خیلیها این حس رو داشتن که وسط مسیر لاغری ناگهان همهچی متوقف میشه! 🚧
📍 این جلسه ادامه گام ۸۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
انگار وزن روی همون عدد گیر کرده و دیگه هیچ تغییری نمیبینی.
به این حالت میگن «استپ وزنی»؛ مرحلهای که مثل یه دیوار نامرئی جلوت سبز میشه و ادامه دادن سخت و سختتر میشه. 😞
اما خبر خوب اینه که این توقف، واقعاً توقف نیست؛ یه باور ذهنیه که توی مسیر لاغری مانع حرکتت شده. 🧠✨
پس آماده شو تا با راهحل ذهنی، این سد رو بشکنی و دوباره راهت رو پرانرژی ادامه بدی! 🚀
در این جلسه میآموزیم:
استپ وزنی؛ واقعیت است یا توهم؟ 🤔
همه ما درباره فعالیتهای روزمرهمون، یه جور فکر میکنیم که با رفتار واقعیمون هماهنگه.
- یک روز حوصله سرکار رفتن نداریم
- یا دلمون نمیخواد درس بخونیم
در این مواقع احساس میکنیم روند زندگیمون به هم خورده. همین حس رو درباره بدنمون هم داریم؛ در مورد جسم و روند لاغر شدن هم به همین طریق عمل میکنیم.
جایی که ناامیدی و خستگی همه چیز رو تحتالشعاع قرار میداد و کمکم روش لاغری رو کنار میذاریم. 😔 اینکه بدن انگار با ما همراه نیست و تو مسیر لاغری متوقف شده! 🧠⚖️
این تجربه برای خیلیها آشناست، اما واقعیت اینه که استپ وزنی بیشتر از بدن، مربوط به ذهن و باورهای ماست… 🧠✨

استپ وزنی چیست؟
این نگرش که کاهش وزن من متوقف شده، بیشتر تو ذهن ما شکل میگیره تا واقعیت بدن.
خیلیها فکر میکنن بدن خوابیده و باید با شوک دادن (مثل رژیمهای شدید یا ورزشهای سنگین) دوباره بیدارش کنیم. 😴⚡️
نگرش اشتباه و جستجوهای رایج
کسانی که دنبال راهحل هستند، معمولاً این عبارات رو سرچ میکنن:
- رژیم شوک برای استپ کاهش وزن
- داروی گیاهی برای استپ وزنی
- وزنم استپ شده لاغر نمیشم
- دمنوش برای استپ وزنی
حتی کسانی که دنبال افزایش وزن هستند، باور دارن که روندشون هم استپ داره و باید بدن رو شوک بدن!

واقعیت روند لاغر شدن 🌱✨
چاقی مثل یک اختلال در سیستم عملکرد بدن ماست. درست مثل وقتی که بدن برای ترمیم یک زخم یا بریدگی بدون توقف کار میکنه و وارد مرحله «استپ ترمیم» میشه تا بهبود کامل بشه، بدن ما هم همینطور برای رفع چاقی تلاش میکنه. 💪🩹
وقتی ذهن و افکارمون درباره لاغری تغییر میکنه، این روند بدون هیچ توقف یا حواسپرتی ادامه پیدا میکنه تا به تناسب اندام دلخواه برسیم. 🎯🧠
اما چرا اینقدر افراد فکر میکنن وزنشون گیر کرده و روندشون متوقف شده؟ ⚖️⏸️
این باور از خیلی قبلتر تو ذهن ما جا گرفته، حتی قبل از اینکه روشهای مختلف لاغری رو امتحان کنیم! 🤯
انگار که انتظار داشتیم وزنمون گیر کنه و بدنمون مقاومت کنه.
