0

اگر بهانه داری، لاغر نمی‌شی! پیش‌نیاز لاغری با ذهن فقط یک چیزه

بهانه برای لاغر نشدن
اندازه متن

بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بی‌رحمی که هی میان می‌شینن رو دوش آدم و می‌گن:

📍 این نوشته، پیش‌نیاز دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌

«بچه داری، شوهر همکاری نمی‌کنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جمله‌ی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بی‌خیال لاغر شدن!

✍️ در ادامه بریم سراغ شناسایی بهونه‌ها؛ بعدش توی گام ۱ وارد اصل مسیر می‌شیم.

🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»

راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅

هر بار که رژیم رو ول می‌کردم، می‌رفتم سراغ یکی از بهونه‌هام و باهاش خودم رو توجیه می‌کردم:

«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»

«مگه می‌شه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»

«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»

ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:

تا کی می‌خوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت می‌خواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالش‌های فانتزی لاغر شدن باشی؟

و همون‌جا بود که فهمیدم…

💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب می‌کرد به‌جای حرکت!

تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:

🌪️ شناسایی بهونه‌ها

🧠 بررسی ریشه‌های ذهنی‌شون

🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون

اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونه‌هات بندازی…

آماده‌ای با هم یکی‌یکی خط‌شون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونه‌ی شماره یک: وقت ندارم!

این یکی رو که دیگه همه‌مون استادیم توش!

«وای من سر کارم»،

«بچه دارم»،

«صبح تا شب تو ترافیکم»

یا حتی:

«اصلاً وقت نمی‌کنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫

ولی بذار یه سؤال بپرسم:

واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اون‌قدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟

🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز می‌کنی، نه اینکه بندازی‌ش ته لیست.

خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:

نگاهم به خودم.

🧬 بهونه‌ی شماره دو: ژن‌مون اینجوریه!

آه… ژن عزیز!

چاقی ارثیه…

ما خانوادگی همینیم…

مامانمم لاغر نمی‌تونه بشه…

پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷‍♀️

درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اون‌قدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!

😏 اگه ژنتیک همه‌چیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟

مشکل اصلی، عادت‌های فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل می‌شه، نه فقط ژن!

یک مطالعه مهم که در مجله بررسی‌های طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان می‌دهد که ژن‌های مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آن‌ها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان می‌کند که بیشتر تأثیرات ژن‌ها را می‌توان از طریق اصلاح فرمول‌های پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.

🍩 بهونه‌ی شماره سه: نمی‌تونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم

بیاین با هم صادق باشیم…

قرمه‌سبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بوی‌دارِ داغ…

کی می‌تونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤

ولی واقعاً برای لاغری قراره همه‌ی خوشی‌های دنیا رو حذف کنیم؟

نه عزیز دل!

ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:

🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت می‌گذره، نه تو بشقابت!

وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.

تو یاد می‌گیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.

جالبه نه؟ 😊

🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!

تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:

ذهنم نمی‌خواد تغییر کنم.

چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…

و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونه‌ها رو می‌سازه تا ما رو همون‌جا که هستیم نگه داره.

🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنی.

✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومت‌ها رو بشناسی و یکی‌یکی ازشون عبور کنی.

بهانه برای لاغر نشدن

🎯 پیش‌نیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانه‌ها

راستش اون روزها اصلاً نمی‌دونستم که یکی از مهم‌ترین قدم‌های لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهم‌تر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!

قبلاً هرجا می‌رفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی می‌دادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزش‌های عجیب‌غریب که باید مو به مو اجراش می‌کردم.

هیچ‌کسی ازم نپرسید:

«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»

فقط می‌گفتن: «این برنامه‌س. انجامش بده و حرف نزن!»

اما وقتی کم‌کم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیل‌های واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…

احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.

دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفته‌شده هست.

تا قبل از اون، همیشه فکر می‌کردم خدا یا خانواده‌م باعث چاقی منن.

انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.

اما وقتی آگاهی‌م بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجات‌بخش رو فهمیدم:

من خودم مسئول چاقی‌م هستم.

پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار می‌کنیم.

و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم می‌اومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟

ولی خدا بهم لطف کرد…

قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علت‌ها.

و همین کشف‌ها، کم‌کم ترس‌هامو کم کرد، بهونه‌هامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشن‌تر بشه.

ماه‌ها گذشت.

من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمول‌های پنهان چاقی در ناخودآگاه.

تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بی‌اینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.

کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.

و اون نشونه‌ها بهم گفتن:

✅ «درست اومدی! راهت همینه!»

انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.

چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچ‌وقت موفق نشده بودم.

همه‌اش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سال‌ها مثل سایه همراهم بودن.

اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، می‌تونم با اطمینان بگم:

💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونه‌ای براش نمی‌مونه!

من؟

یه نمونه‌ی زنده‌م برای تمام بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که آدم‌ها میارن:

  • از بچگی چاق بودم.
  • بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
  • ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
  • چربی‌هام قدیمی و سفت و لج‌باز بودن.
  • کارم پشت میزه.
  • اهل تحرک نیستم.
  • هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
  • غذام هم مثل همه‌ی آدم‌های چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.

ولی ذهنم رو تغییر دادم…

و بهونه‌ها رو کنار گذاشتم.

❗ هر کسی که هنوز می‌گه “من نمی‌تونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.

و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامه‌ای جواب نمی‌ده!

اما اگه بهونه‌هاتو بریزی دور، ذهن تو آماده می‌شه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکس‌هاشون توی آلبوم «شگفتی‌سازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.

ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.

و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.


🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.

اگه نفس می‌کشی، یعنی می‌تونی لاغر بشی.

به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…

✍️ تمرین آموزشی 📖

مهم‌ترین پیش‌نیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک می‌کند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدن‌های خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.

🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که در گذشته باعث شده‌اند برای رسیدن به اهداف‌تان اقدام نکنید، فهرست کنید.

🎭 بهانه‌ها دو نوع‌اند:

۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربی‌هام قدیمیه» و…

✨ حالا بنویس:

  • کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
  • برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانع‌کننده برای مقابله باهاش بنویس.
  • احساست رو درباره زمانی که لاغر می‌شی توصیف کن.
  • تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگی‌ت ایجاد می‌شه رو هم بنویس.

📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخ‌ت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.20 از 333 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30924
247 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۳/۰۴/۲۰ ۲۳:۱۸
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 821 کلمه

      به نام خداوندی که بی بهانه دوستم دارد 

      سلام خدمت استاد ارجمند و همه دوستان 

      بهانه بی بهانه

      بهانه چیزی هست که من در اون استاد بودم .

      بهانه های من اکثرا بخاطر تنبلیم بودند.

      هر چقدر وزنم بیشتر بود تنبلتر بودم.

      همین بهانه آوردنها باعث شد خیلی جاها و خیلی وقتها نتونم در لحظه ،زندگی کنم و شاد باشم و لذت ببرم .

      • تمرین شماره ۱
      • بهانه هایی که در گذشته داشته اید و مانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید.

      هر روز کلی پرخوری میکردم و بهانه ام این بود من فعالیتم زیاده ،جون ندارم باید بخورم. 

      دم سیکل ماهانه میشد بهانه میکردم دست خودم نیست بدنم شیرینی میطلبه و کلی شیرینی جات میخوردم.

      بعد شام و ناهار کلی تنقلات میخوردم و بهانه ام این بود موقع تماشای فیلم کیف داره خوردن.

      کارهام و ناقص و نیمه انجام می‌دادم بهانه ام این بود وزنم زیاده پام درد میگیره نمیتونم زیاد کار کنم.

      اهل پیاده روی و ورزش بودم یعنی مثل غذای روحم بود از وقتی فهمیدم مریضم ،خودم و باختم و تا یه کم فعالیت میکردم میگفتم دلم درد گرفت و اینقدر این تو ذهنم بزرگ شده بود که از ترس فکر نکردن به بیماری و درد نگرفتن دلم ترجیح دادم دیگه ورزش و پیاده روی نکنم .و واقعا بهانه تراشیدم .

      لباس نمیخریدم ،مهمونی نمیرفتم،نمیرقصیدم ،شاد نبودم، عکس نمیگرفتم ،بهانه میگرفتم من چاقم ،من زشتم ،و تا لاغر نشم این کارها رو انجام نمیدم .

      • تمرین شماره ۲
      • بهانه هایی که در گذشته مانع از اقدام شما برای لاغری شده اند را بنویسید.

      تصمیم میگرفتم کمتر بخورم بهانه میکردم که من قراره از فردا رژیم بگیرم این یه هفته رو بخورم و اندازه یک ماه تو اون یه هفته پرخوری میکردم .

      بهانه میکردم بدن من با بقیه فرق داره من یه مشکلی دارم که لاغر نمیشم و کلی دکتر و آزمایش میرفتم و هزینه میتراشیدم 

      تصمیم میگرفتم ورزش کنم اما هر بار دایورت میکردم و هر بار بهانه ای جور میکردم تا ورزش نکنم .یه روز میگفتم پام درد میکنه،یه روز دلم درد میکنه،یه روز باید برم بیرون و…….

      تا میخواستم برای لاغری اقدام کنم انگار تمام خوراکی ها ،حتی تابلوی مغازه ها به من فراخوان میزدن و جذاب‌تر میشدن ،یه تایمی جلو میرفتم بعد بهانه میکردم مگه چقدر زنده ام ،حیف این همه نعمت نیست و خیلی بیشتر از قبل میخوردم .

      • تمرین شماره ۳
      • بهانه های منطقی و بهانه های احساسی حرکت نکردن برای لاغر شدن یا رها کردن روش های لاغری را شرح دهید.
      • خوب وقتی خوب نگاه میکنم میبینم که :

      کلا زندگی من متوقف شده بود در این بهانه گیری ها 

      اونقدر ذهنم به مسائل اطرافش عادت کرده بود که هر تغییری که میخواستم بدم ،کلی صغری و کبری برام می‌چید و من در آخر مغلوب میشدم .و بهانه های ذهنی ام پیروز میشدن.

      کلی فرمول اشتباه دیگه که از اجتماع وارد ذهنم شده بود طی سالها و من عاجز و تسلیم همه اونها میدیدم خودم رو .

      خیلی از مشکلات و لذتهای زندگیم بخاطر دیگران زهر مار میشد .و کلا خودم و فراموش میکردم .چه برسه به توجه ام به لاغری 

      نمیدونستم خانه از پای بست ویرانه و دلیل تمام این حال خرابی ها همین ورودی های منفیه .

      مشکلات دیگران لحظات زندگیم و تلخ می‌کرد و من لکر میکردم و بهانه می آوردم اگر نسبت به مشکلات دیگران بی تفاوت باشم آدم خوبی نیستم و گناه دارم میکنم .

      و اونقدر خودم و درگیر مشکلات دیگران میکردم که دردی که من میکشیدم از صاحب اصلی درد بیشتر بود .

      • دلایل منطقی و احساسی خود برای مقابله با بهانه ها را شرح دهید.

      اما یه بهانه مهم دیگه من 

      من بهانه میارم نمیتونم پرخوری و قاطی خوری نکنم ،حیفه این نعمتهای لذیذه ،اما الان به ذهنم جواب این بهانه رو میدم 

      ذهن قشنگم خدا بی نهایت نعمت و لذایذ خلق کرده ،همه اش هم مال توست ،نه قحطی در راهه ،نه تموم میشن این نعمتها ،پس نترس و بهانه نیار ،هر چی میخوای به اندازه نیاز بدنت بخور و در خوردن اصراف نکن .

      چون همون خدایی که برای تو این نعمتها رو خلق کرده تا لذت ببری بارها و بارها گفته اصراف نکن و به بدنت ستم نکن و خیلی پرخوری و شکمو بودن و مضر برای خودت بیان کرده .

      اما الان ،امروز،اینجا،میخوام پایان بدم تمام بهانه ها رو 

      من دیگه دلیل و بهانه ای توی ذهنم برای چاقی نمیخوام داشته باشم.

      من میخوام این چاقی و تموم کنم .

      این بیماری همینجا تموم میشه .

      بدن من هر لحظه در حال نو کردن خودش و سلول سازیه 

      بیماری بی معناترین چیز در خلقت بدن هستش

      من به تمام نعمتهایی که دارم قانع و شکرگزارم.

      من سپاسگزار پروردگار بی نظیرم هستم که تحت هر شرایطی باشم بی بهانه دوستم داره و من و یاری میکنه .

      من اگر لاغر باشم حالم بهتره ،سالمترم ،شادترم ،زیباترم.

      لاغری مزایای زیادی برام داره و من به دنبال جلب و جذب تمام اون خوبیها در مسیر هدایتم گام برمیدارم .

      خدای خوبیها ای بهترینم از تو برای نعمات امروز سپاسگزارم 

      خدای عزیزم از تو سپاسگزارم که در مسیر حرکتم به سمت لاغری و سلامتی همراه و یاور من هستی .

      استاد بزرگوار از شما برای آموزش امروز سپاسگزارم و برایتان بهترینها را می‌خواهم. 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۹/۰۱ ۰۹:۳۹
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,223 کلمه

      به نام خداوند با عظمتم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات بهانه بی بهانه 

      • بهانه هایی که در گذشته داشته اید و مانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید.

      من در گذشته با موکول کردن تلاش برای رسیدن به اهدافم برای بعد همیشه جلوی موفقیت‌های خودم را گرفته ام .

      با غرق در گذشته شدن و مرور خاطرات بد و رنج دادن خودم و ترس از آینده و اضطراب‌های مبهم آینده لذت زندگی در زمان حال را از خودم سلب کردم و باز هم جلوی موفقیت های خودم در رسیدن به اهدافم را گرفته ام .

      مثلا وقتهایی که باید برای لاغری تلاش میکردم دچار این نجواهای ذهنی میشدم :”ول کن بابا حالا مگه چقدر زنده ای که همش رژیم بگیری ،بیخیال دنیا ارزش این همه زور زدن و تلاش و نداره مگه چاقی چشه ،من همینم که هستم هر کی میخواد بخواد هر کی نمیخواد به جهنم ؛حالا یه امشب و بخوریم حالش و ببریم تابعد خدا بزرگه ؛”

      و کلی از این بهانه ها داشتم تا اقدامی جهت رسیدن به هدف لاغری ام نکنم .

      • بهانه هایی که در گذشته مانع از اقدام شما برای لاغری شده اند را بنویسید.
      • در گذشته من یک سری بهانه های احساسی داشتم که مانع اقدام من برای لاغری می‌شدند و یک سری بهانه های منطقی داشتم که باعث توقف تلاش کردن من برای لاغری می‌شدند. 
      • بهانه های احساسی من بصورت نجواهای ذهنی منفی من را از انجام تلاش برای لاغری نا امید و دلسرد می‌کردند و به چاقی قدرت بیشتری می‌دادند 
      • مثلا :”اعتقاد داشتم وقتی رژیم میگیرم عصبی میشوم و حال و حوصله ندارم و اینقدر پرخاشگر میشدم که اطرافیانم می‌گفتند:” تو رو خدا رژیم نگیر “و من این باور را آنقدرقوی کرده بودم که وقتی میخواستم برای هدف لاغری ام رژیم بگیرم یاد این حالتم می افتادم و کلا بی خیال میشدم و میگفتم بی خیال فعلا حوصله اش را ندارم حالا بعدا یه فکری میکنم .و از تلاش کردن برای لاغری ام صرفنظر میکردم .
      • اما دلایل منطقی که در اثر تکرار بارها و بارهای انواع روش‌های لاغری در من بوجود آمده بودند هم اجازه تلاش برای رسیدن به لاغری را به من نمی‌دادند. 
      • به محض اینکه میخواستم رژیم بگیرم یا ورزش کنم با هزاران صغری و کبری چیدن برای خودم منطقی میکردم که این بار خم مثل دفعات قبل نتیجه ای نمیگیرم و بی فایده است و آنقدر با خودم بحث میکردم و نشد و نمی‌شود میکردم تا کلا بی خیال تلاش برای لاغری ام میشدم .
      • مثلا:”ول کن بابا این همه زور زدی دفعات قبل کجا رو گرفتی ،تو چاقی ات ارثیه ،سرنوشته؛شانسته؛فرم بدنت همینه ؛دیگه باید چه کار میکردی که نکردی؛”
      • و کلی بهانه های مختلف که من را از تلاش برای رسیدن به هدف لاغری ام منصرف می‌کرد و کلا قدرت را به چاقی میدادم و من هر روز چاقتر میشدم .
      • بهانه های منطقی و بهانه های احساسی حرکت نکردن برای لاغر شدن یا رها کردن روش های لاغری را شرح دهید.

      بهانه های احساسی که همگی بخاطر حس تنبلی و تن پروری و لذت های خوردن و خاطرات شیرین پرخوری در ذهنم بوجود می آمد و همگی آنها بر اساس اینکه من میخواستم آگاهانه علیه  تکرار و تجربه لذتهایم از خوردن و تنبلی بایستم بوجود می آمدند و من با اینگونه بهانه ها میخواستم آن خاطرات شیرین و آن لذتها را از دست ندهم .

      مثلا :”وای عجب پیتزایی کی دلش میاد از این پیتزا بگذره ،اینو بخورم حالا بعدا رژیم میگیرم ؛عجب پنیری به به ؛(مرور خاطرات پیتزا)و (مرور لذتهای خوردنهای قبلی)

      بهانه های منطقی هم که اصلا اساس کارکرد مغز است .

      مغز همیشه قبل از انجام هر کاری با استفاده از اطلاعات و تجربیات ذخیره شده در ذهن با منطق و استدلال تصمیم می‌گیرد کاری را انجام دهد یا انجام ندهد .

      ضرب المثل آدم عاقل از یک سوراخ چند بار گزیده نمی‌شود به خویی بیانگر این حالت منطقی و استدلال گر  مغز است .

      وقتی کسی بارها از روش‌های مختلف اقدام کرده برای لاغری اما نتیجه ای جز رنج و سختی و بیماری و آسیب جسمی و روحی را تجربه نکرده است خوب مسلم است وقتی می‌خواهد برای لاغری اقدام کند مغز بر اساس آن تجربیات کلی صغری و کبری بچیند از بی فایده بودن و بی اثر بودن و کلی ترس از نشدن را منطقی کند .و باعث نا امیدی و دلسردی از انجام تلاش برای رسیدن به هدف لاغری شود .

      • دلایل منطقی و احساسی خود برای مقابله با بهانه ها را شرح دهید.

      من در مقابل بهانه های احساسی ام اینگونه عمل میکنم که :

      لاغری بسیار با ارزش و لذت بخش است و لذت آن با لذت هیچ خاطره خوردنی قابل مقایسه نیست واقعا این همه در طول زندگی چاقم خوردم کجا را گرفتم ؟!!جز اینکه کلی صدمه به جسم و روح و ذهنم وارد کردم !!!؟چقدر با گفتن اینکه بی خیال حالا از فردا ،از شنبه ،رژیم میگیرم کلی پرخوری کردم و به خودم ستم کردم ؟!!!یعنی آن لذت زود گذر خوردن آنقدر ارزش دارد که من ساعتها و روزها و ماه‌ها و سال‌ها خودم را از انواع و اقسام لذتها مثل شادی و آرامش و دوست داشتن خودم و دیگران و خریدن و پوشیدن بهترین لباسها و با اعتماد به نفس بودن و ……..محروم کنم آن هم فقط برای یک لذت چند دقیقه ای و آنی ؟!!!آن هم برای خوردن و لذت چیزی که وقتی تبدیل به زباله یا فضولات می‌شود من حتی نگاه هم به آن نمیکنم ؛

      یعنی من اینقدر بی ارزشم که برای یک خوردنی بی ارزش که اگر چند ساعت یکجا بماند فاسد می‌شود و من حتی راحت آن را لایق سطل زباله میدانم بیایم و بدن زیبایم را زشت و نا متناسب و چاق کنم .بیایم و مثل وحشی ها بخورم و شان و شخصیت خودم را نابود کنم .آیا ارزش دارد ؟؟؟؟ !!!!!!!

      مسلم است که ارزش ندارد .من زمانی که مانند شخص متناسب با خوردنهایم برخورد میکنم لذت میبرم همین .

      من در مقابل بهانه های منطقی ام هم به خوبی می ایستم .

      اگر در گذشته من از هیچ روشی نتیجه نگرفته ام دلیلش واضح است چون من ابعاد مختلفی داشتم ولی تلاش میکردم تا فقط یک بعد را کنترل کنم تا لاغر شوم .

      شنیده ایم که طرف خواست ابرویش را بردارد زد چشمش را هم کور کرد .

      دفعات قبل ما همینطوری بودیم می‌خواستیم ابروی خودمان را برداریم (لاغر شویم)چشم خودمان را کور میکردیم (کلی فرمول اشتباه و مانع ذهنی در خودمان بوجود می آوردیم )

      اما این بار با همیشه کاملا متفاوت است 

      من ابتدا ذهنم را متناسب میکنم و با آموزش‌های اصول ذهنی ،فرمولها و موانع ذهنی ام را اصلاح میکنم و محتویات ذهنم را پر از  لاغری میکنم .(درمان بعد ذهنی )

      بعد با عملکرد رفتاری صحیح جسمم را لاغر میکنم ،به اندازه نیاز بدنم میخورم ،با فرمول‌های اشتباه قبلی نمی‌خورم(درمان بعد جسمی)

      و با ورزش کردن برای سلامتی و داشتن احساس لذت و شادی روحم را سرشار از شادی و انرژی میکنم (بعد روحانی)

      پر واضح است که اینبار چقدر متفاوت و زیبا در حال تلاش برای رسیدن به هدف لاغری ام هستم و دیگر منطقهای گذشته به هیچ وجه کار آمد نیستند چون علت اشتباه بودن آنها را می‌دانم. علت نتیجه ندادن آنها را کشف کرده ام و در این روش تمام آن ایرادات و نتیجه نگرفتنها اصلاح شده و فقط باید ماند و استمرار داشت و با اشتیاق و انگیزه بالا ادامه داد .

      خدای خوبم از تو سپاسگزارم که به من کمک کردی بتوانم بهانه های مختلفی که مانع لاغری ام بودند را شناسایی و رفع کنم .

      استاد سپاسگزارم برای آگاهی های خوب این دوره 

      الهی به امید تو  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مصی
      ۱۴۰۲/۰۳/۲۴ ۰۶:۴۷
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 247 کلمه

      سلام استاد عزیزم و دوستان همگام 

      بهانه بی بهانه چه زیبا گفتید واقعا تمام زندگی را با همین بهانه ها گذراندیم و توجیه کردیم خطاها تنبلی ها و عدم آگاهی خودمان را الان می‌گویم چرا زودتر یاد نگرفتی چطور باید با مشکلاتت روبرو شوی همیشه بهانه ای برای خودم ایجاد میکردم .

      بخور تا تازه است به به 

      بخور تا تموم نشده دیگه گیرت نمیاد

      بخور حالا از فردا دوباره رژیمی نمیتونی بخوری

      ای بابا حالا انگار چقدر زنده ای که هی رژیم و نخوردن 

      ته تهش مرگه دیگه بیخیال بزار لذت ببرم فعلا 

      ای بابا دو روز دیگه پیر میشی کلی درد و مرض دیگه حسرت میخوری چرا جوون بودم نخوردم و همش رژیم بودم پس الان بخور

      خوب حالا یه فیلم بزاریم میخوایم غذا بخوریم 

      خوب تخمه و میوه بعد شام پای فیلم اصلا مگه میشه نباشه

      فیلم دیدن بدون خوردن که حال نمیده

      خوب خدا به هر کی یه نقصی داده هیشکی کامل نیست منم ایرادم چاقیمه دیگه

      من سه قلو آوردم واسه همین طبیعیه چاق باشم

      من فعالیت و کارم زیاده جون ندارم باید بخورم

      ای وای قندخونم افتاده فشارم پایینه یه چیز شیرین بخورم

      و هزاران هزار بهانه دیگه که بین همه ما چاقها مشترکند ولی من تک تک این بهانه ها رو به یاری خدا و آگاهی های استاد خوبم به فراموشی می‌سپارم من توانایی تغییر کردن و دارم من در مسیر تناسب اندام قرار دارم من افکارم رو در مدرسه لاغری با ذهن درست پرورش میدم استاد من اومدم که بمونم کمکم کنید بهم انگیزه بدید لطفا دوستان من و تنها نزارید کمکم کنید ممنونم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم