بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بیرحمی که هی میان میشینن رو دوش آدم و میگن:
📍 این نوشته، پیشنیاز دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌
«بچه داری، شوهر همکاری نمیکنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جملهی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بیخیال لاغر شدن!
✍️ در ادامه بریم سراغ شناسایی بهونهها؛ بعدش توی گام ۱ وارد اصل مسیر میشیم.
در این جلسه میآموزیم:
🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»
راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅
هر بار که رژیم رو ول میکردم، میرفتم سراغ یکی از بهونههام و باهاش خودم رو توجیه میکردم:
«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»
«مگه میشه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»
«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»
ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:
تا کی میخوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت میخواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالشهای فانتزی لاغر شدن باشی؟
و همونجا بود که فهمیدم…
💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب میکرد بهجای حرکت!
تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:
🌪️ شناسایی بهونهها
🧠 بررسی ریشههای ذهنیشون
🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون
اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونههات بندازی…
آمادهای با هم یکییکی خطشون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونهی شماره یک: وقت ندارم!
این یکی رو که دیگه همهمون استادیم توش!
«وای من سر کارم»،
«بچه دارم»،
«صبح تا شب تو ترافیکم»
یا حتی:
«اصلاً وقت نمیکنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫
ولی بذار یه سؤال بپرسم:
واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اونقدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟
🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز میکنی، نه اینکه بندازیش ته لیست.
خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:
نگاهم به خودم.
🧬 بهونهی شماره دو: ژنمون اینجوریه!
آه… ژن عزیز!
چاقی ارثیه…
ما خانوادگی همینیم…
مامانمم لاغر نمیتونه بشه…
پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷♀️
درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اونقدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!
😏 اگه ژنتیک همهچیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟
مشکل اصلی، عادتهای فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل میشه، نه فقط ژن!
یک مطالعه مهم که در مجله بررسیهای طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان میدهد که ژنهای مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آنها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان میکند که بیشتر تأثیرات ژنها را میتوان از طریق اصلاح فرمولهای پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.
🍩 بهونهی شماره سه: نمیتونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم
بیاین با هم صادق باشیم…
قرمهسبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بویدارِ داغ…
کی میتونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤
ولی واقعاً برای لاغری قراره همهی خوشیهای دنیا رو حذف کنیم؟
نه عزیز دل!
ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:
🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت میگذره، نه تو بشقابت!
وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.
تو یاد میگیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.
جالبه نه؟ 😊
🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!
تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:
ذهنم نمیخواد تغییر کنم.
چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…
و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونهها رو میسازه تا ما رو همونجا که هستیم نگه داره.
🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچوقت تغییر نمیکنی.
✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومتها رو بشناسی و یکییکی ازشون عبور کنی.

🎯 پیشنیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانهها
راستش اون روزها اصلاً نمیدونستم که یکی از مهمترین قدمهای لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهمتر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!
قبلاً هرجا میرفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی میدادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزشهای عجیبغریب که باید مو به مو اجراش میکردم.
هیچکسی ازم نپرسید:
«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»
فقط میگفتن: «این برنامهس. انجامش بده و حرف نزن!»
اما وقتی کمکم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیلهای واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…
احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.
دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفتهشده هست.
تا قبل از اون، همیشه فکر میکردم خدا یا خانوادهم باعث چاقی منن.
انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.
اما وقتی آگاهیم بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجاتبخش رو فهمیدم:
پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار میکنیم.
و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم میاومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟
ولی خدا بهم لطف کرد…
قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علتها.
و همین کشفها، کمکم ترسهامو کم کرد، بهونههامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشنتر بشه.
ماهها گذشت.
من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمولهای پنهان چاقی در ناخودآگاه.
تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بیاینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.
کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.
و اون نشونهها بهم گفتن:
✅ «درست اومدی! راهت همینه!»
انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.
چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچوقت موفق نشده بودم.
همهاش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سالها مثل سایه همراهم بودن.
اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، میتونم با اطمینان بگم:
💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونهای براش نمیمونه!
من؟
یه نمونهی زندهم برای تمام بهانه برای لاغر نشدنهایی که آدمها میارن:
- از بچگی چاق بودم.
- بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
- ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
- چربیهام قدیمی و سفت و لجباز بودن.
- کارم پشت میزه.
- اهل تحرک نیستم.
- هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
- غذام هم مثل همهی آدمهای چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.
ولی ذهنم رو تغییر دادم…
و بهونهها رو کنار گذاشتم.
❗ هر کسی که هنوز میگه “من نمیتونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.
و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامهای جواب نمیده!
اما اگه بهونههاتو بریزی دور، ذهن تو آماده میشه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکسهاشون توی آلبوم «شگفتیسازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.
ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.
و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.
🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.
اگه نفس میکشی، یعنی میتونی لاغر بشی.
به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…
✍️ تمرین آموزشی 📖
مهمترین پیشنیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک میکند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدنهای خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.
🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدنهایی که در گذشته باعث شدهاند برای رسیدن به اهدافتان اقدام نکنید، فهرست کنید.
🎭 بهانهها دو نوعاند:
۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربیهام قدیمیه» و…
✨ حالا بنویس:
- کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
- برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانعکننده برای مقابله باهاش بنویس.
- احساست رو درباره زمانی که لاغر میشی توصیف کن.
- تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگیت ایجاد میشه رو هم بنویس.
📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.
📻 رادیو لاغری
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 333 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
بهانه بی بهانه
سلام استاد و دوستان همراهم
خدارو شکر میکنم در مسیر تناسب و تغییر قرار دارم ،من فعلا در دوره مقدماتی در حال مرور کردن مجدد هستم ولی امروز دلم خواست این فایلو گوش کنم و بنویسم هر چند یکبار در اینستاگرام نگاه کردم ولی مجدد به این فایل هدایت شدم
منهم قبلا تو دسته افراد ناراضی قرار داشتم ،ناراضی از هر موقعیتی،هر اتفاقی ،از شرایطم از جسم چاقم از اعصاب خوردم از بدبیاری ها وووو
و اینها ادامه داشت تا ۴ سال پیش که با موضوعات ذهنی آشنا شدم ،البته از ۸ سال پیش آموزش هام شروع شد ولی ذهنم اون سالها آموختنو ازم نمیپذیره و جزء کارنامه تمریناتم حساب نمیکنه
الان هم که نزدیک به ۲ ساله در سایت تناسب فکری هستم
مسلما افراد چاق از وضعیت ناهنجار جسمشون ناراضی هستن ،هر چند که راه های مختلفیو رفتن و میرن ولی باز هم پر از اضطراب های مسیر هستن و همیشه کلی عوامل بیرونی وجود داره که باعث چاقیشون شده که خود منهم قبلا جزء همون دسته بودم
خدارو سپاسگذارم که منو هدایت کرد به مسیر آگاهی و تغییر و با آشنا شدنم با لاغری با ذهن درهای آرامش و تناسب و زیبایی بروی من باز شد
خوشحالم که منهم به ندای قلبم گوش کردم و وارد دوره ها شدم ،در آرامش در حال طی کردن مسیر گام به گام تناسب هستم ،ذره ذره فرمول های قبلی در حال کمرنگ شدن و فرمول های تناسب در حال ساخته شدن هستن و منهم در کنارشون و کمکشونم
من طرف خودمو درست میکنم ،حالمو خوب نگه میدارم ،تمریناتمو انجام میدم، شخصیت متناسب در خودم میسازم و نتایج بصورت پی در پی در حال رخ دادنه ،خودمو با نتایج دوستانم مقایسه نمیکنم ،حتی خودمو با ۳ ماه پیشمم مقایسه نمیکنم ، من تمرین میکنم ،همه چیز به موقعش درست میشه
اینکه خداوند رویایی رو در قلب ما میذاره و مارو میفرسته بسمتش در روش لاغری با ذهن که توسط استاد عطارروشن بوقوع پیوست ،کاملا مشخص میکنه که استاد برای پیدا کردن و هدایت شدن به این مسیر انتخاب شده بوده و از یک مشکلی که نقطه ضعفشون بود به نقطه قوت رسیدن
اینکه با تغییر ذهنشون از چاقی به لاغر شدن برسن ،به جایگاه صحیح مالی برسن ،در روابط عالی بشن در سلامتی وووو
هر کدوم از ما رویایی داریم که اگر بهانه هایی واسشون نیاریم و هدایت بخواییم میریم بسمتشون و بدستشون میاریم ،اصلا رویاها میان که ما بهشون دسترسی داشته باشیم که جهان هم گسترش پیدا کنه ،اگر ادیسون به فکر اختراع برق نمیفتاد که الان همگی با نور شمع زندگی میکردیم ،اگر ماشین اختراع نمیشد که ما مثلا برای رفتن به شمال باید ۶ ماه با الاغ و شتر توی راه بودیم
در کل پذیرش مسئولیت کار راحتی نیست چونکه با پذیرشش باید کارهایی انجام بدیم و یه کارهایی انجام ندیم و مستلزم تلاش و تحرک ما میشه ،باعث میشه ما راه و روشمونو تغییر بدیم ،تا قبل از اینکه مسئولیت چاقیو بپذیریم تمام تقصیرها گردن ،ارث،ژنتیک و سن و زایمان و ازدواج وووو بود ،ما هم کار خاصی جز غر زدن و شکایت کردن نداشتیم ولی الان غر زدن ممنوعه و فقط تغییر و رشد و تناسب آزاده
منهم از بدو تولد تپل بودم و در ادامه مسیر زندگیم ۳۰ کیلو اضافه وزن بدست آوردم ، از ۱۰ سالگی تا ۲ سال پیش چاق بودم و در تلاطم رژیم های زیادی بودم البته لاغر هم شده بودم ولی مجدد برگشت وزن داشتم
(قدرت ذهن ما هر میزان اضافه وزنی را از بین میبرد )چه جمله قدرتمندیه
اگر نفس میکشید قابلیت لاغر شدن را دارید
در مورد پذیرش مسائل پیرامون ، سال ۹۸ با دوستم تصمیم گرفتیم که هر ۲ ماه یه سفر خوب بریم ،از اونجاییکه هر دومون عاشق سفر رفتن و کشف جاهای جدید بودیم تصمیمات بلند مدت برنامه ریزی کرده بودیم و سال ۹۸ شروع سفرهای ما بود و تقریبا هر ۲ یا ۳ ماه یکبار میرفتیم تفریح و گردش و داشتیم برنامه ریزی میکردیم که سال ۹۹ سال پر سفر تری داشته باشیم و تمام جاهایو که میخواستیم به مرور بریم روی نقشه پوینت میزدیم
اتفاقا آخرین سفرمون اسفند سال ۹۸ بود که شروع پیدایش این ویروس بود و از اونجاییکه ما اخبار نگاه نمیکنیم خبر نداشتیم اوضاع جهان به چه شکله ،فقط توی پروازمون که پر بود از مسافرهای چینی و چندتاشون کنار من نشسته بودن ،از ماسک هایی که روی صورتشون بود من شک کردم و از خودم میپرسیدم چرا اینا توی هواپیما ماسک زدن ولی باز هم متوجه نشدم
ما از سفر برگشتیم و تازه متوجه اوضاع و احوال شدیم و اون شرایط قرنطینه ووووو که حال و روز بسیار ناراحت کننده ای در سطح جهان بود
ما که چند روز قبلش تصمیم گرفته بودیم به مسیر سفریمون ادامه بدیم ، متوجه شدیم فعلا نمیشه اقدامی کرد و باید توی خونه موند و این جریانات تا الان هم ادامه داره
اوایل که با این اتفاقات مواجه شده بودیم با خودمون غر میزدیم که چرا اینجوری شد ووو ولی بعدش پذیرفتیم که باید این شرایطو پذیرفت و تصمیم گرفتیم فعلا در اطراف خودمون و داخلی سفر کنیم تا اوضاع درست بشه و کم کم عادت کردیم که پذیرش مهمترین کاریه که برای آرامش خودمون باید داشته باشیم که هر چقدر بجنگیم بی فایده است
الان هم گهگداری که جاده ها باز میشن یه گریزی به شهرهای مختلف میزنیم و سعی میکنیم روحیه سفریمونو حفظ کنیم و خودمونو با شرایط تطبیق میدیم و همینطور لذت هم خواهیم برد، در کل وقتی با موضوعات ذهنی آشنا شدم یاد گرفتم از چیزهای اطرافم لذت ببرم
هیچ وقت زمان هاییکه چاق بودم نتونستم از خودم راضی باشم ،نتونستم خودمو بپذیرم و همواره در جنگ با چاقی بودم و همون نپذیرفتن چاقیم ، حالمو همواره بد میکرد و متنفر بودم از جسمم
یکی از رنج های من در قبل، لباس پوشیدن و مخصوصا لباس خریدن بود ،زمان هاییکه چاقتر بودم از سفر کردن لذت نمیبردم چونکه زیادی درگیر چی بپوشم بودم و این عادت بد هنوز هم کم و بیش با من هست که دوست ندارم لباس بخرم
اوایل که وارد دوره شده بودم یه بار از دوستم پرسیدم بنظرت چرا تا الان نتونستی لاغر بشی ؟ گفت چونکه من صبح تا شب پشت کامپیوترم و تمام مسیرهای رفت و آمدمو با ماشین میرم و هیچ تحرکی ندارم و الان بعد از گذشت چند ماه که دوستم هم در دوره است و انقدر عالی لاغر شده ازش میپرسم تو که تحرک نداشتی و کارت پشت میز نشستن بود چرا داری لاغر میشی؟ و جوابی که میده اینه که الان دارم آلودگی های ذهنمو تمیز میکنم ،رفتارهامو تغییر میدم و جسمم هم تغییر میکنه و این باور در ذهن من کاملا شکسته شد ، چونکه بی تحرک تر از دوستم ندیدم
اتفاقا این دوستم بدلیل اینکه نماز صبح میخونه و بعد از نمازش نمیخوابه ، جزء آدم های سحر خیز بوده و هست ولی چاق بوده و هست ،پس سحر خیز بودن هم دخالتی در لاغر شدن نداشته ،در کل قدیمی ها این سحر خیز بودنو به هر چیزی ربطش دادن به پول و رزق و روزی هم ربط دادن ولی میبینیم که یه عالمه افراد فوق ثروتمند داریم که صبح زود از خواب بیدار نمیشن و یه عالمه آدم ها هستن که سحر خیزن ولی فقیر هستن پس این باور هم شکسته میشه
افزایش سن برای خانم ها یه باور ریشه ای و قویه که بارها شنیدیم بالای ۳۵ سال هر سال ۱ کیلو به وزن خانم ها اضافه میشه و ما منتظر این ازدیاد وزن بودیم ولی خواهر من از من بزرگتره ولی لاغر و متناسبه پس این باور هم شکسته میشه
قبلا پر از دلیل بودم برای چاق بودنم و در این مسیر دونه دونه اون دلایل شناسایی شدن و از وجودم کمرنگ و در حال کنده شدن هستن ،الان دلایل زیادی برای لاغر شدن و لاغر موندن دارم بجای دلیل برای چاق بودن
من دلیلی ندارم برای لاغر نشدن ،اگر استاد تونستن ،دیگران تونستن خودم هم تا این مرحله تونستم یعنی بقیه راه هم آسونه و میتونم به هدفم برسم
من مطمئنم این روش درسته چونکه به عملکرد و کارایی ذهنم آگاهم ،میدونم ذهن من با استاد هیچ فرقی نداره ،تفاوت در نوع نگاه و نگرش استاد به چاقی و لاغریه ،اگر منهم سطح دانسته ها و عملکردهامو به اندازه ایشون ببرم بالا میتونم در مدت زمانیکه من نمیدونم چقدره ،به جسم ایده آل خودم برسم ،وقتی به این روش اعتماد دارم دیگه شک و تردید جایز نیست، من فقط حرکت میکنم ،نقشه گنج دستمه ،از چیزی نمیترسم ،راز در ماندگاریست ، ادامه میدم بلخره به ساحل خواهم رسید ،اتفاقا هر روز هم در سایت هستم ،مینویسم ،میخونم و گوش میکنم
مگه ۳۰ کیلو اضافه وزن من در ۲ سال اتفاق افتاد که من انتظار دارم بسرعت لاغر بشم ،به تعداد بارهاییکه در مورد چاقی شنیدم ،دیدم و سرزنش شدم و حالم بد شده باید ،داده های تمیز وارد مغزم کنم
اگر یکمی با خودمون صداقت بیرحمانه داشته باشیم و به یاد بیاریم که با وجود و احساسات خودمون چکار کردیم ،دیگه انقدر بهش برای لاغر شدن فشار نمیاریم
سالها فقط در حال غر زدن و شکایت کردن بودیم ،خودمونو مسخره کردیم و اجازه دادیم هر کسی تحقیرمون کنه و مدام بدنبال راه حل های دیگران برای لاغر شدن بودیم ،در تمام اون مدت حالمون با خودمون بد بوده و احساس شرمندگی داشتیم و یه عالمه مموری ناراحت کننده که در ذهن و خاطره ما به کرات وجود داره
حالا با توجه به اون حجم مموری بد ، چطور انتظار داریم با یه بشگن زدن همه چیز عوض بشه ،یکمی با خودمون مهربانتر باشیم ،مدارا کنیم ، تشویق کنیم ،بهانه نیاریم ، برای خودمون دست بزنیم
آخه مگه چند نفر از آدم های حداقل ایران این روشو میشناسن و دارن به کمکش لاغر میشن ؟ خیلی تعداد محدودی هستن که با این فضا آشنا میشن و میمونن ، مهم موندنه نه اومدن
اول جاده موفقیت همیشه شلوغه ،آخر جاده مهمه که چند نفر تا انتها به راهشون ادامه میدن
تمام افراد موفق جهان این قانونو ثابت کردن که راز موفقیتشون در تمرین و تکرار و عشق بوده
خودم این مسئله رو متوجه شدم که تو کلاس رقصم به تازگی یکمی رون تر شدم ،اونم بعد از ۳ سال که مستمر دارم کلاس میرم ،حالا چرا الان احساس پیشرفت میکنم چونکه چند روزه دارم چند تا آهنگو میرقصم و تمرین میکنم ،دقت کردم هر زمان تو خونه تمرین میکنم یه تغییر اساسی دارم که مربی م متوجه میشه ،حالا رقصیدن الویت زندگی من نیست که به تمریناتش زیاد توجه نمیکنم ،میرم که با فضاهای شاد هم در ارتباط باشم ، اگر الویتم بود حتما تمریناتمو بیشتر میکردم
پس راز موفقیت در بودن و قرار دادن ذهن در اطلاعات و فایلهاست
یکی از زیباترین قسمت این متد، اینه که بخور نخور نداره و از سادگی زیادش همه تعجب میکنن و از اونجاییکه برای ذهن ما لاغر شدن کار رنج آور و سختیه ،باور نمیکنه که میشه براحتی لاغر شد که تمام این تمرینات در دوره ها بصورت مفصل آموزش داده شده
چند روز پیش که با دخترم صحبت میکردم که ایشون هم در دوره مقدماتی هستن ،میگفت مامان چقدر این روش قشنگه و ازش خوشم اومده ،میگفت ،میخواستم برای لاغر شدن برم باشگاه و تا میتونم ورزش های سخت انجام بدم تا عرق کنم و لاغر بشم ولی الان دوست دارم باشگاه برم که بدنم فرم ورزشی بگیره ،از اونجاییکه دخترم مربی والیباله ،البته تازه کارتشو گرفته ولی بشدت به ورزش و والیبال علاقه داره ،میدونم از این به بعد برای عشقش ورزش میکنه ،بقول خودش برای مربی ها خیلی مهمه که خوش استایل باشن و تو محیط های ورزشی مدام بهشون تاکید میکنن که نوشابه نخورید ،شکلات نخورید ، غذاهای چرب نخورید و دخترم ترس های زیادی از نوع غذاها داره که میدونم در این دوره ها همشون به مرور رفع خواهند شد
وظیفه ما پاک کردن چیزیه که باعث پذیرش ما در چاقی شده ،ورزش اجباری نداره ،رژیم نداره ،فقط نیاز به آگاه شدن داره که از خودمون و بدن و ذهن و عملکردهامون مطلع بشیم
مشکل ما از زمانی شروع شده که هر کسی هر چیزی گفت باور کردیم و پذیرفتیم ،بارها شنیدم که سوخت و سازت پایینه ،خب میپرسیدم چطور سوخت و سازمو ببرم بالا ؟ میگفتن سخت ورزش کن ،غذاتو کم کن ، همش بدو بدو کن ،منم قبول کردم و از اون به بعد هر چقدر خواستم که از بدبختی های چاقی فرار کنم بیشتر دست و پای خودمو قفل کردم در بد بیاری های چاقی ،چرا ؟ چون آگاه نبودم که بالغانه لاغریو انتخاب کنم ،میخواستم چاقیو تخریب کنم تا به لاغری برسم
خبر نداشتم که اون لحظاتیکه داشتم بال بال میزدم برای فرار از چاقی دارم بیشتر در باتلاق چاقی غرق میشم چونکه با دست و پا زدنم داشتم ثابت میکردم که من چاقیو میخوام
به بچه هام و اطرافیانم میگم که تمام ضربه هاییکه تا الان خوردیم بخاطر ناآگاهیمون بوده ،ناآگاه بودیم هر کی هر اطلاعاتیو خواست تزریق کرد تو مغزمون ،همیشه درگیر راهکارهای دیگران بودیم
تو تمام جنبه های زندگی ،وقتیکه آگاه نبودیم شکست خوردیم ،اگر تو مدار کلاهبردار رفتیم برای ناآگاهیمون بود ،اگر پولهامونو از دست میدادیم برای تفکراتمون بود و خیلی مسائلی که سالها درگیرشون بودیم
حالا با آگاه شدنمون حداقل کسی نمیتونه هر خوراکیو به مغزمون بخورونه ، گوشمون در اختیار هر خبری نیست ، خدارو شکر برای همیشه با مقوله متخصص تغذیه و چاقی خداحافظی کردیم
قبلا هر کسی هر چیزی میگفت ،میگفتم آره شما درست میگید ولی الان دیگران خیلی سخت میتونن منو قانع کنن و اگر مخالف رفتار یا عملکردی باشم بسرعت یا اون محلو ترک میکنم یا بهشون میگم که مخالف صحبت هاتون هستم
الان بجای تاثیر گرفتن از دیگران ، روشون تاثیر میذارم ،چرا به این توانایی رسیدم ؟ چونکه من تونستم روی خودم تاثیر بذارم ،پس الان برای من قاعده بازی عوض شده ،هر چقدر آگاهی عمیقتر ،ترس ها کمتر ،رنج ها کمتر
یکی از مسائلی که بین افراد شایعه و همه ما باهاش درگیر بودیم و هستیم ،رسیدن به خواسته هامونه ، اونم بخاطر باورهایه که در اعماق ذهن ما بوده و هست که رسیدن به یک خواسته یو برامون دور از دسترس کرده
ما گاهی اوقات حتی نمیتونیم به خواسته هامون فکر کنیم ،حتی خودمونو مجاز به فکر کردن اونها هم نمیدونیم
وقتیکه ما به خواسته ها فکر نمیکنیم یعنی پذیرفتیم که نمیتونیم بهشون برسیم ،حالا این خواسته میتونه خرید یک دوره باشه یا خرید یک خونه ، همین الان اگر ازمون بپرسن چرا به خونه مورد علاقت نرسیدی ،۲۰ تا دلیل میاریم که همون دلایل باعث شدن حتی نتونیم نیم نگاهی به رویامون بندازیم
ولی همه ما در زندگیمون به تکرار به خواسته هایی رسیدیم که اصلا برنامه ای براشون نداشتیم ، برای خریدن دوره ها هم ،فقط کافیه بخواییم ، وظیفه ما خواستنه ،اجابت کردنش با خداست ،چجوری و چطورش وظیفه ما نیست
ولی به اشتباه ما دوست داریم وظیفه خدارو انجام بدیم ،یعنی درخواست نمیکنیم ولی میریم میچسبیم به چطور رسیدنش که اصلا وظیفه ما نیست ،بنابراین از رسیدن به خواستمون ناامید میشیم ،چونکه ذهن ما برای رسیدن به خواسته ،فقط چند راهو پیشنهاد میده که همشون هم به بن بست میخوره ولی خدا هزاران راه بلده
منم قبلنا فکر میکردم نمیتونم هیچ دوره ایو بخرم ولی از اونجاییکه من عاشق بودن در مسیرهای ذهنی هستم ،خداوند مسیر زیبایو برام باز کرد که الان این مشکلو ندارم ،فقط کافیه پا بذاریم روی موانع و خواسته هامونو بخواییم
حالا چجوری خواسته هامونو بخواییم که ارتعاش نیازمندی هم به جهان نفرستیم ؟ مثلا خودمونو در رسیدن به خواسته هامون ببینیم ،حس کنیم ،خواسته هامونو زندگی کنیم ،مثلا خودمونو ببینیم که دوره مورد علاقمونو خریدیم و داریم استفاده ش میکنیم ،حالمون خوبه ،خوشحالیم ، لذت میبریم
البته چرایی حس کردن خواسته هم مهمه ،چرا من دارم به خواستم فکر میکنم یا توجه میکنم ؟ بخاطر اینه که ندارمش ؟ اگر بخاطر کمبودشه که اینکارو ادامه ندم ولی اگر بخاطر اینه که وقتی به خواستم فکر میکنم حالم خوب میشه و لذت میبرم ،این دلایل خوبه و به ما کمک میکنه به خواستمون برسیم
مثلا من وقتی وارد سایت شدم روی پای خودم نبودم ،مثل وقتیکه بچه بودیم میرفتیم شهربازی ،لحظه ورودمون به شهر بازی چقدر هیجان بازی کردن داشتیم ، من همونجوری بودم ،اول که چندتا فایل رایگانو گوش کردم ، همزمان برای ۲ تا از دوستانمم میفرستادم ،نت ایران قطع شد ،من تصمیم داشتم دوره هارو بخرم ولی اون ۱۵ روز که هنوز نخریده بودم ،با دلع زیاد فایلهای رایگانو گوش میکردم ،نت که وصل شد دوره هارو خریدم ،میدونستم جایی که خدا هدایتم کرده جای الکی نیست ،اینجا انتخاب خدا بوده ،پس دیگه فکر نکردم فقط اشتیاق بود و بس ،الان هم برام فرقی نمیکنه هر فایلی وارد سایت بشه من گوش میکنم و مینویسم ،چه دوره هام باشه چه رایگان،آگاهی آگاهیه ،فرقی نمیکنه کجای سایت بارگذاری بشه
خدارو شکر میکنم برای اینهمه آرامش و حال خوب