0

تغییر رابطه ذهنی با غذا | رمز و راز لاغر شدن (قسمت سوم)

کنترل عادت های غذایی
اندازه متن

شب قبل از خواب، صبحونه‌ی فردا رو توی ذهنم انتخاب می‌کردم: کیک شکلاتی یا خامه‌عسلی. ساعت نه صبح هم وقت ثابت چای و کیکم بود. اون سال‌ها فکر می‌کردم این‌ها فقط سلیقه‌ی منه؛ نمی‌دونستم دارم با یه برنامه‌ی ذهنی زندگی می‌کنم که غذا رو مرکز روزم کرده بود. امروز می‌دونم یکی از مهم‌ترین قدم‌های لاغری با ذهن، کنترل عادت‌های غذایی از راه شناختن همین برنامه‌هاست.

این مقاله قسمت سوم از «رمز و راز متناسب شدن با ذهن» هست. توی قسمت اول درباره‌ی نُه دلیل چاقی ذهن حرف زدیم و توی قسمت دوم هفت قدم برای موندن توی مسیر رو مرور کردیم: دیدن آینده‌ای که نمی‌خوایم، قدم‌های کوچیک روزانه، تشویق خودمون، تکرار جمله‌های واقعی و گره زدن تناسب به همه‌ی زندگی.

حالا وقتشه عمیق‌تر بشیم و ببینیم چطور با تغییر رابطه‌ی ذهنی‌مون با غذا، عادت‌های غذایی رو بشناسیم و تغییر بدیم. بعد از این هم توی قسمت چهارم سراغ فکرهای خرابکار می‌ریم. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.

کنترل عادت‌های غذایی

۱. 🍽️ رابطه‌ات با غذا رو بشناس

غذا خوردن فقط یه کار جسمی نیست؛ یکی از احساسی‌ترین رفتارهای ماست. وقتی برای فرار از استرس سراغ چیپس و شکلات می‌ریم یا شب‌ها بی‌هدف سر یخچال می‌چرخیم، یعنی عادت‌های غذایی‌مون از مسیر طبیعی خارج شدن.

کنترل عادت‌های غذایی در لاغری با ذهن به معنی محدود کردن و ممنوع کردن نیست؛ یعنی شناختن رفتارهایی که بدون گرسنگی واقعی و از روی عادت یا احساس ما رو به خوردن می‌کشونن. برای شروع، از خودت بپرس:

  • واقعاً گرسنه‌ام، یا فقط حوصله‌ام سر رفته؟
  • این خوراکی رو دوست دارم، یا فقط چون جلوم بوده می‌خورمش؟
  • وقتی استرس دارم، غذا واقعاً آرومم می‌کنه یا بعدش حالم بدتر می‌شه؟

من از نوجوونی بعد از تموم کردن هر کاری، از مشق گرفتن تا برگشتن از مدرسه یا کمک کردن به مادرم، یه صدا توی ذهنم می‌شنیدم که می‌گفت برو یه چیزی بخور. حتی بعد از رد کردن یه مرحله‌ی سخت توی بازی کامپیوتری هم همین حس رو داشتم. غذا برای من جایزه بود، نه جواب گرسنگی. این صدا هنوز هم گاهی سراغم میاد و بعضی وقت‌ها بهش گوش می‌دم، ولی نه همیشه. فرقش اینه که حالا می‌شناسمش.

کنترل یعنی آگاهی، نه محدودیت. یعنی خودت تصمیم بگیری کی و چی بخوری، نه اینکه همیشه در حال جنگ با خودت باشی. این آگاهی کاملاً یاد گرفتنیه و دوره‌ی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز برای همین ساخته شده که کمک کنه این عادت‌ها رو ذره‌ذره بشناسی و بازنویسی کنی.

۲. 🔄 نگاهت به غذا رو بازبینی کن

خیلی از ما یه رابطه‌ی احساسی و پیچیده با غذا داریم. یه جاهایی غذا می‌شه جایزه‌ی آخر شب، یه جاهایی دلگرمی وقت تنهایی و یه جاهایی پناهگاهی برای فرار از خستگی یا ناراحتی. ولی غذا نه قهرمان زندگی ماست، نه شرور داستان. غذا قرار نیست نقش دلداری‌دهنده‌ی ما رو بازی کنه.

در لاغری با ذهن، ما غذاها رو به خوب و بد یا چاق‌کننده و لاغرکننده تقسیم نمی‌کنیم. چیزی که مهمه، نگاه ما به غذاست. من سال‌ها خیلی از غذاها رو «چاق‌کننده» می‌دونستم و باز هم می‌خوردمشون؛ با عذاب وجدان، سریع و زیاد. ولی توی مهمونی‌ها می‌دیدم دوست‌های متناسبم همون غذاها رو بدون هیچ نگرانی می‌خوردن و وقتی سیر می‌شدن، دست می‌کشیدن و چاق هم نمی‌شدن.

فرق ما توی غذا نبود؛ توی جایگاهی بود که غذا توی ذهنمون داشت. برای اون‌ها غذا فقط غذا بود. برای من غذا هم جایزه بود، هم آرامش، هم دشمن. وقتی غذا به آرام‌بخش احساسات تبدیل بشه، عادت‌هایی شکل می‌گیرن که هر ناراحتی رو با شیرینی و هر خوشحالی رو با یه غذای مفصل جواب می‌دن.

با بازبینی نگاهت به غذا، خیلی چیزها عوض می‌شه. اگه غذا رو فقط غذا ببینی، نه جایزه و نه دشمن، دیگه با ناراحتی سراغش نمی‌ری و با عذاب وجدان هم ازش فرار نمی‌کنی. این تغییر نگاه، از ذهن شروع می‌شه.

ذهن و کنترل عادت‌های غذایی

۳. 🕰️ به گرسنگی واقعی گوش بده

یکی از بزرگ‌ترین تله‌های مسیر لاغری اینه که فکر کنیم نخوردن یعنی لاغر شدن. وقتی با ترس از چاقی گرسنگی واقعی رو نادیده می‌گیریم، داریم با بدنمون می‌جنگیم؛ و دیر یا زود این جنگ به یه پرخوری بزرگ ختم می‌شه.

من این رو بارها تجربه کردم. بعد از هر شب پرخوری قول می‌دادم «فردا به جبران امروز هیچی نمی‌خورم». یا یادم می‌رفت، یا اگه یه روز گرسنگی می‌کشیدم، فرداش با ولع بیشتری می‌خوردم. نتیجه این بود که هم کنترل عادت‌هام از دستم می‌رفت و هم حس شکست بیشتر می‌شد.

راهش شنیدن صدای واقعی بدنه؛ یعنی یاد بگیری گرسنگی جسمی رو از گرسنگی احساسی جدا کنی.

  • گرسنگی جسمی معمولاً آروم‌آروم شروع می‌شه، حتی وقتی حواست پرته هم حسش می‌کنی و با غذاهای مختلفی برطرف می‌شه.
  • گرسنگی احساسی یکهو میاد، معمولاً دنبال یه خوراکی خاصه، با خستگی، بی‌حوصلگی، تنهایی یا استرس همراهه و بعدش هم عذاب وجدان میاد سراغت.

یه نکته‌ی دیگه هم هست: به سیری احترام بذار. وقتی بدنت می‌گه «کافیه»، لازم نیست ادامه بدی؛ حتی اگه هنوز غذا توی ظرفت مونده. من سال‌ها هیچ‌وقت مرز سیر شدن رو نفهمیدم و همیشه میل داشتم. مادرم هم سر سفره همیشه اصرار می‌کرد بیشتر بخورم. یاد گرفتن توقف در نقطه‌ی سیری، برای من یه مهارت تازه بود که با تمرین به دست اومد.

شب‌خوری‌های من هم بیشتر از جنس گرسنگی احساسی بودن. شب‌ها که خسته بودم سراغ هله‌هوله می‌رفتم و برای اینکه عذاب وجدانم کمتر بشه، آخر شب میوه یا تخمه انتخاب می‌کردم. امروز فکر می‌کنم بخش زیادی از اون شب‌خوری‌ها از خستگی بود، نه گرسنگی. هنوز هم گاهی شب‌ها میل به خوردن میاد سراغم، ولی کمتر و کوچیک‌تر از قبل.

