تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان میکنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافهوزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟
این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشهی ماجرا خیلی وقتها به یه چیز ساده اما خطرناک برمیگرده:
«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣
توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگهای فکر کنیم.
پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠

🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب میشه، نه شناخت!
از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟
آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلیت فراری بودی؟ 😟
بذار یه تصویر برات بسازم:
داری جلوی آینه لباس پرو میکنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی میشن. توی ذهنت یه جمله تکرار میشه:
«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»
و درست توی همون حالت هیجانی، میری سراغ اولین تبلیغی که میبینی:
🍵 یه دمنوش گیاهی!
🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!
🏃♀️ یه چالش ۲۱ روزهی سختگیرانه!
اینجا دقیقاً نقطهایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ میده.
انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگیت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلیته.
👀 مثالی از مدرسه…
یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت میاومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمیشه.
تو دنیای لاغری هم همینه.
وقتی روشی رو فقط بهخاطر ترس از چاقی انتخاب میکنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجهش میشه:
⛔ شروعهای پرانرژی
⛔ چند روز فشار و محدودیت
⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی
🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس
طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم میگیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوریهای جبرانی هستن.
چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥
✅ راه درست چیه؟
🔍 اول، باید خودتو بشناسی:
- آدم انعطافپذیری هستی یا ساختارمند؟
- به تنهایی بهتر کار میکنی یا با همراه؟
- از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟
بعد، روشهایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگیت هماهنگ باشن.
مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیمهای عددی برات مناسب نباشه.
یا اگه آدم درونگرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجهی بهتری بده برات.
💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقتها بهخاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمیپرسیم:
«من واقعاً چی میخوام؟ چی برام جواب میده؟»
پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:
«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام میدم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱
🔑 چون همون لحظه است که میتونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبندهی مجله ها و اینستاگرام.

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربهی درونی
تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که میگه:
✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»
یا یه خانم خوشهیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و میگه:
🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»
تو اون لحظه، مغز خستهت فقط همون یه جمله رو میفهمه:
«نجات!» 😵💫
و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق میافته… چون تصمیمگیریت از روی تجربهی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.
🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راهحل سریع میگرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!
🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیمهای سخت و سریع وزن کم میکنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمیگرده!
یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:
انتخابی که از بیرون بهشون خورونده میشه، نه از درون جوشیده.
🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمهی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیدهست که با هورمونها، مغز، احساسات، باورها و عادتها کار میکنه.
اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نمکشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگتر خراب میشه!
✅ راه بهتر چیه؟
بهجای دنبالهروی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیکتر شو. ببین تو از چی لذت میبری؟ با چه چیزی احساس امنیت میکنی؟ روش انتخابیت قراره تو رو خستهتر کنه یا زندهتر؟
🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر میشه.

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، بهجای اصلاح روش
یه سؤال ساده اما مهم:
وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمیده، چی کار میکنی؟
- الف: میگی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
- ب: خودتو سرزنش میکنی که «بازم نتونستم… من هیچوقت اراده ندارم!» 😔
واقعبین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه میریم سراغ گزینهی «ب».
چرا؟ چون سالها بهمون گفتن:
“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بیارادهای! خودتو کنترل نمیکنی!”
و این دقیقاً یکی از خطرناکترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمیسازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، میزنیم تو سر خودمون!
📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نهتنها عزتنفست افت میکنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کمرنگتر میشه.
و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.
👗 تصور کن…
رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.
خب چیکار میکنی؟
میگی: «اوف! من چقدر زشتم!»
یا میگی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»
اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد میگیری که لاغری هم مثل لباسه.
همهی روشها برای همه مناسب نیستن.
🌿 بدن ما یه سیستم بینهایت پیچیدهست، با تاریخچهای از احساسات، باورها، ژنها، عادتها و خاطرات.
وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمیگیری، بهجای مچگیری از خودت، بهتره بگی:
“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیهم و سبک زندگیم هماهنگه.”
🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن
منم یکی از اون آدمایی بودم که سالها توی دور باطل روشهای جسمی افتاده بودم:
📉 رژیم پشت رژیم
🏋️♀️ ورزش تا مرز بیحالی
🍵 دمنوش لاغری تلختر از دارو
📦 قرصهای گرون قیمت
💡 و البته دستگاههای عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجهی قرون وسطی بودن!
هر بار با هیجان شروع میکردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافهوزن بیشتر تموم میشد.
در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایجترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:
نادیده گرفتن ذهن!
یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.
🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…
مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیدهست!
تو زور میزنی، عرق میریزی، انرژی میذاری… اما نمیدونی چرا جلو نمیری.
🧠 ذهن همون ترمز دستیایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمیکنه.
🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…
تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمیشدم. من داشتم با جسم میجنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر میکرد.
تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمیکنه.
و این، همون نقطهای بود که مسیر من تغییر کرد…
✅ نتیجهگیری:
یکی از بزرگترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.
لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن همدست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.
پس این دفعه که می خوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:
«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘♀️🌀

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بیصدا، اما عمیق!
وقتی رژیم میگیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده میشه!
🍽 مامان میپرسه: «باز کم خوردی؟»
👩💼 همکار میگه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یهوقت!»
👨👩👧👦 خانواده با نیشخند میپرسن: «اینیکی رژیمت با قبلیا فرق داره؟!»
حتی گربهی دم پنجره هم قضاوتت میکنه 😿!
اما وقتی میری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی میافته: لاغر میشی، بیسروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.
🧘♀️ نه قرصی روی میزته،
🏋️♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه میرم»،
📱 نه اپی که صدای اعلانش همهجا بپیچه.
فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.
🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم
اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!
نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوالهای تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.
و همین سکوت، شد بزرگترین مزیتش.
چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.
🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمککنندهست؟
روش ذهنی تو رو از یکی از مهمترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور میکنه:
وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.
تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” میتونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر میکنی.
تغییری که:
✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق میافته
✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه
✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار میمونه
🌱 یه مقایسهی جالب:
روشهای پرزرقوبرق بیرونی مثل گل مصنوعیان:
تو رو سریع میبرن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.
اما روش ذهنی؟
مثل کاشتن دونهست.
شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشهدار، واقعی، و غیرقابل برگشته.
پس اگه تا حالا فکر میکردی که باید حتماً یه چیز عجیبغریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:
گاهی بهترین تغییرها، در سکوتترین حالت ممکن اتفاق میافتن.
🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیدهش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع میشه و با دلت میمونه ❤️
💬 چرا اشتباه در انتخاب روش لاغری، هی تکرار میشه؟
چون ته دلمون یه صدای آشنا زمزمه میکنه:
«تو نمیتونی… تو بازم شکست میخوری.»
و وقتی بارها تجربهی تلخ شکست رو چشیدیم، ذهنمون سریعتر جذب وعدههای قشنگ و توخالی میشه.
☠️ اینجاست که میافتیم توی تلهی خطرناکِ تلاش برای نجات فوری؛ همون لحظههایی که فقط دنبال یه راهحل سریع و قشنگ میگردیم، نه راهی درست.
🔍 ولی اگه فقط یه لحظه مکث کنیم، یه قدم عقب بیایم، احساساتمون رو ببینیم و ذهنمون رو آموزش بدیم، اون وقت دیگه نیازی به نجات فوری نداریم…
چون خودمون، با آگاهی، داریم خودمون رو از تکرار اشتباه در انتخاب روش لاغری نجات میدیم. از ریشه. از درون. 🌱
🧘♀️ لاغری واقعی یعنی آرامش ذهن + تغییر تدریجی
همهی اون روشهایی که قبلاً امتحان کردی، یهجورایی فقط به بدن فشار میآوردن، ولی روحت رو فراموش میکردن.
🌈 اما روش ذهنی، دقیقا برعکسه:
اول روحتو آروم میکنه، عزتنفس رو برمیگردونه، بعد کمکم تغییرات رفتاری و جسمی خودشون ظاهر میشن.
❓اگه روشی باعث بشه جسمت لاغر شه ولی روحت زخمی بشه، واقعاً ارزش داره؟
جواب واضحه: نه.
🔁 نذار اشتباه در انتخاب روش لاغری، تبدیل بشه به تکرار زخمهای قدیمی.
اینبار از خودت شروع کن. از ذهنی که تو رو واقعاً درک میکنه، نه قضاوتت.
🧡 دعوت به تغییر
تو هم میتونی مثل من، از اون چرخهی اشتباه در انتخاب روش لاغری بیرون بیای.
کافیه تصمیم بگیری، فقط یه بار، یه جور دیگه نگاه کنی.
👣 شروع کن به بازبینی مسیرهای قبلیت، احساساتت رو بشناس، ذهنت رو آروم کن.
و مطمئن باش که تو هم میتونی از اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و وارد مسیری بشی که پایدار، واقعی و خوشحالکنندهست.
✍️ تمرین آموزشی 📖
بیایید با هم یه نگاه واقعی بندازیم به اشتباه در انتخاب روش لاغری گذشتهمون:
- چه روشهایی برای لاغری امتحان کردی که نتیجه نداد؟
- چرا اون روش رو انتخاب کردی؟ علاقه داشتی یا فقط ترسیده بودی؟
- بعد از شکست، بیشتر خودت رو سرزنش کردی یا روش رو؟
- آیا حاضری به جای جسم، اینبار از ذهن شروع کنی؟
🪞 یادت باشه: روشی که انتخاب میکنی باید هم جسمت رو درمان کنه و هم احساست رو. اگه فقط یکی رو خوب کنه ولی اون یکی رو خراب، دوباره چاقی برمیگرده؛ شاید هم بدتر از قبل…
📝 در بخش نظرات بنویس:
- تو چند بار گول روشهای لاغری رو خوردی؟
- از کدوم اشتباه بیشتر ناراحت شدی؟
- آیا آمادهای با ذهن، لاغری رو از درون بسازی؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.84 از 287 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام الله الصمد
با عرض سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیزم
امروز قراره یگ گام رو به جلو بردارم از کجا میدونم رو به جلوست اینو دیگه مطمئنم، آخه گام در جا و رو به عقب رو تجربه کردم ،تازه بعد از دوره به همتون ثابت می کنم ،گام من رو به جلو بوده
اولین چیزی که جلب توجه کرد نوشته ی استادم بود که روی میز دیدم ،آخه استاد قبل از من توی کلاس حاضر بود و جزوه رو برای همه روی میز گذاشته بود ،گفتند بخونید ،خوندنم مطلب اول این بود که مرور خاطرات گذشته شکست ها و حتی موفقیت هایی رو که از بیراهه رفتم رو برای خودم یادآوری کنم آخه اینکار باعث میشه که اعتماد به نفس پیداکنم که می تونم لاغر بشم
چون من برخلاف آدم های بزرگ که شکست براشون پله ی ترقیه متاسفانه در این مورد شکست برام همراه با کلی بدوبیراه بود مثل بی عرضگی، بی اراده بودن و….
توی ذهنم برگشتم به عقب تا خاطراتم رو مرور کنم ،
من توی زندگی سه بار اساسی رژیم داشتم که هر سه بار کاملا موفق بود و نه ماندگار
دقیقا مثل این بود که سوار ماشینم شدم و راه افتادم به سرزمین آرزوها روزها و ساعت ها رانندگی کردم با سختی و مشقت آخه راهش خراب بود و خاکی تازه دره و گودال آب و باتلاق و خلاصه یک راه جهنمی بود رسیدم یک جایی که بهم گفتند بفرما اینجا سرزمین آرزوی تواست دقیقا مثل شهربازی بود که پینوکیو رفته بود اولش خوب مثلا ولی آخرش رو هم که بلدین زشته بنویسم 😁😁
شرمنده که باید خلاصه نویسی کنم و گرنه یک طومار طولانی میشه و از حوصله ی شما دوستان خارج میشه
البته چند باری به جز سه بارم الکی تقلاهایی داشتم که خیلی مدتش زیاد نبوده بعدا جای دیگه بهشون اشاره می کنم
از افکارم که خارج شدم دیدم روی کاغذ نوشته اولین گام اینه که آیا من درباره ی مسیری که انتخاب کردم شناخت دارم ؟
تو دلم جواب دادم بله ،آخه آخرین باری که شکسته شدم یا شکست خوردم فرقی نداره از سال ۹۶ تا ۹۸ توی جهنم دست و پا زدم از سال ۹۸ که دیگه داغون و له شده بودم شروع کردم به خوندن تا سال ۹۹ دقیقا تیر ماه که رسیدم به سایت البته بعدش رو براتون گفتم توی این زمان دقیقا ۱۶ ماه تمام راه های لاغری رو خوندم و بررسی کردم از رژیم های مختلف ،دمنوش، قرص های لاغری ،…فقط خوندم چون دیگه اعتمادی وجود نداشت برای انجام دادنش و درست نبود دیگه باورشون نداشتم چون وقتی می خونی اشکالات رو پیدا می کنی چیزی که من دنبالشم بودم هیچ کدوم نداشتند یعنی پایداری ولی مطلب ماندگاری لاغری با ذهن منو اینجا آورده نه لاغری البته با آرامش
پایین تر صفحه نوشته بود آیا شما برای لاغری گول خورده اید ؟
خیلی جلب توجه کرد البته که گول خوردیم اینهمه تقلا توی این سالهای زیاد دلیلش گول خوردن بوده
استادم نوشته بود ما باید هنر لاغری رو یاد بگیریم تنها چیزی که توی ۴۲ سال زندگی هیچ جا نخونده بودم نه از کسی شنیده بود اینکه لاغری یاد گرفتنی است خیلی برام جذابه آخه وقتی چیزی رو یاد می گیری مطمئنم اگه تمرین تکرار کنی برای همیشه یادت میمونه مثل جدول ضرب ،مثل خوندن و نوشتن، این یعنی اون چیزی که من دنبالشم دیدید گفتم من راهم رو درست اومدم
پایین جزوه از نتایج مخرب راه های اشتباه نوشته که ناراحتی ،افسردگی ،غم و اندوه ،…
و نتیجه ی این راه رو هم نوشته احساس آرامش ذهنی
بله درسته اینو دیگه از خودم در نیاوردم خداییش توی این چند روز منکه عالیم ،یعنی عالی کمترین عدد برای این روزامه درحال پروازم ،شما هم حتما همین طور احتیاجی نداره به خودمون ثابت کنیم
جزوه رو تموم کردیم سرمون رو بلند کردیم و استاد نشته بودن شروع کردن به صحبت کردن، از حرفهاشون برداشت کردم که ما بخاطر آرزومون برای بعضی از آدمها یا حتی شرکت های جهانی بزرگ، شدیم منبع پول اونم با چی با تبلیغات اونا از ما سواستفاده کردن ،از رنج و دردی که اینهمه سال با خودمون همراه داشتیم ما رنج کشيديم و دنبال راه نجات بودیم ولی متاسفانه اونا به ما مثل یک طعمه نگاه می کردن که جیبهاشون رو پراز پول کنند خیلی ناراحت شدم که چرا زودتر بهش فکر نکرده بودم
حتی همین دکتر تغذیه که می رفتم یعنی کوچک ترین بخش این دزدی بزرگ کلی پول ویزیت دادم تازه هر هفته باید می رفتم بعد کلی دارو به نام ویتامین و قرص لاغری و قرص پروتئین که اینا تک تکشون یعنی اینکه اگه ما نباشیم تو هیچی نیستی خودش که پول می گرفت ،نسخه رو هم برای داروخانه ی کناری می نوشت چون جای دیگه پیدا نمی کردی، این یعنی یک دزدی اونم از چی از ناراحتی و درد یک انسان 😔😔
استاد بزرگوار مثالی برای فهمه بیشتر ما زدن ، گن هایی که به ما می گفت تو بدرد نمی خوری فقط اگه این گن ها رو داشته باشی به آرزوت می رسی
در واقع همش زدن تو سرمون ما هم قربون خودمون فقط گفتیم چشم درسته، ما کم کاری کردیم و بی فکری ولی وقتی آدم ناراحت است سعی می کنه تا خودشو از این منجلاب نجات بده اونا هم سو استفاده کردن از بی آگاهی ما
یادمه یک روز خونه ی خواهرم بودم اونم خیلی اهل ماهواره بود ،همیشه تو خونه اش روشن بود یکبار یک گن لاغری تبلیغ می کرد جالبه براتون بگم که خانوم که گن رو پوشیده بود خوب که خیس عرق نشونش دادن گن رو درآورد توی یک لیوان چلوندش نصف لیوان آب بود ،نصف لیوان روغن 🤭🤭
این دیگه ته دروغ بود خواهرم می گفت ببین چقدر باحاله براش دلیل آوردم تا حالا شماشده کلی از گرما عرق کنی بری دوش بگیری چرب باشی ،آخه مگه ما چربی از راه پوست تولید می کنیم واقعا ناراحتم البته حالا من گاهی فهمیده تر عمل کردم
مثلا قرص لاغری تبلیغ می کنند طرف خورده به جای اینکه لاغر بشه ورزشکار حرفه ای در اومده آخه بابا چی بگم ولش کنید حالم بد شد که اونا راجب ما چی فکر می کردن
استاد ادامه داد خوب نگاه کنید به انسان های متناسب اطرافتون چطورین ،هر روز عرق می ریزن ،قرص می خورن ،دمنوش مصرف می کنند یا چی
رفتم تو خودم باید بگردم و برای خودم مثال بیارم آخه حرف های استاد رو باید با دلیل برای خودم بگم که جای شکی و تردیدی نمونه فردا منفی باف بیاد حرفی بزنه منم که داغون ولی الان براش دلیل بیارم فردا بیاد جوابم رو آماده دارم بهش بدم میره رد کارش
الناز دختر جاریم لاغر اصلا تکان هم نمی خوره تازه مامانش آب میده دستش یا ریحانه دختر اون جاری دیگم اصلا اهل ورزش نیست با دوتا بچه هنوز متناسب است خواهر خودم تنبل اما متناسب نمونه زیاد دارم وقت شما رو نگیرم ببخشید
وای خدای من استاد روز اولی دستش رو گذاشت روی نقطه ضعف ما فکرکنم اولین خان جنگ با دیو سه سر باشه
باز دلشوره گرفتم ،دستم رو بالا کردم گفتم استاد عزیز آخه این خیلی سخته ما تمام طول زندگی این مورد رو داشتیم یعنی مثل دست و پا همراهمون بود الان من چطوری این خان رو پاس کنم
استادم میگه باید سعی کنیم و ادامه بدیم یادمه کلاس قبل گفته بودن اصلا حساب رو روی این بذارم که ده کیلو چاق تر بشم چی میشه ،ولی برای من سخته
این چند روزم رو بررسی کردم خیلی تغییر کردم خوردنم اصلا یک آدم دیگه هستم نه ولع دارم نه زیاد گرسنه میشم اصلا یک هلویی شدم بیاین و ببینین اما ترس دارم یک روز ظهر جاتون خالی ماکارونی خوردم (همسرم متناسب است همش به اون نگاه می کنم که می خوره ترسم کم بشه 😁😁 )، شب آبگوشت خوردم آخر شب بستنی یعنی توی یک روز سه تا ممنوعه بزرگ رژیم غذایی رو خوردم خوبیش اینه که وقتی می خورم با خودم میگم غذا چاق نمی کنه و بعدش حالم بد نیست فقط چون همش میاد تو ذهنم باید توضیح بدم پس من اینجا گیر دارم باید کم کم درستش کنم
(**پس یاد گرفتم برای تناسب باید بدون ترس خورد و برای چاقی با ترس **)می نویسم خیلی مهم
استاد ادامه میدن تنها تفاوت چاقی با لاغری فرمول های ذهنی است
استادم به ما خاطر نشان می کنند شما فقط باید فرمول ها رو تغییر بدید خودش بدون هیچ کار دیگه ای درست میشه ،همیشه میگن شما می تونید همین طور که می بینیم خودشون رو دوستان همراهمون رو
ولی متاسفانه جاهای دیگه حرفی از اینکه ما می تونیم وجود نداره ،حرف اینه که ما بدون اونا و محصولات اونا عرضه نداریم حتی فکر کنید میگن شما عرضه ی عرق کردن هم ندارید 😔😔
خیلی اشتباه می کنند قراره حالی از همشون بگیریم که تو کتابها بنویسن یک کاری کنیم همشون کاسه ی گدایی دستشون بگیرن
استاد میگن ذهن کار سخت دوست نداره آسون باشه انجام میده خداییش الان من خیلی راحتم توی زندگی واقعا تغییر کردم و اصلا اذیت نیستم،
دستم رو بالا کردم یک سوالی دارم ،استاد من فقط شبها از بس فکر می کنم به این موضوعات و کنکاش می کنم خوابم نمیبره دیشب ساعت چهار صبح به سختی و با مدیتیشن خوابم برد ذهنم درگیر کنکاش توی بحث های کلاسی است نمی دونم اینم نباید باشه یک وقت ذهنم خسته نشه ولش کنه ؟
پایان کلاس قرارشد با خوندن مطالب دوستانمون به ذهن پذیرش بدیم که لاغری رو یاد بگیره
خلاصه ی کلاس امروز:
اول: گول نخوردن است از تبلیغات و ورودی های دیگه مثل دوستان و خانواده و ….
دوم :اینکه با ترس خداحافظی کنیم
سوم: به ذهن یاد بدیم لاغری رو با تمرین و تکرار برای همیشه توش حک بشه و پایدار بمونه
ببخشید متنم طولانی میشه ❤❤
زنگ کلاس به صدا دراومد باید بریم و برای تمرین امروز آماده بشیم با آرزوی موفقیت برای هممون
استاد بسیار سپاسگزارم کلاس فوق العاده ای بود
فردا میبینمتون در امان خدا 🙏🙏🌹🌹
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی و دوستان متناسبم .
گول خوردن در مسیر آرزو ،واقعا تا بحال اینطوری بهش نگاه نکرده بودم .
من برای رسیدن به آرزوم که تناسب اندام هست بارها گول خوردم .
روش هایی که استفاده کردم و منو شکست داد ،منو فردی بی عرضه و بی اراده معرفی کرد .
از دست خودم حسابی گله مند بودم که حتی توان این یک کار ساده رو هم ندارم .
همین روش ها باعث تنفر من از چاقی بود .
رژیم های مختلف ،ورزش ،استفاده از هولاهوپ و چرخونک برای لاغری و همه ی آنها بی نتیجه .
البته رژیم های من همه باعث تناسب من شدن ولی ماندگاری نداشتن .
هر بار که وزنم برمی گشت بیشتر از خودم متنفر می شدم و به بداقبالی و سرنوشت بدم لعنت می فرستادم.
تاثیر خوردن رو در لاغری بسیار زیاد می دونستم چون همیشه با رژیم به تناسب اندام رسیدم و این به من ثابت کرد که مواد غذایی باعث چاقیه منه .
رژیم های سخت رو به امید تناسب اندام و لذت لاغری به آسونی انجام میدادم و بعد از مدت کوتاهی شادی دوباره گردوغبار غم روی چهره ام می نشست و روز از نو و روزی از نو .
از لاغری با ذهن یاد گرفتم اول آرامش بعد تناسب اندام .
اولین هدیه ی سایت به من آرامش بود و بعد دیگه از خودم متنفر نبودم ،دیگه از چاقی متنفر نبودم و نور امید تناسب اندام به قلبم تابید .
الان میدونم دو دلیل برای چاقی هست .
۱_اطلاعات چاق کننده مثل ارثی بودن ،داروها ،بیماری ها ،بی تحرکی ،پرخوری ازدواج ،بارداری و …..
۲_ تلاش های زیاد من برای لاغری .
موضوع اصلی تلاش های من برای لاغری بوده و اینکه
چرا از دیگران کمک گرفتم ،چون خودم رو بی لیاقت دیدم که بتونم چاقی خودمو بر طرف کنم .
به در و دیوار چنگ زدم که کمکم کنید من نمی تونم و حتی بارها اینو گفتم .
متاسفانه کسانی هم که فکر می کنن راهی بلدن ،بلد نیستن و بیشتر منو خسته کردن، نا امید و ناتوان .
تنها چیزی رو که از کمک دیگران یاد گرفتم این بود که من ناتوانم .
اما حالا چی ؟
حالا میدونم باید این گذشته رو بریزم دور و راه جدیدی رو که کلا حرفش با همه فرق داره انجام بدم .
از کجا میدونم درسته ؟
آرامش دارم ،خودمو دوست دارم .
الان باور دارم که می تونم انجامش بدم .
الان میدونم تناسب اندام یاد گرفتنی است .تا حالا براساس اطلاعات اشتباه گذشته عمل کردم .
اینکه مغز من تصویر برداری کرده و اون اطلاعات رو بکار گرفته و منو چاق کرده .
اگه بهش اطلاعات صحیح بدم اونم تصویر درستی رو توی ذهنم نقاشی می کنه و من متناسب میشم .چاقی مجموعه ای از افکار و نگرش من بوده .
هر لقمه که خوردم با خودم حس چاق بودن داشتم و همین فکر باعث چاقی من شد .
حالا فکر درست اینه که غذا نیاز جسم من هست و من باهاش انرژی می گیرم .
این گام با ارزش به من یاد داد من توانمند هستم و فقط مسیرم اشتباه بوده .
هیچ روشی برای تناسب اندام مناسب نیست جز روش ذهنی .
من باور دارم که گول خوردم و با تمام قوا رنج و بار روانی رو زمین میذارم و از روشی درست به آرزوی خودم می رسم .
من گول خوردم که گفتم غذا چاق کننده است ،که دارو چاق کننده است ،بی تحرکی چاق کننده است.
حالا با رها کردن گذشته به تناسب اندام می رسم .
استاد عزیز و گرامی از شما بی نهایت سپاسگزارم 🙏🌺
در پناه حق باشید .
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام و درود خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم.
امروز قراره دوباره برگردم به گذشته ،مرور روزهای زندگیم و اشتباهاتی که ناخواسته انجام دادم .
اشتباهاتی که از روی ترس و نگرانی ،تنفر از خودم و چاقی انجام دادم .
چقدر مطالب امروز برام جالب بود .
شناخت خود .
تو کی هستی ؟ من 🤔
تو چی دوست داری ؟ من 🤔
هیچ وقت بهش فکر نکردم .
اونیکه مهم هست منم .
هیچ فکر نکردم ، من با دیگران فرق دارم و باید راهی رو توی زندگی پیدا کنم که من حالم خوب باشه ،برای من باشه .
تا جایی که یادمه این بوده که
من، اصلا اشتباهه و آدم نباید خودخواه باشه .
از بس نخواستم خودخواه باشم ،همیشه خودمو نادیده گرفتم و فکر کردم من اشتباهم و باید کاری بکنم که دیگران میگن و می خوان و انجام دادن .
رژیم ها هم همین بود ،یادمه یک دوره ای فقط توی نت سرچ می کردم ،کی چکار کرده لاغر شده ؟
واقعا چرا ؟
بعد که نمی تونستم انجان بدم ،دقیقا به خودم بدترین ناسزاها رو گفتم .
و این روند ادامه داشته .
حتی بگم این دیدگاه اشتباه حتی تا همین اواخر که توی سایت هم بودم ادامه داشت .
اینکه بچه ها دارن چکار می کنن و چطوری پیش میرن .
یادمه یک زمانی یکی گفت من اول صبح انجام میدم، من سعی کردم برنامه ام رو جور کنم و نمی شد و من می شدم بی اراده و بی عرضه که حالا مسیر رو هم که پیدا کردی بازم تو نمی تونی .
این تو نمی تونی که ریشه ی عمیقی داره و همش برمی گرده به رژیم های قبلی که موندگار شده .
یک جمله ی زیبا دیدم
ذهن مضطرب هیچ وقت همراه خوبی برای لاغری نیست .
بزرگترین اشکال راهم این بود که هر کاری کردم برای لاغری و یا حتی در زندگیم که اشتباه بود، بخاطر اضطراب بود .
من دقیقا هر بار زیپ شلوارم بالا نیومد یاد لاغری افتادم .
هر بار خواستم برم مهمونی لباس نداشتم یاد لاغری کردم .
کسی رو متناسب دیدم ،دوست داشتم شکل اون باشم ،شروع کردم لاغر شدن .
هیچ کدوم جواب نداد چون هدفی براش نبود و همش یک حس اضطراب و نگرانی و گذرا بود .
واقعا نکردم یکبار از خودم بپرسم برای چی می خوای لاغر بشی .
چرا این همه سال تلاش کردی .
سوال دیروز هنوز تو ذهنمه ، شاید از چالش فانتزی تناسب اندام لذت می برم ؟
شاید دوست دارم بگم منم دارم کاری می کنم.
شاید می خوام حرفی برای زدن به دیگران داشته باشم .
من چرا می خوام متناسب بشم ؟
وزنم خیلی زیاد نیست و خداروشکر بیماری هم ندارم .
بزرگترین راه حل من خودشناسیه .
الان که مطالب رو تایپ کردم به ذهنم رسید که من تمام ناکامی ها و نتونستن های زندگی رو گردن چاقی انداختم و فکر می کردم اگه متناسب بودم ، زندگی بهتری داشتم .
خواستم متناسب بشم که بهتر زندگی کنم تمام کمبودها و ناخواسته های زندگی رو انداختم گردن چاقی ،در حالی که الان میدونم اونا هم فقط نگرش های اشتباه من بوده و تقصیر چاقی نبوده .
من با چاقی جسمم متفاوتم.
الان دارم روی خودم بیشتر کار می کنم .
حتی توی این مسیری که با آگاهی و لذت انجام میدم ،دارم راه خودمو پیدا می کنم.
من چطوری باید انجام بدم ،من باید کدوم نگرش ها رو تغییر بدم و کدوم اشتباهاتم رو .
یک جمله ی حیاتی که خوندم .👇👇
آیا ذهنم با من همراهه .
هیچ وقت نمیدونستم ذهنی هم هست که باید همراه باشه .
همیشه و هر وقت خواستم از خودم و از چاقی فرار کنم پناه بردم به رژیم و ورزش و خوشحال بودم از اینکه دارم کاری برای خودم می کنم .
وای چه جالب بود ،شاید تمام دست و پا زدن هام توی این همه سال برای این بوده که روحم فریاد می زده منم هستم و کاری برام بکن .
خودتو ببین و برای خودت انجامش بده و من نفهمیدم و هی خودم و به در ودیوار زدم .
سکوت 🤫🤫
قشنگ ترین کلمه ای که اینجا آموختم .
آرام باش و ساکت .
آرام باش تا بتونی درست فکر کنی و انجام بدی .
چقدر هیاهو !
آهای آدما ببینید من دارم رژیم می گیرم .
برنامه ی رژیم رو به همه نشون میدادم .
شگفتی خوردن پنچ قاشق برنج .
نون یک کف دست .
انگار داشتم روی سلول های بنیادی کار می کردم .
همه منتظر نتیجه .
نتیجه برای من همیشه عالی بود چون من باید مورد تایید می بودم .
همیشه موفقیت ولی کوتاه مدت .
همیشه نارضایتی و غم و افسردگی ،دلشکستگی ، ناامیدی ،ناتوانی.
چرا چون فکر می کردم من بدم ،من نمی تونم .
هیچ وقت فکر نکردم راه اشتباهه .
ولی خداروشکر ،یک روزی ،این جا فهمیدم راهم اشتباه بوده .
فهمیدم ذهنی هست که باید دستشو بگیرم و باهش دوست باشم .
فهمیدم جسمم باید همراه داشته باشه و اون ذهنمه .
یاد گرفتم خداوند همه چیز رو جفت آفریده ،حتی خود تنهامو.
اوین گام برای رسیدن
آرامش ذهن + تغییر تدریجی
دقیقا همینه .
اون چیزی که سال ها دنبالش بودم داشتنه آرامش بوده ، رسیدن به حال خوب بوده .
آخه بیشترین خوردن های من ،دلیلش نداشتن همین آرامش بوده .
با هر نگرانی و اضطراب شروع به خوردن های مرگ بار می کردم .
فکر می کردم بخورم حالم بهتر میشه .
همین الانم اگه بهم بریزم اولین چیزی که به ذهنم می رسه اینه که یک چیزی پیدا کنم برای خوردن .
اما الان تفاوت داره ،چون به این آگاهی رسیدم و هر بار مچ خودمو می گیرم ولی گاهی هم هنوز اون قوی تره .
ولی یک روزی من قوی تر میشم ،زمانی که به آرامش کامل برسم و هر از موضوعی بهم نریزم و دلهره و دل آشوبه نگیرم .
همین الانم وقتی آرومم بهتر می تونم فکر کنم و زندگی و خوردن هامو مدیریت کنم.
مهم ترین گام در مسیر تناسب فکری می تونم بگم از ته قلبم همین رسیدن به آرامشه .
بعدش دیگه با آموزش دیدن مستمر و بودن در راه تغییر اتفاق می افته .
توی سال های رژیم و شکست هاش ،توی روزهایی که یک برگه دستم بود که چی بخورم و چی نخورم ،هیچ کس ازم نپرسید الان که اینو خوردی چرا خوردی ؟
ولی توی این مسیر بارها ،پرسیده شد و بارها به من آموزش داده شد که ،بدون چرا داری می خوری ؟
این چراها تمام اون عادت هایی بود که باید درست می شد و ربطی به جسمم نداشت .
خوردن ته مونده غذاها
اسراف نشه ،خدا ناراحت بشه و بلای آسمونی نازل بشه .
نخوری فلانی ناراحت نشه .
بیا بخور خانواده دور هم باید غذا بخورن .
بخور حالت خوب بشه .
بخور خستگی در بیاد .
بخور تا به لذت بیشتر برسی .
۲۵ سال ،رژیم که همش هم مثل هم بود ،یاد ندارم برگه ی رژیمی دیده باشم که با بقیه فرق داشته باشه .
ولی اینجا خیلی چیزها یاد گرفتم : غذا مثله نفسه ،نه بیشتر و نه کمتر .
اینجا تو راه خودتو برو رو، یاد گرفتم .
نه اینکه یک عده گله ای ، یک سری برگه ی چاپی مثل هم ،در یک مارتن بی نتیجه .
یادمه یک روز توی مطب دکتر برگه ی یک خانم مسن رو دیدم که دقیقا مثل برگه ی من بود .
منی که سه ساعت کوه نوردی می کردم و توی راه انرژی کم میآوردم.
به خودم گفتم تو با این همه فعالیت باید با این خانم که در خونه است بنا به تحرکش نشسته ،غذاتون باید اندازه ی هم باشه .
این بود نا امیدی من از رژیم ها .
دقیقا همین جا که مخالف هر رژیم و هر ورزشی برای لاغریه ،یاد گرفتم اونا هم که این رژیم ها و ورزش ها رو برامون تجویز می کردن بی تقصیرن ،اونا هم راه درستشو یاد ندارن .
امیدوارم، روش تناسب فکری بزودی جهانی بشه و همه از زندگیشون لذت ببرن .
آموزش امروز می خواست به من یاد بده که تو می تونی متناسب بشی و شکست ها و نرسیدن های گذشته دلیل بر ناتوانی تو نبوده بلکه راه اشتباه بوده است .
خواستم در آخر بگم من آماده ام برای همیشه با ذهنم به تناسب برسم و تناسب رو از درونم شروع کنم .
استاد بی نهایت سپاسگزارم 🙏🌷
در پناه حق باشید .