به همین دلیل وقتی با کاهش وزن مواجه میشیم که کند میشه یا متوقف میشه، سریع میگیم وزنمون گیر کرده و باید یه شوک به بدن بدیم! ⚡️🏃♀️
در واقع این باور بیشتر یک ترفند هست که بعضی ارائهکنندگان رژیمها و روشهای لاغری به کار میبرن تا ناکارآمدی روششون رو توجیه کنن. 🤥🎭
خیلی از ما قبل از شروع هر روش، باور داریم که شاید نتیجه نده چون:
- اراده کافی نداریم 🙅♂️
- بدنمون خاص و مقاومه 🦾
- یا سیستم بدنمون فرق داره 🧬
این باورها معمولاً از توضیحات و تبلیغات همون روشها تو ذهن ما شکل میگیره. 💭📢
وقتی روشها جواب نمیدن، سریع گفته میشه که دلیلش «استپ وزنی» و مقاومت بدن شماست! 🚫😞 و این باعث میشه که یأس و ناامیدی سراغمون بیاد و فکر لاغری رو رها کنیم.

لاغری با معجزه قدرت ذهن 🧠✨
از وقتی که به لطف خدا با روش «لاغری با ذهن» آشنا شدم، زندگیام رنگ و بوی تازهای گرفت. یاد گرفتم چطور افکار و رفتارم را مدیریت کنم و همیشه در مسیر یادگیری قوانین شگفتانگیز ذهنم باشم. 🌟
چون هرچقدر آگاهیام بیشتر شد، تونستم موانع تناسب اندام رو بهتر بشناسم و راهکارهای ذهنی درست برای رفعشون پیدا کنم.
تو دوره «لاغری با ذهن» همیشه سعی میکنم جدیدترین تجربیات و نتایجم که حاصل تحقیق، نظرات دوستان شرکتکننده و فکر کردن برای سادهتر کردن روش است رو با همه به اشتراک بذارم. 📚🤝
اصلاح فرمولهای ذهنی چاقی 🔄
فرمولهای ذهنی چاقی، همون باورهایی هستن که درباره وضعیت جسم و چاق بودن داریم و مثل دیوارهای نامرئی جلوی لاغریمون رو میگیرن. 🧱🚫
درواقع خودمون داریم جلوی لاغری جسممون رو میگیریم و فکر میکنیم یه نیروی قدرتمند توی بدنمون مانع لاغر شدن هست.
این باورها، آموزشها و اطلاعات نادرستی هستن که سالها تو ذهنمون ذخیره شدن. چون دائم بهشون فکر میکنیم و توجه میکنیم، مثل مانع ذهنی عمل میکنن و راه کاهش وزن رو سد میکنن.
مانع بزرگ ذهنی برای لاغر شدن ⚠️
یکی از باورهای خطرناک و تاثیرگذار تو مسیر لاغری، همین «استپ وزنی» است که باعث شکست خیلیها شده.
ذهن ما عاشق مقاومت در برابر سختیهاست! هرچقدر بیشتر به خودمون فشار بیاریم، ذهن هم بیشتر مقاومت میکنه و استقامتش رو بالا میبره. 💥🛡️
همین باعث شده تو تمام سالهایی که چاق بودیم، حتی با تلاش زیاد، نتونیم نتیجه دلخواهمون رو ببینیم.
همین باور تو ذهنمون قویتر میشه و مقاومت ذهنی ما رو برای لاغری بیشتر میکنه.
ذهن و جسم؛ یک تیم ناگسستنی 🤝
بدن ما کاملاً تحت تاثیر ذهنمون کار میکنه. اگر باورها و فرمول ذهنی ما درباره کاهش وزن اشتباه باشه، جسم هم به اون باور عمل میکنه و جلوی تغییر رو میگیره.
پس کلید موفقیت تو مسیر لاغری، اصلاح باورهای ذهنیه که ما رو محدود کردهاند.
اگر دوست داری بیشتر درباره این معجزه ذهنی بدونی و راهکارهای کاربردی یاد بگیری، آمادهام باهات همراه بشم! 🚀🌈

تحقق رویای لاغری با قدرت ذهن 🌟🧠
هرچقدر هم که از لحاظ جسمی تلاش کنید لاغر شوید، در نهایت 🧠 ذهن شماست که نتیجه را رقم میزند.
دلیل اینکه سالها تلاش کردید ولی نتیجهای نگرفتید، همین موضوع است! ❌📉
اگر واقعاً دنبال تحقق رویای لاغریتان هستید، باید بدانید تنها روشی که میتواند شما را به هدفتان برساند، یادگیری لاغری با ذهن است؛ 🌈🎯
روشی ساده، کارآمد، تاثیرگذار و از همه مهمتر ماندگار. 💫✅
شاید باور نکنید، اما تمام آموزشها و تجربیات زندگیتان در ذهنتان ذخیره شده است. 🗂️🧠
شاید خیلی وقتها از آنها استفاده نکنید یا به یاد نیاورید، اما با کمی توجه و مرور، میتوانید به سطح قابل توجهی از آگاهی برسید. 🔍📘
این یکی از ویژگیهای خاص و منحصر به فرد ذهن ماست:
توانایی فوقالعاده در به خاطر سپردن اطلاعات. 🧠💡
اگر سالهاست اضافه وزن دارید و فکر میکنید اسیر چاقی هستید، خبر خوب این است که اشتباه میکنید! 🚫😌
اطلاعات لاغری همچنان در ذهن شما وجود دارد، چون لاغری حالت پیشفرض و طبیعی بدن ما بوده است. 🏞️⚖️
اگر امروز چاق هستیم، به خاطر یادگیری ناخودآگاه فرمولهای چاقی و جایگزینی اونها با الگوهای اشتباهه. 🔁😣
در دوره «لاغری با ذهن» یاد میگیرید چگونه این فرمولهای شگفتانگیز را دوباره به خاطر بیاورید و با تمرین و تکرار، ذهن خود را در مسیر کاهش وزن هدایت کنید. 🛤️🔄
این همان معجزه قدرت ذهن شماست که با یادگیری لاغری با ذهن در شما فعال میشود. ✨🔑
یکی از بزرگترین موانع در مسیر لاغری، باور استپ وزنی است که خیلیها را ناامید و سرخورده کرده. ⚠️🧱
اما دوره ورود به سرزمین لاغرها 🚪✨
یک راهکار اساسی و کاربردی برای رهایی از این مانع ذهنی و جسمی است.
✍️ در ادامه هم توی گام ۸۸ سراغ «ترس از لاغر نشدن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.36 از 102 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
روز ۴۵ تکرار
سلام و درود به همراهان عزیز و استاد گرامی
خدارو سپاسگذارم برای دیدن امروز و ساختن هر آنچه میخواهم
چرا کاهش وزن من استپ شده ؟
تجربیات و خاطرات چاقی در پرونده گذشته ذهن ما به کرات پیدا میشه که بیشترشون با بقیه مشترک بوده و همه ما رنج های زیادیو متحمل شدیم و خدارو شکر الان در مسیر متفاوتی قرار گرفتیم که میتونیم با تغییر زاویه نگاه به خودمون ،به جهان ،به شرایط ،به خدا و غذاها بریم بسمت لاغر شدن
باورهای چاق کننده مانع کاهش وزن ما میشوند ،باورهای چاق کننده چه نوع باورهایی هستند؟ زمانیکه ما پا به این دنیا گذاشتیم در ابتدا وارد خانه ای شدیم که پدر و مادر مدیر اون خونه بودن ،اونجا ما به مرور تربیت هایی شدیم که مخصوص به اون الگوهامون بود
یعنی روی من تعریف هایی گذاشته شد ،برچسب هایی زده شد، القابی داده شد ،نصحیت هایی شدم ،با ترس هایی آشنا شدم ،به من آموختن که به جهان چجوری نگاه کنم ،به خدا چه نگاهی داشته باشم ،اینکه غذاها چی هستن ؟ تو کی هستی ؟ووو
و من شبیه تجمیع افکار ،تصورات، رفتارها و عادت های الگوهام شدم ،حالا دیگه این من نبودم که به خودم نگاه میکردم ،تعریف های من به خودم نگاه میکرد ، تعریف های من به چاقی و لاغری نظر میداد ،در واقع تفکرات الگوهام بجای من زندگی میکردند
من هر چقدر بزرگتر میشدم تفکرات من غلیظتر میشد ،نگاه من به غذاها همون هایی بود که یاد گرفته بودم ،اگر اونها موقع غذا خوردن ترسیده بودن و مدام از مضرات برنج و چربی صحبت کرده بودن ،منهم شنیدم و قبول کردم و کدی در مغزم ساختم به نام ( برنج و چربی خطرناک است)
و تمامی رفتارها و واکنش های من بصورت باورهایی در من ثبت شدند و بجای من نظر دادند ،ترسیدند، ناراحت شدند،خوشحال شدند ووو
باورهای من بمن فهموندند که من نمیتونم لاغر باشم با اینکه طبیعیت من تناسب بود ولی من پذیرفتم خدا نخواسته من لاغر باشم ،اونها گفتند و من به تکرار پذیرفتم ،حالا شدم یک خانم چند ساله ای که تفکرات الگوهام هنوز هم در من فعالیت میکنه
و من دقیقا در انتظار رخ دادن باورهای خودم بودم ، اگر باور داشتم که وزن استپ میکنه ،وزنم استپ میکرد
الان دلم میخواد لاغر بشم ولی باورهام نمیپذیرن ،باورهای ریشه ای که مثل میخ تو مغزم ثبت و سفت شدن و جنگ چندین ساله من با ذهنم شروع شد ،تجربیات تلخی که سالها از این کش مکش دیدم و حسشون کردم نشان از اشتباه بودن مسیرم بود که چیزی که درست است انقدر سخت نیست
خدارو شکر انقدر جستجوگر بودم که به مسیر صحیح هدایت شدم ،جایی که دارم تلاش میکنم دونه دونه افکار پدر و مادر و اطرافیانمو بهشون پس بدم که اگر اون آلودگی ها از سرزمین وجود من پاک بشه ،من سالم و متناسب وحقیقیم وجود دارد فقط چونکه سالها ازش استفاده نکردم رفته تو خوابه مغناطیسی
و اینجا هم باید خالی بشیم از اون طلسم هاییکه ناخواسته شدیم هم بیدار بشیم و سکان زندگی و بدن جدید خودمونو دستمون بگیریم ،حامی وجودمون بشیم ،همین جوری همین شکلی بپذیریمش ،ترمیمش کنیم و بعد لذتشو ببریم
یکی از باورهای قوی که زیاد شنیده بودم و خودم هم باورش داشتم این بود که همیشه نگران استپ شدن لاغری بودم ،فکر میکردم باید به بدن یه شوک قویتر وارد کنم ،اونم از زبان متخصصین بی سواد شنیده بودم که هر بلایی سر آدم های ناآگاه مثل من در می آوردند
منهم که ناآگاه فقط میپذیرفتم ، میگفتن بدنت به یک فشار نخوردن بیشتری احتیاج داره تا بره واسه لاغر شدن ،انقدر از این مدل شوک ها به بدن نارنینم آورده بودم که سر تا پاش ترس و اضطراب بود وای که چقدر معذرت خواهی به خودم و جسمم و روحم بدهکارم که برای لاغر شدن تن به هر روش و متدی میدادم
و بدن عزیز من همیشه با اونهمه درد و رنج جواب مثبت بهم میداد و با من همکاری میکرد و اگر یک ماه خوب لاغر نمیشد شروع میکردم به سرزنش و توبیخ خودم و تمام عزت نفسم له میشد ،کاملا مشخص بود که من خودمو همونجوری دوست نداشتم ،من با شرط و شروط تازه شاید یه نیم نگاه قضاوتگر به خودم داشتم که اونم اجازه نداشت حتی اشتباهی بکنه
حالا من موندم یه جسم بینهایت اذیت شده ،پر از خاطرات تلخ چاقی و شکست هاش ،پر از حال و احساس خفه شده درونیش که باید باید باید ترمیم بشه ،نه با رژیم و فشار و درد ،اگر اونها چاره بود که الان باید درست شده بودم ،از مسیر متفاوت ،اول احترام و احترام ،به خودم ،به وجودم،به جسمم به روحم
اول درکش کنم که من اذیتش کردم ،برای هر چیزی آزارش دادم و در کنار حال خوب و حس عشق ،آرام آرام دستشو بگیرم ببرم راه درستو بهش یاد بدم ،مثل بچه ای که سالها تو اتاقی زندانیش کردیم و کتکش زدیم ،اول باید ازش دلجویی کنیم بعد ببریمش تا کاری واسمون انجام بده
حالا که یکمی حالش بهتر شده، آرامش داره ،بهش اطلاعات جدید بدیم ،براش توضیح بدیم که اون مقصر نیست ،دلیل چاقیش افکار و اعتقاداتش بودن ،پس انقدر با نتایجش نسنجیمش ،اجازه بدیم بیاد تو مسیر صحیح و ما هم در کنارش کمکش باشیم
اجازه ندیم منفی باف اذیتش کنه ،مدام بهش بگیم که همینجوری ازش راضی هستیم که اگر این بشه باور ما جهان هم مارو میبره در مسیر رضایتمندی بیشتر ،عجله یکی از کارهاییکه منفی باف میکنه و مارو بسمت حال بد هول میده که باید مراقبش باشیم
و حالا اجازه بدیم که اون مطالب قدیمیو پاک کنه تا جا برای جدیدها باز بشه، وقتی افکار قدیمی کنده میشن ،جاشون خالی میشه و افکار جدید جاشونو پر میکنن ،پس تکرار و تمرین باعث میشه ،باورهای قدیمی کمرنگ و جدیدها پررنگتر بشه
منم احساسات بسیار بدیو تجربه میکردم وقتی میرفتم روی ترازو و متوجه میشدم باز هم ۳ کیلو چاقتر شدم ،انقدر میترسیدم که تا چند روز خودمو گرسنگی شدید میدادم یجورایی تنبیه میکردم و انقدر خودتخریبی داشتم که دوست داشتم زنده نباشم و از بودن خودم خجالت میکشیدم ،وای که چقدر خودمو تحت فشارهای عاطفی قرار دادم
جالب بود وقتی چاقتر میشدم خودمو له میکردم ولی وقتیکه چند کیلو لاغر میشدم خودمو تشویق نمیکردم تازه ترس هام بیشتر میشد که حالا چجوری وزنمو ثابت نگه دارم که مجدد چاق نشم ،یعنی در هر دو صورت چه چاق میشدم چه لاغر حالم بد میشد
اینکه انقدر سرعتی اضافه وزن بدست میوردیم بخاطر همون تکرار احساسات بد بوده ،وظیفه ذهن گسترش دادنه ،ما چه چیزی زیاد داشتیم ؟ استرس،ترس،نخوردن ،چاق شدن، غم ،ناراحتی ووو
و در کنارش اعتماد بنفسی که نابود شده بود ،آخه از وجودی که پر از ترس و ناکافی بودنه نمیشد انتظار قوی بودن و شجاعت رو داشت ،دو جهت مخالف هم بودن ،اگر من از درون احساس شهامت و عشق ورزی و توانایی داشتم که میتونستم بر ترس هام غلبه کنم
امروز داشتم به دوستم میگفتم ،که من قبول دارم تصویری که از خودم دارم تصویر توانمندی نبوده و میپذیرم عزت نفسم آسیب دیده ولی مطمئنم نصف بیشتر آسیبی که از عزت نفسم خوردم بخاطر چاق بودنم بود که انقدر از خودم فاصله گرفتم و نخواستم که خودم باشم ،خودمو متعلق به خودم نمیدونستم و دوست داشتم جای شخص دیگه ای باشم
همون زمانیکه من جای خودمو ترک کردم و رفتم که شبیه دیگران بشم ، جای من خالی شد و اون خلاء رو سالها نتونستم با هیچ چیزی پر کنم ،نه خونه نه ماشین نه سفرهای لاکچری،اونجارو فقط با برگردوندن خودم باید پر کنم ،خودم که برم سرجام همه چیز درست میشه ،من سالها جایگاه خودم نبودم و کج ایستاده بودم همه چیزو کج میدیدم و فکر میکردم جهان و خدا کجن ،خدارو شکر دارم هدایت میشم برم تو جایگاه حقیقی خودم که حس آرامش اولین نشانشه
