0

زندگی با اراده خداوند (قسمت چهارم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در نوشته‌های قبلی درباره اراده انسان برای رسیدن به هرآنچه می‌خواهد در زندگی خود تجربه کند توضیح داده شد. همچنین درباره اراده خداوند که همه جهان هستی را تحت پوشش قرار داده است توضیحات کامل داده شد.

آزادی و اختیار انسان

زمانی که به موضوع اراده خداوند در شکل گیری هر موضوعی در جهان هستی پی بردم این سوال در ذهن من ایجاد شد:

چگونه انسان می‌تواند اراده و اختیار آزاد داشته باشد در حالی که اراده خداوند جسم، استعدادها، افکار، توانایی‌ها و هرآنچه مربوط به من است را مدیریت می‌کند؟!

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 54 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.30 از 121 رای

https://tanasobefekri.net/?p=29614

54 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

54 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار لیلا د
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۲ ۱۳:۲۸
      مدت عضویت: 328 روز
      امتیاز کاربر: 19320 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 588 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      با سلام به استاد عزیز و تمامی همراهان 

      اراده شخصی یا اراده خداوند

      هریک از ما سعی کردیم با اراده شخصی به تمام امور زندگانی سر و سامان بدیم و برای هریک از کارها چقدر نیرو و انرژی گذاشتیم 

      من فرهنگی بودم بعد ازدواج کردم با مخالفت شدید همسرم مواجه شدم که مانع از سرکار رفتنم شد 

      اون موقع سال ۱۳۶۱ بود من باید بین ازدواج و کار تصمیم میگرفتم در سن ۲۰ سالگی بودم 

      بزودی متوجه شدم من بار دار هستم 

      تصمیم گیری برام سخت شده بود 

      طبق منطق یا منیت ناشی گرفته از حرفهای مردم عوام با خودم گفتم این سرنوشت منه واز کار آموزش و پرورش بیرون اومدم 

      باخودم گفتم که به جای اینکه به بچه های مردم درس بدم به بچه های خودم درس میدم 

      ما سه فرزند داریم تمام سعی و تلاشم رو گذاشتم روی  علم آموزی به فرزندانم 

      من با اینکه فرهنگی بودم در باره  تربیت چیز زیادی نمی‌دانستم بنابر اطلاعاتی که توسط پدر و مادرم داشتم و اندک اطلاعات تربیتی که در آموزش و پروش آموختم  مشغول کار برای سه فرزندم شدم 

      حالا که این مطالب رو میخونم طبق منطق و منیت م شروع به فعالیت کردم 

      فقط خود خدا می‌داند که من با چه مشکلاتی دست وپنجه نرم میکردم  چون فکر میکردم خودم به تنهایی از پس همه این مشکلات برمیام

       تا حدی هم موفق شدم اما حالا فهمیدم این دست وپا زدنها خیلی کمک کننده نیست

      طبق آموزش‌های گام جدید ما با دست و پا زدنها در منطق یا منیت راهی به جایی نمیریم 

      من هم با استاد هم عقیده هستم بخش زیادی از مشکلات خود رو پذیرفته ایم براساس اینکه برای خودمون اینطور تفسیر میکنیم این سرنوشته منه سرنوشت برای هرکس از قبل تعیین شده و ما کاری از دستمون برنمیاد و اگه این سرنوشت رو تحمل کنیم در جهان آخرت به ما پاداش می‌دهند

      همه این افکار در ذهنم بالا وپایین میشد حال با حرف جدیدی روبرو شدم 

      چرا این عقاید رو پذیرفته ایم ؟

      چرا دنبال راه چاره نیستیم؟

      همش با خودمون گفتیم من آدم با اراده ای هستم 

      همش تلاش کردیم اونم با چه درجه ای از سعی و تلاش ولی آنچه که دریافت کردیم اصلا به اندازه تلاش ما نبود 

      در این مبحث استاد به همسو شدن با اراده خداوند اشاره کردند 

      حقیقتش میترسم اما ترسی توام با امیدواری دارم

      همیشه اراده خداوند با من بوده و من توجهی به این نیروی لایتناهی نداشتم 

      خب معلومه وقتی یک نیرو بسیار بزرگ همیشه همراه من بوده و من اعتنایی بهش نمیکردم طبیعی هست که من چیز زیادی دریافت نمیکردم 

      فقط چسبیده بود به منطق یا منیت خودم 

      خدایا منو ببخش اینقدر غافل بودم واقعا شرمنده ام خدای خوب من 

      تو همیشه کنارم بودی و من تورا ندیدم و همچنان به گمراهی ادامه میدادم 

      خدایا اکنون که دریافتم اراده تو همیشه همراهم بوده حالت ترس توام با امیدواری دارم

       من از این مبحث آموختم که  باید دست بردارم از این اراده خودم اینقدر به اراده خودم بال و پر ندم 

      خدایا بابت اشتباهاتم شرمنده ام چقدر با این اراده خودم یا به اصطلاح منطق خودم چه زحماتی که نکشیدم و چه بلاهایی بر سر خودم وفرزندان نیاوردم 

      خدایا از هم اکنون که در سن ۶۴ سالگی هستم خودم رو به دریای بیکران اراده تو می سپارم دست از منطق خودم برداشتم و رو به تو اوردم خدایا بی پناهان را پناه بده

      خدایا حالا آروم هستم وفقط توکلم به تو هست دستم رابگیر که بینهایت نیازمندم 

      این بدان معنی نیست که حالا ما کلا هدفمون رو رها کنیم نه دراین اهداف همسو میشوم با خدای بزرگ و لایتناهی 

      در اینجا لازم می‌دانم از استاد عزیز سپاسگزاری کنم بابت در اختیار گذاشتن اینهمه اطلاعات که به تنهایی بدست آوردند واین گنجها رو در اختیار ما جویندگان قرار میدهند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید