0

لاغر شدن یا گرفتار شدن در چرخه‌ی اشتباه‌ها؟ (گام ۱)

اشتباه در انتخاب روش لاغری
اندازه متن

تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان می‌کنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافه‌وزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟

📍 این جلسه، گام اول دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است؛ اگه پیش‌نیازش رو هنوز نخوندی، بهتره اول از اونجا شروع کنی.

این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشه‌ی ماجرا خیلی وقت‌ها به یه چیز ساده اما خطرناک برمی‌گرده:

«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣

توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگه‌ای فکر کنیم.

پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠

💡 اگه می‌خوای این مسیر رو با یه برنامه کامل و قدم‌به‌قدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً برای همین ساخته شده.

✍️ حالا بریم سراغ اولین اشتباه بزرگ؛ در ادامه هم توی گام ۲ سراغ «رهایی از چاقی با ذهن» می‌ریم.

🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب می‌شه، نه شناخت!

از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟

آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلی‌ت فراری بودی؟ 😟

بذار یه تصویر برات بسازم:

داری جلوی آینه لباس پرو می‌کنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی می‌شن. توی ذهنت یه جمله تکرار می‌شه:

«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»

و درست توی همون حالت هیجانی، می‌ری سراغ اولین تبلیغی که می‌بینی:

🍵 یه دمنوش گیاهی!

🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!

🏃‍♀️ یه چالش ۲۱ روزه‌ی سختگیرانه!

اینجا دقیقاً نقطه‌ایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ می‌ده.

انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگی‌ت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلی‌ته.

👀 مثالی از مدرسه…

یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت می‌اومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمی‌شه.

تو دنیای لاغری هم همینه.

وقتی روشی رو فقط به‌خاطر ترس از چاقی انتخاب می‌کنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجه‌ش می‌شه:

⛔ شروع‌های پرانرژی

⛔ چند روز فشار و محدودیت

⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی

🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس

طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم می‌گیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوری‌های جبرانی هستن.

چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥

✅ راه درست چیه؟

🔍 اول، باید خودتو بشناسی:

  • آدم انعطاف‌پذیری هستی یا ساختارمند؟
  • به تنهایی بهتر کار می‌کنی یا با همراه؟
  • از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟

بعد، روش‌هایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگی‌ت هماهنگ باشن.

مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیم‌های عددی برات مناسب نباشه.

یا اگه آدم درون‌گرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجه‌ی بهتری بده برات.

💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقت‌ها به‌خاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمی‌پرسیم:

«من واقعاً چی می‌خوام؟ چی برام جواب می‌ده؟»

پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:

«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام می‌دم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱

🔑 چون همون لحظه است که می‌تونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبنده‌ی مجله‌ها و اینستاگرام.

کدام روش لاغری

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربه‌ی درونی

تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که می‌گه:

✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»

یا یه خانم خوش‌هیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و می‌گه:

🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»

تو اون لحظه، مغز خسته‌ت فقط همون یه جمله رو می‌فهمه:

«نجات!» 😵‍💫

و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق می‌افته… چون تصمیم‌گیری‌ت از روی تجربه‌ی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.

🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راه‌حل سریع می‌گرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!

🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیم‌های سخت و سریع وزن کم می‌کنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمی‌گرده!

یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:

انتخابی که از بیرون بهشون خورونده می‌شه، نه از درون جوشیده.

🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمه‌ی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیده‌ست که با هورمون‌ها، مغز، احساسات، باورها و عادت‌ها کار می‌کنه.

اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نم‌کشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگ‌تر خراب می‌شه!

✅ راه بهتر چیه؟

به‌جای دنباله‌روی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیک‌تر شو. ببین تو از چی لذت می‌بری؟ با چه چیزی احساس امنیت می‌کنی؟ روش انتخابی‌ت قراره تو رو خسته‌تر کنه یا زنده‌تر؟

🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر می‌شه.

اشتباه در انتخاب روش لاغری

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، به‌جای اصلاح روش

یه سؤال ساده اما مهم:

وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمی‌ده، چی کار می‌کنی؟

  • الف: می‌گی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
  • ب: خودتو سرزنش می‌کنی که «بازم نتونستم… من هیچ‌وقت اراده ندارم!» 😔

واقع‌بین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه می‌ریم سراغ گزینه‌ی «ب».

چرا؟ چون سال‌ها بهمون گفتن:

“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بی‌اراده‌ای! خودتو کنترل نمی‌کنی!”

و این دقیقاً یکی از خطرناک‌ترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمی‌سازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، می‌زنیم تو سر خودمون!

📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نه‌تنها عزت‌نفست افت می‌کنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کم‌رنگ‌تر می‌شه.

و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.

👗 تصور کن…

رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.

خب چیکار می‌کنی؟

می‌گی: «اوف! من چقدر زشتم!»

یا می‌گی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»

اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد می‌گیری که لاغری هم مثل لباسه.

همه‌ی روش‌ها برای همه مناسب نیستن.

🌿 بدن ما یه سیستم بی‌نهایت پیچیده‌ست، با تاریخچه‌ای از احساسات، باورها، ژن‌ها، عادت‌ها و خاطرات.

وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمی‌گیری، به‌جای مچ‌گیری از خودت، بهتره بگی:

“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیه‌م و سبک زندگیم هماهنگه.”

🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن

منم یکی از اون آدمایی بودم که سال‌ها توی دور باطل روش‌های جسمی افتاده بودم:

📉 رژیم پشت رژیم

🏋️‍♀️ ورزش تا مرز بی‌حالی

🍵 دمنوش لاغری تلخ‌تر از دارو

📦 قرص‌های گرون قیمت

💡 و البته دستگاه‌های عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجه‌ی قرون وسطی بودن!

هر بار با هیجان شروع می‌کردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافه‌وزن بیشتر تموم می‌شد.

در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایج‌ترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:

نادیده گرفتن ذهن!

یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.

🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…

مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیده‌ست!

تو زور می‌زنی، عرق می‌ریزی، انرژی می‌ذاری… اما نمی‌دونی چرا جلو نمی‌ری.

🧠 ذهن همون ترمز دستی‌ایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمی‌کنه.

🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…

تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمی‌شدم. من داشتم با جسم می‌جنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر می‌کرد.

تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمی‌کنه.

و این، همون نقطه‌ای بود که مسیر من تغییر کرد…

✅ نتیجه‌گیری:

یکی از بزرگ‌ترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.

لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن هم‌دست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.

پس این دفعه که می‌خوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:

«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘‍♀️🌀

چاقی و لاغری

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بی‌صدا، اما عمیق!

وقتی رژیم می‌گیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده می‌شه!

🍽 مامان می‌پرسه: «باز کم خوردی؟»

👩‍💼 همکار می‌گه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یه‌وقت!»

👨‍👩‍👧‍👦 خانواده با نیش‌خند می‌پرسن: «این‌یکی رژیم‌ت با قبلیا فرق داره؟!»

حتی گربه‌ی دم پنجره هم قضاوتت می‌کنه 😿!

اما وقتی می‌ری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی می‌افته: لاغر می‌شی، بی‌سروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.

🧘‍♀️ نه قرصی روی میزته،

🏋️‍♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه می‌رم»،

📱 نه اپی که صدای اعلانش همه‌جا بپیچه.

فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.

🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم

اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!

نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوال‌های تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.

و همین سکوت، شد بزرگ‌ترین مزیتش.

چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.

🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمک‌کننده‌ست؟

روش ذهنی تو رو از یکی از مهم‌ترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور می‌کنه:

وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.

تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” می‌تونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر می‌کنی.

تغییری که:

✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق می‌افته

✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه

✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار می‌مونه

🌱 یه مقایسه‌ی جالب:

روش‌های پرزرق‌وبرق بیرونی مثل گل مصنوعی‌ان:

تو رو سریع می‌برن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.

اما روش ذهنی؟

مثل کاشتن دونه‌ست.

شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشه‌دار، واقعی، و غیرقابل برگشته.

پس اگه تا حالا فکر می‌کردی که باید حتماً یه چیز عجیب‌غریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:

گاهی بهترین تغییرها، در سکوت‌ترین حالت ممکن اتفاق می‌افتن.

🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیده‌ش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع می‌شه و با دلت می‌مونه ❤️

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 478 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.86 از 297 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11310

478 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

478 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۴ ۰۱:۴۹
      مدت عضویت: 2607 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 265 کلمه

      سلام

      لاغری با ذهن یاد گرفتن میخواد . 

      لاعری با ذهن یه هنره . 

      همونطور که برای مثلا نقاشی کشیدن باید اول اصول اولیه ی اون رو آموخت . قلم به دست گرفتن رو اموخت رنگ آمیزی رو آموخت و ….. برای لاغر شدن هم باید آموخت . 

      آموخت که چطور رسم کرد . 

      آموخت که چطور با ذهن خود رفتار کنیم که واکنش ذهن ما بشود لاغر شدن . 

      من چه کار باید با ذهنم بکنم که واکنش ذهن من بشود لاغر شدن ؟ 

      بیشترین ورودی تاثیر گزار در تشکیل ذهنیت من  گفتگوهای ذهنی من هست . گفتگوهای ذهنی من همیشه با من هستند  . اندیشه ی من هیچ وقت از من جدا نمیشود . سبک تفکر من سبک نگرش من توجهات من و بعد از آن دیده ها  و شنیده ها و مجددا  توجهات و قضاوتها و گفتگوهای ذهنی من به مرور زمان ذهنیت مرا میسازند و این ذخنیت باز خودش مولد گفتگوهای ذهنی بی شماریست. این گفتگوها در هر جهتی باشند ذهن به آن عکس العمل نشان میدهد . 

      کافیست من کارهایی که اکنون برای چاق شدن  انجام میدهم را انجام ندهم . 

      اما من چه کارهایی کردم که واکنش بدن من شد چاقتر شدن . من در چاقی موفق بودم . چه کارهایی برای چاق شدن انجام دادن و چه کارهایی برای لاغر شدنم انجام ندادم . 

      ما در این صدگام و البته تمام دوره های استاد می آموزیم که چه کنشهایی با ذهن خود داشته باشیم که عکس العمل و واکنش آن شود لاغرشدن . 

      ما لاغری با ذهن را تجربه می کنیم . پس باید کارکرد عمل کردن به ذهن را یاد بگیریم و بعد بتوانیم آن را هدایت کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۰/۰۱/۱۰ ۱۳:۰۰
      مدت عضویت: 2607 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,738 کلمه

