0

داستان هدایت من

داستان هدایت من برای رهایی از چاقی
اندازه متن

🌟 یک داستان آشنا برای همه ما چاق‌ها!

من و تو… و هر کسی که سال‌ها با اضافه‌وزن زندگی کرده، به اندازه‌ی همون سال‌ها دنبال یه راه نجات بودیم! 🔍

رژیم‌های سخت، ورزش با اشتیاق، دمنوش‌های عجیب، حتی روش‌هایی مثل طب سوزنی یا شوک الکتریکی برای آب کردن چربی‌ها! 😣⚡

گاهی اون‌قدر از چاقی خسته شدیم که با دل لرزون رفتیم سراغ عمل جراحی… فقط برای اینکه بتونیم یه نفس راحت بکشیم. 😔💔

🌀 اما یه چیز مشترک بین ما هست…

همه‌ی اون تلاش‌ها آخرش رسید به یه دیوار بلند ناامیدی! 😞

اون‌جا بود که با خودمون زمزمه کردیم:

«یعنی هیچ راهی برای من نیست؟ من همیشه باید چاق بمونم؟»

بعضیامون از شدت ناراحتی افسرده شدیم، منزوی، پرخاشگر… و اشک‌هامون شد همدم شب‌هامون 😢🕯️

🍃 و درست همون لحظه…

وقتی دیگه هیچ راهی به ذهنمون نمی‌رسید، از ته دل گفتیم:

«خدایا… خودت یه راه نشونم بده 🙏»

و انگار همون لحظه‌ی تسلیم، همون لحظه‌ای که دیگه به هیچ‌کس و هیچ‌چیز امید نداشتیم، در واقع آغاز مسیر واقعی ما بود.

🌈 شاید آگاهانه، شاید ناآگاهانه، اما هدایت شدیم!

خودت بهتر می‌دونی چطوری رسیدی به این سایت…

شاید یه پیام، یه جستجو، یه پیشنهاد… ولی در واقع یه پاسخ الهی به دعای دلت بود. 💖

✍️ حالا نوبت توئه که بنویسی…

داستان هدایتت به سمت «تناسب فکری» رو با ما به اشتراک بذار.

با نوشتنش، هم از ته دل شکرگزاری می‌کنی، هم ایمان و انگیزه‌ت برای ادامه مسیر چند برابر می‌شه. 💫

وقتی داستان هدایت خودتو می‌نویسی و قصه‌ی بقیه رو می‌خونی، می‌فهمی چطور خدا از راه‌های بی‌شمارش ما رو به سمت نجات می‌کشونه… 🌱

📣 منتظرم بخونم داستانت رو…

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.01 از 249 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22571
480 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا مینائیان
      ۱۴۰۱/۰۴/۲۱ ۲۳:۲۹
      مدت عضویت: 1434 روز
      امتیاز کاربر: 6955 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      سلام و درود به استاد عزیز و همه ی همراهان در دوره تناسب فکری

      من با این دوره حدود ۴سال پیش آشنا شدم اون موقع تازه با رژیم متناسب شده بودم ولی همش نگران این بودم که دوباره برگردم به وزن قبل ،چون همیشه وقتی رژیم میگرفتم میدونستم که کار اساسی نکردم و فقط برای یه مدت جلوی خودم رو گرفتم و از چیزایی که دوست داشتم گذشتم تا به وزن ایده آلم برسم .

      زمانیکه این دوره به من معرفی شد هزینه دوره ۲۰۰ تومن بود و پرداخت این هزینه برای من خیلی مشکل بود لذا شرکت نکردم و مدتی به فایلهای رایگان استاد گوش دادم و اتفاقا در این مدت بدون هیچ زجر و سختی ۳ کیلو وزن کم کردم ،و اونجا بود که مطمئن شدم این همون راهی هست که من میخوام برای متناسب شدن .

      بعد از اون گذشت و من همیشه میگفتم من بالاخره در این دوره شرکت خواهم کرد و از این طریق به تناسب خواهم رسید .و از اون به بعد با اینکه به وزن قبلم برگشته بودم ولی هیچ رژیمی رو امتحان نکردم .

      به لطف خدا روز تولدم به شیوه ایی شگفت انگیز هزینه این دوره برای من جور شد و من این هزینه را پرداخت کردم و الان با اشتیاق منتظر شنبه هستم که بیاد و من دوره ام رو شروع کنم .

      خدا رو سپاسگزارم که در روز تولدم فرصت تولدی دیگر به من داد.

      میدونم که اینبار که متولد شدم دیگه هیچ وقت با حسرت تناسب اندام وحسرت پوشیدن لباسهای زیبا در هر سایز و رنگی و مشکلات جسمی و روحی که به واسطه چاقی برام به وجود آمده زندگی نخواهم کرد . 

      خدایا سپاسگزارم ،خدایاسپاسگزارم ،خدایا سپاسگزارم .😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۱/۰۴/۱۷ ۰۷:۵۷
      مدت عضویت: 2129 روز
      امتیاز کاربر: 12195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 694 کلمه

      به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان 

      سلام 

      صبح جمعه همگی بخیر وشادی

      استاد جان ،اومدم با کلی خبر خوب وویژه 

      امروز بعد از مدت ها نفس راحتی میکشم وبه لطف خدای مهربان آرامش نسبی خوبی برزندگی من حکم فرما شد 

      من به حدی درگیر مسائل ومشکلات زندگیم بودم که نه تنها تمرکز من گرفته شده بود بلکه از زندگی هم شاکی بودم 

      اما معجزه درزندگی من اتفاق افتاد 

      میخوام داستان هدایت جدیدمو بنویسم که اینم دسته کمی از معجزه نداره 

      چند ماهیه که میخوام برگردم به سایت وبیاموزمو وبیاموزم اما نمیشد 

      خوب یادمه که با وجود اینکه خوب میدونستم نباید به شما ایمیل بزنم وشکایت کنم از وضعیتم ولی مستاصل شده بودم 

      بعد از دریافت ایمیل پرمهر شما تلنگری درروحم زده شد

      که هیییی دختر کجا داری میری 

      تو که اینهمه نتیجه خوب گرفته بودی 

      چرا اینجا وسط بیابان سردرگمی چی کار میکنی 

      من تازه فهمیدم چقدر رابطم با خدا مشکل داره 

      چقدر احتیاج دارم کار کنم روش 

      برای همینم گفتم تا این حال خراب درست نکنم آروم نمیشینم 

      صاحب خونه قیمت عجیب غریبی اضافه کرده بود روی خونمون 

      همسرم دچار زخم گوارشی بدی شده بود 

      خودم افسرده شده بودم 

      کلی بدهی وقرض 

      بدون ماشین واحساس مریضی دائم میکردم 

      وخسته ونالان 

      به خودم گفتم تا کی ادامه بدم این وضع استاد به من گفتن نگاهتو عوض کن همه چیز درست میشه 

      واین بود که شروع کردم به خواستن رویاهای خواستنیم 

      وهر صبح میگفتم خدادرستش میکنه خدابزرگه 

      وخدادرستش کرد 

      واقعا درستش کرد 

      مادرم به طور کاملا اتفاقی از مشهور ترین پروفسور گوارش ایران وقت گرفت وبا مبلغ ناچیزی همسرم عمل شد 

      درکمال ناباوری الان سلامتی خیلی خوبی رو تجربه میکنه 

      درهمین حین مادرم ماشینشو دراختیار ما قرار داد وگفت دستتون باشه 

      واما معجزه واقعی این شد که یه وام خیلی خوب با سود بسیار پایین پدرم برامون تونست بگیره 

      والان خونه داریم درتهران به لطف خدای مهربان وپدرومادرم که نیمیشو ما پرداخت کردیم ونیمیشم مادروپدرم 

      خونمون خیلی خوب دلباز نور وهوای خوبی داره 

      پارکینگ داره انباری داره وکوچه خلوت ودنج 

      همراه با دسترس عالی به وسایل نقلیه عمومی درکوتاه ترین زمان ممکن 

      درسته که امسالم مستاجرم اما چون سال دیگه میرم خونه خودم خیلی خوشحالم 

      دراوج ناباوری تمام بدهی های معوقمون دادیم اصلا نمیدونم چطور 

      ودیروز همسرم برام یه دستبند بزرگ ویک انگشتر بزرگ طلا برای کادو تولدم خرید 

      یعنی درپوست خودم نمیگنجم 

      یعنی بانکم میزدیم اینهمه خوشبختی سرازیر زندگیمون نمیشد 😅

      که خدای مهربون همه چیزو درست کرد وخوشی وخوشبختی ریخت وسط زندگی من 

      دیروز خانم مسنی داخل طلا فروشی به من گفت آفرین به این مرد که اینهمه طلا خرید برای خانومش

      استاد من همه چیزمو از دست داده بودم همه طلاهامو 

      ماشینمون حتی دوتا خونه تو کرج داشتیم که اونارم از دست داده بودیم 

      ولی الان خدا داره همشو برمیگردونه 

      چند روز پیش همسرم گفت میخوای ببرمت عمل بای پس کنم راحت بشی 

      خیلی تحقیق کردم یاد حرف شما افتادم استاد که 

      آخه چه تضمینی میدن بهتون که لاغر بشین واصلا لاغر بمونید 

      وقتی همسرم گفت اگه با روش استاد لاغر نشدی چی 

      گفتم چه تضمینی وجود داره با عمل لاغر شم واز همه بدتر لاغر بمونم 

      یعنی الان خاله خودم اسلیو کرده 

      بعد دوسال از قبلشم چاق تر شده 

      حالا چون معدش کوچیک شده غذا نمیتونه بخوره 

      اما مثل هیولا رو آورده به شکلات وشیرینی

      وجوری چاق شده که ترسناک شده 

      اصن میبینمش غصم میشه وخونشون سعی میکنم نرم خیلی مواقع از بس که غصم میشه 

      یعنی با خودم گفتم ببین عزیز من 

      دقیقا دوسال پیش تو وخالت باهم شروع کردین 

      اون الان یه بدن ناقص شده وآسیب دیده داره وروان بسیار داغون 

      وتو خب تمرکز نکردی روی این دوره 

      مشکلاتتو الویت گذاشتی 

      همون جایی 

      البته با تغییرات مثبت دردیدگاه وآرامش بیشتر واعتماد به نفس بیشتر 

      وهمینطور دوستی با خدای خودت 

      وحل همه مشکلاتم 

      یعنی استاد الان دقیقا قدرتون میدونم 

      قبلا بعضی موقع ها میشد خودمو مجبور میکردم فایل گوش کنم وهمراه بازی میدیدم فایل هارو 

      اما الان تصمیم جدیدی گرفتم وبه لطف خدا وشما استاد دوباره اومدم درمسیر 

      واینبار میخوام باهمه وجودم دراین راه باشم ونهایت استفاده رو ببرم 

      اگه همه اتفاقاتی که برای من افتاده معجزه نیست پس چیه 

      قسم به خود خدا که خود معجزست وحتی بالاتر 

      احساس شوق میکنم 

      احساس خوشی 

      احساس خوشبختی 

      وبرای همه دوستان عزیزم وهمراهان تناسب فکریم 

      بهترین ها رو خواستارم 

      از خدای بسیار مهربانم طلب میکنم که بی حساب وکتاب به همه عزیزان اینجا ببخشه وهمه این حس زیبای منو تجربه کنن وهمینطور بهترین ها رو برای شما استاد بسیار گرانقدر خودم خواستارم 

      وواقعا آرزو میکنم از اعماق وجودم به هر چی میخواین درزندگی برسید وهمیشه خانوادتون همسر عزیزتون وفرزندان گلتون درپناه خدای مهربان باشن وهر لحظه خوشبختی وشادی وسلامتیتون درکنار هم مضاعف بشه 

      خداروشکر که به راه راست هدایت شدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بنفشه
      ۱۴۰۱/۰۳/۲۳ ۱۶:۳۵
      مدت عضویت: 1568 روز
      امتیاز کاربر: 4654 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      سلام.

      داستان هدایت من تماما در یک کلمه خلاصه میشه  استیصال و نا امیدی مطلق. 

      من بارها وزن کم کردم و عالی شدم ولی در روزهای سخت زندگی مشغول پرخوری شدم و چاقی مهمان ناخوانده ی بدن من شد ‌. و مشکلات بسیار زیادی در روابطم ایجاد کرد و احساس بسیار بدی به خودم و زندگیم داشتم. احساس نفرت. احساس ناتوانی. هر بار برنامه لاغری رو شروع میکردم زودتر شکست میخوردم. یک شب با نا امیدی کلمه لاغری رو سرچ کردم و این سایت سحر آمیز رو دیدم. خدا صدای من رو شنیده بود. مدتی در دوره رایگان تمرین کردم تا تصمیم گرفتم که زندگیم رو متحول کنم. لاغر شدن برای من پایان مسیر نبست. شروع یک زندگی جدید خواهد بود و میدانم که این پیروزی در تمام زندگی من تاثیری سحر آمیز خواهد داشت. منتظر شگفتیها هستم و سپاسگزار خداوندم. 

      یک سوال هم دارم اینکه آیا امکانش هست ادرس ایمیل من در بالای دیدگاه نمایش داده نشود؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6631 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 28 کلمه

        سلام و درود
        شما برای پروفایل خود نام نمایشی تنظیم کردید و فقط این نام در بالای دیدگاه ها نمایش داده می شه و آدرس ایمیل نمایش داده نمیشود

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار بنفشه
          ۱۴۰۱/۰۳/۲۳ ۲۱:۲۹
          مدت عضویت: 1568 روز
          امتیاز کاربر: 4654 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 2 کلمه

          سپاسگزارم استاد

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۱/۰۶/۳۰ ۰۰:۴۱
          مدت عضویت: 2164 روز
          امتیاز کاربر: 40306 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 40 کلمه

          سلام استاد ،

          دوستانی هستن که به جای نام خودشون  از ایمیلشون  استفاده کردن  …و من اینو بارها  دیدم  …. آیا میشه از طریق همین ایمیل  براشون  مستقل از سایت  پیامی که  قابل دریافت باشه براشون فرستاد ؟.

          تشکر از پاسخ شما 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 6631 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 24 کلمه

            سلام و درود
            ارتباط با اعضای سایت فقط از طریق بخش دیدگاه باید انجام شود این از قوانین حفظ حریم خصوصی اعضای سایت می باشد.

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار شهربانو باقری
              ۱۴۰۱/۰۶/۳۰ ۰۵:۳۹
              مدت عضویت: 2164 روز
              امتیاز کاربر: 40306 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

              نشان های دریافت شده

              نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
              نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              محتوای دیدگاه: 19 کلمه

              سلام و درود  محظر  استاد گرامی 

              بله اینو به عنوان یک اصل خیلی وقته ازش مطلع ام ….

              ممنون از پاسخ…..

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 637 کلمه

      سلام استاد عزیزم و همراهان لاغری با ذهن 

      من فرشته هستم و خوشحالم که خداوند منو به ای  مسیر هدایت کرد .

      داستان چاقی من ،از بچگی هام که بچه تپل و خوشگل خانواده پرجمعیت و فامیل بودم شروع می شه ،بقول معروف لپ کشانی ،اما کم کم که بزرگ می شدم ،احساس می کردم که خانواده از اشتهای زیاد من شاکی هستن .یادم میاد که رو شاخش بود ماهی یه بار من دچار سوءهاضمه و گلاب به روتون اسهال و استفراغ می شدم که در واقع بخاطر پرخوریهاو فشارهایی بود که بخودم میاوردم .

      به سن بلوغ که رسیدم و علاقمند به پوشیدن لباسهای زیبا و خودنمایی و این حرفا شدم ،نمی تونستم لباسای مورد علاقم رو بپوشم و همیشه از تیپم خجالت می کشبدم و دوست داشتم خوشتیپ تر باشم .

      تابستونا می رفتم باشگاه و و رژیمی هم می گرفتم که با شکست مواجه می شد .وارد دبیرستان که شدم اون احساس بی حالی و کرختی رو در خودم عامل مزاحمت برا درس خوندن و موفقیتم پیدا کردم ،بدکتر که مراجعه کردم ،یه سری قرص ویتامین و اینجور چیزا بهم داد . اما من خودم می دونستم تمام کرختیها و افسردگیها و نداشتن تمرکز تو درس خوندن مال این پرخوریها بود ،الان که فکر می کنم اگر من این عادت بد رو نداشتم ،چقدر تو درس خودنم موفق تر می شدم و شرایط ایده ئال تری داشتم ،چون من بگفته ی دورو بریهام خیلی بچه باهوشی بودم ،اما موانع جسمیم نگذاشت تمرکز کامل داشته باشم رو درس خوندن و پیشرفتم .

      با این حال دانشگاه علم و صنعت قبول شدم و ادامه تحصیلمو با هربدبختی انجام داد م،راستی من با قبولی تو کنکور، تشکیل خانواده هم دادم ،من اون موقع ها ،بخاطر شرایط روحی و جسمی بدم ،عامل بدبختیهام رو به بیرون از خودم نسبت می دادم و چون تو خونمون آرامش ذهنی نداشتم ،تصمیم گرفتم ازدواج کنم  .بعد از ازدواجم هم که دیگه بچه دارشدم و سر پسرم ۹۵ کیلو شدم بخاطر توصیه های غلط که بخور !شیرت زیاد بشه ،،خلاصه رفتم پیش یکی از دکترهای معروف رژیم و ۱۰ کیلو کم کردم ،خوشحال بودم ،که یهو خدا دخترمون رو بهمون داد و دوباره اضافه وزن و این حرفا ،در تمام این دوران ،بی حالی و ضعف و افسردگی هم همراه من بود ،ومن نا امیدانه مثل کسی که وزنه های ۱۰۰ کیلویی بهش وصله ،خودمو تو زندگی می کشوندم و لحظه شماری می کردم بچه ها بزرگ بشن ،الحمدلله بچه ها که بزرگ می شدن ،من هم فراغت بیشتری پیدا می کردم   برا رفتن به باشگاه ،سال ۹۰ رژیم بدون قند و شکر گرفتم و به ۷۰ هم رسیدم ،همزمان باشگاه هم می رفتم .اما دوباره دیری نپایید که بازهم به وزن سابقم برگشتم .وبعد ازون از سال ۹۷ 

      درگیر بیماری خود ایمنی شدم و اثرات بدی در روح و روانم گذاشت و استفاده از داروهای کورتون رو هم عامل چاقیم می دونستم و بعد از استفاد از فایلهای رایگان استاد  فهمیدم که قرصهای کورتون  خیلی اثر گزار نیست در چاقیم  ،الان الحمدلله بهد از گذروندن دوره های متعدد حالم بهتره ،البته بگم هیچ کدوم از دوره ها اینطور به هنر جو بها داده نمی شه ،من دوره های روانشناسی و مذهبی  رایگان و گرونتر از این دوره گذروندم که آدمهای سرشناس لیدرش بودن ،اما تو هیچ کدوم امکان  ارتباط مستقیم با استادرو  نداشتیم و همشون واسطه داشتن ،تو اینجا استاد ،پدرانه به هرسوال ما پاسخ می دن ،برامون وقت می ذارن ،نوشته هامون رو می خونن ،خلاصه از منبع انرژیشون می تونیم بطور مستقیم بهره بگیریم ،این خوبه و بهش می شه گفت رابطه مراد و مریدی ،

      من عاشق نوشتنم و استاد هم مرتب می گن بنویس و همین خیلی لذت بخشه .من ایمان دارم که این دفعه نتیجه می گیرم و خدا رو شاکرم که بالاخره جواب دعاهام رو داد و منو به این مسیر هدایت کرد ،بامید موفقیت روزافزون برای اعضای این مسیر .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۱/۰۳/۰۷ ۲۱:۱۲
      مدت عضویت: 2483 روز
      امتیاز کاربر: 4098 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 455 کلمه

      سلام دوستان عزیز و استاد گرامی 

      منم چند روزه دوره تکرارم تموم شده قبل ازین که دوره تکرارم تموم بشه حسم میگفت بیا بعدش رایگان شروع کن منم از پریروز شروع کردم امروز تمرین انشای لاغری رو انجام دادم وخیلی حس خوبی برام داشت .

      من داستان هدایتم رو یکبار نوشتم ولی باز به طور خلاصه می نویسم 

      من اواخر سال ۹۶با قانون جذب از طریق دختر دایی همسرم آشنا شدم و وارد گروه یکی از شاگردان اساتید بزرگ شدم اولش هیچ آشنایی با هیچ کدام ازاز اساتید نداشتم ولی رفته رفته کمابیش اساتید مطرح رو شناختم.

      نمیدونید چه احساسات عالی و اتفاقات عالی رو اون موقع تجربه کردم .من سالها دنبال حقیقت در کلام عارفان ادبیات بودم ولی روحم را ارضا نکرد شعرها ومتنهای عارفان . دنبال خدا بودم ولی پیدا نمی‌کردم همیشه آرزو داشتم مرید استادی باشم وطی طریقت کنم

      تااینکه به آرزوی خود رسیدم واقعا بهترین روزهای عمرم را تجربه کردم سال اول آشنایی ام  وموفقیت در همه جنبه ها حتی لاغری را هم تجربه کردم با استفاده از عبارات تاکیدی که خودم درست کرده بودم . همه چیز عوض شده بود در دنیای شگفت انگیزی شده بودم .

      میخواستم ثروتمند باشم وارد دوره ثروت یکی از اساتید جوان شدم و شروع کردم همش دنبال نتیجه فوری بودم میخواستم شش ماهه پولدار بشم ولی نشدم دیگر آن احساسات قبلی را نداشتم نامید بودم بازهم چاق هم شده بودم 

      دنبال روش لاغری ذهنی بودم خدا خدا میکردم کاش یک نفر پیدا میشد لاغری با ذهن را هم بلد باشد اساتید بزرگ لاغری را با قانون جذب کار نکرده بودند فقط ثروت بود وروابط و اعتماد به نفس 

      تا اینکه به طرز شگفت انگیزی وارد گروه تلگرامی تالار مجلل لاغری استاد شدم واقعا خوشحال بودم رفتم سایت مطالب دوره رایگان رو موبه مو نوشتم گوش دادم تغییرات رفتاری عالی داشتم غذایم کم شده بود ولی چون دوره رو نتونستم تهیه کنم رها کردم تا با کمک دوره ثروت پول دوره رو بسازم .

      دوسالی طول کشید درین مدت من چاقتر شدم دیگه از خودم متنفر بودم از رفتارهای اشتباه م نگاهی به پول پس اندازم کردم دیدم دقیق مبلغ دوره هست استاد دوره گفته بودن به پول پس انداز اصلا نباید دست بزنی چون مرغ تخم طلاست و باید سرمایه گذاری کنی 

      ولی من این پول را به راهنمائی استاد عزیزم روی خودم سرمایه گذاری کردم و دوسال هست دوره رو دارم و انصافا به نظر خودم کوتاهی های زیادی داشتم ولی از نتایج آن خیلی راضیم .

      وبعد از چند سال میخوام دوره رایگان رو استارت بزنم به یاد چند سال قبل 

      واقعا اشتیاق با آدم چه کارها میکنه اعتراف میکنم اشتیاق سال اول رو ندارم چون همه چیز بعد یه مدت برای ما عادی میشه دیگه شگفت زده نمی شیم و این خوب نیس باید این اشتیاق حفظ بشه وقدر بدونیم آگاهی ها رو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فرشته مهربانF.s
        ۱۴۰۱/۰۴/۱۷ ۱۸:۲۹
        مدت عضویت: 2129 روز
        امتیاز کاربر: 12195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 123 کلمه

        باسلام خدمت شما الهام خانم عزیز

        من خودمم گرفتار این عدم اشتیاق شده بودم 

        ومیدونید متوجه چه موضوعی شدم 

        نداشتن الویت لاغر شدن برای من 

        مدتی بود که بینهایت درگیر مشکلات زندگی بودم به طوری که روی خواب خوراک واعصاب من اثر سو گذاشته بود 

        من متوجه شدم دراین برهه از زندگیم تنها حل مسائلم الویت هست وبس

        پس دوره رایگان زندگی با طعم خدارو شروع کردم وشروع کردم به کسب آرامش وتوکل به خداوند 

        وهمینطور دوره تغییر زندگی رایگانم خیلی عالی بود 

        خلاصه که این شد که به لطف کرم وبزرگی بیپایانش 

        کوهی از مشکلات از دوشم برداشته شد وتلاش هام جواب داد

        والان دیدم حالا چی الویت منه

        لاغری چون دیگه تحمل دردهای بدنی 

        ومشکلات چاقی رو ندارم 

        وظیفه خودم دونستم بهتون این موضوع بگم انشالله که راهگشا باشد 

        درپناه خداوموفقیت ها وتناسب اندام روزافزون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zohre.shafiei1425@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۲/۰۷ ۱۹:۵۳
      مدت عضویت: 1633 روز
      امتیاز کاربر: 409 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 110 کلمه

      سلام استاد.من ۳۴ سالمه .از نوجوونی تجربه چاقی دارم اما در ایام اپیدمی کرونا ماجرای چاقی من تبدیل شد به یه بن بست .قبل از عقدم ده کیلو کم کردم و به وزن ایده الم رسیدم .بعد از زایمانم هم بیست کیلو کم کردم و نرمال شدم .اما این بار نتونستم .اراده م مختل شده بود .دلایل چاقیم فک میکنم میتونه ژنتیک باشه و تنبلی تخمدان و مصرف قرص هورمونی .و پرخوری عصبی .البته زیاد حرف زدن در مورد چاقی هم میتونه کانون توجه منو سمی کرده باشه .باورام اشتباهه و احساس درماندگی دارم .هزینه ی خرید دوره رو ندارم امیدوارم با دوره رایگان جواب بگیرم .سپاسگزارم از شما .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 2 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عشق
      ۱۴۰۱/۰۲/۰۳ ۲۲:۲۷
      مدت عضویت: 2483 روز
      امتیاز کاربر: 6707 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 226 کلمه

      اینجا هستم چون می‌خوام داستان هدایتمو بنویسم. 

      خیلی ساده  هست…

      روزهاست که عشق فریاد میزنه دوره رو از اول شروع کن و انجام بده 

      جزوه رو دادم چاپ کردن 

      دوره‌ی تکرارو نیمه ‌کاره رها کردم چون قلبم منو به اینجا هدایت کرده 

      عشق میگه همین الان شروع کن و من در حال عمل کردن به راهنمایی اونم. تقریبا هر روز ازش می‌خوام که با من بلند صحبت کنه تا ندای اونو از بقیه‌ی صداهای درونم تشخیص بدم و به اونچه بهم میگه عمل کنم تا از کوتاه‌ترین مسیر به هدف‌هام برسم. صدایی درونم فریاد میزنه همین الان قدم شروع رو بردار ، مهم نیست که دیگه شب شده ، که روز تعطیله، که شنبه بوده و تو روز اول رو انجام ندادی… مهم اینه که همین الان درست زمانی که حس می‌کنی وقتشه قدم در سرزمین لاغری میذاری. به خودت کمک می‌کنی که حالت خوب شه، که از خودت راضی باشی، درها و پنجره‌های وجودتو باز می‌کنی تا شادی رو به درونت راه بدی، حالا اگه روز اول رو هنوز انجام نداده باشی هم باز قدم در مسیر عشق داری و در حال پیش رفتنی. 

      به خودم اعتماد می‌کنم 

      از خودم استقبال می‌کنم

      شروع جدیدم رو جشن می‌گیرم پس حالم خوبه و قدم مثبتی برای خودم برداشتم.

      فردا قدم جدیدی برخواهم داشت…

      به روی فرداهای شادتر اغوش می‌گشایم. دلم برای حس و حال خوبم تنگ شده. دنبالش می‌گردم. ستاره‌ها حتما در آسمان در حال چشمک زدنند…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بهار
      ۱۴۰۱/۰۱/۲۸ ۱۴:۲۵
      مدت عضویت: 2326 روز
      امتیاز کاربر: 4038 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 449 کلمه

      داستان هدایت من:

      من از زمان ابتدایی که یادمه دوتا دوست به شدت لاغر داشتم و خودم پیششون میدیدم فک میکردم چاقم و اونا هم بهم‌میگفتن چاقی و این  من خیلی ناراحت میکرد چون احساس تفاوت بدی میداد و انگار یه چیزی کم دارم ازشون خیلی حس بدی بود وگرنه در اون سن زیبایی و خوش تیپی برام تعریفی نداشت 

      از اول راهنمایی فک میکردم همش چاقم و باید رژیم بگیرم و با غذا درگیر بودم وهمش سعی میکردم کم بخورم  که بیشتر وقتا نمیشد

      تو اون سن خیلیا میگفتن چقد هیکلت خوب و متناسبه و چقدر غذا میخوری اما من همچنان ذهنم مسموم بود و فک میکردم چاقم .لاغر استخونی نبودم اما اصن چاق نبودم

      خلاصه تااااا سن ۲۶ سال ک شدم دیدم واقعن چاق شدم با اینکه حواسم به خوردنم بود و همیشه دغدغشو داشتم اما چاق شده بودم و همش با خودم میگفتم من که خیلی نمیخورم پس چرا انقد چاق شدم 

      مدام مدامو مدام با غذا خوردن درگیر بودم و هرچی که میخوردم بعدش احساس عذاب وجدان احساس گناه وحشتناک داشتم 

      خیلی سخته آدم به طور مداوم با یه مشکلش درگیر باشه اونم لحظه به لحظه بزرگترین رنج روحیم بود🥺

      من آروم آروم و با افکارو احساس غلط خودم چاق شده بودم وبه ۶۷ کیلو رسیده بودم

      هرکسی ک منو میدید فک میکرد خیلی غذا میخورم اما من هر وعده یه کم میخوردم با حرص و ولع و با عصبانیت سر سفره میومدم و بعدشم حرص میخوردم 

      تا اینکه تصمیم گرفتم برم باشگاه و با ورزش لاغر شم

      قبلش هم خودم زیاد تو خونه سعی میکردم پیاده روی و دویدن داشته باشم اما اثری نمیدیدم 

      یکسال تمام باشگاه و ورزش ادامه دادم و هیچ شیرینی وشکلات و کره و هیچ چیزی (خوراکی های چاق کننده)نخوردم تواین یکسال حتی برنجی که من هیچوقت نتونستم خوردنشو ترک کنم رو هم خیلی خیلی کم خوردم 

      متاسفانه من لاغر که نشدم هیچ چاق عضله ای هم شده بودم و صورتم پر شده بود و درشت تر از قبلم شدم 

      فقط سایز شکمم کوچیک شد وتخت شد یکم

      خیلی برام عجیب بود چون خیلی از مسائل آدم واقعن تا براش پیش نیاد متوجه نمیشه

      من که همیشه فک میکردم ورزش باعث لاغریه خودم دیدم که با ورزش و رژیمی که اونا گفتن من چاق تر از قبلم ام 

      و کلن نا امید شدم و بعد از ورزش هم چربی ها برگشت و مث قبل شدم

      یه مدت هم چای سبز خوردم لاغر نشدم .موقع مصرفش رنگم میپرید و ضعف میکردم

      دیگه راهی برای لاغری نمیدیدم 

      تااااااا اینکه اتفاقی از طریق یکی از دوستام بااین دوره خوب آشنا شدم 

      قبل از این دوره با مسائل ذهنی آشنا بودم و خیلی پیگیری میکردم و راجع بش میخوندم و میشنیدم وعلاقمند بودم و اونا پیش زمینه این دوره شد برام و از طرف خدا آشنا شدم بااستاد و این دوره عجیب و عالی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار panahafshar0008870
      ۱۴۰۱/۰۱/۲۵ ۱۰:۰۰
      مدت عضویت: 2388 روز
      امتیاز کاربر: 3118 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 107 کلمه

      خدایا مرسی از بودنت

      من در این دوره شرکت کردن ازش توقع آرامش دل وجان و زندگی بهم بده

      یعنی در دوره زندگی با طعم خدا میخوام خدارو توی جا بجای زندگیم حسش کنم و میدونم حالا که من قدم اول بردتشتم اونم محکم دستمو گرفته.در این دوره میخوام اونقدر حس وحال خوبی داشته باشم بتونم هدیه کنم ب دیگران

      میخوام از صاحب جهان و عظمت بخوام که حس خوب ثروت کاریمو تجربه کنم در کارم فراوان‌مشتریهایی ب من بده که من بتونم ببخشم بی دلیل  و بی منت

      خدایا شکرت در این مسیر همراهیم کردی مسیری که ایمان دارم تو برام خواستی و کلی معجزه های قشنگ در انتظارم هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mansourehhanafi@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۱/۲۳ ۱۳:۱۳
      مدت عضویت: 1535 روز
      امتیاز کاربر: 3582 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 426 کلمه

      سلام منصوره هستم یک فرهنگی بازنشسته 

      حالا که خوب فکر میکنم من از اول چاق نبودم .یادمه وقتی دانشسرا قبول شدم متناسب بودم بار اولی که برای تعطیلات برگشته بودم شهرمون یکی از معلم‌های دوره راهنماییم منو دید و گفت چقدر تپل شدی مثل این که خوب بهتون میرسن وخوش میگذره .خیلی ناراحت شدم چون نه به ما می‌رسیدن و نه خوش می‌گذشت تازه خیلی هم دلتنگ میشدم .وقتی به مادرم گفتم مادرم گفت چاقی تو مال سن بلوغه ما هممون همینطوریم بعد از بلوغ چاق میشیم .خلاصه سیر چاقی من شروع شد بعد از ازدواج بیشتر وبعد از تولد بچه هام بیشتر و بیشتر 

      نه این که هیچ کاری نکنم از همون اول راه همه مسیرهای لاغری رو رفتم .رژیم ،دمنوش ،مشاوره حضوری ،غیر حضوری وتا یادمه به فکر لاغری، ولی یا کم نکردم ویا اگه کم هم کردم به سرعت با چند کیلو بیشتر بر میگشت .من معلم موفقی بودم  وبچه ها هم خیلی منو دوست داشتن ودر محیط کارم هم تحرک زیادی داشتم چون ابتدایی درس میدادم  ،در زندگی شخصی هم چهار فرزند خوب وصالح دارم و همیشه علاوه بر کار بیرون به زندگیم هم خوب می‌رسیدم ولی همیشه اعتماد به نفسم پایین بود و اضافه وزنم در لایه های زیرین شخصیتم منو اذیت میکرد .حالا میفهمم اگه این چاقی نبود چقدر پیشرفت بیشتری داشتم .خلاصه بعد از بازنشستگی با گروهی آشنا شدم و دروس معرفت نفس رو با اونها شروع کردم ومیخونم ودر طی این درسهام فهمیدم اگه بخوام  مشکلات جسمی و روحیمو درمان کنم چاره ای جز لاغری ندارم چون مشکلات زیادی همین چاقی برام بوجود آورده مثل کمر درد ،زانو درد ،تنبلی و…

      چند وقت پیش که خیلی از لحاظ روحی ناراحت بودم از خدا خواستم یک راهی جلوی پای من بگذاره که روز بعدش در اینترنت دنبال مطلبی می‌گشتم با سایت استاد آشنا شدم وبعد از این که خیلی از فایلهاشون رو گوش کردم دیدم چقدر حرفهای استاد با دروسی که دارم میخونم هماهنگ هست فقط در درسها تمرکز روی یک موضوع خاص نیست و باید خودم این فضا رو ایجاد میکردم  ودر این فاصله که فایلهای رایگان رو گوش میکردم و هنوز تصمیم برای ثبت نام نگرفته بودم یک روز بی هدف خودم رو وزن کردم دیدم دو کیلو تقریبا در دو هفته کم کردم وخیلی خوش حال شدم و اطمینان قلبی دارم خداوند من رو به اینجا راهنمایی کرده.خلاصه تصمیم جدی گرفتم وثبت نام کردم .از این بابت خیلی خدا رو شکر میکنم ،از استاد هم ممنونم بابت مطالب زیباشون إن شا الله بتونم با یاری خدا و تلاش خودم و همراهی استاد و دوستان به نتیجه عالی برسم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا