بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بیرحمی که هی میان میشینن رو دوش آدم و میگن:
📍 این نوشته، پیشنیاز دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌
«بچه داری، شوهر همکاری نمیکنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جملهی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بیخیال لاغر شدن!
✍️ در ادامه بریم سراغ شناسایی بهونهها؛ بعدش توی گام ۱ وارد اصل مسیر میشیم.
در این جلسه میآموزیم:
🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»
راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅
هر بار که رژیم رو ول میکردم، میرفتم سراغ یکی از بهونههام و باهاش خودم رو توجیه میکردم:
«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»
«مگه میشه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»
«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»
ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:
تا کی میخوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت میخواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالشهای فانتزی لاغر شدن باشی؟
و همونجا بود که فهمیدم…
💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب میکرد بهجای حرکت!
تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:
🌪️ شناسایی بهونهها
🧠 بررسی ریشههای ذهنیشون
🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون
اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونههات بندازی…
آمادهای با هم یکییکی خطشون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونهی شماره یک: وقت ندارم!
این یکی رو که دیگه همهمون استادیم توش!
«وای من سر کارم»،
«بچه دارم»،
«صبح تا شب تو ترافیکم»
یا حتی:
«اصلاً وقت نمیکنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫
ولی بذار یه سؤال بپرسم:
واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اونقدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟
🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز میکنی، نه اینکه بندازیش ته لیست.
خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:
نگاهم به خودم.
🧬 بهونهی شماره دو: ژنمون اینجوریه!
آه… ژن عزیز!
چاقی ارثیه…
ما خانوادگی همینیم…
مامانمم لاغر نمیتونه بشه…
پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷♀️
درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اونقدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!
😏 اگه ژنتیک همهچیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟
مشکل اصلی، عادتهای فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل میشه، نه فقط ژن!
یک مطالعه مهم که در مجله بررسیهای طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان میدهد که ژنهای مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آنها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان میکند که بیشتر تأثیرات ژنها را میتوان از طریق اصلاح فرمولهای پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.
🍩 بهونهی شماره سه: نمیتونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم
بیاین با هم صادق باشیم…
قرمهسبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بویدارِ داغ…
کی میتونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤
ولی واقعاً برای لاغری قراره همهی خوشیهای دنیا رو حذف کنیم؟
نه عزیز دل!
ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:
🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت میگذره، نه تو بشقابت!
وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.
تو یاد میگیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.
جالبه نه؟ 😊
🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!
تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:
ذهنم نمیخواد تغییر کنم.
چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…
و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونهها رو میسازه تا ما رو همونجا که هستیم نگه داره.
🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچوقت تغییر نمیکنی.
✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومتها رو بشناسی و یکییکی ازشون عبور کنی.

🎯 پیشنیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانهها
راستش اون روزها اصلاً نمیدونستم که یکی از مهمترین قدمهای لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهمتر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!
قبلاً هرجا میرفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی میدادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزشهای عجیبغریب که باید مو به مو اجراش میکردم.
هیچکسی ازم نپرسید:
«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»
فقط میگفتن: «این برنامهس. انجامش بده و حرف نزن!»
اما وقتی کمکم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیلهای واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…
احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.
دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفتهشده هست.
تا قبل از اون، همیشه فکر میکردم خدا یا خانوادهم باعث چاقی منن.
انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.
اما وقتی آگاهیم بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجاتبخش رو فهمیدم:
پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار میکنیم.
و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم میاومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟
ولی خدا بهم لطف کرد…
قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علتها.
و همین کشفها، کمکم ترسهامو کم کرد، بهونههامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشنتر بشه.
ماهها گذشت.
من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمولهای پنهان چاقی در ناخودآگاه.
تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بیاینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.
کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.
و اون نشونهها بهم گفتن:
✅ «درست اومدی! راهت همینه!»
انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.
چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچوقت موفق نشده بودم.
همهاش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سالها مثل سایه همراهم بودن.
اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، میتونم با اطمینان بگم:
💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونهای براش نمیمونه!
من؟
یه نمونهی زندهم برای تمام بهانه برای لاغر نشدنهایی که آدمها میارن:
- از بچگی چاق بودم.
- بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
- ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
- چربیهام قدیمی و سفت و لجباز بودن.
- کارم پشت میزه.
- اهل تحرک نیستم.
- هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
- غذام هم مثل همهی آدمهای چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.
ولی ذهنم رو تغییر دادم…
و بهونهها رو کنار گذاشتم.
❗ هر کسی که هنوز میگه “من نمیتونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.
و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامهای جواب نمیده!
اما اگه بهونههاتو بریزی دور، ذهن تو آماده میشه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکسهاشون توی آلبوم «شگفتیسازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.
ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.
و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.
🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.
اگه نفس میکشی، یعنی میتونی لاغر بشی.
به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…
✍️ تمرین آموزشی 📖
مهمترین پیشنیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک میکند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدنهای خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.
🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدنهایی که در گذشته باعث شدهاند برای رسیدن به اهدافتان اقدام نکنید، فهرست کنید.
🎭 بهانهها دو نوعاند:
۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربیهام قدیمیه» و…
✨ حالا بنویس:
- کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
- برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانعکننده برای مقابله باهاش بنویس.
- احساست رو درباره زمانی که لاغر میشی توصیف کن.
- تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگیت ایجاد میشه رو هم بنویس.
📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.
📻 رادیو لاغری
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 333 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم و دوستان همراهم.
اگه بهونه داری لاغر نمیشی .
امروز قراره دنبال بهونه هام بگردم .
چه بهانه هایی آوردم که سد راه من بودن برای متناسب شدن .
وقتی شروع کردم بزرگترین بهانه ی من زمان بود و من می گفتم وقت نمیشه که آموزش ها رو درست انجام بدم .
حقیقتش زمان ورودم خوب زندگی که اونموقع داشتم متفاوت بود چون زمان زیادی صرف تلویزیون میشد چون با همسرم که بازنشسته هست فیلم میدیدم و نگرشم این بود که گناه داره ، تنهاست من کنارش باشم ،همین مورد تا بیام درستش کنم کلی زمان برد .
کارهای خونه که نگو ،اون زمان به نظرم اصلا تمومی نداشت و به هیچ کاری نمی رسیدم و همیشه هم مشغول بودم و هم ناراضی تا اینکه اینجا یاد گرفتم زندگیمو مدیریت کنم .
چطوری ؟
نظم دادم به کارام و الان هم راضیم و هم کارام سر موقع تموم میشه .
و اینکه خواستمو کوچک کردم .
هر روز مقداری کار کافیه ،لازم نیست هر روز تمام وقتم صرف کار بشه ،باید یک تایمی هم برای من باشه و من برای خودم زندگی کنم و لذت ببرم .
یک زمانی همیشه دعا می کردم کاش من ۲۴ ساعت بیشتر داشتم و می تونستم استفاده کنم در حالیکه الان همین تایم کافیه فقط بلد نبودم زندگی کنم ،الان دارم یاد می گیرم ،خیلی بهتر شده و دوست دارم بهتر هم بشه.
الان خداروشکر این بهونه رفع شده .
من خداروشکر بهونه ی ژن ها رو ندارم و نداشتم .
درسته مامانم هم چاقه و همیشه می گفتم به خاله اش رفته ،ولی برای خودم هیچ وقت فکر نکردم به مامانم رفتم چون مامانم متاسفانه خیلی چاق هست و من هیچ وقت اون اندازه چاق نبودم ،اگه بودم شاید این بهونه رو هم داشتم.
بهونه ی غذاهای خوشمزه رو که داشتم و دارم .
لذت بردن از خوردن ،اصلا بعضی از غذاها برام حکم خاطره بازی داره .
از بعضی غذاها حسم بهتر میشه فکر کنم شاید برای همون خاطرات خوش باشه .
ولی بهونه ام تا حالا نبوده که بگم بخاطر غذاها و طعم هاشون نمی خوام متناسب بشم یا نتونم ازشون بگذرم .
توی دوران رژیم خیلی ساده و آسون از خیلی هاش گذشتم و الان که فکر می کنم ، میبینم درسته به خاطر فشار ذهن چاق و زمزمه هاش درد داشته ولی من تونستم و پس حالا که زمزمه های ذهنم کمرنگ تر شده و حرص و ولع خوردنم به حداقل رسیده پس برام بهونه ای نیست که بخوام ،بیارمش .
از دیگه بهونه های من دور ریختن غذاهای اضافیه ،اصلا شاید اصل کاری باشه .
الان که شکر خداوند ،آموزش می بینم و تا حدودی تونستم نگرشم رو تغییر بدم و ترس از گرسنگی رو کمرنگ کنم ،تقریبا غذا هم به اندازه درست می کنم و دور ریزم به حداقل رسیده .
آخه قبل از آموزش ها ،ترس از گرسنه موندن داشتم و کلی غذا درست می کردم و وقتی اضافه میومد عذاب وجدان داشتم ولی حالا به لطف شما ،استاد خیلی وضعیتم بهتره و راضی هستم و منتظرم روزی عالی بشه .
مورد بعدی مقاومت ذهنیه .
راستش قبلا اصلا نمیدونستم ذهنی هم هست که بدونم مقاومتش چی باشه .
از وقتی شناختمش ،اینم یاد گرفتم که خوشش نمیاد تغییر کنه چون فکر می کنه امنیتش بخطر می افته .
ولی خداروشکر راه راضی کردنش رو هم بهمون یاد دادید ،پس بهونه ای برای اینم ندارم .
راستش نکته ی مهم برام این جمله است که تغییر یعنی درد ،تلاش،ابهام .
این نکته باعث شده خیلی از مطالب سایت رو نخونم ،یادمه وقتی چله ی تغییر زندگی شروع شد و من مقدمه رو کار کردم از درد و یاد آوری گذشته فرار کردم .
حالم خوب بود دلم نمی خواست خراب بشه .
استاد عطارروشن من خیلی توی این سایت انگار له شدم و مچاله شدم و دوباره بلند شدم .
اینقدر حالم بد می شد از خوندن بعضی مطالب که داغون می شدم .
و ذهنم بهم گفت باز می خوای حال خوبت رو خراب کنی و من تسلیم شدم .
همین الانم جرات ندارم خیلی از مطالب سایت رو بخونم ،دیگه اون قدرت بلند شدن دوباره رو در خودم نمی بینم .
ولی باید اعتراف کنم که بعدش خیلی ساخته شدم و از نو متولد شدم ولی متاسفانه ترس همیشه گریبان منو می گیره .
خوب ولش کنید از موضوع دور شدیم .
یک جمله ی فوقالعاده نوشته بود که :
واقعا دلت می خواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیر چالش های فانتزی لاغر شدن باشی ؟
خیلی بهش فکر می کنم .
خیلی مهمه این سوال .
من چطوریم ؟
واقعا نمیدونم .
دوست دارم جوابشو برای خودم پیدا کنم .
امروز قراره با بهانه هامون خداحافظی کنیم .
باید راهشو پیدا کنیم و رفعشون کنیم .
استاد شما همیشه می گید اگه تناسب اولویت شما باشه براش بهانه ای ندارید .
خیلی وقته دنبال یک هدف مهم می گردم .
من واقعا چی می خوام ؟
چرا دارم این کارها رو انجام میدم ؟
تناسب اندام کجای زندگی منه ؟
من قاطع نیستم برای خواسته ام .
امروز صبح زود این فایل رو دیدم و گوش دادم و دارم بهش فکر می کنم .
باید یک بار برای همیشه جای تناسب اندام رو پیدا کنم .
ذهنم خیلی درگیر و شلوغه ،اشکالی نداره ادامه میدم ،مطمئنم جواباش همین جاست.
منم ،مثل شما وقتی دلیل چاقیمو یاد گرفتم و مسولیت چاقی رو برعهده گرفتم ،تنفرم از خودم و از چاقی و کوله بار سنگین چاقی و فشارهاشو ،تونستم رها کنم .
سبک تر شدم ،حالم بهتر شد و امیدوارتر شدم .
الان واقعا تلاش می کنم بهانه ای برای کوتاهی هام نتراشم.
بهانه ها رو کار منفی باف می دونم .
راستی حالم با منفی بافم خوبه ،فکر می کنم اونم داره مسولیت خودشو خوب انجام میده ،منم باید ازش یاد بگیرم که کارمو به نحو احسنت انجام بدم .
الان کارم با منفی باف مثل بازی طناب کشی میمونه ،باید ببینیم آخر کی اون یکی رو می کشه اون ور خط .
اینم جمله رو هم دوست داشتم .👇👇
اگه هنوز نفس می کشم یعنی من می تونم لاغر بشم .
خیلی حالم خوبه بازم نوشتم .
ببخشید اگه خیلی پرش دارم به این ور و اون ور .
هر روز سعی می کنم بهتر بنویسم .
استاد بی نهایت ممنونم از شما .
در پناه حق باشید 🙏🌷🌸🌼
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با عرض سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم و دوستان متناسبم.
بهانه بی بهانه
افراد موفق کسانی هستند که بهانه ای برای نرسیدن به آرزوهاشون ندارن .
آرزوی من تناسب اندام است و مهم ترین دلیل نرسیدن من دلایلی هست که برای چاق بودن دارم .
من پرخوری عصبی دارم .
من غذاهای اضافه رو می خورم اسراف نشه.
من باید کنار خانواده باشم و غذا بخورم .
و…..
اولین گام برای اینکه بتونم به موفقیت برسم اینه که دلایل چاقی خودم رو بشناسم و به خودم ثابت کنم که این یک باور اشتباه هست و یک بهانه برای نرسیدن .
از وقتی با این سایت فوقالعاده آشنا شدم و با ذهن و افکار اشتباه خودم دلایل زیادی پیدا کردم برای چاقی و همین بهانه ها منو تا حالا از تناسب اندام محروم کرده .
حالا که دلایل چاقی رو شناختم، میدونم من مقصر چاقی خودم هستم چون هر چی شنیدم رو باور کردم و انتظاری در من بوجود آورد و باعث چاقی من شد.
حالا که من مقصر چاقیم هستم میدونم که من هم می تونم تناسب اندام رو به خودم هدیه کنم .
هر بار که رژیم گرفتم و موفق نشدم باعث شد یک دلیل برای لاغر نشدن پیدا کنم ولی نشد یکبار بگم راه و روش اشتباهه .
پس شروع کردم به بهانه ساختن تا خودم رو تبرئه کنم .
اما حالا دیگه نه .
میدونم هیچ بهانه ای دیگه وجود نداره .
همه ی بهانه ها رو استاد داشتن ولی لاغر شدن ،پس من می تونم متناسب بشم .
بهانه های مختلف مثل ارث، بی تحرکی ،غذاها ،سحرخیزی . اینا همه فقط و فقط بهانه است و فرمول اشتباه .
اگر نفس می کشم پس قابلیت لاغر شدن دارم .
مهم ترین نکته اینه که باید با همین شرایط بهترین زندگی رو خلق کنم و در کنارش به تناسب اندام برسم .
بزگترین اشتباه اینه که همهچی رو تعطیل کنم تا متناسب بشم و بعد زندگی و اینکار باعث میشه روز به روز حالم خراب بشه و از تناسب اندام هم نتیجه نگیرم .
نکته ی بعدی اطمینان به مسیرم هست .
اینکه کاری نباید انجام بدم و فقط باید چاقی و دلایلش رو از ذهنم پاک کنم ،شاید منو به شک بندازه که آیا نتیجه می گیرم یا نه اینم به این خاطر هست که من تا حالا با رژیم و ورزش متناسب شدم و کاری انجام دادم و این فرمول رو در ذهنم ایجاد کردم که تا کاری نکنم و رنجی نبرم از تناسب خبری نیست .
ولی استاد و دوستان این کارو انجام دادن و من با دیدن اونها به این باور می رسم که شدنی هست .
حتی من در خودم تغییرات زیادی دیدم و ایمان دارم شدنی هست .
نکته ی مهم زندگی اینه که هر چیزی رو شنیدید باور نکنید ،همین باور کردن عامل اصلی چاقی من شده .
از وقتی با سایت آشنا شدم دیگه هر چیزی رو باور نمی کنم و خداروشکر می کنم که ذهنم آسوده تر شده .
بهانه ها رو کنار میذارم و به لطف خدا شگفتی ساز می شوم.
استاد عزیز و گرامی بسیار از لطف و مهربانی شما سپاسگزارم 🙏🌼
در پناه حق باشید .