و وضعیت جسمی ما را تعیین میکنند.
مثل اینکه عینک شیشه رنگی را برداریم و دنیای واقعی را همانطور که هست، ببینیم و باور کنیم. 👓💡

تاثیر فرمول های ذهنی بر عملکرد ذهنی و جسمی 🧠✨
از بچگی عاشق کلوچه با چای بودم. 🍪☕ مادرم تو پختن کلوچههای خانگی مهارت خاصی داشت و همیشه چند مدل مختلف کلوچه در خانه بود. خوردن کلوچه با چای برای من یک لذت بینظیر بود!
اما در ذهنم فرمولی نادرست شکل گرفته بود: «کلوچه چاقکننده است.» 😔 این باور اشتباه نمونهای از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بود که مثل یک برچسب روی کلوچه چسبیده بود و هر بار که کلوچه میخوردم، مطمئن بودم دارم چاقتر میشوم.
وقتی رژیم میگرفتم، تلاش میکردم کلوچه نخورم، ولی به محض اینکه رژیمم تمام میشد یا عصبی میشدم، اولین چیزی که سمتش میرفتم همان کلوچه بود! 🍪😅
حتی وقتی از جلوی مغازه کلوچهفروشی رد میشدم و بوی کلوچهها به مشامم میرسید، ذهنم همزمان به لذت خوردن کلوچه و هم به چاقکننده بودنش فکر میکرد؛ نمونهای واضح از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی در زندگی روزمره.
این دو فکر متناقض، دقیقاً نتیجهی فرمولهای ذهنی اشتباهی بودند که در ذهنم ذخیره شده بودند. 💭⚔️
این تجربه نشون میده که فرمولهای ذهنی چقدر روی رفتار و حتی احساسات ما تاثیر میگذارند؛ طوری که حتی وقتی کاری نمیکنیم، فقط فکر کردن به آن موضوع، واکنشهای ذهن و بدن ما رو شکل میده.

تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی: داستان من و دوستم 🍪🧠
نکته جالب این است که یکی از دوستان متناسب من، درست مثل من عاشق کلوچه بود، اما هرگز باورهای ذهنی من درباره چاقکننده بودن کلوچه را نداشت! 🤔
نه تنها فرمولهای ذهنی ما درباره کلوچه فرق داشت، بلکه نحوه خوردنمان هم کاملاً متفاوت بود.
دوستم همیشه کلوچه را بعد از ناهار و فقط برای لذت بردن با چای میخورد، اما من سالها همین کار را تکرار میکردم، حتی زمانی که واقعاً سیر بودم! 🍽️🍪
او هر وقت کلوچه میخورد، میگفت: «من کلوچه خوردم، سیرم!» و دیگر غذای اضافه نمیخورد، اما من کلوچه را اصلاً به عنوان غذا حساب نمیکردم؛ فقط یک خوراکی خوشمزه بود که برای تفریح و لذت بردن میخوردم. 😋
ترکیب فرمول های ذهنی و تاثیر آن بر اضافه وزن ⚖️
فرمولهای ذهنی ما مثل قطعات یک پازل هستند که وقتی کنار هم قرار میگیرند، رفتار و احساس ما را شکل میدهند.
تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی بسیار مهم است و میتواند حتی روی کوچکترین انتخابهای غذایی ما اثر بگذارد.
من باور داشتم که کلوچه غذا نیست، بلکه فقط یک خوراکی خوشمزه و تفریحی است، اما همزمان باور داشتم که «کلوچه خاصیت چاقکنندگی دارد».
این دو باور با هم ترکیب شدند و باعث شد بارها کلوچه را حتی وقتی سیر بودم بخورم، و هر بار این باور تقویت شود که چاق شدن من طبیعی و اجتنابناپذیر است. 😞🍪
راهکار من در دوره «ورود به سرزمین لاغرها» 🎯
اولین قدم این است که هنرجوها یاد بگیرند فرمولهای چاقکننده ذهنشان را شناسایی کنند. اینجا دقیقاً همان جایی است که تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی خودش را نشان میدهد.
بعد از آن، فرمولهای صحیح و متناسبکننده را جایگزین کنند.
مثل اینکه عینک چاقی را از چشمان خود بردارند و به جای آن عینک تناسب اندام را بزنند! 👓💚
وقتی این کار را انجام دهید، به تدریج تجربه تناسب اندام در زندگیتان شروع میشود.
این اتفاق برای من و همه دوستانی که با اشتیاق و انگیزه مسیر آموزشی را طی کردهاند، رخ داده است. 🙌😊
چرا این فایل برای شما مفید است؟
در این فایل، تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به زبان ساده و روشن توضیح دادهام.
بعد از مطالعه این توضیحات، کاملاً متوجه میشوید که چطور فرمولهای ذهنی در نتایج زندگی شما نقش دارند.
این آگاهی به شما کمک میکند که در مسیر تناسب اندام، دقیقتر به فرمولهای ذهنی خود توجه کنید و برای تغییر آنها قدم بردارید. 🚀✨
✍️ تمرین آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی 📖
بارها تاکید کردهام که با رفع موانع ذهنی برای لاغر شدن میتوانید لاغر شوید. بنابراین شناسایی موانع ذهنی اهمیت بسیار زیادی دارد.
موانع ذهنی بر اساس فرمولهای ذهنی ایجاد میشوند، بنابراین برای شناسایی موانع ذهنی باید مهارت شناسایی فرمولهای ذهنی را کسب کنید. پس با دقت تمرینات مربوطه را انجام دهید.
ابتدا متن نوشتاری را مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات پاسخ دهید.
- درک و نگرش شما از تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی چیست؟ شرح دهید.
- مواردی از تاثیر فرمولهای ذهنی در جنبههای مختلف زندگیتان را نام برده و شرح دهید.
- تاثیر فرمولهای ذهنی در روند چاق شدن خود را شرح دهید.
- اگر از روشهای مختلف برای لاغر شدن استفاده کردهاید، تاثیر فرمولهای ذهنی در نتیجهای که کسب کردید را شرح دهید.
- آیا استفاده از روشهای قبلی برای لاغر شدن باعث تغییر فرمولهای ذهنی شما شدهاند؟
- لاغری با ذهن چگونه میتواند باعث تغییر فرمولهای ذهنی شما و تغییر نتیجه جسمی در شما شود؟
- درک خود از توضیحات ویدیوی آموزشی تاثیر فرمول های ذهنی بر چاقی را به صورت انشایی شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.21 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام استاد.خداقوت بهتون.سپاسگزار شما و سایتتون و فایلای ارزشمندتون هستم.سلامت باشید.
چندتا نکته برای خودم:
✓در واقع قبل از خوردن نان چاق تر شدن را می پذیرد و سپس نان می خورد.
✓نان خوردن باعث چاق شدن افراد نمی شود اما فکر کردن به چاق کننده بودن نان می تواند منجر به چاق شدن افراد شود
✓فرمول های ذهنی چاق کننده ذهن خود را شناسایی کنند، سپس فرمول های صحیح و متناسب کننده را چایگزین فرمول های قبلی کنند. به عبارت خیلی ساده عینک چاقی را از روی چشمان خود بردارند و عینک متناسب شدن را به جای آن روی چشمان خود قرار دهند.
✓سرعت بهبود بسیار بیشتر از سرعت تخریب
✓همه چیز رو بر اساس و به رنگ فرمول های ذهنیم میبینم
✓همه چیز رو داری از پشت عینک و فیلتر ذهنیت میبینی
✓با فرمول های صحیح به دنبال لاغر شدن باش
✓هر روز یک قدم فاصله گرفتن از چاقی و حرکت بسمت لاغری
✓باید موانع ذهنیو پیدا کنیم و فقط پامونو از رو ترمز برداریم
✓فرمول های ذهنی ما در اثر توجه مکرر ما به موضوعی خاص در اطرافمون، در ذهنمون ایجاد شدن.توجه ما اون موضوع رو تو زندگیمون گسترش داده و اطلاعات مشابه و تقویت کننده خودشو جذب کرده که ما ببینیم و باورمون قوی تر بشه .و همین باوری که ایجاد شده در نهایت کانون توجه مارو کنترل میکنه.
در لاغر شدن با ذهن ما میایم روی مسیر جدیدی تمرکز میکنیم.توجهمون رو میزاریم روی اگاهی ها و نتایجی که دقیقا مقابل باورهای قبلی ما در مورد تناسب اندام و جسممون هستن. و همین توجه و تمرکز ما روی مسیر جدید، با گذشت زمان باورهای جدیدی در ذهنمون میسازه که کانون توجه ما و فضای ذهنی مارو کنترل میکنه و میزاره روی خواستمون.
و همینطور در لاغر شدن با ذهن ما باورهای غلطمون رو شناسایی میکنیم و متوجه میشیم این باورها توجه و تمرکز مارو به چه سمت و سویی هدایت میکنن. ما اگاهانه سعی میکنیم ازین به بعد وقتی توجه ما به خاطر باورهای قدیمی میره به سمت و سوی خاصی و چیزایی که مناسب نیستن ،توجه و تمرکزمونو معطوف چیز دیگه کنیم. و مثل قبل غرق نشیم در اون توجه که اتفاقا حالمون رو در لحظه بد میکنه.
همینطور وقتی باورهای غلطمون رو شناسایی کردیم میایم توجهمونو میزاریم روی الگوهایی دقیقا برعکس باورها و نتایج خودمون هستن.
و متوجه هستیم چون ما کانون توجهمون به این سمت بوده و باور ما نا متناسب بودن بوده،نتایج ما اینطور رقم خورده.چون دقیقا در مقابل ما کسایی هستن با باورهای متفاوت که نتایج کاملا متفاوتی با ما دارن.
مثل کسایی که میان تو اینترنت مینویسن که من خیلی لاغرم و هرچی میخورم چاق نمیشم لطفا بهم کمک کنید و راهکار بدین.
مثل سایتایی که میان مینویسن راهکاری برای ژن لاغری وجود نداره و خیلی اوقات کاری از دست دکترا بر نمیاد و افراد لاغر میموند.
مثل کسایی که با تلاش و پرخوری یکم وزن اضافه میکنند و به محض رها کردن تلاششون وزن اضافه رو از دست میدن.
مثل کسایی که پنجاه سال عمرشونو در یک عدد وزنی مشخص بودن و اصلا چاق نشدن.
مثل کسایی که میان میگن ما باشگاه رفتیم و دکتر رفتیم، دارو و طب سنتی رو امتحان کردیم ولی بازم چاق نمیشیم.
مثل کسایی که از هر غذا و خوراکی که وجود داره _گوشت، سبزیجات، غلات، تنقلات ،کربوهیدرات و قند_ استفاده میکنند ولی همیشه لاغرن.
مثل کسایی که هرچی میخورن چاق نمیشن و خودشونم همیشه همه جا اینو بازگو میکنند.
و همینکه الگوهایی هستن که دقیقا بعد از ازدواجشون ،بعد از اینکه دکتر بهشون میگه این قرصی که دارم بهت میدم چاق کنندست ، بعد از اینکه اطلاعاتی دریافت میکنن از افرادی که قابل اعتماد جامعه هستن مبنی بر چاق کننده بودن مواد غذایی ، بعد از اینکه میشنون بعد از فلان سن ادم چاق میشه و این طبیعیه ،نتیجه جسمشون تغییر میکنه و چاق میشن. اینا همه نشون میده چاقی فقط مربوط به ذهن ماست.
کل این باورهای ما و عینک هایی که به چشممون زدیم و باهاشون دنیارو میبینیم به خاطر اطلاعاتین که ما کسب کردیم و به خاطر اون اطلاعات انتظارات در ما شکل گرفتن.
خود مادربزرگ من چون برنامه های پزشکی تلوزیون نگاه میکنه هرموقع که مثلا دستش یا کمرش درد میگیره میترسه بنده ی خدا و میگه اینا علائم سکتست.تو تلوزیون اینطور گفتن.همه اینا به خاطر اطلاعاته. بعد معلوم میشه یه چیز سنگین بلند کرده یا کار زیادی انجام داده روز قبلش.
خود من نسبت به بیماری خیلی تلقین پذیرم. تا یکی تو خونه سرمامیخوره نفر دوم منم که پشت سرش مریض میشم. درصورتی که بقیه چیزیشون نمیشه.
یه هم کلاسی داشتم دوران دبیرستان، لاغر بود ،ما اینو هر سال تو یک وزن و سایز مشخص میدیدیم. بعد از سه ماه تابستون تو مدرسه دیدیمش وزن اضافه کرده بود کاملا فرق کرده بود. فهمیدیم رفته پیشه دکتر که وزن اضافه کنه. تو سه ماه جسم این ادم اینقد تغییر کرده بود. دیگه دنبال این بود یه کاری کنه چاق تر نشه.
و جریان مثبت جهان خیلی سرعت بیشتری داره نسبت به جریان منفی. خود من همینکنه یه روز حالم خیلی خوبه و تمرکزم کنترل شدنست کلی اتفاقات خوب میفته، ادما یه توجه جدید و مهربانانه جدیدی بهم نشون میدن. یا مثلا یه جمله تاکیدی جدید که قبلا اصلا تکرارش نکرده بودم رو فقط یک روز درحد چند دقیقه تکرار میکنم نشونه هاش میان. یا بارها تجربه کردم وقتی به یه نکته مثبتی در خودم توجه میکنم دقیقا همون روز یا فرداش یه نفر از اون ویژگی من تعریف میکنه. پس افکار منفی و باورای نامناسب هستن ولی قدرت افکار مثبت و احساس خوب بسیار بیشتر از منفی هاست. سرعت بهبود و شفا و اتفاقت خوب بسیار بیشتر از سرعت تخریبه. چون جریان طبیعی جهان به سمت بهبوده.
جهان راحت پاسخ درخواستامونو میده. خیلی اوقات دلمون یه چیزی میخاد همون روز طرف میاد همونو برامون خریده بهمون میده.بدون اینکه ما کاری بکنیم و زور بزنیم. یا مثلا خیلی اوقات ما مهمونی که داشتیم من اومدم ذهنم که داشت میرفت سمت اینکه مهمونیو و پذیراییو و.. سخت کنه میگفتم همه چیز راحت و اسون پیش میره و واقعا همین میشد. بعد مهمونی میومدم مرور میکردم اتفاقات رو ، میدیدم حتی کسایی که معمولا همکاری نمیکنن اون روز همکاری کردن و من لازم نشد کار خاصی بکنم. همه کارارو همه باهم انجام دادن. و بقیه هم میگفتن چقد مهمونی سبک و راحت برگذار شد. یا خیلی اوقات یه سوالی برام پیش میاد و من ازش رد میشم و دیگه بهش فکر نمیکنم، بلافاصله یکی جوابشو میده یا حتی دارم از بغل کتابخونه رد میشم یه کتاب باز میکنم دقیقا جوابم تو همون صفحه خیلی عالی و واضح داده شده. اینارو یاد اوری میکنم که به خودم بگم سخت نکنم چیزیو .و اینکه همیشه اتفاقت مطابق انتظارات ما و کانون توجه ما رقم میخورن. تاثییر گذاری غذاها و نتایج جسم ماهم دقیقا همینطوره