از زمانی که به لطف خدا در مسیر اصلاح نگرش درباره خداوند قرار گرفتم با موضوع اراده خداوند آشنا شدم.
همیشه در ذهنم این سوال مطرح بود که: اراده خدا دقیقا در کجا قرار دارد؟
چگونه میتوانم اراده خدا را ببینم یا تجربه کنم؟
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.37 از 140 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام استاد و دوستان عزیزم
دیروز مثل روال همیشه پسرم رو آماده بردن به ورزشگاه کردم،طبق معمول هندزفری برداشتم و وقتی یه ورزشگاه رسیدیم و پسرم رو راهی فوتبال کردم خودم یه جای خلوت نشستم و مشغول مطالعه این متنهای باورساز شدم ،(وقتی این متنها رو میخونم آرامش پیدا میکنم) بعد از تمام شدم فوتبال پسرم ،تاکسی گرفتیم تا به خانه برویم،توی مسیر آهنگی توجه منو به خودش جلب کرد که محتوای اون اهنگ
یه جورایی مصداق همین حرفها بود:شعر از مولاناست،(بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید ، در این عشق چو مردید همه روح پذیرید ، بمیرید بمیرید از این مرگ نترسید، کز این خاک برآیید سماوات بگیرید، بمیرید بمیرید وزین نفس ببرید،که این نفس چو بند است و شما همچو اسیرید …)
با خودم گفتم این منیت یا این نفس ،خواهشهای نفسانی،مث بند میمونه که ما را گفتار کرده و از خدا دور کرده و باید پا روی اون گذاشت تا به آزادی رسید تا به سماوات به خدا رسید ، در اینجا مردن منظور کشتن نفس هست و رسیدن به اون جایگاه اصلی ،که الان فراموش شده و فقط با علیه بر نفس هست که میشه دوباره به اون اصل برگشت جایی که سعادت واقعی ما اونجاست
این آهنگ رو قبلا هم گوشش دادا بودم ولی تا این حد خوب درکش نکرده بودم
این ماجرا برام جالب بود و خواستم با شما هم به اشتراک بزارم
تنها یک قدرت در جهان هست و ادن قدرت خداست
تنها یک نیرو در جریانه که اونهم خیره،و اون خداست
دستکاری کردنهای ما توی هر چیزی،حتی وقتی میریم طبیعت و مثلا آلاچیق میسازیم،پله میسازیم سنگفرش میکنیم ،اینها همه باعث شدن ار اون حالت طبیعی خارجشون کنیم ،ذهنمون هم همینطوره،با دستکاری کردنش زدیم از حالت طبیعی خرابش کردیم
همین دستکاریها،منیت ها رو هم شکل داده،منطق رو شکل داده،میدان رو برای شیطان و افکار منفی وسیعتر کرده و خب معلومه که دیگه جایی برای مسیر صحیح و اون اصل باقی نمیمونه
من بارها باید با خودم تکرار کنم ،تنها یک قدرت در جهانه،و اون قدرت خداست ،اون قدرت همه چیز رو تحت کنترل خودش داره،پس دیگه چه لزومی داره وقتی توکلم به خداست نگران باشم نگرانی نتیجه نداشتن ایمان به این نیروست،نتیجه نداشتن اعتماد به این نیروست
من هر موقه میگم به خدا توکل کرده ام،آروم میشم و بعدش بلافاصله به خودم تاکید میکنم که همه چیز به نفع من پیش خواهد رفت من خدا رو همراه دارم
توحیدی بودن چقد خوبه،اینکه دربه در دنبال بقیه آدمها یا چشم امیدی به اونها نداشته باشیم چقد حس خوبیه
انگار عزت پیدا میکنم وقتی تکیه ام فقط به خداست
فقط یک نیرو در جهان هست اونهم خداست و من به این نیرو توکل کرده ام و این توکل من باعث شده تمام اتفاقات به نفع من رخ بدهند و من در آرامش باقی بمونم
خدا میخواد من تو جاده اصلی باقی بمونم،سیستم من اینجوری تعبیه شده که تو جاده اصلی حرکت کنم و یکی یکی به خواسته هام برسم ، من با این دیدگاه اومدم به این دنیا
حالا چیشد که یهو دیدگاه اشتباه اومد که این دنیا دار مکافاته، هر چی خدا بخواد همونه هر چی من بخوام نه اونه،من باید تو این دنیا سختی بکشم ریاضت بکشم تا خدا ازم راضی باشه و…
اصل من خوب بودنه من و خوب ماندن منه
نه رهروی این فکر و اون فکر شدن
جای من اینجاست،تو همین جاده اصلی
کار من تنها تکیه و توکل به این نیرویه،که وقتی سوار امواج بشم منو با خودش میبره و هر جا هم که برد ساحل همونجاست
نگرانی و دنبال چطور و چگونه بودن معنایی نداره در این مسیر
کاش بشه خدا رو به خاطر خودش بخوام نه بخاطر رسیدن به خواسته هام
تمام تلاشهای فیزیکی،برای جبران خسارتها یا کمبودهای زندگیم،چون از اون قسمت اشتباه وجودم تصمیمگیری شده و اراده شده،منو به هدفم نمیرسونه
اول باید جایگاهمو ،دیدگاهم درست کنم ،بقیه ش کار این نیروست
من به این نیرو اعتماد دارم بارها تجربه کردم که چقد راسته😅
استاد بارها سعیم بر این بوده که گله و شکایت و تمیز بر ناخواسته های زندگیم نکنم متاسفانه خیلی زود فراموش میکنم و میرم جاده خاکی
ولی ادامه میدم،ادامه میدم ،ادامه میدم…