تغییر عادت‌های غذایی و پرخوری

۴. 👀 با آگاهی غذا بخور

تا حالا شده جلوی تلویزیون یه کاسه پفک یا چیپس بذاری جلوت و یهو ببینی ظرف خالی شده، ولی اصلاً نفهمیدی کی خوردیش؟ این یه نمونه‌ی کلاسیک از خوردن بدون آگاهیه؛ وقتی ذهن جای دیگه‌ست و دست و دهن مشغول خوردن.

من که بیشتر عمرم پای کامپیوتر بودم، این حالت رو خیلی خوب می‌شناسم. خیلی وقت‌ها وسط کار یا بازی چیزی می‌خوردم و بعدش اصلاً یادم نمی‌اومد چقدر خوردم. نه مزه‌اش رو فهمیده بودم، نه سیر شدنم رو.

پژوهش‌ها هم این رو نشون دادن. طبق مطلبی در انتشارات سلامت هاروارد، کسایی که موقع ناهار بازی کامپیوتری می‌کردن، حس سیری کمتری داشتن و بعدش بیسکویت بیشتری خوردن نسبت به کسایی که بدون حواس‌پرتی غذا خورده بودن.

خوردن با آگاهی یعنی:

  • قبل از شروع، چند نفس آروم بکشی.
  • به رنگ و بوی غذا توجه کنی.
  • هر لقمه رو آروم بجوی و مزه‌اش رو حس کنی.
  • تا جایی که می‌شه بدون گوشی و تلویزیون غذا بخوری.

این‌طوری هم خوردن لذت‌بخش‌تر می‌شه و هم ذهن پیام سیری رو به‌موقع می‌شنوه. خوردن آگاهانه یه مهارته؛ یه‌شبه به دست نمیاد، ولی با تمرین کم‌کم بخشی از زندگیت می‌شه. لازم نیست همه‌ی وعده‌ها رو یکجا تغییر بدی؛ از یه وعده شروع کن.

🏠 عادت‌هایی که از کودکی با ما اومدن

خیلی از عادت‌های غذایی ما رو خودمون انتخاب نکردیم؛ از بچگی یاد گرفتیم. سر سفره‌ی خونه‌ی ما همیشه اصرار به بیشتر خوردن بود. اگه بشقابم زودتر خالی می‌شد، دوباره پر می‌شد. برای همین من هیچ‌وقت یاد نگرفتم کی سیر شدم؛ فقط یاد گرفتم کی غذا تموم شده.

مهمونی‌ها هم سهم خودشون رو داشتن. تعارف و رودربایستی باعث می‌شد چیزهایی رو بخورم که اصلاً میلی بهشون نداشتم. توی مهمونی به خودم می‌گفتم «حیفه امشب رژیم بگیرم، امشب می‌خورم، از فردا». و این «از فردا» هیچ‌وقت نمی‌رسید.

این عادت‌ها اون‌قدر قدیمی‌ان که دیگه به چشم نمیان. کسی که سال‌ها هر روز ساعت نه صبح چای و کیک خورده، دیگه از خودش نمی‌پرسه «الان گرسنه‌ام؟»؛ فقط ساعت که نه می‌شه، دستش می‌ره سمت کیک. اولین قدم برای کنترل عادت‌های غذایی، دیدن همین برنامه‌های خودکاره. وقتی ببینیشون، تازه می‌تونی انتخاب کنی که ادامه‌شون بدی یا نه.

لازم نیست با این عادت‌ها بجنگی یا خانواده‌ات رو مقصر بدونی. اون اصرارها از سر دلسوزی بود. فقط کافیه بدونی این‌ها برنامه‌هایی هستن که یاد گرفتی، و هر چیزی که یاد گرفته شده، می‌شه دوباره یاد گرفتش.

🎯 کنترل عادت‌های غذایی از ذهن شروع می‌شه

اگه دنبال راهی ماندگار برای متناسب شدنی، کنترل عادت‌های غذایی یکی از کلیدهای اصلیه؛ ولی نه از راه کالری شمردن و ممنوع کردن، بلکه از راه شناختن رفتارهای ناخودآگاه. وقتی یاد بگیری آگاهانه غذا بخوری، گرسنگی واقعی رو بشناسی و غذا رو نه جایزه ببینی نه تنبیه، داری ریشه‌ی پرخوری رو هدف می‌گیری.

من خودم هنوز در مسیرم. هنوز صبح‌ها بعد از بیدار شدن یه چای یا نوشیدنی گرم با یه تیکه شکلات یا کلوچه می‌خورم و همیشه بهترین انتخاب‌ها رو ندارم، ولی خیلی بهتر از قبلم. وقتی هم زیاده‌روی می‌کنم، دیگه به خودم عصبانی نمی‌شم؛ قبول می‌کنم که انتخاب خودم بوده و روی بهتر کردن واکنش‌هام کار می‌کنم. با همین مسیر، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم.

✍️ تمرین: دفترچه‌ی عادت‌های غذایی

همون‌قدر که دست به غذا بودن ما رو چاق می‌کنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر می‌کنه. یه هفته این دفترچه رو نگه دار:

  1. هر بار که بدون گرسنگی واقعی چیزی خوردی، بنویس قبلش چه حسی داشتی و چه کاری رو تازه تموم کرده بودی.
  2. جلوی هر مورد بنویس گرسنگیت جسمی بود یا احساسی.
  3. یه وعده در روز رو بدون گوشی و تلویزیون بخور و بنویس کی حس کردی سیر شدی.
  4. آخر هفته نوشته‌ها رو کنار هم بذار و ببین چه الگوی تکراری‌ای پیدا می‌کنی؛ مثلاً «بعد از تموم کردن کار» یا «شب‌ها وقتی خسته‌ام».

همین که الگوی تکراری رو کشف کنی کافیه؛ لازم نیست از روز اول جلوی خودت رو بگیری.

📝 برام بنویس

تو هم مثل من یه «جایزه‌ی خوراکی» بعد از تموم کردن کارهات داری؟ کدوم عادت غذاییت بیشتر از همه از روی احساسه؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.


اگه تمرین دفترچه رو انجام دادی، الگوی تکراری‌ای که پیدا کردی رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه الگوی خودش رو ببینه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

کنترل عادت‌های غذایی یعنی رژیم گرفتن؟

نه. در لاغری با ذهن کنترل یعنی آگاهی؛ یعنی بشناسی کی و چرا بدون گرسنگی واقعی غذا می‌خوری، نه اینکه غذاها رو ممنوع کنی.

چطور گرسنگی واقعی رو از گرسنگی احساسی تشخیص بدم؟

گرسنگی جسمی آروم‌آروم میاد و با غذاهای مختلفی برطرف می‌شه. گرسنگی احساسی یکهو میاد، دنبال یه خوراکی خاصه و معمولاً با خستگی، استرس یا بی‌حوصلگی همراهه.

خوردن آگاهانه چه کمکی می‌کنه؟

وقتی حواست به غذاست، ذهن پیام سیری رو به‌موقع می‌شنوه و از خوردن لذت بیشتری می‌بری. پژوهش‌ها نشون دادن حواس‌پرتی موقع غذا خوردن، خوردن بعدی رو بیشتر می‌کنه.

قسمت‌های قبلی این مقاله کجاست؟

قسمت اول درباره‌ی دلایل چاقی ذهن و قسمت دوم درباره‌ی هفت قدم ماندن در مسیره و لینکشون ابتدای همین مقاله اومده.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.83 از 42 رای

https://tanasobefekri.net/?p=9822
22 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۴/۰۳/۱۷ ۱۱:۰۱
      مدت عضویت: 1370 روز
      امتیاز کاربر: 87341 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,090 کلمه

      به نام خدایی بخشنده ومهربان 

      سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هم مسیر 

      من وفتی به گذشته خودم فکر میکنم متوحه مبشم تو بخش خوردن توان وانرژی خودم براش گذاستم وکلا این بخش دچار اشکال شد وهر چه سعی کردم با تغییرات بیرونی از این اشکال عبور کنم نشد زمانی موفق بودم ولی  زمان واستمرار این موفقعیت کوتاه بود برام‌سوال بود چرا ؟

      روز گذشته دخترم بیرون بود وفتی امد دیدم یی بسته آدامس دستش هست داره سعی میکنه بازش کنه وفتی در ادامس باز کرد به اولین نفری که تعارف کرد من بودم من با راحتی خیال بهش گفتم نه بعد با حس خوب و حال خوب بهش گفتم  چویدن ادامس ترکش کردم و از جویدن آدامس عبور کردم دخترم اول گفت افرین من بهش،کفتم تا دورره پیش رفته من این رفتار اصلا یی عادت بد بهش نگاه نکردم و تازه براش،دلیل داشتم که با حویدن آدامس من دارم به بدنم کمک میکنم که پرخوری نکنه واین عادت دائم داشتم  ارسال سیگنال بدنم‌ رو به  هم میزد ودخترم گفت آره درسته برای تو دیگه از حد خار ج شده بود ولی من گاه گاهی ازش استفاده میکنم یاد این عادت در دیگران افتادم که بعضی افراد سیگار مصرف میکنن ازشون بپرسی میکنم گاه گاهی از سر تفریح عصبانیت وخوشحالی این رفتار تکرار میکنم عادت اشتباه اشتباه هست حالا میخواد همیشه باشه یا گاه گاه دود آسیب زنده هست من‌دود سیگار به بدنم وارد کنم براش آسیب زنده هست میزانش شدت آسیب میبره بالا 

      برسیم به غذا 

      حالا نگاه من به خوردن تا حدود زیادی برطرف شده ولی بازم زمانهای اشتباه دارم که از این اشتباهات باید اول عبورکنم بهش زیاد بها ندم عادت تشخیص بدم که کودم تو بخش چاقی هست از اپن عادت هر جه بشه استفاده نکنم 

       چند شب پیش برای بجه ها کباب کوبیده  درست کردم با همکاری  همه خانوداه با دستگاه کباب کوبیده کباب زدیم همه به هم این کار انجام دادیم از ۹ نفر  دونفر دست به کار نبود ولی حضور داشتن این رابطه به این شکل برام‌ زیبا بود وتوش محبت همکاری بوداین بخش  با تشکر از خدایی عریزم عالی بود  وفتی غذا آماده شد آوردن من کنار نشسته واصلا هیچ توجی نکردم همه هی تعریف از مزه خوب شدن غذا داشتن من داشتم گوش میکردم درست کنار سفره بودم‌ وخودم‌ مشغول کرده بودم که توحه کاهش بدم جون حس گرسنکی نداشتم ولی این گوش کردن واین همه به به تعریف رو گوش می شنید سفره جمع شد یی ساعتی گذشت تا این زمان بازم مرور افکار نداشتم یی لحظه این به ذهنم رسید کباب اگه سرد بشه ازمزه می افته وحس گرسنگی که نبود فوری امد من که منتظر این حس بود وقت زمان بهش ندادم این حس کرسنگی واقعی بر ای خودم قرار دادم تا کباب ازمزه نره وغذام مصرف کردم ولی میشد بازم زمان بدم و چند ساعت دیگه براش وقت بزارم ولی این مرور قویتر بود ومن بهش پاسخ دادم یی خوردن ناآگاهانه مسیر فبلی نبود توش،اکاهی این ترتیب خوردن  بود نه نیاز واقعی فرق بین این دو خوردن رو اگه بهش شناخت پیدا کردن هست وهرفرد کلی ازاین شکل خوردن داره وعادت مخصوص خودش داره  یافتن این عادت های کمک زیادی برای ترک کردن یا استفاده کمتر وحتی استفاده نکردن برای من میسازه  که‌ من‌ تو این بخش دارم کار میکنم که کشف این عادت و رفع استفاده نکردن چاقی ذهن هست کم  سعی من‌ هرجی این بخش کم رنگ کردن بودن ذهن من تو بخش اصلی بیشتر بودن هس راحتی خیال بیشتری رو هر روز به خودم  هدیه میدم ومیزان اشنباهم  کاهش دادن هست   یی زمان دارم و اویل زیاد خودم سرزنش می کردم ولی یاد گرفتم این کار تقویت ذهن چاق هست  به شکر خدایی عزیزم کاهش چشم گیری داشته یاد افراد متعاد افتادم که با اینکه ساله های زیادهست ترک کردن ولی بازم این‌ وسوسه مصرف دارن ما افرادجاق هم همین وسوسه داریم تو ذهن اکه بهتر کار کنیم  راحتر میشه انجام نداد ارام ارم کمتر شدن‌ ودیگه تکرار نشدن یا کاهش تعداد تکرار وحس حال خوب داشتن 

      یی مجلس جاجی خواران دعوت هستیم همین جمله که نوشتم مراسم مهمانی که‌میشه به چشم‌ دور  همه ای صحبت و تعریف ولذت بردن ازش یاد بشه همیشه تو‌ اطرافم من به این نام یاد شده من طبق عادتم ازش استفاده کردم یی جمله هست ولی با تعریفهای زیاد 

      خلاصه داشتم با دخترم صحبت میکردم که به شکلی نرم وداشتم دلیل سرهم میکردم که نباشم به خودم امد گفتم چرا بهانه داشتم می‌آوردم که تو این مجلس نباشم به خودم آدمد به خودم گفتم جرا دارم این شکل رفتارمیکنم ودلیلش نبود لباس تازه بود گفتم برم ازهمون لباس تو کمدم استفاده کنم  یاد دودست لباس که ۱۹ ماه پیش اصلا تو‌تنم نمیشد من وفتی تو۱۹ ماه پیش برای مراسمی پوشیدم تنم نشد نتواستم تنم‌کنم استفاده کنم تو ذهن یقین داشتم که این بارانداز هست وفتی پوشیدم نه زیپ بازکردن نه چیزی راحت تو‌تنم‌شد دخترم وفتی من تواین لباس دید بهش گفتم یی عکس برام با گوشیم بکیر جرا اون سلفی که تواین مدت دارم تمرین میکنم عکس ازش می کیرم توذهنم ذخیره میکنم این بار واقعی ‌واقعی هست دخترم گفت بیام تو‌پزیراری نور بیشتر  هست آنجا عکس بگیرم وفتی امد نوهام‌پرسد مامان جون‌کجا می خواهی بری به شوخی بهش گفتم مهمانی دخترم به داماد گفت این لباس مامانم‌تنش نمیشد. اون گفت مبارک باشه من بهش گفتم لباس نو نیست دامادگفت برای این که تنت شده میگم مبارک باشه و این مبارک یعنی  به شکرخدا عزیزم دنیای موفقعیت کنارش بوده که به  اون‌ اشتباه غلبه کرده خدایا شکرت 

      حتی ذهن منفی خواست با مرور زمان که ۱۹ ماه این میران کاهش وزن باید اصلا لباس ازتنت بیفته تازه برای انداره شدن شاد هستی رو برام تکرار کنه من یاد صحبت شما برای یی دوستی توی فایل افتادم که میزان کاهش وزنش راضی نبود امد اپن پاسخ برای خودم‌ طبق زندگی  خودم‌ ساختم گفتم  اول که ۱۹ ماه حال خوب داشتم حسم عالی رو تحربه کردم  بد ۱۹ ماه چاق نشدم جاش لاغر شدم و برکشت به عقب نداشتم حرکتم رو به حلو بوده اگه تومسیر  فبلی بود اول که‌وزنی کم‌ نکرده بودم شاید که نه حتما تو این ۱۹ ماه شاید چیزی حدود ۱۰ کیلوی زیادتر کرده بودم پس روی هم  عالی عالی عالی هست که لباسم  پوشیدم دیگه به شکرخدا تو‌کمد لباسی نیست که تنم نشه افرین به من خدایا شکرت که دارم برای مراحل بدی هم توجه میکنم که به شکل درست به پیش بره اونم‌ با حس خوب 👍 👍 👍 تصویر لباس با سایر کوچکتر برای خودم با شکلهای جدید طراحی کردم‌ تو شرایطش که قرار بکیرم اونم انحام میدم که لذت مسیرم هی تکمیل بشه 

      خدا پشت وپناهتون یا حق حق  نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۴/۰۳/۱۴ ۱۲:۴۰
      مدت عضویت: 1370 روز
      امتیاز کاربر: 87341 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 568 کلمه

      به نام خدایی بخشنده ومهربان 

      سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هم مسیر 

      مراحل این تغیبر تو‌همه دوره اول برای من دورنی شد و بد این تغییرات به مرور دارا هی بیشتر و گسترش پیدا میکنه  با هر تمربن خوب نشست بهتری از اگاهی در ذهنم ساخته و داره افزایش پیدا میکنه و نتیجه اول لاغر شدن ذهنم رو برام مهیا کرده ارتباطم بهبود بخشیده وبد توبخش خوردن دارم کاره میکنم تمرین انجام‌ میدم همسویی بیشتری برام مهیا میشه و نتیجه این فایل تکمیلی هست که شما استاد به شکل رایگان برای عموم‌ قرار  میدید من‌به این بخش اصلا به چشم رایگان نکاه نمیکنم برام کلی درس دورنش داشت که باید مرحله به مرحله انجام بدم تکرار کنم که این تمرین درسترین شکل خوردن و رفع نیاز بدنم ذهنم  روحم برای مهیا کنه نه فقط،خوردن  تنها  چون خورذن افراد متناسب به  این شمل هست من برای دریافت لاغری ناقص قادرنیستم شخصیت لاغری بهبود بدم همه بخش ها باید این مجهز شدن بع مهارت لاغری رو دریافت کنن مه بسه لاغری با ذهن وماندکار بودن لاغری من 

      امروز یاد گرفتم برای خوردن آگاهانه چندین مرحله باید انجام‌ بشه که این خوردن به شکل درست حس خوب وتمرین عالی از کاردر بیاد اول کمی نوشتم‌ راضی نشدم این فایل کلی نکته عالی داره که نیاز من هست رفتم نکته برداری با دقت تو دفترم یادداشت کردم با صدای خودم این یادداشت ظبط کرذم  با تکرار وگوش کردن میشه تمرین محکم  کردن خودم‌ به کنترال عادتهای این بخش  ومیشه سبک زندگیم برای شخصیت لاغری من خدای  من برای داشتن این شخصیت به حرف نیست کلی اول امپزش نیاز داشت که من بهش عمل کردم کلی اگاهی درست نیاز داشت که من تو هردوره که تهیه کردم یاد گرفتم هی تمرین کردم  اشتباهاتم پیدا کردم کمتری کردم ترس هام یاد کرفتم که ریشه‌اش از کجا هست وبد رسیدم به خوردن ترسهای اون تشویق شدن‌ ها که باعث خوردن شد یادداشت همین تشویق ها به خوردن اشتباه رو آموزش دیدم وتمرینش که  تو ۹۰ روز  باید انحام می‌ دادم‌ تو دوره  اصلاح پرخوری و اشتها  که برای من رسیده به ۱۲۶ روز که هر روز دارم یاداشت میکنم این تمرین برای یی سال در نظر دارم و حالا همه ‌همه شد این فایل بی نظیر که یی تمرین کامل درست برای من اصلا امکان نداشت من بتوانم بدن این همه کار به این تمرین اپن نگاه خوب رو پیدا کنم 

      این تمرین چکیده چندین دوره من هست که با انجام به درک درست کاملش رسیدم حتما تو بخش خوردن‌ ازاین تمرین بی نظیر بهره خواهم برد

       یی الکویی  درست خوردن که تونظر من فقط سیر شدن اعلام سیری توقف خوردن بود به ابعاد بیشترتقسم شد و کسترس لذت خوردن برای ماشین لوکس بدنم این مثال بی نظیر بود من خودم‌ بهترین گران بها ترین ماشین تو جهان دیدم که اجازه ندارم به این ماشین لوکس آسیب برسونم و ازش باید با دقت حوصله مواظبت کنم از داشتنش  کلی لذت حال خوب داشته باشم وکیف این شکلی نیازم بود که دریافت کردم برم حالا که کرسنه ام شده این تمرین با همه شرایطش انحام بدم

       خدایا شکرت که کمک میکنی برای دریافت تناسب و لاغری  وسلامتی که من براش  تمام وجودم‌ هواسم تجسم تمرینها تکرار  وظبط صدا گذاشتم برام  لاغری با ذهن شده زندکی درست من‌ همراهش دارن بالا رفتن هرحنبه هر زندکیم شاهد هستم گسترش رو مبینم که داره کل زندگی من بهبود خوب میده 

      خدایا ازت بی نهایت تشکر و سپاس گزارهستم  

      خدا پشت وپناهتون یا حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید