0

بهانه بی بهانه – پیش نیاز موفقیت

پیش نیاز موفقیت بهانه لاغر نشدن
اندازه متن

پیش نیاز موفقیت برای لاغر شدن نداشتن بهانه برای لاغر نشدن است.

بهانه بی بهانه یک عبارت نیست بلکه باید نگرش شما برای لاغر شدن باشد.

نگرشی که زندگی من و هزاران نفری که از آموزش های لاغری با ذهن استفاده کرده اند را متحول کرد.

تفاوت افراد موفق و ناموفق

از زمانی که در مسیر تغییر کردن قرار گرفتم، درک تفاوت بین نگرش افراد موفق و ناموفق برای من جذاب شد. این علاقه سبب شد که به تفاوت نگرش بین افراد لاغر و چاق توجه کنم و جرقه ایده استفاده از قدرت ذهن برای لاغر شدن در ذهنم زده شد.

مهمترین تفاوت بین افرادی که از شرایط خود راضی و آنهایی که ناراضی هستند نگرش آنها درباره بهانه هاست.

افراد راضی نگرش “بی بهانه بودن” را برای زندگی انتخاب کرده اند و افراد ناراضی نگرش “بهانه داشتن” را انتخاب کرده اند.

افرادی که برای ناراضی بودن خود دلیل دارند و برای عدم توانایی خود در راضی بودن از شرایط کلی بهانه دارند.

این مشخصه افراد ناموفق است.

شباهت افراد ناموفق و چاق

چاقی باعث نارضایتی افراد می شود و افرادی که برای چاقی خود دلیل منطقی و همچنین برای عدم لاغر شدنشان بهانه های مختلفی دارند تا ابد چاق خواهند ماند. این مهمترین راز لاغر نشدن افراد چاق است و آگاهی از اینکه باید بهانه های خود را برای لاغر شدن رها کنید پیش نیاز موفقیت در لاغری است.

اما افرادی که چاقی باعث نارضایتی آنان شده است و برای چاقی خود دلیل دارند اما برای لاغر نشدن خود بهانه ندارند، پیش نیاز موفقیت برای لاغر شدن را به شکل ناخودآگاه در خود ایجاد کرده اند و دیر یا زود رویای لاغری آنان به واقعیت تبدیل خواهد شد.

سال های زیادی از زندگی ام با چاقی گذشت و در آن ایام بارها برای چاق بودنم به خداوند شکایت می کردم که چرا من را چاق آفریده است.

هربار که تلاش می کردم تا لاغر بشم و شکست می خوردم از خدا عصبانی تر می شدم که چرا من را طوری خلق کرده است که هرگز لاغر نمی شم.

گله و شکایت های من تا سی و پنج سالگی ادامه داشت که به لطف خدای مهربان با موضوع قدرت ذهن و تغییر زندگی آشنا شدم.

این اولین باری بود که تصمیم گرفتم بدون استفاده از روشهایی که دیگران پیشنهاد می کنند برای کاهش وزن اقدام کنم.

امیدی به لاغر شدن نداشتم اما احساسی در قلب من بود که مرا ترغیب به استفاده از این روش من درآوردی می کرد و برای اولین بار در عمرم به ندای قلبم گوش دادم و وارد مسیری شدم که هیچ نتیجه ای برای آن مشخص نبود.

هر روز که در این مسیر ادامه می دادم درک من از چاقی و دلایل آن بیشتر می شد. روزهایی بود که احساس می کردم خداوند ایده ها و آگاهی هایی به من الهام می کند تا بیشتر موضوع چاقی را درک کنم.

پیش نیاز موفقیت برای رهایی از چاقی

آن روزها نمی دانستم پیش نیاز موفقیت در لاغر شدن کشف دلیل چاقی، اولین قدم برای رهایی از چاقی است.

در روش های قبلی که برای لاغری اقدام کرده بودم هرگز درباره دلایل چاقی توضیح داده نمی شد و فقط به من برنامه غذایی یا ورزشی می دادند و تاکید می کردند که باید مو به مو به آنچه برای من تعیین شده عمل کنم و الا نتیجه نخواهم گرفت.

به مرور که دلایل چاقی برای من واضح شد احساس بهتری نسبت به چاقی پیدا کردم و تصور کردم تنفرم از چاقی کمتر شده است چون دلایل چاقی من برایم واضح شده بود و دیگر دلیلی برای متفر بودن از چاقی نداشتم.

تا قبل از آن چاقی را موضوعی تحمیلی از جانب والدین یا خداوند می دانستم و هرگز آن را نپذیرفته بودم و از آن متنفر بودم اما هرچه بیشتر درباره دلایل چاقی آگاهی کسب می کردم بیشتر برایم واضح می شد که دلیل چاق بودنم فقط خودم هستم.

پذیرش مسئولیت چاقی کار ساده ای نیست چون همه افراد چاق از آن متنفر هستند، پس طبیعی است که مسئولیت چیزی که از آن متنفر هستیم را نمی توانیم بپذیریم.

این هدایت الهی بود که قبل از اینکه به من بگوید، خودت مسئول چاق بودنت هستی، مرا ترغیب به کشف دلایل چاقی ام کرد. به این صورت من به مرور درک کردم که تنها مقصر چاق بودنم خودم هستم.

ماه ها گذشت و من غرق یادگیری اصول ذهن برای درک بیشتر چاقی و تغییر فرمول های چاقی ذهن شدم و بعد از حدود 15 ماه اولین نشانه های تغییر جسم بدون اینکه مانند گذشته برنامه رژیمی یا ورزشی داشته باشم در من ظاهر شد.

این نشانه ها گرچه در برابر میزان چاقی من بسیار ناچیز بودند اما دلیلی برای صحیح بودن مسیر انتخابی من برای رهایی از چاقی بود.

با شوق و اشتیاق ییشتری ادامه دادم و هر ماه نتیجه من واضح و واضح تر می شد.

پس از آنکه به مسیر آموزش لاغری با ذهن هدایت شدم برایم واضح شد که چرا من از کودکی درگیر چاقی بوده ام.

اینکه چرا بارها از روش های مختلف برای لاغر شدن اقدام کرده بودم اما هرگز موفق نمی شدم.

اینکه چرا علاقه زیادی به خوابیدن داشتم، از تحرک داشتم متنفر بودم، کارهای پشت میزی را دوست داشتم و خیلی از موضوعات دیگر که قبلا آنها را دلیل چاقی خودم می دانستم.

در این چند ساله که افراد زیادی از طریق هدایت خداوند به سایت تناسب فکری هدایت شده و مسیر لاغری با ذهن را برای تحقق رویای خود انتخاب کرده اند برایم واضح شد که همه آن مسائل و چالش ها برای این بود که همه افرادی که رویای لاغری دارند و بهانه هایی برای لاغر نشدن خود دارند با مشاهده من و نتایجی که کسب کردم بهانه های خود را رها کرده و امید و انگیزه برای لاغر شدن پیدا کنند.

همه افرادی که تصویر آنها را در آلبوم شگفتی سازان مشاهده می کنید سرشار از بهانه های مختلف برای لاغر نشدن بوده اند اما با اقدام کردن و غلبه بر ترس های خود بعنوان پیش نیاز موفقیت حرکت در مسیر لاغری را شروع کردند و تصویر خود را به آلبوم شگفتی سازان اضافه کردند.

شرایط چاقی من هیچ بهانه ای برای افرادی که چاق هستند باقی نمی گذارد.

  • من از بد تولد چاق بوده ام.
  • بیش از 40 کیلو اضافه وزن پیدا کردم.
  • 35 سال چاق بودم و چربی های من بسیار قدیمی و سفت شده بود.
  • کار پشت میزی دارم و علاقه به تحرک زیاد ندارم.
  • در سن 35 سالگی تازه با موضوع لاغری با ذهن آشنا شده ام.
  • از هیچ آموزش یا مهارت خاصی استفاده نکرده ام.
  • از هیچ دارو یا عمل جراحی برای لاغری استفاده نکرده ام.
  • نوع تغذیه من مشابه همه افرادی است که اضافه وزن دارند و تصور می کنند برای لاغر شدن غذاهایی که همیشه می خورند را نباید بخورند.

زندگی من کاملا واضح و شفاف است و هیچ بهانه ای برای چاق ماندن هیچ فرد چاقی باقی نمی گذارد.

مگر اینکه خود فرد نخواهد لاغر شود و همچنان به بهانه داشتن برای لاغر نشدن ادامه دهد والا هیچ اضافه وزنی در برابر قدرت ذهن توان استقامت و ماندگاری ندارد.

قدرت ذهن شما، هر میزان اضافه وزنی را از بین می برد.

هر چقدر که چربی های بدن شما قدیمی و سفت باشند، آنها را آب و دفع می کند.

در هر شرایط سنی باشید، از توانایی جسم شما برای لاغر شدنتان استفاده می کند.

پیش نیاز موفقیت در لاغری با ذهن این است که بهانه های لاغر نشدن را رها کنید تا بتوانید رویای لاغری خود را محقق کنید و از زندگی در شرایط متناسب لذت ببرید.

این مهمترین رسالت شما در زندگی است.

✍️ تمرین آموزشی 📖

مهمترین پیش نیاز موفقیت شناسایی بهانه های لاغر نشدن است تا در مسیر لاغری با ذهن بهتر عمل کرده و نتیجه عالی کسب کنید.

  • بهانه هایی که در گذشته داشته اید و مانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید.

بهانه ها به شکل های مختلف در ما ایجاد می شوند اما نتیجه نهایی همه آنها حرکت نکردن و به خواسته ها نرسیدن است.

بنابراین شناسایی بهانه هایی که در گذشته مانع حرکت کردن و انجام کارهایی که دوست داشتید انجام دهید ولی بخاطر بهانه ها انجام نداده اید به شما کمک میکند تا نتیجه توجه کردن به بهانه ها را به عنوان پیش نیاز موفقیت مدنظر قرار داده و در مسیر لاغری با ذهن بدون توجه به بهانه ها حرکت کنید.

  • بهانه هایی که در گذشته مانع از اقدام شما برای لاغری شده اند را بنویسید.

بهانه های لاغر نشدن به دو دسته تقسیم میشوند:

۱- بهانه های احساسی

۲- بهانه های منطقی

بهانه های احساسی بر مبنای احساس هیجانی در لحظه هایی از زندگی هستند که مانع حرکت و اقدام کردن ما می شوند.

حوصله ندارم، حسش نیست، حالا تا بعد، فعلا نمی تونم شاید بعدا و …

بهانه های منطقی بر مبنای شکست ها و نتیجه نگرفتن ها از تلاش های قبلی برای لاغر شدن ایجاد می شوند و بهانه منطقی برای حرکت نکردن برای لاغری می شوند.

  • بهانه های منطقی و بهانه های احساسی حرکت نکردن برای لاغر شدن یا رها کردن روش های لاغری را شرح دهید.

بهانه ها را با منطق می توان خنثی کرد. بنابراین برای بهانه ها منطقی و احساسی خود که ممکن است در مسیر لاغری با ذهن باعث دلسردی و رها کردن مسیر لاغری شود با منطق های مناسب پیدا کرده و درباره آنها شرح دهید.

  • دلایل منطقی و احساسی خود برای مقابله با بهانه ها را شرح دهید.

با نوشتن درباره احساسی که با لاغر شدن پیدا خواهید کرد می توانید دلایل منطقی احساسی در مقابله با بهانه های احساسی که شما را از ادامه دادن منع می کند ایجاد کنید.

با نوشتن درباره تاثیراتی که لاغر شدن در جسم و زندگی شما ایجاد می کند می توانید دلایل منطقی برای بهانه های منطقی ذهن خود برای لاغر نشدن ایجاد کنید.

  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.15 از 219 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30924
143 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار حیرت انگیز
      1403/04/20 23:18
      مدت عضویت: 408 روز
      امتیاز کاربر: 1476 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 821 کلمه

      به نام خداوندی که بی بهانه دوستم دارد 

      سلام خدمت استاد ارجمند و همه دوستان 

      بهانه بی بهانه

      بهانه چیزی هست که من در اون استاد بودم .

      بهانه های من اکثرا بخاطر تنبلیم بودند.

      هر چقدر وزنم بیشتر بود تنبلتر بودم.

      همین بهانه آوردنها باعث شد خیلی جاها و خیلی وقتها نتونم در لحظه ،زندگی کنم و شاد باشم و لذت ببرم .

      • تمرین شماره ۱
      • بهانه هایی که در گذشته داشته اید و مانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید.

      هر روز کلی پرخوری میکردم و بهانه ام این بود من فعالیتم زیاده ،جون ندارم باید بخورم. 

      دم سیکل ماهانه میشد بهانه میکردم دست خودم نیست بدنم شیرینی میطلبه و کلی شیرینی جات میخوردم.

      بعد شام و ناهار کلی تنقلات میخوردم و بهانه ام این بود موقع تماشای فیلم کیف داره خوردن.

      کارهام و ناقص و نیمه انجام می‌دادم بهانه ام این بود وزنم زیاده پام درد میگیره نمیتونم زیاد کار کنم.

      اهل پیاده روی و ورزش بودم یعنی مثل غذای روحم بود از وقتی فهمیدم مریضم ،خودم و باختم و تا یه کم فعالیت میکردم میگفتم دلم درد گرفت و اینقدر این تو ذهنم بزرگ شده بود که از ترس فکر نکردن به بیماری و درد نگرفتن دلم ترجیح دادم دیگه ورزش و پیاده روی نکنم .و واقعا بهانه تراشیدم .

      لباس نمیخریدم ،مهمونی نمیرفتم،نمیرقصیدم ،شاد نبودم، عکس نمیگرفتم ،بهانه میگرفتم من چاقم ،من زشتم ،و تا لاغر نشم این کارها رو انجام نمیدم .

      • تمرین شماره ۲
      • بهانه هایی که در گذشته مانع از اقدام شما برای لاغری شده اند را بنویسید.

      تصمیم میگرفتم کمتر بخورم بهانه میکردم که من قراره از فردا رژیم بگیرم این یه هفته رو بخورم و اندازه یک ماه تو اون یه هفته پرخوری میکردم .

      بهانه میکردم بدن من با بقیه فرق داره من یه مشکلی دارم که لاغر نمیشم و کلی دکتر و آزمایش میرفتم و هزینه میتراشیدم 

      تصمیم میگرفتم ورزش کنم اما هر بار دایورت میکردم و هر بار بهانه ای جور میکردم تا ورزش نکنم .یه روز میگفتم پام درد میکنه،یه روز دلم درد میکنه،یه روز باید برم بیرون و…….

      تا میخواستم برای لاغری اقدام کنم انگار تمام خوراکی ها ،حتی تابلوی مغازه ها به من فراخوان میزدن و جذاب‌تر میشدن ،یه تایمی جلو میرفتم بعد بهانه میکردم مگه چقدر زنده ام ،حیف این همه نعمت نیست و خیلی بیشتر از قبل میخوردم .

      • تمرین شماره ۳
      • بهانه های منطقی و بهانه های احساسی حرکت نکردن برای لاغر شدن یا رها کردن روش های لاغری را شرح دهید.
      • خوب وقتی خوب نگاه میکنم میبینم که :

      کلا زندگی من متوقف شده بود در این بهانه گیری ها 

      اونقدر ذهنم به مسائل اطرافش عادت کرده بود که هر تغییری که میخواستم بدم ،کلی صغری و کبری برام می‌چید و من در آخر مغلوب میشدم .و بهانه های ذهنی ام پیروز میشدن.

      کلی فرمول اشتباه دیگه که از اجتماع وارد ذهنم شده بود طی سالها و من عاجز و تسلیم همه اونها میدیدم خودم رو .

      خیلی از مشکلات و لذتهای زندگیم بخاطر دیگران زهر مار میشد .و کلا خودم و فراموش میکردم .چه برسه به توجه ام به لاغری 

      نمیدونستم خانه از پای بست ویرانه و دلیل تمام این حال خرابی ها همین ورودی های منفیه .

      مشکلات دیگران لحظات زندگیم و تلخ می‌کرد و من لکر میکردم و بهانه می آوردم اگر نسبت به مشکلات دیگران بی تفاوت باشم آدم خوبی نیستم و گناه دارم میکنم .

      و اونقدر خودم و درگیر مشکلات دیگران میکردم که دردی که من میکشیدم از صاحب اصلی درد بیشتر بود .

      • دلایل منطقی و احساسی خود برای مقابله با بهانه ها را شرح دهید.

      اما یه بهانه مهم دیگه من 

      من بهانه میارم نمیتونم پرخوری و قاطی خوری نکنم ،حیفه این نعمتهای لذیذه ،اما الان به ذهنم جواب این بهانه رو میدم 

      ذهن قشنگم خدا بی نهایت نعمت و لذایذ خلق کرده ،همه اش هم مال توست ،نه قحطی در راهه ،نه تموم میشن این نعمتها ،پس نترس و بهانه نیار ،هر چی میخوای به اندازه نیاز بدنت بخور و در خوردن اصراف نکن .

      چون همون خدایی که برای تو این نعمتها رو خلق کرده تا لذت ببری بارها و بارها گفته اصراف نکن و به بدنت ستم نکن و خیلی پرخوری و شکمو بودن و مضر برای خودت بیان کرده .

      اما الان ،امروز،اینجا،میخوام پایان بدم تمام بهانه ها رو 

      من دیگه دلیل و بهانه ای توی ذهنم برای چاقی نمیخوام داشته باشم.

      من میخوام این چاقی و تموم کنم .

      این بیماری همینجا تموم میشه .

      بدن من هر لحظه در حال نو کردن خودش و سلول سازیه 

      بیماری بی معناترین چیز در خلقت بدن هستش

      من به تمام نعمتهایی که دارم قانع و شکرگزارم.

      من سپاسگزار پروردگار بی نظیرم هستم که تحت هر شرایطی باشم بی بهانه دوستم داره و من و یاری میکنه .

      من اگر لاغر باشم حالم بهتره ،سالمترم ،شادترم ،زیباترم.

      لاغری مزایای زیادی برام داره و من به دنبال جلب و جذب تمام اون خوبیها در مسیر هدایتم گام برمیدارم .

      خدای خوبیها ای بهترینم از تو برای نعمات امروز سپاسگزارم 

      خدای عزیزم از تو سپاسگزارم که در مسیر حرکتم به سمت لاغری و سلامتی همراه و یاور من هستی .

      استاد بزرگوار از شما برای آموزش امروز سپاسگزارم و برایتان بهترینها را می‌خواهم. 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نادیا همتی
      1403/04/14 14:51
      مدت عضویت: 66 روز
      امتیاز کاربر: 3255 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      با سلام به نام الله یکتا 

      بهانه های من برای لاغر نشدن :من که تحرک ندارم که لاغر بشم ،ورزش نمیکنم ،همه چیزی میخورم ،همیشه گشنه میشم ،کلا شکموام ،استعداد چاقی دارم ،ارثی ام که هست ، به این راحتی یا نتیجه نمیگیرم ،خیلی طول میکشه حوصله ندارم 

      دلایل منطقی برای مقابله با بهانه ها،خیلی ها تحرک ندارند و لاغرن،ورزش نمیکنن لاغرن،خیلی ام پر خورن اما لاغرن،شکموام هستن ،خانواده شون چاقن اما خودشون لاغرن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رها یاری
      1403/04/04 10:28
      مدت عضویت: 57 روز
      امتیاز کاربر: 695 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      سلام خدمت استاد رضا عطار روشن

      خدا را شکر با آموزههای شما آشنا شدم قبلا اطلاعاتی مختصر در مورد لاغری با ذهن بدست اورده بودم ولی آموزههای شما عمیق و ریشه ای به علت چاقی پرداخته.

      بهانه های احساسی من این بود که  هیجانی می شدم دچار پرخوری و باعث شده بود که از کاهش وزن  ناامید بشم و به خودم میگفتم

      که من هر روز مسعله ای هست که دچار هیجان بشم پس لاغر نمیشم

      از بهانه های منطقی 

      هر راهی که تونستم برای لاغری امتحان کردم

      و نهایت چند کیلو کاهش وزن داشتم

      و در آخر وزنم بر می گشت

      و دیگه تحمل سختی نداشتم

      پس نتیجه می گرفتم 

      که اضافه وزنم را  بپذیرم و دوباره طعم شکست نچشم 

      ولی حالا میدونم تمامشون بهانه هست و هیچکدوم نمی تونن مانع کاهش وزنم بشوند

      و اکنون در زمان حال زندگی خواهم کرد و اگر در حال زندگی کنم و از داشته هام لذن ببرم نه نگران اینده خواهم بود و  در آینده حسرت گذشته را نخواهم داشت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      1403/03/31 20:21
      مدت عضویت: 65 روز
      امتیاز کاربر: 12240 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 64 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      من دوره لاغری رو خریداری کردم پدر حال انجام تمرینات هستم بقدری خوشحالم و حالم‌خوبه با این دوره 

      آگاهی زیادی کسب کردم در مورد باور های اشتباه که در گذشته که باعث چاقی من بوده من در مسیر لاغری هستم و تصمیم گرفتم از گام اول شروع کنم دوست دارم تمام وقتم رو در سایت باشم واز تک تک فایلهای ارزشمند لذت ببرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلی
      1403/03/21 20:36
      مدت عضویت: 509 روز
      امتیاز کاربر: 2355 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 232 کلمه

      خداوند رو سپاسگزارم که من را در مسیر لاغری قرار داد

      سلام

      امروز نسبت به دو روز گذشته حس بهتری به بدن خودم دارم. اشتهام هم کمتر شده. مدام سمت مواد خوراکی نمیرم. این تجربه ها رو مدیون روزهایی هستم که کلیپ های شما رو میدیدم. خیلی زود حس های قبل برگشت. 

      یادمه اون زمان مطالب زیادی می نوشتم و با نوشتن اونا، باعث شد اکثر موارد منفی و افکار چاقی رو فراموش کنم و کم رنگ تر شده الان نسبت به قبل

      برای من  بهانه های مختلفی  وجود داشت و داره که مانع رسیدن من به موفقیت که همون لاغری هست، شده

      اینکه من روز به روز چاق تر میشم

      ژنتیکی ما اضافه وزن داریم

      تحرک ندارم

      ورزش نمی کنم

      برنج زیاد می خورم 

      زیاد می خوابم

      زیاد میخورم

      تمام موارد بالا رو رد می کنم. افراد زیادی رو میبینم که متناسب هستن. و تمام موار بالا رو انجام میدن. مثلا تحرک ندارن. زیاد میخورن. زیاد میخوابن. بین روز غذا میخورن…. همیشه این افراد لاغر هستن. چون افکار چاق کننده ندارن. هیچ چربی اضافی ندارن. اصلا چربی چی هست؟ 

      من به وزن ایده آلم میرسم. چون بدن ما به سمت متناسب شدن در حرکت هست. و ما با افکاری که دیگران به ما تلقین چاق شدیم. دیگران گفتن باشگاه رو کنار بزاری چاق میشی. منم چاق شدم. دیگران گفتن شب برنج پر کالری بخوری چاق میشی و من شدم. دیگران گفتن با افزایش سن ، استخون بندیت تغییر می کنه و من تغییر کردم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طناز .ه
      1403/03/10 15:48
      مدت عضویت: 186 روز
      امتیاز کاربر: 5330 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 204 کلمه

      با سلام خدمت استادعزیزم 

      استاد من خیلی لاغر بودم اخرای ابتدایی بود که شروع با چاق شدن کردم و بعد رسیدم به کنکور دیدم دارم چاقتر میشم به همه میگفتم چدن نشستم دارم برای کنکور میخونم نمیتونم لاغر کنم رفتم دانشگاه گفتم چون از کلاس میام خسته هستم نمیتونم لاغر کنم از دانشگاه برگشتم رفتم دوران طرح گذروندم بازم چاق بودم میگفتم از شیفت میام خسته ام بارها رژیم هم میگرفتم ول میکردم دوباره برمیگشتم و بیشتر خونه دوستم میرفتم و اونا خوش خوراک بودن منم میخوردم بعدش استخدامی قبول شدم دیدم چاقم روم نمیشه برم سر کار جدیدم شروع کردم به رژیم و رفتم سر کار خوابگاه داشتیم همکاران زیادی چاق بودن نگاه کردم دیدم من از اونا بهترم دوباره رژیم رو ول کردم و چاق شدم تا ازدواج کردم بهانه ازدواج و بچه داری دیگه این روند ۳۰ سالی طول کشید و من بی توجه به عمرم که داده میگذره بودم و خسته شده بودم تا با سایت شما آشنا شدم خدایا شکرت که من روبه این سایت هدایت کردی الان دادم استفاده میکنم و راضی هستم و تا آخر ادامه می‌دهم و انشاله به هدفم میرسم و میام داستان لاغر شدنم رو برای دیگران مینویسم و انهارو به این سایت آشنا میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      1403/03/04 10:52
      مدت عضویت: 325 روز
      امتیاز کاربر: 740 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 530 کلمه

      بنام خدایی که قشنگترین تکرار هرروز ماست

      درود به استاد عطارروشن عزیز و دوستان محترم 

      یکی از بهانه های چاقی ذهن من که فکر کنم اکثر افراد چاق این بهانه رو دارن شروع نکردن کاری وبه تعویق انداختن است همه ی ما از شنبه ها خاطره داریم من هر کار مهمی رو میخواستم، از شنبه شروع کنم،تا به امروز ۱۳سال از زمان چاقی من میگذره و هنوز اون شنبه نرسیده حتی چندین باری که این دوره رو شروع کردم و متاسفانه رها کردم همش میخواستم روز شنبه باشه اما الان هر کاری رو که بخوام از روز شنبه شروع کنم اعتمادی ته قلبم بهش ندارم چون در روزی شروع میشه که سالهاست هدف مهم زندگیم در اون روز انجام نشده و شکست خورده

      یکی دیگه از بهانه هام اینه که میخوام همه شرایط عالی باشه تا کاری رو شروع کنم مثلاهر بار برای شروع هرهدفی باید از لحاظ شرایط روحی حالم خوب باشه دور از تنش های خانواده باشم، تنها باشم تا تمرکز لازم رو داشته باشم وخیلی بهانه های بی اساس دیگه هیچ وقت نخواستم قبول کنم که در حال حاضر شرایط به این شکله کار من اینه که فقط شروع کنم واز همین الان لذت ببرم همیشه بهانه آوردم و جا زدم وروز به روز احساس ضعیف بودن بیشتری کردم غافل از اینکه برای شروع هر کاری نباید همه چیز عالی باشه و این من هستم که باید حرکت کنم ودر مسیر قرار بگیرم وطی مسیر همه چیز عالی میشه به وضوح این احساس رو تجربه کردم که هر بار که در این مسیر قرار گرفتم حالم خوب شده اعتماد بنفس بالا رفته زندگیم رو دوست دارم تو زندگیم عشق و آرامش هست.

      بهانه ی دیگه من اینه که وقتی شروع میکنم به خوردن شیرینی یا فست فودیا غذاهای به اصطلاح ناسالم انگار که دنیا به آخر رسیده و چنان عذاب وجدان واحساس ناامیدی وجودم رو میگیره که فقط میخوام بمیرم به حدی اون لحظه احساس گناه دارم وخودم رو سرزنش میکنم وتنفر عجیبی از خودم پیدا میکنم که حتی نوشتن درمودش هم بهم حس بدی میده

      همیشه خودم رو از لذت لحظه حال محروم کردم هر لذتی رو موکول کردن به بعد از رسیدن به رویای لاغری لذت خرید کردن،مهمونی رفتن، مسافرت  

      حتی از خوردن هم هیچ لذتی نبردم همش به خاطر ترس از چاقی به خوردن پناه بردم و فقط خودم رو برای لحظه ای آروم کردم خیلی کم یادم میاد که از خوردن حس خوبی گرفته باشم خوردنی که همش فکر میکنم یکی از دلیلهای صددرصد چاقی خودم میدونم 

      به نظر من یکی از خطرناکترین بهانه هایی چاقی که ذهن بهش عادت میکنه قبول این جمله که (همینه که هست)و این بهانه خیلی وقتها در رسیدن ب هدفمون مارو ناتوان میکنه

      خیلی به بهانه های چاقی ذهن فکر کردم اماهنوز فکر به اون بهانه ها به ذهنم نیومده بود سریعا دلیلی برای رد بودنش میومد تو ذهنم واونو کنار میزد نتونستم بهانه ای بیارم که دلیلی براش پیدا نکنم بهانه های من بیشتر احساسی هستن تا منطقی 

      اما  به خودم میام بهانه ها رو کنار می ذارم و مسولیت چاقی خودم رو میپذیرم با چاقی خودم در صلحم هیچ جنگی باهاش ندارم و به بدنم کمک میکنم که به حالت اولیه خودش برگرده

      خودمو دوست دارم وبابت قرار گرفتن در این مسیر خداروشکر میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار servehchopani_1
      1403/03/01 22:30
      مدت عضویت: 1499 روز
      امتیاز کاربر: 1460 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 83 کلمه

      به نام خداوند مهربان سلام استاد من ميخام درباره بهانه بي بهانه صحبت كنم مامسئول چاقی خودمان هستیم وباید چون چاقی به وجود اوردیم. با

      تغییر نگرش های درست آنرا تغییر بدیم. ولاغررودر ضمیرناخدااگاه وهیچ بهانی نیارنداریم چون خدا مرا به مسیر درست هدایت کرده ومن ایمان دارم که لاغر شدن آسانترین کاردنیا   ست ممنونم از آگاهی های ناب تون وانشالله خدا مهربان از هر طریق که به من داد بتونیم دوره رو بخریم. والان هم خوشحالم بابت این دوره ارزشمندتون سپاس فراوان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بی همتا
      1403/02/29 02:08
      مدت عضویت: 1615 روز
      امتیاز کاربر: 10028 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 477 کلمه

      با سلام.

      من امشب به خاطر پرخوری که موقع شام داشتم نمیخواستم بیام و گام امروز رو بردارم چون یک جورایی ناامید شده بودم و خیلی جالب بود که موضوع این جلسه هم بهانه ها هستش. 

      بهانه ای احساسی که چون یک انتخاب اشتباه داشتم کل مسیری را هنوز طی نکردم بی نتیجه دانستم.

      برای من اینطوری هست که با شروع هرکاری که بلد نیستم و می بینم خیلی باید کار انجام بدم تا ماهر بشم سریع جا میزنم و اصلا سمتش نمیرم ..

      یا دوست دارم از اول به بهترین شکل انجام بدم یا اینکه اصلا سمتش نرم و شروعش نکنم.

      این یکی از موانع هستش که نمیذاره در زندگی گامی به جلو بردارم.

      و خیلی دوست دارم که در پایان صد گام این عادت در من کمرنگ شده باشه در کنار عادت های ديگر.

      عادت کردن به چاقی : 

      این جمله که عادت های ما زندگی ما رو می سازند واقعا درست هستش و اگر به عقب برگردیم می بینیم که افکار و رفتار هایی که ما بسیار تکرارشو کردیم زیر بنای عادت های ما هستند..

      شاید چون دوست ندارم یا می ترسم از نقطه ی امنی که فکر میکنم امن ولی نیست بیرون بیام باعث شده روند لاغر راضی کننده ای نداشته باشم مثل اینکه همزمان پام روی گاز و ترمز باشه.

      به دیدن اضافه های چاقی که از قسمت های مختلف بدنم بیرون زده عادت کردم ..اما این هم نمیتونه بهانه باشه برای لاغر نشدن چون افراد چاق زیادی شرایط مشابه من رو داشتند ولی الان لاغر هستند یک نمونه استاد عطارروشن دوستان شگفتی سازم.

      و هم چنین خودم از این مسیر نتایج عالی گرفتم.

      بهانه های چاقی هر لحظه آماده خودنمایی هستن مثل علف هرز که اگر خاک باشه و آب باشه کافیه و پیداشون میشه ..

      اما گل زیبا نیاز به مراقبت داره ، نهال لاغری حواس جمع میخواد که به خوبی رشد کنه و در جسم ماندگار باشه حتی اگر جسمی نتیجه بگیری اگر در ذهنت تثبیت نشده باشه دوباره برمیگرده چون این ترس ریشه داره در وجودت و با  یک بار لیز خوردن میتونه دوباره خودش رو نشون بده.

      نباید فراموش کنیم که خداوندی که این مسیر را به ما نشان داد هنگام لغزش ها نیز کنار ماست پس هرگونه ترس و بهانه را از خودمان دور کنیم.

      من از این روش لاغر می شوم همان قدر که می‌خواهم وزن و سایز کم می کنم همانی می شوم که دوست دارم چون حمایت الهی را دارم، جسم و روحم مشتاق تغییر هستند و لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست.

       لاغر شدن دریچه ای به روی من باز می‌کند که با چاق ماندن هیچ گاه به درک آن احساس و تجربیات نمی رسم.

      حق انتخاب مهم ترین دست آورد لاغر شدن برای من است هم چنین آرامش ، شادی ، اعتماد به نفس و حس خوب.

      پس چرا برای تجربه و رسیدن به این حس ها بهانه داشته باشم؟ 

      من از این لحظه هیچ بهانه ، عذر و دلیلی برای لاغر نشدن ندارم..

      من کاملا آماده ی لاغری هستم ..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار yas
      1403/02/21 23:26
      مدت عضویت: 153 روز
      امتیاز کاربر: 65 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 914 کلمه

      همیشه پرنگ ترین بهانه من این بود چیزیه که شد نمیتونم تغییرش بدم از کنترل من خارج شده و یکی دیگر ژنتیک و استخوان بندی درشت بود فکر میکردم بخاطر ژنتیکم هیچ وقت نمیتونم لاغر و متناسب باشم یا اگر کمی امیدوار میشدم ناگهان به یاد استخوان های درشتم می افتادم یا اگر قرار بود شروع کنم ورزش یا رژیم رو میگفتم فعلا سرم شلوغه وقت ندارم به دلیل درس یا سالهای دبیرستان بخاطر کنکور میگفتم کنکور باعث چاقی منه دست من که نیست ، یا میگفتم خب من تحرک ندارم چاقیم بخاطر اینه ، میگفتم متابولیسم بدنم پایینه یکی نبود بگه آخه ادم عاقل تو از کجا فهمیدی متابولیسم بدنت پایینه معاینه پزشکی تست یا کاری کردی! خداروشکر از این جاهلی خارج شدم .

       یکی از عمده ترین مشکلاتی که از بچگی داشتم و هنوزم دارم اینه که بسیار بی حوصله هستم اصلا تحمل اتمام و پایان کاری ندارم بعد از مدتی کاری را ادامه نمیدهم یا بخاطر ترس از شکست آن راه را شروع نمیکنم ، دو روز ورزش میکردم فردا میگفتم حالا یه امروز استراحت کنم امروز خستم امروز دیرتر از مدرسه اومدم یا میخوام برم کلاس ورزش نمیکنم . یکی دیگر از بهانه های احساسی من این بود که فکر میکردم به پایان خط رسیدم دیگر نمیتوانم کاری کنم کاری از من ساخته نیست همه چیز تموم شده برای من و تنها راه رهایی از این چرخه جهنمی خودکشی است .

      اما بهانه های منطقی ، در 8 سالگی رژیم داشتم وزن کم کردم اما برگشت در 15 سالگی رژیم داشتم اما چیزی کم نکردم بلکه برگشت ، ورزش را شروع کردم در چندین رشته متفاوت و زمان های مختلف اما چیزی کم نکردم بلکه بیشتر هم شدم و همیشه در ذهنم حک شده بود تو یه شکست خورده ای .

      ژنتیک : هیچ وقت چیز علمی ندیدم که تناسب بدنی فردی به نسل خودش برگرده همیشه اینو گفتن ، فقط در حد یه صحبت بدون اثبات علمی باورم نمیشه اینقدر ساده بودم و خانواده خودمو بابت این سرزنش میکردم یکبار فکر نکردم و بگم شاید اینطور نیست و این فقط یک بهانه است برای قانع کردم خودم.

      استخوان بندی درشت : همیشه گفتن استخوان های درشتی داره که هیکلیه ولی آیا به این موضوع فکر کردیم که چاقی و اضافه وزن به دلیل افزایش بافت چربی در بدن است و ربطی به استخوان ندارد فرض کنیم استخوان وزن بیشتری به ما دهد اما آیا در حد 20 کیلوگرم است؟ وقتی به زنی متناسب برسیم بدن در حالت بالانس و زیبایی قرار میگیرد و اصلا درشت چثه و بد نیست به راحتی بدن لاغر نشان خواهد داد.

      متابولیسم : هیچ مقاله علمی یا معاینه یا تست پزشکی ندیدم و نداشتم که درباره سطح متابولیسم بدن باشد فقط چون همه گفتن  ما هم باور کردیم اما آیا واقعا اینطور است؟ یکبار باید جرات بدیم و مخالف این امواج مردم حرکت کنیم کی گفته حرکت در راستای مردم درست است؟ کی گفته حرف مردم درسته؟ من تست پزشکی ندادم چطور بقیه راحت میگن متابولیسم بدن من کنده ؟! بسیار نرماله و سلامت هستم.

      هورمون ها : مشکلات تیروئیدی ندارم خداروشکر اما کمی هورمون های دیگر بدنم بهم ریخته که بقیه میگن اینا باعث چاقی میشه فلانی میگه دیدی من چقدر چاق شدم ؟ چون هورمونام ریخته بهم ، من خودم ندیدم این بهم ریختگی باعث افزایش وزن من بشه پس اینم بهانه ای است برای مانع شدن رسیدن به وزن هدفم پس من آگاهانه با آن مقابله میکنم.

      ورزش : من آدمایی میشناسم که بسیار از من کم تحرک تر هستند اصلا ورزش نمی کنند اما همیشه متناسب هستند پس کم تحرکی و ورزش نکردن بهانه برای چاقی من نیست.

      بعضیا میگن دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن باعث چاقی میشه اما اینطور نیست من چندین بار امتحان کردم اما در طول ان دوره آزمایشی افزایش وزنی نداشتم .

      قرار نیست هروز پر انرژی باشم برای انجام فعالیت هام یا قرار نیست وقتی حوصله ندارم و بی انرژیم بهانه هایی باشد برای حرکت من به سمت اهدافم فقط کافیه روزی چند قدم هر چند کوتاه برای اهدافم بردارم و باید بدونم اگر چیزی خوب پیش نرفت قرار نیست فکر کنم به پایان خط رسیدم باید همیشه با زوایای مختلف نگاه کنم و دنبال راه حل های مختلف باشم .

      دلایل منطقی من برای لاغری اینه که بتونم یکبار برای هیمشه به وزن هدفم برسم یکبار این راه لاغری را تا انتها برم و پایان خوبی داشته باشد ، هر لباس و هرنگی خواستم بپوشم ، احساس گناه و عذاب وجدان بابت غذا خوردن و یا یک روز ورزش نکردن نداشته باشم ، کسی نباشه هیکلم را مسخره  کند ، راحت از پله ها بالا برم بدون تنگی نفس ، اعتماد بنفس کافی در جمع داشته باشم.

      تمرین خودم : چه افکاری بود از حرف های مردم باعث بهانه و دلایل چاقی شده بود ؟

       ژنتیک باعث چاقی میشه امکان نداره متناسب بشی ، استخوان بندی درشت ادم چاق نشون میده ، متابولیسم بدنت کنده که چاقی ، دوران کنکور همه چاق میشن ، هورمونات بهم خورده قطعا چاق میشی و هزاران چیز اشتباه دیگر که فقط چون در بین مردم یک حرف پخش شده است .

      من سال اول دانشگاه هستم و یکم مخارج بالاست و شرایطمون یکم حساسه در حال حاضر ولی قول دادم یک کار پاره وقت پیدا کنم تا بتونم دوره هاتونو بخرم و یک روز تمام دوره ها رو میخرم و همه رو انجام میدم و نتیجه میگیرم اما درحال حاضر تمام دوره های رایگان با دقت تمام انجام میدم تا جواب بگیرم . 

      من به 60 کیلوگرم میرسم از لاغر نشدن نمیترسم و دلایل و بهانه ای برای لاغر نشدن ندارم!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار بی همتا
        1403/02/29 02:14
        مدت عضویت: 1615 روز
        امتیاز کاربر: 10028 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
        محتوای دیدگاه: 96 کلمه

        سلام دوست عزیزم از خواندن نوشته ی شما خیلی لذت بردم مخصوصا قسمتی که بهانه ی مربوط به ژنتیک را رد کرده بود . طرز بیان این موضوع خیلی عالی بود و باعث شد که ربط لاغری و چاقی به نسل های قبل را باوری بی پایه و اساس بدانم.

        نظرات شما در ۱۲ گام لاغری و دوجلسه ای که از صد گام استفاده کرده ام و آنها را خواندم بسیار عالی و آگاهی بخش برای من بود.

        امیدوارم خیلی زود هر دوره ای که دوست داری تهیه کنی و در مسیر موفق و شاد و سلامت باشی.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار yas
          1403/02/29 22:51
          مدت عضویت: 153 روز
          امتیاز کاربر: 65 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 31 کلمه

          سلام به شما دوست عزیز 

          ممنونم از نظر زیبای شما 

          نظر مثبت شما باعث انگیزه من شد و خخوشحالی منو چندین برابر کرد امیدوارم موفق باشین .

          انشالله همیشه شاد و سلامت باشین .

          متشکرم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار زهره
        1403/03/02 12:00
        مدت عضویت: 374 روز
        امتیاز کاربر: 10540 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        سلام به شما دوست عزیزم🥰 خیلی عالی احساستون رو به صورت نوشته در آوردید واقعا تحسین بر انگیزه که به درک درست رسیدن اطمینان دارم موفق میشین و آرزو موفقیت برای هممون دارم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار yas
          1403/03/02 18:24
          مدت عضویت: 153 روز
          امتیاز کاربر: 65 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 13 کلمه

          سلام 

          متشکرم از احساس خوبی که باهام به اشتراک گذاشتین🌻

          امیدوارم شما هم موفق باشین🌻

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار منیره.ف
        1403/03/03 21:06
        مدت عضویت: 1760 روز
        امتیاز کاربر: 11971 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 52 کلمه

        عزیزم خواهر من هم خیلی استخوان بندیش درشت بود ولی وقتی لاغر شد واقعا انکار استخوانهاش هم اب شد و شماره کفشش هم چند سایز کم شد اون چاقی که شما فکر نیکنی استخوان بندیتون درشت در ضمن بدون که اونهایی که استخوان بندیشون درشته وقتی لاغر شن بسیار خوش تیپ میشن 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار yas
          1403/03/03 21:52
          مدت عضویت: 153 روز
          امتیاز کاربر: 65 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 6 کلمه

          بله درست میگین متشکرم بابت نظرتون 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      1403/02/21 11:59
      مدت عضویت: 1786 روز
      امتیاز کاربر: 16498 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 220 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم 

      الان 4ساله که با شما آشنا شدم و بیشتر دوره های ناب شما را خریداری کردم. از اولش حس کردم حرفهای شما کاملا درسته با این که فردی مثل من که 30سال مدرس تربیت مربی ورزشی و دارای باشگاه بوده و تمام باورهایش  ورزش و رژیم برای لاغر شدن بوده  حالا بعد از تمام سالها کار کردن رژیم و ورزش را گذاشته کنار و در عرض 2 سال به سرعت چاق شده و انگار نه انگار 30سال زحمت برای متناسب بودن کشیده با دوسال همه رشته هاش پنبه شده و در نا امیدی خدا دری به روش باز کرده و شما را مثل یک فرشته نجات بهش رسونده  بله این من هستم که باور کردم و هیچ بهانه آیی را قرار ندادم و به شما با اعتماد کامل اعتماد کردم و الان چقدر از این موضوع خوشحال و خوشبختم 4ساله که راحت غذا میخورم حتی ورزش هم برای لاغری انجام ندادم و حدود 12کبلو هم لاغر شدم چی از این بهتر چرا بهانه بیارم برای کاری که درسته و عالیه  کاری که تمام جنبه های زندگی منو تغییر داد اعتماد به نفس ام را برگرداند خوشحال هستم راحت هستم  زیاد غم و غصه نمی‌خورم یاد گرفتم احساسم خوب نگه دارم و از آگاهی ها لذت ببرم. استاد عزیزم تمام اینها از مدیون  شما هستم و سپاسگذارم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5981 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        سلام و درود
        خوشحالم احساس بهتری داری😊 و از لطف و محبت شما سپاسگزارم
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار سهیلا عظیمی ویشته
          1403/02/21 22:23
          مدت عضویت: 1786 روز
          امتیاز کاربر: 16498 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
          محتوای دیدگاه: 8 کلمه

          سپاس از زحمات بی دریغ شما استاد عزیزم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      1403/02/10 19:17
      مدت عضویت: 512 روز
      امتیاز کاربر: 1315 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 140 کلمه

      بزرگی هست در عالم خدا نام که دل با یاد اومی گیرد آرام 

      فک میکنم همه ی بهانه هایی که ذهن ادمایی چاق براشون میاره ۹۰ درصدشون مشترک مثلا بهانه هایی هیجانی و احساسی ،مث اینکه ،اینو بخورم دیگه دفعه آخدم هست ،یا از شنبه شروع میکنم تعطیلات حرومم میشه ،یه شبه تولد هر شب که تولد نیست ،بخورم مهمونیه اخه اونا اومدن خونه ما زیاد خوردن ،مگه بهانه کم میاره این ذهن چموش ،بهانه هایی منطقی اینکه ،تو ژنیتیکی چاقی ،تیروئیدت کم کاره دست کسی نیست ،شما آبم بخورید چاق می شید ، الکی نیست که از قدیم گفتم بهشت رو به بها میدن نه به بهانه ،بهایی هر چیزی رو رو باید پرداخت چه زمانی باشه ،چه پولی باشه چه ،انشاالله منم بتونم بهونه دو کنار بزارم و بهایی تناسب اندامم دو با مشارکت داشتن تویی سایت بدم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا
      1403/01/19 12:55
      مدت عضویت: 634 روز
      امتیاز کاربر: 9115 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 300 کلمه

      سلام

      سالها اسیر بهانه ها بودم گفتم تقدریر قسمت صلاح من خدا 

      هیچ وفت نگفنم من تنبلی من اهمال کاری من فکر من 

      اما الان میدونم برای رسیدن ب هر خواسته ای باید بهاشو پرداخت 

      چقدر خواستت بر ات مهمه چقدر بلده برات همانقدر براش بها بده ثابت کن گ برات ارزش داره 

      بها پول نیس فقط بها زمان نیس فقط گاهی بها استمراه ادامه دادن گذشتنه پایداری ایمانه

      گاهی اونقدر غرق اتفاقات ذهن هستیم ک نمیفهمیم خواستمون چی بود تعهدم چی بود اونقدر ک ذهن بهانه میاره تو فلانی بهمانی 

      اما من باید مسئولیت هدفم ورسیدن ب هدفم رو ب عهده بگیرم 

      فقط من من این خودمم ک میتونم الهامت هدایتها کمکمهای خداوند رو ب کار بگیرم 

      باید هر روز ب بهانه ن گف وبها پرداخت کرد 

      ومطمئن باش تو نشانه این ایمان رو میگیری 

      لحظه ای فک کن متاسب ومتناسب ومتناسب بشی چی میشه 

      چقدر سبک سبک سبک میشم چقدر راجت راه میرم چقدر راحت کارهای شخصیم رو انجام میدم چقدر راحتم تو لباسهام چفدر راحت چیزی ک دوست دارم رو میخرم میپوشم 

      چقدر راحت میشینم پا میشم 

      چقدر جون میشم چقدر زیبایی طبیعی من خودشو نشون میده نقاشی خداوند چقدر دیده میشه 

      همه اینها بستگی ب خودت داره ک چقدر بها بدی 

      چقدر پاشی برا خودت 

      چقدر عمل کنی 

      انتخاب تو چیه عزیزم اینک مدام درجا بزنی یا یکبار برا همیشه بگی من میرم این راه من میرم و ایمان دارم ک میشه من ب این راه ایمان دارم 

      پس ایمانتو نشون بده با عملت 

      خودت ب خودت کمکم کن دست در دست خدا 

      خدا دستشو دراز کرده تویی ک دست نمیدی 

      غیر اینم هس تو چی میخوای فریبا جان 

      تو این نتایج روزمرگیی هایی ک کلی حسرت ب دلت گذاشته رو میخوای یا خواستتو 

      فریبا اجی مجی نمیشه اینو باور کن هر چقدر بهانه ها رو رد کنی برات میشه هرچقدر بها بدی میشه هرچقدر قربانی کنی میشه ب خدا ثابت کن ک میخوای اون مسیر ها رو نشون میده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Reza
      1403/01/14 21:51
      مدت عضویت: 501 روز
      امتیاز کاربر: 20451 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 560 کلمه

      از روزی که وارد مسیر هدایت الهی شدم هر روز تلاش کردم بهانه هایم را کنار بگذارم 

      خانواده 

      محیط 

      شرایط 

      دوستان 

      اگه اینطوری میشد 

      اگه اونطوری میشد 

      اگه این شخص اینو نمیگفت 

      اگه خانواده ام پولدار بودند 

      هر کس در زندگیش هزاران بهانه داره برای انجام ندادن هزاران راه وجود داره با دلیل و منطق که بگیم من خوبم ولی اون مورچه روی دیوار نگذاشت 

      هزاران راه وجود داره که بگیم این را دیگه نمیشه کاریش کرد 

      تصمیماتی که امروز میگیریم میتواند بهانه های فردا شود یا میتواند سکوی پرتاب به سمت موفقیت شود

      پارسال بهمن ماه از طرف شرکتی که در آن کار میکردم به مناسبت شب عید با فروشگاه های زنجیره ای پوشاکی قرارداد بستند که نیروهای شرکت بتواند مبلغی را پوشاک به صورت اقساط خرید کنند و ماهانه از حقوقشان کم شود و همه خوشحال از این حرکت ولی من از قبل یک تصمیم گرفته بودم و مدتی بود داشتم اجرا میکردم

       وام و اقساط بدهکاری تمام 

      دوست داشتم وقتی حقوقم را میگیرم کامل ازش استفاده کنم نه اینکه کسری داشته باشه 

      هنوز داشتم بدهکاریهام را پرداخت میکردم ولی چیز جدیدی بهش اضافه نکردم 

      ولی میتونستم بهانه های مختلفی بیارم کاملا موجه که این فرصتی عالیست و چقدر عالی و میتونم استفاده کنم و اینکه حالا که فرصتش جور شده منم چند سال هست لباس نخریدم فرصت از این بهتر ولی بهانه ها را کنار گذاشتم و با خودم گفتم شرایط بهتر این هم هست من چگونه میتوانم باشم آیا هنوز به دنبال دلایلی برای منطقی کردن رفتارهای قبلی یا به دنبال اینکه چگونه بهتر میشود برام و چند ماه بعدش شرایطی پیش اومد که پیشنهاد کاری دیگه ای برایم بوجود اومد و تونستم با آسودگی راحت از اون شرکت خارج بشم و وارد شرکتی دیگه بشم بدون اینکه فشار مالی ای بهم بیاد چون یکماه فاصله افتاد تا حقوق و تسویه حسابم و ورود به شرکت جدید هم یکماه باید کار میکردم تا پرداخت حقوق

       خوب این وسط من ۲ ماه واریزی حقوقی نداشتم ولی آسوده خاطر بودم 

      بدهکاری نداشتم جایی که ناراحت باشم پس اندازی مختصر وجود داشت برای کرایه خونه و امور جاری زندگی روی روال بود 

      موقع تسویه حساب کل حقوق و هرانچه باید میبود دریافت شد هم چیز به نفع من پیش رفت چون بهانه را کنار گذاشتم چون همرنگ شدن را قبول نکردم 

      چون خواستم‌ متفاوت باشم 

      ولی اگر طبق اون شرایط ادامه میدادم شاید امروز در شرایط الانم نبودم که شرایط شغلی ای نسبت به پارسالم ۱۸۰‌درجه متغیر و بهتر و باز تصمیاتی که الان دارم‌ میگیرم که در ظاهر میتواند هزاران دلیل منطقی داشته باشد که هر کسی بخواهد اظهار نظر کند اشتباهه و یا اینکه اعلام کنند که همین را هم‌ خیلی ها آرزشون هست ولی من برای آنچه میباید انجام شود دارم حرکت میکنم خودم هم خیلی هاش را نمیدانم و یا فقط یک جنبه آن را میدانم ولی میدانم که نتایجی کهکشانی برایم به ارمغان داره 

      بهانه ها گاهی اوقات خیلی منطقی هستند ولی هدایت های خداوند با منطق جور در نمیاد 

      یک تصمیم گرفتم و الان ۲ هفته هست دارم اجرایی میکنم‌ 

      هر روز یک کامنت و تلاشم را کرده ام تا این لحظه و انجام شده در ظاهر این جمله که ( خوب که چی )و چیزی که من الان میبینم ذهنم خیلی پذیرا تر شده 

      قدرت لاغری و تناسب افکارم بسیار بالاتر رفته 

      افکارم را دارم‌ میشناسم خودم را دارم‌ میشناسم و خیلی موارد دیگر ولی این تعهد را به خودم دادم تا پایان این ۱۰۰گام هر روز باشم ادامه بدهم و قدرتمند تر از همیشه باشم 

      بهانه ها همیشه هستند ولی من بدون این بهانه ها موفقم

      و خدایی که به شدت کافیست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1402/12/22 12:09
      مدت عضویت: 1760 روز
      امتیاز کاربر: 11971 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 178 کلمه

      وقتی میام تمرین بنویسم تازه خونده هام مرور میشه و این عالی

      در واقع ذهنم اروم میشه موقع نوشتن به هیچ چیز نمیتونه فکر کنه و مطالب جمع بندی میشه

      برتی لاغری بهانه وجود ندارد یکی از قواممون که یک عمر چاق بود وقتی سکته کرد و روی تخت بود بدون هیچ تحرکی ۴۰ کیلو کم کرد همه چی هم میخورد سوپ میگو و ابمیوه و گوشت و …. پس برای لاغری فاکتور تحرک حذف میشود

      برای لاغری فاکتور خوردن هم حذف میشود لاغرهایی در اطرافم هستند که کم میخورن و لاغرهایی که خیلیییی میخورن

      برای لاغری ژن قدرتی نداره

      و استعداد معنایی ندارد

      داشتن اشتها فقط یک باور غلط برای پوشش گزاشتن روی پر خوریهامون اگر من اشتهام زیاده پس باید قدرت سوختنش رو داشته باشم چرا وقتی زیاد میخورم خواب الود و خسته میشم

      اتفاقا من خیلی کم اشتهام نمونش رژیمهای سختی که من گرفتم ولی همسر متناسبم هیچ وقت نتونست بگیره

      برای لاغر شدن هیچ بهانه ای ندارم 

      قبلا فکر میکردم دوره پیشرفته رو باید بخرم تا به لاغری ارمانی برسم که به لطف خدا اون هم خریدم پس برای لاغری بهانه بی بهانه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الی
      1402/11/14 14:44
      مدت عضویت: 179 روز
      امتیاز کاربر: 6390 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 516 کلمه

      بنام خدای بخشنده و مهربان

      سلام به استاد عزیز و دوستان 

      بهانه هایی که در گذشته داشته اید و مانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید.

      من به خاطر اضافه وزنم معمولا کارهای که دوس داشتم انجام ندادم عاشق کوه نوردی بودم اما چون اضافه وزن داشتم همیشه دنبال بهانه بودم تا نرم و برای خودم دلیل می‌آوردم و منتظر بودم تا لاغر بشم و برم 

      دلم میخواست شغلی رو که دوس داشتم رو انتخاب کنم 

      بهانه هایی که در گذشته مانع از اقدام شما برای لاغری شده اند را بنویسید.؟

      بهانه من برای اینکه فکر میکردم من تنبلی میکنم و تحرکم کمه 

      بهانه بعدی این که برنامه ریزی ندارم تو زندگیم

      بهانه بعدی به موقع غذا نخوردن، فکر میکردم باید غذا خوردن مثل رژیم های که دکترا میدادن سر ساعت مثلا ۱۲ ناهار بخوری میان‌وعد ه گردو بادو بخوری ☺️آخ یاد رژیم هام افتادم .

      بهانه بعدیم این بود که خیلی صبح زود بیدار میشم به خاطر همون زود گرسنم میشه انرژی زیاد صرف میشه بر عکس کسانی که فکر میکنن دیر بیدار میشن چاق میشن چون من شنیده بودم بخوابید و لاغر بشید ☺️

      بهانه بعدی تند تند خوردن غذا 

      بهانه این که بلد نیستم درست غذا انتخاب کنم و غذا های پر کالری انتخاب می‌کنم  مثلا هی خودمو با کسانی که تناسب اندام داشتن مقایسه میکردم میدیدم من خودم فقط برنج میخورم و اونا گوشت میخورن یه مدت خودمو می‌بستم به رژیم های پروتئین. لاغر میشدم وزنم کم میشد اما حالم از،هرچی پروتئین بهم میخوره وول میکردم وزنم بیشتر اونی که کم شده بود میشد .

      بهانه بعدی چون موقع غذا خودن توجهم به غذا نیست و به جاهای دیگه مثلا تماشای تلویزیون که متوجه نمیشم غذا زیاد میخورم 

      و ارثی بودن که تو به مادرت بردی و هرچقدر تلاش کنی نمیشه هم یکی از این بهانه های بود که تو خودم ساخته بودم به بهانه این دیگه به خودم فهموندم بودم که دیگه تو همینی پس همیشه همین میمونی به خاطر. ارثی بودن 

      دلایل منطقی و احساسی خود برای مقابله با بهانه ها را شرح دهید.

      من با گوش،کردن به این فایل و فایل های ۱۲ گام متوجه شدم ماها با خوردن و این بهانه ها که ریشه و منطق ندارن چاق نشدیم ما اضافه وزنمون به خاطر باور هامون و فرمول های ذهنی هست که استاد میگن باید رو باور ها و فرمول های ذهنمون کار کنیم و بی تحرکی و ورزش نکردن و هزارتا بهانه که استاد هم ذکر کردن تو ذهن ما هر روز تکرار میشه نیست 

      من ایمان دارم به حرفهای استاد که اگه باور هامو تغییر بدم و نگرشمو و دیدم نسبت به زندگی و روش زندگی و باور هام تغییر بدم جسمم هم تغییر میکنه یعنی مجبور تغییر کنه چون خداوند مهربون مارو چاق نیافریده خداوند بزرگ و مهربون مار متناسب آفرید این ما هستیم با فرمول های اشتباه چاقی رو برای خودمون به ارمغان آوردیم پس با کمک خدای خوب و خودم و استاد عزیز و دلسوز تلاش می‌کنم و بهانه هارو کنار میزاریم و به امید خدا به تناسب اندام هر روز،نزدیک تر میشم و عجله ای هم نداریم چون کم کم چاق شدیم پس باید کم کم هم لاغر بشیم 

      ممنون از استاد عزیز 🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سکینه
      1402/11/09 21:01
      مدت عضویت: 323 روز
      امتیاز کاربر: 4520 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 397 کلمه

      بنام خداوند جان

      سلام خدمت استاد گرامی وهمه هم مسیرانم

      پیش نیاز موفقیت در لاغری کشف دلایل چاقی هست ، بهانه تراشی دیگه بسه، سکینه جان بهانه بی بهانه 

      ممنونم استاد عزیزم بابت این آگاهی های ارزشمندتون که در اختیار ما قرار میدهید

      جملهای که در نوشته ها برام خیلی آلارم زد این بود که قدرت ذهن شما ،هر میزان اضافه وزنی را از بین میبرد  چقد به دلم نشست واحساس قدرت کردم واینکه من چه نیروی قوی من در درون خودم دارم که میتونم بهترین استفاده ها را ازش بکنم با 

      کمک خداوند وراهنمایهای استاد عزیز

      بهونه های که منو از رسیدن به خواسته هام دور کرد : نداشتن تحصیلات عالیه ،نداشتن سرمایه  ،زن بودن ومحدود بودنم  در اجتماع وبه خاطرعدم اعتماد به نفسم قدرت حرف زدن با مردها ،باور نکردن خودم وتوانایهام ،ترسهام وهمه چیز را بزرگ وسخت جلوه دادن برای خودم در صورتی که مواردی بوده در زندگیم که پا روی ترسام گذاشتم ودر اون کار موفق شدم به بهترین سکل ولی اعتماد بنفس پاینم موفقیتامو برام کوچیک جلوه میداد به نظر من داشتن اعتماد بنفس از همه چیز مهمتر هست برای کسب موفقیت در هر زمینه ای

      بهونه های من برای لاغر شدن احساسی ومنطقی من چون چند بار بارژیم وفعالیت به شدت سخت وروزه گرفتن ظاهرا خودمو لاغر کرده بودم ولی دوباره بعد مدت کوتاهی برگشت از لحاط احساسی مایوط شده بودم که من هرگز متناسب نمیشوم البته بگم که من زیاد اضافه وزن ندارم ولی همون اضافه وزن کم منو بد فرم کرده که اعتماد بنفسمو ازبین برده  وصورتم زیادی لاغر میشد ولی جاهای که باید لاغر بشه لاغر نمیشد واین منو خیلی آزار میداد وباور کرده بودم که من هرگز به تناسب اندام نمیرسم  ولی فهمیدم که این فقط یه باور غلطه من را خداوند متناسب آفریده ومن با به یاد آوردن عواقب لاغری که باعث میشه من لباسای مورد علاقه ام رابپوشم وبچه ها وهمسرم منو بابت فرم بدنم سرزنش نکنند به من حس خوبی میده وسلامتی زانومو به دست میارم با خیال راحت وبا اعتماد بنفس در مراسمات شرکت کنم وبه راحتی جلو آینه بایستم خودمو تحسین کنم به من حس لذت وشادی میدهد و…با یادآوری  این لذت ها برای ذهنم منطقی میکنم که همه اون بهانه ها به راستی که همه بهونه ودروغ بودن که ترس از آنها منو از فکر کردن به لاغری دور میکرد 

      امیدوارم در پایان این دوره استاد عزیز همگی به خواسته هامون رسیده باشیم ودر مسیر درست قرار گرفته باشیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 33 کلمه

      با سلام ودرود استاد گرامی سپاس از این آگاهی ناب وعالی که به صورت رایگان در اختیار ما گذاشتید ..هم یادداشت کردم وهم تمرینات رو نوشتم واقعا سپاسگذارم 

      از شنا و خدای مهربان …….‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      1402/10/24 21:16
      مدت عضویت: 374 روز
      امتیاز کاربر: 10540 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 880 کلمه

      به نام خداوندی که بی بهانه نعمت به ما عطا کرده 🙏

      باسلام به استاد 💪🏻که بی بهانه وبه راحتی لاغری را کشف کردوباعث شد تا من بی بهانه لاغر شوم 🙋‍♀️🌹❤

                       پیش نیاز موفقیت در لاغری 

                              بهانه بی بهانه 

      پیش نیاز موفقیت برای لاغر شدن نداشتن بهانه برای لاغر نشدن است 

      بهانه بی بهانه یک عبارت نیست بلکه باید نگرش من برای لاغر شدن باشد 

      تفاوت افراد موفق و افراد ناموفق فقط تفاوت در نگرش آنها به یک موضوع واحد میباشد 

      پس تفاوت من با افراد لاغر تنها تنها تفاوت در نگرش ما در یک موضوع واحد (تصور ما نسبت به جسم ومواد غذایی …)است 

      مهمترین تفاوت بین افرادی که از شرایط خود راضی وآنهای که ناراضی هستن  نگرش آنها درباره بهانه هاست

       افراد راضی نگرش بی بهانه بودن را برای زندگی انتخاب کرده اند و افراد ناراضی نگرش بهانه داشتن رو انتخاب کرده اند 

      افرادی که برای ناراضی بودن خود ،دلیل دارند وبرای عدم توانایی خوددر راضی بودن از شرایط کلی، بهانه دارند 

       تفاوت من با افراد متناسب در نگرش بهانه جویی ام است  که من دنبال بهانه آوردن برای حرکت نکردن برای لاغری هستم 

      مهم ترین راز لاغر نشدن افراد چاق دراین است .که افرادی که برای چاقی خود دلیل منطقی و همچنین برای عدم لاغر شدنشان بهانه های مختلفی دارند تا ابد چاق خواهند ماند 

      راه کار در این است : باید  بهانه های خود رابرای لاغر شدن رها کنم پیش نیاز موفقیت در لاغری همین هست 

      حالا متوجه شدم که من قبلا برای چاقی خودم دلیل داشتم وبرای لاغر نشدن هم بهانه های زیادی واکنون هیچ بهانه ای برای لاغر نشدن ندارم بلکه اطمینان و ایمان به لاغری ام دارم انتظارم لاغری هست 

      فهمیدم بهانه بی بهانه وپیش نیاز موفقیت در لاغر شدن، کشف دلیل چاقی، اولین قدم هستش 

      در روش های اشتباه گذشته تجربه‌های تلخ در من منطقی شده بود وباعث ایجاد بهانه در لاغریم شده بود وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم این تجربیات اشتباه بامن بودن وگاهی نجواها شنیده میشد که حسش نیس،لاغری سخته و کمی شک در من بود ولی چیزی در قلبم بود که نگذاشت به بهانه های ذهنی توجه کنم واون اراده خداوند بود که من نگه داشت در این مسیر ومن حالا نتیجه اعتماد به خدا رو دارم احساس می کنم 

      خداوندا با تمام وجودم سپاس گذارم 😍🙏🏻

      تمرین 

      • بهانه هایی در گذشته داشته اید  ومانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید ؟ بله زیاد بهانه داشتم برای نرسیدن به خواسته هام 

      نداشتن هوش واستعدادزیاد 

      نداشتن اراده 

      نداشتن حمایت خانواده ام 

      نداشتن شرایط خوب زندگی 

      نداشتن امید و انگیزه 

      نداشتن مادر در زندگیم 

      نداشتن عزت نفس و اعتماد به نفس  

      بهانه نرسیدن من به خواسته هایم دست کم گرفتن خودم بوده همیشه فکرمی کردم من تنبل هستم واین فکر در من باعث شده بود احساس ناتوانی داشته باشم وفکر می کردم اراده وپشتکارم کم هست ولی دلیل اصلی نرسیدن من به اهدافم نداشتن عزت نفس و اعتماد به نفس بود که در کودکی از طریق خانواده و شرایط اجتماع در من کمرنگ شده حالا میدونم من توانا هستم وباهوش وخلاق هستم چون خالق من خداوند هست وخداوند در وجودم ،چه طور خدا در وجودم هست  اون وقت خودمو ناتوان بدونم !🤔

      • بهانه هایی که در گذشته مانع از اقدام شما برای لاغر شدن  روبنویسد ؟

      دو نوع بهانه در من بود 

      بهانه ی احساسی 

      بهانه ی منطقی 

      بهانه احساسی مثل این که چاقی در من طبیعی شده بود ومی گفتم من که،چاق نیستم کمی شکم دارم چیزی نیست یا اینکه مگه چقدر زنده ام بخوام  سختی لاغری رو تحمل کنم واز خوارکی هااستفاده نکنم آخر همه، مرگ دیگه ولش کن لاغری رو

       ،لاغری سختی داره

       ،لاغری ماندگار نیست

       ،حس رژیم ندارم .

      بهانه منطقی.مثل  هر بار رژیم گرفتم و روزه گرفتم زیاد تغییر نکرد شکمم واز صورت وپاها لاغر شدم ول کن لاغری فایده نداره 

      یا چربی شکمم سفت آب نمیشه 

      یا اینکه من که زیاد غذا نمی خورم که با کم خوردن لاغر شم واین چاقی شکمی از زایمان سزارین بوده وکاری نمیشه کرد

      ولی اکنون می دانم اینها بهانه ها یی بوده که قبلا به دلیل اطلاعات اشتباه در من ایجاد شده منطقی شده واکنون همه آنها رو در ذهنم حذف کردم و آگاهی های درست رو جایگزین کردم و اون ها باعث شده دیگه بهانه نداشته باشم 

      • دلیل منطقی واحساس خود برای مقابله با بهانه ها را شرح دهید؟

      اولین دلیل منطقی برای لاغر شدنم این است خداوند من رو به این مسیر هدایت کرد چون توی خواسته هایم همیشه سلامتی را می خواستم پس خداوند به من سلامتی را خواهد داد چون استاد و دیگران از این مسیر لاغر شدن 

      در این مسیر اون سختی های رژیم وورزش ومحدویتها خبری نیست پس چرا بهانه بیارم 

      دراین مسیر آرامش و آزادی در خوردن بدونه ترس از مواد غذایی ،چرا بهانه بیارم 

      دراین مسیر احساس خوب رو تجربه می کنم چرا بهانه بیارم 

      در این مسیر ایمان به خودم وخدای خودم بیشتر شده چرا بهانه بیارم 

      خیلی دلایل دیگه 

      بهانه بی بهانه 

      بهانه های احساسی مثل 

      حوصله ندارم این دوره احتیاج به حوصله نداره 

      حس شو ندارم این دوره احتیاج به حس خاصی نداره 

      من اراده ندارم این دوره احتیاج به اراده خاصی نداره 

      من توانایی شو  ندارم این دوره احتیاج به توانایی خاصی نداره

      من تنبلم این دوره به زرنگی خاصی احتیاج نداره 

      این دوره فقط به بهانه نیاوردن کار داره این دوره فقط بودن تو رو می خواد و شنیدن و ادامه دادن به همین راحتی 👌😍

      من هیچ بهانه ای برای لاغری ندارم چون لاغر شدن راحت ترین کار دنیاست 👌😃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا پوراشرف
      1402/10/23 22:49
      مدت عضویت: 526 روز
      امتیاز کاربر: 3220 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 801 کلمه

      به نام رهنمای مسیر

      بهانه بی بهانه 

      بی بهانه بودن یه عبارت تاکیدی نیست یه نگرشه  

      اگه به زندگی ادمها نگاه کنین دو دسته موفق و ناموفق میبینین 

      کسایی که از زندگیشون راضی ان بهانه نمیارن اونا واقعا بهانه نمیارن واقعا دنبال حل چالش ها  هستن و از هیچ تلاشی چشم پوشی نمیکنن و وقتی مسیر درست رو پیدا میکنن به نتایج عالی میرسن و موفق میشن

      اما کسایی که از زندگیشون نا راضی ان مدام بهانه میارن شما ممکنه سر یه مسئله بارها براشون راه حل نشون بدی و بهشون بگی این مسئله قابل حله اما اونها بازم حرف خودشون رو میزنن بازم میگن نمیتونم بازم حرف خودشون رو میزنن  و در اخر هم موفق نمیشن توی جنبه های مختلف زندگیشون

      افراد لاغر که کلا دغدغه ای در مورد این موضوع ندارن

      اما افراد چاق دو دسته میشن کسایی هستن که ازشون دلیل چاقی رو بپرسی برات دلایل زیادی میارن اما تلاششون رو میکنن و با اینکه چاق هستن برای لاغر شدن بهانه ندارن و برای لاغرشدن سدی رو نمیبینن  این افراد خیلی ممکنه این در اون در بزنن اما بالاخره اون راه صحیح رو پیدا میکنن و نتیجه میگیرن

      اما یه سری از افراد چاق هزارتا دلیل واسه چاقی دارن و علاوه بر اون هزارتا دلیل برای ناتوانی در لاغر شدن هم دارن و حتی وقتی از چاقی واقعا کلافه میشن زود از تلاش دست میکشه چون بهانه هاشون اونا رو از تلاش دور میکنه و حتی ممکنه تو بهشون راه حلی رو بگی و گوش ندن حتی هزارتا دلیل بیاری که بقیه تونستن و توام میتونی ولی بازم گوش شنوا ندارن همین باعث میشه تا اخر عمر رنج چاقی رو تحمل کنن

      من و شمایی که اینجا هستی جزو دسته اولیم ما خواستیم و ته قلبمون اون کرسوی امید هست من حتی نتیجه ام گرفتم ولی هنوز به اون سطح ایده ال نرسیدم ولی مطمئنم بقیه مسیرم میرم 

      من از وقتی به روند چاقیم فکر کردم فهمیدم همش اون قبول کردن خودم بوده 

      استاد درست میگن 

      دل   تمثیله اون احساس و نگرشیه که ما باهاش زندگیمون رو میگذرونیم و فقط از طریق چشم و گوش به اگاهی میرسه 

      من فهمیدم دله من تحت اموزشها و نگرش اشتباه تعلیم دیده من فهمیدم خیلی چیزا رو بی فکر قبول کردم مثلا همین سطح متابولیسم و سوخت وساز  بدنم رو به نتیجه رسیدم که مانع من شده واسه لاغر نشدن 

      دو تا از دوستام رو میشناسم که هم زود چاق میشن و هم زود لاغر میشن و مثلا یه ورزش میکنن خیلی زود براشون جواب میده و این برام عجیب بود که چرا من اینجوری نیستم و امروز از فایلتون فهمیدم یه مانع مخفی توی ذهنم همین بوده 

      من بر اساس شنیده ها و دیده هام یه چیزی رو قبول کردم و حالا خودم مانع خودم شدم و تازه متوجه شدم 

      همین دل ماست که وقتی بررسیش میکنیم میفهمیم خیلی جاها دستمونو بسته که عملی انجام ندیم

      و اینکه این حرفتون درمورد رسالت انسانها توی زندگی زدین رو من نشونه از خدا میبینم احساس میکنم خدا با این بخش از حرفتون بهم گفت سارا عجله نکن و به اون ارامش برس دلت رو با نگرش جدید اشنا کن و به خودت و احساست مسلط باش من برات برنامه دارم  و اینکه رسالت من با علاقه ام همسو میشه عالیه خیلی جالبه زمانی که یه کاری یهو برات راه هاش باز میشه و توام انگار یه نیروی قوی هلت میده که اون کار رو انجام بدی انجام دادنش خیلی لذتبخشتر از وقتی هست که کاری رو انجام میدی که انگار داری سر خودت رو شیره میمالی  و فقط از روی ظاهر تصمیم میگیری 

      اینکه تو به ارامش میرسی و اون راه ها برات باز میشه واقعا لذتبخشه

      یه نکته خیلی خوب که توجه ام رو جلب کرد توی حرفاتون این بود که وقتی تو ذوق و اشتیاق یه کار رو داشته باشی از قبل تو اون مسیر حرکت میکنی و کلا انرژی ای هلت میده که انجامش بدی و اتفاقا خیلیم ذوق میکنی حتی اگه امکانات کامل نباشه حتی اگه به اون لوازم و وسایل اصل کاری نرسیده باشی بازم انجامش میدی مثلا کسی که دور سرزمین لاغرها رو نداره ولی بازم تلاش میکنه و دست از تلاش برنمیداره به نتیجه میرسه و دوره رو هم حتما میتونه بخره 

      من واقعا حرفتون رو قبول دارم شده بابت یه دوره هزینه زیادی کنم و ولش کنم با اینکه کلیم تلاش کردم که تهیه اش کنم اما از قبلش هیچکاری انجام نمیدادم و فکر میکردم تا وقتی دوره رو نخرم فایده نداره و باید حتما داشته باشمش و وقتیم خریدم یه گوشه خاک خورده و بلا استفاده مونده 

      من  واقعا به این باور رسیدم که اگه واقعا چیزی رو دوست داشته باشی سمتش میری و حتی انرژی تو رو به راه هاش هلت میده و اگه انجامش نمیدی به خاطر اینه هنوز اون علاقه واقعی درونت شکل نگرفته و تو داری اداشو در میاری

      خیلی ممنونم بابت فایلتون که اینقدر خوب بود و ذهنم رو منظم کرد و خودم رو بهتر درک کردم خداروشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1402/10/17 14:01
      مدت عضویت: 559 روز
      امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 642 کلمه

      سلام 

      پاسخ به تمرین ها 

      ۱- بهانه هایی که در گذشته داشته اید و مانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید.

      پاسخ سوال ۱

      من نگرش غلط نسبت به هر موضوعی که هدفم بود داشتم .   از زاویه منفی به مسائل  نگاه میکردم و نسبت به خودم خدا و مردم بدبین بودم و همه رو مقصر شکست هام می دونستم . 

      ۲- بهانه هایی که در گذشته مانع از اقدام شما برای لاغری شده اند را بنویسید.

      پاسخ سوال ۲

      بزرگترین بهانه مادرم بود . ایشون رو مقصر چاقیم میدونستم . بهانه های لاغر نشدن من در روشهای دیگر لاغری بود .   سخت بودن رژیم و محدودیت مواد غذایی نمیزاشت من به لاغری از اون طریقها فکر کنم . طبیعت رو هم که لاغری و نگرش صحیح لاغری نداشتم در نتیجه چاقی رو پذیرفته بودم . 

      ولی در روش لاغری با ذهن من هیچ محدودیتی ندارم  لازم نیست برای لاغر شدن کار فیزیکی انجام دهم .

      فقط باید ذهنیت لاغری طبیعی را در ذهنم فعال کنم .

      مثل موارد زیر

      لاغر شدن طبیعت بدن من است لاغر شدن ژنتیک من است لاغر شدن آسانترین کار دنیاستلاغر شدن هیچ کار فیزیکی نمیخواهد لاغر شدن خود به خود توسط بدن من صورت می گیردسرعت لاغر شدن خیلی سریعتر از سرعت چاق شدن است چون همسو با طبیعت بدن است

      چاقی یعنی عجله کردن در کسب نتیجه و نتیجه گرایی

      چاق شدن سخت است چون خلاف طبیعت بدن است چاقی یعنی باور غلط نسبت به خود و تنفر از اندام فعلی

      چاق شدن سخت است . اما لاغر شدن آسان است . 

      لاغر شدن یعنی عشق به بدن فعلی و نگاه خوب داشتن به خود چاقی یعنی مسئولیت چاقی را روی دوش دیگران گذاشتن لاغری یعنی مسئولیت چاقی و لاغری رو به گردن خود گرفتن

      چاقی یعنی نپذیرفتن لاغری طبیعی و و زندگی کردن در ترس و دلهره لاغری یعنی احساس امنیت و آرامش و اطمینان به لاغریلاغر شدن یعنی پذیرش سرعت تناسب و سپردن آن به بدن و کسب معرفت لاغری

      و ….

      ۳- بهانه های منطقی و بهانه های احساسی حرکت نکردن برای لاغر شدن یا رها کردن روش های لاغری را شرح دهید.

       پاسخ سوال ۳

      بهانه های منطقی مثل حرف دکترها و رسانه ها که همیشه نگرش غلط نسبت به مواد غذایی به ما وارد می کردند یا نگرش غلط نسبت به بدنمون به ما میدادند . مثلا به ما می گفتند چربی در سلولهای چربی ذخیره میشه در حالی که چربی  در سلولهای چربی تجزیه میشه .میگفتن خوردن غذاها چاق کننده است .در حالیکه  خوردن غذاها اتفاقا سوخت و ساز رو بالا میبره و نشانه اشم اینه وقتی بیشتر بخوری مدفوع بیشتر میشه وقتی کمتر بخوری مدفوع کمتره  وقتی بیشتر میخوری بیشتر و زودتر  گرسنه میشی وقتی کمتر میخوری دیرتر و کمتر گرسنه میشی  و اینا هیچ ربطی به چاقی نداره . سیستم بدنه که هضم و  جذب و تجزیه و دفع رو داره نه ذخیره . اصلا چیزی به نام ذخیره نداریم . مثل معده غذا در معده ذخیره نمیشه که اگه چند ساعتی هم هست برای اینه که هضم بشه دقیقا سلولهای چربی هم همین هستند . چربی در سلولهای چربی ذخیره نمیشه بلکه تجزیه میشه و به انرژی تبدیل میشه . 

      بهانه ها همه اطلاعات غلطی بودند که به ما انتقال داده بودند و ما در اینجا دلایل عظیم و واقعی لاغری رو پیدا کردیم . 

      بهانه های احساسی

      حس ترس از رژیم ترس از کمبود مواد غذایی ترس از محدودیت ترس از کم خوردن  ترس از چاقتر شدن عجله برای لاغری ترس از بیماری ترس از ریزش مو ترس از عصبی شدن از رژیم تنفر از بدن فعلی ترس از زشت شدن و …

      ۴- دلایل منطقی و احساسی خود برای مقابله با بهانه ها را شرح دهید.

      پاسخ سوال ۴

      تغییر نگرش نسبت به چاقی و لاغری و نگاه کردن از زاویه درست و پرورش این دیدگاه و اطمینان به لاغر شدن طبیعی و خود به خودی بدن و چنین ذهنیتی را پرورش دادن و احساس آرامش و امنیت و توکل  و کسب معرفت لاغری از طریق ورودیها

      و درست اندیشیدن و وقایع رو درک کردن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1402/10/16 23:15
      مدت عضویت: 559 روز
      امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 973 کلمه

      سلام برداشت من از این فایل و متن عالی این بود که بهانه های لاغر نشدن رو کنار بزارم .

      من بهانه هامو کنار گذاشتم و لاغر شدم 

      منم غیر از مواردی که  فرمودین چند مانع دیگه داشتم 

      خیلی ها می گن چون ما زیاد میخوریم چاق میشیم .

      و چاقی خودشون رو اینجوری خلق می کنند .

      وقتی بهانه های دیگه رو برداریم خود به خود این باور هم کنار میره .

      اما طور دیگه هم میشه ثابت کرد و این باور رو کنار گذاشت که  خوردن چاق نمی کنه . 

      چون بدن خاصیت تناسب داره و به قدر نیازش جذب می کنه . 

      تناسب بدن خود به خود تعادل رو برقرار می کنه .

      زیاد بخوریم ببخشید عذر میخوام خب مدفوع زیاد میشه . کم بخوریم مدفوع کمتره .

      خب ممکنه ذهن چاق بگه وقتی بیشتر بخوریم جذب هم بیشتر میشه .

       خب  جذب میشه بعدش چی میشه . مورد مصرف سلولها قرار میگیره خب باز ملکولهای درشتتر میرن سمت سلولهای چربی  برای تجزیه شدن  

      خب چربی سوزی بیشتر میشه که از این طرف جذب میشه از اون طرف سوخته میشه میره  .

      چربیها هر لحظه  جریان دارن .

      چربیهای امروز ما چربیهای دیروز نیست . اونا سوخته شدن رفتن اینا دوباره ساخته شدن .

      بدن ما مثل رودخانه است . از این طرف  متولد میشه از اون طرف می میره .

      خب این برای همه مشترکه و کاملا طبق نیاز صورت می گیره . 

      نیاز بدن من هر چقدر باشه اون جذب میشه 

       خیلی از لاغرها که میخوان چاق بشن هی بهشون میگن بخور بخور ولی اینا هر چی میخورن چاق نمیشن . 

      چون باورشون اینه که اطمینان دارن لاغرن 

      و انسانهای چاقی که میگن نخور نخور ولی لاغر نمیشن چون اطمینان دارن که چاقن .

      سلولهای چربی محل ذخیره چربی نیست محل تجزیه چربی هست .

      من وقتی این باور رو تغییر دادم و تکرارش کردم خیلی به تناسب اندامم کمک  کرد . 

      انرژی در سلولهای چربی شکسته میشه نه ذخیره . 

      بدن فقط اندازه نیازش میگیره و مابقی رو  تبدیل به انرژی می کنه .

      یکی از بهانه های دیگه من دقیقا همین بود که همش میگفتم بدن من ذخیره می کنه یا می گفتم نیاز بدن من زیاده یا می گفتم من پرخورم 

      یا میگفتم همش نشستم  و کلی بهانه دیگه 

      این بهانه ها رو کنار گذاشتم و گفتم ببین تو چه بخوری چه نخوری باید لاغر بشی . 

      چون دلیل چاقیت فقط خودتی نه خوردن و نخوردنت . 

      لاغر شدن رو در هر لحظه بپذیر چون واقعا داره چربی سوزی هر لحظه اتفاق می افته و بدن خودش رو متناسب می کنه مثل سلامتی .

      جهت حرکت بدن روی تناسبه . یه روز زیاده روی کنی فرداش بدنت نیاز نداره میلت کم میشه یه روز کم خوری کنی فرداش بدنت میلش زیادتر میشه میخوری . یه وقت خوابت زیادتر میشه سرحالتری کار بیشتری می کنی یه وقت کار زیاد می کنی بیهوش میشی از خستگی . اینا همش تنظیمات خود بدنه . 

      پس بدنت رو به چاقی باور نکن . به تناسب باور کن . 

      تناسب اندام همین الان در جریانه نشانه اش هم تنفسه .

      این باور که فرمودید تا اگه میتونی  نفس بکشی پس میتونی  لاغر بشی کاملا درسته . 

      چربی ها وقتی سوخته میشن دی اکسید کربن و آب واکسیژن تولید می کنند  

      دی اکسید کربنش از طریق تنفس خارج میشه آب اضافه هم از طریق ادرار و مدفوع و عرق .

      آب لازم هم جذب میشه اکسیژن هم که مصرف میشه . 

      پس  همین تنفس ما نشاندهنده ی چربی سوزی در بدنه . چون دی اکسید کربن که در بدن ذخیره نمیشه . باید دفع بشه و دفع میشه  

      اگه چربیها هم در سلولهای چربی تجزیه نشن که جا برای چربی  جدید نمی مونه . 

      از طرف دیگه خود سلولهای چربی هم میمیرند و جای اونها رو سلولهای جدید می گیره .

       محققان ثابت کردند بدن ما به طور دائم سلولهای چربی جدید می سازد که جایگزین سلولهای مرده می شوند. این دانشمندان همچنین نشان دادند این روند در افراد چاق سریعتر از افراد لاغر اتفاق می افتد. سلولهای چربی افراد چاق با سرعت سریعتری می میرند و با همان سرعت هم جایگزین می شوند. 

      پیتر آرنر استاد گروه پزشکی می گوید تعداد کلی سلولهای چربی در بدن ثابت است زیرا ساخت سلولهای جدید چربی با مرگ همان تعداد سلولهای چربی موجود جبران می شود .

      پس طبق این تحقیق اصلا سلولهای چربی اضافه نمیشه .

      تناسب بدن خود به خود یه تعداد به خصوص سلول چربی داره .

      اما سوال پیش میاد اگه بدن متعادله  چرا ما چاق میشیم .

      در پاسخ به این سوال باید گفت بدن  چون چاقی رو پذیرفتیم .

      باز این سوال پیش میاد خب  همه ادما عصبی میشن همه ادما با خودشون در یه زمانهایی در جنگ وارد میشن چرا باز بعضیها  لاغرن  ما چاقیم . 

      چون ما پذیرفتیم و بعضی دیگه نپذیرفتن . 

      اینا همه نشون میده که هیچ کدوم از این دلایل دلایل چاقی نیست وگرنه باید در همه یه جور بود  

      علت چاقی ما پذیرش چاقی توسط خودمونه ‌ 

      باورش کردیم چاق شدیم .

      چاقی برامون منطقی شد . 

      خب من دیگه میخوام انتخابمو تغییر بدم دیگه دلایل چاقی رو نمیپذیرم و حتی اگه دانشمندان و پزشکان هم چاقی رو اثبات کنند من بازم نمیپذیرم . چون اونا دانش اشتباه دارن بهمون میدن پس اصلا دانشمند نیستن . چون خودم دیدم وقتی رو ذهنم کار کردم اضافه وزنم در عرض یک سال رفت . 

      پس طبیعت بدن من لاغری بود . 

      پس چرا  تناسب اندام و سرعت تناسب اندام رو نپذیرم . 

      من شاید میانگین بگیریم ماهی ۲-۳کیلو کم کردم . زیاد کم نکردم که بگم خب من خودمو کشتم 

      یه آقایی در عصر جدید در عرض ۲ هفته ۳۰ کیلو کم کرده بود خب  کاملا مشخصه از قدرت برتر استفاده کرده بود وگرنه این دو هفته اگه هیچی نمیخورد و دائما هم می دوید و هیچی هم نمیخوابید باز ۳۰ کیلو در دو هفته کم نمیکرد . 

      چون پسره توی کار ذهن بود قطعا از نیروی ذهنش استفاده کرده . من درقبال اون تازه اونقدری از قدرت ذهنم استفاده نکردم . ولی خب به نظرم خوب بوده . 

      و مهم اینه استمرار بدم که نتایجم  باز بهتر بشه یعنی متناسبتر و متناسبتر  بشم .

      توکل به خدا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار منیره.ف
        1402/10/19 20:59
        مدت عضویت: 1760 روز
        امتیاز کاربر: 11971 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 123 کلمه

        سلام و خسته نباشید

        کاملا قبول دارم که افراد چاق چاقی رو پزیرفتن و افراد لاغر لاغری رو مثلا همین الان که نوشته شما رو خوندم با تمام وجود قبول کردم اما چی کار کنم که این باور در من استمرار داشته باشه در لحظه لحظه زندگیم و کمک کنه به اب شدن چربیها من هر روز از فایلهای سایت استفاده میکنم تمرین مینویسم نظرات رو میخونم 

        گاهی خوب گاهی بد گاهی لاغر گاهی چاق گاهی خیلی خوب گاهی خیلی بد

        لاغری در من استمرار ندارد به قله نمیرسم چه طور به قله رسیدید همه چی را بلدم همیشه مدال همیار لاغری میگیرم ولی در لاغر کردن خودم ماندم البته که اینجا را تنها راه برای لاغر شدنم میدانم چون تمام راه ها رفته ام  

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار عطا
          1402/10/20 12:07
          مدت عضویت: 559 روز
          امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 375 کلمه

          سلام . 

          درس پس میدم خدمت شما بانوی محترم . 

          فقط دیدگاه خودم رو عرض می کنم . چیزی که از کلام شما درک کردم اینه که  تناسب رو در اندامتون  باور ندارید و چاقی رو در اندامتون باور دارید . 

          تناسب اندام رو در کاهش وزن میدونید .  در حالیکه تناسب اندام یعنی متناسب بودن در تمام ابعاد زندگی  .

          وقتی شما چاقی رو در جسم میبینید این یعنی نگرش چاق به  اندامتون . پس نگرشتون متناسب نشده . 

          این نگرش رو اصلاح کنید . از زاویه تناسب به خودتون نگاه کنید شما همین حالا بهترین خودتون هستید . 

          اندام شما متناسبه شما هم به قله رسیدید . قله کاهش وزن جسمی نیست قله یعنی تغییر نگاه چاق و لاغر به  تناسب در همه چیز .

          در بدن فعلی شما همین چربیها نشانه تناسب هستند .

           قدردانشون باشید . نخواین حذفشون کنید چون هرچی بیشتر بخواین حذفشون کنید اونها بیشتر تثبیت میشن . در ذهنتون تجزیه شون کنید جسم ما همه رو تجزیه می کنه . چاقی رو رها نکردید . اونم شمارو رها نمی کنه. خودتون رو نپذیرفتید اونم شما رو نمیپذیره . تناسب اندام فعلی رو باور ندارید پس بدنتون هم بهتون حس تناسب نمیده . 

          همزمان که اینجا تکرار و تمرین میکنید دنبال نتیجه هستید و نتیجه از شما دورتر میشه .

          نتیجه رو رها کنید  و فقط اگاهی به خودتون بدید .

          تمام این آگاهیها تاثیرگزاره با تمرکز روی نتیجه تاثیر این اگاهی ها رو خنثی می کنید . رها و آزاد بنویسید بخونید گوش بدید  فارغ از هر نتیجه ای . 

          مطمئنم که به لاغریتون از این راه ایمان دارید پس بر ایمانتون مستمر بمونید و ترس رو جایگزین ایمان نکنید .

          کسی که دلش قرصه رها می کنه .کسی که دلش شور میزنه یعنی در ایمان به  تاثیر این همه تمرین و تکرار متزلزله . 

          ایمان رو از چاقی بردارید بزارید روی تناسب جسمیتون .

          جسم شما همین الان هم متناسبه .

          به وقتش میخوابید به وقتش بیدار میشید به وقتش مو رشد می کنه به وقتش میریزه به وقتش سلولها متولد میشن به وقتش میمیرند  به وقتش گرسنه میشه به وقتش سیر  همه چیز در بدن فعلی شما متعادله . 

          گیر دادن به نتیجه یعنی تناسب نیست و چاقی هست . خب همین اتفاق میفته دیگه چه توقعی دارید . 

          ایمان داشته باشید تناسب هست  همین حالا دم و بازدم شما نشان تناسبه .  

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار منیره.ف
            1402/10/21 19:18
            مدت عضویت: 1760 روز
            امتیاز کاربر: 11971 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 84 کلمه

            ممنون اقا عطا خیلی نوشتتون عالی بود خیلی لطف کردید حق با شماست من همین الان هم متناسبم چون هیچ کارشناس تغذیه و هیچ روش لاغری نمیتونه من رو وسوسه کنه که برم پیشش مثل قبلا که مدام در حال امتحان کردن روشهای لاغری بودم چون به هیچ وجه با گرسنگی خودم رو عذاب نمیدم اگر هم گرسنگی باشه فقط گرسنگی تا سر فرصت غذا بخورم چون محدودیتی وجود نداره بله باید چشمم را از نتیجه بردارم من همین الان هم بهترین خودم هستم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه حیاتی
      1402/10/14 12:13
      مدت عضویت: 344 روز
      امتیاز کاربر: 7025 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 356 کلمه

      به نام خدای هستی بخش

      بهانه بی بهانه 

      شاید قبلا که هزاران بهانه برای چاقی خودم داشتم این جمله رو می شنیدم خیلی ناراحت میشدم که من هی بهانه بیارم که به این دلیل من چاق شدم و  بخاطر فلان دلیل لاغر نمیشم و چون کاملا بهشون اعتقاد دارم که اینها مانع لاغر شدن من شدن پس باعث عصبی و ناراحت شدن من میشد اگر کسی بمن میگفت که هیچ بهانه ای قابل پذیرش نیست .چون من  واقعا باور و اعتقادم این بود که این دلایل مانع لاغر شدن من شدن پس واقعا مانع لاغری من میشدن و الان به لطف بودن چندماه در این سایت با پوست و گوشت و استخونم این گفته استاد رو درک میکنم که هیچ دلیلی برای چاق موندن و لاغر نشدن وجود نداره و هردلیل و بهانه ای که تا الان داشتیم فقط مانع لاغر نشدن ما شده چون ما باورش کردیم که بخاطر این دلایل من لاغر نمیشم و بخاطر هزاران دلیل طبیعیه که من چاق باشم  درواقع ما با باورمون به این دلایل قدرت دادیم . پس اگر میخوایم لاغر بشیم تنها کاری که باید انجام بدیم اینه که قدرت باور رو از این دلایل بگیریم و فقط قدرت رو به خودمون بدیم همونجوری که من قدرت رو به دلایل مختلف دادم میتونم اونو ازشون بگیرم و به جاش قدرت رو به این باور بدم که هیچ دلیل و بهانه ای برای چاقی و لاغر نشدن وجود نداره من باید لاغر بشم زمین و زمان رو به هم میدوزم و باید به هدفم برسم . وقتی این دلایل و موانع رو از سر راه برداریم لاغری و تناسب اندام قابل دیدن میشه چون تا الان این موانع نمیزاشتن ما لاغری رو ببینیم و فک میکردیم اصلا وجود نداره ولی الان که دیگه هیچ دلیلی نیست لاغری کاملا واضح و قابل دیدن . من موندم و لاغری که یه مسافتی باهاش فاصله دارم که اونو باید با گذشت زمان طی کنم ولی وقتی میدونم این مسیر رسیدن به لاغری کاملا صاف و همواره و بدون هیچ مانعی که باعث زمین خوردن من بشه خیالم راحت میشه که حتما بهش میرسم چون تنها مقصد من لاغریه و چاره ای جز رسیدن ندارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زندگی از نو
      1402/10/09 23:43
      مدت عضویت: 1502 روز
      امتیاز کاربر: 3975 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 173 کلمه

      به نام خدا

      سلام و درود

      بهانه هایی که در گذشته مانع از اقدام شما برای لاغری شده اند را بنویسید.

      من همیشه میگفتم از شنبه شروع میکنم. از اول ماه شروع میکنم و این شنبه و اول ماه هیچ وقت نمیومد یا عروسی و تولد در پیش بود یا مهمونی و مسافرت 

      یا میگفتم الان درس میخونم اگه رژیم بگیرم بهم فشار میاد نمیتونم.

      میگفتم من اگه رژیم بگیرم قندم میفته حالم بد میشه میگرنم میگیره و همش باید سردرد بکشم.

      هر وقت رژیم میگرفتم عصبی میشدم.

      میگفتم تنهایی حسش نیست بری باشگاه یا پیاده روی اگه یکی با من پایه بود میرفتم .

      یا این که باید واسه پیاده روی و ورزش صبح زود بیدار بشی و من اصلا نمیتونم زود بیدار بشم رو خوابم حساسم

      یا این که من اگه شیرینی ببینم اصلا هیچ کنترلی رو خودم ندارم دست خودم نیست یه جعبه هم باشه میخورم.

       الان همش بهانه‌ی این که ،سرم خیلی شلوغه و وقت ندارم ولی برای هر چیزی به اندازه ای که احساس نیاز کنی و واسش ارزش قائل بشی وقت میزاری

      پس منم وقتش رو پیدا میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا گرشاسبی
      1402/09/27 01:36
      مدت عضویت: 214 روز
      امتیاز کاربر: 12043 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 71 کلمه

      سلام وقتتون بخیر، وقتی قیمت دوره رو دیدم گفتم دیدگاهم همین بود من هدایت شدم بطور معجزه،معجزه،  پس بعدشم حله و میتونمم و خدواند هم برای من خواسته  و حتما میشه بعدش دیدم هر مرحله جداگانه قیمت سبکتری داره و حتی بعد این فکرمم،تازه دیدم شما رایگان هم فایل گذاشتید دیگه از شادی از خداوند خیلی سپاسگزاری کردم و از شما ممنونم تشکر میکنم خداوند بهترینها رو براتون رقم بزنه 🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/09/16 10:15
      مدت عضویت: 458 روز
      امتیاز کاربر: 13430 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,430 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر 

      خدارا شاکرم که درتاریخ 1402/09/16 توانستم برای باردوم این فایل را گوش کنم فایل بهانه بی بهانه 

      پیش نیاز موفقیت برای لاغر شدن نداشتن بهانه برای لاغر نشدن است.

      اولویت برای انجام هرکاری احساس خوب داشتن است . خیلی مهم است که حال دلمان که دربدن ما (قلب) نامیده میشود خوب باشد یا نه .چون قلب ما به خودی خود دسترسی به بیرون ندارد و درمیان قفسه بدن ما جا دارد ما میتوانیم از ارتباط چشم و گوش و ذهن با قلب با محیط بیرون ارتباط برقرار کنیم و این خیلی مهم و تاثیر گزار است که با دیدن و گوش دادن چه چیزهایی را وارد قلب و ذهن خود میکنیم و حس و حال خود را بد میکنیم و اولین اتفاقی که برای بدن ما می افتد با دیدن – گوش کردن اولین تغییرات احساسی درذهن و قلب ما شکل میگیرد و چقدر مهم است که با کنترل کردن چشم و گوش خودمان و دیدن صحنه ها و حرف زدن ناخوشایند درمرد دیگران ذهن و قلب خود را ناراحت نکنیم و درنتیجه احساس و حال ما بد نشود و درلحظه ای که درآن زندگی میکنیم لذت ببریم 

      دراین جا دقیقا به بحث غیبت توجه میکنیم که چرا خداوند میفرمایند غیبت کردن از زنا کردن بدتر است چون زنا کردن فقط به خود فرد ضرر میرساند ولی غیبت کردن میتواند قلب و ذهن یک جامعه ای را بد و درنتیجه احساس آنهارا بد کند و کسی که احساسش بد شود شکرگزار نیست و ناشکری زیاد میکند .

      ما اصلا نباید زیاد به گذشته فکر کنیم چون گذشته است و کاری از من برنمیآید به آینده هم نباید زیاد فکر کنیم چون تضمینی وجود ندارد که تا فردا من زنده باشم بنابراین من باید با احساس خوب از زندگی امروز و هرلحظه خودم لذت ببرم . مثلا من اگر نتوانستم به مسافرت بروم به هردلایلی نباید احساس خود را بد کنم باید از لحظه الانم لذت ببرم و راضی و شکرگزار باشم و امید داشته باشم من درآینده و با شرایط بهتری به مسافرت خواهم رفت .

      افراد چاق هم میگویند من این کاررا انجام نمیدهم چون به خاطر چاق بودنش حال و احساس خوبی ندارد و به همین خاطر علایق خود را دنبال نمیکند و احساس افسردگی میکند و خود را فردی خوشبخت نمیداند و درنتیجه هیچ تلاشی برای لاغر شدن نمیکند و همیشه دراحساس ناامیدی قرار میگیرد . شما درهر شرایطی بودید باید از زندگی درزمان حال خودتان لذت ببرید چون 99% ناراحتی شما به خاطر حرف دیگران و تایید نشدن از دیدگاه آنها است ووقتی حال و احساس شما خوب نباشد شکرگزار نیستید و ناشکری زیاد میکنید و درنتیجه با احساس بد اتفاقات بد را برای خودمان با احساسمان به وجود میآوریم .

      استاد درمورد اینکه چطور شد ایشان این سایت را راه اندازی کردند سوال کردند 

      چطور شد من این سایت را راه اندازی کردم ؟ از بچگی با چاقی درگیر بودند ابتدا همه من را تشویق میکردند وقتی وارد مدرسه شدند مورد تمسخر بچه ها بودند (دقیقا مثل من ) استاد الان در بزرگسالی متوجه شدند که رسالت ایشان از بچگی شکل گرفته است هدفی را که میخواستند دنبال کنند از بچگی درمراحل زندگی ایشان رقم خورده بود و چیزهایی که درآن زمان ایشان را اذیت میکرد دراصل داشت تجربه ای میشد برای ایشان دربزرگسالی که آن زمان متوجه نبودند و از خداوند گله مند بودند و بعدها درآینده همین اذیتها و تجربه ها باعث پیشرفت ایشان شد و الان شرایطی کاری ایشان طوری است که افرادیکه دراین سایت هستند هرموقع خواستند بهانه ای بیاورند برای ادامه ندادن استاد دقیقا دراین شرایط بودند و چون این تجربه را داشتند و دراین مسیر هستند میشود برای دیگران بهانه ای برای ادامه ندادن مثل 

      استاد اگر از بچگی چاق بودید ؟ افرادی بهانه میآوردند که ما از بچگی چاق بودیم و احساس ما ازکودکی نسبت به چاقی بد شده نه درمیانسالی و استاد با داشتن این شرایط بهانه را رد میکنند 

      من فرد بی تحرکی هستم ؟ از کودکی به خاطر چاقی کم تحرک بودند و چند ین سال کارمند بودند و پشت میز نشین و کم تحرکی را تجربه کردند پس بهانه نیاورید 

      من سحرخیز نیستم ؟ الان هم استاد گفتند امروز صبح ساعت 11 ازخواب بیدار شدند پس بهانه نیاورید 

      من وقت برای خواندن و یا اجرای تمرینات ندارم ؟ استاد هم با سر کاررفتن و زن و بچه این مسیررا  ادامه دادند پس بهانه نیاورید بهتر از است از گروههای مجازی بیرون بیایید و بیشتر دراین مسیر باشید 

      شرایط مالی خوبی نداشتم ؟ استاد در سالهای قبل با شرایط مالی خوبی زندگی نمیکردند پس بهانه نیاورید 

      من روابط خوب و عالی ندارم ؟ استاد هم درسالهای قبل روابط عالی و خوبی نداشتند پس بهانه نیاورید

      من از میانسالی سن 35 سال لاغر شدم  ؟ استاد هم از کودکی با چاقی زندگی کردند و با تجربه چاقی فرمولهای چاقی را یاد گرفتند و از میانسالی شروع کردند پس بهانه نیاورید 

      برای دوره لاغری کلاس آموزشی رفتند ؟ در طول زندگی من هیچ کلاس آموزشی شرکت نکردم وفقط خودم مطالعه داشتم پس بهانه نیاورید 

      لاغری در بدن من بعد از 15 ماه نمایش داده شد ؟ پس عجله نکنید چون من بعد از یکسال و سه ماه لاغر شدم پس بهانه نیاورید و ادامه دهید 

      پس همه شرایط را داشتند که احساسشان بد شود و شاید هم بود ولی به لطف خداوند الان متوجه میشوند که میبایست این همه مشکلات و رنج چاقی را تحمل میکردند تا بعدها با تجربه این چاقی مدرس روش لاغری با ذهن شوند و الان لاغر هستند و این الگویی است برای کسانی که برای لاغر شدن بهانه می آورند 

      یکی از خطرناک ترین چیز برای افراد چاق این است که ذهن ایشان به چاق کردن عادت کرده باشد 

      برای تغییر دادن هر شرایطی ذهن انسان مقاومت میکند چون تکرار عادتها برای ذهن آسانتر است و ذهن برای بقاء خود مقاومت میکند بنابراین تغییر هرشرایط ذهنی هم برای ذهن کمی سخت است ولی وقتی انجام داد و سختی که خود ذهن تصور میکرد نبود کم کم به آن شرایط عادت خواهد کرد حتی اگر شرایط نامطلوب باشد از نظر دیگران ذهن 

      افراد چاق به جای این که برای چاق شدن خود دلیل و بهانه بیاورند به خود بگویند چه دلیلی دارد من  الان چاق هستم و آقای عطاری روشن را برای خودشان الگو قرار دهند که ایشان با این همه شرایط سختی که داشتند و میتوانستند درمقابل هریک از شرایط بهانه بیاورند و تا آخر عمر چاق بمانند خدا را شکر دراین مسیر ماندند و الان لاغر هستند ما به اندازه ای که به این روش اطمینان داریم نتیجه میگیریم و لاغری دربدن ما نمایش داده میشود روش لاغری با ذهن تنها روشی است که درآن نه رژیم – نه ورز ش- نه چه چیزی بخوریم – چه روغنی استفاده کنیم -را به ما آموزش میدهد ما دراین روش هیچ کاری را نباید با زور و اجبار انجام دهیم تنها کاری که باید انجام دهیم فقط آموزش فرمولهای لاغری و پاک کردن فرمولهای چاقی از ذهن است و مابقی کار که لاغری است چون سیستم پیش فرض بدن انسان لاغری است خودش این کارا به خوبی انجام خواهد داد برای اطمینان از این کار به افراد متناسب نگاه کنیم آیا آنها کار خاصی را برای لاغری انجام میدهند خیر درذهن افراد لاغر دلیلی برای چاقی وجود ندارد .

      تا زمانی که درذهن ما باورها ی اشتباه تقویت شود شما هرگز لاغر نخواهید شد چون خیلی از باورها را ما بدون تحقیق و فقط به خاطر اینکه رسانه ها – جامعه- مدرس – معلم -پدر و مادر گفتند آن را باور کردیم و هرروز درذهن ما تقویت میشود و به ان ایمان داریم و هروقتی که اطمینان داریم این فرمول به خوبی درما اثر میگذارد 

      وقتی ما باوری را بپذیرم انتظار درما شکل میگیرد و بدون تحقیق این باور عملی خواهد شد مثل چاقی ( ارثی – بارداری- سن بالا – کم تحرکی و…) باعث انا خواهد شد 

      مثلا وقتی ما پولی برای خرید دوره ها نداریم با اطمینان به خود بگوییم من دوره را درهر شرایطی باشه میخرم والان باید با دوره های رایگان به این اطمینان برسم و این کاررا هرروز تکرار کنید تا به آنچه میخواهید برسید و این بهانه را نیاورید که پول ندارم چون استاد هم گفتند به انداز نصف کرایه مغازه خود را هرماه برای خرید محصولات هزینه میکردند درحالی که هزینه محصولات هرگز به اندازه نصف حقوق ما نیست 

      ما باید لاغری را دراولویت کارهایمان قرار داهیم چون وقتی لاغر شویم حس و حال ما خوب میشود و راههای رسیدن به آرزوهای ما هموار شده و زودتر به نتیجه دلخواه خواهیم رسید و هرگز نباید تسلیم چاقی شویم و بگوییم من نمیتوانم لاغر شوم چون اینها همش بهانه هایی است که از ذهن چاق بیرون میآید 

      تا موقعی که نفس میکشید میتوانید لاغر شوید پس بهانه نیاورید 

      استادازشما ممنون بابت این آگاهی ناب که به ما میدهید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار امنه سالاری
      1402/09/14 21:22
      مدت عضویت: 262 روز
      امتیاز کاربر: 1680 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 226 کلمه

      سلام استاد بزرگوار و هم مسیران عزیز….وقتی که به عملکردهای گذشته ام فکر میکنم خیلی خوشحال میشم که توی این مسیر هدایت شدم و راه صحیح زندگی کردن رو یاد بگیرم.بهانه ها نشون ازیک باور مخرب هستند که باعث حرکت اشتباه در زندگی میشه این بهانه من مصرف قرص ال دی بود که در ذهن من حک شده بود که بعضی ها رو چاق می‌کنه و بعضی ها لاغر ومنو چاق کرده و اینکه بعد از ازدواج بعضی ها چاق میشن نه تنها مسئله چاقی مسایل دیگه هم تو زندگیم بوده اینکه زندگی سختیش زیاده یا قسمت من این بوده ویا روزی من همینقدره و……الان من به این نتیجه رسیدم که هر چی فکر کنم جهان به افکار م پاسخ میده ومنو به مسیرهایی که به اشون فکر میکنم می‌بره من پی بردم زندگی خودم رو خودم خلق میکنم با افکارم با احساسم واون اشتیاقی که به هر چیزی داشته باشم با کمک خدای مهربونم بدست میارم من همه اینها رو در این سایت تناسب فکری فهمیدم و درک کردم چون وقتی تمرینها رو انجام میدم حس آرامش دارم و امروز بازهم یه چیز تازه یاد گرفتم اون هم بهانه بی بهانه ….خیلی مفهوم در کلمه هاش نهفته است ومن روی باورهای غلط واشتباه خودم کار میکنم تا. بهترین لحظه هارو برای زندگیم خلق کنم ممنون از شما استاد گرامی و دعای خیر دوعالم همراهتون یاحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      1402/09/01 09:39
      مدت عضویت: 408 روز
      امتیاز کاربر: 1476 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,223 کلمه

      به نام خداوند با عظمتم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات بهانه بی بهانه 

      • بهانه هایی که در گذشته داشته اید و مانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید.

      من در گذشته با موکول کردن تلاش برای رسیدن به اهدافم برای بعد همیشه جلوی موفقیت‌های خودم را گرفته ام .

      با غرق در گذشته شدن و مرور خاطرات بد و رنج دادن خودم و ترس از آینده و اضطراب‌های مبهم آینده لذت زندگی در زمان حال را از خودم سلب کردم و باز هم جلوی موفقیت های خودم در رسیدن به اهدافم را گرفته ام .

      مثلا وقتهایی که باید برای لاغری تلاش میکردم دچار این نجواهای ذهنی میشدم :”ول کن بابا حالا مگه چقدر زنده ای که همش رژیم بگیری ،بیخیال دنیا ارزش این همه زور زدن و تلاش و نداره مگه چاقی چشه ،من همینم که هستم هر کی میخواد بخواد هر کی نمیخواد به جهنم ؛حالا یه امشب و بخوریم حالش و ببریم تابعد خدا بزرگه ؛”

      و کلی از این بهانه ها داشتم تا اقدامی جهت رسیدن به هدف لاغری ام نکنم .

      • بهانه هایی که در گذشته مانع از اقدام شما برای لاغری شده اند را بنویسید.
      • در گذشته من یک سری بهانه های احساسی داشتم که مانع اقدام من برای لاغری می‌شدند و یک سری بهانه های منطقی داشتم که باعث توقف تلاش کردن من برای لاغری می‌شدند. 
      • بهانه های احساسی من بصورت نجواهای ذهنی منفی من را از انجام تلاش برای لاغری نا امید و دلسرد می‌کردند و به چاقی قدرت بیشتری می‌دادند 
      • مثلا :”اعتقاد داشتم وقتی رژیم میگیرم عصبی میشوم و حال و حوصله ندارم و اینقدر پرخاشگر میشدم که اطرافیانم می‌گفتند:” تو رو خدا رژیم نگیر “و من این باور را آنقدرقوی کرده بودم که وقتی میخواستم برای هدف لاغری ام رژیم بگیرم یاد این حالتم می افتادم و کلا بی خیال میشدم و میگفتم بی خیال فعلا حوصله اش را ندارم حالا بعدا یه فکری میکنم .و از تلاش کردن برای لاغری ام صرفنظر میکردم .
      • اما دلایل منطقی که در اثر تکرار بارها و بارهای انواع روش‌های لاغری در من بوجود آمده بودند هم اجازه تلاش برای رسیدن به لاغری را به من نمی‌دادند. 
      • به محض اینکه میخواستم رژیم بگیرم یا ورزش کنم با هزاران صغری و کبری چیدن برای خودم منطقی میکردم که این بار خم مثل دفعات قبل نتیجه ای نمیگیرم و بی فایده است و آنقدر با خودم بحث میکردم و نشد و نمی‌شود میکردم تا کلا بی خیال تلاش برای لاغری ام میشدم .
      • مثلا:”ول کن بابا این همه زور زدی دفعات قبل کجا رو گرفتی ،تو چاقی ات ارثیه ،سرنوشته؛شانسته؛فرم بدنت همینه ؛دیگه باید چه کار میکردی که نکردی؛”
      • و کلی بهانه های مختلف که من را از تلاش برای رسیدن به هدف لاغری ام منصرف می‌کرد و کلا قدرت را به چاقی میدادم و من هر روز چاقتر میشدم .
      • بهانه های منطقی و بهانه های احساسی حرکت نکردن برای لاغر شدن یا رها کردن روش های لاغری را شرح دهید.

      بهانه های احساسی که همگی بخاطر حس تنبلی و تن پروری و لذت های خوردن و خاطرات شیرین پرخوری در ذهنم بوجود می آمد و همگی آنها بر اساس اینکه من میخواستم آگاهانه علیه  تکرار و تجربه لذتهایم از خوردن و تنبلی بایستم بوجود می آمدند و من با اینگونه بهانه ها میخواستم آن خاطرات شیرین و آن لذتها را از دست ندهم .

      مثلا :”وای عجب پیتزایی کی دلش میاد از این پیتزا بگذره ،اینو بخورم حالا بعدا رژیم میگیرم ؛عجب پنیری به به ؛(مرور خاطرات پیتزا)و (مرور لذتهای خوردنهای قبلی)

      بهانه های منطقی هم که اصلا اساس کارکرد مغز است .

      مغز همیشه قبل از انجام هر کاری با استفاده از اطلاعات و تجربیات ذخیره شده در ذهن با منطق و استدلال تصمیم می‌گیرد کاری را انجام دهد یا انجام ندهد .

      ضرب المثل آدم عاقل از یک سوراخ چند بار گزیده نمی‌شود به خویی بیانگر این حالت منطقی و استدلال گر  مغز است .

      وقتی کسی بارها از روش‌های مختلف اقدام کرده برای لاغری اما نتیجه ای جز رنج و سختی و بیماری و آسیب جسمی و روحی را تجربه نکرده است خوب مسلم است وقتی می‌خواهد برای لاغری اقدام کند مغز بر اساس آن تجربیات کلی صغری و کبری بچیند از بی فایده بودن و بی اثر بودن و کلی ترس از نشدن را منطقی کند .و باعث نا امیدی و دلسردی از انجام تلاش برای رسیدن به هدف لاغری شود .

      • دلایل منطقی و احساسی خود برای مقابله با بهانه ها را شرح دهید.

      من در مقابل بهانه های احساسی ام اینگونه عمل میکنم که :

      لاغری بسیار با ارزش و لذت بخش است و لذت آن با لذت هیچ خاطره خوردنی قابل مقایسه نیست واقعا این همه در طول زندگی چاقم خوردم کجا را گرفتم ؟!!جز اینکه کلی صدمه به جسم و روح و ذهنم وارد کردم !!!؟چقدر با گفتن اینکه بی خیال حالا از فردا ،از شنبه ،رژیم میگیرم کلی پرخوری کردم و به خودم ستم کردم ؟!!!یعنی آن لذت زود گذر خوردن آنقدر ارزش دارد که من ساعتها و روزها و ماه‌ها و سال‌ها خودم را از انواع و اقسام لذتها مثل شادی و آرامش و دوست داشتن خودم و دیگران و خریدن و پوشیدن بهترین لباسها و با اعتماد به نفس بودن و ……..محروم کنم آن هم فقط برای یک لذت چند دقیقه ای و آنی ؟!!!آن هم برای خوردن و لذت چیزی که وقتی تبدیل به زباله یا فضولات می‌شود من حتی نگاه هم به آن نمیکنم ؛

      یعنی من اینقدر بی ارزشم که برای یک خوردنی بی ارزش که اگر چند ساعت یکجا بماند فاسد می‌شود و من حتی راحت آن را لایق سطل زباله میدانم بیایم و بدن زیبایم را زشت و نا متناسب و چاق کنم .بیایم و مثل وحشی ها بخورم و شان و شخصیت خودم را نابود کنم .آیا ارزش دارد ؟؟؟؟ !!!!!!!

      مسلم است که ارزش ندارد .من زمانی که مانند شخص متناسب با خوردنهایم برخورد میکنم لذت میبرم همین .

      من در مقابل بهانه های منطقی ام هم به خوبی می ایستم .

      اگر در گذشته من از هیچ روشی نتیجه نگرفته ام دلیلش واضح است چون من ابعاد مختلفی داشتم ولی تلاش میکردم تا فقط یک بعد را کنترل کنم تا لاغر شوم .

      شنیده ایم که طرف خواست ابرویش را بردارد زد چشمش را هم کور کرد .

      دفعات قبل ما همینطوری بودیم می‌خواستیم ابروی خودمان را برداریم (لاغر شویم)چشم خودمان را کور میکردیم (کلی فرمول اشتباه و مانع ذهنی در خودمان بوجود می آوردیم )

      اما این بار با همیشه کاملا متفاوت است 

      من ابتدا ذهنم را متناسب میکنم و با آموزش‌های اصول ذهنی ،فرمولها و موانع ذهنی ام را اصلاح میکنم و محتویات ذهنم را پر از  لاغری میکنم .(درمان بعد ذهنی )

      بعد با عملکرد رفتاری صحیح جسمم را لاغر میکنم ،به اندازه نیاز بدنم میخورم ،با فرمول‌های اشتباه قبلی نمی‌خورم(درمان بعد جسمی)

      و با ورزش کردن برای سلامتی و داشتن احساس لذت و شادی روحم را سرشار از شادی و انرژی میکنم (بعد روحانی)

      پر واضح است که اینبار چقدر متفاوت و زیبا در حال تلاش برای رسیدن به هدف لاغری ام هستم و دیگر منطقهای گذشته به هیچ وجه کار آمد نیستند چون علت اشتباه بودن آنها را می‌دانم. علت نتیجه ندادن آنها را کشف کرده ام و در این روش تمام آن ایرادات و نتیجه نگرفتنها اصلاح شده و فقط باید ماند و استمرار داشت و با اشتیاق و انگیزه بالا ادامه داد .

      خدای خوبم از تو سپاسگزارم که به من کمک کردی بتوانم بهانه های مختلفی که مانع لاغری ام بودند را شناسایی و رفع کنم .

      استاد سپاسگزارم برای آگاهی های خوب این دوره 

      الهی به امید تو  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منير
      1402/08/30 14:54
      مدت عضویت: 478 روز
      امتیاز کاربر: 2620 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 256 کلمه

      سلام به استاد عطار روشن و‌دوستان هم مسیر .
      خدارو بابت بودن در این مسیر زیبا شکر میکنم .
      بهانه بی بهانه یک عبارت نیست بلکه یک نگرش است این جمله به قدری زیبا و‌تاثیر گذار است که درک همین جمله کوتاه به راحتی تحولی عظیم در لاغری و‌تناسب اندام ما به وجود می اورد.
      پیش نیاز موفقیت و رسیدن به تناسب اندام همیشگی رها کردن تمام بهانه هاست فرق بین افراد موفق وناموفق تنها و‌تنها در این است که افراد موفق نگرش بی بهانه بودن را انتخاب کرده اندواین‌ رمز موفقیت انهاست.خدایا شکرت که مرا دراین‌ مسیر شگفت انگیزقرار دادی .
      من‌ برا رسیدن به لاغری وتناسب اندام هیچ بهانه ای ندارم همه انها را از ذهنم‌‌ پاک میکنم‌وباشور واشتیاق وعشق وامید علاقه مییر تناسب ذهنی را طی مکنم.اگاهی از فدرت ذهن وکشف دلایل چاقیم باعث‌شد که مسولیت تمام وکمال چاقی و‌لاغری خودم را به عهده بگیرم وتمام عوامل بیرونی را که‌ به‌انها‌قدرت‌داده بودم‌رهاکنم من دیگر از چاقی خودم‌متنفر نیستم چون ذیگه به اون هیچ‌قدرتی نمیدم چون فهمیدم قذرت وتوانایی در دست من است ومن توانایی لاغر شدن را دارم و‌چاقی هیچ تسلطی بر من‌نداردو من با قدرت ذهنم‌تمام‌ این اضافه ها از از وجود نازنینم جدا میکنم وبه‌زودی یکی از شگفتی سازان این سرزمین رویایی ومقدس میشوم.
      همه ی این‌اضافه هادر برابر قدرت وتوانایی من‌هیچ نیستند .
      لاغری وتناسب حق طبیعی من است ومن شایسته بهترین وزیباترین جسم‌‌ وذهن هستم.
      وبازم بسیار ممنون ومتشکر از استاد دلسوز که این اگاهیهای ناب را سخاوتمندانه در اختیار ما قرار میدهندو از خدا میخاهم به زودی شرایط تهیه همهی دوره ها‌را برام فراهم‌کنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Tayebeh Forootan
      1402/08/29 02:06
      مدت عضویت: 261 روز
      امتیاز کاربر: 1140 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 279 کلمه

      به نام خدای رنگین کمان

      سلام استاد مهربون.  همراهای من در مسیر لاغری

      بهانه بی بهانه

      این سه تا کلمه چقدر برای من عجیب بود زمانی که نه تنها برای لاغری بلکه برای هر چیزی بهانه ای داشتم.

      میخواستم لباسای خوش رنگ بپوشم ولی میگفتم اینا واسه جوونتراس و من دیگه بچه نیستم ….یا وقتی میخواستم مشغول به کاری بشم بچه داری و کارای زیاد خونه رو بهانه میکردم…..و برای  لاغری هم نداشتن پول برای کلاسای ورزش یکی از بهانه هام بود.

      اینکه من ارثی چاق شدم

      اینکه بعد بارداری چاق میشیم

      اینکه قرصهای ضدبارداری چاق میکنن

      اینکه باید بخورم تا دست کم گرفته نشم

      یعنی فکر میکردم هرچی بیشتر غذابخورم همسرم بیشتر بهم توجه میکنه چون غذا خوردن رو دوست داره

      و از این جور فکرای بچگانه

      اما از وقتی با این دوره آشنا شدم و به گذشته و کارهام فکر کردم دیدم واقعا اینا دلایل بی ارزشی برلی چاقی بودن و این من بودم که خودمو چاق کردم.چون من واقعا اندام زیبایی داشتم و تو فامیل همه حسرت منو میخوردن ولی من با ندونم کاری و یه سری عقاید الوی که نصفش حرفای دیگران بود اون زیبایی رو از خودم گرفتم.

      اما الان دیگه میدونم که حالا که خدا بهم لطف کرد و منو توی این مسیر قرار داد منم همه تلاشمو میکنم که به همون اندام قبلم برسم.

      هر چی فکرای منفیه که میگه نمیتونم رو دور بریزم و به جاش با توکل به خدا رو به مسیر درست پیش برم.

      هم توی این مسیر و هم تو مسیر زندگیم بهانه رو کنار میزارم و به سمت چیزایی که دوستشون دارم میرم تا به دستشون بیارم

      از خدا ممنونم که منو توی این مسیر قرار داد 

      و از شما استاد عزیز ممنونم که دلسوزانه بهمون یافتن مسیر درست رو آموزش میدین..خیلی ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1402/08/17 09:38
      مدت عضویت: 1760 روز
      امتیاز کاربر: 11971 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 66 کلمه

      سلام استاد چرا مدال های کم میشه مثلا من ۴ تا مدال همیار لاغری داشتم الان شده ۲ تا
      و مدالهای طلایی و فنی هم ثبت نمیشه بعضی ها با یدونه مدال اسمشون در لیست مدال اورندگانه
      و یک سوال استاد دوره صد گام به صورت فهرست وار نیست من هر روز که میام گیجم و نمیدونم که کدوم فایل گوش کردم و کدوم فایل باید گوش کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5981 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 43 کلمه

        سلام و درود
        دوره صد گام رو از منوی سایت باز کنید تمام جلساتش به ترتیب قرار داده شده و قابل استفاده است
        از جلسه یک به بعد هم میتونی با از دکمه رفتن به جلسه بعد استفاده کنی و به ترتیب پیش بری

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار منیره.ف
          1402/08/17 16:56
          مدت عضویت: 1760 روز
          امتیاز کاربر: 11971 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 2 کلمه

          ممنون استاد

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85
      1402/08/01 01:54
      مدت عضویت: 1263 روز
      امتیاز کاربر: 5807 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 714 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️

      سلام

      خدایا حالمو بهتر کن

      بهانه بی بهانه پیش نیاز موفقیت

      تمرین آموزشی ✍️

      درگذشته که چاق بودم بهانه های زیادی برای لاغر نشدنم داشتم 

      بهانه های مثل : ارثی بودن چاقیم

      ازدواج و بارداری و زایمان و شیردهی

      کم تحرکی و منظم نرفتن به باشگاه و ورزش نکردن و پیاده روی منظم 

      داشتن حرص و ولع زیاد نسبت به مواد غذایی و خوراکی های مثل چیپس و پفک

      خواب بعد از ظهر و خوردن چای با چیزهای شیرین بعد از بیدار شدن از خواب

      خوردن غذای زیاد در وعده‌های اصلی و خوردن اضافه غذای بچه‌ها

      سزارین

      علاقه مند بودن به خوردن بستنی 

      و……………

      اون زمان که اصلا فکر نمی کردم اینا بهانه ست اون زمان همه اینا دلایل و منطق من واسه چاقیم بودن و همیشه حتی اگر دیگران هم حرفی از چاق بودنم نمیزدن خودم سریع پیش دستی میکردم و نقش قربانی و مظلوم واقع شدن و بازی میکردم و میگفتم چون چاقی ما ارثیه ما آبم بخوریم چاق میشیم و این خواست خدا بوده و همه چیز و می‌انداختم گردن خداوند و خودمو تبرعه میکردم و بقیه هم در مقابل حرفای من سر تایید تکان میدادن و با این کار اونا انگار که خیالم راحت میشد که آره دیگه تقصیر من که نیست که چاقم و داشتن اضافه وزن و چاقی برام عادی تر و طبیعی تر میشد و خیالم راحت بود که بقیه هم قبول دارند که من بی تقصیر هستم 

      ولی الان به این درک و آگاهی رسیدم که چاقی و اضافه وزن من هیچ ربطی به عوامل بیرونی نداره و یک موضوع کاملا شخصی و درونیه و مشکل من باید کاملا ریشه ای و اصولی از درون من حل بشه حالا هر چقدر که میخواد زمان ببره و طول بکشه من باید باشم تو این مسیر و ادامه بدم تا تغییرات از درون من شروع بشه و بعد خودشو در جسم من نمایان کنه و من مسولیت چاقی و لاغری خودمو پذیرفتم و به این درک رسیدم که چاقی من و هر فرد چاق دیگری فقط به خاطر تکرار بارها و بارها افکار و نگرش و رفتارها و عادت های نادرست در مواجه با مواد غذایی و خوراکی ها ست 

      نه دلایلی که من برای چاقیم داشتم اونا دلایل چاقی و اضافه وزن من نبودن بلکه بهانه های من برای لاغر نشدن و پلی برای بی گناهی من برای چاق ماندن من بودن 

      و با هدایتم به این مسیر زیبا از طرف خداوند پرده ها کنار کشیده شد و حقیقت آشکار شد و چقدر  اون اوایل پذیرفتن این حقیقت برای من سخت و دشوار بود چون همه چیز آشکار شد و یهو انگار دیوار باورها و دلایل چاقی من فرو ریخت و من موندم و چاقی و اضافه وزنم و من روزها نشستم و با خودم فکر کردم که یعنی چه پس یعنی این همه اضافه و وزن و چاقی رو خدا در سرنوشت من قرار نداده بود ؟ یعنی این بار چربی رو خودم ساختم 

      و چقدر از بین بردن این باور ارثی بودن چاقی برای من سخت و دشوار بود چون از بچگی این باور با من عجین شده بود و من بارها از بچگی از زبون مادرم که دوست داشتنی ترین فرد زندگیم بود شنیده بودم که چاقی ما ارثیه و من کاملا این جمله رو پذیرفته بودم و شکستن این باور انرژی و زمان زیادی از من گرفت 

      و چه قدر بعدش خندیدم به اینکه پس اگه من این کوه چاقی و چربی و خودم ساختم 

      پس خودم به راحتی این چربی ها رو آب میکنم و با خودم گفتم  چاق شدن و ساختن چربی  خیلی کار سختیه چون انرژی زیادی از آدم میگیره پس لاغر شدن و که مثل آب خوردن انجام میدم چون لاغر شدن یعنی آب کردن چربی و انجام این کار در مقایسه با ساختن چربی خیلی راحته و اصلا انرژی زیادی از من نمیگیره 

      چاق شدن مثل سربالایی رفتن می مونه خیلی سخته نفس آدم و میگیره انرژی زیادی میخواد ولی لاغر شدن مثل افتادن تو سراشیبی میمونه آدم همیشه سراشیبی هارو با اشتیاق و خنده میاد پایین چون خیلی لذت بخشه 

      پس حالا که خداوند منو به این مسیر زیبا هدایت کرده و بهترین و لذت بخش ترین و ساده ترین مسیر و پیش پیام گذاشته قدر و ارزش هدایتم رو می‌دونم و بدون هیچ بهانه‌ای در این مسیر حرکت میکنم تا به مقصدم برسم

      لاغر شدن آسون تر ین کار دنیاست 🌹

      چاق شدن سخت ترین کار دنیاست 🌹

      استاد ممنون از زحمات تون 🌹🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Maryam
        1402/08/14 11:33
        مدت عضویت: 1764 روز
        امتیاز کاربر: 1610 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 157 کلمه

        به نام خدای مهربان 

        سلام خدمت استاد عزیزم و دوست خوبم فاطمه خانم 

        متن شما رو خوندم و لذت بردم و بیش از پیش ایمان آوردم که طرز فکر افراد چاق چقدر شبیه به همه !

        اون قسمت از متنتون که در مورد سخت بودن ساختن چربی و راحت بودن آب شدن چربی نوشتید خیلی برام جالب بود 

        واقعاً ساختن آنهم در سربالایی منو به یاد شنا کردن در رودخانه ای با سرعت آب بالا انداخت و چه انرژی زیادی از ما گرفت تازه اونقدر در اون زمان سختی و فشار رو متحمل میشدیم که هیچگونه زیبایی رو در زندگی نمی دیدیم و تا می خواستیم از زندگی کمی لذت ببریم چاقی مثل پتک توی سرمان می کوبید

         اما الان می خوایم در سرپایینی رودخانه همراه چربی های آب شده حرکت کنیم و و مسیر زیبای رودخانه رو با لذت طی کنیم و زیبایی های مسیر رو با دقت و حس خوب تجربه کنیم 

        موفق باشی دوست خوبم و در مسیر زیبای تناسب 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار fatmhadly85
          1402/08/29 22:29
          مدت عضویت: 1263 روز
          امتیاز کاربر: 5807 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 86 کلمه

          سلام دوست عزیز

          ممنون که وقت گذاشتید و نوشته منو خوندید خوشحالم که نوشته من باعث ایجاد احساس خوب در شما شد مطمئن باشید که همینطور هستش آب کردن چربی که همون لاغر شدنه مثل پایین اومدن از سراشیبی راحت و آسون و شیرین و لذت بخشه 

          ولی ساختن چربی مثل رفتن از سربالایی سخت و دشوار و عذاب آور ست 

          فقط کافیه که باور کنیم و ایمان بیاوریم

          امیدوارم هر جا که هستید شاد و متناسب باشید 

          لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست 🌹

          چاق شدن سخت ترین کار دنیاست 🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      1402/07/18 23:09
      مدت عضویت: 319 روز
      امتیاز کاربر: 7610 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 134 کلمه

      زمانی که لاغر بودم شوهرم گاهی اوقات می‌گفت تو چاقی و شکم داری،چند سال گذشت و من شروع به اضافه وزن کردم طوری که هر ماه دو کیلو اضافه میشد به وزنم و شوهرم همچنان می گفت تو چاقی ،نمی خوام چاقیم رو بندازم گردن شوهرم،از وقتی که دیدم دارم چاق میشم هر وقت می گفت چاق شدی جبهه می‌گرفتم و میگفتم تو زمانی که من لاغر بودم هم به من میگفتی چاق الآنم میگی پس چه فرقی داره که من چه سایزی باشم و ازین به بعدش به خودم مربوطه و برای نشون دادن این حسن شروع کردم به لجبازی باهاش هر چی می‌گفت یه کم ورزش کن لج میکردم،میگفت شام نخور لج میکردم و یه جورایی خودمو ول کردم و این بزرگترین بهونه من برای لاغر نشدن دوباره تو این چند ساله 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب
      1402/07/11 15:34
      مدت عضویت: 409 روز
      امتیاز کاربر: 6810 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      به نام خدا سلام به استاد عزیزم بهانه بی بهانه تو زندگی. ام از وقتی یادمه همیشه بهانه داشتم برای هر کاریکه انجام ندادمو چقدر این نگرش عالیه که باید بسازم بهانه بی بهانه خیلی چیزا رو دلایل چاقی میدونم و مهمترینش تند غذآ خوردنم و پرخوری کردن و چون فکر میکردم من در کنترل این دو دو تا عادت ناتوانم همه اقدامات من برای لاعر شدن با شکست مواجه میشد یا اگر نتیجه ای داشت گذرا بود و مدت زمان کمی این تجربه رو داشتم اما الان که اینجا هستم بهانه ای ندارم چون قبلا خیلی بهانه داشتم و از وقتی تو مسیر ذهنی قرار گرفتم و فهمیدم این بهانه همه موانع هستن و من میتونم برطرفشون کنم و راهی براشون پیدا کنم یکی یوی حل می‌شدن مثلا من باور داشتم که باید برای لاغری ورزش کنم بهانه هم این بود که من الان بچه کوچیک دارم و از نطر وضعیت مالی هم نمیتونم هزینه های باشگاه رو متقبل بشم پس ورزش کنسل ولی وقتی گفتم این بهانه است و دنبال راهکار بودم هدایت شدم به ورزش های خانگی که خیلی راحت تر بود و قابل دسترس تر و این موضوعات باعث شد ایمان بیارم که هر بار من بهانه میارم برای هر کاری مخصوصا لاعر شدن همش و همش رو خودم تو ذهنم ساختم حالا بهانه رو کنار گداشتم و از همین صد گام هدیه دارم استفاده میکنم و ایمان دارم به درستی این مسیر یه نکته هم که تو فایل از استاد یاد گفتم این بود که استاد میگفتن اگرباور داری که نمیتونی دوره هارو تهیه کنی پس نمیتونیو دیدم منم این باور رو دارم و فعلا تو اولیت قرار نداده بودم ولی به محض اینکه من اراده کنم و تو الویت ام قرار بدم و برام مهم باشه حتما هدایت میشم به راهش ولی الان به امید این نشستم که حالا وایمیستم تا  پول جور بشه از همین فایل های هدیه این سایت سعی میکنم نهایت استفاده رو بکنم و دارم از لحطه لحظه ای که تو این سایت هستم لذت میبرم ممنونمم ازتون استاد از صمیم قلبمبراتون بهترن ها رو میخام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Susan behrad
      1402/06/23 15:09
      مدت عضویت: 1205 روز
      امتیاز کاربر: 6595 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,072 کلمه

      بنام خداوندمهربان و پروردگارعالمیان 

      سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن 

      مسیر لاغری من 

      بهانه بی بهانه پیش نیاز موفقیت 

      پیش نیاز موفقیت برای لاغرشدن، نداشتن بهانه برای لاغر نشدن است 

      بهانه بی بهانه یک عبارت نیست بلکه باید نگرش‌مان برای لاغرشدنمان باشد 

      تفاوت افراد موفق ونا موفق 

      متفاوت بودن کسانی که می‌توانند موفق یا نا موفق باشند درطرز دید ونگرششان است چون اون‌هایی که موفق می شودند برای موفقیتشان هیچ بهانه ای ندارند واونهایی که نا موفق هستند همیشه برای هر کار خودشان بهانه های زیادی می آورند 

      چون آدم حالش و احساسش بد باشد پر از خشم کینه و نفرت در درونش موج می زند و همیشه نا سپاسی می کند و حسرت اون چیزی را که ندارد را می خورد 

      ما هم که چاق هستیم از چاقی خودمان رضایت کافی نداریم

      ولی حالا که اینجا هستیم دیگه بهانه ای برای لاغر نشدنمان نداریم ولی افرادی در پیرامونمان هستند که خیلی بهانه های جور واجور برای لاغر نشان دارند 

      ما اگر نفس می کشیم قابلیت لاغرشدنمان را هم داریم 

      ما همیشه حرف از دلمان می زنیم و دلمان یعنی همون چیزی که احساسش می کنیم ما با چشممان وگوش هایمان ورودی ها را به ذهن‌مان منتقل می کنیم و تغییری که در حسمان به وجود می آید همان دلمان است 

      ما اگر بتوانیم کمک حال خودمان باشیم باید حسمان را خوب کنیم و زندگی کردنمان حال خوبمان باشد و شرایط زندگیمان را همانطور که هست قبول کنیم و از نعمتهایی که خداوند برایمان قرار داده است و در اختیارمان گذاشته است لذت ببریم 

      و نا راضی بودن و شکایت کردن و مقصر دانستن که در دوربرمان هستند یعنی ایست دادن و در جازدن در زندگیمان 

      مهمترین رسالت ما در زندگی 

      رسالت هرادمی از رنجهای که در زندگی کشیده است شروع شده است واستادکه ازکودکی با چاقی دست وپنجه نرم کردن ودراخر  رسالتشان آموزش دادن لاغری باذهن شد

       من هم مانند استاد از بدو تولدم تا پنجاه و شش سالگیم باچاقی خودم درحال چنگ و ستیز بودم 

      اینقدر در لاغر شدنم پافشاری می کردم همه تعجب می کردند 

      و همیشه می‌گفتند که چه حوصله‌ ای داری و همیشه داری با خودت بازی میکنی و وقتت را تلف می کنی ولی هیچکس نفهمید که من از چاقی رنج می برم. عذاب می کشم. دردمیکشم 

      همیشی خدا بدنم درد می کرد پاهام کمرم. استخوان هایم ولی هیچ کس از درون کسی خبر نداره وحالا بودن دراین سایت یاد گرفتم که با عشق و محبت به چاقی ام ودردهایم نگاه کنم تا برای همیشگی حلشان کنم و من موفق میشوم 

      ما برای رسیدن به مقصد و هدفهایمان باید بهانه هایمان را کنار بگذاریم 

      بخدا من با همین مطالب وفایلهای رایگان کلی سايز کم کردم و از سايز ۵۲به سايز ۴۸رسیدم ازنظر من اینها رایگان نیستند چون من دارم بهایش را با وقت و زمانی که میگزارم میپردازم برای این هم خیلی ها میگن که تو حوصله داری منکه نمی توانم من وقت ندارم ولی من با صبر و حوصله و در آرامش به کار خودم ادامه می دهم و خیلی از دردهایم کم شده 

      و من در این سایت به راهم ادامه می دهم و خواهم داد 

      من تازه متوجه شدم که بخاطر درد پاهام پاهایم را با فاصله وکج می گذارم حتی وقتی سعی می کنم آرام راه برم و بدنم راصاف نگه دارم تا کسی متوجه نشه ولی باز متوجه شدم که باز پاهایم را با فاصله وکج میگزارم درسته کمی خوب شده ولی نه به اون اندازه حالا دارم تمرین می کنم که پاهایم را کیپ نگه دارم و آرام راه بروم تا درمان شوند واین برایم خیلی مهم است 

      من از وقتی که در این سایت هستم به چند نفر از فامیل و دوست وآشنا گفتم وپیشنهاد دادم اما اونها اطمینان ندارند که هیچ بهانه های مختلفی هم دارند و دنبال روش‌های هستند که سریع تر لاغر شوند. 

      یکی دخترعمویم بود که بهش پیشنهاد دادم اما اون گفت که من حوصله ندارم می خواهم سریع لاغر شوم و عمل بای پس انجام داد و خطرناکترین راه رو انتخاب کرد 

      اما من به این مسیر اطمینان و ایمان کامل دارم و می دانم تنها روشی است که من رو به رویاوارزویم می رساند چون روش‌های دیگر من رو خسته و حالم روبد می کردند 

      در این مسیر نه برایمان برنامه غذایی داده شده نه ورزش نه زمان برایمان تعیین شده، ما همه نسبت به درک خودمان می توانیم از محتوای آموزشی بهره ببریم وبرای هر فردی این درک متفاوت هستش 

      من در شروع این مسیر هر روز چاقی جلو  چشمانم بود حتی بیشتر هم شده بود این را از لباسهایم می فهمیدم ولی می دانستم که قدرت در درون خودم نهفته است و ما انتخاب شده خداوند هستیم و این قدرت و لیاقت را در ما دیده و ما را به این مسیر زیباهدایت کرده خیلی ها به رنج کشیدنشان عادت می‌کنند و هر رنجی را در زندگی تجربه می کنند مثل چاقی. فقر و فلاکت مثل اختلافات زندگی. واینها برایشان عادی می شود 

      ما باید بهانه ها را کنار بگذاریم و تنها یک دلیل در زندگی برای خودمان قائل شویم اون هم موفق شدن. لاغر شدن. شاد بودن. ثروتمند و پولدار شدن و رابطه عالی با خانواده و اطرافیان 

      ما باید برای لاغرشدنمان در این مسیر باید استمرار و تکرار و با ادامه دادن وبا دریافت کردن محتوای آموزشی، چاقی را از ذهن‌مان پاک کنیم و به رویاوارزویمان که لاغرشدن است برسیم 

      برایم همیشه میگفتن چون تحریک زیادی نداری و همیشه در خانه می مانی بخاطر همون چاقی خوب من هم در ذهنم می گفتم راست می گویند و قبول می کردم

       برایم میگفتن که زیاد میخوابی و زیاد خوابیدن چاق میکند وباز قبول می کردم 

      می گفتن که تو ژن چاقی داری و خانواده پدریت چاق هستند زیاد به خودت فشار نیار

       و این رو هم می‌گفتند که هی رژيم می گیری و ول می کنی بخاطر همون لاغر نمی شوی تواراده نگهداری از لاغریت را نداری و من همیشه این حرف ها را قبول می کردم 

      چراقبول میکردم نمی دانم. 

      من همیشه فکرمیکردم که پرخوری کردنم من رو چاق می کند این فرمول (نه اینکه حالا پرخوری کنم)خوردن موادغذای در ذهنم هنوز بصورت کم رنگ وجود دارد 

      اما من به خدای خودم اعتماد.ایمان و باور دارم و خودم را به خدا می‌سپارم و میدانم که در این مسیر به رویای و آرزویم می رسم 

      چون من قدرتمندانه در این مسیر قدم گذاشتم و روز به روز به نتیجه ای که می خواهم برسم نزدیک ونزدیکتر می شوم 

      ومن هميشه سپاسگزار خداوندمهربان و استادگرامی هستم 

      همیشه در این مسیر با قدرت. اطمینان و با ایمان و پر انرژی قدم می گذارم تا به رویای و خواسته های که دارم برسم 

      خدایا عاشقانه دوستت دارم 

      همراهان عزیز همیشه در راه بدست آوردن آرزو ها و رویاهایتان قدم بردارید  

      یاحق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 391 کلمه

      سلام ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خدمت استاد عزیز.

      من کلی بهانه داشتم برای لاغر نشدن که تا وقتی با این سایت و صحبت های شما آشنا نشده بودم نمی‌دونستم اینا همش بهانه ای هست که مانع لاغر شدن من شده که تا این سن چاق بمونم و زندگی رو به خودم جهنم کرده بودم و ناامیدانه فقط نفس می‌کشیدم و قبول کرده بودم که سرنوشت من اینه که چاق بمونم و چاق با اضافه وزن بمیرم حتی استاد به چیزی بگم وقتی خودم یادم میاد چرا این فکرو میکردم خندم میگیره من اونقدر ناامید بودم که میگفتم با این هیکل چاق چطوری موقعی مردم منو حمل کنند واقعا خیلیییییییییییی این چاقی به من فشار روانی میارورد و میاره همچنان اما دیگه می‌خوام دلایل چاقی خودمو بشناسم و بهانه ها رو کنار بذارم.

      من از بچگی تپل و چاق بودم و اینو باور کرده بودم که من ژن چاقی دارم ارثی هست پس هرچقدر هم رژیم بگیرم بازم بعد از چند مدت برمی‌گردم چون بدن من نمیتونه لاغر بمونه یکی از دلایل دیگه که مامانم مداااااااااااام بهم گوشزد می‌کرد این بود که تو خیلی تنبلی و زیاد میخوابی بعد از خوردن غذا میخوابی زیاد راه نمیری برای همین هست چاق هستی نگاه به داداشت کن چقدر فعال هست لاغرم هست اما استاد یکی از دلایل که باور میکنم که واقعا اینا همش بهانه الکی بود که مادرم به من تلقین میکرد اینه که داداش من الان 25 سال داره شاید در 24 ساعت شبانه روز 1 ساعت بیشتر راه نره اونم در حد سرویس بهداشتی و یا مغازه رفتن و شغلش پشت میز هست چون دبیر بچه های دبیرستان هست که نیازی به حتی بازی با آنها هم نداره فقط پشت میز میسینه و زمان استراحتش اکثر وقتا یا خوابه یا داره غذا میخوره یا پای لپ تاپ و گوشی نشسته و فوق‌العاده اندام خوب و فیتی داره ولی بچگی بسیار بسیار لاغر و ضعیف بود که هرکسی می‌رسید بهش می‌گفت تو ژن رو از خواهرت و مادرت نگرفتی و داداشم هنوزم اینو باور داره یا اینکه من فکر میکردم سوخت و ساز بدنم پایین هست و هرچی سنم بالاتر بره چاق تر میشم فکر میکردم اگه ازدواج کنم مثل مامانم چاق میشم و متاسفانه از مامانم الان چاق تر شدم و به باور دیگه که داره نابودم می‌کنه اینه که باردار بشم دیگه میترکم از چاقی و همه این دلایل تا باعث میشد تا من لاغر نشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1402/05/11 15:36
      مدت عضویت: 1517 روز
      امتیاز کاربر: 6887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 563 کلمه

      سلام بر استاد عزیز ودوستان همراه

      وقتی به خودم و عملکرد گذشتم نگاه میکنم می بینم الان واقعا در جایگاه درستی قرار دارم .

      منم مثل باقی دوستان همراه با جو جامعه و طرز تفکر اکثریت جامعه زندگی کردم .

      بهانه هام زیاد بود گاها آنقدر مسخره که خودم توجیهی براش نداشتم . بهانه ها نشون از یک باور مخرب قوی میده که باعث حرکت اشتباهم در زندگی شده . 

      واون اینه که زندگی کردن سختی داره . پول درآوردن سختی داره . متناسب بودن سختی داره . تجربه زندگی عاشقانه سختی داره . سلامت بودن سختی داره و‌‌‌‌….

      خوب جهان هم به افکارم پاسخ میده و منو به مسیرهایی هدایت میکنه که سختی زیاد بکشم . منو هدایت میکنه به روشهای طاقت فرسا برای متناسب شدن . 

      لاغرشدن با رژیم . پیاده روی. قهوه. باشگاه و…

       روابط عاشقانه و کادوهای بیشماردادن تا رابطه حفظ باشه . وسواسهای بیهوده که سلامت بمانم که همشون جز سختی نتیجه ای نداره وآخرشم تسلیم همین شرایط میمانیم .

      واندک کسانی که آنقدر عشق به هدفشان دارن که  بالاخره به خودشان میان و با تغییر درونی  وممارست به هدفشان میرسن و راهنمایی میشن برای دیگران .

      اگر متناسب بودن سخته چرا پس اینهمه متناسب داریم . مگه اونها چه مراقبت فیزیکی میکنن .خوردن و مهمانی رفتن های اونها وامکانات رفاهی اونها بیشتر از ماهست چرا متناسبند .

      حتی بهانه های من هم نشون میداد که تو ذهنم یه باور اشتباه دارم که نمیزاشت من حرکت کنم .

      نشون میداد که داخل ذهنم آشغال هست که سالها آرام آرام داخل ذهنم گذاشتم . با عدم کنترل وروری ذهنم .

      خوب من متناسب بودم وداشتم زندگی میکردم وقتی پسرهمسایه من چاق بود ومرتب میگفتن تنبل تحرک ندلره چرا من نگفتم من مگه چه تحرکی دارم که اون نداره .

      وقتی میگفتند چرا به خودش زحمت لاغرشدن نمیده . من مگه چه زحمتی برای لاغرشدن خودم کشیدم که متناسب بودم که اون بنده خدا نکشیده بود . 

      پدرم میگفت بره کار سخت بکته ببینه چطور لاغرمیشه . چرانگفتم پدرجان تو وعموجان  که کارتون  سخت بود چرا چاقید ؟

      همش شنیدن این عبارت که 

      چاقها به خودشان زحمت نمیدن کار فیزیکی کنن

      چاقها به خودشان زحمت نمیدن جلوی شکمشون رو بگیرن .

      چاقها به خودشان زحمت نمیدن صبح زود پاشن .و….

      خوب تو ذهنم این باوره شکل گرفت که متناسب بودن سخته مراقب غداخوردن باشی و کار سخت داشته باشی  وصبح زود پاشی و…..

      تا این باور مخرب تو ذهنم ریشه کن نشه که لاغر شدن سخته و تکرار نشه لاغر شدن آسانترین کار دنیاست 

      حتی این مسیر لاغری با ذهن هم با تمام آسانیش برام سخت میشه .

      چطوری سخت میشه ؟

      با پیش رفتن با دوره باورهای مخرب رو کم کم شناسایی میکنیم و اگه این باور سختی ریشه داشته باشه الهامات بهمون گفته نمیشه یا دیر گفته میشه که این باور مخرب رو هم داریم .

      مثلا گاها پیش میومد که خونه صحبتی میشد و من بلافاصله لابه لای صحبتها باور مخرب رو پیدا میکردم و روش کارمیکردم یا چندین بار یه فایل صوتی رو گوش میدادم تا بتونم باهاش ارتباط بگیرم ببینم منظور استاد چیه ؟

      اگه من همون اول لاغری در ذهنم آسون بود الهامات وشناسایی باورها زودتر انجام میشد .

      البته استاد در اکثر فایل ها به کرات میگفتند و فایل های جداگانه ای هم اختصاص دادن برای این موضوع . اما من ارتباط نمیگرفتم .

      اینجا هم دوباره همین سختی وآسانی رو مطرح کردن .

      که این موضوع خیلی خیلی مهمه و در زمان لاغرشدن ما تاثیر زیادی داره .

      پس بازم به خودم میگم 

      لاغر شدن آسونترین و راحت ترین کار دنیاست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 519 کلمه

      به نام خدای مهربان

      سلام دارم خدمت استاد عزیز وتمام دوستان 

      منم اسمم شادی ولی برعکس اسمم بچگی شادی نداشتم یکیش هم همین چاق بودن بود میتونم بگم دلیل محکمی بود که نذاره شاد باشم و امروز فهمیدم که همین هم بهانه بیش نیست بهانه های چاقی من از سن ۹ سالگی شروع میشه که به خودم اومدم دیدم دارم چاق میشم ولی برام تا اون زمان مهمنبود چون مادری داشتم که چاق بود ولی خیلی مهربان تر از پدرم بود ولی پدرم لاغر بود وارد عصبی مزاج بود که بهانه های خاص خودش داشت 

      من دوست داشتم مثل مادرم باشم پس روش های اشتباه ایشون به عنوان الگوی زندگیم قرار دادم یکی از اون الگوها چاقی ایشون بود با این که خودم همیشه ازش میخواستم که لاغر بشه ولی الگوی زندگی من وبهانه من برای چاقی ایشون بود 

      وفکر میکردم با چاقی زورم زیاد میشه میتونم جلوی بد اخلاقی های پدرم بگیرم 

      ولی نمیدونستم دارم با بدن وافکار خودم چه بلایی سر خودم میارم 

      من هم مثل خیلی ها بهونه داشتم که ژنی که از مادرم دارم باعث چاقی یا این که من هر چی بخورم چاق میشم این هم یه بهونه دیگه بود من هم هر وقت می آمدم لاغر بشم ذهنم به سمتی میرفت که تو لاغر نمیشی یا اگه بشی با خوردن دوباره بر میگردی 

      حتی بهونه داشتم که آب هم میخورم من چاق میکنه 

      از مهمونی رفتن بی زار بودم با این که آدم کاملا اجتماعی هستم و دوست داشتم برم مهمونی ولی بهانه من برای این که به مهمونی نرم وخوشحال نباشم چاقی بود 

      همیشه تو تمام مهمونی هام شکمم تو میکردم که کسی خیلی شاقی من به چشمش نیاد 

      ولی اینها همه بهونه بود که من حتی شاد وخوشحال نباشم چون چاق هستم 

      من حتی خیلی از لباس هایی که دیگه سایز نمیشد میدادم به کسی که نبینم ونفهمم که دارم چاق میشم 

      ولی الان یه چند وقتی چندتا از لباس هام نگهداشتن 

      که دوباره لاغر بشم واون ها رو دوباره تنم کنم واین شده یکی از اهداف من

      توی مدرسه هم خیلی اذیتم میکردن ولی من اون زمان بهانه داشتم که چاق باشم اونم این بود که بچه هایی که اذیتم میکردن با چاقی میترسوندمشون براشون قلدوری میکردم 

      تا این که تو سن ۱۸ سالکی تصمیم گرفتم رژیم سخت بگیرم با اون حدود ۲۰ کیلو لاغر شدم ولی این لاغری از ذهن نبود بد ازدواجم تو سن ۲۲ سالگی به مرور تمام چاقی من برگشت من بهونه داشتم که خوب ازدواج کردم دیگه نیازی به این همه لاغری نیست من تا همین الان که سن ۳۷ سالگیم چاق هستم وهنوز بهونه های زیادی دارم با فکر وجسمم حمل میکنم تا این که مادری که الگوی زندگیم بود شروع کرد به تغییر با استاد رضا عطا آشنا شد 

      حال روحی ایشون دیدم واز نظر جسمی هم لاغر شدنشون دیدم منم تصمیم گرفتم که به این سایت بیام وآموزش ببینم ویاد بگیرم که بهونه هام کنار بزارم وقتی مادر ۵۷ ساله من تونسته تغییر کنه پس منم میتونم تغییر کنم 

      بهونه لاغر نسودن آرامش از آدم میگیره من میخوام به آرامش روحی هم برسم پس با کمک شما استاد عزیز و با اراده خودم تمام این بهانه ها رو از بین میبرم ودر مسیر لاغری به لاغر شدن ادامه میدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5981 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 39 کلمه

        سلام و درود
        به شما تبریک میگم
        خوشحالم احساس بهتری داری😊 و در سرزمین لاغرها همراه من هستی
        جمله آخر شما کوهی از انگیزه ایجاد میکنه
        بهونه لاغر نشدن آرامش از آدم میگیره من میخوام به آرامش روحی هم برسم
        این نگرش عالیه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه
      1402/04/24 12:08
      مدت عضویت: 371 روز
      امتیاز کاربر: 595 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 125 کلمه

      بهانه بی بهانه با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز من هم مثل بقیه بهانه هایی داشتم میگفتم چاقی من ارثیه به خاطر داشتن زایمان وکم کاری تیرویید  میگفتم پر خوری عصبی دارم مشکل تخمدان دارم بهانه هایی برای خودم داشتم  بعد اون هم بهانه های برای لاغری داشتم من نمیتونم  حسش نیست برم باشگاه کم میارم فشارم پایینه سخته وخیلی وخیلی ازاین حرفها اما دیروز وقتی باسایت آشنا شدم با خودم گفتم تمام بهانه هارو بزار کنار بیا تا آخر صد گام ذهنیت تو عوض کن از دیشب وارد سایت شدم حالم خیلی خوبم همش دارم با اشتیاق. میخونم و دوباره همون متن ومیخونم جوری که همش میگم این حرفهای منه واقعا خدا مارو انتخاب کرده. با یاری خدا  تااخر صد گام میرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      1402/04/05 20:35
      مدت عضویت: 615 روز
      امتیاز کاربر: 4810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 861 کلمه

                  “ به نام ”الله” یکتا معبود عالم “

      درود به همراهان هم مسیر و استاد عزیز ؛

      پیش نیاز موفقیت : بهانه بی بهانه ؛

      خدای خوبی ها و مهربانی ها ، سپاس می گویم تو را که همواره مرا یاری میدهی و امروز ۵ تیر ۱۴۰۲ به من کمک کردی تا این گام را بردارم ، خدایا شکرت .

      پیش نیاز موفقیت برای لاغر شدن نداشتن بهانه برای لاغر نشدن است .
      شناسایی بهانه ها به ما کمک می کند تا در مسیر لاغری با ذهن بهتر عمل کرده و نتیجه ی عالی کسب کنیم .

      سوال : بهانه هایی که در گذشته داشته اید و مانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید .

      در گذشته من برای انجام ندادن خیلی از کارها مثلا ورزش کردن و پیاده روی رفتن بهانه های زیادی داشتم که بیشتر آنها حوصله نداشتن و وقت کافی نداشتن و یا اینکه حسش نیست الان نه اگر شد بعدا بود و اکثرا کاری را که شروع می کردم با بهانه آوردن دیگر ادامه نمی دادم و آن را رها می کردم و با این بهانه های واهی در طول زندگیم ضربه های جبران ناپذیری به خود زده ام که باعث پسرفت من شده است و همین باعث ایجاد حال بد و ناراحتی همیشگی در درون من می شد .

      بهانه های لاغر نشدن به دو دسته تقسیم می شوند:

      ۱ ) بهانه های احساسی مانند : حوصله ندارم ، حسش نیست، حالا تا بعد ، فعلا نمی توانم شاید بعدا و …

      ۲ ) بهانه های منطقی مانند : چاقی ارثی و ژنتیکی است ، چاقی طبیعی است ، کم تحرکی باعث چاقی می شود و …

      سوال : بهانه های منطقی و بهانه های احساسی حرکت نکردن برای لاغر شدن یا رها کردن روش های لاغری را شرح دهید .

      بهانه های منطقی مانند اینکه چاقی در خانواده ی ما ارثی است و ما هر کاری کنیم باز چاق هستیم ، ما خانوادگی استعداد چاقی داریم و اگر آب هم بخوریم چاق می شویم، سوخت و ساز پایین بدن باعث چاقی فرد می شود ، تحرک نداشتن و زیاد خوابیدن انسان را چاق می کند ، رژیم نگرفتن و ورزش نکردن باعث چاقی می شود ، خوردن بعضی از داروها مانند قرص جلوگیری از بارداری و تیروئید باعث چاقی می شود ، چاقی زیبا و قشنگ است ، چاقی طبیعی است ، انسان های چاق قوی تر و سالم تر هستند ، با بالا رفتن سن انسان چاق تر می شود ، بارداری و زایمان عامل چاقی هستند، خوردن خیلی از خوراکی ها و غذاها چاق کننده است مانند : برنج ، نان ، ماکارونی ، شیرینی ، شکلات ، انواع نوشیدنی های گاز دار ، انواع ساندویچ ، پیتزا ، آجیل ، بستنی، لازانیا و … ، داشتن شغل پشت میزی باعث چاقی می شود ، چاق شدن راحت و آسان است اما لاغر شدن سخت است ،کلا خوردن چاق کننده است و … .

      بهانه های احساسی مانند این که من حس رژیم گرفتن ندارم، حوصله ی ورزش کردن ندارم ، تحمل نخوردن چیزهایی که دوست دارم را ندارم و …

      دلایل منطقی و احساسی خود برای مقابله با بهانه ها را شرح دهید .

      چاقی اصلا ارثی و ژنتیکی نیست بلکه ما مانند یک هنر یا مهارت آن را کاملا یاد گرفته ایم و طبق فرمول های چاق کننده ی  ذهن خود عمل کرده ایم و با عادت های چاق کننده ، خود را چاق کرده ایم ، چاقی به هیچ وجه طبیعی نیست چون که حالت طبیعی و پیش فرض جسم ما تناسب و لاغری است ، چاقی بسیار زشت و نازیباست در عوض این تناسب و لاغری است که زیبا و قشنگ است و چشم نواز ، اگر خوردن باعث چاقی می شود پس باید برای همه باعث چاقی شود نه عده ای از همان چیزهایی که ما می خوریم می خورند اما کاملا متناسب و لاغر هستند ولی ما چاق ، خیلی از افراد هستند که قرص یا دارو مصرف می کنند ولی چاق نشده اند ، افراد مسن و پیری وجود دارند که در عین اینکه سن بالایی دارند اما متناسب و لاغر هستند ،خیلی از افراد شغل پشت میزی دارند و کم تحرک هستند اما لاغر و متناسب هستند مانند خود استاد عطار روشن و … . من انسان با حوصله و با اراده ای هستم و این توانایی را دارم که لاغر و متناسب شوم و از هیچ تلاشی برای رسیدن به وزن دلخواهم دریغ نمی کنم و با حس و حال خوب و عالی در مسیر لاغری با ذهن قدم بر می دارم و در حال یادگیری لاغری با ذهن هستم .

      نکته : کسی که حالش خوب باشد خود به خود سپاسگزار است .

      نکته : یکی از خطرناک ترین فرمول هایی که در ذهن افراد چاق ایجاد می شود عادت کردن به چاقی است .همراه با رنج و سختی است اما عادت می کنند .

      نکته : ذهن ما آرام آرام به رنج و سختی عادت می کند .

      توجه : وقتی که در ذهنت بهانه و دلیلی برای چاق شدنت نداشته باشی ، لاغر می شوی .

      نکته : ما باید چاقی را از ذهن خود پاک کنیم .

      نکته : ما باید بهانه ها را برای لاغر شدن کنار بگذاریم .

      “ بهانه بی بهانه ، ختم کلام .”

      “ یا حق ”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مصی
      1402/03/24 06:47
      مدت عضویت: 408 روز
      امتیاز کاربر: 1476 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 247 کلمه

      سلام استاد عزیزم و دوستان همگام 

      بهانه بی بهانه چه زیبا گفتید واقعا تمام زندگی را با همین بهانه ها گذراندیم و توجیه کردیم خطاها تنبلی ها و عدم آگاهی خودمان را الان می‌گویم چرا زودتر یاد نگرفتی چطور باید با مشکلاتت روبرو شوی همیشه بهانه ای برای خودم ایجاد میکردم .

      بخور تا تازه است به به 

      بخور تا تموم نشده دیگه گیرت نمیاد

      بخور حالا از فردا دوباره رژیمی نمیتونی بخوری

      ای بابا حالا انگار چقدر زنده ای که هی رژیم و نخوردن 

      ته تهش مرگه دیگه بیخیال بزار لذت ببرم فعلا 

      ای بابا دو روز دیگه پیر میشی کلی درد و مرض دیگه حسرت میخوری چرا جوون بودم نخوردم و همش رژیم بودم پس الان بخور

      خوب حالا یه فیلم بزاریم میخوایم غذا بخوریم 

      خوب تخمه و میوه بعد شام پای فیلم اصلا مگه میشه نباشه

      فیلم دیدن بدون خوردن که حال نمیده

      خوب خدا به هر کی یه نقصی داده هیشکی کامل نیست منم ایرادم چاقیمه دیگه

      من سه قلو آوردم واسه همین طبیعیه چاق باشم

      من فعالیت و کارم زیاده جون ندارم باید بخورم

      ای وای قندخونم افتاده فشارم پایینه یه چیز شیرین بخورم

      و هزاران هزار بهانه دیگه که بین همه ما چاقها مشترکند ولی من تک تک این بهانه ها رو به یاری خدا و آگاهی های استاد خوبم به فراموشی می‌سپارم من توانایی تغییر کردن و دارم من در مسیر تناسب اندام قرار دارم من افکارم رو در مدرسه لاغری با ذهن درست پرورش میدم استاد من اومدم که بمونم کمکم کنید بهم انگیزه بدید لطفا دوستان من و تنها نزارید کمکم کنید ممنونم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5981 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 52 کلمه

        سلام و درود
        از اینکه در سرزمین لاغرها همراه ما هستید خوشحالم
        افرادی که به این سایت هدایت میشوند با پای خودشون نیومدند بلکه دعوت شدند
        همه ما از طرف خداوند به این سایت دعوت شدیم تا توانایی خود برای تغییر کردن در تمام جنبه های زندگی را تجربه کنیم.
        در سرزمین لاغرها همه حمایت میشویم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 8 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مصی
          1402/03/24 22:35
          مدت عضویت: 408 روز
          امتیاز کاربر: 1476 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
          محتوای دیدگاه: 23 کلمه

          قطعا استاد همینطور است زبانم قاصر است از سپاسگزاری خداوند برای این آگاهی و لطف شما استاد بزرگوار خدایا با تمام وجود شکرت

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/03/07 10:33
      مدت عضویت: 458 روز
      امتیاز کاربر: 13430 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 623 کلمه

      سلام استاد عزیز روز شما بخیر و شادی 

      من واقعا این فایل را با تمام وجود گوش کردم چقدر ما به خاطر اینکه در زمان حال زندگی نمیکنیم و همیشه ذهن خود را به خاطر اتفاقات گذشته سرزنش میکنیم در عذاب هستیم ، چون اتفاقی که افتاده دیگر نمیشود تغییر داد وما همیشه به خاطر این فکرها خود را عذاب دادیم و خواهیم داد از آینده هم کسی خبر ندارد که چه اتفاقی خواهد افتاد . و برای بهانه آوردن این ذهن منفی باف است که مقاومت میکند برای لاغر شدن و هر کار دیگر چون تغییر برای هرکس دارای ترس است که خواهد شد چون کار روتیم که باشد اصلا استرس نداری و مثل کپی کردن است و کار راحت است و اصلا برای پیدا کردن راه حل نباید فکر کنی برای همین ذهن ما هم برای تغییر چاقی به لاغری مقاومت میکند و بهانه ای مختلف میاورد که ما را از انجام دادن این کار منصرف کند وقتی که ذهن با متناسب شدن آشنا شد و کار به قولی روی غلطک افتاد دیگر ذهن منفی بافی و بهانه نمیاورد و کار به سرعت انجام خواهد شد .من کتاب کنترل ذهن وراج را دوبار خواندم و نتایج زیر را نت برداری کردم برای دوستان مینویسم انشااالله موثر واقع شود این موارد درتمام زندگی ما کاربرد خیلی خوبی دارند اگر به انها عمل کنیم من دیدم برای متناسب شدن هم خیلی مفید است پس آن را با دوستانم به اشتراک گذاشتم .چون واقعا ذهن و مغز دو چیز مجزا از هم هستند .

      تمرینات کنترل ذهن وراج :

      1- از زوایه گویی فاصله استفاده کنید و از ضمیر تو با ذهن ناخودآگاه خود صحبت کنید مثلا زهرا تو می توانی 

      2- تصور کن به دوستی درباره آن موضوع نصیحت میکنی آن را به خودت بگو 

      3- چشم اندازت را وسیع کن و به مشکلات بزرگتری که قبلا داشتی و آن را به راحتی پشت سر گذاشتی فکر کن که اصلا دیگه به آن فکر نمیکنی 

      4- تجربه برای متناسب شدن را به چشم یک چالش ببین نه تهدید شدن تا به راحتی ان را بپذیری 

      5- واکنشی که جسمت نشان میدهد به شکل دیگری تفسیر کن به عنوان مثال تناسب اندام خیلی فایده های زیاد برای من دارد 

      6- تجربه متناسب سازی را عادی سازی کن یعنی فقط تو نیستی که این تجربه را از سر میگذرانی و از واژه تو برای خودت استفاده کن 

      7- در ذهنت در زمال حال سفر کن یعنی بعد از یکسال و چند ماه دیگر چه احساسی در مورد تغییرات پیش آمده خواهی داشت 

      8- زاویه دیدت را عوض کن یعنی دید منفی باف خود را کنار بگذار و مثبت اندیش باش 

      9-تمام صحبتهای دیگران را از زاویه پشه روی دیوار تصور کن که فقط از دور نظاره گر است و وارد مباحثی و صحبتها نمی شود و خیلی آرام و بی سرو صدا کار خودش را انجام می دهد و اصلا به نظر دیگران اهمیت نمی دهد 

      11-احساسات و افکارت را بنویس و به مدت 15 الی 20دقیقه در مورد افکار منفی باف بنویس و خود را رها کن از این منفی بافها و اگر توانستی برای آنها دلایل مثبت بیاور 

      12-موضع یک نفر سوم شخص و بی طرف را برای خودت بگیر ، کسی که خیر تمام طرف های درگیر را میخواهد که این کار باعث کاهش احساسات منفی در شما خواهد شد 

      13- به خداوند توکل و اعتماد کامل داشته باش که ذهنت را تحت کنترل در بیاوری و فکرهای عبث و بیهوده نکنی 

      14-آیینی را برای کنترل ذهن وراج خودت اجرا کن مثل دعا کردن – مراقبه – مثبت اندیشی و صحبت با ذهن وراج منفی باف 

      ممنون از استاد عزیز که برای متناسب شدن اطلاعات خود را دراختیار افراد چاق میگذارند که انشاالله به زودی به سرزمین لاغرها وارد شوندو همگی متناسب باشیم و در سلامتی و تندرستی و دلی شاد عمری را سپری کنیم . بازم ممنون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره فروغی
      1402/02/23 10:10
      مدت عضویت: 1089 روز
      امتیاز کاربر: 34482 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 512 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      خداوندا برای بودن در مسیر بینهایت سپاس 

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم 

      بهونه من برای لاغریم چی بود 

      من از کودکی لاغر بودم و تا بلوغ مادرم بهم میگفت مقوا و خیلی لاغر بودم و وقتی به سن بلوغ رسیدم اولین بهونه و باورم برای چاقی در من ایجادشدو بلوغ اولین بهونه من برای چاقیم بود و این بهونه منو چاق کردو زیاد خوردنمو انداختم گردن بلوغ ولی بازم به سختی تونسم وزنمو بیارم پایین و رسیدم به مرحله بهونه بعدی برای چاقی و اون ازدواج بود وبعد بارداری چون بهونه و توجیه دیگه ای نداشتم پس برای توجیه خودم ودیگران این بهترین بهونه بود که من ازدواج کردم و یار باردار شدم برای همین چاق شدم تا این که رفتم سر کار و باز چاقی بیشترم رو انداختم گردن پشت میز نشینی و کارمندی در صورتی که الان که فکر میکنم با همکارام همش چیپس و پفک میگرفتیم و میزاشتیم تو کشو و همش در حال خوردن بودیم و نمیخواستیم چاق شیم !!!

      و خلاصه بهونه های خوردن قرص باعث چاقیمه و یا کم تحرکی و یا بالارفتن سن و یا این که حس ورزش ندارم پس چاق میشم 

      و نکته مهم اینه که اگر دلیل بیاریم برای چاقیمون هیچ وقت لاغر نمیشیم 

      وقتی ما عادت کنیم به این رنج و عذاب و تحمل کردن این شرایط باعث موندن در چاقیس 

      پس به اندازه ای  که به این مسیر ایمان پیدا کنیم و اطمینان کنیم ادامه میدیم و ادامه دادن رمز موفقیت فقط ادامه دادنه 

      من اول که با دوره های رایگان اشنا شدم به این ایمان رسیدم که میتونم از این دوره به نتیجه برسم درسته این فایها رایگانه ولی سرشار از اطلاعات نابی است که در هیچ جا اونا رو پیدا نمیکنیم و نظر شخصی من اینه که خب این همه اطلاعات در اختیار ما رایگان گذاشتن استاد خب دیگه بچه بازی و بهونه اوردن که نه اینا فیلمه و اینا واقعی نیست و هزاران بهونه دیگه برای چیه 

      من به نتیجه رسیدم از دوره های رایگان 15کیلو کم کردم و بعد تونستم دوره های وردود به سرزمین لاغرها رو تهیه کنم به لطف خدا و با تخفیف استاد در عید 1400تونستم به این سرزمین شگفت انگیز هدایت بشم من اونسال پولم گذاشته بودم برا مسافرت ولی سریع دوره رو خریدم و به شکر خدا پول مسافرتم هم جور شدو به مسافرت هم رفتیم چون من خواستم و دوره های دیگه رو هم میخوام و میدونم به اونا هم میرسم 

      چرا راحت ترین راه را انتخاب میکنیم و حرف دیگران رو گوش میکنیم و باور میکنیم و چون این حرفها رو گوش میکنیم وباورهامون نسبت به مساعل مختلف تغییر میکنه در نهایت زندگیمون نیز تغییر میکنه و شده این زندگی که دارم و این اندامی که دارم 

      پس من دیگه بهونه نمیارم و شروع کردم و ادامه میدم و به این مسیر اطمینان کامل و 100در 100دارم 

      یک دفه یه حسی بهم گفت بیام و در اوقات بیکاری علاوه بردوره ها دوباره این فایلها رو گوش کنم تا بیشتر در مسیر باشم و ادامه بدم و فقط مهمه که در مسیر باشم و ادامه بدم 

      خداوندا برای این مسیر زیبا و لذت بخش بی نهایت سپاس 

      در پناه خدا باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Labkhande zemestan
      1402/02/17 16:00
      مدت عضویت: 1320 روز
      امتیاز کاربر: 11382 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,188 کلمه

      سلام خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی 

      من امروز احساس خیلی خوبی دارم و فکر میکنم ک برای دلم و خواسته دلم ارزش قائل شدم ، من از اواسط فروردین ک‌مسیر رو دوباره شروع کردم دلم میخواست ک اینبار برای هر فایل حتما دیدگاه بنویسم و ادامه بدم ، الان تقریبا ی ماه گذشته و من برای مسیر لاغری دیدگاهی ننوشتم ، هر روز گامی برمیدارم و برای خودم توی دفتر مثل همیشه یاداشت میکنم ولی توی سایت ثبت نمیکردم ، و‌هر بار بهونه ولی هر روز گفتگوی ذهنی داشتم و میگفتم باز ننوشتی باز داری میری جلو و هیچ‌بهایی برای این همه فایل ارزشمند و‌مفید پرداخت نمیکنی حتی بهایی ب اندازه ثبت ی دیدگاه ، و خلاصه گرچه ک ادامه میدادم ولی دلم راضی ب اینجور ادامه نبود ، تا اینکه روز جمعه استوری بازگشت استاد ب اینستا رو دیدم و خیلی خوشحال شدم اخه من همیشه کلی از لایوها و استوری های استاد استفاده میکردم ، خلاصه یکی از استوری های استاد بهانه بی بهانه بود و منم همونجا گفتم ببین هر بار این‌مسیرو بدون ثبت دیدگاه رفتی و‌مشکلی هم‌نداشتی ولی اینبار حالا چی شده هم ذهنت هم‌دلت دارن بازی در میارن و میگن ک باید ثبت کنی بس بهونه بی بهونه ، و از شنبه باز برگرد اول و‌هر چند ک اونجام ذهن عجولم  گف این همه اومدی جلو ی ماهه داری گوش میدی باز برگردی از اول خب از این ب بعد دیدگاه بنویس ولی من مصمم بودم‌ک از جلسه اول دیدگاه داشته باشم و خلاصه دیروز ک شنبه بود استارت  اغاز رو زدم ولی خب دیروز تا اخر وقت هی کار برا خودم تراشیدم‌و دیدگاه ننوشتم و باز ی سری افکار میومد ک آیا میتونم تا اخر دوره ادامه بدم و دیدگاه ثبت کنم نکنه باز وسطا ولش کنم و‌بیخیال شم ولی صب ک زود بیدار شده بودم اولین کارم رو با ثبت دیدگاه برای فایل مقدمه شروع کردم و‌چقد سرحال شدم و چقد از ته دل راضی و‌خوشحال و‌حس خوب بهم دست داد، من مدت ها با این فکرا ک شاید نتونم دیدگاه خوب بنویسم شاید کسایی ک میخونن بگن اینا چیه نوشته ، اومده زندگی نامه اینجا مینویسه و شاید من از فایل درک درست نداشته باشم و …… افکاری ک توشون خودمو قضاوت میکرد و نهایت ب این میرسبدم ک چیزی ننویسم ، من توی دوره ی رسیدن ب ارزوها با قدرت ذهن تقریبا برای تمام فایل ها دیدگاه ثبت کردم ولی اونجا باورم این بود ک من دوره رو خریدم و از فایل هاش استفاده میکنم و‌میتونم چیزی بنویسم ولی اینجا اون جرعت و اعتماد رو‌نداشتم و میگفتم من چون فایل های اصلی تناسب رو‌نخریدم بش شاید نتونم دیدگاه و‌درک خوبی داشته باشم ، ولی خب امروز اینکارو انجام دادم و خیلیم خوشحالم چون ب خودم گفتم من از همین فایلا تونسم چندین سایز و وزن کم کنم بس من الان تونستم ک این فایل ها و اموش های لاغری رو تا حدودی درک‌ کنم .

      امروز ک این فایل بهونه بی بهونه رو اومدم گوش بدم دیدم ک بیست فروردین ماه توی این فایل برای دوست هم مسیرم شیرین جان حتی در دیدگاهشون پاسخی هم نوشتم ، ولی اونقد بهونه برا خودم تراشیدم ک برای خودم دیدگاه ثبت نکردم و رد شدم ؛ 

      ولی امروز اولین دیدگاهمو با جدیدت ثبت کردم و ی جورایی انگار دلم اروم گرفت ، و بعد اومدم سراغ این فایل بهونه بی بهونه ، تا وقتی ک من نفس میکشم جسمم قدرت و توانایی رسیدن ب تناسب و لاغری رو داره و هیچ بهونه ای نیست و تمام و کمال مسئول چاقی و اضافه داشتن خودم هستم ، سال های سال با کلی بهونه خودمو چاق نگه داشتم و گفتم من ژنتیکی چاقم ، ب مامانم کشیدم ، من معدم بزرگه و سبز نمیشم ، سوخت و سازم کمه ، من تنبلم و تحرکم کمه ، زیاد میخورم و …… اینها همه دلیل و بهونه هایی بود ک من از بچگی داشتم و خودمو همیشه ژنتیکی بچه تپل و پر میدونستم ک محکوم ب چاقیه و قراره مثل مامانش و‌مامان بزرگش‌ چاق بشه ، ولی با قرار گزفتن در مسیر لاغری من متوجه شدم ک اونها فقط بهونه بودن تا  من  به تناسبی ک طبیعت ‌جسمم هست رو نداشته باشم و هر روز بیشتر ازش دور شم ، من عادت کرده بودم ب رنج چاقی و دیگه برای خودم هیچ راه خلاصی از این رنج نمیدیدم ، چون راه های زیادی رو هم امتحان کرده بودم ولی نتیجه ای ک میخواستم رو‌ نگرفته بودم ، دیگه ب خودم میگفتم چاقی همیشه با من هست و نمیتونم‌کاریش بکنم فقط گاهی در مراسمی و‌مناسبتی یا شرایطی میتونم با سختی دادن ب خودم یکم وزن و سایز کم کنم و دوباره چاقی سرنوشت همیشگی منه ، و هر بار با هر روشی لاغر میشدم انتظار برگشت خیلی سریع ب شرایط قبل ( چاقی ) رو از خودم داشتم ، چون من هم مثل استاد سالقه ی چاقیم از بچگی بود برای همون کلی دلیل برای چاقیم داشتم . البته در دوران بچگی مامانم تلاش میکرد ک‌منو چاق کنه تا به مادرشوهرض ثابت کنه ک بدون شیر خودش ( چون خودش شیر نداشت ) هم میتونه منو یه بچه ی تپل و سالم ( ب باور خودش ک سلامتی رو تو تپلی میدید) بکنه ؛ من سالها تحت اموزش چاقی از اطرافیانم بودم و کلی اطلاعات چاقی جمع کردم و ناخواسته عمل کردم و‌نتیجه شده چاقی ؛ چه اونوقتی ک باورهای سلامتی و زیبایی رو با چاقی میدونستم  ب سمت چاقی حرکت کردم چه اونوقتی ک از چاقی ترسیدم و بهش توجه کردم و دست پا زدم ک بیشتر چاق نشم ، در حال حرکت به سمت چاقی بودم ، و الان تنها راهش اموزش لاغریه و همون طور ک با اموزش سالها چاق شدم الانم هر لحظه ک نفس میکشم میتونم ب سمت لاغری و تناسب برم و خیلی راحت و اسون مثل همون راه چاقی میتونم اینبار اگاهی لاغری داشته باشم و متناسب و لاغر بشم ؛

      ی نشونه هم امروز منو خیلی خوشحال کرد، شهر من یه شهر سردسیر هست و تقریبا ما ۷-۸ ماه از سالو هوای خنک و سرد داریم ک هنوزم مثلا امروز یه هوای خنک رو ب سردی داریم ک بخاریمون روشنه ، من امروز یکم قبل ظهر کمد لباسها رو سامان دهی میکردم ک یه تعداد از لباس های ضخیم زمستونی رو بردارم و لباس بهاری بیارم دم دست ، جا ب جا کردم و بعد اتمام کارم ، خواستم لباسامو عوض کنم ک دستم رف رو شلوارک جین خونگی ک پارسال اواخر تابستون بخاطر خنکی هوا جمع کرده بودم و‌از دم دست برداشته بودم ، گفتم اینو بپوشم با این تبشرتم سته ، اونوقتا یکم برام کیپ بود و دکمه اش کامل میچسبید ،بدون هیچ فکری و یاد اوری مثلا تنگی ، من اونو برای پوشیدن انتخاب کردم و وقتی تن زدم از ذوق میخواستم ‌بپرم هوا، خیلی برام ازاد شده بود و خیلی راحت دکمه و زیپش بسته میشد و حتی جای ازاد داشت و این خیلی برام نشونه خوبی بود، الان ک حدود ی ماهه جدی شروع کردم و از دیروزم تصمیم با ثبت دیدگاه بود ، خیلی برام ذوق و شور داشت این نشونه و خواستم ک اینجا بنویسم تا برای خودمم ب یادگار بمونه و‌چراغ و‌نور برای مسیرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/01/27 14:55
      مدت عضویت: 539 روز
      امتیاز کاربر: 37816 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 316 کلمه

         سلام بر اقای عطاررروسن که زندگی افرد چاق واقعاروشن کرده ازجمله من 

      تویی چندین سال اگه کسی نویسندگی یاشعرگفتن باهر چی که به مرو امکان استفاده برای زمان اینده داشت ورمان پابان نداشت شاید هزار با به خودم میگفتم این افردا نمردن اون رنده هستن جون نامشون تاابد تکرارمیشه وازشون یادمیشه 

      خوش به حالشون من جیزی برای به یاداوردن دیگران ندارم رسالت من چی فقط بیا به دنیا جاق بشم وبعد ازاین همه رژیمهایبی کیفیت فقط بمیرم تموم شه چندروزپیش توقسمت رایگان من یی متنی رو نوشتم که بودن تواون قسمت چطوردر مسبر من تاثیر داشت ومن توستم با بودن درانجا بهانه افرادی که میکن توقسمت ریگان امکان نداره لاغربشی چون پول ندادی رو ازبین بردم 

      امروزکه دارماین دیدگاه مینویسم یی بهانه دیگه رو هم ازبین میبرم اون سن وسالم زیاده نمتونم لاغربشم من سن ۵۷ ساله که از دید جوانان که وار میشن زیاده تراز سن این افرادهست من خواستم وخدا کمکم کرد تا حالا خوب پیشرفتم تازه توقسمت فعالان خدود۱ ماه هست که نفراول هستم توقسمت فنی هم ۱ ماهی هست که اولم برای اصلا اول بودن تواون قسمت مهم نیست شکرخدا دارم یادمیگرم پس سن من زیاده نمتونم یادبگیرم رو هم ازبهانه های این مسیر ازبین بردم یی سری میگن من پادرد دارم سنم زیاده درد نمی زاره لاغر بشم بازمن هم پادرد دارم سنم زیاده نباید لاغر بشم ولی شکرخدا دارم وزن کم میکنم 

      توهر دوره که من شرکت میکردم توماه ۳ شروع مکافات بود چون هرچی تلاش کرده بودم شروع به برگشت میکرد  وهمیشه ازماه ۳ هردوره وفتی استپ وزنی شروع میشد زنک خطر به صدا درمیمد که خودم اماده کنم برای یی شکست دیگه ولی دراین مسبرماه سوم تازه دارم شروع به کم کردن وزنم رو میبینم کم هست ولی هست پس این بهانه رو هم از لیست بهانه خط زدم پس رسالت من این بوده که به این شکل به انجام رسوندم خدایا شکرت 

      خدا پشت وپنا هتون یا حق حق نگه دارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradisomaih20@gmail.com
      1402/01/24 03:25
      مدت عضویت: 804 روز
      امتیاز کاربر: 998 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه

      سلام سلام ، بزرگترین بهونه ای من پر خوریم وبا سرعت خوردن هست ، همینطور بیشتر مواقع بدونه اینکه اجازه بدم حس گرسنگی کنم غذا میخورم ، پر خوری و ولع هم توی اکثر افراد چاق شایع هست پس پرخوری مساوی با تصویر ذهنی چاق توی ذهنمون نقش بسته ، برای لذت بردن ذهنیم انقدر میخوردم که حس رضایت کنم فارق از اینکه توجهی به حس سیری معده و رفع نیاز خوردن داشته باشم 

      اومدم این دوره این رفتارهای ناصحیح حل کنم ، خیلی هم شنیدم کم بخور و حس گرسنگی داشتع باش تا لاغر بشی ، اما آیا تمام افرادی که لاغر هستن همیشه گرسنه ان که تونستن لاغر باشن؟ آیا اونا به عمد نمیخورن یا به دیدما افراد چاق کم میخورن که لاغر بمونن و گرسنه بودنو به خودشون ترجیح میدن ؟ 

      اما نه 

      اکثر آدمای که لاغر اندام هستن هیچ وقت نمیگن هنوزم گشنمه اما چون میترسم چاق بشم به خودم گرسنگی میدم 

      به عنوان مثال یادمه برادر زادم که لاغره میگفت واقعا نمیتونم زیاد بخورم واندازه ای که میخورم دیگه سیرم وخیلی های دیگه …

      ذهنشون درست برنامه ریزی شده برای خوردن و جسمشون این اجازه و داره که درست عمل کنه سوخت و سازش باعث بشه که همیشه خوش اندام باشن و مطمعا تصویری که از خودشون دارن یه اندام مناسب با مقدار خوردن به اندازه اس 

      چیزی به اسم ولع در خوردن ندارن 

      منم اینجام که مثل اونا حتا بهتر از اونا ذهنمو برنامه ریزی کنم

      از بهونه وحسرت خوردن وحس ناتوانی در لاغر شدن و درست غذا خوردن خسته شدم من باید بتونم موفق بشم چون انتخاب شدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار somi13700
      1401/12/19 20:43
      مدت عضویت: 1491 روز
      امتیاز کاربر: 8493 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 343 کلمه

      سلام و عرض ادب

      یادم میاد تو آینه نگاه نمی‌کردم چون از خودم فراری بودم

      باگریه و زاری و التماس از خدا میخواستم تا راهی جلوی پام بذاره

      به شدت افت فشار پیدا میکردم

      از چاقی رنج میبردم و همه رو مقصر میدونستم

      بهانه‌های الکی که هربار میووردم و حالمو بدتر میکرد

      دیشب که تو مهمونی دوستم بودم 

      وحرف از چاقی شد

      نجوای ذهنی من شروع کرد که توام بگو سبک میشی ببین

      بعدش باهات همدردی میکنن و میدونی که تو تنها نیستی

      باخودم گفتم مگه من این همه تمرین نکردم مگه من این همه رو خودم کار نکردم

      پس از حرفهای خودش برعلیه خودش استفاده کردم

      به دوستم گفتم عزیزم من تو دوره ای شرکت کردم که اولین پیامدش رفع استرس و آرامش ذهنی بود

      الان خیلی تغییر کردم

      و بجای گفتن حرفای منفی از احساس خوبم صحبت کردم از شرایط جدیدکه تو زندگیم رقم زدم صحبت کردم

      و کلی حالم بهتر شد

      حالا یاد گرفتم که ورودی های ذهنم رو کنترل کنم 

      فرشته درونم از طریق احساسم خیلی عالی با من ارتباط برقرار میکنه

      همین الان که شام خوردم

      بعد ی مقدار مناسب فوری احساسمو شناختم

      یهو یادم اومد من الان یه فرد جدید هستم

      باید بهترین خودم باشم

      نباید بهانه های الکی بیارم چیزهایی که وجود دارن هیچ وقت باارزش تر از خودم نیستن

      و این من هستم که حیف هستم

      واز گفتن چند تا جمله الهام بخش بدون آوردن بهونه موفق شدم تا ورودی ذهنم رو کنترل کنم و بهترین رفتار و واکنش غذایی از خودم داشته باشم

      الان بیشتر درک میکنم در شرایط مختلف چجوری عمل کنم تا شگفتی رو ببینم 

      وهمین ضرب المثل خواستن توانستن است

      صدق میکنه

      فقط کافی من بخام تا به یاری و لطف خداوند اون اتفاق بیوفته

      و دوست دارم همین جمله رو انقدر تکرار کنم تا الگو باشه برام تو زندگیم

      نگاه من اگه نگرش من خواستن باشه توانستن خودش میاد

      وفقط کافی تا از خدا بخام و خداوند اونقدر مهربون و بخشنده است که منو در اون شرایط قرار میده حالا یکیش خرید دوره های آموزشی این سایت هست

      مخصوصاً موفقیت مالی وخیلی دوست دارم تا تهیه ش کنم و میدونم که من موفق میشم تا همه ی مراحل دوره رو هم بخرم و موفق بشم

      بی نهایت سپاسگزارم استاد 🙏🥲🌼

      الهی سپاسگزارم ازت 🙃🥀🕊️🥲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 304 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      الان که فکر میکنم من اول یک بهانه داشتم برای لاغر نشدن اینکه منم مثل مادرم که 130 کیلو بود نباشم اصلا دوست نداشتم مثل اون چاق باشم با اینکه من بسیار دختر خوش هیکلی بودم ولی همیشه ترس چاق شدن داشتم همون که شما گفتنید انتظار چاقی را داشتم از سن 18 سالگی گفتم رژیم بگیرم تا همینطور خوش هیکل بمونم ولی دقیقا از وقتی که رژیم گرفتم  وزنم بالا رفت یعنی دقیقا من برعکس ژنتیک خودم عمل میکردم ژنتیک من میگفت این دختر خوش هیکلی ولی ذهنم میگفت نه این چاقی رو میخواد همین شد که الان در این سن 45 کیلو اضافه وزن دارم بعد از اون هم همه روشهای لاغری رو امتحان کردم ولی هیچکدوم رو دوم نیاوردم دیگه تو جملات تاکیدی میگفتم من با لذت و شادی لاغر میشوم که با خوندن نظر یک نفر در یک سایت مثبت نگری به اینجا هدایت شدم چون از خدا خواستم  بعد که کلی رژیم گرفتم فهمیدم که اینها همش اشتباهه من با عذاب چاق نشدم که حالا با عذاب لاغر بشم میدونستم یه راهی داره که همونطور که چاق شدم لاغر بشم دختر خاله ام لاغر بود و همیشه میگفت من هیچ وقت چاق نمیشم و کم هم میخورد نه از روی آگاهی کم بخوره خود به خود سیر میشد انگار ذهنش بهش میگفت کافیه سیر شدی من دیگه بهانه ای ندارم و هیچ حرفی را باور ندارم بابت لاغری هیچ راهی برای لاغری وجود نداره جز ذهن من همه راهها رو رفتم هیچکدوم نتیجه نداد الان هم دوست دارم دوره شرکت کنم ولی پولش ندارم امیدوارم خدا کمکم کنه تا تو دوره شرکت کنم ولی الان از فایلهای رایگان  استفاده میکنم تا ذهنم بفهمه که من دستشو خوندم بهانه بی بهانه …بهانه ای برای لاغر نشدن وجود نداره واقعا نداره مطمئنم نداره 

      لاغری آسانترین و لذتبخش ترین کار دنیاست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Labkhande zemestan
        1402/01/20 01:02
        مدت عضویت: 1320 روز
        امتیاز کاربر: 11382 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 264 کلمه

        سلام دوست عزیز 

        ابهت اطمینان میدم ک بهترین مسیر زو انتخاب کردی و این انتخاب از سمت خداست 

        من از همین مسیر استفاده کردم و فایلا رو‌گوش دادم و کلی تغییر در سایز و وزنم و زندگیم  داشتم ، درسته ک دوره ها خیلی کامل تر هستن و قطعا و یقینا یهتره ک دوره ها رو تهیه کنیم چون من چند دوره ای ک تهیه کزدم واقعا عالی و‌کامل یودن و نتیجه هاشدر زندگیم کاملا مشهوده  ولی این ب این معنا نیست ک فایلاهای رایگان کاربردی نیستن و تاثیری ندارن، درست برعکس این ایمان و اطمینان ب مسیره ک نتیجه عالی و فراتر از انتظار رو پیش میاره ،من ب عنوان کسی ک مدت هاست در این سایت هستم و از فایلا استفاده میکنم بهت اطمینان میدم ک عالین و اگه متعهدانه ادامه بدین حتما نتیجه خیلی خوبی رو‌میگیرین و اینجوری مشتاق تر هم‌

        میشین برای تهیه دوره ها ، ادم اصلا سیراب نمیشه در این مسیر ، 

        امشب مپ باز تصمیم گرفتم ک این دوره رو‌تکراز کنم و اومدم اولین فایل گوش دادم و‌برحسب عادت تا اونجایی ک برام امکان داشته باشه دیدگاه هازو میخونم هر چند ک خودم در ثبت دیگاه در سایت تنبلی میکنم و‌فقط برا خودم مینویسم ولی دوست داشتم اینجا برای شما ی کوتاه اطمینان بدم ک بهترین مسیر رو‌انتخای کزدین  و انشالله خیلی زود دوره هارو هم بتونین تهیه کنین ، نوشتن دیدگاه هم خیلی عالیه و امیدوارم منم بتونم اینکارو ب طور مداوم انجام بدم ، چون خودم خیلی چیزها از دیدگاه های دوستان یاد گزفتم و‌برای منم کاربردی بوده و‌یا ب فرمول‌و‌نگرشی پی بردم 

        براتون آرزوی موفقیت و‌تناسب و‌ارمش. رو‌ دارم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      1401/12/13 21:35
      مدت عضویت: 509 روز
      امتیاز کاربر: 6225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 263 کلمه

      سلام به استادم

      ممنونم از اين فايل عالي 

      زندگي همه چاق ها رو توي اين چند دقيقه به تصوير كشيديد 

      بهانه هايي كه داريم 

      خود من هر روز به همسرم ميگفتم چون تو هر روز ميري سر كار و تحرك داري لاغر هستي و همه اش دنبال اين ميگشتم كه ببينم چرا سوخت و ساز بدن او بالاست 

      آخه همسرم قاتل بستني و شيريني جات هست….يعني  يه جوري بستني ميخوره كه من ميديدم حالم بد ميشد…انقدر كه زياد ميخوره…ولي براي اينكه نخوره نميخريم زياد …ولي اگر توي خونه باشه امونش نميده تا تمومش كنه

      خلاصه الان دو سالي ميشه كه هي آدماي مختلف كه لاغر هستن و متناسب هستن رو زير نظر دارم و ميبينم اونا اصلا به خودشون سختي نميدن توي غذا خوردن

      يكي از دوستانم كه خيلي خيلي لاغر هست و من خيلي دوست دارم لاغريش رو هميشه زير نظر داشتم چي ميخوره و چيكار ميكنه 

      متوجه شدم كه اون هرگز وقتي سير هست چيزي نميخوره …فقط سه وعده غذا رو ميخوره اونم خيلي كم …ميانوعده و تنقلات اصلا نميخوره …هر چي جلوش بزاري ميگه نه مرسي نميتونم 

      هميشه برام سوال بود چطوري ميشه نتونه غذا بخوره ….تا اينكه ديشب داشتم توي سايت شما ميچرخيدم و فايل ميديدم يه كاسه ميوه خورد شده گذاشتم جلوم و دونه دونه برميداشتم و ميخوردم از يه جايي به بعد متوجه شدم عهههه چرا احساس ميكنم سير شدم انگار كلي غذا خورده بودم …بعد گفتم عههه اين تغييرات توي ذهن من داره رخ ميده…و بعد ياد اين دوستم افتادم كه بعد از خوردن غذا اصلا هيچي نميخوره و ميگه نميتونه

      خلاصه كه مسيري كه توش هستم نويد روزهاي عالي رو برام داره و سپاسگذارم ازتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 392 کلمه

      سلام ب استاد با اراده و محبوب عزیزم 

      خب من همین دیشب مچ ذهنمو گرفتم خواهرم میخواست بره سرکار 

      کم مونده بود بگم آره برو تازه لاغرم میشی 

      یهو ب خودم اومدم و نگفتم 

      چقد میخ کوب شده در ذهنم ک تحرک باعث لاغری میشه

      در صورتی ک این حرف کاملا اشتباه 

       شمام تو این قسمت گفتین و تاکیید کردین که الان اصلا تحرک آنچنانی ندارین و لاغرم هستین 

      الان من باشگاه میرم ورزشمم سنگین یعنی خیلی به بدن فشار میاد 

      ولی چون همسرم اعتقادی نداره ب راهکارای ذهنی مجبورم باشگاه رو برم تا باهاش درگیر نشم 

      چون قبل اینکه باشگاه برم خیلی غر میزد سرم ک چرا نمیری و اینا 

      من سختم نبود باشگاه رفتن پارسالم رفته بودم و به محض ول کردن چاق تر شدم وزنم رف بالاتر 

      به دلیل عید و جا ب جایی خونمون چند ماهی فاصله افتاده بود بین باشگاهم 

      الانم ی انرژی خوبی هس تو باشگاه خوشم میاد عادت کردم نرم حس بدی پیدا میکنم 

      در کل سعیمو میکنم ک بگم من فقط برای سلامتی و خوش فرم شدن بدم میرم یعنی میرم ک شکل بدنم ک قراره با لاغری با ذهن لاغر بشه رو فرم بدم قشنگ ترش کنم هم تو اجتماعم و دوست پیدا کردمو میگمو میخندم  دیگه این تلقین رو ندارم ک ورزش منو لاغر میکنه 

      میگم بدن من ورزشو دوس داره چونکه باعث میشه جوون تر بمونم کلا هر فوایدی ک ورزش داره دیگه 

      بغیر از لاغری 

      بعدشم ک بعد وارد شدن به این سایت مطمان شدم دلیل چ من ۱۰۰درصد فقط از ذهن من بوده 

      الانم ک ی ریزه جمع تر شدم فقط ب خاطر داشتن اطلاعات جدیدی ک ب ذهنم دادم و خیلی جا دارم خیلی فایل ها هست ک باید گوش بدم و برام تکرار بشه 

      مهم اینه من دیگه افتادم تو مسیر لاغری پس نتایج کاملا شگفت انگیزی در انتظار من خواهد بود 

      واقعیت تا قبل آشنایی تصویر ذهنی لاغری من خیلی سخت در ذهنم شکل میگرف ولی الان خیلی بهتر شدم 

      یکی دیگه از باورهایی ک هست میگن قهوه یا چای سبز سوخت و ساز رو بالا میبرند 

      برا همین همیشه قبل از باشگاه قهوه تلخ میخوردم بدون شکر 

      ولی من باشکر دوس دارم 

      جدیدا زیاد رغبتی ندارم ک بخورم بخورمم طبق عادته 

      چون بهانه سوخت سازی ک پایین باشه یخوایم با چیزی خوردن مثل قهوه اونو بالا ببریم وجود نداره 

      و این فرمول از ذهن ما کاملا رد شدس و ما هممون ب ی اندازه در بدنمون سوخت و ساز داریم 

      لاغری اسان ترین کار دنیاست 

      سبکی بهترین حس دنیاست 

      الهی ب امید تو😍🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فهيمه
        1401/12/13 21:24
        مدت عضویت: 509 روز
        امتیاز کاربر: 6225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 158 کلمه

        سلام زينب جان

        با نظر ت موافقم كه چقدر توي باشگاه به بدنمون فشار مي آريم ..چقدر باوراي غلط توي كله مون كردن كه قهوه سوخت و ساز رو بالا ميبره …من پارسال كه رژيم كتوژنيك رو داشتم و باهاش فست هم ميگرفتم …توي زمان فست فقط قهوه و چايي ميخوردم …بعد از چند ماه اختلالات هورموني رو توي بدنم مشاهده كردم ….در اين حين درباره خواص ماتچا تي هم خونده بودم و شروع كردم به خوردن ماتچا تي هر روز …نگو كه اونم كلي روي هورمون هاي بدن هم تاثير ميگذاشت…سرتو درد نيارم كلا قهوه و ماتچا رو گذاشتم …با اينكه خيلي هر دوتاشو دوست دارم جدا از اينكه سوخت و ساز رو بالا بياره يا نه …اما چون ديدم تغييراتي توي بدنم ايجاد كرده ، ترك كردم هر دو رو تا الان كه چندين ماه هيچ كدوم رو نخوردم احساس ميكنم اون اتفاقات توي بدنم رفع شدن …

        برا آرزوي سلامتي و موفقيت و متناسب شدن رو دارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا
      1401/12/03 13:39
      مدت عضویت: 526 روز
      امتیاز کاربر: 3220 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 311 کلمه

      سلام سلام

      این قسمت خیلی من رو به فکر فرو برد که واقعا چرا به سختی عادت میکنیم؟

      چرا وقتی میدونیم شرایط برامون مشکله باز هم ادامه میدیم ؟

      چرا تحمل میکنیم اما حاضر نیستیم همون انرژی رو صرف تغییر کنیم؟

      اما چیزی که بهمون تلنگر میشه که هی پاشو پاشو جای تو اینجا نیست  دیدن کسایی هست که خواستن تغییر کنن و حالا دنیاشون رو خودشون ساختن 

      وقتی میبینی یکی دیگه آرزوی تورو زندگی میکنه تازه یادت میاد که اینجا جای تو نیست و تو خواهی توانست زندگیت رو تغییر بدی  

      گاهی از اینکه چقدر با باورهای غلطت تحمل کردی شرایطی رو که دلخواهت نبود ولی فکر میکردی دنیا همینه و ادامه میدادی 

      شاید اولش به دلت بیاد که کاش منم این شرایط رو داشتم و بعد میگی کاش میتونستم شرایط رو تغییر  بدم  شاید به نظر تلاش هم بکنی که شرایط رو عوض کنی ولی بازم ته دلت میگی من دارم زور الکی میزنم 

      اما انگار از یه جایی به بعد دیگه ول میکنی دیگه میگی خدایا من نمیدونم واقعا من نمیدونم به هر دری زدم تا بشه و نشد هر کاری کردم نشد  من نمیدونم واقعا ته این دنیات چی میشه ولی واقعا دلم نمیخواد اینجا بمونم  و دلم میخواد منم خوشبختی رو تجربه کنم  و …

      واقعا نمیتونم بعدش رو توضیح بدم چون انگار بعد اون لحظه که از همه کنده شدی وقتی که دیگه فقط خودت میمونی و خودت صدای خدا رو میشنوی 

      نمیدونم چجوری ولی هر کسی که به تهش رسید و خودش رو رها کرد نور رو دید 

      وقتی به جای اینکه به ایکس و ایگرگ وابسته باشی به خودت و ندای درونت دل میبندی درها باز میشه و اشک شوق میشینه به چشمت که خدایا کجا بودم که تورو در خودم گم کردم؟ 

      اما خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم قراره به تو بسپرمش و فقط تو امید و انگیزه و باور من باشی 

      امیدوارم هممون این حال رو تجربه کنیم 

      خدا اینجاست کافیه ببینیمش 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 220 کلمه

      با سلام خدمت استاد بزرگوار

      اول از همه اینو بگم که واقعا من هدایت شدم به این سایت  الانم هر چی فکر میکنم چطور و چگونه با این سایت آشنا شدم موندم خودمم.اینکه زمانی اومدم که خیییییلی از مسیرها رو رفتم و نتیجه نگرفتم بدتر هم شده ولی الان مطمنم مطمنم مسیرم رو درست اومدم ونتیجه خواهم گرفت.الان یه ماهی میشه من تو این سایتم و مطالب و مخصوصا دیدگاه دوستان و با عشق میخونم خیییییییلی از رفتارام عادتهام عوض شده ولی هنوز خلی باید کار کنم خیلی باید خودم رو کشف کنم.بزرگترین دلیل لاغر نشدن من ترس از چاق شدن هست من الان 36 سالمهو تقریبا 12 سال هست که دچار اضافه وزن شدم و تو این 12 سال روزی نیست که غذا را با لذت خورده باشم همیشه ترس از خوردن و چاقی زهرمارم کرده و بدتر لاغر نشدم هیچ چاق هم شدم.چون تا الان فکر میکردم غذا چاقم کرده.الان یه ماهی هست هر روز به خودم میگم که غذا فقط برای تامین انرزی و زنده بودن و سالم بودنم هست و اصلا چاقم نمیکند بلکه در جهت لاغری من هست ولی باز  هنوز ترس رو دارم هنوز وقع خوردن دو دوتا میکنم هنوز باز لذت نمیبرم ولی مطمنم روزی خواهم رسید به اون چیزی که میخوام.چیکار کنم این ترسم بریزه ؟چیکار کنم که غذا تو ذهنم غول نباشه؟راهنمایی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار somi13700
      1401/11/24 18:39
      مدت عضویت: 1491 روز
      امتیاز کاربر: 8493 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      سلام 

      و عرض ادب خدمت دوستان متناسب و استاد عزیز

      اول اینکه خیلی از اسمش خوشم اومد بهانه بی بهانه

      وخیلی مشتاق شدم و چندبار هم گوش دادم و قشنگ متوجه شدم

      من قبلاً ازدواج وبارداری رو بهانه قرار میدادم برای اینکه چاقیم رو حفظ کنم و جالب برام الان چاقی رو یک معضلی که نمیشه حل کرد نگران نیستم و نگاهم به چاقی عوض شده یه مقطع از زندگیمه که بخاطر باورهای اشتباهم منجر شده و الان تصمیم و اراده من باعث میشه تا خیلی زود برطرف بشه

      حالا آگاه هستم که فقط خودم مقصر چاقیم هستم و همه ی اینها باورها و بهانه هایی بود در ذهنم که شناسایی کردم

       وبرای رفع شون نهایت تلاشمو خواهم کرد و من روز به روز دارم متناسب تر میشم الهی شکر 🌼✨🥳

      ممنون استاد عالی بود 🌼🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سپیده طارمی
      1401/11/20 09:19
      مدت عضویت: 1150 روز
      امتیاز کاربر: 521 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      سلام 

      بهانه بی بهانه 

      درسته با دارو چاق شدم اما الان چند ساله دارو نمیگیرم 

      درسته ورزش نمیکنم اما همین ماه قبل که باشگاه بودم به این نتیجه رسیدم با شکم بزرگ نمیشه خیلی از حرکت ها رو زد و تصمیم گرفتم اول شکمو کوچیک کنم بعد برای حفظ سلامتی برم باشگاه 

      درسته کارم پشت میزیه ولی همکار کناریم فوق العاده خوش اندامه 

      درسته من و خواهر و برادر بزرگم چاقیم اما بقیه خواهر برادرام خیلی خوش هیکلن 

      درسته الان چاقم ولی قبلا خیلی لاغر بودم و به همین ترتیب هر بهانه ای که تو ذهنم میاد بلافاصله مورد نقضش هم میاد 

      پس بهانه بی بهانه این دفعه اومدم واسه نتیجه گرفتن نه فقط شروع کردن و خسته شدن و رها کردن  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/10/17 20:15
      مدت عضویت: 559 روز
      امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 467 کلمه

      سلام مجدد خدمت شما آقای استاد عطار روشن .

      هر چی بیشتر گوش میدم حسم عالیتر میشه .احساس میکنم دارم برای لاغر شدن تربیت میشم . هر آنچه در ذهن من هست رو دارم کنار میزارم و بی کم و کاست آنچه از شما میشنوم رو می پذیرم . 

      هر دلیلی که میاد توی ذهنم که میگه تو به این دلیل لاغر نمیشی رو دارم پاک می کنم . البته گوش دادن صحبتهای شما داره پاکش می کنه . امروز با چنان ارامشی خوابیدم که تمام خستگیها از تنم بیرون رفت . بدنم داره خودشو برای لاغر شدن آماده میکنه . من وارد دنیای لاغری شدم . انقدر به گوش دادن فایلها علاقه پیدا کردم که قرار امروزم و با دوستام کنسل کردم . گفتن خوش میگذره بیا امروز که مرخصی داری گفتم نمیام . کار دارم . منی که به هر دلیلی هر طور شده با دوستام میرفتم خوش گذرونی به راحتی قرارمو کنسل کردم . فکر می کنم این کار از همه ی کارام مهمتره . همین که ته دلم شاده برام کافیه . من اهل خوش گذرونی هستم ولی همیشه ته دلم به خاطر چاقیم ناراحت بودم و این ناراحتی خیلی اذیتم میکرد . الان خوشحالم که ته دلم شاد شده . من لاغر میشم . دارم مطمئن میشم که لاغر میشم .  امروز وقتی تمام دلیل چاق شدنامو پاک کردم چقدر سبک شدم . چقدر حالم خوب شد . انگار که یه باری از روی دوشم برداشته شده . کامنتای بچه ها رو هم دوباره خوندم . تمرکزمو فقط روی فایل امروز گذاشتم چندین بار گوش کردمش . حتی در کمال آرامش باهاش خوابیدم . چه خواب راحتی کردم .  دیگه دلیلی برای چاق موندنم نمیبینم . حتی دلیلی برای زیاده روی در خوردنم نمیبینم . اصلا امروز اشتهایی نداشتم . چون من فقط برای لذت بردن و فراموش کردن بار سنگین غصه هام لحظاتی به غذا پناه میبردم . الان میفهمم غذا پناه من نیود چون من فقط لحظاتی با اون شاد بودم ولی امروز اینجا منو تا حالا شاد نگه داشته . احساس می کنم دارم جون میگیرم قوی میشم . چاقی تمام توان منو کشیده بود .با اینکه استعداد زیادی دارم اصلا نمیدونستم به چی علاقه دارم . فکر چاقی دلایل چاقی تمام ذهنمو پر کرده بود و من فقط به این چیزا فکر میکردم انگار که هیچ وقت زندگی نمیکردم . الان دو روزه خیلی حالم بهتره . همین که درد چاقی رو دارم پاک می کنم خودش برام بزرگترین لذت میشه . امروزم چیزای زیادی یاد گرفتم . اخبار بد گوش نکنم . خودمو درگیر مسائل دیگران نکنم . اولویتم حال خوبم باشه . بهانه های چاق موندنم و پاک کنم . دیگه چاقی رو نپذیرم . فعلا با همین دوره ها  شخصیت چاقیم و پاک کنم .  بعد فایلهای محصولی  رو هم دونه به دونه خریداری می کنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/10/17 11:54
      مدت عضویت: 559 روز
      امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,933 کلمه

      سلام امروز روز دوم منه که وارد سایت تناسب فکری شدم . امروز به نسبت دیروز  درک بهتری از این راه پیدا کردم . کامنتا رو خوندم . بچه هایی که از این راه نتیجه گرفتن منو خیلی خوشحال کرد که منم میتونم نتیجه بگیرم . فایل امروز هم صحبتهای آرامشبخشی داشت . اینکه هیچ بهانه ای برای چاق بودن وجود نداره . مثلا من خودم گاهی به خاطر بیماری زانوم مجبورم قرص بخورم و فکر میکردم خب یکی از دلایلی که من چاقتر میشم اینه که دارم قرصهای غضروف ساز میخورم . خب غضروف جنسش از چربیه و این قرصها باعث میشن بدن من چربی جذب کنه و من چاق بشم . دلایل دیگه که برای چاقیم داشتم رو تقریبا شما همه رو عنوان کردید . یه دلیل دیگه من خیلی تشنه ام میشه و همش دلم میخواد آب بخورم . با این که همه میگن آب خوبه ولی من وقتی آب میخورم ورم می کنم . یعنی با اینکه دفع زیاد آب هم دارم اما حس می کنم تمام بدن من داره آب رو جذب خودش میکنه . من فکر می کنم بیماریهام باعث چاقی شده و به هر حال هر چیزی که من میخورم حالا چه قرص باشه چه آب باشه چه غذا باشه هرچیزی که از دهان من پایین میره منو چاق می کنه . یه دلیل دیگه ام پیاده رویه . من وقتی پیاده روی می کنم خب چاق نمیشم ولی وقتی پیاده روی نمی کنم انگار که بدنم تلافی می کنه و منو بدتر چاق می کنه . یعنی ورزش باعث میشه من وقتی که دیگه ورزش نمیکنم چاق بشم . من از کوچیکی چاق شدم البته به دنیا اومدم خیلی لاغر بودم و مامانم برای اینکه من تپل بشم هی داد خوردم . تقریبا از ۳-۴ سالگی چاق بودم و مامانم به خودش افتخار میکرد که پسرمو تپل کردم ولی یادمه کلاس اول نمیتونستم مثل بقیه بدوم . دوس نداشتم برم مدرسه بچه ها منو مسخره می کردن . منم مثه شما از کوچیکی با چاقی درگیرم . یه روز دایی بابام گفت خب عطا کی میخوای لاغر بشی خیلی داری چاق میشی و من بیشتر خورد شدم مامانم همیشه ازم دفاع می کنه همش میگه پسرم خیلی هم خوبه . استخون بندیش درشته و این دفاع کردنش بیشتر منو خورد می کنه . من با دوستام خیلی به فست فود میرم یعنی تقریبا هفته ای ۴-۵ بار از غذای بیرون میخورم . فکر می کنم اینا هم دلایل چاقی منه . راستی من آزمایش تیرویید هم دادم .  تیروییدم هم کم کاره . مدتی هم پزشک سنتی و ایرانی رفتم ولی سخته راهکارهاشون  نمیتونم ادامه بدم . من بهانه ها و دلایل زیادی برای چاق موندن دارم یه چیز دیگه هم از صحبتهاتون متوجه شدم من برای چاق شدن این همه کار انجام دادم ولی هیچ وقت نمیخواستم این کارها رو انجام بدم یعنی اصلا تصمیمی از قبل براش نمیگرفتم . بیشتر در لحظه انتخاب میکردم یا مثلا یهو با دوستا تصمیم میگرفتیم امروز بریم کله پزی . امروز بریم در بند . ما در چاقی کارهایی انجام میدادیم که بهمون خوش میگذشت و به نظرم اینم یکی از دلایل چاقی منه . یعنی من در چاق بودن بهم خوش گذشته . ولی برای لاغر شدن ما همیشه خواستیم یه کاری خلاف میلمون  انجام بدیم و همیشه هم برامون سخت بوده یعنی ما هیچ وقت بهمون خوش نمیگذشت . ما از کارهایی که برای لاغر شدن انجام میدادیم رنج میکشیدیم . پیاده رویها ورزشها باشگاهها . البته زنعموم اینها رو بهم گفت و من دیدم داره راست میگه  من هیچ وقت از باشگاه رفتن لذت نبردم یکی از دلایل چاقیم رو هم همین میدونستم در هر حالی که میدیدم خیلی ها خب کیف میکنند وزنه میزنند کار می کنند یه جورایی تفاخر می کنند به منی که نمیتونستم وزنه های سنگین بزنم یا با سرعت بالا بدوم . شما اینجا گفتید ما لازم نیست کار خاصی انجام بدیم . این خیلی بهم امید میده خب شما تقریبا فعالیت روزمره معمولی دارید برای لاغر شدنتون زحمتی نمیکشید . گفتید کارتون پشت میزه و چندین سال هم هست که فقط کارتون همینه . پس برای لاغر شدن نیازی نیست وزنه های سنگین بزنیم یا بدوییم و به خودمون فشار بیاریم . تازه من تجربه کردم وقتایی که فعالیت زیاد انجام میدم بعدش چاقتر میشم انگار بدنم میخواد جبران اون سختی رو بکنه . من در این فایل خیلی امیدوار شدم که همین الان هم توی همین شرایطی که الان هستم هم احساس رضایت داشته باشم کاری نکنم فقط چاقی رو از ذهنم پاک کنم . اما چطور چاقی رو از ذهنم پاک کنم ؟ من در این فایل تصویری فهمیدم نه غصه گذشته رو بخورم نه آینده رو . از همین امروزم لذت ببرم . خب دیروزم که گفتید شخصیت چاقمو تغییر بدم . یعنی امروز من سعی کنم چاقی رو پاک کنم و مثه یه آدم لاغر زندگی کنم . اما آدمای لاغر چجوری خوش می گذرونند ؟ اینم یه سوال دیگهاست . حالا ولش کنیم بهتره . خب الان من دلایل چاقیم و گفتم . دیگه تقریبا همیناست . حالا اینا رو پاک کنم . یعنی بگم اینا فقط بهانه هاییه برای لاغر نشدن . خب من اینا رو پاک کنم . یعنی نگم که مثلا آب میخورم ورم می کنم یا نگم قرص میخورم بدنم چربی جذب می کنه . یا نگم به خاطر تیروییدم چاقم . اینا رو نگم . بگم هیچ  دلیلی برای چاقی من وجود نداره . خب این میشه پاک کردن ذهنم از چاقی . من کار خاصی انجام نمیدم . فقط پاک می کنم . آها یه دلیل  دیگه یادم اومد . من اشتهای زیادی دارم . همش با خودم میگم خب تو چرا انقدر میخوری ؟ بعد میبینم یه هوایی تو وجودمه . بوی غذا که میاد دلم میره .  دوست دارم که میخورم و فکرم رها میشه وقتی میخورم . دقیقا وقتایی که میخورم به چاقیم فکر نمی کنم . وقتایی که میخورم از دنیا فارغم . به رنج فکر نمی کنم . در حال خوش گذروندنم . همون وقت که دارم میخورم دیگه از چیزی رنج نمیبرم . ولی این شادی موقته . پایدار نیست . چون من بعد از فارغ شدن از خوردن دوباره رنج چاقی رو بدتر از قبل حس می کنم . رنج اینکه چرا انقدر میخوری . رنج حرفای دیگران . اینکه میگن چرا مثه یابو غذا میخوری . من ناراحت میشم . چون من از غذا خوردن شاد میشم . ولی شادی غذا خوردن موقته . الان که فایل گوش میدم حس بهتری دارم . حس می کنم شادم و این شادی پایداره . حس می کنم دارم به هدفم نزدیک میشم . حس می کنم با افراد زیادی همدردم که منو مسخره نمی کنند بلکه بهم امید میدن که چاقیتو پاک کن . لازم نیست برای لاغری کاری کنی فقط چاقیتو پاک کن . خب اشتهای زیاد من دلیل چاقی منه من این رو هم پاک می کنم . اون شبم زنعموم گفت گفت خوردنت تو رو چاق نکرده  . خب همین پاک کردن این موضوع از ذهنم باعث میشه من حس بهتری داشته باشم . قرص منو چاق نکرده . آب و غذا  منو چاق نکردن . من اگه زیاده روی هم کردم دلیل داشتم دلیلش این بود که غصه ام کم بشه . خب اینم پاک میکنم . چون الان میبینم راهی رو پیدا کردم که داره غصه هامو کم می کنه . دیگه دلیلی برای پرخوری ندارم چون من همینجوری هم میتونم شاد باشم بدون اینکه بخوام چیزی رو بخورم که خوش بگذرونم . حس می کنم امروز رو اینطوری میتونم زندگی کنم . همه بهانه های چاق موندنمو پاک کنم  .  همین الان بدون زحمت داره بهم خوش می گذره . حتما در لاغر شدن هم خوش گذروندن هست .  من مثل یک انسان نابینایی هستم که قدم در این راه گذاشتم نمیدونم تهش چیه . چیزی رو نمیبینم ولی انگار یه چیزایی رو دارم حس می کنم . خب من با درد چاقی همیشه بودم . همیشه چاقیم منو اذیت کرده ولی این دوروزه فکر می کنم حداقل وقتی که دارم فایل میبینم یا گوش میکنم یا کامنت میخونم یا متنون رو میخونم یه چیزایی توی سرم روشن میشه . حس می کنم حالم بهتر میشه . پس لاغر شدن کار سختی نیست . چون لازم نیست کاری براش انجام بدم . فقط چاقی رو پاک کنم . دلایل چاقیم هم که گفتم . این دلایل رو پاک کنم . ولی چجوری ؟ این سوال ذهنمه ؟ چطور چاقی رو پاک کنم ؟ من یه بار فایل تصویری امروز رو گوش دادم . ولی تا شب فرصت دارم فایل شنیداریتونم گوش کنم چون دیروز هربار که گوش میکردم یه چیز جدید میشنیدم برام جالبه چرا دفعه قبل نشنیدم ؟ پس تکرار لازمه . ولی من بیشتر تکرار می کنم که از چاقیم و آزار و اذیتاش فاصله بگیرم . آها فهمیدم . اینم پاسخ سوالم . من باید بخونم و بنویسم و بشنوم و ببینم فایلای شمارو . اینجوری ذهنم از چاقی فاصله میگیره . هی فکر چاقیمو نمیکنم . هی زجرشو نمیکشم . هی نمیخواد برای اینکه بخوام شاد باشم و خوش بگذرونم برم بساط خوردن راه بندازم تا دقایقی از رنجهای درونیم فاصله بگیرم . اصلا دلیلی برای این همه خوردن نیست وقتی من می تونم اینجوری انقدر شاد بشم . من توی این دو روز دارم چیزایی رو حس می کنم که منو خوشحال می کنه و اینجوری دارم از رنج چاقی فاصله میگیرم . نیازی نیست برای لاغر شدنم زحمت بکشم .  لاغر شدن اصلا سخت نیست . من فقط باید چاقیمو پاک کنم چجوری ؟ بازم با فایل گوش دادن با تکرار کردن . چون دیدم از دیروز دقیقا زمانایی که دارم مینویسم یا میخونم ذهن من از رنج فاصله میگیره و من دیگه غمگین نیستم . پس ادامه میدم تا بیشتر درک کنم . چون تازه دارم میفهمم لاغری با ذهن یعنی چی ؟ من دارم بار الکتریکی مغزمو از چاقی به لاغری تغییر میدم و همین منو شاد می کنه . خیلی خوبه . امیدم به امروزم داره زیاد میشه . به آینده فکر نکنم . با همین چیزایی که دارم حال کنم . خب این خیلی خوبه . من همیشه یه کمال طلبی خاصی در وجودم هست . ولی توی این فایل فهمیدم اصلا نیازی به کمال طلبی نیست . با همین فایلای رایگانم میشه لاغر شدن رو تجربه کرد مهم اینه که بتونم استفاده کنم و وقتی این دوره به پایان رسید شخصیتم تغییر کرده و من تبدیل شدم به یه انسان همیشه شاد دوست دارم بازم ادامه بدم . من لاغر شدن با این روش رو دوست دارم . ولی همیشه راهش برام سخت بود چون همش باید براش یه کاری انجام میدادم . ولی الان فهمیدم دیگه لازم نیست کاری انجام بدم . در لحظه زندگی کنم . از چیزی که دارم لذت ببرم . دلیلی نداره غذایی که میخورم  منو چاق کنه . دیگه حس می کنم غذا رو برای خوش گذرونی نمیخوام بخورم چون من الان شادم و دارم خوش میگذرونم . دیگه قرصامو دلیل چاقیم نمیدونم چون قرصا فقط غضروف میسازن .چرا باید منو چاق کنند .  آب دلیل چاقیم نیست . بدنم اضافشو دفع می کنه . احساس می کنم نیازم به آب هم کم میشه . نمیدونم نمیدونم چی میشه . ولی من فقط میدونم دلیل چاقیم رو باید پاک کنم . هیچ دلیلی برای چاق بودنم نیست و من هر وقت که بهانه ای میاد تو ذهنم برای چاقی باید اون رو پاکش کنم . پس خیلی راحته اینجوری لاغر شدن . نمیدونم چی میشه ولی من الان حالم خوبه . شادم . حس میکنم راه لاغریم پیدا شده . پس به همین شادی دلمو خوش می کنم و ادامه میدم تا سیاهیهای مغزم همه پاک بشن . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سپیده طارمی
        1401/11/20 11:57
        مدت عضویت: 1150 روز
        امتیاز کاربر: 521 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        چه سوال خوبی پرسیدی؟ لاغر ها چطوری خوش میگذرونن ؟؟ ولش نکن باید جوابشو پیدا کنیم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار عطا
          1401/11/20 18:22
          مدت عضویت: 559 روز
          امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 278 کلمه

          سلام ممنون نه ولش نمی کنم و تا حدودی پیدا کردم . 

          اونا خوردن رو لذت و تفریح نمیدونند . 

          اونا فقط به غذا و خوردن غذا علاقه ندارند بلکه به سایر علاقمندیهاشون توجه می کنند . 

          مثلا وقتی یه انسان چاق میره پارک فقط میخواد بخوره تا حالشو ببره ولی انسانهای متناسب قدم میزنند و از فضاو هوای پارک لذت میبرن . 

          یه آدم چاق کلی خوراکی با خودش میبره یه ادم لاغر یه چیزهای مورد نیاز . 

          تازه چه بسا چیزهایی که بتونه باهاش فعالیت کنه مثلا توپ فوتبال یا والیبال یا  بدمینتون  یا راکت پینگ پنگ . 

          آدم چاق فقط یه گوشه نشسته آدم لاغر بلند میشه حرکت می کنه از قسمتهای مختلف دیدن میکنه . 

          علاقه انسان چاق محدود شده به خوردن ولی یه انسان علائقشو محدود نکردنه و میدونه به چه چیزهایی علاقه داره . 

          من در اینجا فهمیدم به تناسب فکری علاقه دارم به کارای ذهنی علاقه دارم . به نوشتن علاقه دارم . من به خوردن یک انسان متناسب علاقه پیدا کردم (خوردن موقع گرسنگی و نخوردن موقع سیری) علاقه پیدا کردم  نه به خوردن به شیوه یک انسان چاق (خوردن بر اساس ولع و سیری ناپذیری ) 

          به پیاده روی یکم علاقه پیدا کردم . 

          اینکه دوست دارم کارامو خودم انجام بدم . به حال خوب و اینکه صبح بدون عذاب وجدان از خواب بلند میشم . اینکه دیگه بعد از خوردن عذاب وجدان ندارم . 

          به فکر کردن  به مسیر زیبای تناسب فکری خیلی علاقه پیدا کردم و در این سرزمین بهم خوش می گذره .

          در کل خوشگذرونی من اینجا شده . اینجا حالم خوبه و خیلی لذت میبرم . 

          اینا فعلا برای شخصیت لاغرم خوشگذرونیه 

          مسلما اگه شخصیت لاغریم بیشتر ساخته بشه علائق دیگه هم پیدا می کنم .    

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradisomaih20@gmail.com
      1401/09/29 12:05
      مدت عضویت: 804 روز
      امتیاز کاربر: 998 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 459 کلمه

      سلام ،

      امروز روز دوم  لاغر من و گرفتن آگاهی هست استاد جان 

      و دوستان همراه 

      فهمیدم که قبل از اینکه بخوام لاغر بشم و به تناسب اندام خودم برسم 

      باید شاد باشم 

      بهونه ها رو بزارم کنار و توی لحظه ای حال و از چیزی که الان هست لذت ببرم 

      اینم فهمیدم که دلیل لاغری و اندام متناسب افرادی که از اول هم متناسب بودن این بوده اصلا به چاقی فکر نمیکنن و ترسی برای چاقی اصلا توی ذهنشون ایجاد نشده 

      خودشونو پذیرفتن که اینجوری هست اندامشون 

      و اینکه حالشون خوبه وقتی چیزی میخورن ، یا میخوابن به هر میزان ، یا تحرک انچنانی هم ندارن بازم حس چاقی و نکنه چاق بشم نیومده سارغشون 

      چیزی به اسم پیام چاقی نفرستادن و فرمول چاقی توی ذهنشون نساختن 

      اما ما افرادی که به این حد از چاقی رسیدیم کلی فرمول های چاقی ساختیم و احساسات و انرژی های بد بهش وصل کردیم

      مثل سنگ های توی یه زمین سنگی، کلی ترس ، کلی بهونه داریم و مانع از کار کرد وظایف درست جسممون که خوش اندامی و شکم تخت هست که آرزوی همه ای ما هست شدیم

      اما حالا که فهمیدم بهونه های ذهنی چاقی ذهنی توی جسمم خودشو نشون داده 

      دیگه تناسب فکری به همراه همین اموزش های استاد عزیز و اجرا میکنم که توی جسمم خودشو نشون بده 

      مثل خود ایشون 

      حق طبیعی و رسالت ما لاغری ومتناسب شدن فکر و جسممون هست 

      باورها مثل دونه های گندمه فکر و ذهن مثل تاریکی دل خاک هست ما با افکار درست ابیاریش میکنیم بهش انرژی ومواد مغذیشو میرسونیم و توی جسمم ما شکل میگیره فرم میگیره مثل سبز شدن دونه ای گندم و بیرون اومدن از دل خاک 

      خوشحالم که با سایت تناسب فکری استاد گرانقدرم جناب آقای عطار روشن آشنا شدم و میتونم اینجا حضور داشته باشم وشاهد تغییرات خودم و دوستانم باشم ، 

      [انتظار هر چیزیو داشته باشیم همون پیش میاد زمان مهم نیست، مهم درست انجام دادنه ، و استمرار داشتنم]۰

      یه چیز دیگه بهونه های ذهنمو پیدا کردم مهمترینش اینه خب حالا داری یعنی شکمتوو اب میکنی ببین شکمتو ،

      ولی من بهش میگم تو نگران نباش بامن راه بیا تا حالا من بهت توجه میکردم حالا توبه من اعتماد کن بیا بریم تو مسیر عزیزم آروم باش منو تو دوستیم ذهن مهربونم که انقدر به فکرمی دوستت دارم میخوام چیزای خوبی یادت بدم چیزی ، میخوام خوشحالت کنم خواسته خودتم همین بوده بیا شاد باشیم تو چشاتو ببند من محافظت فقط چیزایی که میخوامو انجام بده سورپرایزت میکنم حالتو بهتر میکنم توی مسیر بیا 

      اون بهونه ها اشتباهی بهت داده بودن فدات بشم یه چیز بهتر واسه ات دارم لباس های خوشگل و خوشتیپ تن این جسم میبینی دوست داری آیا ؟

      هر چقدر بخوری و خوشتیپ و خوش اندام بمونیو دوست داری آیا ؟

      خب دیگه بامن همراه شو حالا که حست خوب شد و تونستی ببینی و دوست داری ذهن نازنینو مهربونم کودک درونم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      1401/09/26 13:18
      مدت عضویت: 615 روز
      امتیاز کاربر: 4810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 421 کلمه

                    “ به نام خداوند مهربان”              

      با سلام به همه ی عزیزان هم مسیر و استاد گرامی؛

      بهانه بی بهانه؛ختم کلام.خیلی خوبه که ما یاد بگیریم برای انجام کاری که واقعا از ته دل دوست داریم که آن را به انجام برسانیم و به آن نیاز داریم، بهانه های جورواجور نیاوریم و با این بهانه ها خود را از لذت انجام آن کار محروم نکنیم.اگر ما انسان ها کاملا این را درک کنیم که هر وقت می خواهیم کار مهمی را انجام دهیم چون ذهن ما احساس می کند که انجام آن کار احتیاج به تلاش و زحمت دارد و او فراری از زحمت و تلاش، پس شروع می کند به بهانه آوردن که تو نمی توانی،اما ما غافل از آنکه با کمک همین ذهن بهانه گیر اما پر قدرت و توانا خیلی خیلی راحت به خواسته های خود در زندگی می توانیم برسیم، فقط کافی است که ذهن خود را در مسیر خواسته ها و اهداف خود قرار دهیم.من خیلی به لاغری با ذهن اعتقاد دارم و مطمئن هستم که از این طریق به خواسته ی دیرینه و لذت بخش خودم یعنی لاغری ماندگار دست پیدا میکنم چون من الان واقعا هیچ بهانه ای برای چاقی خودم ندارم.بهانه هایی مثل این که من خانه دار هستم و تحرک کافی ندارم یا اینکه چاقی من ارثی یا ژنتیکی است یا اینکه ازدواج و بچه دار شدن باعث چاقی بیشتر می شود و یا سوخت وساز پایین،ورزش نکردن،هر نوع قرص یا دارویی مصرف کردن.من چون دومین بار است که می خواهم این گام را بر دارم در این مدت که دقت میکردم که چه فرمول چاقی در ذهن من است که مانع لاغری من است به این نتیجه رسیدم که من خیلی اوقات از بعضی از اطرافیان می شنوم که تو درسته که چاقی اما چاقیت زشت نیست و هم اینکه همسرم از تپلی من خوشش میایید و گاهی اوقات از تپلی صورتم تعریف میکند، این در وجود من یک مانع ذهنی برای لاغری بیشتر است.از این به بعد من به این گفته ها اهمیت نمیدهم و آنها را از ذهنم پاک میکنم تا راحت تر وزن کم کنم.من می خواهم لاغر شوم و لاغر بمانم پس حتما می توانم واز هر فرصت و امکانی برای رسیدن به آن استفاده می کنم مانند استفاده از فایل های رایگان موجود در سایت تناسب فکری تا جایی که هست و می توانم و بعد از آن حتما  به راحتی می توانم دوره ها را نیز تهیه کنم.من می خواهم پس حتما می توانم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 21 کلمه

      تشکر از شما استاد عزیز به خاطر این اگاهی رایگان که در اختیارمون میزارید ..خداوند برکتش رو وارد زندگیتون کنه  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 50 کلمه

      سلام  امشب خیلی خوشحالم که  تونستم اولی گام رو بردار م و انشالله تا انتها به کمک ایزد یکتا و راهنماییهای استاد گرامی بپیمایم اخر بر مشکلاتم فائق شدم و امیدوارم که تغییر در روحیه و ظاهرم و کلا زندگی داشته باشم بهانه بی بهانه با اراده  پیش به جلو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 987 کلمه

      به نام رب هدایتگر سلام . در لحظه زندگی کنم قدر آن چه که دارم بدونم نگران آینده و اتفاقاتی نباشم و اصلا به گذشته فکر نکنم . لذت بردن از زندگی به خاطر این که شکم دارم چاقم به تعویق نندازم اون لباسی که دوست دارم بپوشم . وقتی نگران آنچه که ندارم هستم و بهش فکر میکنم درواقع زمانم از دست میدم برای حرکت برای داشتن آنچه که میخواهم همین که فکر میکنم چرا ندارم چرا این گونه نیستم و افکار منفی که تمرکزش بر روی نداشته های من است با عث میشه هیچ وقت حرکت نکنم و در همین وضعیتی که هستم بمونم حتی بدتر از الانم بشم چرا که هیچ امیدی به زندگی و رسیدن به خواسته هام ندارم پس  با عشق غذا بخورم  چرا که میخواهم لاغر باشم تا بتوانم با لذت بخورم خوب چرا این کار الان نکنم ؟  غذا خوردنم با عث چاقی من نمیشه . نداشتن تحرک یا پشت میز نشینی باعث چاقی نمیشه . سحر خیز نبودن باعث چاقی نمیشه داشتن سن بالا باعث چاقی نمیشه . باعث نمیشه که چاق بمونم و لاغر نشم هیچ بانه ای پذیرفته نیست چرا که  استاد تمام این بهانه ها رو از قبل داشتن برای لاغر نشدن اما میبینم که ایشون الان متناسب و سالم هستند و هین طور تمام افرادی که از لاغری با ذهن استفاده کردن و متناسب ماندن لاغری یه هنر من‌هم میخواهم این هنر یادبگیرم چیزی به اسم ذاتی وجود نداره یه مهارت مهارتی که باید یابگیریم و کسبش کنیم همان طور که مهارت چاق بودن و چاق شدن کسب کردیم با دریافت ورودی های اشتباه با آوردن بهانه برای خودمون . بزرگ ترین خطر عادت کردن به چاقی هست ذهن شرطی شده است ازبس رنج کشیده ازبس رنج کشیده ذهن عادت کرده از قدیم گفتن ترک عادت موجب مرض برای این که ترک این عادت در ذهن ما بسیار سخت پس شروع میکنه به آوردن هزاران بهانه برای چاق بودن و لاغر نشدن اما این بهانه ها دلیل چاقی نیست تنها بهانه هست برای لاغر نشدن برای تغییر نکردن و چاق بودن داشتن چربی زیاد دور شکم باعث نمیشه متناسب نباشم باعث نمیشه به راحتی به تناسب اندام نرسم چرا که استاد بیشتر از این چربی های اضافه داشتن اما الان متناسب هستند . وقتی از چیزی مطمئن باشی نتیجه میده ادامه میدی با عمل به تمرین ها یعنی دیدن ویدیو ها و گوش کردن به فایل ها صوتی و نوشتن کامنت و خواندن انها با پشت کار بهانه های متناسب نبودن یکی پس از دیگری کنار میزارم و با برداشت هر بهانه ذهنم اماده و اماده تر میکنم تا راحت تر متناسب و زیبا و سالم تر باشه چرا که تناسب اندام یعنی سلامتی یعنی لذت یعنی زندگی به سبک نرمال و طبیعی یعنی فکر باز و ازاد بدوم هیچ نگرانی برای چاقی  در این مسیر که میتوانم به اندام زیبا و دلخواهم برسم . افراد متناسب فکری از چاقی در انتظارشان نیست اصلا آنها نگران چاق شدن نیستند همیشه هم میگند من هرچی بخورم چاق نمیشم استایلم این اما افراد چاق منتظر چاق شدن هستن پس رفتارهاشون که نتیجه افکارشون هست اونها رو به سمت چاقی سوق میده . دست از پذیرفتن حرف های افراد بدن فکر برداریم دلیل نمیشه چون فلانی دکتر و دانشمند و فرد مهمی هست چون سالها در یک حرفه ای هست نظرش ۱۰۰ درست باشه هر فردی نسبت به ورودی هایی که دریافت میکنه اطلاعاتی داره حالا میتوانه اطلاعات درست ویا غلط باشه و اصلا منسب و سن و جایگاه اون فرد بیانگر درست بودن و یا غلط بودن اطلاعاتش نیست . گاهی وقت ها یه بچه یا یه فردی که تازه وارد یه حوزه شده از دید و نگاه جدید و متفاوتی میبینه و مسیر بهتر و مناسب تری پیدا میکنه که بسیاری از افراد در اون حوزه به خاطر طرز فکرشون به خاطر نگاه متفاوتشون از اون فرد اون مسیر تاحالا ندیدن و پیدا نکردن هیچ وقت برای تغییر دیر نیست . وقتی فکر می کنم نمیتوانم فلان چیز داشته باشم پس بیخیالش میشم اما وقتی باور داشته باشم که میشه منم داشته باشم درسته که الان شرایطش ندارم اما ربی دارم که از هزاران هزار مسیر که حتی من به ذهنم نمیرسه من به سمت خواسته ام و خواسته ام به سمت من هدایت میکنه پس باعث امید در من میشه باعث میشه حرکت کنم و این طوری من به خواسته ام میرسم.  یه مثالی که همیشه برای خودم میزنم اگه من چیزی نمیبینم دلیل بر نبودنش نیست فقط من جایی ایستادم که نمیتوانم ببینمش کافی جام عوض کنم تا اون چیز ببینم . هزینه فقط مالی نیست هزینه زمان و توجه هست که من استفاده میکنم تا زمانی که امکان خرید دوره مورد نظر پیدا کنم با توکل به ربی که من به این مسیر هدایت کرده این مسیر این امکانی که در حال حاضر دارم ازش با عشق استفاده میکنم و نتایج شگفت انگیز ش میبینم و ایمانم قوی میشه اون وقت که به آگاهی های بیشتر و بهتر هدایت میشم . هدف من خرید دوره هست ؟ یا هدفم تناسب اندام و حرکت در این مسیر خوب من باید از این مسیری که الان در دسترسم هست استفاده کنم اگه من از همین امکانی که هست استفاده نکنم دوره هم بخرم ازش بهره ای نمیبرم دوروز انجام میدم بعد نتیجه ای نمیبینم میزارم کنار دوره رو پس مهم که از آنچه که هست استفاده کنم . .

      یادمه توی یه کتاب خواندم که زبان بدن احساسات هست وقتی من غذا با رنج میخورم با این فکر که لاغر بشم بدنم دوری میکنه از لاغر شدن احساسات من نتیجه افکار من و افکار من نتیجه ورودی های ذهن من هست پس برای لاغر شدن باید ورودی های ذهنم کنترل کنم بهش جهت بدم نشان بدم چقدر لاغری ساده و طبیعی باید لاغری براش مساوی با لذت باشه . تضاد ها مثل چاقی  در زندگی ما هستند تا مابهتر خواسته خودمون بشناسیم تا زندگی مورد علاقه خودمون پیداکنیم و زندگی کنیم اون طور که میخواهیم . در پناه خدا شاد و متناسب و سلامت باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 210 کلمه

      من از وقتی یادم میاد لاغر بودم اصلا فکرشم نمی کردم یک روز بخوام به فکر رژیم بیفتم …ولی از بعد بارداری دوسالی هست که چاقی کابوس من شده و به خاطرش کلی افسردگی گرفتم و….من به خاطر اینکه بدنم ضعیف بود نمی‌تونستم غذا خوردنم رو کم کنم و رژیم بگیرم.. از طرفی به خاطر بچه کوچیک هم امکان ورزش و پیاده روی نداشتم …واسه همین همون‌جوری موندم. ولی خیلی از لحاظ روانی به هم ریختم و خودمو سرزنش میکردم . یه روز یکی از فامیلهامونو دیدم که خیلی لاغر شده بود .گفت رفتم یه دکتری که روشش ذهنیه …برامن هم تعجب داشت و هم جالب بود . خیلی دوست داشتم برم پیش اون دکتر ولی راستش هزینه اش بالا بود و برامن سخت بود. همین جوری یه روز توی اینترنت جستجو کردم که شاید بشه چیزایی از اون روش بفهمم که با اینجا آشنا شدم. خیلی خیلی خوشحال شدم وقتی دیدم آموزش رایگان داره. واقعا استاد عالی هستن. و سخنی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. من باور دارم که با این دوره ها حالم عوض میشه . نه فقط برای لاغری برای کل زندگیم و حال خوبم به استاد قول میدم بمونم و با نتیجه ای که میگیرم و دعایی که براشون میکنم لطفشونو جبران کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 6 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5981 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 27 کلمه

        سلام و درود
        خوشحالم در سرزمین لاغرها همراه من هستید و خدا رو شکر که احساس بهتری داری 😊
        انشاالله نتیجه عالی می گیرید
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        امتیاز کاربر: 28932 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        محتوای دیدگاه: 83 کلمه

        سلام دوست خوبم من او 

        میخواستم بهتون تبریک بگم  وهمین طور خوش آمد بگم بخاطر ورودتون به گروه تناسب فکریها خیلی خوش اومدید ومیخواستم بگم من هم مثل شما از دوران بارداری چاق شدم وبعد از ۱۷ سال عضو این گروه شدم اما خدارو شکر میکنم که شما بعد از دوسال عضو گروه ما شدید واین کم چیزی نیست هر کسی نمیتونه این شانس یا هر چیزی که اسمش میذارید بدست بیاره تبریک صد تبریک به شما دوست عزیزم به گروه ما خوش اومدید 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 0
          محتوای دیدگاه: 13 کلمه

          ممنون از لطفتون ان شالله که بهترین اتفاق ها برای هممون رقم بخوره 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 558 کلمه

      سلام به جناب عطار روشن گرامی و دوستان عزیز: من سال 99 فکر میکنم آبان ماه بود که نامزدی بودم و از رژیم و ورزش کردن حسابی کلافه شده بودم چون میخواستم لاغر بشم و توی لباس عروس زیبا بشم توی نت سرچ کردم لاغری بدون رژیم گرفتن که یهو سایت تناسب فکری اومد بالا خیلی برام جالب بود وارد شدم و یکم از مطالب سایت خوندم تا رسیدم به یه قسمتی که نوشته بود 12 گام رایگان اولین گام رو دانلود کردم و با اشتیاق نگاه کردم اینقدر با همون یه دونه کلیپ تحت تاثیر قرار گرفتم که 11 تای دیگشم دانلود کردم و دیدم ولی بعد از اون بازم سر در گم بودم که من یکماهه درگیرم پس چرا لاغر نشدم دوباره به سایت مراجعه کردم دیدم یه قسمت به اسم محصولات هست و خریدنی هست خلاصه به دلیل یه سری مشکلات مالی گفتم نه زیاده نمیتونم بخرم و کلا از سایت اومدم بیرون و بعد از مدتی همون رایگان هارو هم از گوشیم پاک کردم و شروع کردم به رژیم گرفتن و پیاده روی چند کیلویی کم کردم ازدواج کردم و بعد از ازدواج 9 کیلو وزنم بیشتر شد و کلا افسرده شده بودم هر روشی هم بقیه میگفتن انجام میدادم تا اینکه همسرم گفت من بچه میخوام و به پزشک مراجعه کردم و پزشک بهم یادآوری کرد که وزنت اصلا مناسب بارداری نیست و باید لاغر بشی من از فردای اون روز با اینکه خیلی عصبی بودم نمیدونم چی شد چرا و چطور دوباره به خودم گفتم چرا به این فکر نمیکنی که همه مشکلات تو از ذهنت و فکر منفی چاقیت هست و از اونجایی که پیج استاد رو داشتم وارد پیج اینستگرامش شدم و تمام اون فایل های رایگانی که قبلا گوش داده بودم رو دوباره و با دقت بیشتری گوش دادم و چند روز طول کشید حس کردم دیگه نمیتونم پا پس بکشم وارد سایت شدم ثبت نام کردم به جای اینکه مستقیم برم سراغ محصولات رفتم سراغ 100 گام و امروز اولین روز من گذشت و خیلی حس خوبی دارم و همین جا به خودم به وجود خودم قول میدم تو این مسیر تمام تلاشم رو بکنم و به فکر نتیجه نباشم به فکر حال خوب باشم دیگه بارداری و خوش هیکل بودن بخاطر نمایش دادن به بقیه برام اهمیت نداره ادامه میدم که حالم خوب بشه و هیچ بهانه ای ندارم برای اینکه انجام ندم و اینم بگم که همسر من فردی لاغر هست و از اون دسته هست که زیاد میخوره اما ذهن لاغری داره و در اون سالی که من با سایت آشنا شدم منو مسخره میکرد که بابا ول کن این حرفا چیه تو از بچگی چاق بودی و چاقی بهت میاد فلان و من به واسطه همون حرفا هم سرد شدم و امروز هم بعد از دو سال وقتی دید من دوباره وارد این سایت شدم و خیلی بیشتر از قبل پیگیرم با تعجب گفت تو واقعا فکر میکنی این چیزا نتیجه میده تو با رژیم لاغر نشدی با این فایلها لاغر میشی این دفه نمیدونم چرا ولی اصلا سرد نشدم و بیشتر مشتاق شدم چون باور دارم به این مسیر درست هدایت شدم و نه تنها به خودم به همسرم و بقیه کسانی که چه چاق هستن چه نیستن به مرور زمان ثابت میشه لاغری با قدرت ذهن فقط دستان خدا هست و بس ممنون از صحبتهای معجره گر شما استاد عطار روشن گرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 28932 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        محتوای دیدگاه: 46 کلمه

        سلام ندا خانم خیلی خوشحال میشم وقتی عضو جدید برخورد میکنم وخدا رو شکر میکنم که به این مسیر الهی آشنا شدید درست اومدی به قولت پایبند باش وهمین جا بمون مطمئنم که نتیجه فراتر از انتظارتونو میگیرید تبریک میگم وخوش اومدی به گروه تناسب فکری 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 0
          محتوای دیدگاه: 62 کلمه

          سلام عزیزم ممنونم از نگاه زیبات نسبت به دیدگاه من بله نتیجه عالی گرفتم در 40 روز 6 کیلو وزن کم کردم و 6 سانت از دور کمرم و شکمم کم شده و همچنان در حال کم شدن هستم وعاشق این مسیر شدم و همیشه دیدگاهای شما رو در مسیر لاغری میبینم لذت میبرم از موفقیت هاتون و انگیزه میگیرم موفق باشید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zhrardamyyn6@gmail.co
      1401/03/29 15:28
      مدت عضویت: 795 روز
      امتیاز کاربر: 145 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 231 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستانی که تازه با این سایت آشنا شدن 

      من از مهر ماه 1400 با این مسیر و این سایت آشنا شدم و من 17 سالم بیشتر نیست و مسلماً کسی به سن سال من هیچ درآمد و سرمایه آنچنانی نداره 90 درصد افراد تا سن 20 سالگی سرمایه خاصی ندارن و من وقتی وارد سایت شدم اول با دوره رایگان 12 گام شروع کردم و وقتی تموم شد احساسات من تغییر کرده بود رفتار غذاییم به کل عوض شده بود اصلا پرخوری از یادم رفته بود و چون استاد تاکید داشتن حتما چند بار از دوره 12 گام استفاده بشه تا 4 ماه پشت سر هم تکرار کردم و تا 4 ماه اصلا وزنم یا سایزم کم نشد اما بعد 4 ماه شروع شد و وزن کم میکردم و الان که خرداد 1401 هست من از 60 کیلو گرم به 51 رسیدم و الان میخوام پر قدرت تا از قبل به شروع کردن مسیر 100 گام بپردازم. میخواستم به همه شمایی که فکر می‌کنید نمیشه با دوره رایگان به جایی رسید بگم که من فقط ده گام رایگان رو تا الان تکرار کردم و منی که با تمام روش های لاغری رایج فقط در حد چند گرم کم میکردم تونستم حدود 9 کیلو کم کنم و مطمئنم که وقتی به درستی 100 گام رو به پایان برسونم به هدف  خودم خواهم رسید. موفق باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 22 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5981 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 120 کلمه

        سلام و درود
        از اینکه در جمع شگفتی سازان هستید خوشحالم و به شما تبریک می گم
        از خوندن نوشته و نتایج شما لذت بردم
        من در سن ۳۵ سالگی تازه یاد گرفتم که چطور با قدرت ذهن می شه لاغر شد و این همه زندگی من دگرگون شد
        تصور کنید شما که ۱۸ سال زودتر از من با این مباحث آشنا شدید چه نتایج عالی تجربه خواهید کرد.
        از اینکه می بینم افراد با سن کم به این شکل عالی در مسیر تغییر کردن و اصلاح افکار و نگرش های اشتباه ذهنشون هستند لذت می بردم و خدا رو شکر میکنم که روز به روز داره انسانها آگاه تر می شن و اصل رو از فرع تشخیص می دن
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار الهام خضرلو
        1401/03/30 09:23
        مدت عضویت: 1787 روز
        امتیاز کاربر: 20493 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 62 کلمه

        سلام دوست عزیزم 

        ایول آفرین به تو عالی عمل کردی واقعا تحسین برانگیزه 

        از همون اولش فهمیدی که باید تکرار کنی ادامه بدی 

        من چهار ماهه تو دوره بودم دیگه بعدش انگیزه ام کم شده بود فکر میکردم یه دور دوره رو گوش بدم کار تموم هست 

        آفرین واقعا از شما باید یاد گرفت چقدر لذت بردم از این همه ذکاوت واگاهی و معرفت 

        موفق باشی عزیزم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار من میتوانم
        1401/05/10 13:07
        مدت عضویت: 1615 روز
        امتیاز کاربر: 10028 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 99 کلمه

        سلام دوست عزیزم چه قدر برات خوشحال شدم که ادامه دادی و چیزی که وجود نداشت رو باور کردی و انقدر ادامه دادی تا نتیجه گرفتی .

        برات آرزو می کنم که در ادامه مسیرت هم همین قدر مصمم و با انگیزه باشی.

        در سنی هستی که بی هدف بودن یا ندونستن و نداشتن هدفی برای زندگی مشخصه ی بیشتر هم سن و سال های توست ولی تو برای خودت و برای زندگیت مسیری داری که هرروز طی کنی و لذت ببری.

        همینطوری ادامه بده و مطمئن باش که روزهای خوب آینده از قدم هایی که امروز بر میداریم ساخته میشه.

        موفق باشی.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradisomaih20@gmail.com
      1401/03/20 14:48
      مدت عضویت: 804 روز
      امتیاز کاربر: 998 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 78 کلمه

      سلام ، استاد عزیزم ، فوق العادس مطالب، حس فوق العاده ای دارم که از اول شروع کردم به خوندن واجرا کردن دوره صد گام، ممنونم که دوباره این دوره را داخل سایت به رایگان قرار دادید که استفاده کنیم، من دارم نکات مهم متن وفایل و برای یاد اوری خودم مینویسم هین گوش دادن وخوندن مطالب، حتا تصمیم گرفتم از این مسیر برای تغییر شرایط وجنبه های دیگه زندگیم کمال استفادمو ببرم از سخنان گرنبهای شما ، 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

        عالی ،انشاالله پر قدرت مسیر رو ادامه میدم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 127 کلمه

      سلام رفقای تناسب فکری 

      چقدر حس خوب حال خوب و انرژی مثبت تو این سایت موج میزنه ،انگار تایمی که اینجا سپری میکنی فارغ از هر دغدغه ایی تو زندگی میشی.

      من نه تنها برای لاغری و تناسب اندام به این سایت میام بلکه وقتی حالم خوب نباشه حسم خوب نباشه بازهم میام و اینجا کلی انرژی خوب و حال خوب میگیرم .

      گویا استاد انرژی خاصی دارن  برای راهنمایی ما که راه درست رو گم کرده ایم .من یک هفته اس با این مسیر آشنا شدم و قدم به قدم پیش میرم .و هر روز انگیزه بیشتری پیدا میکنم برای ادامه دادن .خداروشکر میکنم که این راه رو پیدا کردم و خداروشکر که بهانه ایی ندارم برای ادامه ندادن و چاق بودن. بی بهانه قوی برای ادامه مسیرتناسب فکری👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار moradisomaih20@gmail.com
        1401/03/20 14:50
        مدت عضویت: 804 روز
        امتیاز کاربر: 998 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        دوست عزیز بله باهاتون موافقم منم کلی انرژی میکیرم وقتی میام از مطالب استفاده میکنم ، 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 0
          محتوای دیدگاه: 9 کلمه

          سلام دوست عزیز 

          موفق سلامت و در پناه خدا باشید….🙏🤲❤️❤️❤️

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1401/01/24 20:50
      مدت عضویت: 1517 روز
      امتیاز کاربر: 6887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 32 کلمه

      سلام استاد . وقت عالی به خیر

      میشه چندتا کتاب درمورد مباحث ذهنی وعملکرد ذهن معرفی کنید ؟

      به مباحث ذهنی علاقه دارم اما نمیدونم از چه کتابی شروع کنم ؟

      ممنون میشم راهنماییم کنید؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5981 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        سلام و درود
        از نوشته های باورساز در بخش تغییر زندگی شروع کنید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1401/01/24 19:33
      مدت عضویت: 1517 روز
      امتیاز کاربر: 6887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 557 کلمه

      سلام

      الان که دارم این تمرین رو مینویسم مامانم بیرون بود واومد خونه . سرصحبت باز شد که عمه ات را دیدم که ازپشت سر داشت میرفت و من نشناختمش ازبس لاغر شد .

      وقتی ازکنارش رد شدم دیدم خودشه . وقتی دلیل لاغریشو پرسیدم گفتش پاهام درد میکرد و رفتم دکتر و دکتر گفت تنها راه خوب شدن پاهات اینه که وزنتو بیاری پایین .

      والان با اینکه وزنش رو آورد پایین وشده ۸۰ کیلو ولی همچنان پادرد داره .

      و من به مامانم گفتم اون وزن جسمش رو آورد پایین درحالیکه فرمول چاقی تو ذهنشه .

      البته کم وبیش دلیل لاغرشدنم و لاغری باذهن رو مختصر ومفید به مادرم زیرکانه درگفتگوهای روزمرم میگم . 

      بعدش گفتم مامان جان عمو حسن سوپری رو میشناسی اون صبح تا غروب داخل مغازه نشسته اما لاغره وتحرکی هم نداره .

      یا حسین آقا که کارمند بهداشته . صب تو بهداشت کارمیکنه عصر داخل مغازه نشسته وتحرک نداره ولاغره .

      چون شماها فکر میکنین کم تحرکی باعث چاقی میشه خوب چاق میشین .

      اوایل دوره که میگفتن منو خرافاتی میدونستن . اما الان متوجه شدن جلوچشمشون همه چی میخورم باشگاه نمیرم تحرک ندارم و روزبه روز لاغر میشم .

      الان ایمانشون بیستر شده ومامانم یه جورایی متوجه شده که این حرفام درسته .

      گفتم مامان جان اگه تو میخای سرنوشتت مثل عمه نشه این خرافات که کم تحرکی باعث چاقی میشه و… رو قبول نکن .

      واون چون دیده من لاغرشدم یه کم باورش شده و مثل قبلا اصلا واکنش نشون نمیده .

      برمن ثابت شده اگه وزن جسمم رو ۳۰ کیلو  هم بیارم پایین با رژیم و… ولی چون فرمول چاقی تو ذهنمون هست پادرد و ‌.. همه سرجاشه .

      حالا یه مطلب جالب اینه که 

      عمه هام الان ۷۰ وخوردی سالشون هست و تقریبا یه ۲۰ یا ۳۰ سال پیش همه عاشق عمه هامون بودیم چون تپل بودند وصورت پهن وقرمزی داشتن و دوست داشتنی بودن .

      وهرموقع از زیباییشون تو خونه میگفتیم بهمون میگفتن اونها غذای خوب میخورن واینقدر شاداب وزیبا هستن.

      ولی آخر عاقبت تپلی همینه . البته اینا رو به خودم میگم چون به جای اینکه به لاغرها بگم لاغر مردنی بگم لاغر سلامتی .

      چون من لاغر ندیدم کبدش چرب باشه . قندخون بالا و درد زانو وفشار بالا و… باشه . البته اون لاغرهایی رو میگم که خودشان لاغرن . نه اینکه چاق بودن و مثل عمه ام با رژیم وزنش رو آوردن پایین .

      پس وقتی بدونم آخر عاقبت چاقیه اینه . دیگه عذر و بهانه ای برای ادامه ندادن در این مسیر شگفت انگیز نمیمونه .

      یه چیز میگم نخندین بهم .

      همین الان به دقیقه نشده باز سوتی دادم .

      پدرم بیرون بود اومد خونه میگه اردک ها رو میخام بزارم داخل انبار نمیرن .

      گفتم خوب نرن . بزار داخل باغ بمونن.

      گفتش یه گربه سیاه هست اونها رو میبره.

      من اون گربه سیاه رو میشناسم وهمش میبینمش.

       منم ناخوده آگاه گفتم اون گربه رو میگی اون که لاغرمردنی هست اون میخاد اردک ها رو ببره .

      بابا گفتش آره اون رواونجوری نبین میبره اردک ها رو .

      من یهو خندم گرفت اینهمه کامنت برای کی نوشتم چقدر ذهنم خرابه .

      چقدرتصویر بدی ازلاغرها دارم. مردنی ‌ ضعیف . ناتوان .

      بعدش البته پدرم گفت اینطوری نگاهشون نکن میبرن اردک ها رو .

      توذهنم گفتم نگاه کن لاغرن و قوی هستن وتوانایی حمل یک اردک سنگین رو هم دارن .

      پس قوی بودن به چاقی نیست .

      امان از فرمولهای ذهنی . که بد جاخشک کردن تو ذهنمون .

      حالا خوبه حواسم هست . وشناساییش کردم .

      واین مسیر زیبا همچنان ادامه دارد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار adelehreyhani93@gmail.com
        1401/02/18 21:58
        مدت عضویت: 850 روز
        امتیاز کاربر: 157 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        دوست عزیز واقعا به نکته خوب و عمیقی اشاره کردی

        امان از فرمولایی که اوت ته مه ها هستن و همیشه و همه جا حضور دارن… خیلی باید رو باورهامون کار کنیم

        🙏ممنونم عالی بود نظرتون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      1400/12/16 23:11
      مدت عضویت: 1306 روز
      امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,357 کلمه

      به نام خدایی که انتخابم کرد 

      به زمانبندی خداوند اعتماد دارم 🦋

      سلام و درود دوستان مشتاق زیبایی

      بهانه بی بهانه …تکرار (۲)

      تفاوت بین افراد موفق و ناموفق در نگرش اونها به بهانه هاست افراد موفق از نگرش بهانه بی بهانه استفاده می کنند و افراد ناموفق همیشه بهانه هایی دارند مثلا شرایط اقتصادی و سیاسی و عدم ناتوانیشون و تا ابد با این نگرش ناموفق خواهند ماند.

      اصولا افراد ناراضی همیشه بهانه دارند و ناسپاسند چون حالشون بده احساسشون پر از خشم و نفرت و حسرت برای چیزهایی که ندارند.

      همه افراد چاق از شرایط جسمیشون ناراضی هستند و دلایلی برای چاقی خود دارند ولی یک دسته بهانه های زیادی برای لاغر شدن دارند و اما دسته دیگر بهانه ای برای لاغر شدن ندارند و سعی دارند تمام بهانه های خود را رها کنند و در نهایت به رویای لاغری خود می رسند.

      پذیرش چاقی یا چیزی که ازش متنفر هستی کار آسونی نیست ولی اگر به دلایل چاق شدن شناخت پیدا کنی احساس آرامش می کنی و متوجه قدرت ذهن خودت و البته حق انتخابت میشی و به راحتی و به مرور این پذیرش بیشتر میشه .کشف دلیل چاقی تنها چیزی بود که هیچ کارشناس و پزشک تغذیه ای بهش اهمیت نمی داد و همه سعی داشتند برنامه ای طبق دانش خود به ما ارائه بدهند و تآکید کنند که باید مو به مو عمل بشه !…

      ✨هیچ اضافه وزنی در برابر قدرت ذهن ما توااان استقامت و ماندگاری ندارد🤩

      اگر نفس می کشیم حتما می توانیم لاغر شویم 

      خیلی وقتها صحبت از دل میشه اما دل یعنی آنچه ما احساسش می کنیم یک بیکرانگی در وجودمون .

      و از طریق ورودی های ذهنمون که چشم و گوش ما هستند تغییری در احساس ما و درواقع دل ما به وجود میاد یعنی دل (اعماق وجودمون )یا حتی قلبمون که فیزیکی هست هیچ دسترسی به پیرامون ما نداره و البته ما با دریافت آگاهی از بیرون بر روح و جسم خود تأثیر می زاریم .

      زمانیکه به شناخت بیشتری میرسیم به حق انتخاب خود تهمیت میدیم به ورودی های ذهنمون و هر آنچه که حالمون را خوب یا بد می کنه و البته در مسیر آموزشهای ذهنی به مرور یاد میگیریم که بیشتر در لحظه زندگی کنیم چون لذت و رهایی زندگی در لحظه حال هست و چون به کمی شناخت رسیدی می دونی گذشته را باید رها کنی تا بتونی یک آینده خوب بسازی و از طرفی دوراندیش نیستی چون می دونی هیچ تضمینی وجود نداره که فردا باشی!…

      خیلی وقتها کاری دوست داریم انجام بدیم یا چیزهایی دوست داریم داشته باشیم اما شرایطش نیست !مثل رفتن به مسافرت یا نقل مکان به خونه بزرگتر و یا حداقل بازسازی خونه فعلی !…اما وقتی دوست داری ولی نمی تونی باید فشاااار تحمل کنی !…

      در حدود شش ماه گذشته تا این اواخر سر موضوعات مختلفی تحت فشار بودم و نمی تونستم بپذیرم دائم خودم یا همسرم را مقصر می کردم خیلی وقتها می دونستم باید رها کنم ولی از درون مثل کنه چسبیده بودم چندبار هم رها می کردم اما منتظر بودم اتفاق بیفته بنابراین چند هفته بعد باز قد الم می کرد !…چندبار بدجور از خدا شاکی شدم بعد همسرم را مقصر دونستم و گفتم اگر نمیشه چون نزدیکانم در مسیر من نیستند و باورها و انرژی منفی اونها همه چیزو خراب می کنه خُب خیلی هم هربار درس گرفتم اما سریال من شده بود که هر بار داشت کمرنگتر می شد و کم کم دارم متوجه میشم که تنها قدرت خداست و هیچ کس نمی تونه مانع رسیدن من به حق الهیم بشه با خودم فکر می کردم من که هرروز دارم روی خودم کار می کنم پس چرا چند خواسته و اولویتم هنوز اجرایی نشده یعنی خدا زمان لازم داره !؟..یعنی من لایق نیستم!؟گاهی می گفتم چون عجول بودم ولی این خواسته های یکسال پیشه منه صبوری تا کی اتفاقا دور از دسترسم نبود برام فقط انگار نمی خواست باشه تا اینکه دیروز یک کلیپ تصویری دیدم از جوول استیون:

      اگر هنوز به خواسته ای نرسیدی به این معنا نیست که نمی رسی یا مال تو نیست بلکه زمان لازمه که در درون تو تغییراتی ایجاد باشه و کاملا آماده دریافت باشی و انگار یک تلنگر به من خورد👌مرحله ای که متوجه بشی انقدر تو شکوهمندی که هیچ کدوم از این خواسته هات نمی تونه بر تو غالب بشه یا به تو چیزی بده اگر یه روزم نداشتیشون تو باز همان شکوه و جلال را خواهی داشت یعنی درک مقام شاهزاده ‘!…

      می خوام صادق باشم که خداوند در درون به من ثروتی داره هرروز عطا می کنه که با هیچ چیز قابل قیاس نیست ثروت شناخت و درک من کیستم !؟…

      اما موضوع اینه که هرروز واقعیت جلو چشمته چاقی و …اما دارم یاد می گیرم هنر ضدضربه شدن و هنر شدشد نشد نشد!…حتما با استمرار و تکرار هرروز یک گام جلوترم و می خواهم به زمانبندی خداوند اعتماد کنم .

      خیلی از ماها زندگی را متوقف می کنیم تا اون روزی که به خواستمون برسیم بارها گفتم می خوام عکس آتلیه بندازم اما هزار تا بهونه آوردم و اینکارو نکردم الآن چاقم با این لباسها هم نمیشه اگرم بخوام بخرم سایز دلخواهم اندازم نیست یک سری لوازم آرایشی جدید هم می خوام شرایط مالیش هم باید در نظر گرفت !…در نهایت دنبال نکردن علایق و لذت آنی میشه افسردگی و حال بد و جسم ما تمایلی به بهبود شرایط نداره !…و از همه مهمتر گرفتن حق انتخاب از خود …

      در دیدگاه دوستی خوندم که افراد چاق بسیاری هستند که لباس رنگ شاد می پوشند و از خودشون عکسهای خوشگل می گیرند آیا از چاقیشون راضی هستند؟نه فقط دارند در لحظه زندگی می کنند و یکی از این افراد چاق و موفق را میشناسم که مربی فستیوال و جز داوران اروپا هست و کارهای متد روز ابرو انجام میده !…این افراد عزت نفس بالای دارند و زندگی را متوقف چاقی نمی کنند (و به نظرم بهترین کار انجام دادن همون کاری هست که تا حالا منتظرش بودیم لاغر بشیم این یعنی قدرت منم و حق انتخاب با منه !)

      ✨برای اینکه بتونیم به خودمون کمک کنیم باید احساسمون خوب باشه و اولویت زندگیمون حال خوب خودمون باشه و در صورتبکه شرایط را همانی که هم اکنون هست بپذیریم و از وجود هزاران نعمتی که در اختیارمون هست لذت ببریم میتونیم سپاسگزار باشیم وقتی ناراضی هستیم زیاد شکایت می کنیم همه شرایط و آدمهای اطرافمون را مقصر می دونیم و نتیجه میشه استپ کردن خودمون و جا موندن از زندگی …

      به نظر منم رسالت آدمی از رنجش شروع میشه و همون رنجها میشن گنج فردی مثل استاد از کودکی با چاقی دست و پنجه نرم می کردند و همه جور شرایط چاقی را تجربه کردند و یک روزی شدند مدرس لاغری !…یک نویسنده ترکی از سخنان مولانا صحبت می کرد و می گفت هرکجا درد باشد درمان همانجاست !..

      مثلا وقتی دستتون آغشته به رنگ توت سیاه میشه با همون برگ درخت توت پاک میشه !..یا وقتی برای نون پختن آرد به دستت میچسبه با همون خمیر از دستت جدا میشه !..و چقدر جالب و قابل تأمله وقتی تونستی با عشق توی چشمهای دردهات نگاه کنی برای همیشه حل میشه وگرنه بارها مثل سریال تکرار می شوند یک دوست نوری دیگر هم یک جمله قشنگ استوری کرده بود اینکه کارما درمان دردهای ماست میاد تا ما خودمون را درمان کنیم🔥

      برای اینکه به هدفمون برسیم باید بهانه ها را کنار بزاریم خیلی ها فکر می کنند چیزی که رایگانه بی ارزشه اما یادت باشه نفس کشیدن هم رایگانه ولی کسی قیمتشون میدونه که آخرین نفسهاشو میکشه🔥

      به لطف یکدانه ام برای بار سوم این دوره را شروع کردم همین ۱۰روز پیش که گام صد بودم متوجه شدم من باید برای آرام صحبت کردنم (شمرده و آهسته صحبت کردنم )آرام راه رفتنم و فعالیتهای روزانه ام تعادل در روابطم و استمرار در کارهام یعنی صبور شدن و پذیرش آنچه که هم اکنون نیست هزاران الگوی رفتاری افراطی و تفریطی درمان بشم !؟…و در مدتی که صدگام را گذروندم حدود۵۰٪تغییر و تحول در خودم حس می کنم پس خدای من به بخشهای وجودم آگاهتره و بهترینها را برام می خواد .

      خیلی از افراد به این مسیر اطمینان ندارند همچنان دنبال راه و روشهای دیگرند گاهی در مسیر هستند و گاهی رها می کنند و تا زمانیکه مطمئن به مسیر نشی نتیجه ای دریافت نمی کنی به لطف خداوند از مرحله عبور کردم مطمئنم که تنها روش لاغری مطمئن ذهنی هست و شناسایی الگوهای چاق و اصلاح کردنشون با الگوهای طبیعی و اورجینال لاغری اما امروز منفی باف یه جوردیگه سروکله اش پیدا شد .

      ناگهان فایل تصویری یکی از اساتید موفقیت را دیدم که تغییر جسمی چشمگیری داشت از حالت چاقِ چاق به حالت لاغر و اون هم در مدت ۳ماه !…فکم افتاد …منفی باف شروع کرد تو هم باید در صدگام گذشته تا این حد لاغر میشدی بیا برو دوره اون استاد و …اما نیروی درونم بهم یادآوری کرد لاغری با ذهن زمان تعیین نمی کنه و برای هر فردی نسبت به درک محتوا متفاوته (گول تبلیغات زمان را نخورید!)

      از جائیکه برای اون استاد عزیز احترام قائلم و می دونم اهل دروغ هم نیست کمی با منفی باف کل کل کردیم .

      گفتم ایشون بالای ۱۵ساله دوره برگزار می کنه و انقدر ذهنش پاک هست که بتونه درک محتوای بالایی داشته باشه و این زمان برای شخص ایشون بوده ولی من شاگردم و محتوای ذهنیم زمان بیشتری لازم داره تا پاکسازی بشه از طرفی گول شاخه به شاخه شدن را نمی خورم قبلا کلاهش سرم رفته و از طرفی دیگه من تعهد دادم و باید به حرف خودم و حق انتخاب خودم احترام بزارم و اما نکته اگر یک استاد خوب موفقیت دیگه تونست با روش ذهنی لاغر بشه مسیر 💯درسته آخ جوووون منم می تونم راهم درسته و به صورت ماندگار و همیشگی همسو با ذات الهی ام 😍

      درسته واقعیت جلوی چشمم هرروز چاقیه اما در نهایت قدرت با منه امروز خیلی نوشتم و فکر کردم اگر بلال حبشی از دید چشم سر ما یک سیاهپوست زشت و ندار بود اما خداانتخابش کرد که او اذان بگه نور چشمی خدا شد و نامدار👌 

      پس خدا کاری به لباس تنم مقامم یا پولم نداره اگر من چاقم باشه مهم اینه که خدا انتخابت کنه و این توامندی و لیاقت را در تو ببینه مهم اینه که خدا فرمانت بده برای یک کار مقدس و جهانی پس انقدر ادامه میدم تا دیده چاقی حالمو بد نکنه تا با عشق تو چشاش نگاه کنم و بگم عاااشقتم .

      درود بر محمد(ص) و بلال حبشی ❤️

      یک باور و الگوی مخربی در ذهن خیلی افراد هست و عااادت کردن به رنج هست خیلی خطرناکه خیلی خطرنااااکه!… 

      خیلی از افراد به رنجهاشون عادت می کنند افراد زیادی در روابط عاطفیشون هرروز تحقیر و سرزنش داد و دعوا و شکایت و کلانتری را تجربه می کنند ولی براشون عادی شده !…

      یا با دردو رنج چاقی زندگی می کنند و براشون عادی شده حتی بی پولی دیگه بیخیال شدند تسلیم شدند و خودشون را ضعیف و بی دفاع و مظلوم می دونند.

      باید تمام بهانه ها را کنار گذاشت و تنها یک دلیل داشت تنها دلیل زندگی موفق شدنه لاغر شدنه شاد بودنه ثروتمند شدنه و روابط خوب را تجربه کردن 

      قبل از اینکه چاق بشیم انتظار چاقی در ذهنمون شکل گرفته و الآن هم باید برای لاغری انتظار لاغری در ذهنمون شکل بگیره و برای این کار هرروز با استمرار در مسیر لاغری با ذهن و دریافت محتوای آموزشی چاقی را از ذهنمون پاک می کنیم تا وقتی دلیل برای چاقی داشته باشیم نمی تونیم انتظار لاغری از خود داشته باشیم !…

      سالها فقط دیدیم و شنیدیم و پذیرفتیم و دلیل داشتیم که این آدم یک مقامی داره و فلان برای هیچ کاری تحقیق نکردیم ترسیدیم خودمون تجربه کنیم و یه جوری ذهنمون را به حالت نمایشی عادت دادیم یادم میاد بارها در مدرسه از معلمها می شنیدم که چرا مغزتون را به کار نمی اندازید چرا آکبند گذاشتین و مثلا فردی مثل انیشتین فقط ۱٪از مغزش استفاده کرده و نابغه شده !؟..شبها با خودم فکر می کردم چه جوری ازآکبندی دربیام یا زور میزدم با چشمان بسته تا مغزم کِش بیاد یا ناامید می شدم و می گفتم من حتما مشکلی دارم هیچوقت کسی پیدا نشد بهمون یاد بده با ورودی و آگاهی صحیح دادن به خودتون و تجزیه و تحلیل فکری مغزتون باز میشه یا بارها می گفتند مطالعه کنید اما برای چی !؟یا اصلا چی بخونیم !؟…شاید همین سئولات در نوجوانی باعث شد امروز به لطف خداوند هدایت بشم و اینجا باشم در مورد چاقیمون هم همینطور بوده یک نفر گفته کم تحرکی باعث چاقی میشه پذیرفتیم فردی دیگر گفته خواب زیاد پذیرفتیم جای دیگه گفتند ارث و ژنتیک و پذیرفتیم ….از کجا این حرفها در اومد !؟..اصلا چرا من باید قبول کنم وقتی در افراد ضدونقیضه !؟…

      با شناخت بهتری که امروز در این مسیر دارم متوجه هستم که به خاطر قبول کردن و توجه کردن یک سری دلایل بی پایه اساس همچنان چاقم ….

      فرمولی که مسافرت چاق می کنه!؟..پس اگر اینطوره باید تمام خلبان ها و مهماندارهای هواپیمایی یا راننده کامیونهاچاق باشند اگر من حق انتخاب دارم و قدرت منم چطور زمان و مکان میتونه بر من مسلط باشه اونم وقتی هر آنچه در آسمان و زمین هست تا ابد رام و مسخر آدم قرار داده شده است ؟!…

      وقتی یه کاری می کنم باید چیزی بخورم چون انرژیم سوخته !؟…

      اگر اینطوره پس افرادی که کارهای پر انرژی دارند مثلا در معادن کار می کنند یا حتی افرادی که باربرهستند باید همیشه سر یک سفره رنگین باشند ۵دقیقه کارکنند و نیم ساعت بخورند!؟…

      هنوز فرمول خوردن چاق میکنه در ذهنم هست ولی نه  به شدت روز اول و این یعنی امیداوری یعنی تغییر و آسودگی …

      اوایل که به مسیر آموزه های ذهنی هدایت شده بودم تمام آرزوم این بود که بتونم فرمولهای ذهنیمو شناسایی کنم هرروز از خدا طلب می کردم و در جستجو بودم امروز پس از دوسال خیلی به نجواهام آگاهترم و خیلی ظریف مو را از ماست می کشم اما امروز منفی باف می گفت حالا چه طور اصلاح کنی کلی وقت میبره کلا همش با زمان روی اعصابم میره !…

      و اینحا از جمله ارزشمند خانم فلورانس اسکاول شین استفاده کردم با عمق وجود درخواست کردم سپردن بار به خدا ….و به خداوند اعتماد دارم .

      به اراده و لطف خداوند می خواهم می توانم می شودو تمام راههای شگفت انگیز بر من گشوده می شوند 

      خدایا سپاااااسگزارم 

      خدایا عااااشقتم ❤️

      درود بر استاد که بذر ایمان در دلم کاشت 

      هم مسیری های متعهد و پرانرژی همواره با ایمان به خدا و خودتون در مسیر تغییر کردن باشید 🍃🌸 

        

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rashin.hassas@gmail.com
      1400/12/04 12:46
      مدت عضویت: 936 روز
      امتیاز کاربر: 236 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      سلام خدمت استاد و همراهان عزیز

      من دارم از دوره های رایگان استفاده میکنم و تمام تلاشمو میکنم تا برسم به آنچه دوست دارم 

      این مطلبو که گوش کردم جقدر برام عینی بوده 

      قرار بود امسال برم پالنو بخرم ولی دیدم کمی چاق شدم گفتم به هیچ عنوان نمیخرم احساسم بده حالم بدتر

      الان با گوش دادن این فایل بخودم قول دادم هر بهانه ای ممنوع 

      واقعا ممنونم که هر وقت گیر میکنم و با تضادی روبرو میشم فایلی پیش رو دارم که منو از سردرگمی رها میکنه

      خداروشاکرم که تو مسیر کسب آگاهی هدایت شدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 42375 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      سلام استاد عزیز
      خسته نباشید
      خیلی جالب بود این مطالب
      یه جایی نوشته بودید:
      گله و شکایتهای من از خدا تا ۳۵سالگی ادامه داشتکه به لطف خدای مهربان با موضوع قدرت ذهن و تغییر زندگی آشنا شدم.
      منم ۳۵ هستم و خیلی حس جالبی داشتم وقتی این رو گفتید
      انگار از این به بعد گله و شکایت منم تموم میشه 🙂
      شکر خدا منم هدایت شدم.
      این جمله عالیه که هیچ اضافه وزنی در برابر قدرت ذهن توان استقامت و ماندگاری ندارد.
      قدرت ذهن من هر میزان اضافه وزنی را از بین میبرد.
      بازم ممنون از وقتی که گذاشتید استاد گرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      1400/11/20 09:46
      مدت عضویت: 1384 روز
      امتیاز کاربر: 6179 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 541 کلمه

      بی بهانه 

      یعنی ورود با تعهد برای بودن درهدف و تغییر کردن من ازجمله آدمهایی بودم که همیشه راهی برای شکایت کرد ن ازوضع خودم داشتم ازچاقی ازبیماری و.‌‌..حتی چندباربیشترهم اومدم توی سایت واز اینکه چه اتفاقاتی برام افتاده اینکه تو نوشتن مشکل دارم و حتی درمورداینکه دوره پولی رونتونستم بخرم اما بالاخره میخرم گفتم ودرکل فک کنم هم استاد هم بچه های تواین مسیر گوششون پرشده از این حرفا اماباین حال ازوقتی که ادامه دادم هرچند گاهی واقعا شک میکردم به این که نکنه  من دارم اشتباه میکنم وقتی نوشته های باورساز روشروع کردم به خوندن آروم شدم و کم  کم لاغرشدن برام اینکه عجله کنم براش کمترشد وتونستم بهترباخودم ورفتارهایی که به نظر خودم چاق کننده هست یااشتباهه کناربیام من چندوقت پیش هم نوشته بودم که با تمرین فایل شش دوره‌ی صدگام تونستم سایزکم کنم و تغییر کنم  بعدازکلی ماجرا وگیر کردن  تو نوشتن در سایت وحش بدی که داشتم دوباره شروع کردم و گفتم ادامه میدم درطی تمرینات باورسازبااینکه انجام می دادم و آروم بودم و احساس می‌کردم که لاغرشدم بااینکه کارهایی نکرده بود دم وحتی وقتی که فکرمیکردم باید دوباره بشینم تکرارکنم وبنویسم  توی نوشتن تو دفترحس خوبی بهم دست میداد وبنابراین هرروز می نوشتم اما بااین حال لایوهای استاد وحرف هایی  که استاد می‌گفت روتاحدودی عمل میکردم اما به نوشتن در سایت که می‌رسیدم حس میکردم یه چیزی کمه دوباره نمینوشتم طول میکشید تا دیدکاهم رو در سایت بنویسم چندروز طول میکشید حس اینکه انگاریه چیزی کم دارم و روهمون میموندم بعداز رفتن به فایلهای تغییر زندگی  وایجادشدن تغییرات بازهم به نوشتن دیدگاه درباره ی لاغری یه حسی بهم دست میداد تااینکه چندروزپیش  درمورد اینکه پله به پله آموزش ها باید طی بشه ازشخص عزیزی که ایشون رو دنبال می کنم درلایوش شنیدم  وتصمیم گرفتم که هراموزشی که دارم می بینم به صورت پله به پله واردش بشم تااینکع تعهدمو دوباره درمسیرلاغری من نوشتم و شروع کردم ودوشب پیش من یکی از لباسها مو دنبالش گشتم و ازادو رهابود وقتی پوشیدمش وقتی نگاهش کردم چیزی تقریبا حدود ده کیلو من کم کرده بودم وقتی مقایسش کردم باقبل چون من  وزن نمیکنم فقط داشتم می‌دیدم وباقبل مقایسش میکردم و اون لباس لباسی بود که به خاطر این که چاق بودم و هروقت میپوشیدمش توخونه خجالت می کشیدم و همش میترسیدم کسی بهم درموردچاقیم  تذکربده و رهاش کردم توکمد امابعدازاینکه اونو پوشیدم واقعا شگفت زده شدم اینکه من حتی زیاد هم درمسیرلاغری من ومبانی لاغری هم تانصفه اما وقتی دیدم که چقدرعالی تغییر صورت گرفته دوباره متعهد شدم که این بارواقعا بهونه ای برای تغییرنکردن نداشته باشم و ادامه بدم ولی من نوشته های لاغری باذهن رومیخوندم و فایل ها روتکرارمیکردم اماموضوع این بود که انگار دارم به خودم زور میدم برای لاغری و وقتی تصمیم گرفتم که آروم آروم خودمو رهاکنم در پذیرش  این تمرینات چون من ذباورداشتم اما عجله داشتم برای تغییر کردن والان بعداز پنج ماه من تقریبا ده کیلو   کم کردم وشایدهم بیشترچون اوایل دوره هم وزن کم کردم اما خاطر عجله داشتن به لاغرشدن بهش توجه نمی‌کردم وهمش به اندازه‌ی اضافه وزنم توجه میکردم  . حالادوباره با اطمینان کامل و بدون هیچ بهانه ای تصمیم گرفتم که لاغربشم ولاغر بمونم وخودمو به خداودرک این آگاهی ها می سپارم باتشکر از شما سپاسگزارم واین با ربدون  تقلا تمرین میکنم و ادامه میدم وباحساس خوب

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سنا سعادت
      1400/11/16 23:51
      مدت عضویت: 1775 روز
      امتیاز کاربر: 347 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      من هم در نامیدی فهمیدم یه چیزی توی ذهنم مشکل هست، ک علی رغم علم به اینکه چاقی مضر هست چرا نمیتونم رژیم بگیرم، وشدیدا لجبازی میکردم باخودمم وبیشتر میخوردم حتی اگه گرسنه نبودم! ک یهو خیلی ناراحت بودم، دعا کردم وتوی نت شروع به گشتن کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatemehamini22101340@gmail.com
      1400/10/27 14:30
      مدت عضویت: 920 روز
      امتیاز کاربر: 254 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      با سلام به استادم

      و همچنین سلام به دوستان 

      در این بخش بهانه بی بهانه ، آموختم که از چاقی خود ناراحت و برای چاقی خود هزار و یک دلیل دارم ، اما برای لاغر شدنم بهانه ای ندارم ،  پس میتوانم لاغر شده و از یک هیکل خوب و پوشیدن لباسهای زیبا و ایستادن بدون ترس مقابل آیینه بعد از سالها لذت ببرم 

      تاکنون یاد گرفتم که بپذیرم ، خود مقصر چنین وضعیتی هستم و اکنون در آن اسیرم

      من میتوانم قفل این قفس را ، با استفاده از ذهن باز کنم  و از پرواز لذت وافر ببرم 

      سالیان سال است  ، که در قفسی که خود ساخته ام ، خود را اسیر کرده ام 

      این دامی است که خود گسترده ام

      من آموختم چون خود ، باعث این وضعیت هستم ، پس تنفر از خود بی معناست .

      من آموختم که ، هر چه بیشتر دلیل چاقی ام را کشف کنم آگاهی بیشتری در این زمینه بدست خواهم آورد ، بیشتر متوجه این خواهم بود ، دلیل اصلی چاقی ام تنها خود خودم هستم .

      من یاد گرفتم که مسولیت این وضعیت را بپذیرم ، اگر چه کار سختی است ولی تنها راه نجات پذیرش این موضوع است

      من باید این معادله را حل کنم 

      چاقی = تنفر

      تنفر = چاقی 

      پذیرش چااقی اولین گام در لاغری من خواهد بود شاید ماه ها و سالها طول بکشد اما مهم نیست 

      من سالهاست که چاق هستم ، این زمان روبرو هم ، روی این سالهای گذشته .

      من مطمئن هستم آگاهی های بیشتری بدست خواهم آورد ، من مطمئن هستم ، برکت این مسیر قسمت من هم خواهم شد.

      من باور دارم که از من حرکت و از خدا برکت خواهد بود ،

      من به قول خداوند ایمان دارم .

      پس بهانه های لاغر نشدن را رها خوام کرد و رویای لاغر شدن را به حقیقت تبدیل خواهم کرد.

       و از لحظه های پیش رو لذت خواهم برد .

      با آرزوی سلامتی برای استادم ،

       و شما دوستان همراه ،

      آرزو میکنم کنار تک تک شما همراه خوبی در این راه باشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sareh.taherii123@gmail.com
      1400/10/24 16:28
      مدت عضویت: 916 روز
      امتیاز کاربر: 292 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 493 کلمه

      سلام آقای عطا روشن

      من امروز اومدم برای شما بنویسم تا بهتون بگم چطور شد که من امروز به سایت شما هدایت شدم ، سه سال پیش من خیلی چاق بودم تقریبا ۸۰ کیلو ، تصمیم گرفته بودم عمل لیپوماتیک کنم و انجام دادم که بعداز عمل تونستم با رژیم که دکتر به من داد به پنجاه و پنج کیلو برسم (که متاسفانه الان ده کیلو چاق شدم و روحیه خوبی قبل از گوش کردن به حرفه‌ای شما نداشتم) بعد از اینکه عمل کردم با یکی از دوستام حرف میزدم که میگفت زن داداشش خیلی لاغر شده همه چیز میخوره اما هردفعه که میبینیش لاغرتر از قبل شده!خیلی ازش پرس جو کردم که چیکاری کرد که اینجوری شد و اون در پاسخ گفت به فایل صوتی که از شما خریده گوش میکنه و لاغر شده ، من زیاد جدی نشماردم !! تا اینکه چند وقت پیش حال خوبی نداشتم ایمانم خیلی ضعیف شده بود یکی از دوستانم به من پاکدستهای Castbox رو معرفی کرد ،هرروز به پاکدست قدرت من هستم گوش میدادم هر فایل رو روزی چندبار!! اینقدر که خدا رو دوباره تو وجودم در همه جای زندگیم احساس کردم! یه روز که تو آینه داشتم بخودم نگاه میکردم با خستگی ناشی از چاقی گفتم خدایا میشه من لاغر بشم اونقدر که خوردن غذا با لذت به من عذاب وجدان نده؟! خدایا اگه تو بخوای میشه !! تا تیکه یه روز تا Costbox عکس شما رو دیدم ، تو دلم امیدوار بودم که همه برنامه هاتون رو بتونم گوش کنم اما همش باز نمیشد ! پیج اینستاگرام شما رو پیدا کردم و از اونجا وارد وب سایت شما شدم ، وقتی دیدم یه دوره رایگان گذاشتین و در اولین فایل تصویرتون می‌گوید فکر کنید که چطور شد به اینجا هدایت شدید! من خدا رو در صدای شما احساس کردم ! چون خدا دقیقا منو به سایت شما رسوند!! ان هم با شروع یک دور رایگان که هیچ بهانه ای نداشته باشم !! میخوام مثل یه آدم نرمال باشم و بدون فکر کردن به کلمه چاقی از زندگیم لذت ببرم ! میخوام بعد از این با یک هیکل زیبا از خودم لذت ببرم بدون اینکه به کلمه رژیم فکر کنم!من در تمام سالهای دوره نوجوانی و جوانیم رژیم گرفتم!! از هر نوع رژیمی که تصور کنید ( شش ماه فقط ساقه طلایی خوردم با چایی!! شبانه روز !! سی کیلو وزن کم کردم اما همین که شروع میکردم به غذا خوردن عادی دوبرابر میشدم! یا رژیم کانادایی، هر رژیمی که فکر کنیین) الان دیگه نمیتونم بخ اون رژیم‌ها فکر کنم حالم رو بد میکنه!! آرزومه مثل همه غذا بخورم چاق نشم!! دغدغه چاقی نداشته باشم!!! همسرم همش به من میگه تو چاقی و این کابوس من شده ( خودم هم دوست ندارم چاق باشم روحیه ام رو تضعیف میکنه!) امروز خوشحالم که خالق من ، من را لایق این جایگاه دونسته!! و من در صدای شما در بغضی که گلوی شما بود به غیر از صداقت چیزی ندیدم!! پس بسم الله با صد روز رویایی…. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار msh
      1400/10/03 22:41
      مدت عضویت: 1069 روز
      امتیاز کاربر: 237 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 226 کلمه

      سلام استاد عزیزم 

      خیلی لذت بردم از این فایل و تمام بهانه هایی که من داشتم رفع شد با دیدن این فایل 

      همیشه افرادی مثال میزدم واسه چاقی خودم که متناسب بودن و ت دلم میگفتم بابا این فرد متناسب است حالا پرخوری کنه کم تحرک باشه که 

      چی تو چاقی وقتی هم کم تحرک باشی ورزش نکنی چاق میشی باز و خلاصه بگم ذهنم باور نمی کرد 

      همش بهانه می اورد 

      ولی امروز با شنیدن حرفها استاد عطار روشن خیلی به دلم نشست و دیگه ذهنم نتوانست بهانه ای بیاورد و استاد واقعا الگو کاملی هستند که شرایط ما رو داشتند چاق بودن پرخوری ترس کم تحرکی و اضافه وزن بالا سن بالا و با این همه باز تلاش خود رو کردند و نتیجه اش شد این که الان در جایگاه 

      یک الگو و استاد به ما آموزش بدهند و ما باید هر جا ذهن مان باز خواست بهانه بیاره بگیم استاد شرایط بدتر از ما رو داشت الان متناسب شده بدون 

      استاد تنهایی با ازمون خطا موفق شده با قدرت ذهن خودش لاغر بشه چهل کیلو کم کنه

      پس من اینجام همچی اماده است استاد فایل اموزش تجربیات دوستان نتایج دوستان پس چرا باز خودم گول بزنم من این بار امدم یا بمیرم یا لاغر بشم و دیگه با تعهد کامل بدون هیچ بهانه ای مسیرم را شروع میکنم و مطمعنم با عمل پشت کار جز البوم شگفتی سازان قرار خواهم گرفت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بهاره بهجو
      1400/09/22 16:40
      مدت عضویت: 1758 روز
      امتیاز کاربر: 642 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      سلام استاد

      من ایمان دارم که با این روش متناسب میشم و هیچ شکی برام باقی نموده و در حال حاضر هیچ بهانه ای برای لاغر نشدم ندارم بلکه از اعماق وجودم میخوام که متناسب باشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متعهد بمان
      1400/08/30 11:54
      مدت عضویت: 1782 روز
      امتیاز کاربر: 5843 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 467 کلمه

      سلام

      اول از همه بگم استاد این تی شرت خیلی بهتون میاد و خیلی این طرح و دوست دارم😊

      من خودم جزء آدم هایی هستم که دنبال بهانم، کاری رو با ذوق شروع میکنم و کم کم از اون هیجان کم میشه و رهاش میکنم و برای توجیه خودم بهانه هایی که ذهنم میاره رو قبول میکنم و سالهاست در این چرخه معیوب انجام ندادن کاری یا نصفه رها کردنش گیر کردم، به خودم قول دادم این بار هر جوری که شده تا تهش برم و عمل هم بکنم وقتی میبینم شما با وجود 3 تا بچه که به خاطر این شرایطت کلی دو ساله مدرسه هم نمیرن و شما هم کارتون تو خونست و یه جورایی شما هم درگیر بچه ها میشید انقدر عالی رو سایت کار میکنید تمرینات خودتونو انجام میدید آشپزی هم میکنید گاهی اوقات، خریدای منزل و انجام میدید و…  میگم ببین تو چرا انقد بیکاری چرا خودتو مشغول کاری که دوست داری نمیکنی چرا واسه رسیدن به اندام زیبایی که آرزوته ذوق نداری با اینکه مطمئنی با این راه هم به آرامش میرسی هم راحت وزن و سایز کم میکنی چرا میزاری ذهنت مشغولت کنه و روزهایی که خدا بهت هدیه داده برای زندگی برای تغییر برای شاد بودن برای لذت بردن رو در افکار منفی و ترس ها و نتوانستن ها از دست میدی؟ استاد من میخوام خدای واقعی رو بشناسم میخوام جزء اون 2 درصد آدم هایی باشم که همه چی رو با هم دارن زیبایی ثروت روابط عالی سلامتی فرزندان سالم تفریحات و…  میدونی من همش فکر میکردم من چون پول دارم خدا یه اندامی بهم نداده که بتونم اون لباسایی که دلم میخواد و بخرم به جاش به اونی داده که انقدی پول نداره که هرچی میخواد بخره و باورم این شده بود که خدا همه چی رو با هم نمیده که، میخوام این خدای بدجنس و با خدایی که میگه تو چی میخوای فقط سفارش بده من کل سلول های بدنت و به خدمتت در میارم تا همونی بشه که تو میخوای عوض کنم، میخوام یه خدای دیگه برا خودم بسازم، آخه این خدا آرامش و ازم گرفته از خودش خواستم هدایتم کنه تا خود واقعیشو بشناسم، نمیخوام حسرت به دل بمیرم، من میتونم با همین اندامم خوشبخت باشم مثل خیلی ها ولی من میخوام هم خوشبخت باشم هم اندام زیبا داشته باشم، من همه چی رو با هم میخوام از خدا که کم نمیشه وقتی یه نفر تو دنیا تونست اندام ایده آل داشته باشه پس همه میتونیم دیگه وگرنه این قانون که تو میتونی هرچیزی رو خلق کنی حتی بدنت رو نقض میشه، حتی یه جا خوندم خدا عاشق بنده هاییه که خودشون جسمشونو خلق میکنن

      بهانه بی بهانه، من الان در بهترین وضعیتم هستم همونجایی ام که باید باشم، خدایا ازت میخوام کمکم کنی سه ماه دیگه یه آدم دیگه باشم با کلی اتفاق و خبرهای خوب

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parham.63@yahoo.com
      1400/08/05 19:01
      مدت عضویت: 1306 روز
      امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 813 کلمه

      سلام بر استاد مهر 

      و ره پویان مسیر زیبایی و شادی و ارزشمندی 

      بهانه بی بهاانه 🤫 چه خوب ذهنمون بازی بلده و واسه هر کاری بهانشو داره ما هم بی فکر و راحت و تنبل گوش می دهیم و بی بهانه بهانه ها را قبول می کنیم !!!

      دقیقا رسالت از نظر من هم وقتی به مسیر زندگیم نگاه می کنم از رنج به وجود آمده و از کودکی شکل گرفته یعنی باید از موضوعی سالها رنج می بردم تا چم و خم کار دستم بیاد و به درکی برسم که در چنین روزهایی بتوانم الگویی باشم برای افرادی که ناشناخته هایی دارند در حیطه موضوع رسالت من …و چه فوق العاده چقدر دوست دارم دقت استاد جان را من همیشه این حس رو دارم نسبت به استاد که عالیه و اون هم اینه که در مسائل ذهنی استاد انگار یک ذره بین هوشمند قوی دارند و خیلی خوب ریز می شوند تو موضوع واقعاا عالیه و تا حدودی این روی من هم تأثیر داشته و خدارا شکر یک کم بهتر و سریعتر می توانم فرمولهای ذهنی ام را تشخیص بدهم …

      مسیر اصلاح فرمولهای ذهنی و البته شناخت قوانین جهان هستی یک شبه طی نمیشه ولی همین که به قول استاد می توانی نسبت به قبل بهتر عمل کنی و لحظات بیشتری در لحظه حال باشی و دغدغه هات دیگه موضوعات سطحی نباشند و راحت تر بپذیری که شرایط اینه و توجه کنی به داشته هات و زندگی کنی شاید آرزوی میلیاردها انسان باشه پس خیلی ارزش داره وقت بزاری برای خودت و حال خوب خودت😍

      من هر وقت حالم بد باشه دیگه میدونم ناشکر هستم دیگه فیلم بازی نمی کنم که زبونی بگم خدایا شکرت چون می دونم دروغ و دورویی هم بهش اضافه میشه 

      سعی می کنم فکر کنم و مسئله را حل کنم 

      و از درون آرامش را جاری کنم 

      من هم سالهای زیادی را بدون فکر گذراندم یک زندگی تکراری که هرروزش تکرار تکرار بود بدون عشق…اولین بار که استادی بهم گفتند در مورد فلان موضوع فکر  

      کنید حتی بلد نبودم فکر کنم چون من فقط سالها یادگرفته بودم که فقط تقلید کنم همه را دانا و خودم را نادان بدانم  ورودی های ذهن من  از طریق چشم و گوش پر شده بود از ترس و ناامنی و پر از عذاب و باعث شده بود اطرافم پر بشه از انسانهای بی هدف که در تمام جنبه های زندگیشون مشکل داشتند و دائم این دلایل را در من تقویت می کردند که زندگی کردن چیزی جز یک جبر بدبختانه نیست ….انقدر دلیل و بهانه داشتم برای چاق بودنم از بی تحرکی و ارث و خواب زیاد و ازدواج و بارداری و اعصاب و دارو و الی آخر به لطف خداوند از پارسال که با سایت تناسب فکری آشنا شدم خیلی هاش در هم شکسته شد خیلی رها شدم ولی صددرصد نیست و الآن موضوع برام اینه که خوردن چاق می کنه خیلی سعی دارم پاکش کنم ولی منفی باف کلی دلیل میاره و موضوع دیگه اینکه منفی باف سایت را کرده برام رژیم میگه تا وقتی تو سایتی لاغری وقتی بری بیرون چاق میشی و اصلا نمی خوام اینطور به این مسیر نگاه کنم خب میگه استاد گفتند بذرها باید آبیاری بشوند وگرنه علف هرز میگیره خلاصه بسیار ظریف وارد میشه شاید به همین دلیل چند ماه این مسیر را رها کردم می خواستم به خودم ثابت کنم که این مسیر رژیم نیست یادگیری هست 🤔باز استاد عزیز اگر ممکنه راهنمایی بفرمایید..

      این یک قانونه هرزمان شاگرد بخواد فرا بگیره معلمش هم حاضر میشه (من بارها گفتم خدایا تو رب العالمینی تو پرورش دهنده عالمی خودت یادم بده) خود کائنات در لحظه من را متوجه موضوع کرده و یا سریع هدایت شدم به جایی که خدا صلاحم را می دونسته…

      واقعا زیروبم این سایت تو کوچه پس کوچه هاش پر از اطلاعات و آگاهیه من خودم کامل ندیدم خب البته که پرداخت هزینه در کنار پرداخت بها حال خود آدمو خیلی خوب میکنه و نتیجه را عالیتر می کنه و انگیزه و شوق را در وجود متحول می کنه ولی خواستن از اعماق وجود حتی اگر در جزیره ای باشی که هیچ معلم و کتابی نباشه نتیجه داره …این یک ایمانه 

      نفس کشیدن هم رایگانه ولی خیلی ارزشمنده و فردی که کرونا گرفته باشه قیمت هر نفس رو می دونه این دوره ها و هر پیام و نشانه ای که از خدا بهمون میرسه هم قیمتی هستند انقدر ارزشمند هستند که گاهی با یک جمله مسیر چند ساله بیراهه را مستقیم می کنند 

      قلبم داره میگه اینبار نتایجت فوق العاده و چندصدبرابر بهتره و مهمترینش آزادی از بند ذهنه در تمام جنبه های زندگیم من این دوره را هدیه از طرف خدا می دونم خدای من خدای فراوانیه خدای من بدون کاه برام خشت میسازه 

      خدایا شکرت 

      خدایا عاشقتم ♥️

      استاد عزیز بابت تغییرات فوق عالیتون در زمینه شخصیتی و شادابی و جوانی چهره و البته تناسب اندام به شما تبریک عرض می کنم  و بهتون افتخار می کنم و بسیار خدا را شاکرم که هم فرکانس اساتید عشق و عرفان هستم 🙏🏻🌹 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Armita Sediqi
      1400/07/24 22:57
      مدت عضویت: 1037 روز
      امتیاز کاربر: 1313 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 664 کلمه

                                به نام خدای هدایتگرم    

      من با گوش دادن به این فایل فهمیدم که..

      اینکه بارها به خودم بگم: چرا من چاقم؟ چرا صورتم زودتر از همه جا بزرگ میشه؟ چرا پول خرید می‌کنم رو ندارم؟ چرا پولدار نیستم؟چرا ماشیم مدل بالا ندارم؟ چرا در شهر بزرگ زندگی نمیکنم و و و….فقط باعث میشه من از لحظه الانم لذت نبرم و یک روز خودم رو تباه کنم.

      **من هم تا همین امروز تمام کارهام رو گذاشته بودم برای بعد از لاغری!!**عکاسی،لباس های رنگ روشن،شلوار جین و…بعد از لاغر شدن!ولی میدونم این نکته ربطی به اضافه وزنم نداره بلکه ربط به عزت نفسم داره.واِلا من ادم های زیادی رو دیدم که چاقن ولی لباس رنگی میپوشن و عکس های زیبایی از خودشون میگیرن! یعنی اونها از خودشون راضی ان؟ معلومه که نه! فقط یاد گرفتن در لحظه زندگی کنن و تمام برنامه های زندگیشون رو برای بعد از لاغری نریزن! اصلا کدوم لاغری؟ کدوم تناسب اندام؟ اونی که معلوم نیست باشه یا نباشههه؟… کدوم فردا….؟

      **نیازی نیست بخاطر چاقی زندگیم رو متوقف کنم**چون من انقدر اهداف و خواسته های بزرگ تر دارم که با توجه و تجسم اونها میتونم احساسم رو عالی کنم چون انقدر پاشنه آشیل دارم که بخوام برای اونها زمان بزارم و موفق بشم تمام زندگی من در جسمم خلاصه نمیشه؛بلکه در شخصیت و جسمم خلاصه میشه..اولویت اول زندگیم لاغری نیست اما یکی از ۱۰ اولویت مهم زندگیم همیشه هست چون من دوست دارم به جسمم احترام بزارم و باهاش محترمانه برخورد کنم! 

      **اگر حالم خوب نیست،سپاسگزار نیستم**حالا هرچقدر که میخوام دفتر شکرگزاری پر کنم هی بگم خدایا شکرت! ولی وقتی حالم خوب نباشه یعنی شکرگزار نیستم! فقط زمانی شکرگزارم که در لحظه زندگی کنم حالم خوب باشه و احساس خوبی داشته باشم.اونوقت میتونم بگم من دختر با ایمانی هستم^^

      **من با چاقی درگیر بودم**

      بله.از اول عمرم با جسمم مشکل داشتم،با اینکه وزنم همیشه دربرابر قدم عالی بود ولی دوست داشتم خیلی لاغر باشم! کلا سلیقه من جسم استخونی میپسنده و هنوز هم همینطورم و عاشق افرادی ام که پوست و استخونن!! چیکار کنم خب؟من که از یاد بردم ولی مامانم میگه همیشه از جسمت خجالت میکشیدی و منو دق دادی..راست میگه تا اونجایی که یادمه همیشه از خودم ناراضی بودم:) خیلی..این نارضایتی زمانی که وارد دبیرستان شدم بیشتر شد! هم سن و سالامو میدیدم که چقدر متناسبن و اونوقت خودمم میدیدم که چقد پُر و درشت اندامم خیلی غصه میخوردم و بهشون حسودیم میشد..وقتی مهمونی میرفتم گوشه گیر و افسرده و پرخاشگر میشدم.اخه اونجا پر از افراد متناسب بود و من دائم درگیر لاغری و چاقی..خیلی بد بود…حسادت ترس عصبانیت و ناشکری قاطی و پاطی بود…

      **هیچ بهانه ای برای چاق موندن ندارم**هرچقدر بیشتر به بهانه های استاد فکر میکنم بیشتر میفهمم که یکی دوتا بهونه های من که چیزی نیستاگه استاد تونسته پس منم میتونماگر شبنم و فریده جون تونستن پس منم میتونم و….من باید لاغر بشم.بهانه ای برای چاق موندن ندارم.از این لحظه به بعد با استمرارم نشون میدم که اطمینان دارم از این روش لاغر میشم.

      **افراد متناسب فکری درباره چاقی ندارن**این صد درصد درسته تصدیقش دوشتِ همکلاسیِ منهبه صورت مصاحبه ازش پرسیدم: وقتی کلمه غذا رو میشنوی چه حسی و دیدگاهی نسبت بهش داریاول کلی تردید داشت و بعد راحت گفت: نمیدونم..تامین نیاز بدن یا ادامه حیات و زندگی!!!من از تعجب دهتم باز مونده بود که بابا قانون داره جواااب میدههههه…..همینههههه…خووودشهدر صورتی که اگر این سوالو از من میپرسیدم میگفتم:راهی برای تپلی و چاق شدن هاهاهابا این جواب دوستم مطمئن شدم که هیچ فرمول چاق نداره! هیییییچی..پاکه پاکه

      متناسب  ها لاغر هستند چون فکر چاقی ندارند؟نهههه..چون فکر چاقی ندارند لاغر هستند.تموم شد و رف

      ** بهونه بی بهونه! **اینکه این دوره رایگانه من نتیجه نمیگیرم و فلان فقط حرفه مفته برعکس انقدر این دوره پُر و عالیه که نتایج عالی ازش میگیرن و گرفتنننن!!! نتیجه اش کلی دوستان دیگه هستن که با همین صدگام چندین سایز کم کردن..ولی خب من باید دوره ورود به سرزمین لاغرهارو در زمان مناسب بخرم و میخرم چون خیلی دوسش دارم و به تک تک اگاهی هاش نیازمندم نگاهی به مبلغش ندارممن فقط اونو میخواممیخوام و به دستش میارمتمااااااااام….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شقایق
        1400/08/03 01:49
        مدت عضویت: 1219 روز
        امتیاز کاربر: 495 سطح ۱: کاربر مبتدی