      سلام .
      من سی گام از لاغر شدن رو انجام دادم . ولی دلم خواست تا دوباره بیام از اول گوش بدم یه مروری کنم یادگیریم عمیقتر بشه چون الان که سی گام انجام دادم مسلما مدار ذهنی من نسبت به دو ماه پیش که ۹۹/۱۱/۳ بود تغییر کرده و الان در مداری هستم که نسبت به اون زمان به لاغری نزدیکتره .
      فرمودید خودتون رو محک بزنید . من الان دو ماهه که مجددا وارد مسیر لاغری با ذهن شدم . قبلا هم بودم ولی تمرین نمیکردم . یاد گرفته بودم ولی دوماهه که دارم هر روز مقداری تمرین می کنم . درست مثل رانندگی . من سالهاست که گواهینامه دارم ولی کم میشینم قبلا که سرکار میرفتم هرروز مقداری رانندگی داشتم و همونا تمرینی بود برای اینکه ترس من از نشستن پشت ماشین کمتر میشد ..
      الان در این فایل نکته ای که گفتین دقیقا همین بود که فرد چاق هم غذا میخوره فرد متناسب هم غذا می خوریم ولی فرد چاق هر لقمه ای که میخوره میترسه ولی فرد متناسب هر لقمه ای که میخوره لذت میبره . پس باید تمرین کنیم ذهنیت چاقیمون رو نسبت به غذا خوردن تغییر بدیم . درست مثل رانندگی . یه فرد ماهر هم از ماشین استفاده می کنه فرد غیر ماهر هم از ماشین استفاده می کنه فرد ماهر لذت میبره ولی فرد غیر ماهر میترسه . لذت اولی باعث میشه بیشتر رانندگی کنه ولی ترس دومی باعث میشه کم کم این کار و ترک کنه و رانندگی رو کنار بزاره . ولی خبر خوب اینه اگه دومی تمرین کردن رو ادامه بده کم کم مهارتش بیشتر میشه و هر چقدر ماهرتر بشه ترسش کمتر و کمتر و علاقه اش بیشتر و بیشتر و بیشتر میشه . سختی کار براش کم میشه و آسونی کار براش بیشتر میشه . چون راه ماهر شدن تمرین کردنه .
      پس تنها کاری که ما در راه لاغر شدنمون باید انجام بدیم تمرین کردن و ماهر شدنه . تمرین کردن و ماهر شدن باعث میشه لاغر شدن برای ذهنمون ساده تر و ساده تر بشه . هر چقدر سادگی کار برامون بیشتر بشه ذهن ما راحتتر اون کار و انجام میده .
      پس باید فکر لاغر نشدن رو رها کنم . ذهنم رو درگیر نکنم . به چگونگی انجام کار اصلا فکر نکنم . هر کاری رو که انجام بدم اون رو بر اساس بودن در مسیر لاغری تجزیه و تحلیل کنم . ترس رو از خودم دور کنم البته وقتی من در این راه استمرار دارم ماهرتر میشم و ترس در من کمتر و کمتر میشه . چون ترس یک واکنشه که از ذهنیت ناشناس برخاسته میشه .
      ما هر چقدر با مسیر بیشتر آشنا بشیم ترسمون بیشتر میریزه چون شناختن ترس رو از بین میبره ما معمولا از چیزی که نمیشناسیم میترسیم . چون در ذهن تعریف نشده ولی وقتی بارها تکرارش کنیم شناختمون بیشتر میشه و ترس کم کم تبدیل به لذت میشه .
      پس هر جایی که ترس میاد سراغمون به خاطر ناشناخته بودنه . ترس از ناشناخته ها و تاریکی باعث میشه ما اون راه رو کنار بزاریم . ولی وقتی چراغ هدایت با خودمون داشته باشیم دیگه از مسیر ترس نداریم . (چراغ هدایت همه ی ما استاد هستند که هرچقدر بیشتر به حرفاشون گوش بدیم و تمرینات رو انجان بدیم راه برامون روشننتر میشه و ذهن خودبخود راه تناسب رو انجام میده )
      در یک فایلی فرمودید هر فکری که شما رو ضعیف کنه فکریه که باید ترک بشه . ترس از غذا خوردن برای این در ما ایجاد میشه که ما فکر می کنیم این غذا منو چاق می کنه و اونقدر این جمله برامون باور شده که همیشه ترس از غذا خوردن باهامونه . ما به ترسیدن از غذا عادت کردیم . خب اینم یه مهارتی هست که ما با تکرار اون رو یاد گرفتیم ‌ . چاقی یه مهارته که ما یاد گرفتیم و سالها تکرارش کردیم . پس حالا هم باهاش مشکلی نداریم میخواهیم یه مهارت دیگه رو یاد بگیریم و تکرار و تمرین کنیم تا بهش عادت کنیم . ما باید به لاغر شدن عادت کنیم و سعی کنیم از لاغر شدن در امور روزمره استفاده کنیم .
      هر چقدر ما در لاغر شدن بیشتر ماهر بشیم ترس ما از خوردن کم و کمتر میشه . ولع و حرص ما نسبت به خوردن کمتر و کمتر میشه . سرزنش کردنمون کمتر و کمتر میشه و اینا همه یه واکنش در ذهن است که ورودیهای لاغر کننده و کسب اگاهی باعث این اتفاق میشه .
      من الان نسبت به دو ماه قبل فکرم رهاتر شده . آزادتر شده . نگرانیم کمتر شده . لذتم بیشتر شده . من فهمیدم که آگاهانه کم کردن غذا یا ورزش کردن هیچ کمکی به لاغری نمی کنه . مگر اینکه این یک واکنش ذهنی باشه که در اثر تکرار و تمرین به دست بیاد .
      من واقعا تجربه کردم ببخشید که اینجا این حرف رو میزنم ولی لازمه که بگم برای اینکه یقینمون بیشتر بشه . ببینید ورودی مواد غذایی به بدن با خروجیش برابره . ما هر چقدر که غذا بخوریم به همون اندازه خروجی و دفع مواد زاید داریم . جسم ما هرگز مواد زاید رو جذب نمی کنه و دائما در حال دفع مواد زاید هست . چیزی هم که بدن ما از غذاها میگیره انرژی اون هست . حالا اگه انرژی درونی ما در جهت چاقی باشه انرژی که از غذا میگیریم در راستای انرژی درونی ما حرکت میکنه و اگر انرژی درونی ما لاغری باشه انرژی استخراج شده از غذاها هم در جهت انرژی درونی حرکت می کنه و با اون همتراز و هم سطح میشه .
      یعنی طبیعت بدن در اصل اصلا قدرت چاق کنندگی نداره . و اگر هم هر چیزی رو جذب کنه نیاز بدن هست .حالا این نیاز برای هر ذهنی یه جور معنا گرفته و اگه ما به خودمون کم کردن غذا رو تلقین کنیم مسلما جسم ما خودش اون کمبود رو جبران می کنه . ‌ یعنی جسم ما تنها چیزهایی رو از غذا دریافت می کنه که انرژیش رو بالا ببره و اگه از طریق غذا اون انرژی دلخواه رو نگیره خودش کمبودش رو میسازه . یعنی اینکه میگن اگه غذا نخوری ضعیف میشی کاملا یه دیدگاه اشتباهه ‌ . چون اصلا طبیعت و تعادل بدن نمیزاره ما کم کنیم . ما فقط باید لاغر شدن رو طبیعت و خواست جسممون بدونیم تا ذهن اجازه بده لاغر شدن اتفاق بیفته . چون اگه کمبود و کاهش وزن رو به ذهنمون تلقین بدیم اون هرکاری میکنه که جلوی این مورد رو بگیره . چون این دهنیت رو داریم که لاغری برای بدن ضرر داره . جسم ما فقط به پرخوری عادت کرده و اگه واکنشی هم به کم کردن غذا نشون میده به خاطر اینه که ما آگاهانه و ارادی میخوایم غذامون رو کم کنیم ولی وقتی ما انگیزه و اشتیاق برای لاغر شدن داشته باشیم و در راه لاغر شدن با ذهن و کسب آگاهی حرکت کنیم و محتویات ذهن رو تغییر بدیم لاغر شدن برای ما به واکنش تبدیل میشه ‌ . دیگه ما نمیخوایم غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم که ذهن دچار رنج و سختی بشه بلکه ما میخوایم مطابق تعادل و انرژی لاغر کننده حرکت کنیم یعنی ما در راه لاغری طبیعی بازم هر وقت دلمون خواست میخوریم اما واقعا این خوردن با اون خوردن متفاوت میشه . یعنی حالتش متفاوته . نگرش ما به خوردن تغییر می کنه . در عین حال شاید اصلا این موضوع رو حس نکنیم و نفهمیم چطور این اتفاق افتاده . یعنی واقعا کسی که در مسیر لاغری با ذهن حرکت کرده کاملا این گفته رو متوجه میشه که لاغری میشه واکنش بدن .

      این ما هستیم که با تغییر انرژی درونی میتونیم انرژی مواد غذایی رو هم تغییر بدیم . یعنی اصلا انرژی مواد غذایی در مقابل انرژی درونی ما هیچه . اصلا قدرتی نداره . چون ما انرژی الهی داریم که همواره با ماست . این انرژی الهی اگر در جهت افکار و ذهنیت منفی خرج بشه تبدیل میشه به انرژی شیطانی و اگر در جهت افکار و ذهنیت مثبت حرکت کنه تبدیل میشه به انرژی فرشتگی و پاکی و بزرگترین قدرتی که خداوند به بشر داده قدرت انتخاب هست و اینکه انرژی رو به کدوم سمت هدایت کنه . ضمن اینکه خواست و قدرت الهی در جهت خیر جاریه و قدرت خیر بیشتر از قدرت شره . یعنی اصل انرژی بر خیر جاریه و واسه همینه میگن انا لله و انا الیه راجعون . همه فکر می کنند این جمله یعنی مردن و تمام شدن . در حالیکه این جمله یعنی زنده شدن یعنی بر خیر جاری شدن یعنی اجازه بدیم نیروی خیر بر ما جاری بشه .ما انتخاب می کنیم که انرژیمون در کدوم سمت هدایت بشه و حال خوب یا بد ما نشون میده الان انرژی ما در کدوم سمت داره حرکت می کنه .
      لاغر شدن یا چاق شدن انتخاب ماست . قدرت الهی وجودمون بر مثبت جاریه . همه ی ما دنبال حال خوبیم . همه ی ما دنبال لذت بردن از زندگی هستیم . هیچ کس رنج رو دوست نداره . خداوند همواره بر ما خیر رو جاری می کنه . همواره بر سلامتی جاریه . همواره بر تناسب جاریه . ما باید تناسب ذهنیمون رو تغییر بدیم تا تناسب جسمیمون تغییر کنه .
      تناسب ذهنی ما خیلی راحت به دست میاد . خیلی راحت در جسم جاریه .
      خداوند آنچه را میخواهد که ما میخواهیم .
      نیروی الهی وجودمون در تناسب فکری و ذهنی ما جاری میشه .
      خدایا تو چه بی نهایت میبخشی و ما را لبریز از حس ناب خواستن و توانستن می کنی .
      خواستن توانستن است . وقتی میخوای یعنی میتونی . وقتی خواسته لاغر شدن در ما شکل گرفته یعنی توانایی لاغر شدن هم در ما هست .
      لاغر شدن خیلی راحته . طبیعت بدن ما در جهت متناسب شدن حرکت می کنه . احساس متناسب بودن احساس خوبی هست .
      ذهن ما همواره در جهت تناسب داره حرکت میکنه . اگه ذهن ما الگوی ۷۰ کیلویی تعریف شده باشه تناسب ذهنی ما میشه ۷۰ کیلو و اگر تناسب ذهنی ما ۵۰ کیلو تعریف شده باشه ذهن ما جسم الان ما رو با این الگوی ذهنی در تناقض میبینه و خیلی راحت اضافه وزن رو از جسم ما بر میداره . خیلی راحت و خودبخود .
      ما فقط باید به عنوان مثال تناسب ۵۰ کیلویی رو برای ذهن تعریف کنیم و این معیار رو طبیعی بدونیم . لذت ببریم . بعد ذهن میفهمه الان چاقه . این چاقی زائده . این چاقی نیاز بدن نیست و طبیعت اصلی بدن دفع مواد زائد از بدنه . پس بدن ما طبق ذهنیت جدید ما تمام مواد زائد رو از خودش دور می کنه و اجازه هم نمیده مواد زائد وارد بدن میشه . پس واقعا هر چیزی که میخوریم همیشه در هر شرایطی چیزی هست که در ذهن تعریف شده و این نیاز با توجه به تغییر ذهنیت ما تغییر می کنه و دقیقا با آنچه در ذهن ما هست خودشو تطبیق میده .
      واقعا یه حساب دو دوتا چهارتاست و کاملا منطق پذیره . ما با تغییر محتوای ذهنیمون نیاز بدن خودمون رو تغییر میدیم . چیزی که هست ذهن همواره در جهت تناسب ما داره حرکت می کنه و ما باید تناسب ذهن رو در وضعیت مثلا ۵۰ کیلویی قرار بدیم . برای ذهن الان ما شاید ۵۰ کیلو شدن یعنی کاهش وزن . یعنی هنوز اونقدر خوب این وزن رو برای خودمون حس نکردیم برای ذهن تعریفش نکردیم که البته این موارد در دوره کاملا توضیح داده شده و تمارین مختلفی برای طبیعی کردن این وزن به ماداده شده . مثل تمرین نوار زمان . تمرین ۲۱ روزه . تمرین عدد وزنی و …. اگه استاد میگن دوره رو بارها تکرار کنید چون دقیقا انجام دادن اون تمرینات باعث میشه لاغری در وزن ایده آل برای ذهن تعریف بشه و تکرار کردن اون ها باعث میشه لاغر بودن برای ذهن طبیعی بشه . لاغر بودن کاهش وزن نیست . لاغر بودن طبیعت بدن هست . ۵۰ کیلو بودن طبیعت بدن منه . ۷۰ کیلو برای بدن من زیاده . حس چاقی بهم میده . در حالیکه من در وزن ۵۰ کیلویی احساس سبکی بیشتری می کنم . وقتی که بار سنگین اضافه وزن از روم برداشته میشه چقدر برای من حرکت کردن لذتبخش میشه . من عاشق سبک وزن بودن هستم . لاغر بودن رو حس می کنم . البته الان حس میکنم دارم گام ۳۱ رو انجام میدم . گام ۳۱ لاغر شدن هم دقیقا میگه لاغر شوید قبل از اینکه لاغر شوید و باید همینکارو کنیم . در طول روز به جای اینکه دائما به چاقی فکر کنیم سعی کنیم چاق شدن رو متوقف کنیم و بعد کم کم به لاغر شدن بیندیشیم . جسم ما قادره خودبخود تمام اضافه وزن خودشو دور بریزه به شرطیکه بدونه اینا اضافه وزنه . اینا طبیعی نیست . اینا بار اضافه است . اینا مواد زائده که در خودش ذخیره کرده . ولی ذهن این رو نمیدونه . فکر می کنه اینا طبیعت بدن ماست .
      پس طبیعت رو باید برای ذهن از نو تعریف کنیم .
      ما از ورود مواد زائد به بدن هیچ وقت احساس خوبی نخواهیم داشت . وقتی چیزی رو وارد بدن می کنیم که لذت میبریم این یعنی اون برای ذهن ما تعریف شده است که میپذیره و اگه پذیرفته شده نباشه اون اصلا اجازه ی ورود نمیده و یا اگر ما به زور وارد کردیم او دفع می کنه به همین راحتی او در جهت تناسب حرکت می کنه .

