🌟 یک داستان آشنا برای همه ما چاقها!
من و تو… و هر کسی که سالها با اضافهوزن زندگی کرده، به اندازهی همون سالها دنبال یه راه نجات بودیم! 🔍
رژیمهای سخت، ورزش با اشتیاق، دمنوشهای عجیب، حتی روشهایی مثل طب سوزنی یا شوک الکتریکی برای آب کردن چربیها! 😣⚡
گاهی اونقدر از چاقی خسته شدیم که با دل لرزون رفتیم سراغ عمل جراحی… فقط برای اینکه بتونیم یه نفس راحت بکشیم. 😔💔
🌀 اما یه چیز مشترک بین ما هست…
همهی اون تلاشها آخرش رسید به یه دیوار بلند ناامیدی! 😞
اونجا بود که با خودمون زمزمه کردیم:
«یعنی هیچ راهی برای من نیست؟ من همیشه باید چاق بمونم؟»
بعضیامون از شدت ناراحتی افسرده شدیم، منزوی، پرخاشگر… و اشکهامون شد همدم شبهامون 😢🕯️
🍃 و درست همون لحظه…
وقتی دیگه هیچ راهی به ذهنمون نمیرسید، از ته دل گفتیم:
«خدایا… خودت یه راه نشونم بده 🙏»
و انگار همون لحظهی تسلیم، همون لحظهای که دیگه به هیچکس و هیچچیز امید نداشتیم، در واقع آغاز مسیر واقعی ما بود. ✨
🌈 شاید آگاهانه، شاید ناآگاهانه، اما هدایت شدیم!
خودت بهتر میدونی چطوری رسیدی به این سایت…
شاید یه پیام، یه جستجو، یه پیشنهاد… ولی در واقع یه پاسخ الهی به دعای دلت بود. 💖
✍️ حالا نوبت توئه که بنویسی…
داستان هدایتت به سمت «تناسب فکری» رو با ما به اشتراک بذار.
با نوشتنش، هم از ته دل شکرگزاری میکنی، هم ایمان و انگیزهت برای ادامه مسیر چند برابر میشه. 💫
وقتی داستان هدایت خودتو مینویسی و قصهی بقیه رو میخونی، میفهمی چطور خدا از راههای بیشمارش ما رو به سمت نجات میکشونه… 🌱
📣 منتظرم بخونم داستانت رو…
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.01 از 252 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام .
من هر لحظه در حال هدایت شدن هستم .
اما بار اولی که این هدایت انجام شد زمانی بود که من مثل همه ی افراد دیگر از همه جا رانده مشغول گشتن به دنبال روشی برای لاغری در اینترنت بود که ناگهان چشمم خورد به لاغری با ذهن . اول فکر کردم نوعی هیپنوتراپیست . فکر کردم استاد ان مهدی خردمند هست که از طریق هیپنوتیزم و خواباندن نیروی خوداگاه اطلاعات موجود در ضمیر ناخوداگاه را تغییر میداد .
اما بعد که سایت را خواندم دیدم نه استاد آن استاد رصا عطار روشن بود که اسم ایشان خیلی شبیه آقای رضا عطاران بود .
هرچقدر بیشتر مطالب را میخواندم بیشتر جذب میشدم . این روش حرفی از غذا و خورد و خوراک نداشت . این روش حرفی از ورزش نداشت .
اصلا به خورد و خوراک من کاری نداشت . لاغر شدن را به خورد و خوراک من مربوط نمی کرد بلکه به نیرویی مربوط می کرد که در وجودم بود و امر به خوردن را مرتب صادر می کرد .
جرقه ای در وجودم دمیده شد . اینجا خبری از خواباندن نیروی خوداگاه نبود بلکه از ان نیز در جهت لاغر شدن استفاده میشد .
گرچه من آن زمان خیلی درک صحیحی از ذهن و نیروهای خوداگاه و ناخوداگاه و باورها و تغییر باور نداشتم .
اما می دیدم کلام استاد به دلم می نشست و هر چه میخواندم علت چاقی مرا مساله ای در درون من معرفی می کرد نه خارج از من . هرچه میخواندم انگار که آبی بود که بر روان پریشان من می ریخت . سیراب میشد . در عین حال تشنه تر برای خواندن مطالب بیشتر .
من در عرض ۴-۵ ماه توانستم ۲۰ کیلو از وزنم را به راحتی آب خوردن کم کنم فقط با این فرمول که چاقی و لاغری من ربطی به غذای من ندارد و من ابدا نباید توجهی به کم یا زیاد خوردن غذای خود داشته باشم .
چون اساس این باور اشتباه است که ما خوردیم و چاق شدیم .
خوردن = چاق شدن نیست .
این فرمول اشتباه را من همان موقع یافتم و همراه با دیگر فرمولهای روانی خیلی زیبا و خندان و با اشتیاق در راه لاغری قدم گذاشتم .
صادقانه بگویم اما بعد از مدتی وقتی که دوره را خریدم کم کم دیدم حرف از غذا خوردن به میان آمده . حرف از تغییر عادت . باز هم غذا شد عامل چاقی من و من که حرف استاد ایمانم بود و هنوز هم باورهای جدید در خودم ساکن نشده بود دوره را با اندوه به پایان رساندم . گرچه نمی گذاشتم تاثیر باورهای قبلی از میان برود اما تاثیری که از دوره های رایگان گرفتم خیلی خیلی بیشتر از دوره ی پولی بود .
برای همین از استاد جدا شدم . اکنون هم دوباره آمدم چون هنوز هم امیدم هست که استاد شاید خورد و خوراک
و توجه به آن را از آموزه هایش جدا کند اما با قاطعیتی که از ایشان سراغ دارم می دانم که این کار را انجام نمیدهد چون اکثر دوستان هم نمیخواهند باور خوردن = چاق شدن را از ذهن خود پاک کنند .
برای همین استاد از طریق رفتار و تغییر عادات آموزه ها را پی گرفتند .
و من تنها کاری که میکنم اینست که به آن قسمتها توجهی نمیکنم و توجهم را روی قسمتهای عالی آموزشهایی میبرم که مربوط به کار ذهنییت نه کار بیرونی .
چون این قسمت از آموزشهای استاد هم فراوان است و برای من بسیار کاربرد دارد .
به هر جهت در کل روش ذهنی تنها روش لاغر شدن است که تاثیری فوق العاده بر من گذاشت و باعث لاغر شدن من شد .
خدارا شکر میکنم که مرا به اینجا هدایت کرد و باعث شد روشی را یاد بگیرم که باعث شد تاثیر عالی روی من بگذارد .
سپاسگزارم استاد
سلام فاطمه سادات عزیز و خوش چهره
نظرات و ساختار و تئوری های ذهنی من در زمینه اصول و باورهای لاغری با ذهن بسیار شبیه شماست…
به نظرم خوب باشه با هم در ارتباط باشیم به تقویت باورهای هردومون کمک میکنه…
نشان های دریافت شده
دوست عزیزم فاطمه سادات سلام
شما فرمودید که با کار کردنروی باورهای ذهنی در مورد اضافه وزنت تونستی در عرض ۵ ماه ۲۰ کیلو وزن کمکنی
یک سوال ازت دارم عزیز آیا اشتها ومیلت به غذا خوردن هم کم شد یا نه ؟
اگراینطور باشه پس حتما بین کمتر خوردن و کاهش وزن ذهنی هم رابطه ای هست …..
من گزارش بچه ها رو که می خونم خیلی هاشون میگن بعد از شروع تمرینات ذهنی اشتها و میلشون به غذا کم شد و طوری شده با غذای کم سیر میشن …..
پس اگر اینطوره نمیشه در کاهش وزن ذهنی هم فاکتور کمتر خوردن رو نادیده گرفت مگر اینکه خلافش ثابت بشه
مثلا هنر جویی بیاد بگه من با تمرینات استاد در مقدار تمایلم به غذا هیچ تغییری نسبت به دوره ی چاقیم کمتر نشد ولی با حذف باورهای اشتباه دیگه تونستملاغر شم
دوست خوبم حذف این باور که خوردن باعث چاق شدن میشه انسان را از زنجیر خوردن و نخوردن آزاد میکنم و فرد فقط هنگام گرسنگی میخورد ولی اینکه ما دستی بخوایم غذامون کم کنیم همون رژیم ودوام نداره
سلام خدمت شما دوست عزیز امیدوارم در زمان مناسبی که الان واقعا این پیام رو بخونید
ببینید ربطی بین اضافه وزن و خوردن غذا نیست اصلا مسئله فقط اینجاست که ما غذا خوردن رو در زندگیمون تعمیم دادیم و رشد کرده بخاطر اون حسی که بهمون میده بعد از خوردنش که باهاش ذهنمون و خاموش میکنیم
وقتی ما میاییم و باگ هامون رو پیدا میکنیم و سیری واقعی رو از سیری کاذب تشخیص میدیم خب طبیعی وقتی وااااااقعا گشنه هستیم غذا میخوریم و این اون چیزی که شما گفتین بچه ها وقتی دوره رو استفاده کردن اشتهاشون کم شده(درواقع اشتهاشون کم نشده سیری واقعی و دستوری که از معده به مغز میده رو تشخیص میدن و فقط همون موقع ها میخورن برعکس قبل که با دستور مغز میخوردن حتی وقتی معده پر بود و دستور نخوردن میداد اما ما میخوردیم چرا؟!!!چون اینجا مغزم دستور میده چرا دستور میده چون فقط با این غذا خوردن آروم میشه متوجه این؟!!!!!
من الان دارم لاغری با ذهن آموزش میدم حتی چاقی و از پوست و استخون در اومدن و رسیدن به وزن دلخواه رو هرچند که اولین تخصصم حل مشکل خودارضایی باذهن بوده و از طریق اون این هارو هم اضاف کردم و از طریق ذهن۱۰کیلو کم کردم قبل ورود به دوره
میدونید در افرادی که ذهن چاق دارن درست مثل کسی که خودارضایی میکنه و فیلم میبینه اون عوامل(یعنی غذا و فیلم ها و عمل خودارضایی)مثل مواد مخدر عمل میکنن از یک جایی به بعد درواقع و دیگه آدم برای رفع گرسنگی غذا نمیخوره بلکه میخوره تا خودش رو آروم کنه میخوره که کمتر فکر کنه میخوره تا حالش و خوب کنه و الی آخر اما ته اش میشه یک معتاد به غذا درواقع
ما نمیگیم غذا نخور اصلا بلکه فقط میگیم وااااااقعا الان میخوای غذا بخوری ببین واقعا گرسنه ایی؟!!!! یا نه فقط دستور مغزه بخاطر باگ ها و تصاویرش تشخیص این امر بشدت از میزان غذایی که میخوریم میکاهد اما این دلیل کاهش وزن نیست بلکه درست کردن اون باورهاست که باعث کاهش وزن
چون ممکنه پیش بیاد طبق عادت قبل زیاد غذا بخوریم اصلا مهم نیست چون بدن دفع میکنه
و منطق محکمش اینه که شده وقت هایی که بشدت کم غذا خوردیم ولی آب از آب تکون نخورده و تازه بیشتر شده وزنمون متوجه این عزیز جان
فاطمه سادات جان نوشته هات عالی خیلی دوست داشتم باهاتون یک صحبت دوستانه داشته باشم فکر میکنم خیلی میتوانید به من کمک کنید با تشگر
نشان های دریافت شده
سلام به دوست بینظیر
چند کیلو کم کردی تا به تناسب رسیدی ؟
ممنون از پاسخ ۴ شهریور ۹۹
نشان های دریافت شده
سلام
بهمن ۹۷ بود که به یکی از همکلاسیهام پیام دادم…دوستی که خیلی هم باهاش صمیمی نبودم
خلاصه باهام صحبت رو شروع کردیم و فهمیدم ایشونم تو سایت عباسمنشه
بعد حدود ده روز لینک سایت استادو فرستاد و گفت گوش کن ولذت ببر
لینک طعم خدا بود
من اصلا دنبال لاغری نبودم
اضافه داشتم ولی بنظرم اونقدری اولویتم نبود
خب بواسطه یکبار رژیم و دو هفنه باشگاه دنبال تناسب رفته بودم
ولی چون موفق نبود و باشگاه اذیت کن و وقت گیر بود بیخیال شده بودم
شکمم خیلی رو اعصابم بود ولی میگفتم بیخیال ثروت برام اولویت
خلاصه وارد سایت شدم و طعم خدارو کار کردم و نتایج عالی گرفتم
و همیش به قسمتهای دیگه سایت طوری نگاه میکردم که انگار تو سوپرم و کاری با این قفسه ندارم
میگفتم این واس خیلی چاقاست منکه ی شکم زیاد دارم چرا خودمو درگیر کنم
تا اینکه از دوره ثروت به دوره عزت نفس هدایت شدم
و اونجا تمرین داده بود تصمیمی که مدتهاست معوق را انجام بدید
من یکهو دیدم چقدر همین شکم داشتنم در طول روز انرژیمو منفی کرده
چقدر فرکانسام چند تیکه است
وارد دوره رایگان شدم با جدیت….یکبار ادامه ندادم و دوباره شروع کردم که حدود جلسه 5 بود استاد تخفیف تولد آیدا خانمو گذاشتن
منم یخورده فکر کردم و با استاد مشورت کردم و گفتم ثروت هدف اصلی منه
خلاصه خریدم
خیلی خوشحال و راضی هستم ازین خرید
خدا میدونه حدود 60 درصد فرکانسای منفی روزم نه تنها از بین رفت بلکه با احساس ارزشمندی جایگزین شده
چون قبلنا بخاطر چاقی و پرخوری خودم به خودم میگفتم تو یکی حرف نزن…تو یک دختر باوقار نیستی
چقدر خودم خودمو میخوردم و نالایق خیلی تجربه ها میدونستم
واقعا شخصیت من بطور بنیادین داره با این دوره تغییر میکنه
مطمئنم هدایت خدا بوده
من خیلی سال عکس بازیگرا و استایلاشونو میبینم…لباساشون….انداماشون….پیرهنای ناز گل گلی با کمرهای باریک
مطمئنا فکر اونروزام جواب داده شده
موشک خواسته ام پرتاب شده
الهی شکر
بهمن 98 وارد دوره شدم و الان که 5 ماه از 99 گذشته به خودم افتخار میکنم
یک تغییری را در زندگیم رقم زدم که باعث تحسین همه شدم
خیلی از حسرتامو به رویا تبدیل کردم
الهی شکر
و این تغییر خوب مثل دومینو شروع شده و همه ایستگاههای آینده زندگیمو تحت تاثیر مثبتش قرار میده
چون فهمیدم چقدر انتظارم از آینده چاقی بیشتر بوده
خودمو لایق چاقی بیشتر میدونستم که با دوره این کوه رنجو کنار گذاشتم از روی شونه هام
ممنون از استاد عاشق رضا عطارروشن گرامی که با شوقشون این دوره را آماده کردن
4 شهریور 99
Big like
نشان های دریافت شده
سلام بر پروردگار عشق و مهربانی 💖🌺🦋💖
سلام بر استاد گرامی ،🙏💖💖💖
داستان هدایت من به این سایت:
هر روز روزم را با خوردن دارو شروع میکردم ، نفس راه رفتن نداشتم،
فقط منتظر بودم کسی کوچکترین حرف درباره چاقی من بزنه،یا بگه نخور ،راه برو،تا لاغر بشی،مثل بمب منفجر میشدم و دیگه تا ساعت ها با کسی حرف نمیزدم،
فردی عصبی و افسرده بودم،از جایی ک ما ۷ تا خاهریم و بقیه خاهر هام متناسب هستند و خودشون رو دوست دارند من از همه چاق تر و افسرده بودم
وقتی تو جمع اونها بودم خودم رو کوچیک میدونستم،خاهر هام هم خیلی نگران وضعیت من بودند و همش میخواستند ب طریقی ب من کمک کنند تا من از این بیماری چاقی نجات پیدا،کنم،اما هیچکس غیر از خودم و خدای خودم نمیتونستم به من کمک کنه،و این را خودم هم نمیدونستم، دخترم ک این اواخر میدید ک من چقدر عذاب می کشم از چاقی
ی بار سکته کردم و۴ ماه بی حس تو خونه خابیدم، بعد آسم و نفس تنگی شدید ک مرتب اکسیژن استفاده میکردم
وقتی دخترم توی tvی فرد چاق رو میدید ب من میگفت مامان ببین چقدر از تو بیشتر چاقه ، هستند افرادی ک از تو بیشتر چاقه هستند من مطمعن هستم ک تو هم لاغر میشی، و من همش از خداوند راه نجاتی میخاستم
آخرین راه ک در پیش گرفتم و خیلی هم ترس و استرس داشتم عمل اسلیو و کلاسیک معده بود ک همه کارهام رو انجام دادم و نوبت عمل زدم
اون روزها رو فراموش نمیکنم خیلی درد آور بود خیلی ،عاجزانه از خدا خاستم ک ی راهی بهم نشون بده چون واقعا از عمل می ترسیدم و بعد عاقبتم چی میشه
دقیقا ۳ روز قبل تاسوعا و عاشورای حسینی پارسال بود ک نوبت عملم بود خاهرم ب دیدن من آمد و کلی باهم دیگه حرف زدیم
گفت ک آجی همه مامیترسیم ک تو عمل کنی و تو ک همه راها رو رفتی بیا این روش لاغری با ذهن را یکی دوستانم استفاده کرده توهم استفاده کن
اگه نتیجه ندیدی بعد برو عمل کن و اونجا بود ک انگار نور امیدی در دلم زنده شد
ترسم با حرف های خاهرم ازبین رفت
اینقدر حس عجیبی بود ک اصلا نمیتونم فراموش کنم ، ی امید تازه
خدا خودش شاهده ک چ حس عجیبی داشتم و اشک شوق ریختم
گفتم قربونت برم خدا ک هیچ موقع من رو رها نکردی ،و همون موقع با دکتر تماس گرفتم و نوبت عملم را کنسل کردم
بعد دوره را خریداری کردم و از ۱۹ بهمن ۹۸ دوره را شروع کردم و از اونجایی ک موانع ذهنی من زیاد بودند و روز به روز دارم اونها را برطرف میکنم ،۴ سایز کم کردم و از همه مهم تر هر روز به پیاده روی میرم
قبلا حتی ۴ قدم هم راه نمی رفتم
با دستگاه اکسیژن خداحافظی کردم
داروهام الان به ۱ دونه رسیده از روی ۲۰ عدد قرص و اسپری،
تپش قلب و درد قفسه سینم از بین رفته
خیلی خیلی خداوند را سپاس گذارم ک من را به این مسیر هدایت کرد،
همیشه میگم ک استاد عزیزم ک اینقدر دوستش دارم و صدای ایشون کلی ب من انرژی میده فرستاده خداوند برای من بوده،ک من را از راه نا امیدی به زندگی امیدوار کرد،
خدایا هزاران هزار بار شکرت، من ایمان دارم ک من هم متناسب میشوم ومتناسب میمانم، به این باور دارم،
استاد عزیزم بی نهایت ازشما سپاس گذارم ب خاطر این دوره عالی،🌹🌹🌹🌹🌹
چه داستان زیبا و انگیزه بخشی.
دو سه روزه که حال و هوای خوبی نداشتم. با وظایف متعددی که برای خودم تعیین کردم و کمال طلبی بیش از حدم، زندگی رو به خودم زیادی سخت گرفتم. و وقتی که کارام اونجوری که میخوام پیش نره، حس و حالم خراب میشه.
داستان شما منو امیدوار کرد به ادامۀ راه.
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز همراهم
امیدوارم همیشه در زندگی امید داشته باشی،همه ما ب گونه ای هم دردیم سختی های مسیر را پشت سر گذاشتیم و الان در این راه هستیم ک دیگر گذشته را فراموش کنیم و به زندگی رویایی مون دست پیدا کنیم، انشاءالله، همیشه دوست دارم استاد ی سمینار برگزار کنه و همه ی ما اونجا جم باشیم و چقدر پر انرژی و انگیزه وحس عالی خاهد داشت،
نشان های دریافت شده
دوست عزیزم چه داستان غم انگیزی خوشحالم براتون که هدایت شدین به سمت الله ان شاالله که به ارزوتون برسین 🙏🏻😍🥰🌹
نشان های دریافت شده
ممنونم دوست عزیز همراهم، همش خاست خداوند هست ک در این مسیر هستیم و دوستانی همچون شما دارم ،
باسلام خدمت جناب عطارروشن همه دوستان علاقمند به تناسب اندام،
من مادر یک دختربچه ناشنوای اتیسم هستم
از کودکی درگیر اضافه وزن وچاقی بودم
منم مثل اکثردوستان راههای مختلفی رو برای متناسب شدن پشت سر گذاشتم
طریقه اشنایی من با این روش اینطور بود ک با بدنیا اومدن دختر عزیزم متوجه شدم با وضعیتی (چاقی) ک دارم به سختی میتونم دخترمو جمع و جور کنم
مخصوصا وقتی متوجه شدم ک اتیسمه و من دراون شرایط متوجه بعضی از بیماریها مثل دیابت و چربی خون درخودم شدم
با خودم فکر کردم فاطیمای من نیاز ب یک مادر سالم و سرزنده داره تا بتونه در اینده زمانی ک دیگه من کنارش نباشم خودش مراقب خودش باشه و از عهده زندگیش بر بیاد،
اون راههایی ک برای لاغری ازمایش کرده بودم رو کنار گذاشتم و دنبال راه جدید گشتم
توی اینستا گرام یکی از پیجهایی ک دمنوش لاغری رو تبلغ میکرد رو نگاه میکردم و بطور اتفاقی یکی از پستها رو خوندم و پیش خودم گفتم کامنتهاشم بخونم ببینم کسایی ک استفاده کردن راضیین؟
توکامنتها یکی گفته بود دمنوش ورژیم و ورزش برای لاغرشدن و لاغر موندن بی فایدس تنها راه تناسب اندام دایمی لاغری با ذهنه،
این کامنت جرقه ایی شد تو ذهنم
بلا فاصله از اینستا خارج شدم و رفتم گوگل سرچ کردم حتی چندتا فیلم از افرادی ک تو اروپا با این روش لاغر شده بودند رو دیدم
برام خیلی جالب بود ب جسجوم ادامه دادم و به استاد عطار روشن رسیدم،
شاید باورتون نشه ماهها طول کشید تا بتونم پول جمع کنم ک برنامه رو بخرم و باورنکردنی تر از همه اینکه بیشتر از یکساله برنامه رو خریدم اما هنوز اجرا نکردم
چندبار دراین مورد ب استاد پیام دادم و ایشونم بمن لطف داشتن و پاسخگو بودن ،
دلیل اینکه نتونستم تاالان انجامش بدم مشغله زیاد چه از نظر فکری وهم از نظر کاری ورسیدگی ب دخترم بوده ک نمیزاره تمرکز کنم ،
اما ب لطف خدا میخوام هرجوریه یه وقت خالی پیدا کنم و اجراش کنم، و الان از روز شنبه شروع کردم و هفته اول هستم انشاالله ک خدا کمکم کنه ک به خوبی طبق برنامه پیش برم.
بسیار الهام بخش، وقتی شما با این همه مشغله انقدر ذوق و انگیزه دارید، شخصی مثل من نباید هیچ بهونه ای برای عمل نکردن به دوره داشته باشه.
به امید خوندن موفقیت و کسب نتایج عالیتون.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استادگرامی ودوستان عزیزم
داستان هدایتم به این سایت به این صورت بودکه من اصلا به لاغرشدن دیگه فکر نمیکردم و خودمو همونطوری که بودم پذیرفته بودم
یکسالی کلاس اخلاق و معنویات میرفتم که رهاکردم و بعد مدام از خدا یه راهنمایی میخواستم که با قانون جذب و کوچ زندگی آشنا شدم و خیلی بااشتیاق ثبت نام کردم
حدود ۴ ماهی توی اون کلاسها شرکت میکردم و بعد از اون چند ماه رها کردم و بنحوی حس و حال خوبی داشتم و انگار به زور و اجبار داشتم حالمو خوب نگه میداشتم
توی اون دوره ها بود که یه روز که بچه ها توی کانال تلگرام پیام میدادند یه حسی بهم گفت به این شماره پیام بده و باهاش دوست شو
منم این کار را کردم و با دختری جوان دوست شدم و یکی دوماه با اون دوره ها با هم بودیم
یه روز که داشتیم باهم حرف میزدیم اون در مورد چاقی و روشهای مختلفی شروع کرد به گفتن و بهم گفت که چنین سایتی را از یوتویوب پیدا کرده و فایلای رایگانشو داره گوش میکنه و ازش خواستم تا برام بفرسته و فایلای رایگان را گوش دادم و اصلا هدفم لاغری نبود
چون توی دوره جذب که شرکت کرده بودم تناقض و سوالایی برام پیش میومد کسی هم جوابگو نبود
یک شب خیلی گریه و باخدا حرف زدم و از ته دلم ازش خواستم که راهی که واقعا درسته و خودش تایید میکنه را بهم نشون بده و بعد به استاد پیام دادم و سوالاتی پرسیدم ولی بازم هدفم لاغری نبود و فقط از روی حسی که داشتم و مدام منو به سمت این سایت میکشوند مرتب نوشته ها را میخوندم و فایلهای رایگانو گوش میدادم و مطالب جدید را پیگیری میکردم
تااینکه مرداد ۹۷دوره را خریداری کردم و از مهر ۹۷شروع به انجام دوره کردم و خیلی خداراشکر میکنم بابت هدایتم به این سایت که خیلی عجیب بود و اصلا فکر نمیکردم همسرم قبول کنه که من ثبت نام کنم
وقتی بهش گفتم اصلا مخالفتی نکرد و گفت تا فلان تاریخ میتونم بهت قول بدم که ثبت نام کنی و انگار خداوند تمام کارها را ازقبل خودش برنامه ریزی کرده بود
حالا از نظرمعنوی هم خیلی رشد خوبی داشتم و چون این رشد سریع اتفاق افتاد دوباره و خیلی آرام به حالت قبل داشت برمیگشت که باانجام تمرینات شکرخدا داره ایمانم قویتر میشه و این هم دقیقا مثل تناسب اندامی هست که استاد میفرمایند اگه از مسیر درست با هر سرعتی حرکت کنی به مقصد میرسی ولی در مسیر اشتباه به مقصد نمیرسی و تازه متوجه این موضوع شدم که چون مسیرم اشتباه بوده و عجله و… دراون مسیرهاداشتم نتیجه پایداری بدست نیاوردم و شکرخدا با این مسیر زیبا و عالی به اهدافم میرسم
خدایا سپاسگزارم ممنونم استادگرامی این خیلی خوبه که بهمون یادآوری بشه خدا هدایتمون میکنه منتها انتخاب با خودماست
سلام میشه بفرمایید دقیق چکار کردید برای این روش لاغری؟من هرچی میخونم نمیفهمم باید چکار کرد؟ممنون میشم برام کمی توضبح بدید
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با سلام داستان هدایت من
من عاشق لاغری هستم همیشه دلم میخاس متناسب باشم و از زندگی کردن لذت ببرم
با این اضافه وزنی که داشتم بیشتر اوقات ناراحت بودم و از خودم بدم می اومد
دوستم نداشتم جایی برم از خرید کردن متنفر بودم خودم و دوست نداشتم
همیشه به دنبال لاغری بودم یادمه یک کتابی خوندم توی اون کتاب یک قسمتیش در مورد تجسم کردن لاغري بود که هر جور دوست داری تجسم کن خودت رو تا به اون تناسبی که میخاهی برسی
همیشه تجسم میکردم خودم و و غذایم رو هم بدون استرس میخوردم ولی نتیجه ی نگرفتم
انجام اون کار رو بعد از مدتی رها کردم و اما هر وقت نماز میخوندم بعد از نماز دستام رو به آسمون بلند میکردم و از ته دل از خدا کمک میخاستم که خدایا یک راهی اسون جلوی روم قرار بده که بتونم به ارزوم که متناسب شدن و اخلاق خوب و ارامش درون برسم
خیلی دوست داشتم تغییراتی در من به وجود بیاد دیگه خسته و ناتوان شده بودم از این اضافه وزنی که داشتم از رنج و سختی های که در این مدت کشیدم من تا هر چه یادمه اضافه وزن دارم همش با استرس و ناامیدی زندگی کردم جه سختی های که نکشیدم
همه میدونن که من چقدر دوست دارم لاغر بشم هر بار که در جمعی بودیم من خیلی از متنااسب شدن صحیت میکردم که جه مزایای داره
یک روز دختر دایی همسرم اومد خونمون و بهم کفت که مریم من میدونم که تو جقدر به دنبال لاغری هستی و جقدر دوست داری که متناسب بشی
من یک راهی پیدا کردم
برادرم یک دوستی داره اون به برادرم ابن راه رو نشون داده و من هم کفتم به شما بگم اگه دوست داشتی شرکت کن جون میدونم چقدر عاشق متناسب شدنی
گفت خودم هم شرکت کردم خیلی عالیه
من ادمی نیستم که هر کی هر جه بهم بگه قبول کنم خیلی راهها بهم پیشنهاد میدادن ولی هیچ وقت دلم نمیخاس امتحان کنم هیچ قدمی برای متناسب شدن از طریق راههای سخت نگذاشتم جون میدونستم فایده ای نداره تنها راه من براي متناسب شدن پياده روي و باشكاه و بعضي اوقات هم رزيم بوده
ولی نمیدونم این دفعه فرق داشت
بدون اینکه فکرش رو بکنم بدون اینکه برام توضیح بده چه جوریه بدون اینکه بهش بگم تو راضی هستی یا نه
تصمیم قاطع خود رو کرفتم و ازش شماره استاد رو کرفتم دختر دایی همسرم یک هدایتگر بود از طرف خدا
خدا منو هدایت کرده بود و در دل من یک ارامشی از شرکت کردن در دوره به وجود اورده بود که تونستم بدون هیج فکری جشم بسته در این دوره شرکت کنم
این جواب تمام دعاهای بود که از خداوند خواسته بودم خدای بزرک ممنونم ازت که چقدر اسون منو هدایت کردی به سمت ارزوهام 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🥰
خدايا شكرش
از دختر دايي همسرم هم خيلي تشكر ميكنم خيلي دوستش دارم 😍🥰 هميشه دعا ميكنم براش 🥰
و همجينين از استاد عزيز و بزركوار كه دستاني از طرف خدا هستن كه راه صحيح و درست رو به ما نشون دادن ان شاالله كه در پناه الله باشن
خدایا ممنونم ازت ممنونم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻که مرا هدایت کردی 😍🥰😘
نشان های دریافت شده
سلام.
يادم مياد وقتي ٢٢ سال داشتم كتاب كنترل ذهن از خوزه سيلوا و دستان شفا بخش رو خوندم همش در مورد كنترل ذهن بود در كتاب خيلي مختصر نوشته بود ميتوني خودت رو لاغر كني و به شكل تصوير سازي تصوير چاق رو در يك قاب بزار و كوچك و كوچك كن بعد تصوير لاغري را بزرگ كن
خيلي سالها درگير بودم و چون فقط مختصر در اين كتاب خونده بودم ديكه به نتيجه رسيدم من اگه مشكل ذهنيم حل بشه من ميتونم به خوردن خودم تسلط داشته باشم و ترس از غذا نداشته
خوب يادم در دفترم نشسته بودم لبتابم جلوم بود خودم رو در شيشه كتابخانه ديدم كه باز اضافه وزن دارم گفتم خدايا يه راهي به من نشون بده اخ چرا من چاقم همون لحظه ياد كتاب كنترل ذهن افتادم
نشستم و در يوتيوب سرچ زدم نميدونم چطوري قشنگ نوشتم كنترل ذهن و چاقي همين كة اينتر زدم چندتا ويديو اومدن قسمت پنجم لاغري با ذهن گوش دادم بعد دوباره قسمت اول و دوم و سوم …..
در كمال ناباوري دهنم باز مانده بود و همش داشتم گوش ميدادم و مينوشتم
همش فكر ميكنم من سالها از خداوند خواستم كة من رو با روش لاغري با كنترل ذهن اشنا كنه و جوري باش اون زبان رو بلد باشم شكر خدا لاغري با ذهن با زبان فارسي رو از خداوند دريافت كردم و خيلي خوشحال هستم كة خداوند من رو به اين مسير هدايت كردند و خيلي سپاسگذارم از استاد گرامي كة اينچنين زيبا در حال اموزش هستند و بيشتر خوشحالم كة استاد هم مثل ما قرباني اموزشهاي نادرست بودند و مارو بيشتر از هركسي ديگه درك ميكنند
و خدا را هزار بار شكر ميكنم و براي استاد دعا ميكنم كة هميشه سالم و خوشحال باشند و به تمام روياهاشون برسند 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
نشان های دریافت شده
سلام محضر استاد گرانقدر و دوستان بی نظیرم
داستان هدایتم به این سایت برام فراموش نشدنیه
بیست ساله که گرفتار چاقی و وزن اضافه شدم و هر از گاه به امید چند کیلو کاهش وزن روشی رو پیش گرفتم ولی هر روش چون به طریقی باعث رنج براممی شد بیش از دو هفته نمی تونستم ادامه بدم
اما هیچگاه چاقی خودمو نمی تونستم بپذیرم همیشه یه صدایی در درونم می گفت یه راه حل آسون باید برای این معظل وجود داشته باشه که هنوز برای بشر کشف نشده
هر بار به خودم می گفتم که راحتی لاغرها و رنج چاقها کار بشره از خدا نیست این همه تفاوت و بی عدالتی وقتی از همه روشها نا امید شدم از خدا با تمام وجود خواستم که راهی آسون جلو پام بذاره …همونجور که به این آسونی چاق میشیم یه راهی هم باید باشه که به همین آسونی لاغر و متناسب بشیم
بک شب قصد مراقبه ی کودک درون قبل خواب داشتم هیچوقت یادم نمی ره تا دیر وقت بیدار بودم و به راهی نجات بخش فکر می کردم عقلم به جایی و چیزی قد نمی داد توی یه برگه کاغذ برای کودک درونم نامه ای نوشتم و بهش گفتم عزیزم تو که در عین بچه بودنت تمام اطلاعات مورد نیازم رو در درون خودت بایگانی کردی به مامان کمک کن یه راهی پیدا کنه از این رنج رها بشه پاک بشه از دیتاها و خاطرات مسمومی که باعث چاقی و بداندامی من شدن
اینارو نوشتم و خوابیدم خیلی خسته بودم حتی نتونستم به مراقبه کودک و دشت آفتابگردان گوش کنم بعد بخوابم خوابم رفت ۵ صبح از خواب پریدم گوشیمو با عجله برداشتم و توی گوگل سرچ کردم لاغری با قوانین متافیزیک که به سایت تناسب فکری برخوردم …..با تمام وجود احساس کردم که گمشده امو پیدا کردم اشگم سرازیر شد و اشگ شوق بود و اشگ اجابت دعاهام در اوجنا امیدی ها
استاد عزیزم درود بر شما
درود بر عزم و تعهد شما
درود به شیری که خوردی
تو برگزیده خدایی و منمتعهدم که به شگفتی سازان سایت شما اضافه بشم و برای شما از دل و جان هنر جوهای جدید اًضافه کنم هنر جوهایی که مثل من خسته و نا امیدن از تمام روشهایی که تا به حال تبایغ شده و باهاش میلیاردها دلار تجارت کردن ولی تعداد گمی به نتایج دایمی رسیدن من ۴۰ و چند روزه که با سایت شگفت انگیز لاغری با ذهن آشنا شدم روز ۱۷ تیر ۱۳۹۹ رو هیچگاه فراموش نخواهم کرد چون روزیه که دوباره متولد شدم و انشا الله بزودی به نتیجه دلخواه و شگفتانه خواهم رسبد و هر سال این روز رو برای خودم جشن خواهم گرفت
ارادتمند شما بانو شیرین ۵۲ ساله از تهران ۳ شهریور ۱۳۹۹
چقدر صحبتهاتون با کودک درونتون و نامه ای که براش نوشتید، جالب بود.
من هم این تکنیک رو از کتاب شفای کودک درون آموخته بودم و استفاده میکردم، ولی تجربۀ شما از ارتباط با کودک درونتون خیلی متفاوت و جالب بود.
خوش و خرم و سلامت و متناسب باشید.
نشان های دریافت شده
سلام به الناز خانوم گل
ممنون از توجهت بهحرفام حیف کهمن از مراقبه کودک کم استفاده می کنم با اینکهچند بار معجزه اشو دیدم
کودک درون یا همان ضمیر ناخودآگاه مسیول تمام مسایلی هست که به احساسات ما ربط پیدا می کنه و همچنین مسیولیت اداره اتوماتیک وار اندامهای داخلی بدن ما به عهده ضمیر ناخودآگاهه مثلا ما به چگونگی گوارش غذامون در جهاز هاضمه دخالتی نداریم و نمی تونیم داشته باشیم یا عملکرد پمپاژ قلب اینا ناخودآگاه انجام میشه …
پس احساس گرسنگی و تشنگی هم در تحت کنترل ذهن ناخودآگاه یا همان کودک درونمونه ..
یه چیز جالبی امروز به ذهنم رسید و بابت این فکر کلی خوشحال و امیدوار شدم
داشتم به لاغری فکر می کردم و اینکه وقتی سیستم بدنم توسط ضمیر ناخودآگاه لاغری رو یاد گرفت اونوقت می تونه چاقی رو متوقف کنه
بعد این فکر مثل برق از ذهنم گذشت
اینکهمن تا سی سالگی کاملا لاغر و متناسب بودم پس سیستم بدن من خیلی خوب قوانین متناسب شدنو بلده و فقط من باید موانع ذهنی یا همان باورهای چاق کننده و دلایلی که هر کدوم توجیه کننده ی چاقی من هستن و مانع شروع لاغری اونارو باید کات کنم
تا سیستم لاغری براحتی کارشو شروع کنه
اگر هر شب مراقبه ی کودک انجام بدم می تونم به تکرار ازش بخوام دیتاها و خاطرات چاقی منو پیدا و رها کنه و دوباره مثل سی سال اول زندگیم برگرده روی برنامه ی لاغری
نشان های دریافت شده
با سلام.
داستان هدایت من :
اواخر تیرماه و اوایل مرداد ماه سال 1397
یک شب که خوابم نمیبرد طبق عادت هميشگيم داشتم با گوشیم کار میکردم و در تلگرام میچرخیدم تازه سرچ تلگرام رو یاد گرفته بودم و برای پیدا کردن کانال ها استفاده میکردم. کلمه ی (لاغری) رو تایپ کردم و لینک( تالار مجللِ) لاغری با ذهن به نمایش اومد. وارد گروه شدم و از اونجا کانال رو پیداکردم. اول فقط مطالبی که افراد اون گروه میفرستادند رو میخوندم و برام جالب شد که همه میگن حالم خوبه، خوشحالم، خداروشکر شما نتیجه گرفتی و… حال و هوای خیلی خوبی داشت چند روز مطالب کانال و گروه رو خوندم و یادمه ساعت 9 شب رونمایی از شگفتی سازان رو داشتند که با استفاده از آموزه های لاغری با ذهن، نتیجه گرفته و لاغر شده بودند. و با تشویق و تبریک افراد گروه، فرد شگفتی ساز از خودش و احساس و نتیجه عالی خودش صحبت میکرد.
شب اولی که وارد گروه شدم روبات خوش آمد گو، ورودم رو تبریک گفت خیلی احساس خوبی پیدا کردم.
بعد 5 مرداد بود که دوره ی رایگان رو شروع کردم و تا مهرماه ادامه دادم و چند سایز هم کم کردم. 7 مهرماه به لطف خدا دوره رو خریداری کردم و تا الان هم سعی میکنم همراه دوره، سایت و استاد باشم.
با نوشتن داستانم احساس خیلی خوبی پیدا کردم ممنونم استاد که این فرصت رو در اختیارمان قرار دادین.
اینکه موفق شدید نتیجه بگیرید، الهام بخشه برای من.
به امید موفقیت بیشترتون
نشان های دریافت شده
ممنونم عزیزم
نشان های دریافت شده
سلام
من ۱۵سال ک از چاقی رنج میبرم در ابتدا ک چاق شدم به دلیل مشکل خانوادگی ک داشتم و بخاطرحرف مردم ک نکن تو مشکل قرار داره خودمو با روشهای مختلف چاق کردم و متاسفانه چاقی من موندگارت شد و تناسب اندام منو گرفت و الان چند سال ک دنبال روشها لاغری هستم ک نه تنها منو لاغر نکرد بلکه چاقتر از قبل شدم و این اضافه وزن روز ب روز اضافه میشه و الان نگران سلامتی خودم هستم دلم میخوادبع وزن ایده آل برسم و الان از پا درد و کمر درد رنج میبرم و خیلی نگرانم تا اینکه خواهرم پکیج شما را خرید و با لاغری با ذهن تونست خیلی کم کنه و منم تشویق شدم تو این مسیر قرار بگیرم و الان روز اول تاریخ ۱۷/۴/۱۴۰۲به امید خدا تو مسیر درست لاغری قرار گرفتم و خدا را شاکرم که در وقت خوب اینمسیر در اختیارم گزاشت
سلام و درود
لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید با تشکر