0

تاثیر باورهای ذهنی بر رفتار و سرنوشت (گام ۱۱۹)

تاثیر باورهای ذهنی
اندازه متن

🌱 تا حالا شده بخوای یه رفتار رو تغییر بدی، مثلاً کمتر شیرینی بخوری یا منظم ورزش کنی، اما ذهنت مدام بزنه زیر قول و قرارا؟ 😩

شاید فکر کنی اراده‌ت ضعیفه یا انگیزه‌ت کمه، اما واقعیت یه چیز دیگه‌ست…

همه‌چیز از یه جای پنهونی داره هدایت می‌شه: باورهای ذهنی ما! 🧠✨

این باورها مثل برنامه‌های مخفی هستن که بدون اینکه متوجه بشیم، تصمیم‌هامون رو کنترل می‌کنن.

توی این مقاله قراره با هم کشف کنیم تاثیر باورهای ذهنی روی رفتار، عادت‌ها و حتی فرم بدن‌مون دقیقاً چطوره.

🧠 رفتارهای ما از کجا میان؟ 🤔

🔑 تاثیر باورهای ذهنی از همون روزای اول تولد شروع می‌شه.

وقتی یه نوزاد به دنیا میاد، برخلاف تصور خیلیا، یه صفحه سفید نیست. اون با خودش یه‌سری برنامه‌ی پیش‌فرض داره؛ مثل گرسنه‌شدن، مکیدن، یا حتی جیغ زدن برای درخواست توجه.

تاثیر باورهای ذهنی

اینا همون غریزه‌ها هستن که پایه‌ی عملکرد ذهنی ما رو تشکیل می‌دن. 🍼👶

ولی ماجرا از اینجا جالب‌تر می‌شه…

🧠 بچه‌ها مثل ضبط‌صوت هستن. هر چیزی که اطرافشون گفته بشه، هر رفتاری که ببینن، آروم‌آروم در ذهنشون حک می‌شه.

از اینکه کی غذا بخورن، تا اینکه چطور با ترس یا خوشحالی مواجه بشن. این الگوهای تکراری، همون باورهای ذهنی ما می‌شن. 🎞️

👨‍👩‍👧‍👦 مثلاً اگه مادری همیشه موقع ناراحتی به سمت غذا بره، بچه‌اش یاد می‌گیره که خوردن یه راه مقابله با احساساته.

یا اگه پدر دائم از گرونی و بی‌پولی حرف بزنه، کودک یاد می‌گیره که زندگی همیشه پر از کمبود و ترسه. اینا شوخی نیستن؛ تاثیر باورهای ذهنی از همون سنین پایین به‌شدت عمیقه.

📌 به‌همین خاطره که وقتی بزرگ می‌شیم و مثلاً می‌خوایم رژیم بگیریم، یا رفتاری رو تغییر بدیم، با یه مانع نامرئی روبه‌رو می‌شیم. اون مانع، همون فرمول ذهنیه که سال‌هاست باهامونه.

مثل یه دیوار شیشه‌ایه که نمی‌بینیمش اما مدام باهاش برخورد می‌کنیم.

🌀 مثلاً فردی که سال‌ها با باور «من هر وقت ناراحتم باید یه چیزی بخورم» زندگی کرده، حتی اگه هزار بار رژیم بگیره، ته دلش هنوز اون فرمول فعاله. و اینجاست که دوباره به پرخوری برمی‌گرده،
چون ذهنش می‌خواد طبق برنامه‌ی قدیمی خودش عمل کنه.

تاثیر باورهای ذهنی

چرا رفتارهای ما این‌قدر تکراری‌ان؟ 🔁

تا حالا به این فکر کردی که چرا بیشتر کارهایی که انجام می‌دیم، همیشه یه جور مشخصه؟

از مدل غذا خوردنمون گرفته تا عکس‌العمل‌هامون وقتی ناراحت یا خوشحال می‌شیم… همه‌چی انگار طبق یه فیلمنامه از پیش نوشته شده‌ست. 🎬

🧠 دلیلش واضحه: ما داریم طبق باورهای ذهنی‌مون زندگی می‌کنیم. اون باورهایی که در بچگی از اطرافیانمون یاد گرفتیم و سال‌هاست با تکرار، توی ذهنمون حک شدن.

این باورها، مثل نرم‌افزارهایی هستن که روی مغز ما نصب شدن و هر روز دارن اجرا می‌شن.

📌 مثلاً فردی که از بچگی شنیده «باید غذاتو تا ته بخوری چون حیفه»، حتی وقتی سیر هم باشه، ناخودآگاه بشقابشو تمیز می‌کنه. نه چون گرسنه‌ست، بلکه چون تاثیر باورهای ذهنی اون رو به این رفتار وادار می‌کنه. 🍽️

📊 بر اساس یک پژوهش علمی منتشرشده در Frontiers in Psychology، بیش از ۹۰٪ تصمیمات روزانه ما تحت تأثیر ناخودآگاه و باورهای ذهنی شکل می‌گیرن. مشاهده مقاله علمی 🔗

👈 یعنی فقط ۱۰٪ از وقت‌هایی که تصمیم می‌گیریم، اون تصمیم از اراده و فکر آگاه ما میاد. بقیه‌اش؟ فقط اجرای فرمول‌های قبلیه! پس اگه فکر می‌کنی بارها تصمیم گرفتی لاغر بشی، ولی نشد، بدون که مشکل از اراده‌ت نیست… مشکل از تاثیر باورهای ذهنی ریشه‌داره!

🌀 تا وقتی فرمول‌های ذهنی عوض نشن، رفتارها هم عوض نمی‌شن. و تا وقتی رفتارها همون باشن، نتیجه‌ها هم تکراری می‌مونن. این یعنی چرخه‌ی بی‌پایان شکست، سرزنش، رژیم، شکست دوباره… 😔🔄

سرنوشت

🎯 سرنوشت‌ ما، دست کیه واقعاً؟

بعضی وقت‌ها وقتی از کسی درباره اضافه‌وزن یا شرایط زندگی‌ش می‌پرسی، با یه جمله روبه‌رو می‌شی که خیلی تکراریه:

✍️ «قسمتم همینه»،

👐 «خدا خواسته چاق بمونم»،

😔 «سرنوشتم این بوده که همیشه درگیر پرخوری باشم».

ولی بذار یه چیز مهم رو خیلی صادقانه بهت بگم:

🔍 تاثیر باورهای ذهنی در شکل‌گیری سرنوشت خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر می‌کنی.

🎥 تصور کن زندگی‌ت مثل یه فیلم باشه و تو هم بازیگر اصلیش. اما نکته اینجاست که فیلمنامه‌ی این فیلم هر روز توسط باورهای ذهنی تکراری نوشته می‌شه.

یعنی چی؟ یعنی رفتارهایی که هر روز و هر لحظه ازت سر می‌زنه – از اینکه چی بخوری، تا اینکه چطور فکر کنی – همه از روی اون باورهای قدیمی توی ذهنت دارن اجرا می‌شن.

🧠 مثلاً اگه ذهن تو باور کرده باشه که “من همیشه در رژیم شکست می‌خورم”، حتی اگه بهترین رژیم دنیا رو بگیری، آخرش برمی‌گردی سر نقطه‌ی اول. چون اون فیلمنامه‌ی ذهنی هنوز عوض نشده!

📌 پس اگه دنبال تغییر سرنوشت هستی، اول باید بری سراغ اون برنامه‌ریز اصلی یعنی تاثیر باورهای ذهنی. چون:

✅ سرنوشت ما = مجموعه‌ای از رفتارهای تکرارشونده

✅ رفتارهای ما = نتیجه‌ی مستقیم تاثیر باورهای ذهنی

💡 حالا فکر کن بخوای این چرخه رو تغییر بدی. باید از کجا شروع کنی؟ نه از اراده‌ی لحظه‌ای!

بلکه باید بری سراغ اون باورهایی که باعث شکل‌گیری رفتار می‌شن.

📎 یعنی:

تغییر سرنوشت = تغییر رفتارها = بازنویسی باورهای ذهنی

تاثیر باورهای ذهنی

چرا بعضی روزها چاق‌ترمون می‌کنن؟ 🎉🍩

تا حالا دقت کردی بعضی روزها یا مناسبت‌ها مثل یه ماشه عمل می‌کنن؟ مثلاً همین ایام نوروز یا ماه رمضان… هنوز نیومده، استرس می‌گیری که وای الان دوباره چاق می‌شم! 😰

ولی مگه نوروز یا رمضان خودشون چاق‌کننده‌ان؟

نه عزیز دلم… اون چیزی که باعث این اتفاق می‌شه، تاثیر باورهای ذهنی ماست. 🧠💣

📦 تو ذهن خیلی از ماها یه فایل مخصوص ایام خاص وجود داره. مثلاً:

  • نوروز = شیرینی، آجیل، مهمونی = چاقی 😬
  • رمضان = روزه گرفتن + پرخوری بعد افطار = چاقی 🥱
  • تعطیلات تابستونی = تنبلی + بستنی = چاقی 😅

💡 وقتی ذهن این «فرمول‌ها» رو باور کنه، بدون اینکه متوجه باشی، خودش شروع می‌کنه به آماده‌سازی بدن برای چاق شدن. یعنی تاثیر باورهای ذهنی سبب میشه رفتارهایی نشون می‌دی که نتیجه‌ش دقیقاً همون چیزی می‌شه که باور کردی.

📌 مثلاً اگه توی ذهن ناخودآگاهت این باور تثبیت شده که «هر سال عید چاق‌تر می‌شم»، حتی اگه امسال شیرینی نخوری، بازم یه جوری شرایط می‌چینه که چاق بشی! چون ذهن دنبال اثبات درسته بودن فرمول‌های خودشه. 😵‍💫

📚 یکی از هنرجوهای ما نوشته بود:

«من ۱۰ ماه رژیم گرفتم، ورزش کردم، وزن کم کردم… ولی فقط توی ۲ هفته عید، همه‌ی اون کاهش وزن رفت روی هوا. بعد متوجه شدم که ذهنم از قبل باور داره که “عید = چاقی”. پس ناخودآگاه رفت سراغ همون نتیجه!»

🔍 این همون تاثیر باورهای ذهنیه که تو شرایط خاص فعال می‌شه. چون برای ذهن فرقی نداره واقعیت چیه؛ اونی که باوره، همونه که اتفاق می‌افته.

✨ خوبی ماجرا چیه؟

اینه که با شناسایی این باورها و تغییرشون، می‌تونی برای همیشه این دکمه‌ی خودکار چاقی در مناسبت‌ها رو خاموش کنی! مثل بچه‌هایی که با دوره‌ی «۱۳ گام تا ۱۳ بدر» کار کردن و برای اولین بار، نوروز رو با آرامش و بدون اضافه‌وزن گذروندن. 😍🌸

🎯 راه‌حل عملی – دوره‌ی «۱۳ گام تا ۱۳ بدر»

تا حالا دقت کردی بعضی از ایام سال، یه‌جورایی انگار همیشه با اضافه‌وزن همراهه؟

🍩 نوروز = سفره‌ی رنگارنگ و بی‌انتها

🍽️ رمضان = افطارهای پُر از وسوسه

🏖️ تعطیلات تابستونی = رها شدن همه‌ی قوانین خوردن

ولی چرا این اتفاق هر سال تکرار می‌شه؟ چون پشتش یه چیز پنهان هست:

📌 تاثیر باورهای ذهنی که از قبل توی ذهن ما کُد شدن.

باورهایی مثل:

– «عید اومده، ولش کن، حالا وقت خوش‌گذرونی و خوردنه»

– «رمضان تموم شد، حالا جایزه‌مه بخورم»

– «تو تعطیلات رژیم بی‌معنیه»

🧠 اینا دقیقاً همون تاثیر باورهای ذهنی هستن که باعث تکرار رفتارهای چاق‌کننده می‌شن. یعنی ما خودمون با دست خودمون، سرنخ رو می‌دیم دست ذهنمون تا باز هم همون مسیر همیشگی رو بره.

اما خبر خوب اینه که:

🔑 هر فرمول ذهنی، قابل شناسایی و بازنویسیه.

✨ دوره‌ی «۱۳ گام تا ۱۳ بدر» دقیقاً برای همین طراحی شده. یه دوره‌ی کاربردی و قدم‌به‌قدم که بهت کمک می‌کنه:

✅ اول بفهمی پشت رفتارهای چاق‌کننده‌ی تکرارشونده‌ات چه باور ذهنی خوابیده.

✅ بعد با تمرین‌های ساده و قابل اجرا، اون باورها رو تغییر بدی.

✅ و در نهایت، با ایجاد واکنش‌های رفتاری تازه، بدنت رو هم به مسیر لاغری ذهنی دعوت کنی.

تو این دوره یاد می‌گیری که همون لحظه وایستی، فکر کنی، و یه مسیر جدید بسازی. و این یعنی شروع یک زندگی جدید.

🌿 تاثیر باورهای ذهنی فقط یه عبارت قشنگ نیست؛ واقعیه! و تو این دوره قراره عملاً درک کنی که ذهن تو چطور روی وزنت، اشتها، انتخاب‌هات و حتی حال و هوای روزانه‌ات تأثیر می‌ذاره.

📦 پس اگه از چرخه‌ی «چاقی در ایام خاص» خسته شدی، وقتشه این بار یه راه‌حل ذهنی رو امتحان کنی.

🧭 «۱۳ گام تا ۱۳ بدر» همون مسیریه که کم‌کم تو رو به سمت سبک‌زندگی جدیدی هدایت می‌کنه.

✍️ بخش آخر: شناسایی و اصلاح تاثیر باورهای ذهنی

👋 حالا نوبت توئه!

تا حالا شده در ایام خاصی مثل نوروز، رمضان یا تعطیلات، احساس کنی اضافه‌وزن گرفتی یا پرخوری کردی؟ یا حتی شده استرس و نگرانی بابت همین ایام داشته باشی؟

🧠 چه باورهایی در ذهنت هست که همیشه تو رو به سمت این رفتارها می‌کشونه؟ آیا فکر می‌کنی تاثیر باورهای ذهنی واقعیت داره؟

اگر تجربه استفاده از دوره‌ی «۱۳ گام تا ۱۳ بدر» یا هر دوره‌ی مشابهی داری، مشتاقیم داستان‌ت رو بشنویم! چه تغییراتی در ذهنت و بدنت دیدی؟ چه چالش‌هایی داشتی؟ و چطور از پسشون برآمدی؟

💬 اینجا جای امنی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات، سوالات و نگرانی‌هات هست. با نوشتن و مشارکت، نه تنها خودت راه بهتری پیدا می‌کنی، بلکه به بقیه هم انگیزه و امید می‌دی.

🌟 یادت باشه، تغییر با قدم‌های کوچک شروع می‌شه، و اینجا مکانی برای شروع و ادامه‌ی این مسیره!

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.46 از 50 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=32668
18 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 532 کلمه

                 “ به نام خداوند بخشنده ی مهربان ”

      درود و سلام ؛

      گام هفتاد و هفتم : تاثیر افکار بر رفتار ؛

      امروز ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ به لطف و یاری معبودم توانستم گام هفتاد و هفتم را بر دارم ، معبودا سپاس .

      تقریبا همه کسانی که اضافه وزن دارند و چاق هستند نزدیک به ایام خاصی مانند ایام نوروز ،ماه رمضان ، شب چله و … این انتظار را از خود دارند که چاق تر می شوند و چون این باور در ذهن آنها وجود دارد که در این ایام چاق تر می شوند پس حتما آن را تجربه خواهند کرد .

      رفتارهای ما تحت تاثیر فرمول هایی است که از طریق الگو گرفتن از اطرافیان در ذهن ما ایجاد شده اند و به همین دلیل است که زمانی که با نتیجه ی رفتار خود مواجه می شویم و احساس رضایت نداریم به سادگی نمی توانیم رفتار خود را تغییر دهیم .بسیاری از انسان ها عقیده دارند که سرنوشت و تقدیر آنها از قبل توسط خداوند نوشته شده است و دیگر فایده ای ندارد که برای تغییر شرایطی که در آن قرار دارند تلاش کنند چون قدرت خداوند از قدرت آنها بیشتر است اما این باور درست نیست چون خداوند عزوجل به انسان ها اختیار و انتخاب داده است که خودشان زندگی را که دوست دارند برای خود به وجود آورند و به وجود آمدن هر شرایطی برای انسان به دلیل تکرار کردن رفتارهایی است که آموخته اند و مدام آنها را تکرار می کنند نه تقدیر و سرنوشت از قبل تعیین شده .

      سرنوشت یا وضعیت ما در زندگی بر اساس رفتارهای تکرار شونده تعیین می شود و به همین دلیل است که تصمیمات مقطعی برای تغییر رفتار یا اتخاذ تصمیمات جدید برای مدت کوتاه تاثیری دائمی در تغییر سرنوشت ندارد چون سرنوشت بر اساس افکار و رفتارهای تکرار شونده در طولانی مدت رقم می خورد .

      افکار در ذهن ما تبدیل به تصاویر ذهنی در مغز می شوند و تصاویر ذهنی به دستورالعمل هایی قابل اجرا برای جسم برای تبدیل شدن به آن تصویر تبدیل می شوند .

      در ذهن افراد چاق فرمول های متعددی بنا بر شرایط مختلف وجود دارد به همین دلیل است که برخی از افراد چاق در ایام نوروز چاق تر می شوند ، برخی دیگر در ایام ماه رمضان چاق تر می شوند و عده ای در دورانی که ساعات زیادی مشغول درس خواندن هستند و … 

      روزهای ایام نوروز ، ماه رمضان و … هیچ تفاوتی با روزهای دیگر سال ندارند اما ایجاد شدن فرمول های ذهنی مرتبط با این ایام در ذهن افراد چاق منجر به چاق تر شدن آنها در مواجه شدن با این ایام می شود .

      پس برای متناسب شدن و لاغری باید فرمول ها و باورهایی را که در طول سالیان سال با تکرار مداوم و همیشگی آنها باعث اضافه وزن و چاقی خود شده ایم را پیدا و کشف کنیم و با تکرار کردن و تبدیل به عادت رفتاری خود کردن باورها و فرمول های درست و لاغر کننده ،ذهن خود را برای لاغر شدن و تناسب اندام دوباره برنامه ریزی کنیم و بر اساس برنامه ریزی جدید مغز و ذهن ما شروع به عمل کنند و در نهایت ما به راحتی و آسانی متناسب و لاغر شویم .

      “ یا حق ” 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۱/۱۱ ۲۰:۳۲
      مدت عضویت: 1306 روز
      امتیاز کاربر: 85901 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 529 کلمه

                سلام براستاد مسیر تناسب فکری

       اره تناسب فکری نه جسمی جون تاحلا همه ما تلاش داشتیم برای کم کردون حسم  وتناسب جسم در صورتی که اصلا جسم تناسب از فکر گرفته میشه نه از  خود جسم کاربر عکس انجام میدایم 

      تمام رفتارهای ماساخته شده ذهن هست نه جسم 

      تو مسیر که قرار میکیری رفتلرهای که تو ذهن ساخته شده بودن د مسیر رو میتونه دلچسب ویا خسته کننده کنه باره ما بهشما مسافرت کردیم پیش فرضهاما در این مسیر همیشه شلو قی جاده هستیا از دیگران که گرفتار این ترافیگ سدن ویا خودمون تو چند مرتبه که کرفتار شدیم این حس رو به ما داده که حرکت تو مسیر شمال مساوی با ترافیگ الکوی  ذهن در ذهن ما قرار کرفتن توجاده شمال هیچ راهی جز غذاب قار کرفتن تو ترافیک 

      اینا الگوی رفتاری که تو ذهن ماقرار گرفته 

      باز شدن اتوبان تهران شمال که باز گشایی شد همین میسررو ما دوباره تجربه کردیم ولی با الگویی قدبمی ولی چون تغییر در جاده بوجود امده بود تصورما کامل با قبل فرق داشت

      ویی الکویی جدید در ذهن مابوجود اورد همون ماسفت ولی با یی میسر حدید نتیجه کلی با قبل فرق داشت 

      الکوی رفتایی ما افرادچاق یی سری رفتارهاز تکرار شونده که طی ساله تکرا شده واز تغییر درش وحود نداره درصد کمی از توانایی مغز خودمون استفاده میکنیم 

      زندیگی ما افراد چاق براساس تصمیاتی که الکویی توذهن داریم رقم میخوره نه تصمییم جدید 

      بعضی افراد پش فرضسو چاق شدن در عید ودر ما رمضان هست چون در اون فضا قرار میگیرن دچاراضافه وزن میشن ولی د رخود من این مسلئه ماه رمضان بر عکس عمل میکرد چون الکیوی ذهنی من در قرار گرفتن در ماه رمضان مساوی بود بالاغریی جیزی که هر سال داشتم باامد ماه مبارک من حس بسیا ر زیبادی ازبودن تو فضایی ما رمضان هم فال بود  وهم تماشا چون هم روزه گرفته وهم لاغری چه کیفی

      در عید هم من دوبار هاین مشکل نداشتم جون کارهای که برای تمیز گردن منزل وتمیزی خونه درالویت بود مهمان داری داشتیم کارم زیادمیشد وبازم هم کم کردن وزن دا شتم 

      فرمولهای ذهنی ولگویی ذهنیم  من بعد از عید وماه رمضان کار خودشو میکرد ومن درچا اضافه وزن میشدم 

       بالاتر ازاین همه اطرافیان ما به همین الگویی رفتایی از ماه رمضان استقبال میکردند حتی پیش باز هم میرفتن من خودم دو تا سه روز جلوتر همین الکویی رفتایی پیش باز رو داستم 

      چون حدکد ۱۰سالی هست که من بخاطرپادرد نمتونم روزه بگیرین مشکل چاقی در من شدتش بیشتر شده وهمه روشهای که انجام  دادم جز برگست بیشتر چاقی چیزی رو به من اضافه کردنه کم 

      روزهای ایام عید با روز دیگر هیچ فرق نداره مهم فرموهای که ما ذخیره داریم با استفاده از این فرمولهای باعث چاقی میشه 

      خدا رو شکر این دو مااه من این مشکل ندارم

      وضعیت + رفتارهای تکرار شونده + تصمیات مقطعی + تتغییر رفتاری = تغیییر  نداشتن تو سر نوشت 

      اافکار + رفتارهای تکرا شونده= سر نوشت رقم می خوره 

      فرمولهای ذهنی + اتنظار چاق شدن + تغییر رفتار = واکنش انسانها به مواد غذایی 

      غذا + افکار ذهنی + تصاویر ذهنی + دستو المعل = جسم تبدیا به تصویر 

      افکار در ذهن تبدیل به تصاویر ذهنی میشوند وبعد تصاویر ذهنی به دستور المعل قابل اجرا برای جسم وتبدیل شدن ان به تصاویر  ذهنی 

      خدا پشت وپنهاتون یاحق حق نگهدارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۴ ۲۰:۳۳
      مدت عضویت: 2024 روز
      امتیاز کاربر: 60123 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 223 کلمه

      بنام خدا 

      سلام خدمت شما استاد عزیز و دوستان همراه 

      من دوره ۱۳ گام را تهیه کردم و شروع کردم الان رسیدم به گام چهارم البته خودم دارم لاک پشتی جلو میرم جزوه را تهیه کردم و تمرین‌هایی که میتونم از الان بنویسم را می نویسم بعضی را هم گذاشتم عید بنویسم ور جزوه تمرینی من از الان دارم آماده میشم برای نحوه برخورد با آجیل و شیرینی ایام عید که هر سال هی می خوردم و حین خوردن هم می گفتم این چاق میکنه خیلی خوردم تازه باید چند جا دیگه هم سر یزنیم نمیشه که نخوریم زشته خلاصه تمام این افکار اما امسال حواسم به تعهدم هست حواسم به عبارت پن امسال توجهی به آجیل و شیرینی ندارم هست بیشتر سعی میکنم از دیدن افرادی که می بینم لذت ببرم تا خوردن آجیل و شیرینی میرم جلوی آینه و خودم را تشویق میکنم که آفرین امروز عالی بودی و هر روز اون آهنگهای شاد که استاد زحمت کشیدن و گذاشتن را گوش می کنم چقدر انرژی می گیرم و هر روز توجهم به رنگ وزنی که قراره برسم هست و لذت میبرم .

      و دیگه اینکه توانستم یه عادت خیلی قدیمی و کهنه که چندین ساله دارم انجامش میدم را با استفاده از چالش من اینو نخوردم را حل کنم و رفتار صحیح شو انجام بدم از این بابت هم خیلی خوش حالم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار R.Edalat
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۴ ۱۲:۲۰
      مدت عضویت: 1890 روز
      امتیاز کاربر: 22424 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 249 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی”

      استاد من از شما ممنونم که آگاهی ها ومطالب به این ارزشمندی رو بی منت در اختیار ما قرار میدید چقدر مطالبتون درست وملموس هست .

      من چند روزی هست که بدلیل نزدیک شدن ایام عید وایام ماه رمضان نگران اضافه وزن شدم .ونا خودآگاه اشتهام زیاد شده .البته با توجه به آموزش‌های شما میدانم که غذا خوردن ما راچاق نمیکند .ولی ظاهرا هنوز نتوانستم این موضوع را به ناخودآگاهم بقبولانم ونیاز به تمرین ومثالهای بیشتری دارم تا این مسئله هم برای ذهنم حل شود .در حال حاضر هرگاه اشتهام به غذا زیاد می‌شود به دنبال علت آن میگردم که مثلا چه موضوعی توجه من را به خودش جلب کرده که از مسیر دور شدم یا چه فرمولی در حال کار کردن است .،تا اینکه این فایل ارزشمند رو دیدم .

      استاد من برخلاف بقیه در موقعیتهایی که معمولا افراد چاق چاقتر میشوند،لاغر میشوم .مثلا در مسافرت ،ماه رمضان،بارداری ،تعطیلات نوروز ،استرس و….

      ولی مشکل بعد از این ایام ظاهر می‌شود ومن بعد از تمام شدن تعطیلات ،بارداری…تازه شروع میکنم به اضافه کردن وزن الان که این فایل را دیدم فهمیدم که این مسئله برای ذهنم خودش به فرمول تبدیل شده وناخودآگاه من منتظر پایان موضوع چاق کننده است تا از غفلت من استفاده کند و وزن ازدست رفته را برگرداند .

      الان که متوجه این موضوع شدم احساس آرامش وقدرت میکنم وخود را محکوم به اجرای فرمول‌های اشتباه ذهنی نمی‌دانم. ومیدانم که بابودن در مسیر وحال خوب داشتن میتوانم به هدفم برسم.

      باآرزوی موفقیت برای شما وسایر دوستان.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۴ ۰۸:۲۴
      مدت عضویت: 2199 روز
      امتیاز کاربر: 12525 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 768 کلمه

      به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان که هزاران بار شکر به خاطر داشتنش

      استاد گرامی  من به تازگی دارم متوجه میشم که تک تک فایل های شما چه مفهوم وچه نکته ای دروجودشون دارن

      چند روزی بود که پرخوری میکردم وشکمم اومده بود جلو ومن درعرض ۳ روز اضافه وزن عجیبی رو تجربه کردم 

      دقیقا همون موقع فهمیدم که امکان نداره درعرض ۳ روز هیچ کس اینهمه چاق بشه مگر اینکه باور داشته باشه که میتونه همچین چاقی ای رو تجربه کنه 

      این موضوع تا حدی منو تکان داد که متوجه شدم چقدر با درست کردن افکارم به راحتی میتونم لاغر ومتناسب وحتی خیلی زودتر از انتظارم هم لاغر بشم 

      من الان دو روز فکرم رو اصلاح کردم ودرفکرم خودمو فردی با سایز ۳۶ میبینم 

      قبلش فکر میکردم برم وشلوار بخرم برای خودم وهر سایزی اومدم پایین برم یه سایز کوچیک تر بخرم 

      بعد با خودم گفتم چه کاری من که هیچ کدوم از این سایزا رو نمیخوام داشته باشم برای همیشه ومن سایز ۳۶ مد نظرمه 

      پس اومدم ورفتم داخل اینترنت وچندتا شلوار خیلی خوشگل سایز ۳۶ پیدا کردم وعکس گرفتم ازش وگذاشتم تو پوشه ی خریدای من وپولشم گذاشتم کنار که این مبلغ برای شلوارام 

      دستم بهشون نمیزنم تا بخرمشون 

      خیلی احساس خوبی کردم 

      بعد اون کار منفی باف ذهنم هی میاد میگه تو چاقی وفلان وبهمان 

      اما من میگم هرچی تو بگی ولی من بزودی سایز ۳۶ میشم برای همیشه 

      ببین پول شلوارای دلخواهمم کنار گذاشتم وتصمیم دارم به محض اینکه پول دستم بیاد 

      لباسای دیگه مورد علاقمو با سایز ۳۶ بخرم این مدلی 

      یعنی عکس بگیرم وپولشو کنار بگذارم و به محض اینکه سایز ۳۶ بشم کلی شلوار ولباس و…بخرم 

      از طرفیم به خودم گفتم ببین افکار توهستن که تورو وادار به چاق تر شدن کرده بودن 

      حالا هم افکار تو هستن که تو رو لاغر وزیبات میکنن 

      عاشق متناسب شدن شو 

      انگیزه واشتیاقتو افزایش بده 

      حالا هر طوری 

      این شد که دوره تکرارو آهسته ادامه میدم وشاید چند روز طول بکشه یک روزش 

      ولی درعوض لذت دیدن خودم درسایز ۳۶ که حق منه وعاشقشمو بدست آوردم 

      وهمینطورم عاشق نخوردن ونخریدن شدم 

      اصن یه جوری بهم احساس قدرت میده وقتی نمیخورم 

      یا وقتی اندازه میخورم 

      یا احساس گرسنگی درمن پدیدار میشه که حس خوش زنده بودن میکنم 

      جالبه که تجربه گرسنگی خیلی وقت بود برام اتفاق نیوفتاده بود 

      چون شوق لاغری درمن فروکش کرده بود 

      درست فکر نمیکردم وهمینطورم درست عمل نمیکردم 

      حالا متوجه میشم که هر اتفاقی درزندگی من میوفته نعمتی ودانشی وآگاهی ای درش وجود داره

      همسرم کمی کسالت داره وبه خاطر کسالتش نمیتونه دوروزی چیزی بخوره 

      از دیروز شاید صد دفعه بهش گفتم چیزی میخوری برات بیارم گشنه که نمیشه بمونی 

      وهربار بهم گفت نه عزیزم نگران من نباش باید گوارشم استراحت کنه  نترس آدم یه هفته هم چیزی نخوره نمیمیره 

      امروز تا فهمیدم که بابا ولش کن بیچاره رو کشتیش بس که اصرار کردی 

      نمیخوره نباید بخوره هیچیش نمیشه 

      جالبه که حتی یکبارم نگفته چیزی میخوام 

      حالا من بودم افکار کولی وار من 

      میگفت نمیرم چقدر عذاب برو بخور ای وای گشنمه و…..

      کلی کولی بازی دیگه درمیاورد 

      ولی همین مساله باعث که متوجه بشم که درطول روز آدم چیزی نخوره یا کم بخوره هم چیزیش نمیشه به خدا نه میمیره نه مریض میشه 

      تازه بهترم هست برای بدن 

      به لطف خدای مهربانم سلامتی صددرصدشو باز پس میگیره وازروز اولشم بهتر میشه 

      اما همین تایم باعث شد درس بزرگی بهم داده بشه 

      که اینقدر دیوانه وار ومجنون وار به دنبال غذا نباش 

      به دنبال خوردن نباش 

      همیشه هست غذا 

      وهیچ وقت تموم نمیشه 

      وثروت ورفاه ونعمت دراصل غذا وخوردن نیست 

      بلکه بینهایت چیز دیگست که نیاز من که تاحالا بهش توجه نکردم 

      مثلا نیاز سبک بودن نیاز چالاک بودن  نیاز زیبا وجذاب بودن 

      نیاز خوشتیپ بودن 

      نیاز سلامت بودن 

      نیاز شاد بودن ونیاز آزاد ورها بودن درانجام کارهای مورد علاقم 

      نیاز آرامش نیاز آسایش داشتن 

      نیاز لذت بردن از زندگیم 

      اینا نیاز های من که همه رو با خوردن جایگزین کرده بودم  واین اشتباه من بود 

      ولی حالا با متناسب شدن ایده آلم 

      با رسیدن به تناسب اندام دلخواهم 

      همگیشون بدست میارم 

      دوروز پیش داشتم اینیستاگراممو چک میکردم دیدم ویدیویی از مرد جوان بسیار ثروتمندی که بیحساب میبخشید وعرب بود 

      جوری تحت تاثیر زیبایی رفتارش قرار گرفتم که چقدر دل انسان های جهان شاد میکرد وگره از کارشون باز میکرد 

      که با خودم گفتم خدایا منم دلم میخواد اینجوری ثروتمند بشم وبیحساب ببخشم 

      اصلا احساس نیاز کردم نیاز به بخشیدن نیاز به خوشحال کردن آدمها 

      نیاز به ترویج محبت نیاز به پخش امید وایمان به خوبی وخداوند 

      من فهمیدم پول برای گوشت ومرغ بیشتر خریدن وخوردن وشکم چرانی نمیخوام 

      به اندازه کافی خوراک به سفره من جاری میشه بالحمدللله 

      ولی اینکه من نیاز دارم بهش پول برای رفاه وآسایشم برای بخشیدن برای لذت بردن وزندگی کردن عالی جوری که منو خوشبخت کنه وخوشحال کنه 

      که همگیش نشات از افکار من داره 

      خدایا شکرت که هوامو داری زمینمم داری ویه جوری پشتمی که جهانی از بدی ها که دورم باشن تو همچون زرهی از نور دورمو گرفتی وجز خیر وشادی ورفاه وثروت وسلامتی وآرامش وعشق چیزی واردش نمیتونه بشه 

      شکر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shakor
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۳ ۱۷:۰۴
      مدت عضویت: 1643 روز
      امتیاز کاربر: 339 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 626 کلمه

      با عرض سلام و احترام خدمت استاد عطار روشن عزیز و همه‌ی عزیزان حاضر و فعال در سایت…

      خیلی خیلی ممنون بابت این فایل آگاهی بخش

      نکات بسیار بسیار ارزشمندی رو درک کردم و برام مهم‌تر شدن. وقتی داشتین در مورد عید نوروز صحبت میکردین،من بیشتر حواسم می‌رفت سمت غذاها… تو دلم میگفتم منظور استاد از عید نوروز مواجه شدن با اتفاقات و تارووف‌ کردنااا و کمی شادی بیشتر هست 

      منظور استاد از عید نوروز اینکه عید نوروز لااقل این تعطیلات یک موقعیتی هست که آدمها شاید شاید کمی بیشتر از قبل با انواع غذاهای مختلف رو به رو میشن…

      عید نوروز کمی بیشتر از قبل میزان اعتماد به نفس شون و نه گفتن شون سنجیده میشه…

      عید نوروز به دلایل پیش فرض های قبلی بیشتر آدم‌ها آماده میشن برای شادی و انتظار شادی بیشتر دارند ولی از اونجایی که خیلی‌هامون نمی‌دونیم چطور شادی مونو گسترش بدیم و نگه داریم،یا نمیدونیم چطور اصن شادی کنیم،تمایل بیشتری پیدا میکنیم که بریم سمت غذای بیشتر و متنوع‌تر

      توی ذهن خیلی از ماها، شادی و تفریح مترادف شده با بیشتر غذا خوردن …

      شاید ترس ماها از عید نوروز و تعطیلات یا هر گونه مهمونی برای چاق شدن از این فکر نشأت میگیره که باور داریم چاقی یعنی غذای زیادتر

      و لاغری یعنی کم خوردن…

      اگر بیایم اصلی ترین و ریشه‌ای ترین باور رو که باعث شده تمام این احساسات نگران کننده و ترساننده رو تجربه کنیم فکر میکنم همه چیز حل بشه 😄

      وقتی این باور در من شکسته بشه:

       غذای زیادتر یعنی چاق‌تر..

      دیگه نه ترسی از عید نوروز و موقعیت های پر از فراوانی و وفور غذا دارم…

      و نه ترسی از تارووف‌ کردن آدمها دارم… 

      و نه ترسی از نه گفتن و بله گفتن دارم…

      و نه ترسی از شادی دارم… 

      احساس می‌کنم باید بیشتر شاد ماندن بدون غذای زیاد و پر خوری رو یاد بگیریم.

      به همون دلیل که آدمهای زیادی ساعتها وقت خودشون رو میزارند پای تلویزیون و شبکه‌های مجازی 

      به همون دلیل که آدمهای زیادی تمایل پیدا می‌کنند به مواد مخدر…

      به همون دلیل پرخوری هم می‌کنند، سیرند و میل به غذا دارند… 

      سرگرم شدن…

      فکر کنم من اول باید شاد بودن و شاد ماندن و سرگرم شدن با کار مفید و عشق رو یاد بگیرم…

      با توجه به صحبت های استاد به این نتیجه رسیدم که تغییر اول باید از درون شروع بشه و وقت، صرف ظاهر نکنم.

      تصمیمات من ، واکنشهای من ،در موقعیت‌های مختلف همه یک نتیجه‌‌ی ثانویه هستند، که از درون من بر می‌خیزند، از درون من شارژ میشن و بوجود میان…

      باید بریم سراغ اصل 

      بریم سراغ منشأ تصمیمات منشأ رفتارها منشأ واکنش ها.

      خیلی خوبه که فردی باور داشته باشه که غذای زیاد و کم ربطی یا چاقی و لاغری نداره.

      خیلی خوبه که فردی باور داشته باشه که میزان فعالیت جسمی ربطی به چاقی و لاغری نداره.

      ولی احساس میکنم خوبه که در کنار این‌ها

      اعتماد به نفس شو هم بالا ببره و نه گفتن در برابر تارووف‌ها رو تمرین کنه…

      اول آگاهانه فکر کنه و بعد واکنشی مناسب نشون بده

      نه اینکه اول پرخوری کنه (واکنش) بعد فکر کنه (عذاب وجدان) با بیاد آوری هدفش و تعهد و بهایی که داده می‌تونه کمی بهتر خودشو کنترل کنه…

      و خوبه که در کنار این‌ها یاد بگیریم خودمون با انجام کار دلخواه و یا تفکر آگاهانه و انتخاب افکار خوش احساس به احساس بهتر برسیم و خودمون رو سرگرم کنیم…

      تا خلا درونی‌مون برطرف بشه و نیازی به مصرف مواد مخدر و تلویزیون و چرخیدن در اینستاگرام و پرخوری نداشته باشیم برای سرگرم شدن…

      چقدر اینجا جای خوبی برای سرگرم شدن و هم‌زمان لاغر شدن هست.

      چقدرررر اینجا جای خوبی برای برنامه‌ریزی ذهن هست.

      چقدر نوشتن اینجا آسونه و چقدر این صفحه که شبیه دفترچه میمونه حس خوبی موقع نوشتن میده

      دست سازنده‌اش درد نکنه ایشالله 😃 خدا خیرتون بده.

      مرسییییییی استاد عطار روشن عزیز بابت این فایل آگاهی بخش مرسییییییی.😘

      از فایل لذت بردم و استفاده کردم و کمترین کاری که می‌تونستم انجام بدم این بود که بیام اینجا تشکر و قدردانی خودمو بنویسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۲ ۲۰:۰۸
      مدت عضویت: 2073 روز
      امتیاز کاربر: 10813 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,452 کلمه

      سلام و درود بر عالم و آدم 

      تأثیر افکار بر رفتار …

      کودکان بعد از زمان تولد یک سری رفتارهای غریزی دارند که واکنش به فرمولهای ذهنی پیش فرضشون هست مثل گریه کردن برای گرسنگی ولی هر چقدر بزرگتر میشوند تحت تأثیر رفتار اطرافیان و خانواده قرار می گیرند و الگوبرداری می کنند و فرمولهای جدیدی در ذهنشون ایجاد می کنند .

      خیلی از رفتارهایی که ما در طی روز انجام می دهیم تبدیل به عادتهای تکرار شوند ما شده اند و هرچند از نتیجه آنها احساس رضایت نداریم اما نمی تونیم به راحتی تغییرش بدهیم !..شاید از طول روز فقط یک درصد از توانایی مغزمون را به کار بگیریم و بقیه روزمرگی ما تکرار رفتارهایی است که از قبل در ذهنمون وجود داره!..

       خیلی وقتها تصمیم هایی می گیریم و برای کوتاه مدت تغییر رفتار می دهیم ولی در نهایت به همان پیش فرض و الگوی ذهنی خود بر می گردیم و رفتار قبلی خود را تکرار می کنیم .

      خیلی از افراد که باور دارند سرنوشتشون از قبل تعیین شده است در واقع همان الگوهای ذهنی پیشین خود را طی سالها و بارها تکرار کردند که باعث ایجاد سرنوشتشون شده است .

      حالا ممکنه بخواهند با اراده و تلاشهای بیرونی سرنوشت خود را تغییر دهند ولی چون انتظارشون از خودشون همون تصویری است که در ذهن دارند تغییر در روند زندگیشون به صورت کلی ایجاد نمیشه ممکنه خیلی مقطعی تغییری ایجاد بشه اما  نتیجه کلی یکسال همانند سالهای گذشته است و بعد این را مصلحت خدا می دانند یا شاکی هستند که خداوند برای ما نخواسته و نمی خواهد!…

      سرنوشت بر اساس افکار و رفتار تکرار شونده در طولانی مدت رقم می خورد✨

      در ذهن افراد چاق اول فرمولهای چاق کننده شکل می گیره و بعد انتظار چاقی و این دوعامل کنار هم میشه تغییر در رفتار …

      فردی که اضافه وزن داره وقتی انتظار چاقی در ذهنش شکل می گیره غذا را عامل چاقی خود میدونه و هربار از خوردن موادغذایی احساس گناه می کنه و یا ترس از چاق شدن را تجربه می کنه واین در صورتی است که بانی چاقی او در فکرش هست و انتظارش از این رفتارو فکرش میشه چاق شدن …

      افکار در ذهن تبدیل به تصویر ذهنی مغز و ذهن می شوند و دستورالعملهای جدید مغز اجرا می شه برای اینکه جسم  تبدیل بشه به تصویر ذهن ..

      فرمولهای ذهنی متعددی در ذهن افراد چاق وجود دارد که برخی از آنها مربوط به زمانهایی هست که در ذهن خود پیش فرضی دارند !…ترس از نوروز یا ماه رمضان ترس از مسافرت یا عروسی در واقع تمام این روزها یک شبانه روزند ۲۴ساعتند و طلوع و غروب دارندکه  در طبیعت همه روزها مثل هم هستند اما تفکیک روزها از کودکی در ذهن ما اعمال شده و بارها شنیدیم که حالا عید میشه دوباره چاق میشیم یا دوباره هرجا می ری کلی آجیل و شیرینی جدید میارند جلو چشمت می زارند و نمی تونی نخوری !…یا ماه رمضون میشه دوباره وعده غذایی ما بیشتر میشه افطاری و شام و میان وعده و سحری و صبحانه و زولبیا و بامیه و خرما خوردن هم که برای افطار ثواب داره 🤢!…

      یا اینکه حالا بریم مسافرت چاق میشیم دور هم هستیم و آب و هوامون عوض میشه و هروقت خوش میگذره آدم بیشتر می خوره تو ماشینم برای اینکه مسافت طی بشه با خوردن هله هوله سرگرم میشیم !…یا عروسی شیرینی شادیه و یه مزه دیگه ای داره مگه میشه بری جشن شادی و از شیرینی رنگاورنگش نخوری بالاخره یه شبه دیگه !..انگار یک مهمون ارزنده ای و فقط برای تو تدارک دیدند ناراحت می شوند نخورم !…

      هزاران بار ترس از نوروز و چاق تر شدن در ذهنمون تداعی شده بارها شنیدیم و دیدیم و این فرمول مخرب را در ذهنمون بیشتر تثبیت کردیم .

      دقیقا پارسال بهمن ماه که همراه دوره صدگام شدم ترس از عید داشتم اما به خودم می گفتم نه خوردن چاق نمی کنه !..

      هرچند که تا عید تغییر رفتاری و جسمی خوبی داشتم و چندروز اول نوروز هم که اتفاقا شهرستان مهمان بودیم رفتارم خوب بود اما کم کم پرخوری های من شروع شد از طرفی می گفتم خوردن چاق نمی کنه و از طرفی باور نداشتم و اطمینان داشتم که چاق می شوم (چون محتوای لاغری در ذهنم به حد نصاب نرسیده بود)و این ترس درونم بود و سعی داشتم هرروز فایل آموزشی و تمرین داشته باشم اما به نیت ترسی که جلوی این روند را بگیرم و در نهایت مغلوب شدم احساسم خیلی بد شد و احساس چاقی داشتم (و کار مفید و ارزشمندم این بود که خودم را وزن نکردم ببینم چی شده !)و مثل سالهای قبل با خودم میگفتم بعد عید میرم و دوباره فایلها را با دقت تر گوش می کنم درستش می کنم و بعد از عید که برگشتیم دیگه رفتار ناخودآگاه قبل عید را نداشتم بنابراین سعی داشتم بیرونی مراقبت کنم یعنی هرچه بیشتر دقت می کردم نقطه سیری کجاست بیشتر استرس می گرفتم و می خوردم هرچه سعی می کردم جلوی محرک چشمی خودم را بگیرم در عوض آخرش چندساعت بعد تلافیشو در میاوردم همین شد که ذهنم دائم می گفت اینم رژیمه که …و الآن فکر می کنم که درست می گفت چون من داشتم فایلمو گوش می کردم اما تو دام افتاده بودم یعنی محتوا را خوب درک نکرده بودم موضوع را داشتم بیرونی کنترل می کردم خودبه خودی دیگه نبود این خیلی مهمه و آخر سرم مسیر را رها کردم و بعد از حدود ۳ماه دیدم اوضاع داره خرابتر میشه بر گشتم !..

      ولی اینبار صبورترم و می خوام خودبه خودی این تغییر صورت بگیره حداقل صدای فرشته درونم بیشتر باشه وقتی بیرونی کنترل می کنم تا تأثیر روی فرمول ایجاد کننده بزاره و فرمول صحیح تقویت بشه خداراهزاران بار شکر جمله طلایی 👌فقط ادامه بده ✨کمکم کرد .

      ما ساکن کرج هستیم و همیشه برای رفتن به تهران هزار دغدغه داریم که دوره و ترافیکه و شلوغه و هواآلوده است و راهها پیچیده و همیشه از رفتن به تهران برای خرید یا تفریح امتناع می کنیم حالا این درصورتی است که همسرم محل کارش تهران هست و هرروز این مسیر و رفت و برگشت داره ولی جالبتر از همه اینه که ما آخر هفته ها برای تفریح که به چاده چالوس میریم یا مسیر آتیشگاه و روستای برغان در مسیر برگشت گاهی حدود ۲ساعت تو شلوغی و ترافیک می مونیم و شاید یک کم غر بزنیم اما باز هفته بعد میریم !…دلیلش این هست که من از کودکی که خیلی جمعیت و ماشینها هم کمتر بود شنیدم تهران شلوغه آدم کلافه میشه دود داره خیلی مسیرهاش پیچیده است و این پیش فرض برای تهران رفتن ما اعمال میشه اما شمال رفتن ویا جاهای دیگه با همون شرایط تهران با رضایت کامل مسیر را طی می کنیم و این در صورتی است که هرروز هزاران نفر برای محل کار خرید و تفریح به تهران رفت و آمد دارند حداقل خط مترو که همیشه مسافر داره !…

      بنابراین انتظار ما نتیجه را رقم میزنه با اراده و تصمیم و جمله انگیزشی نمیشه تغییر اساسی صورت داد من بیام چشمامو ببندم بگم امروز راحت میرم تهران ولی نه ناخودآگاه من تصمیم میگیره طبق الگویی که داره و فقط از طریق شناسایی الگوهای ذهن و تمرینات ذهنی باید الگو و تصویر ذهنی و انتظارم تغییر کنه تا بتونم به راحتی برم تهران ..

      در مورد چاقی هم بارها و طی سالهای بسیاری من تصمیم می گرفتم که پرخوری نکنم و یا رژیم غذایی را دقیق رعایت کنم اما فقط برای چند روز بود در نهایت من بر می گشتم به رفتار قبلیم و اصلا کار آسونی نبود فقط جنگ و جدال و پرخاشگری همراهم می شد .

      پرخوری برای افراد چاق یک واکنش طبیعی و عادتی هست به آنچه در ذهن خود دارند ✨

      برای اینکه خیلی راحت بتونیم تصمیمات ناخوداگاهمون را تغییر بدهیم باید با محتوای آموزشی مهارت آن را کسب کنیم که در دوره هدیه چالش من اینو نخوردم تا حدودی راه و روش این تغییرات را یاد می گیریم  و من یکبار همراه این دوره شدم و خیلی پذیرشم و قدرت انتخابم به لطف خداوند و آموزه ها بهتر شد .

      امروز که با این محتوا برخورد کردم احساسم نسبت به عید نوروز خیلی بهتره و اما این فرمولها زیر لایه های زیرین ذهنم هستند و ممکنه که هرچند با این فایلها هرروز همراهم باز به دلیل انتظار چاقی این موضوع چاقی برام رخ بده  و چاق بشم!.. اینبار حس ترس از چاقی در من خیلی کمتره چون قانون روز اول صد گام اینه بزار هرچی می خواد بشه بشه دیگه از چاق تر شدنم نترس !..

      چون داری یاد میگیری و قدرت ذهنتو میشناسی و در نهایت انتخاب و اقتدار دست توئه (فقط ادامه بده ✨)😊

      فایل به موقعی بود با توجه به اینکه کمتر از یکماه دیگه نوروز هست خودمو تست کردم !

       سپاس از مهر همیشگی استاد عشق 

      دوستان متعهد و همکلاسی های نابم 

      همواره مانا و پایدار باشید 🍃🌸

      خدایا شکرت از وفور نعمت در سفره های آسمانی و روزی آسمانیمون عااااشقتم ❤️ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم