0

زندگی با اراده خداوند (قسمت دوم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

از زمانی که به لطف خدا در مسیر اصلاح نگرش درباره خداوند قرار گرفتم با موضوع اراده خداوند آشنا شدم.

همیشه در ذهنم این سوال مطرح بود که: اراده خدا دقیقا در کجا قرار دارد؟

چگونه می‌توانم اراده خدا را ببینم یا تجربه کنم؟

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 85 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.37 از 140 رای

https://tanasobefekri.net/?p=29579

85 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

85 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار لیلا د
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۰ ۰۷:۲۷
      مدت عضویت: 318 روز
      امتیاز کاربر: 19220 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 388 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      با سلام به استاد و تمامی همراهان

      گام دوم از نوشته های باور ساز 

      زندگی با اراده خداوند قسمت دوم 

      با مطالعه این بخش دریافتم که اراده الهی در همه چیز وجود دارد

      در تپش قلب پلک زدن هضم غذا تبدیل یک شکوفه به میوه گریه نوزاد

       در همه موارد ذکر شده و نشده اراده خداوند قرار داد 

      از هنگامی که یک نطفه بسته می‌شود اراده خداوند است که می‌داند این شخص با چه رنگ مو رنگ چشم  قد  و چه اندامی است

      به نظرم حتی قبل از بسته شدن نطفه هم اراده خداوند است چرا؟

      چون هر لقاحی به بسته شدن نطفه نمی انجامد

      وقتی بچه بودیم خوشحال بودیم و اصلا نگران فردایمان نبودیم فقط مشغول لذت بردن از زندگی بودیم 

      کم کم که بزرگ شدیم چراهای در ذهن ما بوجود اومد 

      چرا من در این خانواده متولد شدم ؟

      چرا اوضاع مالی خوب نیست ؟

      حتی چرا من یه نفر در خانواده چاق هستم و هرچه تلاش میکنم لاغر نمیشوم؟

      و هزاران چرای دیگر

      وقتی با این چراها مواجه شدیم از والدین و اطرافیان شنیدیم که خدا به هرکس که بخواهد می‌هد و به هرکس نخواهد نمی‌دهد

      این باورهای نادرست رو باور کردیم 

      هرچه بیشتر  سعی و تلاش می‌کردیم بیشتر در باتلاق فرو میرفتیم چرا؟

      چون اراده خداوند رو فراموش کردیم 

      در گیاهان وحیوانات نگرشی وجود ندارد مثلا یک شیر هرگز نگرشی ندارد پس طبق اراده خداوند بوجود اومده  و داره زندگی میکنه و از زندگی لذت میبره 

      وقتی ما بچه بودیم هم هیچ نگرشی نداشتیم و همیشه خوشحال بودیم و از زندگی لذت می‌بردیم 

      با بوجود آمدن چراها و پذیرش باورهای نادرست  و فاصله گرفتن از اراده خدا  هرچی تلاش می‌کردیم کمتر نتیجه می‌گرفتیم  

      شاید از یه زمانی به بعددست از تلاش برداشتیم به مانند وقتی چاق شدیم و هرچه بیشتر سعی کردیم لاغر شویم و نتیجه نگرفتیم از یه جایی به بعد دست از تلاش برداشتیم 

      غافل از اینکه ما قدرت اراده خدا را نادیده گرفتیم 

      نه اینکه با نادیده گرفتن قدرت اراده خدا  واقعا قدرت اراده خدا وجود نداشت نه این ما بودیم که با قدرت اراده خدا کاری نداشتیم  درواقع منطق و یا منیت ما شکل گرفته بود وما غافل شده بودیم از قدرت اراده خدا 

      حال اگر این منیتها رو کنار بگذاریم می‌توانیم باقدرت  اراده خدا پی ببریم 

      با آگاهی از این مطلب و عظمت قدرت اراده خدا حس قدرت توام با کمی ترس به من دست داده 

      با خود می‌گویم که قدرت اراده خدا در کنار ما وجود داشت و ما غافل بودیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ناهید هلالی
      ۱۴۰۵/۰۲/۲۸ ۱۱:۵۰
      مدت عضویت: 151 روز
      امتیاز کاربر: 1410 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 383 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم 

      سلام خدمت استاد عطار روشن 

      بنده دیشب خداوند من را ب سایت شما هدایت ک د

      قبلا داستان زندگی و موفقیت شما را صد بار شنیده بودم و در یک جایی از زندگی ک دوست داشتم نتابجی شبیه ب شما بگیرم خداوند ب من گف پس بیا بنویس اقای عطار روشن چکار کرد و تو هنوز نکردی و من همه را مکتوب کردم پریشب و دیشب گف بیام اینجا امدم عضو شدم گفت همینجا فعالیت کن و همینجا الگو بگیر 

      بندت بتازگی اموزشگاه مجازی خیاطی زدم و این اتفاق مسیرش خود ب خود بازشد با کار کردن روی خودم اما نجواها میگف بیا برو سراغ فالور گرفتن و تبلیغات من گفتم نه من میخاهم مثل استاد عطار روشن نتیجه های الهی بگیرم 

      و 

      یادمه سه سال پیش شمارو شناختم و داستان بدنیا امدن فرزند سوم خودرا از طریق قانون جذب گفتید و باز برای من الگو شده بودین و همچون شما عمل کرذم و پسرم را خدا بهم هدیه داد بااینکه همه میگفتن نمیشه چون خانواده همسرت دخترزا هستن و باورهام قویترشد نسبت ب قانون ک میشود همه چیز شدنیه 

      من امدم اینجا و در گام ۴۰ روزه شما شرکت کنم ومن سالهاست برای خودم چهله میذارم و امروز هدایت شدم ب اینجا برای الگو گرفتن از شما برای رسیدن ب هدف بعدیم ک موفقیت در کسب وکارم و آزادی مالی و مکانی و زمانی هست 

      خداوند نشانه ها بسیار زیادی ب من داد خانمها و اقایان زیادی ک بصورت مجازی خدمات ارایه میدهند و بسیار موفق شده اند 

      و من باخودم دارم تکرار میکنم ک میشود 

      دیشب مطالبی ک درمورد اراده خدا نوشته اید را خوندم بسیار حالم بهتر شد و انگار مدتها بود ک تشنه شنیدن و خوندن درمورد خدا بودم و مدتهاست انگار اون احساس رضایت درون نبود و درست رو خودم کار نکرده بودم و دور شده بودم از فضای توحیدی 

      بسیار خوشحال شدم وقتی دیدم چقد شرایط شما بهتر و بهترشده و من هم میتوانم اینگونه تغییر کنم و حرفهای شما هم ب من آرامش داد البته این موضوع از ۳سال قبل ک داستان زندگی شما را شنیدم بسیار حس ارامش بهم داد وصدبار مجددا گوش کردم ب اون داستان و خوشحالم ک در جمع شما هستم و میخاهم بیاموزم و این هدایت خدا را با جان و دل میپذیرم و عضو سایت شدم ک فعال باشم و مستمر ادامه دهم …

      موفق و پیروز باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6781 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 49 کلمه

        سلام و درود
        به جمع شگفتی سازان خوش آمدید
        از خوندن تجربیات شما لذت بردم و خدا رو شکر میکنم که دوستان عالی در این مسیر همراه من قرار می دهد تا با انگیزه و اشتیاق بیشتری برای بهبود شرایط زندگی خود و جهان اطرافمان تلاش کنیم.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Susan behrad
      ۱۴۰۴/۱۰/۱۴ ۱۳:۳۴
      مدت عضویت: 2024 روز
      امتیاز کاربر: 14650 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,430 کلمه

      سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری 

      سلام به خدایی که در این نزدیکی است ومن به زمان بندیش اعتماد دارم 

      زندگی با اراده خداوند (قسمت دوم)

      اراده خداوند کجاست؟

      اراده خداوند یک نیروی هستش که در همه جا وجود دارد و نمی توانیم جایی را پیدا کنیم که اراده خداوند در اون جا نباشد 

      اراده خداوند در همه چیز که به چشم می‌خورد وجود دارد در وزش باد، بارانی که می بارد، پرنده ای که در حال پرواز است، نوزادی که در لحظه تولدش گریه می کند حتی کسی که خشمناک هستش می توانیم اراده خداوند را ببینیم چون اراده خداوند از همون لحظه که نطفه یک انسان بسته می شود اراده خداوند به جریان می افتد و مشخص می کند که ظاهرش، رشدش و زندگیش چگونه باشد 

      چون در تمام جنبه های مادی و غیر مادی مثل: نفس کشیدن، پلک زدن، تپش قلب، هضم غذایی که می خوریم و…..حضور دارد 

      و در همه فعالیت‌هایی که انجام می دهیم مثل: فکر کردنمان، برنامه ریزی، و حتی خوابهایی که می بينيم و…….در آنها هم حضور دارد 

      چون اراده خداوند در همه جای دنیا وجود دارد و تا اینکه ما به عنوان یک انسان وارد این جهان مادی می شویم این نیروی در دسترسمان قرار می گیرد اما خیلی وقتها شده که ما به اون توجهی نکرده ایم و خودمان را از اون نیرو جدا کردیم و آن را محدود کردیم و همیشه فکر می‌کردیم که اون نیرو در زندگیمان متوقف شده است 

      من از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمده‌ بودم و خیلی با روش‌های زیادی تلاش کرده بودم که خودم را لاغر کنم اما موفق نشده بودم و همه من رو خیلی با اراده می دانستندچون همیشه درحال رژیم گرفتن بودم و می گفتند که سوسن خیلی با اراده هستش اما هیچگاه من خودم را با اراده نمی دانستم بخاطر اینکه هیچوقت موفق نشده بودم که لاغر شوم اما امروز که به گذاشته خودم نگاه می کنم می بینم که خیلی با اراده بودم و اون اراده خداوند بود که در من بوجود می آورد 

      و امروز که در این مسیر زیبا قرار گرفته‌ام به لطف خدا دارم برای تغییر جسمم و شرایط زندگیم استفاده می کنم چون هممون قبل از اینکه به دنیا بیایم یک روح بوديم و ما با نیرو و قدرت اراده خداوند پا به جهان هستی گذاشتیم و با قدرت اراده خداوند پیشرفت کردیم تا از تجربیاتمان لذت ببریم 

      چون هیچ کسی قبل از بدنیا آمدنش خبر ندارد با اینکه می گویند که ما خودمان انتخاب کردیم زندگیمان را، پدر و مادرمان را، فرزندانمان را، اما اصلا هیچ کس از این اتفاقات چیزی نمی داند ما اصلا هیچ آگاهی نداشتیم که بدانیم بدن خودمان و فرزندانمان چگونه تشکیل یافته است چون بچه ای که در دلم بوجود آمده بود داشت رشد می کرد بزرگ می شد و اعضای بدنش به شکل عالی شکل می گرفت و من اصلا نگران هیچ چیزی نبودم و از هیچ یک از اعمال بوجود آوردنده اش خبری نداشتم فقط می دانستم که موجودزنده و کوچولوی و زیبایی در دلم دارم 

      زمانی که فرزندم را به دنیا آوردم و اون رو از خداوند هدیه گرفتم بزرگترین لحظه زندگیم بود و حالا می فهمم که من چقدر خوشبخت ترین بودم که با قدرت اراده خداوند صاحب دو هدیه زیبا شدم و اون موقع بود که خودم را فراموش کردم و اون دو فرزند زیبا را با عشق و علاقه فراوانی در آغوشم گرفتم و بدون اینکه من اراده ای داشته باشم غذایشان همیشه آماده بود و در سینه ام جاری می شد و پراز شیر می شد و من اونها را تغذیه می کردم چون تمام اتفاقاتی که در این جهان هستی رخ می دهد همه اونها در مسیر قدرت اراده و هدایت خداوند حرکت می کنند و ما اصلا اراده ای از خودمان نداریم چون قدرت اراده را خداوند دارد و بس 

      و خدایی که ما می شناختیم یک موجودی مادی بود که بقیه برایمان ساخته بودند اما حالا می فهمیم که خداوند یک انرژی هستش و هیچ شکلی از خودش ندارد انرژی که در همه جا و همه چیز وجود دارد ما هيچگاه نمی توانیم خداوند را با کلماتی که می نویسیم توصیفش کنیم چون ما قبلا از اینکه به دنیا بیایم یک نیرویی عظیم به نام خداوند در وجودمان بوده و هستش 

      اما در زمان کودکی ما را از خداوند ترسانده بودند چون به ما گفته بودند که خداوند خشمناک است که اگر کوچکترین کار اشتباهی انجام دهیم خدا قهرش می گیرد و ما را به شکل فجیعی تنبیه می کند و گفته بودند که باید همیشه در حال عبادت کردن، نماز خواندن، دعا کردن باشیم تا خدا ما را ببخشد و از گناهانمان بگذرد و همیشه می گفتند که اگر در این دنیا عذاب بکشیم خدا همیشه در کنار مان است و ما را به بهشت می برد و خلاصه خدا را در نظر ما یک آدم ساخته بودند که همیشه در حال خشمناک شدن هستش که کوچکترین خطایی که انجام دهیم به جهنم خواهیم رفت اما هیچگاه نگفتند که خداوند بخشنده و مهربان است مهربانتر از پدر و مادرمان است 

      و ما هم ندانسته این ترس را به فرزندانمان منتقل کردیم و اون جاهایی که دوست نداشتیم و کارهایی که باب میلمان نبود انجام دهند بهشون میگوفتیم که خدا دیگر تو را دوست ندارد 

      اما خداوند متعال مهربانتر از این حرفها بود و همیشه مراقب و مواظبمان بود اما ما خدا را به همون شکلی که گفته بودند می شناختیمش 

      اینقدر من رو از خدا ترسانده بودند که همیشه در حال نماز خواندن و روزه گرفتن بودم باید همیشه نمازهایم را اول وقت می خواندم چون اگر این کار را نمی کردم فکر می کردم که خدا نمازم را قبول نخواهد کرد و همیشه نمازهایم بیشتر از نیم ساعت طول می کشید سجده هایم از پنج دقیقه بیشتر طول می کشید هر کسی مرا می دید من در حال عبادت کردن بودم و بجز اون هیچ کاری دیگر نداشتم و فکر می کردم که اگر زیاد نماز بخوانم خدا هم مرا خواهد بخشید اینقدر دعا می کردم سر دعاهایم گریه می کردم یک صلوات شمار داشتم و دعاهایی که باید می شمردم با اون انجام می دادم و من این کارها را انجام می دادم که خدا از من راضی باشد و فاصله ام ازش کم بشه اما حالا می فهمم که فاصله ای وجود نداشت اون فاصله را با ندانم کاریهایم بوجود آورده بودم 

      و حالا از وقتی که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفته‌ام فهمیده ام که من اون نیروی قدرت اراده خداوند را از خودم گرفته بودم و به شیطان درونم داده بودم و همیشه پشت ترس‌هایم قائم می شدم و از رو به رو شدنشان واهمه داشتم و برای خودم فاصله ایجاد کرده بودم و من نیروی جسمم را گرفته بودم و به مواد غذایی داده بودم و به سرنوشتی که خودم ساخته بودم وابسطه شده بود و به سرنوشت قدرت داده بودم و می گفتم که اینگونه نوشته است و خداوند مرا اینگونه آفریده است 

      و حالا که در این مسیر هستم می فهمم که خدا اصلا هیچ چیزی را به نام سرنوشت ننوشته است و اون قدرت نوشتن را در اختیار خودم قرار داده است و من هر طوری که بخواهم در اون لحظه بنویسم ولی همیشه فکر می کردم که خدا سرنوشت مرا نوشته است و من قدرت تغییر دادنش را ندارم و همیشه می گفتند که در پیشونی هر کسی سرنوشتش نوشته شده است و من همیشه تسلیم شیطان شده بودم و نیروی درونی خودم را فراموش کرده بودم اما اون قدرت و اراده همیشه در کنار من بود و همچنان هم هستش و همیشه در حال مراقبت کردن از من هستش هر جایی که کارهایمان را به خدا سپردیم اون کار به صورت خیلی عالی انجام شده است ولی زمانی که به خودمان گفتیم خدا ما را فراموش کرده است خدا هیچ کمکی به ما نکرده است چون ما نیروی قدرت را ازش گرفته بودیم و اون موقع بود که می گفتیم که خدا صلاح 

      نمی داند تمام اینها قدرت و نیروی اراده خداوند است که همیشه همراهان بوده و هستش و تمام کارها را برایمان انجام داده است 

      و حالا که من در این مسیر زیبا قرار گرفته‌ام خدایی زیبا برای خودم ساخته ام از جنس عشق و زیبایی و از جنس قدرت و اراده. 

      و حالا می فهمم که من اراده ای از خودم ندارم و حالا من نیروی اراده خداوند را به نیروی اراده شخصی ام ترجیح می دهم و اجازه می دهم که هر کاری برایم خوب وعالی و به صلاحم هستش انجام دهد و من خودم را در اختیار قدرت اراده خداوند قرار می دهم و دارم از زندگی و تولد دوباره ام لذت می برم چون جسم خوب، زندگی خوبی رادارم تجربه  می کنم و این هم از قدرت اراده خداوند است و بس 

      خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آس .AS
      ۱۴۰۴/۰۵/۰۶ ۱۴:۱۸
      مدت عضویت: 725 روز
      امتیاز کاربر: 294 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 39 کلمه

      سلام به همه دوستان و استاد عزیز

      من دیروز این قسمت خوندم و امروز انگار دیدگاه یک نفر که استاد اضافه کرده بودن به متن اصلی حذف شده 

      خیلی دیدگاه سنگین بود و خواستم دوباره مرور کنم که انگار حذف شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما غضبان
      ۱۴۰۴/۰۲/۳۰ ۰۷:۵۲
      مدت عضویت: 2204 روز
      امتیاز کاربر: 13728 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      بنام خدا 

      اراده خداوند .درهمه چیز و همه جا وجود داره جایی نیست که نباشه وقتی هست یعنی خدا هست  که هست  واین  خودش یه ذره برای من باید هضم بشه . چون تاجایی که یادمه من خدارو فقط  تو آسمون می‌گشتم . والان برام باید قابل درک بشه چون .  تا به یک چیزی فکر نکنیم و یاد چار تفکر نشیم باشم وتردید به ایمان واقعی دست پیدا انمیکنم. حس میکنم دارم رولبه تیغ راه میرم . چون باید درست برانداز کنم خیلی چیزا رو این جلسه انگار سخت تراز جلسه قبله وبرای همین نیاز به تفکر بیشتر ورهاکردنهای بیشتری از جمله  افکار ورودی های نامطلوب هست تا بتونم بهتر بهش فکر کنم ودرکش کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      ۱۴۰۴/۰۱/۲۸ ۲۳:۳۵
      مدت عضویت: 1193 روز
      امتیاز کاربر: 77238 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 364 کلمه

      به نام خدای مهربانم 

      هر آنچه دارم از آن اوست 

      سلام به استاد عریزم و دوستان همراهم 

      چقدر این مطالب مهم هستن و دارم دوباره این آگاهی ها رو دریافت می کنم خیلی خوشحالم واز خداوندسپاس گذارم که من رو دوباره هدایت کرده تا بهتر درک کنم و عمل کنم و نتیجه بگیرم 

      من در این دوره دلیل نرسیدن هام رو پیدا میکنم همشه به خاطر منیت و منطق ذهنم بوده که در من اراده شخصیم رو بیشتر کرده بود وخودم رو از اراده خداوند جدا کرده بودم 

      حالا دوست دارم با خداوند همسو شوم واز اراده اون به نفع خودم بهره ببرم 

      دوست دارم زندگی سر شار از سلامتی و خوشبختی وثروت وآرامش رو تجربه کنم چه حسی میده وقتی باور کنم که زندگیم رو با اراده خداوند خلق میکنم نه با اراده خانم منفی باف حسودم که همشه میاد بهم میگه که تو در آمد نداری تو بیمه نیستی واز آینده م من رو میترسون ومن همش خودم رو سر زنش می کنم و همین ترس واحساس ناتوانی حالم رو بد میکنهوبا اراده شخصی میام به همسرم فشار میارم که تو باید این کار رو بکنی تو باید اون کار رو کنی تا من در آینده به مشکل بر نخورم ودستم جلو کسی دراز نشه واون وقت که حال همسرم هم بد میشه وترس در اونهم نفوذ میکنه و ناامیدی کل زندگیم رو میگیره پس من باارادی خودم این همه مشکل ایجاد کردم این یک نمونه از آن مشکلات بوده 

      وحالا فقط می خوام در ذهنم و زبانم کاملا سکوت کنم واصلا به خانم منفی بافم توجه نمیکنم باید در ذهنم بگم من با اراده خداوند زندگیم رو خلق میکنم واون خودش آنقدر راه داره تا من رو تا وقتی زنده هستم تامین کنه ومن رو هدایت میکنه به بهترین ایدها وازون بهتر ایده هارو به سمت من می فرسته ومن مطمئن هستم اراده خداوند به داد من میرسه ومن رو به اوج میرسونه اون وقت چه حس خوبی رو دریافت میکنم

      چقدر لذت بخش میشه که تو از نظر مالی خیالت راحت بشه برای من الان ذهن منفی بافم روی شرایط مالی خیلی گیر داده پس من نبتید توجه کنم به اون وبا ایمان به خداوندم از زندگیم لذت ببرم 

      خدایا شکرت برای اراده تو در جهان هستی    

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار انسی انوری
      ۱۴۰۴/۰۱/۲۰ ۱۱:۰۶
      مدت عضویت: 640 روز
      امتیاز کاربر: 7465 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 232 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی 

      چقدر این نوشته ها تکان دهندست انگار در دنیای جدیدی دارم زندگی میکنم انگار نگاهم به زندگی کن فیکون شده .

      با نوشته های امروز فهمیدم چرا هرچی از دید خودم تلاش کردمو نشد چرا همیشه احساس بی لیاقتی میکردم چرا مدام خودمو قصاوت و سر کوب میکردم هیچ وقت اونجور که باید از زندگیم لذت نبردم مدام نگران مرگم بودم و میترسیدم از خدا ،خدا هیچوقت در زندگی من حضور نداشت جز زمان هایی که یاد مرگ و تنبیهم میوفتادم فقط میدونستم خدایی هست که بابت عمل نکردن به یه سری قوانینی که تعیین کرده مثل حجاب .نماز.روزه و …. قرار منو بندازه وسط جهنم و ازش بدم میومد حتی روم نمیشد ازش درخواستی داشته باشم و همیشه میگفتم من بنده ی بدی بودم و حتی دلیل موفق نشدن همسرم در زندگی هم خودمو میدونستم …

      انگار خواب بودم 

      چقدرررر سبک شدم چقدر حالم خوبه 

      از دیروز که خواندم این قسمت رو شروع کردم خیلی حالم خوبه دیکه حس تنهایی و ناتوانی نمیکنم حس خاص بودن دارم حس قوی بودن انگار یه فرد توانمندی دوش به دوش من داره زندگی میکنه و میتونم با خیال راحت بهش تکیه کنم فقط من بخوام و اون میگه چشم 

      خیلی خوشحالم که قبل از مرگم با این دیدگاه اشنا شدم و هر لحظه  عشقم داره به خالقم بیشتر میشه حس میکنم کلی انگیزه دارم برای ادامه ی زندگی و قراره بهترینارو بهم بده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدی مرشدی
      ۱۴۰۳/۱۲/۰۷ ۱۳:۱۴
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 60 کلمه

      سلام ممنون از آموزش‌های خوبتون که در اختیار ما قرار می‌دهید تا ما هم اراده یمان رابه دست خدا بدهیم وبهترین ها را تجربه کنیم مدت ها بود به دنبال همچنین مطالبی میگشتم از خدا خواستم واو من را هدایت کرد به این سایت تا پاسخ درخواست‌هایم رابدهد  مطالبتون خیلی دلنشین هست ومن با تمرکز زیادی مطالعه میکنم ودوست دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ایمان ظهوریان
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۹ ۱۴:۰۷
      مدت عضویت: 705 روز
      امتیاز کاربر: 495 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 11 کلمه

      استاد شما واقعا بی نظیرید

      من بار صدمه که میخونم درونتون رو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیل ماه
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۷ ۱۸:۱۷
      مدت عضویت: 727 روز
      امتیاز کاربر: 2310 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 15 کلمه

      میشه منیت رو برام یه بار دیگه توضیح بدین با مثال که متوجه بشم متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید