حتما به خاطر داری با هزار امید رفتی سراغ یه رژیم جدید یا یه برنامهی ورزشی، اما بعد از چند روز یا چند هفته خسته شدی و ولش کردی؟ 😓
📍 این جلسه ادامه گام ۲۵ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
یا شاید هم با وجود اینکه «درست» رژیمت رو رعایت میکردی، وزنت تکون نمیخورد و دلسرد میشدی… 😞
اگه سالهاست برای لاغر شدن تلاش میکنی ولی هنوز به نتیجه نرسیدی، فقط دو دلیل داره:
🛑 یا داری مسیر اشتباهی رو میری
🧠 یا اینکه موانع ذهنی کاهش وزن هنوز تو ذهنت فعاله
در این جلسه میآموزیم:
✨ چگونه لاغر شوم؟ اول باید از ذهن شروع کنی!
تصور کن ذهنت مثل یه نگهبانه که جلوی درِ لاغری واستاده!
هر وقت بخوای وارد دنیای تناسب اندام بشی، اون مانعت میشه با جملههایی مثل:
❌ “تو اراده نداری!”
❌ “لاغر شدن خیلی سخته!”
❌ “تو از بچگی چاق بودی، درست نمیشی!”
اینا دقیقاً همون موانع ذهنی کاهش وزن هستن که بیصدا و نامرئی، جلوی موفقیتتو میگیرن!
✅ تا این مانعها رو نشناسی و پاکشون نکنی، هر روشی هم امتحان کنی نتیجه نمیگیری…
ولی خبر خوب اینه که وقتی ذهن رو با خودت هممسیر کنی، لاغر شدن تبدیل میشه به یه سفر شیرین و موندگار 🍃💪

خیلی از ما که اضافهوزن داریم، همیشه یه سؤال تو ذهنمون هست:
«چجوری لاغر شم؟» 🤔
ولی همینکه به لاغر شدن فکر میکنیم، یه عالمه فکر جورواجور مثل فیلم از جلوی چشممون رد میشن! 🎞️
چی بخورم؟ چه ورزشی کنم؟ اگه نشه چی؟ 😟
و از اونجایی که ذهنمون پر از آشفتگیه و نمیدونیم از کجا شروع کنیم، کمکم باورمون میشه که لاغر شدن کار سختیه یا حتی غیرممکنه… 😩
📌 اما چیزی که خیلیا نمیدونن اینه که بزرگترین مانع توی مسیر لاغری، موانع ذهنی کاهش وزن هستن.
یعنی همون صداهای درونی که مدام میگن:
❌ “تو نمیتونی”
❌ “تو همیشه چاق میمونی”
❌ “ارادهتو از دست دادی”
این افکار، مثل دیوار جلو پیشرفت ما سبز میشن.
تا وقتی این موانع ذهنی کاهش وزن رو نشناسی و برنداری، حتی اگه بهترین روش دنیا رو هم استفاده کنی، باز هم به هدفت نمیرسی. 🚫
حالا بیاین یه کم راحتتر به قضیه نگاه کنیم 😊
لاغری فقط یه هدفه.
مثل بقیهی هدفهایی که توی زندگیت داشتی و با تلاش بهشون رسیدی! 🎯
- 👩🎓 قبولی توی رشته مورد علاقهت
- 🛠️ یاد گرفتن یه مهارت جدید
- 🚗 خریدن یه ماشین دلخواه
- 🌍 یا حتی رفتن به یه سفر هیجانانگیز
همهشون اول یه «فکر» بودن توی ذهنت… بعد شد «هدف»… بعد تبدیل شد به «برنامهریزی» و در نهایت «نتیجه» 🎉
✅ حالا اگه لاغر شدن هم هدفته، فقط کافیه:
- 🌱 اون رو توی ذهنت بکاری
- 🧠 موانع ذهنی کاهش وزن رو بشناسی
- 🛤️ مسیر درست رو انتخاب کنی
- 🚶♀️ کمکم شروع به حرکت کنی
فرض کن میخوای بری یه شهر دوستداشتنی… راههای مختلفی هست، ولی همیشه یه مسیر هست که بهتر و راحتتره. مسیر لاغری هم همینطوره.
اگه ذهنت رو با خودت همراه کنی، این مسیر از یه چالش سخت تبدیل میشه به یه سفر لذتبخش! 💖🛤️
🧩 خلاصه اینکه:
تا وقتی موانع ذهنی کاهش وزن رو کنار نزنی، ذهنت نمیذاره بدن تغییر کنه.
پس اول ذهن، بعد رفتار، بعد نتیجه! ✨

🚶♀️ سفر از سرزمین چاقی به دنیای لاغری با ذهن 🧠✨
تا حالا شده بخوای بری سفر؟ اولش یه مقصد تو ذهنت داری، مثلاً یه شهر خوش آبوهوا، کنار دریا یا تو دل طبیعت… 🏞️
بعدش شروع میکنی برنامهریزی: چی ببری، کی حرکت کنی، از کدوم مسیر بری، چقدر طول میکشه و کلی جزئیات دیگه.
حالا بذار یه راز رو بهت بگم…
لاغر شدن هم دقیقاً مثل یه سفره!
یه سفر از “سرزمین چاقی” به “سرزمین تناسب و سبکی” 🧳💃
اول از همه باید بدونی که این مقصد وجود داره.
✅ تو میتونی لاغر بشی. واقعاً میتونی!
همونطور که قبل از سفر مطمئنی مقصد سر جاشه، الان هم باید از ته دل باور کنی که رسیدن به اندام متناسب کاملاً ممکنه.
📍 توی هر سفری، مسیر مهمه…
همونطور که برای رسیدن به مقصد باید قوانین راه رو رعایت کنی، استراحت کنی، صبور باشی و ادامه بدی،
برای لاغر شدن با ذهن هم باید یه مدت تو مسیر باشی، نکات رو رعایت کنی، خودت رو بشناسی و از این مسیر لذت ببری. 🌈
💡 خیلیها وقتی وارد دور ورود به سرزمین لاغرها میشن، دقیقاً میدونن از کجا حرکت میکنن (از چاقی)، و دقیقاً میدونن قراره کجا برسن (به اندام دلخواهشون).
اما…
❗ چیزی که بین این دو نقطه ایستاده، موانع ذهنی کاهش وزن هست.
🧱 این موانع ذهنی همون باورهای محدودکنندهای هستن که میگن:
- “تو همیشه چاق میمونی”
- “لاغر شدن سخت و طاقتفرساست”
- “اراده نداری، ولش کن…”
تا این موانع سر جاش باشن، سفر به مقصد نمیرسه.
❓ حالا چرا با اینکه خیلیها رژیم گرفتن، ورزش کردن، قرص خوردن و… هنوز لاغر نشدن؟
چون مسیرشون درست نبوده. یا بهتر بگم، موانع ذهنی کاهش وزن هنوز دستنخورده باقی مونده بودن.
✅ مسیر ذهنی لاغری، سادهتر، امنتر و ماندگارتره.
همون مسیریه که افراد موفق انتخابش میکنن؛ چون فقط ظاهر بدن رو هدف نمیگیره، ذهن رو هم همراه خودش تغییر میده.
🌟 خلاصه که اگه میخوای واقعاً از سرزمین چاقی کوچ کنی، اول از همه ذهنت رو آماده کن.

🛤️ راه را از بیراهه تشخیص دهید؛ تجربهای از مسیر پرپیچوخم لاغری
💡 اگه میخوای این موانع ذهنی رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم برطرف کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ تشخیص راه از بیراهه؛ در ادامه هم توی گام ۲۷ سراغ «تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.21 از 94 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام و درود استاد مهربان و دوستان خوبم
با توجه به روشهایی که قبلاً برای لاغر شدن استفاده کردهاید، موانع ذهنی خود برای لاغر شدن را شرح دهید.با خودتان فکر کنید و مهمترین دلایل لاغر نشدنتان را نام ببرید و هرکدام را توضیح دهید.
به نظرم مهم ترین دلیل های لاغر نشدن من یکی توجه به کالری ها نحوه کم کردن دریافت و سوزاندنشون بود مثلا با عشق بستنی میخوردم میرفتم تو نرم افزار کالری شماری میزد مثلا ۳۰۰ یا ۴۰۰ کالری داره باید برای سوزاندن ان یک ساعت پیاده روی کنید و اون بالا در خانه نرم افزار حد مجاز مصرف کالری رو بیشتر زده بود و بهت الارم میداد که تو امروز بیستر از حد مجاز خوردی حالا داری برمیگردی خونه خسته تو یه تابستون گرم تو مترو قبلشم بستنی خوردی بهت چسبیده ولی با حرف این نرم افزار کوفتت شده و نمیتونی ام یه ساعت راه بری بسوزونی بعد با خودت فکر میکنی ینی هم هر چی میخورم معادلش باید راه برم من مگه چه قدر در روز میتونم راه برم ورزش کنم خیلی حس بدیه وقتی میگفت که بیش از حد خوردی هم کوفتت میشد اون چیزی که خوردی هم انگار با این حرف هم زمان میگفت تو زشتی تو اراده نداری تو کافی نیستی تو نمیتونی تو محرومی از لذت های زندگی و… حتی وقتی فردی ام میگه فلان چیزو من میتونم بخورم ولی تو چاقی نخور یا بچم تو سن رشده میتونه بخوره ولی تو نخور چاق میشی درصورتی که منم هم سن بچش یودم بازم بهم میگفت نخور مراقب باش چاق میشیا ولی به دختر خودش نمیگفت دخترشم کاملا متناسب بود (ایم شخص خواهرم بود)
من حس میکردم لایق زندگی کردن نیستم حس میکردم خودمو ول کنم تو ۴۰ سالگی ولی مریضی میاد سراغم قند خون دیابت چربی یه زن سن بالا چاق
بعد میگفتم خدایا من چیپه جودی یه زمانی با این که بیشتر میخوردم ۱۲ کیلو از اینی که هستم لاغر تر بودم
برای هر مانع ذهنی، دلیل منطقی پیدا کنید که نشان دهد لاغر شدن ارتباطی با آنچه تا امروز تصور میکردید ندارد.
منطق این داستان خودم تا قبل سن ۲۳ سالگی ام بود که گوش نمیدادم به بقیه در مورد چاقی میدونستم من چاق نمیشم من بهترین اندامو دارم اعتماد به نفس انداممو داشتم هر جا میرفتم همه میگفتن خوش به حالت چه متناسبی رژیم میگیری ؟ورزش میکنی؟ میگفتم نه خودم این مدلی ام همه چی میخوردم اگر یه روز تحرکم کم بود به خودم فوش نمیدادم لذت میبردم از خودم خوردن حتی یادمه دوره دانشجویی ما ماهی دوبار کمه کم فست فود میخوردیم من عاشق پیتزا بودم و با خیال راحت میخوردم ولی یه دونه رو هیچ وقت تنها نمیشد با یکی شریک میشدم بیرون میرفتیم همیشه یه پرس غذا زیادم بود با یکی باید شریک میشدم بعد افتادم با یه گروه از ادمایی که اینا نفری یه پرس میخوردن و من به خاطراین که حیف نشه مجبور میکردم خودمو کامل بخورم اون گروه ادما کلی هله هوله میخوردن هر هفته برنامه من زمانی که متناسب بودم درسته که همه چی میخوردم ولی زیاده روی نمیکردم به اندازه بدنم میخواردم اره تو خانواده چاق داشتیم ولی من نبودم پشت میز کار کن چاق داشتیم ولی من پشت میز ساعت ها بدون تحرک بودم ولی چاق نبودم
به نظر شما ورزش کردن چه تاثیری در روند لاغر شدن دارد؟تا به حال از ورزش برای لاغر شدن استفاده کردهاید؟ تجربه خود را بنویسید.اگر ورزش کردهاید، چه نتیجهای گرفتید و این نتیجه چه مدت دوام داشت؟
وقتی چاقی و هدفت ورزش برای لاغری باشه نه سلامتی یا اصلاح فرم بدن خودتو میکشی بیش از حد ورزش میکنی انقد به حودت سخت میگیری که روز باشگاه پشیمونی از رفتن اخرشم هی خودتو آینه نگاه میکردی میگفتی فایده نداره هر هفته میرفتی رو ترازو ولی فایده نداشت برای همین این نا امیدی باهث میشد بعد یه مدت ول کنی بگی چه کاریه سخت بگیرم به خودم لاغر بشو ام نیستم اونایی که لاغر میشن رژیم میگیرن هر روز فیله و سبزیجات میخورن پودر پروتوئین میخورن تو که پول اینارو نداری پس لاغر نمیشی شاید بگم بیشترین تایم ورزش من ۳ ماه بودم به خاطر یه سری شرایط تمدید نکردم و دیگ انقد بی اراده بودم که اون شرایطو ولکردم گفتم به جاش پیاده روی بعد تو پیاده روی بازم به خودم سخت میگرفتم که نه باید روزی یک ساعت کم تر نشه ۶۰۰۰ قدم حداقلشه باید نوسانی راه بری تاثیر داشته باشه بعد اگر از اون حد یه روز کم ترمیشد حس میکردی عقبی بی اراده ای تاثیر نداره تو نمیتونی و… و به قولا پشتت باد میخوردو میگفت بابا همینی که هستی بشین تو خونه اما الان هر بهونه ای پیدا میکنم برای راه رفتن ولی زمان سنج نمیزارم قدممامو نمیشمرم نمیگم باید انقد اینجوری برم سعی میکنم از سر کار تا خونه رو یه تیکه پیاده برم اهنگ گوش بدم یه کاری کنم این مسیر برام هیجان انگیز تر شه به جای فک کردن به گرما و طولانی بودن مسیر به مردم نگاه میکنم به گربه های تو محله صدای پرنده ها به کارایی که تو طول روز کردم بعد میگم افرین دمت گرم صنم تو این گرما این همه پیاده رفتی یا موقع خرید کردن شوهرم میگه بیا انلاین خرید کنیم میگم اقا بزار یه بهونه برای تحرک بشه هم ادمارو میبینیم ۴ تا چیز قشنگ میبینیم نمیفهمیمم چه قد راه میریم چون من بار ها شده تو پاساژای بزرگ مثلا ۵ ساعت راه رفتم وایسادم ولی به چشم نمیاد و یادم میاد زمانی که لاغر بودم همین بود به بهانی خرید لوازم تحریر دانشگاه به خاطر پروزه های ساختمانی به خاطر پول ندادن به تاکسی و کم تر خرج کردن بیشتر راه میرفتیم ولی به این فک نمیکردم که این برای لاغریمه سختش نمیکردم با دوستام همراه بودم قدمو زمانو کیلومترو حساب نمیکردم و الانم میخوام برگردم به ذهنیت اون زمانو اگر سختش کنی بهت سخت میگیره زندگی