خدارو شکر که در ۹۰ درصد دوره های لاغری با ذهن هستم و تقریبا ۲ ساله روی ترازو نرفتم و نخواهم رفت و بجای اینکه با وزن های بالای ترازو مواجه بشم با جمع تر شدن روبرو هستم و به مراتب متوجه شدم که بدنم در حال ریختنه و دیگه اون صحنه های ترسناکو تجربه نخواهم کرد چونکه بذرهای لاغری داره آرام آرام در مغزم جاسازی میشه و مثل گیاه بامبو در حال تغذیه شدنه و بزودی درختچه های زیبایی رشد خواهند کرد
یادآوری تغییرات ما کمک میکنه که روند لاغر شدنمون راحتر انجام بشه و وقتیکه این تغییرات رو میبینیم تشویق کردن خودمون بهمون انرژی بیشتری برای ادامه مسیر خواهد داد
من به خودم افتخار میکنم که بعد از ۳۵ سال بودن در رژیم های مختلف، راه های درمانی ووو باز هم دارم برای لاغر شدن خودم تلاش میکنم که بتونم از حق الهی خودم استفاده کنم و میخوام اینجا بگم که اگر من لاغر نشم کی بشه ؟
کی شایسته تر از من ؟ کی ارزشمندتر از من ؟ کی دوست داشتنی تر از من ؟ من برای لذت بردن به این جهان اومدم و حالا دارم به حق های خودم میرسم و میخوام بدن خودمو تمیز و سالم و متناسب کنم مثل ذات الهی خودش که متناسب بوده و هست
من خوشحالم که ۲ ساله در دوره های لاغری با ذهن پر تلاش دارم افکار کثیف چاقیو از خودم پاک میکنم و پر صلابت قدم برمیدارم برای سلامت بودنم ، من به توانایی های خودم احترام میذارم ،به استمرارم ،به همتم ،به غیرتم ،به تلاشم،به شجاعتم و به تمریناتم احترام میذارم
من جلوی خودم تعظیم میکنم که داره دونه دونه سلول های آلودشو با سلول های جدید و تمیز تعویض میکنه که کار راحتی نیست که کار هر کسی نیست که نوع نگاه ۴۵ سالشو بخوایی تغییر بدی نسبت به خودت به جهان به خدا به چاقی
من خودمو میبوسم و برای خودم دست میزنم که تونستم با ترس های خودم آشنا بشم و ازشون گذر کنم ،اینکه تونستم با خوردن آشتی کنم و نترسم از خوردن قهوه و کیک ،که با لذت نوش جان کنم و بشناسم حق استفاده کردن از نعمت های خداوندو که سالها بمن آموختن که تو لیاقت داشتن زندگی عادی حتی خوردن غذا هم مال تو نیست
خدارو شکر میکنم که هر چقدر خودمو لایقتر شایسته تر و ارزشمندتر میبینم از آسمون و زمین برام برکت و سلامتی و شادی میباره الان فهمیدم که نیازی نیست من بدنبال چیزهای ارزشمند بگردم ،من احساس ارزشمندی کنم چیزهای ارزشمند وارد زندگی من خواهند شد
و حالا لاغری هم بسمت من اومده و بیشتر هم خواهد آمد چونکه من دیگه تو مدار حس های بی ارزشی نیستم ،خدارو شکر میکنم که دارم میرم تو جایگاه اصلی خودم که در اون جایگاه همه چیز درسته صحیحه
نشان های دریافت شده
روز ۴۴تکرار
سلام
من هم در طی چندین سال چاقتر شدن ولاغر تر شدنم ،مدام در استرس چند کیلو چاق شدن بودم، هر روز که باشگاه میرفتم وحتی کفشمو در میوردم موقع وزن کردن وبعد از ۳۰۰۰کالری که سوزونده بودم وچندین ساعت ورزش سخت ،تازه ۱۰۰گرمم اضافه شده بودم اشگم در میومد،تمام خستگی چندین ساعت ورزش تو تنم میموند،وقتی از ورزشای متنوعم تو جمع صحبت میکردم مسخره م میکردن ومیگفتن فریده همیشه تو رژیم و باشگاهاست ولی همیشه یا چاقه یا توپره ،شاید یکی دوبار لاغر بودن منو دیده بودن،مدام بالا بودم و حالم بسیار بد بود،از خودم خجالت میکشیدم،از بدنم بدم میومد،از خدا متنفر بودم،از خانواده که چرا منو چاق بدنیا اوردن ،از بچه دارشدنم وچاقی مضاعفم واز زمین وزمان ناراحت بودم
اگر ۱کیلو کم میکردم میگفتم حالا هنر نمیکنی ،خودمو سرزنش میکردم ،اگر وزن زیاد میکردم که دیگه جهنمی درست میکردم برای خودم،این ۷سالی هم که خودمو وزن نمیکردم از ترس ،از لباسام ومدل بدنم وسایزم که دیگه نزدیک ۴۸داشت میشد به عمق فاجعه پی برده بودم ،تا اینکه آبان ۹۸ که دوباره رژیم جدیدی شروع کردم و ازم خواستن وزن جدیدمو بگم ومجبورن با ترس وزن کشی کردم وبا وزن ۹۴روبرو شدم ،حالم خیلی بد شد ،به بدنم میگفتم ،دوباره میبرمت توی رژیم،تنبیه ت میکنم وحالم بد بود ،خدارو شکر اواسط رژیم بودم ،آذر ماه ،که با این دوره بینظیر آشنا شدم و چقدر خوشحال شدم از هدایت الله مهربان ،امروز یاد گرفتم که بازم بیشتر خودمو تشویق کنم
از خودم وبدنم حمایت کنم،ازش تشکر کنم،ببوسمش،نازش کنم،حامیش باشم،بهش بگم چقدر قدرتمنده،چقدر قویه،آفرین،چقدر خوبه که همش حست خوبه،چقدر بهت افتخار میکنم که هم خودت به فایلا گوش میدی وهم هر چی یادمیگیری به دوستت یاد میدی ،روی اونم حرفات تاثیر گذار بوده واونم سایز کم کرده ،چقدر عالیه که داری سواد خوردن وخودشناسیو یاد میگیری،چقدر خوشحالم که میفهمی کی گرسنه ای کی سیر هستی،،خدارو سپاسگذارم که اعتمادبنفسم بیشتر شده،چقدر احساسم خوبه که لباسام داره به سایز ۴۴نزدیک ونزدیکتر میشه،چقدر خوبه که مانتوی ۲سال پیشم تنم میره ،آفرین که از غذا خوردن نمیترسی،چقدر حالم خوبه که میتونم احساساتمو اینجا راحت بنویسم،چقدر به خودم افتخار میکنم که هدایت شدم تو این مسیر در کنار دوستان عالی ،استادی پر از آگاهی وخداگونه
لذت میبرم از اینهمه تغییر
وقتی میبینم که بیشتر دیالوگ های ادم ،خانواده م، حول وحوش غذا میچرخه ومدام دارن از مدل غذاها،طرز پختشون وخوردن غذا ها صحبت میکنن ومن فقط نگاهشون میکنم وباهاشون دیگه همکاری نمیکنم خوشحالم
وقتی میبینم من خودم واقعیت خودمو میسازم وکاری به اخبار ندارم خوشحالم ،دیشب استاد توی لایوشون گفتن من با اخبار کاری ندارم من خودم اخبار زندگیمو میسازم خیلی الهام بخش بود ،خوشحالم که ۲ساله دارم خوراک عالی به ذهنم میدم وخدارو شکر در مسیرهای عالی هدایت میشم
این فایل هم عالی بود
یکی از تفکراتی بود که چند روز قبل داشتم بهش فکر میکردم که نکنه من توی کم کردن سایز استپ کنم چونکه همچین تجربه هایی داشتم ،که خدارو شکر این فایل عالی میتونه کمکمون کنه