سالها هر بار که یه رژیم یا ورزش تازه رو شروع میکردم، از همون روز اول یه استرس هم همراهم بود: «نکنه باز نتیجه نگیری و چاقتر بشی». چون چند بار همین اتفاق افتاده بود. هر بار شکست میخوردم، چند کیلو هم از قبل بیشتر میشدم. امروز میدونم کمبود اصلی من در اون سالها آرامش ذهنی در لاغری بود؛ چیزی که هیچ رژیمی بهم نداده بود.
این نوشته جلسه یازدهم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه دهم (نفرت از چاقی) دیدیم که نفرت از چاقی ما رو چاقتر میکنه. در این جلسه میخوام از نشونههای اولیهی این مسیر بگم و اینکه چرا آرامش ذهن، قدم اول لاغریه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🌱 اولین نشونهها کجا دیده میشن؟
کسایی که این جلسهها رو با علاقه دیدن و تمرینهاشون رو نوشتن، حتماً تغییراتی در فکر و حسشون دیدن. اولین نتیجه معمولاً یه آرامش نسبیه. ترس از چاقی کمرنگتر میشه و حس ولع به خوردن تغییر میکنه.
جالبه بدونی حتی ممکنه هنوز رفتار غذاییت عوض نشده باشه. مثلاً هنوز پرخوری کنی، ولی فرقش اینه که یه ماه پیش برات مهم نبود و حالا همون لحظه یه صدایی درونت میگه «نکن، اینجوری خوردن اشتباهه». این صدا یعنی فرمانهای ذهنت دارن عوض میشن. برای همینه که بعد از دیدن هر جلسه، تا دو سه روز حرفهاش در ذهنت مرور میشه. این مرور شدن خودش بخشی از کاره.

من ۳۵ سال اضافه وزن داشتم و تا ۱۳۵ کیلو هم رفتم. برای همین تقریباً هیچ رفتار و فکری از آدمهای چاق نیست که برام ناآشنا باشه. خیلی وقتها مثالهایی که میزنم، دقیقاً همون چیزیه که تو هم تجربه کردی. چون نحوهی چاق شدن همهی ما شبیه همه. بنابراین نحوهی لاغر شدن هم میتونه شبیه باشه. وقتی من و این همه از اعضای سایت از این مسیر نتیجه گرفتیم، تو هم میتونی؛ به شرطی که رهاش نکنی.
🌳 درخت ناتوانی و نهال تناسب
هر کدوم از ما سالها با اضافه وزن زندگی کردیم و ضربههای زیادی ازش خوردیم؛ روی اعصابمون، اعتماد به نفسمون و موفقیتهامون. برای همین در ذهنمون یه درخت تنومند به اسم «ناتوانی» رشد کرده. حالا با این جلسهها و تمرینها، یه نهال تازه به اسم «تناسب» کاشتیم که باید با تکرار و استمرار رشد کنه.
خبر خوب اینه که این نهال خیلی سریعتر از اون درخت رشد میکنه. چون چاق شدن برخلاف طبیعت بدن و خلقت خداونده و لطف خدا بوده که روندش اینقدر کند بوده. ولی متناسب شدن همجهت با طبیعت بدنه؛ بنابراین وقتی موانع ذهنی برداشته بشه، سرعتش خیلی بیشتره.
⚖️ چاقی یا اضافه وزن؟
خیلیها فکر میکنن چاقی و اضافه وزن یکیان. ولی در لاغری با ذهن این دو تا رو از هم جدا میکنیم. چاقی مجموعهای از فرمولهاییه که در ذهن ما ذخیره شده. اضافه وزن نتیجهی فعال شدن همین فرمولهاست؛ یعنی همون چیزی که در آینه میبینیم، موقع لباس پوشیدن حس میکنیم و روی ترازو میخونیم.
اشتباه ما این بود که سالها با اضافه وزن جنگیدیم، چون اون رو با چشم میدیدیم. ولی موضوع اصلی چاقی بود که در ذهن ما جا خوش کرده بود. تا وقتی فرمولها عوض نشن، جنگیدن با نتیجه فایدهای نداره.

📟 ترازو، ترموستات ذهنت رو تنظیم میکنه
بعضی از اعضای سایت میگن روزی سه چهار بار خودشون رو وزن میکنن. هر بار که روی ترازو میری و با دیدن عدد حالت بد میشه، ترموستات ذهنت رو روی همون عدد تنظیم میکنی. ذهن ما هم همیشه میخواد پیشرفت کنه و به سمت «بیشتر» بره؛ بنابراین تمام تلاشش رو میکنه که اون عدد رو بالاتر ببره. دیدی که در چاقتر کردن ما خیلی هم موفق بوده.
🔁 لاغری هم مثل هر مهارتی تکرار میخواد
اگه فکر میکنی با یه بار دیدن این ۱۱ جلسه متناسب میشی، بعیده چنین اتفاقی بیفته. هر آموزش ذهنی تکرار میخواد. برای یاد گرفتن ساز، خیاطی، رانندگی یا یه زبان خارجی هم کسی با یه بار شنیدن استاد نشده. ولی وقتی تمرین کردی و در ذهنت ثبت شد، دیگه فراموش نمیشه. لاغری هم یه هنره. باید جلسهها رو بارها ببینی، هر بار مثل روز اول یادداشت برداری و تمرینها رو بنویسی.
همزمان که داری به ذهنت اطلاعات درست میدی، یه صدای دیگه هم کار خودش رو میکنه: «نمیشه. دو روز حالت بهتر بود، که چی؟ تو همون آدم چاقی هستی که بودی». اگه به این نجوا پر و بال بدی و حالت رو بد کنه، خیلی راحت زحمتت رو از بین میبره. پس حواست به نجواهای ذهنت باشه و گولشون رو نخور.
🕊️ آرامش ذهنی در لاغری قدم اوله
خیلیها برام مینویسن «من پرخوری عصبی دارم، به نظرت نتیجه میگیرم؟». جواب من اینه که اول باید همون کلمهی «عصبی» برطرف بشه. کسی که اعصابش به هم ریختهست و با هر چیزی ناراحت میشه، هر چقدر برای لاغری تلاش کنه، فایدهای نداره. بنابراین اول ذهن باید آروم بشه، شادی درونی برگرده و آدم کنترل افکار منفیش رو یاد بگیره. بعد جسم خودبهخود در مسیر تناسب قرار میگیره. یعنی آرامش ذهنی در لاغری شرط اول این مسیره، نه یه چیز اضافه.
برای همینه که میگم لاغری با ذهن فقط برای لاغری نیست. خیلی از اعضای سایت به خاطر لاغر شدن شروع کردن، ولی میبینن رابطههاشون بهتر شده، حالشون عوض شده و آرامش بیشتری دارن. اصلاً جسم مرحلهی آخره؛ چیزهای مهمتری که به دست میاری بیشتر درونیان.
😋 هیچکس با گریه چاق نشده
من اعتقاد دارم همهی ما از چاق شدن لذت بردیم. خودم وقتی یه عروسی در پیش داشتیم، از دو سه روز قبل پرسوجو میکردم که شامش چیه. اگه میشنیدم سلفسرویسه، دیگه تا اون شب رویا میبافتم. چاقی خیلی آروم و با لذت به وجود اومد و برای همین متوجهش نشدیم. رنجش وقتی خودش رو نشون داد که فشارهاش زیاد شد.
تمام هدف من اینه که لاغر شدن رو اونقدر لذتبخش کنم که تلافی اون سالهای رنج دربیاد. وقتی متناسب میشی، انگار آزاد میشی. هر وقت بخوای استخر میری، هر لباسی بخوای انتخاب میکنی، همهی مغازهها سایزت رو دارن و رنگ مورد علاقهت همهجا هست. اگه میخوای این مسیر رو با تمرینهای کامل ادامه بدی، دوره ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: درک خودت از لاغری با ذهن ✨
اگه واقعاً بفهمی لاغری با ذهن چطور کار میکنه، دیگه نه عجله میکنی، نه ناامید میشی. جواب این سؤالها رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس:
📌 مرحله اول: چی فهمیدی؟
- به زبون خودت بنویس لاغری با ذهن چیه و چطور به لاغر شدن کمک میکنه.
- فرقش با روشهایی که قبلاً امتحان کردی چیه؟
- به نظرت فرق «چاقی» و «اضافه وزن» چیه؟
📌 مرحله دوم: چی تغییر کرده؟
- از وقتی با این جلسهها آشنا شدی، چه تغییری در فکر، حس یا رفتارت دیدی؟ حتی یه صدای کوچیک که میگه «نکن».
- در روشهای قبلی چه چیزهایی رو از دست دادی؟ مثلاً آرامش، شادی یا اعتماد به نفس.
- در این مسیر تا الان چه چیزی به دست آوردی؟
📌 مرحله سوم: نجواهات رو بشناس
- بنویس ذهنت این روزها چه جملههایی بهت میگه که میخواد منصرفت کنه.
- جلوی هر کدوم، یه جملهی آروم و امیدوارکننده بنویس.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد و آخر این دوره (قسمت دوازدهم: استمرار در مسیر لاغری) میبینیم چرا استمرار از سرعت مهمتره.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
🎧 نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
۱. آرامش ذهنی در لاغری یعنی چی؟
یعنی قبل از هر تغییری در غذا خوردن، ذهنت آروم بشه، ترس از چاقی کم بشه و افکار منفی رو مهار کنی. در لاغری با ذهن این آرامش شرط اول مسیره و جسم بعد از اون تغییر میکنه.
۲. هنوز پرخوری میکنم؛ یعنی این روش برای من جواب نمیده؟
نه لزوماً. اگه موقع پرخوری صدایی درونت میگه «نکن» یا دیگه مثل قبل برات بیاهمیت نیست، یعنی فرمانهای ذهنت دارن عوض میشن. با تکرار جلسهها کمکم رفتار هم تغییر میکنه.
۳. فرق چاقی و اضافه وزن چیه؟
چاقی مجموعهای از فرمولهای ذهنیه و اضافه وزن نتیجهی فعال شدن اون فرمولها. جنگیدن با اضافه وزن بدون تغییر فرمولها فایدهای نداره.
۴. چرا وزن کردن مداوم به ضرر ماست؟
هر بار با دیدن عدد ترازو حالت بد میشه، ذهنت روی همون عدد تنظیم میشه و چون همیشه به سمت «بیشتر» میره، تلاش میکنه اون عدد رو بالاتر ببره.
امتیاز 4.31 از 172 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!













نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزيز عطار روشن گرامي
از شما بي نهايت براي تهيه اين فايل هاي تصويري سپاسگذارم
به چه نكته ي جالبي اشاره كرديد
من هنوز پر خوري ميكنم اما همون موقع كه دارم پرخوري مي كنم يك صدايي توي سرم ميگه اين كار درست نيست
استاد من هم اين صدا رو زياد ميشنوم توي اين مدت ، اما فكر ميكردم اين صداي شيطانه و ميخواد به من بگه برو سراغ يك رژيم لاغري
ولي شما گفتيد كه تغيير فرمول هاي ذهني باعث اين صداهاست
انقدر صداها براي من زياد هست كه توي هفته گذشته كه رفتم خريد هفتگي براي خونه ، خوراكي هايي كه در نظرم چاق كننده بود رو نخريدم…
خريد زياد كردم ، اما نكته اش اين بود كه قاتي پاتي نخريدم
به نظر خودم چيزهايي خريدم كه اگر به اندازه خورده بشه باعث چاقي نميشه
مثلا تنقلات زيادي نخريدم…يك نوع چيپس خريدم اونم براي يك غذاي مكزيكي خريدمش نه براي اينكه به عنوان تنقلات بين روز خورده بشه …
ميوه زياد نخريدم
سبزيجات زياد خريدم
گوش و مرغ زياد خريدم
آبميوه نخريدم
و حتي نشستم برنامه غذايي نوشتم تا دو هفته آينده چه غذاهايي درست كنم
اينم به خاطر فايل شماره هشت بود كه گفتيد ديگه تمركزتون رو برداريد از روي مواردي كه دعوت ميكنيد چاقي رو …من توجهم روي كانال هاي آشپري بود
گفتيد، ديگه به چيزهايي كه باعث ميشه شما بريد دنبال خوردن هاي متنوع رو استوپ كنيد و به جاش دنبال اطلاعاتي باشيد كه به تناسب اندام شما كمك ميكنه
من اومدم تصميم گرفتم براي دو هفته آينده بنويسم چيا ميخوام درست كنم و براش خريد كردم
چرا؟
چون ميخواستم كلا ديگه ذهنم رو رها كنم از فكر كردن به چي بخورم چي بخورم هر روز
در اين بين صداهاي توي سرم هم آروم ننشست و هي ميگفت استاد گفته توجه نكنيد به غذاها …بعد تو رفتي براي دو هفته آينده ليست نوشتي
اما من خودمو ميشناسم
ميدونم اگر برنامه ريزي نكنم ممكنه از مسير خارج بشم و دچار ولع بشم
الان كه تا دو هفته آينده برنامه دارم خيلي راحت تر ميشينم و تمريناتم رو انجام ميدم
استاد چقدر جالب گفتيد براي ترموستات ذهن براي چاق تر شدن
من از وقتي وارد اين سايت شدم ديگه روي ترازو نرفتم
توي نظرات بچه ها متوجه شدم كه روش اين سايت اينطور نيست كه بريم روي ترازو
واسه همين اصلا نرفتم روي ترازو
و الان برخوردم به اين فايل كه توضيح داديد رابطه ترازو و باور ذهن من رو .
هر وقت ميرم روي ترازو طبق قانون انتظار من انتظار وزن بالا رو داشتم
و ترازو هم عدد بالاتر به من نشون ميداد
استاد مثال درخت رو زديد براي چاقي و لاغري
دقيقا اين مثال دو روز پيش از ذهن منم گذشت
وقتي حس كردم وزنم بالاتر رفته
اونم از روي لباسام متوجه شدم
به خودم گفتم من يك درخت تنومند از مهمان ناخوانده در خودم دارم
اون درخت ميخواد درخت كاج باشه
ميخواد درخت چنار باشه
ميخواد يك درخت كاكتوس بزرگ باشه
در هر صورت سايه داره
و همين سايه حتما ميوفته روي بذر لاغري من و از اين امر فراري نيست
من فقط بايد از بذر لاغريم مراقبت كنم
بايد توجهم رو بزارم روي بذر لاغريم
طبق قانون به هر چي توجه كنم از همون جنس وارد زندگيم ميشه
توجهم رو از روي درخت مهمان ناخوانده برميدارم
بهش توجه نميكنم تا خودش بار و بنديلشو ببنده بره جاي ديگه
خبر خوب اينكه، بذر لاغري خيلي رشد سريعي داره چون بر خلاف چاقي ، كه مسير طبيعي بدن نيست …مسير لاغري و تناسب اندارم ، مسير طبيعي بدن هست و تمام سلول هاي ما اون مسير طبيعي رو بلدن
ما با بدنمون مثل يك ماشيني رفتار كرديم كه دنده عقب ميبرديمش….در هر صورت ماشين دنده عقب ميره، اما هر كي با ماشين دنده عقب رفته باشه ميدونه من از چه سختي و استرسي دارم حرف ميزنم …..شما فك كن بخواهي يك خيابون طولاني رو دنده عقب بري…درسته كه ميرفتيم و در حركت بوديم…ولي به چه قيمتي
ما با بدن همين كارو كرديم…چيزيكه طبيعت بدن ما بوده ، مسير مستقيم بوده ولي ما دنده عقب برديمش
حالا كه ما ماشين بدن رو ميندازيم توي جاده و ميگيم مستقيم برو ..تصورش هم لذت بخشه كه بعد از اون مسير طولاني دنده عقب …الان مستقيم رفتن چقدر لذت بخشه
من هفته اول خيلي خيال بافي كردم و گفتم سر يك ماه من كلي لاغر ميشم چون ذهن من خيلي قويه
ولي رفته رفته اون عجله از من گرفته شد و پذيرفتم كه ذهن من زمان لازم داره و اين رو مديون آموزش هاي شما و اين سايت هستم
استاد لذت بردم از انرژي بالاي شما در اين فايل
دوست دارم ساعت ها بشينم فقط انرژي بالاي شما رو در اين فايل ببينم
وقتي اين فايلتون رو دو بار پشت سر هم ديدم …جمله هايي از شما كه ازتون شنيده بودم توي سرم در حركت بود
پررنگ ترين جمله اي كه توي سرم چرخيد اين بودش كه گفته بوديد…شما براي تغيير خودتون ارتش يك نفره به پا كرديد
اشتياق شما رو توي اين فايل همراه كردم با اون جمله تون ..و هي تحسينتون كردم كه چطور خودتون تونستيد به خودتون همچين انرژي اي تزريق كنيد كه اينطوري جلوي ما حاضر ميشيد
تمام قد تشويقتون ميكنم
اميدوارم شاگرد خوبي باشم و ازتون ياد بگيرم
بي نهايت سپاسگذار خداوند هستم كه در اين برهه از زندگيم دارم از زبان شما پيام خدا رو ميشنوم