0

اگر بهانه داری، لاغر نمی‌شی! پیش‌نیاز لاغری با ذهن فقط یک چیزه

بهانه برای لاغر نشدن
اندازه متن

بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بی‌رحمی که هی میان می‌شینن رو دوش آدم و می‌گن:

«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌

«بچه داری، شوهر همکاری نمی‌کنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جمله‌ی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بی‌خیال لاغر شدن!

🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»

راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅

هر بار که رژیم رو ول می‌کردم، می‌رفتم سراغ یکی از بهونه‌هام و باهاش خودم رو توجیه می‌کردم:

«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»

«مگه می‌شه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»

«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»

ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:

تا کی می‌خوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت می‌خواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالش‌های فانتزی لاغر شدن باشی؟

و همون‌جا بود که فهمیدم…

💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب می‌کرد به‌جای حرکت!

تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:

🌪️ شناسایی بهونه‌ها

🧠 بررسی ریشه‌های ذهنی‌شون

🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون

اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونه‌هات بندازی

آماده‌ای با هم یکی‌یکی خط‌شون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونه‌ی شماره یک: وقت ندارم!

این یکی رو که دیگه همه‌مون استادیم توش!

«وای من سر کارم»،

«بچه دارم»،

«صبح تا شب تو ترافیکم»

یا حتی:

«اصلاً وقت نمی‌کنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫

ولی بذار یه سؤال بپرسم:

واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اون‌قدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟

🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز می‌کنی، نه اینکه بندازی‌ش ته لیست.

خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:

نگاهم به خودم.

🧬 بهونه‌ی شماره دو: ژن‌مون اینجوریه!

آه… ژن عزیز!

چاقی ارثیه…

ما خانوادگی همینیم…

مامانمم لاغر نمی‌تونه بشه…

پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷‍♀️

درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اون‌قدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!

😏 اگه ژنتیک همه‌چیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟

مشکل اصلی، عادت‌های فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل می‌شه، نه فقط ژن!

یک مطالعه مهم که در مجله بررسی های طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان می‌دهد که ژن‌های مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آن‌ها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان می‌کند که بیشتر تأثیرات ژن‌ها را می توان از طریق اصلاح فرمول های پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.

🍩 بهونه‌ی شماره سه: نمی‌تونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم

بیاین با هم صادق باشیم…

قرمه‌سبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بوی‌دارِ داغ…

کی می‌تونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤

ولی واقعاً برای لاغری قراره همه‌ی خوشی‌های دنیا رو حذف کنیم؟

نه عزیز دل!

ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:

🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت می‌گذره، نه تو بشقابت!

وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.

تو یاد می‌گیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.

جالبه نه؟ 😊

🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!

تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:

ذهنم نمی‌خواد تغییر کنم.

چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…

و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونه‌ها رو می‌سازه تا ما رو همون‌جا که هستیم نگه داره.

🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنی.

✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومت‌ها رو بشناسی و یکی‌یکی ازشون عبور کنی.

بهانه برای لاغر نشدن

🎯 پیش‌نیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانه‌ها

راستش اون روزها اصلاً نمی‌دونستم که یکی از مهم‌ترین قدم‌های لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهم‌تر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!

قبلاً هرجا می‌رفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی می‌دادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزش‌های عجیب‌غریب که باید مو به مو اجراش می‌کردم.

هیچ‌کسی ازم نپرسید:

«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»

فقط می‌گفتن: «این برنامه‌س. انجامش بده و حرف نزن!»

اما وقتی کم‌کم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیل‌های واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…

احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.

دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفته‌شده هست.

تا قبل از اون، همیشه فکر می‌کردم خدا یا خانواده‌م باعث چاقی منن.

انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.

اما وقتی آگاهی‌م بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجات‌بخش رو فهمیدم:

من خودم مسئول چاقی‌م هستم.

پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار می‌کنیم.

و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم می‌اومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟

ولی خدا بهم لطف کرد…

قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علت‌ها.

و همین کشف‌ها، کم‌کم ترس‌هامو کم کرد، بهونه‌هامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشن‌تر بشه.

ماه‌ها گذشت.

من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمول‌های پنهان چاقی در ناخودآگاه.

تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بی‌اینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.

کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.

و اون نشونه‌ها بهم گفتن:

✅ «درست اومدی! راهت همینه!»

انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.

چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچ‌وقت موفق نشده بودم.

همه‌اش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سال‌ها مثل سایه همراهم بودن.

اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، می‌تونم با اطمینان بگم:

💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونه‌ای براش نمی‌مونه!

من؟

یه نمونه‌ی زنده‌م برای تمام بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که آدم‌ها میارن:

  • از بچگی چاق بودم.
  • بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
  • ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
  • چربی‌هام قدیمی و سفت و لج‌باز بودن.
  • کارم پشت میزه.
  • اهل تحرک نیستم.
  • هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
  • غذام هم مثل همه‌ی آدم‌های چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.

ولی ذهنم رو تغییر دادم…

و بهونه‌ها رو کنار گذاشتم.

❗ هر کسی که هنوز می‌گه “من نمی‌تونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.

و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامه‌ای جواب نمی‌ده!

اما اگه بهونه‌هاتو بریزی دور، ذهن تو آماده می‌شه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکس‌هاشون توی آلبوم «شگفتی‌سازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.

ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.

و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.


🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.

اگه نفس می‌کشی، یعنی می‌تونی لاغر بشی.

به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…

✍️ تمرین آموزشی 📖

مهم‌ترین پیش‌نیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک می‌کند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدن‌های خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.

🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که در گذشته باعث شده‌اند برای رسیدن به اهداف‌تان اقدام نکنید، فهرست کنید.

🎭 بهانه‌ها دو نوع‌اند:

۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربی‌هام قدیمیه» و…

✨ حالا بنویس:

  • کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
  • برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانع‌کننده برای مقابله باهاش بنویس.
  • احساست رو درباره زمانی که لاغر می‌شی توصیف کن.
  • تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگی‌ت ایجاد می‌شه رو هم بنویس.

📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخ‌ت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.21 از 324 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=30924
246 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار محدثه
      ۱۴۰۵/۰۴/۲۰ ۱۴:۵۱
      مدت عضویت: 4 روز
      امتیاز کاربر: 820 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 667 کلمه

      سلام به استاد عطا روشنواقعا ممنون بابت این دوره تون. من خیلی هدایتی این دوره در یوتیوب پیدا کردم و جلسه مقدمه رو که شنیدم حسابی به دلم نشست و مطمئنم و ایمان دارم که همون خدایی که هدایتم کرده به این دوره قطعا چیزی هست که به نفع منه و برام خیر به ارمغان میاره برای همین با تعهد میخوام تمام تمرین ها و حرفهایی که شما میگید رو عمل کنم و یکبار برای همیشه دست بکشم از اون روش های قدیمی که هیچ نتیجه ای هم نداشتخب بریم سراغ تمرین• کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟خوب که فکر میکنم میبینم که از زمانی که در سن ۹ سالگی عادت ماهیانه شدم روند چاقی من شروع شد چون خیلی شنیده بودم که دخترا وقتی عادت ماهیانه میشن خانوم میشن و هیکل خانومانه میگیرن و این به معنای درشت هیکل شدن بود چون من تا قبل از اون خیلی لاغر بودم و یادمه حتی اینقدر لاغر بودم که همیشه میگفتم با دنده هام گیتار میزنم

      • برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانع‌کننده برای مقابله باهاش بنویس.دلیل منطقی برای بهانه اولم اینکه چاقی ربطی به عادت ماهیانه نداره الان مدلهای خانوم در سرتاسر دنیا مگه عادت ماهیانه نمیشن ؟ همشون چاقن؟ یا لاغرن؟معلومه لاغر پس هیچ ربطی ندارهدلیل منطقی برای بهانه دومخوردن زیاد ربطی به داشتن انرژی نداره و تالاسمی منم ربطی به بی حالیم نداره. اتفاقا زمان هایی که خیلی غذا میخوردم بی حال تر و خسته تر بودم و مدام خواب بودم ولی از وقتی رژیم فستینگ رو گرفتم نه تنها نمردم بلکه انرژی و توان بدنیم هم بیشتر شد . دلیل منطقی برای بهانه سومممن بعد از اون سن کیست تخمدانم به طور کامل رفع شد. بعد هم دکترها واقعا چیزی سرشون نمیشه چون من برای موهای صورتم پیش هرکسی میرفتم از دکتر طب سنتی تا مدرنش میگفتن از هورموناته که صورت مو در میاره اما آخر سر که آزمایش کامل هورمونی دادم مشخص شد بدنم در متعادل ترین حالت خودش قرار داره و همه چیم نرماله پس برای چاقی هم همینطوره چون من درمان شدم و اصلا تاثیری نمیتونه بذارهدلیل منطقی برای بهانه چهارمم چیزی که از آدم های لاغر متوجه شدم و شما هم خودتون در فایل گفتید اینکه آدمهای لاغر اصلا به چاق شدن فکر نمیکنن و تازه اگر غذایی هم بخورن باورشون اینکه براشون مفیده و تبدیل به عضله میشه و فقط فکرشونه که با من فرق داره. منم اگر میخوام لاغر بشم و بمونم باید فکرمو عوض کنمدلیل منطقی برای بهانه آخرماینکه مادرم چاق بود و سرطان گرفت فوت شد ربطی به من نداره هر کسی در مسیر و جهان خودشه. مادر من مسئول زندگی خودش بود و من هم مسئول زندگی خودم هستم. شاید مادر من بخاطر فکر و خیال زیادی که میکرد سرطان گرفت شاید چون همیشه منفی نگر بود سرطان گرفت و این به من مربوط نمیشه. در ضمن خیلی آدم های لاغر هم بودن که سرطان گرفتن مگه فقط چاق ها سرطان میگیرن ؟!!!!• احساست رو درباره زمانی که لاغر می‌شی توصیف کن.وای حس لحظه ای که لباس جذب میپوشم و شکمی نمیبینم . لباس آستین حلقه پوشیدم و بازوهام کوچیک و عضله ای هست . لباسای کراپی رو راحت میتونم بپوشم. وقتی نشستم لازم نیست بابت شکمم که بیرونه خجالت بکشم. میتونم شلوار جین روشن و فول بگ بپوشم با ی کراپ خوشگل آبی آسمانی . هیکلم کشیده تر شده. صورتم چربی هاش آب شده و از گردی دراومده تازه موهای زائد بدنمم نیست و نابود شدن و میتونم با اعتماد بنفس کامل لباس های باز و زیبا بپوشم• تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگی‌ت ایجاد می‌شه رو هم بنویس.خیلی قلمی و باریک شدم و در عین حال با خیال راحت غذا میخورم. هر جا میرم مهمونی لازم نیست بگم رژیمم و از غذای اونا نمیخورم و غذای خودمو ببرم. فکرم باز میشه که به ابعاد دیگه زندگیم فکر کنم و پیشرفت کنم. خودمو خیلی دوست دارم و بیشتر به خودم افتخار میکنم که با ذهنم تونستم چنین شاهکاری خلق کنم پس میتونم به باقی اهدافمم برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 100 کلمه

        سلام و درود
        وقت عالی بخیر
        اینکه این دوره به دلتون نشسته و با این تعهد و باور قلبی قدم برداشتید، خودش نصف راهه!

        تحلیل شما از بهانه‌ها و دلایل منطقی که برای مقابله باهاشون آوردید، بی‌نظیره. دقیقاً همین کار، یعنی شناسایی این باورهای محدودکننده و بعد، آگاهانه با منطق و شواهد جدید اون باورها رو بی اعتبار کردن، کلید اصلی رها شدنه.

        تصویرسازی شما از آینده عالی بود. این انرژی و وضوح ذهنی، قوی‌ترین ابزار برای خلق کردن هرآنچیزی است که دوست دارید در زندگی تجربه کنید. وقتی ذهن اینقدر دقیق می‌بینه و حس می‌کنه، بدن هم همراهی می‌کنه.

        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار م ا
      ۱۴۰۵/۰۴/۱۶ ۱۲:۳۹
      مدت عضویت: 689 روز
      امتیاز کاربر: 14145 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 457 کلمه

      بنام خدای مهربان

      سلام اسناد ودوستان هم مسیر 

      کدوم بهانه برای لاعرشدن مانع لاعرشدنت بودن؟ احساس منطقی یا احساسی من قبلا دلایل زیادی برای چاق شدن داشتم من همیشه از پدر ومادرم واطرافیان شنیده بودم که چاقی من ارثی هست چاقی من از سوخت وساز کم هست چاقی من از کم تحرکی هست ومن هر تلاشی میکنم فایده نداره ومن باز چاق میشم ومن ایمها را بور کرده بودم که من تا اخرعمرم چاق میمانم اینها همشون بهانه هست پس من باید همه ی اینها را کنار بزارم

      برای هر بهانه برای لاغرنشدن یک دلیل متطقی وقانع کننده برایرمقابله با چاقی بنویس. چاقی ارثی نیست چون خاله من من چاق هست اما بچه هایش لاغر هستن من زیاد خوردن را وپرخوری را دلیل چاقی میدونستم ولی من اطرافم افرتد زیادرا میبینم که از من بیشتر میخورندحتی برنج وماکارونی را با نون میخورند ولی لاغر ومتناسب هستنپس همه ی اینها بهانه هستن ومن باید همه اینها را کنار بزرام وباورهای لاغری درذهن خودم بسازم هیچ بهانه ای برای لاغرشدن وجود نداره من باید مسئولیت چاقی خودم را به عهده میگیرم من باید اول ذهن خودم را اموزش بدم وتادابد لاغرومتناسب بشم من نباید نگران اینده باشم واز چاقی خودم ناراحت نباشم وزندگی خودم دراین لحظه لذت ببرم وخودم را اذیت نکنم 

      احساست را درباره زمانی که لاغرمیشی توصیف کن. بزرگترین ارزوی من لاغرشدن ومتناسب شدن هست واین مهمترین ارزوی من در زندگیم هست رسیدن به این هدف برای من خیلی مهم ولذت بخش هست انقدر لذت بخش که من نمیتونم توصیفش کنم احساس ارامش واعتماد بنفس داره احساس خوشبختی شادی داره احساس غرور داره احساس سبک بالی داره احساس سلامتی وارامش داره احساس شادابی داره احساس موفقیت درهر کاری داره احساس ازادی ورهایی داره احساس ارامش ذهنی داره ومن ایمان دارم که این مسیر بهترین واسانترین مسیر هست ومن بزودی لاغر ومتناسب میشم ولاغری من ابدی میشودولذت کافی از لاغربودن میبرم ومن به زودی به هدفم میرسم ومن دوباره متولد میشوم 

      تغییراتی که با لاغرشدن درجسم وزندگیت ایجاد میشه بنویس

      من با لاغرشدن میتونم سالم وسلامت باشم کمر درد دیگه ندارم زانو درد ندارم دیگه راه رفتن برام سخت نیست میتونم لباسهای که دوست دارم بپوشم لباسهای کوتاه بدون خحالت کشبدن بپوشم میتونم بدون خستگی کارهای خودم را انجام بدم میتونم بدون ترس غذا بخورم دیگه مثل قبل از چاقی خودم خجالت نمیکشم دیگه دیگران در مورد من حرف نمیزنند ودیگه مثل قبل همه برای من نمگند رزیم بگیر لاغربشو دیگه از رژبم گرفتن وکم خوردن خبری نیست استرس نداشته باشم عزت نفسم بیشتر میشه اعتماد بنفسم بیشتر میشه زندگییم با ارزش میشه با لذت زندگی میکنم باهمسرم وفرزندان بهتر رفتار میکنم زندگی کردن برام خیلی لذت بخش میشه زندگی را با شور اشنیاق ادامه میدم دیگه به مردن فکر نمیکنم دیگه از مرگ حرف نمیزنم 

      خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما همگی درپناه الله مهرلان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا سهرابی
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۴ ۱۸:۳۲
      مدت عضویت: 129 روز
      امتیاز کاربر: 1910 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 663 کلمه

      به نام آنکه در نهایت آغاز و پایان همه چیز است 🌍

      کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟

      یادمه در گذشته دلایل زیادی برای اینکه چرا من نمیتونم لاغر بشم و چاقم داشتم 

      این دلایل ریشه محکمی در ذهن من داشتن

      خودم این دلایل رو برای خودم نساخته بودم بلکه از اطرافیان و خصوصا مادرم شنیده بودم و بعد نمونه هایی منطبق با دلایلی که شنیده بودم دیدم که در نهایت به باور من برای چاقی و چاق بودن و لاغر نشدن تبدیل شدن

      مثلاً من بار ها شنیده بودم که چاقی ارثیه از ژنتیکه و ازین حرفا و این ی حرف بود که شنیده بودم تا اینکه نمونه هم دیدم که مثلا بچه ای مثل مادرش چاقه و برام منطقی میشد چاق بودن ارثیه 

      یا مثلاً از مادرم شنیده بودم کم تحرکی باعث چاقیه و باورش کرده بودم و وقتی تحرکم کم بود و چاق میشدم طبیعی و منطقی میشد برام که تحرک کم باعث چاقی در منه

      یا باور کرده بودم فست فود و غذاهای چرب و روغن چاق کنندس و اگر بخورم چاقتر میشم و این دلیل کاملا برای من منطقی بود

      برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانع‌کننده برای مقابله باهاش بنویس.

      من فکر میکردم چاقی و لاغری ارثیه و بار ها نمونه ها دیدم که بشدت باورش کرده بودم 

      مثلاً عمو و زن عموی من لاغرن پنج تا بچه داره این خانواده که فقط دوتا همیشه لاغرن اگر چاقی و لاغری ارثیه چرا همه اعضای خانواده لاغر نیستن یا اینکه همه چاق نیستن ؟اگر ارثیه باید به پدر و مادرشون میرفتن و همه لاغر می‌بودن 

      پس ارثی نیست

      فکر میکردم کم تحرکی عامل چاق شدنه 

      دختر دایی من که هر روز از بچگی پیش همیم همیشه لاغره و اتفاقا من از بچگی حرفه‌ای ورزش میکنم مرتب پیاده روی دارم ولی اون همش خونس از من بیشتر می‌خوابه تو عمرش ورزش نکرده و تحرک خاصی نداره پس چطور لاغره؟ پس چاقی ربطی به تحرک نداره

      فکر میکردم خوردن باعث چاقیه همه افراد لاغر همون چیزی رو می‌خورن که من می‌خورم ولی من چاق میشدم ولی اونا نمیشن پس ربطی به مواد غذایی هم نداره

      احساست رو درباره زمانی که لاغر می‌شی توصیف کن.

      بزرگترین آرزوی هر فرد چاقی قطعا لاغر شدنه 

      همیشه هر روز سال هاست که آرزو و هدف مهم من لاغر شدنه 

      رسیدن به این هدف و آرزو به قدری لذت بخش و آرامش دهندس که هر چقدر از خوبیش بگم کم گفتم البته به شرطی که ماندگار و ابدی باشه چون اگر مدتی کوتاهی باشه و مثل سری های گذشته بخواد سریع بره فقط استرس و ناراحتی به همراه داره

      من یکبار از همین روش به این آرزو رسیدم 

      احساس عجیب و لذت بخشی داره 

      آرامش 

      اعتماد به نفس 

      احساس قدرت و توانمند بودن 

      شکست ناپذیر شدن

      سبکی 

      و…

      ایندفعه می‌خوام بیشتر تجریش کنم 💪

      تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگی‌ت ایجاد می‌شه رو هم بنویسید .

      اگر بخوام طبق تحربیاتم از سری گذشته که لاغر شدم از طریق همین روش بنظرم اولین تغییر درون وجود و ذهن شکل میگیره و اونم اینه که احساس توانمندی و اعتماد بنفس شکل میگیره 

      زمانی که من این سایتو پیدا کردم اولین ویدیویی که پلی کردم مربوط به دوره ۱۲ میشد نمی‌دونم چه نیرویی بود که من رو وادار کرد بار ها این دوره رو مرور کنم ولی حتی یک روز هم به شک نیفتادم که چرا وقتی هیچ نتیجه ای برام نداشته باز هم دارم فایل ها رو گوش میدم تمرین می‌نویسم اون زمان خودم متوجه نبودم که درون ذهن من به کل زیر رو شده افکارم و باور هام تغییر کردن و بعد شش ماه تغیرات جسمی من کم کم نمایان شدن 

      ولی اول باور هام نسبت به خودم و توانایی هام تغییر کرد بعد رفتار هام 

      اعتماد به نفس عجیبی پیدا کردم نسبت به خودم و توانایی هام 

      طرز فکرم نسبت به خودم و زندگی عوض شد 

      اصلا انگار یک آدم دیگه شدم 

      و بعد جسمم تغییر کرد بدون اینکه مثل زمان های گذشته فشاری بهش وارد کنم 

      من یاد گرفتم به خودم و جسمم احترام بزارم در صورتیکه همیشه بهش بی احترامی میکردم 

      لاغر شدن اصولی و ماندگار فقط تغییر ظاهری جسم نیست چیزی فراتر از اینه 

      خدایا شکرت 🌅

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صنم 27 ساله
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۲ ۱۴:۰۶
      مدت عضویت: 58 روز
      امتیاز کاربر: 5030 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 462 کلمه

      سلام  دوستان و استاد عزیزم

      • کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟

      احساسی بخوام بگم واقعا حوصله این که غذاهای رژیم که عجیب غریب بودن درست کنم نداشتم یا میگفتم باید برم دکتر تغزیه بهم رژیم بده گرونه سخته یا باشگاه ام دوست داشتنما ولی به دلایل مختلف یه مدت میرفتم دیگ نمیرفتم بعد تو خونه ورزش کردم هر بار جلوی اینه ورزش میکردم خودمو میدیدم عذاب میکشیدم خلاصه به خاطر حرف استاد تمام چیزایی مثل همون ورزش تو خونه که برای لاغری انجام میدادمو گذاشتم کنار میگفتم بابا اینایی که لاغرن مدل بدنیشونه هر چی میخورن چاق نمیشن اینا بدنشون چربیو جذب نمیکنه 

      منطقی میگفتم پولو و زمان برای رژیمو باشگاه ندارم من فیزیک بدنم درشته لاغر نمیشم چون ازدواج کردم چاق شدم و…

      • برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانع‌کننده برای مقابله باهاش بنویس.

      اگر فیزیک بدنم باعث میشه ک من لاغر نمیشم چرا پس قبلا ۵۸ کیلو بودم ظریف بودم

      اگرقبول کردم که چاقم دیگ باید قبول کنم پس چرا قبلا لاغر بودم چرا بقیه تونستن لاغر بشن چرا باید وقتی جلوی اینه خودمو مبینم بابا ناراحتم از وضعیتم قبول کنم چرا هر سری که نرفتم جلو اینه کیف کنم خودمو میبینم تو عکسا خوب بیفتم خوشم بیاد عکس قدی بگیرم 

      مثلا میگفتم من رژیم حوصله ندارم بگیرم اینو نخورم اونو بخورم من دوست دارم همه چی بخورم اینایی که ورزش کارو فیتن و لاغر یه سری چیزا نمیخورن یا از این بد غذا هات که میگن اینو نمیخوریم اونو نمیخوریم بو میده فلانه 

      پس چه جوری اون زمان که ۵۸ کیلو بودم همه چی ام میخوردم لذتم میبردم از خوردن

      من چون کارم پشت میزیع لاغر نمیشم پس اون زمان که ۵۸ کیلو بودی کارتم پشت مبز بود چی یا وقتی کارت عوض شد به خاطرکترت زیاد پیاده روی میکردی ولی لاغر نمیشدی چییی

      • احساست رو درباره زمانی که لاغر می‌شی توصیف کن.

      وقتی ۵۸ کیلو شدم دیگ با خیاللل راحت لباسای جذب مخصوصا از منطقه شکم جذبه میپوشم دیگ مجبور نیستم رو شلوار لباسای گشاد بپوشم شکممو بپوشونه تو هر مدلی عکس میگیرم دیگ نمیخواد شکممو تو عکسا یا تو مهمونی بدم تو هر چی هر جا رفتم راحت میخورم

      • تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگی‌ت ایجاد می‌شه رو هم بنویس.

      کمر دردم خوب میشه سبک تر میشم لباسای سایز کوچیک که معمولا خوشگل ترن اندازم میشه لباس جذبو اسین حلقه ای راحت تر میپوشم دیگ از گِن شکم بند برای لاغر نشون دادنم نیاز نیست استفاده کنم راحت بافت های شل و گشادو و هودی میپوشم به تنم لَخت میشینه ظریف تر میشم دویدن برام راحت تر میشم 

      همسرم بخواد منو بلند کنه راحت تر میتونه 

      لباسای کوچیک شده قدیمیم دوباره سایزم میشن دیگ پیراهن بلند های فانتزی که دوست دارمو میتونم بپوشم گنده توشون دیده نمیشم دیگ نیاز نیست ادیت کنم عکسامو بعد بزارم تو هر حالتی خوشگل میفتم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم موحدی
      ۱۴۰۵/۰۳/۰۳ ۲۰:۰۹
      مدت عضویت: 607 روز
      امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه
      • کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟هر دو احساس میکردم من نمیتونم لاغر بشم اخه ۴ سال باشگاه رفتم و نشد من میگفتم از این همین که چاق تر نشم خوبه بزار برم باشگاه یا میگفتم من استخون بندیم اینطوریه دیگه وگرنه چاق نیستم من آشپزیم خوبه نمیتونم خودم بپزم و نخورم و حتما باید رژیم بگیرم که لاغر بشم هیچ کس بدون رژیم لاغر نمیشه
      • برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانع‌کننده برای مقابله باهاش بنویس.باشگاه جواب نداد چون اونجا همه توجه ام به چاق نشدن بود و کارایی که برای چاق نشدن باید انجام بدم و همین نگذاشت لاغر بشم بحث استخون بندی نیست اجی من متناسب و اصلا باور چاق شدن نداره و لاغر پدرم هم مینطورآشپزی زندایم عالیه و لاغر آشپزی دوستم هم همینطور حتی دوستم حتما با برنجش کره میخوره میگفت ما اگه تو خونه امون نوشابه نباشه نمیشه دوغ چیه و فوق العاده لاغرند یه باز رژیم گرفتم لاغر شدم اما باز برگشت پس رژیمم لاغر نمیکنه همه اش ذهن
      • احساست رو درباره زمانی که لاغر می‌شی توصیف کن. این که تو آیینه نگاه میکنم اصلا شکم و پهلو ندارم بهم آرامش میده اینکه کمرم صاف صاف شده بدون چربی حالم عالی میکنه اینکه میرم تو مانتو فروشی و سایز مانتو ۴۲رو برام میاره آخ خیلی حس خوبی داره میتونم کلی کراپ قشنگ بپوشم چون شکم ندارم و این عالیه راحت تر تو جمع ها حاظرحاضر میشم و خیلی خوبه
      • تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگی‌ت ایجاد می‌شه رو هم بنویس.جسمم احساس سبکی داره مدام به غذا فکر نمیکنم و غذا ها رو تو ذهنم دسته بندی نمیکنم صیح تا شب صدا های عجیب ذهنم نمیشنوم همه مدام بهم میکن چقدر لاغر شدی چه خوشگل شدی خودم عاشق خودمم

      این تمرین رو انجام بده و پاسخ‌ت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 17 18 19
گردونه هدایا گردونه هدایا