      حالا ما کدوم تناسب رو به ذهن دادیم . آیا چاقتر شدن تناسب ذهن ماست یا لاغر بودن . لاغری در ذهن ما با کمبود و کاهش معنا گرفته . برای همین نمیزاره لاغر بشیم . برای همینه استاد از کلمه ی تناسب استفاده کردن . چون ذهن با تناسب سازگاره . من یک متناسب ۵۰ کیلویی هستم . من از ۵۰ کیلو شدن واقعا لذت میبرم . همین حالا تصویر خانومی در ذهنم میاد که ۵۰ کیلو بود و به من میگفت من آرزومه هیکلم مثل تو توپر بشه . منم گفتم منم دوست دارم مثل تو بشم . ولی اون داشت چاق شدن با ذهن رو یاد میگرفت البته ناخوداگاه . میگفت آره با دخترخاله هام که تپلن نشست و برخاست میکنم وقتی پیش اونام دوست دارم حس میکنم دارم چاق میشم لذت میبرم . وقتی برمیگردم خونه چند کیلویی اضافه وزن پیدا می کنم . ولی تو خونه ی خودمون که هستم تنهام هر چقدرم غذا زیادتر میخورم بازم نمیتونم همون دو سه کیلو اضافه وزن رو حفظ کنم و دوباره مثل بادکنکی که بادش خالی میشه دوباره لاغر میشم . یعنی در جمله به جمله اش من به چاق شدنش با ذهن رو میدیدم و من به لاغری ذهنش توجه می کردم که چطور داره اون رو متناسب می کنه . اما شاید سالها بعد که ببینمش یکی از افرادی باشه که دنبال کاهش وزن هست چون بر یادگیری چاقی اصرار داشت . علاقه ی زیادی به چاق شدن داشت در حالیکه ذهن الانش لاغر بود و من واقعا از دهن الانش لذت میبردم . ذهنش وزن ۵۰ کیلو رو براش طبیعی می دونست و هر چقدر اضافه میکرد ذهنش اون رو اضافه وزن میدونست و دفعش میکرد ولی وقتی با چاقها نشست و برخاست میکرد ذهنش راه چاقی رو میرفت . او داشت چاق شدن رو تمرین میکرد و داشت با توجه کردن به افراد چاق با تکرار و یادگیری روند چاقی و چاق شدن رو برای ذهنش تعریف میکرد . دیگه نخواستم بهش بگم پشیمون میشی از اینکار . راستش دیگه اصلا حوصله ی توضیح دادن ندارم . من فقط میخوام روی خودم کار کنم تا ذهن خودم رو در مسیر دلخواهم هدایت کنم .
      دلم میخواد الگوی ذهنم رو لاغری قرار بدم و طبیعت خودم رو بر ۵۰ کیلو بودن طبیعی بدونم . هر چقدر محتوای ذهنی من تغییر کنه عملکرد من تغییر می کنه . عاداتم تغییر می کنه و اضافه وزنم خودبخود اصلاح میشه . چون ما فقط با تغییر محتوای ذهنی از یک انسان متناسب تبدیل به یک انسان چاق شدیم پس حالا هم تنها و تنها با تغییر محتوای ذهنی و استفاده از اون در عملکرد روزمره تبدیل به انسانی متناسب ۵۰ کیلویی میشیم .
      امروز از زاویه ی دیگر این فایل رو گوش دادم . و واقعا لذت بردم الان که بیش از دو ماه از روز اول میگذره برگشت زدم به فایل اول دیدم ذهنم نسبت به اون زمان آرومتره . ایمانم بیشتر شده و راحتیم بیشتر شده . درکم بیشتر شده . استفاده از محتوای چاق کننده در زندگی روز مره ام کمتر شده و میشه گفت اوقاتی که در جهت حرکت در مسیر تناسبم هستم بیشتره و خیلی برام لذتبخش تر شده .
      خدایا سپاسگزارم .
      استاد ازتون ممنونم ‌.
      فاطمه ازت ممنونم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 40 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۳ ۰۰:۱۹
      مدت عضویت: 2607 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 816 کلمه

      (اشتیاق، بازیابی محتویات ذهنی از طریق نوشتن)
      .
      سلام .
      آیا برای تبلیغات گول خورده اید ؟

      گول خوردن یک مانع ذهنیست . من خودم شخصا گول خوردنم خیلی زیاده . چون باور دارم ساده هستم و زود گول میخورم .
      چون خودم همیشه صداقت داشتم فکر می کنم دیگرانم صادق هستند . البته خیلی جاها این احساس صداقت و باور به صداقت کمکم کرد و خیلی جاها همین احساس صداقت نزاشت گول بخورم .

      ولی در رابطه با لاغری شاید من هنوزم دارم گول میخورم . چون هنوزم تحت تاثیر قرار می گیرم .
      ولی خوشبختانه بهایی که برای تبلیغات میزارن راه رو برای گول خوردن من بسته .
      الان خودمم بخوام گول بخورم هزینه ها نمیزارن گول بخوریم 😅😅
      چون واسه پولم ارزش قائلم و نمیخوام صرف چیزهای بیهوده بشه . میخوام به جا خرجش کنم تا چند برابر به سمتم جذب بشه .
      تمام تبلیغاتی که برای لاغر شدن می کنند همش فریبه .
      آیا گول خوردی ؟
      آره گول خوردم .
      کجا ؟
      👹
      طب سنتی . ۶ جلسه رفتم پول دادم برای اینکه پولم هدر نرفته باشه دو ماه جون کندم ۸ کیلو کم کردم که بعدش در طی چند ماه دوباره برگشت .
      دیگه کجا گول خوردی ؟

      👹باشگاه
      رفتم پول دادم دو ماه رفتم باشگاه
      ۶ کیلو کم کردم ولی در طی دو سال آرام آرام برگشت و سه کیلو هم زیادتر شد .

      👹 چای سبز
      رفتم پول دادم چای سبز ۵۰۴۰ خریدم . تازه واسه خونه تکونی پیداش کردم ریختمش دور . مصرف نکردم اصلا اثر نداشت .

      👹قرص لاغری همکارم .
      گول خوردم ولی مامانم نزاشت استفاده کنم گفت حق نداری از این آشغالا مصرف کنی

      👹رژیم سیب
      یکماه گرفتم ۴ کیلو کم کردم ولی برگشت .

      👹 ترازو
      گول خوردم ترازو به کاهش وزن کمک می کنه اما نه تنها کمک نمیکنه تازه باعث چاقتر شدنم میشه .
      اینا گولایی بود که خوردم و پولش و دادم .
      اما گولهای دیگه ای هم بود که پول ندادم ولی خوردم .

      👹رژیمهایی که میگرفتم و ورزشهایی که می کردم با نارضایتی وای خدا اون زمان ها چطور میرفتم پیاده روی اصلا افتضاح حال خراب داغون می اومدم فقط له له میزدم یه چیز بزارم دهنم . وای خدا چقدر گول خوردم . رژیم که اصلا آدم رو لاغر نمیکنه . تازه چاقترم میکنه . الان ناخوداگاه غذام کم شده و بهم نمودار نمیشه . خب سیرم . جلوی خودمو نمیگیرم ولی زیاده روی نمی کنم .

      👹یه گول دیگه هم بود گول رو خوردم ولی توان بدنم اجازه نمیداد بهش عمل کنم .
      عرق کردن زیاد . می گفتن اگه زیاد عرق کنی لاغر میشی بدوی با سرعت لاغر میشی . آخه کدوم لاغری واقعا اینجوری لاغر شده مگر با زور که اگه ول کنه قطعا چند برابر برمیگرده چون عادتم که کرده باشه وقتی یه مدت انجام نده دوباره برمیگرده .
      اینم یه گول دیگه بود ولی توان بدنم نزاشت انجامش بدم .

      یه گول دیگه سونا بود اگه سونا بریم و کلی اونجا بشینیم عرق می کنیم ولی من این گولم نخوردم چون دوست نداشتم استخر رفتن و

      یه گول دیگه هم که در مسیرش قرار گرفتم ولی اجرا نکردم چسبهای لاغری بود .
      که اگه به بدنت بچسبونی عرق می کنی و لاغر میشی

      یه گول دیگه خوردن سالاد بود خدای من چه حال بدی داشتیما

      یه گول دیگه پرهیز از خوردن شکر قند فست فود برنج نان بود . البته خیلیها هنوزم دارن این گول رو میخورن .

      برای اینکه لاغر بمونیم باید این گولها را نخوریم . اینا خوردنیهایی بود که چاقمون کرد ‌ .
      گول نخوریم . 😅😅😅
      👹 بهمون میگفتن هرچقدر بیشتر جون بکنی عرق بریزی لاغرتر میشی ولی گول اینو نخوردم البته باور کردم ولی توان ادامه دادنشو نداشتم .
      من حالا هم پیاده روی میرم ولی الان کجا و اون زمان کجا . الان میرم که عشق کنم پرواز کنم لذت ببرم از فضای آزاد . روی تردمیل لذت میبرم از پاکسازی و کنترل ذهن . لذت در لذت .

      الان فرق داره پیاده رویم .هروقتم که حوصلم بیاد میرم نه برای کاهش وزن . چون اصلا پیاده روی باعث کاهش وزن نمیشه .
      ولی اون زمان خیلی گول خوردم تازه جالبه سراغ کلی گولهای دیگه هم میخواستم برم ولی هزینه اش رو همسرم مخالفت میکرد . میگفت همینجوری خوبی خودت بخوای میتونی لاغر شی .
      تازه اون که لاغری با ذهن رو هم قبول نداشت چون ذهنش لاغره متوجه نمیشه چاقی با دهن یعنی چی . درک نکرده کارکرد ذهن رو . ولی من قبول داشتم و دارم چون فهمیدم که چطور ذهنم نمیزاشت من لاغر شم . و من بعد از آشنایی با لاغری با ذهن چطور کاهش وزن فوق العاده اونم با احساس لذت عالی کسب کردم .
      به نظرم لاغری با ذهن یک درکه که هرکسی نمیتونه بهش برسه و در این راه قرار بگیره .

      ما انتخاب شدگانیم .

      خدارو شکر که راهی رو پیدا کردیم که دیگه از گول خوردنها جدا شدیم .

      خدایا سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم