0

اگر بهانه داری، لاغر نمی‌شی! پیش‌نیاز لاغری با ذهن فقط یک چیزه

بهانه برای لاغر نشدن
اندازه متن

بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بی‌رحمی که هی میان می‌شینن رو دوش آدم و می‌گن:

«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌

«بچه داری، شوهر همکاری نمی‌کنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جمله‌ی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بی‌خیال لاغر شدن!

🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»

راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅

هر بار که رژیم رو ول می‌کردم، می‌رفتم سراغ یکی از بهونه‌هام و باهاش خودم رو توجیه می‌کردم:

«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»

«مگه می‌شه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»

«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»

ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:

تا کی می‌خوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت می‌خواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالش‌های فانتزی لاغر شدن باشی؟

و همون‌جا بود که فهمیدم…

💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب می‌کرد به‌جای حرکت!

تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:

🌪️ شناسایی بهونه‌ها

🧠 بررسی ریشه‌های ذهنی‌شون

🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون

اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونه‌هات بندازی

آماده‌ای با هم یکی‌یکی خط‌شون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونه‌ی شماره یک: وقت ندارم!

این یکی رو که دیگه همه‌مون استادیم توش!

«وای من سر کارم»،

«بچه دارم»،

«صبح تا شب تو ترافیکم»

یا حتی:

«اصلاً وقت نمی‌کنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫

ولی بذار یه سؤال بپرسم:

واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اون‌قدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟

🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز می‌کنی، نه اینکه بندازی‌ش ته لیست.

خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:

نگاهم به خودم.

🧬 بهونه‌ی شماره دو: ژن‌مون اینجوریه!

آه… ژن عزیز!

چاقی ارثیه…

ما خانوادگی همینیم…

مامانمم لاغر نمی‌تونه بشه…

پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷‍♀️

درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اون‌قدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!

😏 اگه ژنتیک همه‌چیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟

مشکل اصلی، عادت‌های فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل می‌شه، نه فقط ژن!

یک مطالعه مهم که در مجله بررسی های طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان می‌دهد که ژن‌های مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آن‌ها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان می‌کند که بیشتر تأثیرات ژن‌ها را می توان از طریق اصلاح فرمول های پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.

🍩 بهونه‌ی شماره سه: نمی‌تونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم

بیاین با هم صادق باشیم…

قرمه‌سبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بوی‌دارِ داغ…

کی می‌تونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤

ولی واقعاً برای لاغری قراره همه‌ی خوشی‌های دنیا رو حذف کنیم؟

نه عزیز دل!

ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:

🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت می‌گذره، نه تو بشقابت!

وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.

تو یاد می‌گیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.

جالبه نه؟ 😊

🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!

تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:

ذهنم نمی‌خواد تغییر کنم.

چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…

و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونه‌ها رو می‌سازه تا ما رو همون‌جا که هستیم نگه داره.

🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنی.

✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومت‌ها رو بشناسی و یکی‌یکی ازشون عبور کنی.

بهانه برای لاغر نشدن

🎯 پیش‌نیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانه‌ها

راستش اون روزها اصلاً نمی‌دونستم که یکی از مهم‌ترین قدم‌های لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهم‌تر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!

قبلاً هرجا می‌رفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی می‌دادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزش‌های عجیب‌غریب که باید مو به مو اجراش می‌کردم.

هیچ‌کسی ازم نپرسید:

«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»

فقط می‌گفتن: «این برنامه‌س. انجامش بده و حرف نزن!»

اما وقتی کم‌کم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیل‌های واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…

احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.

دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفته‌شده هست.

تا قبل از اون، همیشه فکر می‌کردم خدا یا خانواده‌م باعث چاقی منن.

انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.

اما وقتی آگاهی‌م بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجات‌بخش رو فهمیدم:

من خودم مسئول چاقی‌م هستم.

پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار می‌کنیم.

و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم می‌اومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟

ولی خدا بهم لطف کرد…

قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علت‌ها.

و همین کشف‌ها، کم‌کم ترس‌هامو کم کرد، بهونه‌هامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشن‌تر بشه.

ماه‌ها گذشت.

من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمول‌های پنهان چاقی در ناخودآگاه.

تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بی‌اینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.

کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.

و اون نشونه‌ها بهم گفتن:

✅ «درست اومدی! راهت همینه!»

انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.

چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچ‌وقت موفق نشده بودم.

همه‌اش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سال‌ها مثل سایه همراهم بودن.

اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، می‌تونم با اطمینان بگم:

💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونه‌ای براش نمی‌مونه!

من؟

یه نمونه‌ی زنده‌م برای تمام بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که آدم‌ها میارن:

  • از بچگی چاق بودم.
  • بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
  • ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
  • چربی‌هام قدیمی و سفت و لج‌باز بودن.
  • کارم پشت میزه.
  • اهل تحرک نیستم.
  • هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
  • غذام هم مثل همه‌ی آدم‌های چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.

ولی ذهنم رو تغییر دادم…

و بهونه‌ها رو کنار گذاشتم.

❗ هر کسی که هنوز می‌گه “من نمی‌تونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.

و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامه‌ای جواب نمی‌ده!

اما اگه بهونه‌هاتو بریزی دور، ذهن تو آماده می‌شه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکس‌هاشون توی آلبوم «شگفتی‌سازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.

ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.

و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.


🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.

اگه نفس می‌کشی، یعنی می‌تونی لاغر بشی.

به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…

✍️ تمرین آموزشی 📖

مهم‌ترین پیش‌نیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک می‌کند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدن‌های خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.

🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که در گذشته باعث شده‌اند برای رسیدن به اهداف‌تان اقدام نکنید، فهرست کنید.

🎭 بهانه‌ها دو نوع‌اند:

۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربی‌هام قدیمیه» و…

✨ حالا بنویس:

  • کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
  • برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانع‌کننده برای مقابله باهاش بنویس.
  • احساست رو درباره زمانی که لاغر می‌شی توصیف کن.
  • تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگی‌ت ایجاد می‌شه رو هم بنویس.

📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخ‌ت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.19 از 301 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=30924
235 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Susan behrad
      ۱۴۰۲/۰۶/۲۳ ۱۵:۰۹
      مدت عضویت: 1789 روز
      امتیاز کاربر: 10340 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,072 کلمه

      بنام خداوندمهربان و پروردگارعالمیان 

      سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن 

      مسیر لاغری من 

      بهانه بی بهانه پیش نیاز موفقیت 

      پیش نیاز موفقیت برای لاغرشدن، نداشتن بهانه برای لاغر نشدن است 

      بهانه بی بهانه یک عبارت نیست بلکه باید نگرش‌مان برای لاغرشدنمان باشد 

      تفاوت افراد موفق ونا موفق 

      متفاوت بودن کسانی که می‌توانند موفق یا نا موفق باشند درطرز دید ونگرششان است چون اون‌هایی که موفق می شودند برای موفقیتشان هیچ بهانه ای ندارند واونهایی که نا موفق هستند همیشه برای هر کار خودشان بهانه های زیادی می آورند 

      چون آدم حالش و احساسش بد باشد پر از خشم کینه و نفرت در درونش موج می زند و همیشه نا سپاسی می کند و حسرت اون چیزی را که ندارد را می خورد 

      ما هم که چاق هستیم از چاقی خودمان رضایت کافی نداریم

      ولی حالا که اینجا هستیم دیگه بهانه ای برای لاغر نشدنمان نداریم ولی افرادی در پیرامونمان هستند که خیلی بهانه های جور واجور برای لاغر نشان دارند 

      ما اگر نفس می کشیم قابلیت لاغرشدنمان را هم داریم 

      ما همیشه حرف از دلمان می زنیم و دلمان یعنی همون چیزی که احساسش می کنیم ما با چشممان وگوش هایمان ورودی ها را به ذهن‌مان منتقل می کنیم و تغییری که در حسمان به وجود می آید همان دلمان است 

      ما اگر بتوانیم کمک حال خودمان باشیم باید حسمان را خوب کنیم و زندگی کردنمان حال خوبمان باشد و شرایط زندگیمان را همانطور که هست قبول کنیم و از نعمتهایی که خداوند برایمان قرار داده است و در اختیارمان گذاشته است لذت ببریم 

      و نا راضی بودن و شکایت کردن و مقصر دانستن که در دوربرمان هستند یعنی ایست دادن و در جازدن در زندگیمان 

      مهمترین رسالت ما در زندگی 

      رسالت هرادمی از رنجهای که در زندگی کشیده است شروع شده است واستادکه ازکودکی با چاقی دست وپنجه نرم کردن ودراخر  رسالتشان آموزش دادن لاغری باذهن شد

       من هم مانند استاد از بدو تولدم تا پنجاه و شش سالگیم باچاقی خودم درحال چنگ و ستیز بودم 

      اینقدر در لاغر شدنم پافشاری می کردم همه تعجب می کردند 

      و همیشه می‌گفتند که چه حوصله‌ ای داری و همیشه داری با خودت بازی میکنی و وقتت را تلف می کنی ولی هیچکس نفهمید که من از چاقی رنج می برم. عذاب می کشم. دردمیکشم 

      همیشی خدا بدنم درد می کرد پاهام کمرم. استخوان هایم ولی هیچ کس از درون کسی خبر نداره وحالا بودن دراین سایت یاد گرفتم که با عشق و محبت به چاقی ام ودردهایم نگاه کنم تا برای همیشگی حلشان کنم و من موفق میشوم 

      ما برای رسیدن به مقصد و هدفهایمان باید بهانه هایمان را کنار بگذاریم 

      بخدا من با همین مطالب وفایلهای رایگان کلی سايز کم کردم و از سايز ۵۲به سايز ۴۸رسیدم ازنظر من اینها رایگان نیستند چون من دارم بهایش را با وقت و زمانی که میگزارم میپردازم برای این هم خیلی ها میگن که تو حوصله داری منکه نمی توانم من وقت ندارم ولی من با صبر و حوصله و در آرامش به کار خودم ادامه می دهم و خیلی از دردهایم کم شده 

      و من در این سایت به راهم ادامه می دهم و خواهم داد 

      من تازه متوجه شدم که بخاطر درد پاهام پاهایم را با فاصله وکج می گذارم حتی وقتی سعی می کنم آرام راه برم و بدنم راصاف نگه دارم تا کسی متوجه نشه ولی باز متوجه شدم که باز پاهایم را با فاصله وکج میگزارم درسته کمی خوب شده ولی نه به اون اندازه حالا دارم تمرین می کنم که پاهایم را کیپ نگه دارم و آرام راه بروم تا درمان شوند واین برایم خیلی مهم است 

      من از وقتی که در این سایت هستم به چند نفر از فامیل و دوست وآشنا گفتم وپیشنهاد دادم اما اونها اطمینان ندارند که هیچ بهانه های مختلفی هم دارند و دنبال روش‌های هستند که سریع تر لاغر شوند. 

      یکی دخترعمویم بود که بهش پیشنهاد دادم اما اون گفت که من حوصله ندارم می خواهم سریع لاغر شوم و عمل بای پس انجام داد و خطرناکترین راه رو انتخاب کرد 

      اما من به این مسیر اطمینان و ایمان کامل دارم و می دانم تنها روشی است که من رو به رویاوارزویم می رساند چون روش‌های دیگر من رو خسته و حالم روبد می کردند 

      در این مسیر نه برایمان برنامه غذایی داده شده نه ورزش نه زمان برایمان تعیین شده، ما همه نسبت به درک خودمان می توانیم از محتوای آموزشی بهره ببریم وبرای هر فردی این درک متفاوت هستش 

      من در شروع این مسیر هر روز چاقی جلو  چشمانم بود حتی بیشتر هم شده بود این را از لباسهایم می فهمیدم ولی می دانستم که قدرت در درون خودم نهفته است و ما انتخاب شده خداوند هستیم و این قدرت و لیاقت را در ما دیده و ما را به این مسیر زیباهدایت کرده خیلی ها به رنج کشیدنشان عادت می‌کنند و هر رنجی را در زندگی تجربه می کنند مثل چاقی. فقر و فلاکت مثل اختلافات زندگی. واینها برایشان عادی می شود 

      ما باید بهانه ها را کنار بگذاریم و تنها یک دلیل در زندگی برای خودمان قائل شویم اون هم موفق شدن. لاغر شدن. شاد بودن. ثروتمند و پولدار شدن و رابطه عالی با خانواده و اطرافیان 

      ما باید برای لاغرشدنمان در این مسیر باید استمرار و تکرار و با ادامه دادن وبا دریافت کردن محتوای آموزشی، چاقی را از ذهن‌مان پاک کنیم و به رویاوارزویمان که لاغرشدن است برسیم 

      برایم همیشه میگفتن چون تحریک زیادی نداری و همیشه در خانه می مانی بخاطر همون چاقی خوب من هم در ذهنم می گفتم راست می گویند و قبول می کردم

       برایم میگفتن که زیاد میخوابی و زیاد خوابیدن چاق میکند وباز قبول می کردم 

      می گفتن که تو ژن چاقی داری و خانواده پدریت چاق هستند زیاد به خودت فشار نیار

       و این رو هم می‌گفتند که هی رژيم می گیری و ول می کنی بخاطر همون لاغر نمی شوی تواراده نگهداری از لاغریت را نداری و من همیشه این حرف ها را قبول می کردم 

      چراقبول میکردم نمی دانم. 

      من همیشه فکرمیکردم که پرخوری کردنم من رو چاق می کند این فرمول (نه اینکه حالا پرخوری کنم)خوردن موادغذای در ذهنم هنوز بصورت کم رنگ وجود دارد 

      اما من به خدای خودم اعتماد.ایمان و باور دارم و خودم را به خدا می‌سپارم و میدانم که در این مسیر به رویای و آرزویم می رسم 

      چون من قدرتمندانه در این مسیر قدم گذاشتم و روز به روز به نتیجه ای که می خواهم برسم نزدیک ونزدیکتر می شوم 

      ومن هميشه سپاسگزار خداوندمهربان و استادگرامی هستم 

      همیشه در این مسیر با قدرت. اطمینان و با ایمان و پر انرژی قدم می گذارم تا به رویای و خواسته های که دارم برسم 

      خدایا عاشقانه دوستت دارم 

      همراهان عزیز همیشه در راه بدست آوردن آرزو ها و رویاهایتان قدم بردارید  

      یاحق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Susan behrad
      ۱۴۰۴/۱۱/۱۷ ۱۶:۲۷
      مدت عضویت: 1789 روز
      امتیاز کاربر: 10340 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,058 کلمه

      سلام به خدایی که در این نزدیکی است ومن به زمان بندیش اعتماد دارم 

      سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری 

      مسیر لاغری من صدگام 

      اگر بهانه داری، لاغر نمی شوی، پیش نیاز لاغری با ذهن فقط یک چیزه 

      من خودم یادم نمی آید که برای لاغر شدنم بهانه ای داشته باشم من همیشه دوست داشتم که خودم را لاغر کنم و هر کاری از دستم بر می آمد برای لاغری خودم انجام می دادم من از همان کودکی دوست داشتم که لاغر شوم و از سن ۸-۹ سالگی شروع کردم که خودم را لاغر کنم چون من از زمان کودکیم از چاقیم عذاب کشیده بودم وچون در همون سن پایین نمی توانستم با هم سن و سال‌های خودم بازی کنم عذاب می کشیدم، کمی که بزرگتر شدم چون نمی توانستم مثل هم سن و سال های خودم لباس بپوشم عذاب می کشیدم، نمی توانستم دوچرخه سواری کنم عذاب می کشیدم چون من عاشق دوچرخه سواری بودم اما بخاطر چاقیم از همه خواسته هایم گذشته بودم وهمین عذاب کشیدن بود که مرا همیشه وادارمیکردکه به فکرلاغری باشم همچنین در سن بالا دیگر عذاب کشیدنم خیلی زیادتر شد چون راه رفتن برایم دشوار شده بود، نشستن و بلند شدن، حتی کار کردن در خانه برایم مشکل شده بود، وهمیشه درد کمر و پا داشتم وحتی نفس کشیدن برایم مشکل شده بود 

      من از همان کودکی با رنج کشیدن از چاقیم بزرگ شدم و همیشه در حال عذاب کشیدن بودم 

      من هم مثل استاد از کودکی با چاقیم دست و پنجه نرم کرده بودم و حالا که اینجا هستم و

       می توانم با کمک استاد و با گوش کردن به گفته هایشان می توانم فرمولهای ذهنیم را تشخیص بدهم ما نمی توانیم فرمولهای ذهنیمان و برای شناختن جهان هستی یک شبه این مسیررا طی کنیم و اصلاحشان کنیم و حالا که می توانیم نسبت به قبل خودمان بهتر عمل کنیم و راحت‌تر شرایطمان را بپذیریم و بطور سطحی به موضوعات نیندیشیم و به اون چیزهایی که در زندگیمان داریم توجه کنیم و وقتمان را برای خودمان و حال خوبمان بگذاریم و این خیلی برایمان ارزشمند است 

      من از زمانی که در این مسیر زیبا قرار گرفته‌ام تلاش می کنم مسئله ای که پیش می آید و حالم را بد می کند بتوانم حلش کنم و از درون آرامش داشته باشم 

      من قبلا طوری زندگی می کردم که همه چیز برایم تکراری شده بود شب می خوابیدم و صبح بیدار می شدم و این همیشه تکرار می شد و من زندگی بودن عشق را تجربه می کردم چون همیشه ورودی‌های ذهنم پر از استرس، ترس، ناله، گله و شکایت، و پر از عذاب بود و…….

      و همیشه مرا با کسانی آشنا می کرد که خودشان پر از مشکل بودند 

      من برای چاقیم خیلی دلایل زیادی داشتم چون همیشه بهم گفته بودند که تو ارثی چاق هستی و ژن چاقی داری و مثل خانواده پدرت چاقی به تو ارث رسیده است و بخاطر همین از همان بدو تولدت چاق بدنیا آمده ای، گفته بودند که تو تحرکت کمه زیاد کار نمی کنی ورزش نمی کنی پیاده روی نمی کنی ،همیشه می گفتند که زیاد می خوابی، می گفتند که من استعداد چاقی دارم و لاغر شدن برایم امکان ندارد، می گفتند  چون استرس و اضطراب، پرخوری عصبی، و…..داری لاغر نمی شوی من هم باور کرده بودم و چون همیشه فکر می کردم من اينگونه هستم لاغر شدن برایم غیر ممکن است 

      ولی حالا که چند سال است  در این مسیر زیبا قرار گرفته‌ام فهمیدم که تمام اونها اشتباه بودند و من خودم را از قید اونها رها کردم و حالا می فهمم که چاقیم ذهنی هستش نه بشقاب غذایم 

      من همیشه بخاطر لاغر شدنم بهم برنامه رژیمی می داند و می گفتند که باید طبق این برنامه که برات دادیم پیش برو تا لاغر شوی و من هم بخاطر همین چند بار به دکتر تغذیه مراجعه کرده بودم 

      و حالا من در این مسیر زیبا بذر لاغری را در ذهنم کاشته ام و دارم آبیاریش می کنم و مراقبت می کنم که دوباره علفهای هرز رشد نکنند و بذری که کاشتم از بین نرود 

      و حالا بخاطر چاقیم دوست ندارم که زندگیم را متوقف کنم چون حالا دیگر الویت اصلیم لاغری نيستش اما در بین خواسته هایم به لاغر شدنم هم فکر می کنم چون حالا من به جسم و اندام خودم ارزش قائل هستم و بهش احترام می گذارم 

      و حالا می فهمم که اگر حال و دلم خوب نباشه و سپاسگزار نباشم و هر چقدر به زبان بگویم خدایا شکرت اما از درون حالم بد باشد یعنی اصلا شکر گزار خداوند نیستم اما از وقتی که اینجا هستم و در زمان حال زندگی می کنم و احساسم را و حالم را خوب نگه می دارم شکر گزار خداوند هستم 

      من از زمانی که در این مسیر زیبا قرار گرفته‌ام بهانه هایم را کنار گذاشتم و وقتی که می بینم استاد گرامی و دوستان توانستند به تناسب اندام ایده آلشان برسند پس من هم می توانم لاغر شوم 

      وهمیشه به خودم می گویم که من فقط یک راه حل دارم اون هم لاغر شدن ورسیدن به تناسب اندام ایده آلم است 

      من یا لاغر می شوم یا باید لاغر شوم و یا لاغر می شوم یا می میرم

       من در این مسیر با گوش کردن به فایلهای آموزشی و خواندن مطالب آموزنده و استمرار کردن و تکرار کردن و ادامه دادن و انجام دادن تمریناتم و بودن در این مسیر زیبای لاغری با ذهن لاغر می شوم و خواهم شد 

      من در این دوره‌های رایگان به نتایج خوبی رسیده ام نه تنها در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیم و هر کسی که بگوید من از این دوره‌ها نتیجه ای نگرفته ام دارد بهانه می آورد 

      و حالا من هر روز بدون بهانه داشتن با راهنمایی‌های استاد گرامیم و همراهان عزیزم که در این مسیر با هم در حال حرکت کردن هستیم و با ادامه دادن مان به مقصد و هدفی که داریم خواهیم رسید 

      من از چند سال پیش که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفته‌ام و از آموزش‌های ارزشمند استاد عزیزمان استفاده می کنم کلی حال و هوایم تغییر کرده است و خیلی از بیماری هایم از بین رفته است دارم در این مسیر، شاداب‌تر، زیباتر، جوان‌تر، خوشحال‌تر، پرانرژی تر، اعتماد به نفس بالاتر، سبک بال تر بدون ترس از خوردن و…زندگی خوبی را تجربه می کنم فقط کمی آرتروز زانوهایم اذیتم می کند اون هم نمی دانم با متناسبتر شدنم از بین خواهد رفت و کم خواهد شد یا نه؟

      استاد ممنونم با اینهمه آگاهی‌های ناب که به ما انتقال می دهی خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 18